0

ناوچه قهرمان جوشن

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

ناوچه قهرمان جوشن

 

یادی از شهید ابراهیم حرآبادی  فراهانی

مطلبی که در پایین می خوانید مصاحبه ای است با فرمانده ناوچه جوشن که در درگیری با ناوگان آمریکا در خلیج فارس پس انهدام ۱هلیکوپتر و درگیری با کشتی های آمریکایی غرق میشود.

ناوچه جوشن

 فروردین ماه 1367 ناوچه جوشن مأموریت یافت تا تعدادی از نفتكش های ایرانی را از جزیره خارك تا دهانه خلیج فارس اسكورت كند. این ناوچه عملیات مذكور را بعدازظهر همان روز آغاز كرد و این عملیات تا ساعت 5 صبح روز بعد یعنی 29 فروردین ادامه یافت. در طول این مسیر در چندین مرحله هواپیماهای دشمن قصد تعرض به این نفتكش ها را داشتند ولی هر بار با تیراندازی و پدافند ایذایی ناوچه جوشن مجبور به ترك منطقه شدند و سرانجام تمام نفتكش ها به سلامت از دهانه خلیج فارس خارج شدند. ناوچه جوشن در حال برگشت به منطقه یكم دریایی بندرعباس، مأموریتی تازه یافت و آن اطلاع یافتن از حمله نظامیان متجاوز آمریكایی به سكوهای نفتی نصر و سلمان بود. چگونگی این عملیات شكوهمند را كه به جاودانگی ناوچه جوشن و پرسنل غیور و جان بركف این ناوچه منجر شد، از زبان ناخدا یكم بازنشسته «عباس ملك» فرمانده ناوچه جاوید جوشن می خوانیم:

س: ناخدا ملك! چگونه از حمله آمریكا به سكوهای نفتی كشورمان اطلاع یافتید؟ رویارویی ناوچه جوشن با نیروی دریایی آمریكا چطور آغاز شد؟

ج: پس از اتمام عملیات اسكورت نفتكش ها، به پایگاه خود در منطقه یكم دریایی بندرعباس بازمی گشتیم كه حدود ساعت هفت صبح از طریق پایگاه خبردار شدیم كه در نزدیكی های جزیره كیش، ناوهای آمریكایی به سكوهای نفتی «نصر و سلمان» كه در جنوب غربی جزیره سیری قرار دارند، حمله كرده اند. طبق دستوری كه به ما داده بودند آماده شدیم و مسیر خود را به طرف منطقه موردنظر عوض كردیم. حدود ساعت یازده و ربع بود كه افسر عملیات و افسر مخابرات به من اطلاع دادند كه دستگاه های مخابراتی ما عمل نمی كنند و از كار افتاده اند. بلافاصله به اتفاق افسر مخابرات و الكترونیك به اتاق مخابرات رفتیم. تمام سیستم های مخابراتی را بررسی كردیم و متوجه شدیم كه ایراد از خود دستگاه ها نیست. چون تا آن زمان جنگ های الكترونیكی برای ما پیش نیامده بود، متعجب بودیم كه چگونه دستگاه ها از كار افتاده اند.

در همین وضعیت بسر می بردیم و حدوداً ده دقیقه ای از این موضوع گذشته بود كه 5 یا شش فروند هواپیما و هلی كوپتر در اطراف ناوچه ظاهر شدند كه البته هواپیماها در سطح بالایی پرواز می كردند. در آن زمان حدوداً 20 مایل از جزیره سیری دور شده بودیم و تقریباً 30 تا 35 مایل با سكوهای «نصر و سلمان» فاصله داشتیم. در این موقع یكی از هلی كوپترها سعی كرد كه به ما نزدیك شود. ما در این شرایط سیستمی به نام گارد داشتیم كه از طریق آن با خلبان هلی كوپتر تماس گرفتیم و به او یادآور شدیم كه طبق قوانین بین المللی و با توجه به شرایط جنگی منطقه و ناشناس بودن هلی كوپتر بیشتر از 5 مایل نمی تواند به ما نزدیك شود. خلبان هم در جواب گفت: من هلی كوپتر ناشناس نیستم. من هلی كوپتر نیروی دریایی آمریكا هستم و به شما اخطار می دهم ناوچه را متوقف كنید و تمام افراد را به روی قایق های نجات منتقل كنید.

بعد از شنیدن پیام بلافاصله، آژیر محل جنگ را به صدا درآوردم و بچه ها به محل های از پیش تعیین شده خود رفتند. البته بچه ها از قبل هم آماده بودند ولی با این اعلام، آمادگی صد درصد برای موقعیت جنگی پیدا كردند كه این مسئله حدود هفت، هشت دقیقه به طول انجامید. دراین زمان متوجه شدم كه كسی بر روی مدار، من را با گویش انگلیسی صدا می كند و می گوید: من فرمانده ناوگان نیروی دریایی آمریكا هستم و به شما اخطار می كنم كه متوقف شوید و كشتی را از نفرات تخلیه كنید. من در جواب با لحنی جدی به او گفتم: اینجا خلیج فارس است ومن از شما دستور نمی گیرم و طبق برنامه ای كه دارم باید برای نجات نفراتی كه بر روی سكو قرار گرفته اند به سوی سكوهای نفتی بروم. آنها گفتند: شما درمحاصره كامل هستید و بهتر است كه به حرف ما گوش بدهید. من مجدداً در جواب گفتم: اینجا خلیج فارس است و شما حق هیچگونه دخالتی در امور كشور مرا ندارید و لازم است كه شما منطقه را ترك كنید.

این صحبت ها حدود یك ربع طول كشید. جو عجیبی به وجود آمده بود. برای درگیرشدن و یا ادامه مسیر و یا هر اقدام دیگری نیاز به برقراری ارتباط بود و ما متأسفانه حتی با جزیره سیری كه در نزدیكی ما قرار داشت ارتباطی نداشتیم. دراین شرایط حساس با پرسنلم مشورت كردم و با اینكه همه می دانستند تنها هستیم و از هر طرف مورد محاصره آمریكایی ها قرار داریم، باكمال شجاعت گفتند كه حاضرند تا پای جان ازكشتی حفاظت كنند.

ناوگان نیروی دریایی آمریكا دست بردار نبود ومرتب اخطار می داد و ما هم به راه خود ادامه می دادیم تا اینكه مكالمه من با فرمانده ناوگان نیروی دریایی آمریكا به مشاجره لفظی كشید و من به او گفتم: «شما باید منطقه را ترك كنید ومن مأموریت خودم را انجام خواهم داد.» در این زمان، از آن طرف خط یك نفر پشت دستگاه بی سیم آمد و به زبان فارسی شروع كرد به صحبت كردن، گفت: «هرچه كه به شما دستور داده می شود اجرا كنید، اگر شما تسلیم شوید آن دسته از نفرات كه مایل باشند می توانند با ما به آمریكا بیایند تا ما در آنجا به آنها كار و امكاناتی كه می خواهند بدهیم و آن دسته از افراد هم كه مایل به این كار نیستند می توانند به ایران برگردند.» من هم در جواب مجدداً گفتم: ما به مأموریت خود ادامه خواهیم داد. دراین شرایط آمریكایی ها از متوقف كردن ناوچه جوشن ناامید شدند و اولین موشك بلافاصله بعداز آخرین مكالمه ما یعنی حدود ساعت 30/12 به طرف ما شلیك شد. با سیستم های چفی كه داشتیم، توانستیم این موشك را حدود 200 یاردی از ناوچه منحرف كنیم. با نزدیك شدن اولین هلی كوپتر به ناوچه، دستور آتش دادم كه مورد اصابت قرارگرفت و سقوط كرد. بقیه هلی كوپترها با دیدن این موقعیت از ناوچه فاصله گرفتند وهواپیماهایی هم كه در اطراف ما بودند، فاصله خود رابا ما بیشتر كردند.

در این موقع متوجه شدم كه ناوهای آمریكایی ازطرف غرب جزیره سیری ما را قفل موشكی كردند و بعد بار دیگر با ما تماس برقراركردند و گفتند: سرسختی به خرج ندهید، درغیر این صورت نابود خواهیدشد. من در جواب گفتم: من می دانم كه ما را درجهت غربی قفل موشكی كرده اید و بهتر آن است كه ما را به حال خود رها كنید تا ما مأموریت خود را ادامه دهیم.

كاپیتان آمریكایی ازمن پرسید: هنوز سیستمهای شما كار می كند؟ برای آنها شگفت آور بود كه چطور با این شرایط سیستم های الكترونیكی ما هنوز از كار نیفتاده است، چرا كه ما توانسته بودیم سمت و جهت قفل موشكی آنها را تشخیص دهیم.

دربین این صحبت ها بود كه آنها دومین موشك خود را به سوی ما پرتاب كردند. با دیدن موشك دستور شلیك بسوی آن را دادم ولی به خاطر سرعت بالایی كه داشت عملا این كار بیفایده بود. موشك وارد بدنه ناوچه شد، از بین چهار لانچه پرتاب موشك گذشت و دست آخر در موتورخانه منفجر شد. با این انفجار 25 تركش به بدن من اصابت كرد. اولین چیزی كه بعداز این اصابت دیدم روی كفشم بود كه حدود 5 سانتی متر شكافته شده بود ولی متوجه زخم خوردگی بقیه جاهای بدنم نشدم. شهید ناو سروان زارع نعمتی كه جانشین من بود از ناحیه گردن مورد اصابت تركش قرار گرفت، دست خود را به بغل ناوچه گرفت، روی پله نشست و در همانجا به لقاالله پیوست، خدا رحمتش كند.

من وارد پل فرماندهی شدم تا اوضاع ناوچه را بررسی كنم. با اتاق مخابرات تماس گرفتم، تماس قطع بود، بعد با اتاق عملیات تماس گرفتم اما تمام ارتباط ها قطع شده و موتورخانه از كار افتاده بود. از پل فرماندهی بیرون آمدم و در سینه ناوچه در كنار توپ ایستادم.

خدا رحمت كند افسر عملیات ناوچه جوشن (شهید ابراهیم حرآبادی)، ایشان از راه رسید و گفت: ناوچه از ناحیه موتورخانه مورد اصابت موشك قرار گرفته است. به او گفتم: به افسر مهندس بگو میزان صدمات وارده را اعلام كند تا بتوانیم از ادامه خسارت به ناوچه جلوگیری كنیم.

سومین موشك كه از نوع استاندارد بود به سوی ما شلیك شد و پرسنل قهرمان ناوچه جوشن با اجرای آتش سعی در انهدام آن داشتند ولی موفق نشدند و موشك به پل فرماندهی اصابت نمود. من و چند نفر از پرسنل به داخل آب پرتاب شدیم. بلافاصله موشك های چهارم و پنجم هم به ناوچه اصابت كرد و دود و آتش آن را فراگرفت. به پرسنلی كه روی ناوچه بودند گفتم تا خود را داخل آب بیندازند. تعدادی از بچه ها كه رمقی در تن داشتند به دوستانشان كمك می كردند تا خود را به داخل آب بیندازند، ولی آنهایی كه شهید شده بودند با ناوچه جوشن به دل خلیج همیشه فارسرفتند تا حماسه جاوید جوشن برای همیشه ماندگار باقی بماند.

زمانی كه در داخل آب بودیم به كمك تعدادی از پرسنل ناوچه جوشن سعی كردیم تا كلیه عوامل را كه داخل آب پریده بودند دور هم جمع كنیم. افسر برق ناوچه كه در یك مایلی من بود توانسته بود هشت نفر را جمع كند و من هم هفده، هجده نفر را در كنار خود جمع كرده بودم. برای اینكه جریان آب ما را از یكدیگر جدا نكند به بچه ها دستور دادم تا كمربندهای خود را باز كنند و به یكدیگر گره بزنند تا بتوانیم جمع خود را حفظ كنیم. بیشتر نگرانی ما از این بود كه در آن منطقه كوسه خیز باتوجه به مجروح بودن تعداد زیادی از پرسنل، از خطر حمله كوسه ها در امان بمانیم.

س: در مورد تصمیم گیری بعد از پیشنهاد پناهندگی آمریكایی ها به پرسنل ناوچه جاوید جوشن چگونه عمل شد؟

ج: اگرچه من فرمانده این واحد بودم ولی این مهم بود كه همه عوامل با یكدیگر همسو و موافق باشند و خوشبختانه پرسنل من همه متعهد و مؤمن بودند. طی تحقیقاتی كه بعد از این حادثه انجام دادم متوجه شدم كه من در این مأموریت با پرسنل نمونه نیروی دریایی همراه بودم. و اما آمریكایی ها به ما پیشنهاد كردند كه هركدام از ما می تواند پناهنده سیاسی بشود و حتی اگر بخواهد می تواند همراه خانواده خود در آمریكا زندگی كند. با پرسنل ناوچه در همان پل فرماندهی یك كمیسیون تشكیل دادیم و همگی به اتفاق گفتند: به هیچ وجه تسلیم نخواهیم شد و غیرت و شكوه و جوانمردی ایرانی و عزت و پرچم سه رنگ ایران اسلامی را فدای ترس و زندگی در غرب نخواهیم كرد و مكتبی كه در آن شهادت دارد اسارت ندارد.

س: از خاطراتتان با پرسنل غیور ناوچه جوشن كه برای سرافرازی ایران اسلامی از جان خود گذشتند برای ما بگویید.

ج: آن روز (29فروردین) اولین روز ماه مبارك رمضان بود و همه روزه دار بودند. شب قبل از آن را هم به دلیل شركت در عملیات تا صبح تلاش می كردند و بیدار بودند. بعد از آن هم حمله ناوهای آمریكایی پیش آمد. با اینكه بیشتر افراد مجروح بودند و چندتایی هم شهید اطراف ما بود، همگی روحیه بالایی داشتند. در طول پنج تا شش ساعتی كه ما در داخل آب بودیم، تمام مدت با خدای خود نجوا می كردند و شور و حالی الهی داشتند. در مورد شهید ابراهیم حرآبادی بعدها فهمیدم كه این شهید گرانقدر خود به تنهایی سرپرستی چندین خانوار محروم و بدون سرپرست را به عهده داشته است. این شهید یك نمونه بارز از افسران لایق بدنه ارتش مردمی ما بود.

س: در مورد نحوه نجات خود تان و پرسنل ناوچه جوشن توضیح بدهید.

ج: دم دمای غروب یك فروند از هلی كوپترهای نیروی دریایی محل ما را پیدا كرد و به همراه یك فروند هاور كرافت برای نجات ما آمد. موقع عملیات نجات بقدری هوا تاریك بود كه بعد از جمع آوری افراد در پایگاه متوجه شدم 3 نفر از پرسنل داخل آب جا مانده اند. فردای آن روز هلی كوپتر مجدداً به سراغ همان ناحیه رفت و توانست آن 3 نفر را پیدا كند. پس از انتقال به پایگاه بلافاصله پیش آنها رفتم، وضعیتشان را جویا شدم و پرسیدم كه در خلوت و تنهایی شب و سكوت دریا، زمان برایشان چگونه گذشته است. در جوابم گفتند، تا صبح قرآن و دعا می خواندیم. برایم لحظه غیرقابل تكراری بود و از آن زمان با خودم عهد بستم كه نگذارم خون شهدای ناوچه جوشن و حماسه جاودان پرسنل متعهد و غیور این ناوچه از خاطرها پاك شود.

س: از حضورتان در این مصاحبه سپاسگزاریم.

ج: من هم از شما به خاطر تلاش برای زنده نگاه داشتن یاد شهیدان بزرگوار دفاع مقدس تشكر می كنم.

 

 

http://horabad.blogfa.com/post-75.aspx

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  4:57 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 

فرمانده ناوچه هميشه‌جاويد جوشن

 

 

Literally taken apart by numerous heavy hits scored by USN aircraft, IRINS Sahand is left afire along its whole length. (US DoD)



پس از اتمام عمليات حفاظت از نفتكش‌ها، عازم پايگاه خود در منطقه يكم دريايي بندرعباس بوديم. حدود ساعت هفت صبح از طريق پايگاه به ما خبر دادند كه در نزديكي‌هاي جزيره كيش، ناوهاي آمريكايي به سكوهاي نفتي نصر و سلمان كه در جنوب غربي جزيره سيري قرار دارند، حمله كرده‌اند.
مدت زيادي نگذشت كه پنج يا شش فروند هواپيما و بالگرد در اطراف ناوچه ظاهر شدند؛ البته هواپيماها در سطح بالا پرواز مي‌كردند. در آن زمان حدود 20 مايل از جزيره سيري دور شده بوديم و تقريباً 30 تا 35 مايل با سكوهاي «نصر» و «سلمان» فاصله داشتيم. در همين موقع يكي از بالگردها سعي كرد به ما نزديك شود. ما در اين شرايط سامانه‌اي به نام «گارد» داشتيم كه از طريق آن مي‌توانستيم با خلبان بالگرد تماس بگيريم، از همين طريق به او يادآور شديم كه طبق قوانين بين‌المللي و با توجه به شرايط جنگي منطقه و ناشناس بودن بالگرد، نمي‌تواند بيش از 5 مايل به ما نزديك شود.
خلبان هم در پاسخ گفت: «من ناشناس نيستم، من بالگرد نيروي دريايي آمريكا هستم و به شما اخطار مي‌دهم كه ناوچه را متوقف و تمام افراد را به روي قايق‌هاي نجات منتقل كنيد!»
بعد از شنيدن پيام، بلافاصله آژير جنگ را به صدا درآوردم. در همين زمان متوجه شدم كه كسي برروي مدار مخابراتي، مرا با زبان انگليسي خطاب كرده و مي‌گويد: «من فرمانده ناوگان نيروي دريايي آمريكا هستم و به شما اخطار مي‌كنم كه متوقف شويد و كشتي را از نيروها تخليه كنيد!»
من هم در پاسخ وي با لحني جدّي گفتم: «اينجا خليج فارس است؛ من از شما دستور نمي‌گيرم و طبق مأموريتي كه دارم، بايد براي نجات افرادي كه بر روي سكو قرار گرفته‌اند، به سوي سكوهاي نفتي بروم. شما حق هيچ‌گونه دخالت در امور كشور ما را نداريد و بايد منطقه را ترك كنيد!»
در همين اوضاع و احوال، با ساير كاركنان مشورت كردم و با اينكه همه مي‌دانستند تنها هستيم و امكان ارتباط با رده فرماندهي هم نداشتيم و از هر طرف مورد محاصره آمريكايي‌ها قرارگرفته‌ايم، با كمال شجاعت گفتند: حاضرند تا پاي جان در مقابل آمريكايي‌ها ايستادگي و از كشتي حفاظت كنند.

در همين زمان يك نفر با بي‌سيم و به زبان فارسي گفت: «به شما دستور داده مي‌شود، شما اجرا كنيد. اگر شما تسليم شويد، آن دسته از افرادي كه مايل باشند، مي‌توانند با ما به آمريكا بيايند و ما در آنجا هر گونه امكاناتي كه خواسته باشند، به آنان خواهيم داد و آن دسته از افراد هم كه مايل به اين كار نيستند، مي‌توانند به ايران باز گردند!» به طور صريح به آنان گفتم: «ما به مأموريت خود ادامه خواهيم داد.» در اين شرايط، آمريكايي‌ها از متوقّف كردن ناوچه جوشن نااميد شدند و اوّلين موشك، بلافاصله بعد از آخرين مكالمه ـ حدود ساعت 30/12ـ به طرف ما شليك شد و ما با سامانه‌هاي ضدموشكي كه داشتيم، موفق شديم موشك دشمن را حدود 200 يارد از ناوچه منحرف كنيم. با نزديك شدن اوّلين بالگرد به ناوچه، دستور آتش دادم كه به لطف خداوند مورد اصابت قرار گرفت و سقوط كرد. با مشاهده اين صحنه، ساير بالگردها از ناوچه فاصله گرفتند و هواپيماهايي كه در اطراف‌مان بودند، فاصله خود را با ما بيشتر كردند.
اندكي بعد آنها دوّمين موشك خود را به سوي ما پرتاب كردند. با مشاهده موشك، دستور شليك به سوي موشك را دادم، ولي به خاطر سرعت بالايي كه موشك آنان داشت، عملا دفاع بي‌نتيجه ماند و موشك دشمن به بدنه ناوچه اصابت كرد. از بين چهار لانچر پرتاب موشك گذشت و در موتورخانه منفجر شد. در آن انفجار 25 تركش به بدن من اصابت كرد.
بي‌درنگ به پل فرماندهي رفتم تا اوضاع ناوچه را بررسي كنم. مي‌خواستم با اتاق مخابرات تماس بگيرم كه ديدم تماس قطع است. اتاق عمليات را امتحان كردم، تمام خطوط ارتباطي قطع شده بود. با بررسي اوضاع فهميدم كه موتورخانه هم از كار افتاده است. 
سوّمين موشك كه از نوع استاندارد بود، به سوي ما شليك شد. رزمندگان ناوچه جوشن با اجراي آتش سعي در انهدام آن داشتند، ولي موفق نشدند و موشك به پل فرماندهي اصابت كرد و من و چند نفر از نيروها به داخل آب پرتاب شديم.
بلافاصله موشك‌هاي چهارم و پنجم هم به ناوچه اصابت كرد و دود و آتش آن را فرا گرفت. به رزمندگاني كه روي ناوچه باقي‌مانده بودند، گفتم تا خود را داخل آب بيندازند. تعدادي از نيروها كه هنوز رمقي در تن داشتند به همرزمان خود كمك مي‌كردند تا به داخل آب بپرند، امّا آنهايي كه شهيد شده بودند با ناوچه جوشن در آغوش آب‌هاي خليج هميشه فارس آرام گرفتند تا همچون ستاره‌اي درخشان چون ناوچه جوشن براي هميشه بر تارك تاريخ اين مرز و بوم بدرخشند.
بعد از 6 يا 7 ساعت شناور بودن بر روي آب، سرانجام نزديك غروب آفتاب، يكي از بالگردهاي نيروي دريايي محل‌مان را پيدا كرد و به همراه يك فروند هاوركرافت براي نجاتمان اقدام كرد.
آن لحظات برايم غيرقابل تكرار بود و از آن زمان تاكنون با خود عهد بسته‌ام تا نگذارم ياد و خاطره شهداي ناوچه جوشن و حماسه جاودان رزمندگان متعهد و غيور اين ناوچه از اذهان ملت زدوده و يا به فراموشي سپرده شود.

 


 

http://airtoair.blogfa.com/

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:00 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 

ناوچه جوشن .خاطرات بازماندگان

بهتر است ایستاده بمیرید. تا اینکه روی زانوهایتان زندگی کنید 

  ( کورش کبیر)

 

تصویر بالا پرسنل منتخب دوره ۸۸ و آموزشگاه تخصصی درجه داری رشت است. که در تاریخ ۲۹/۱/۶۴ به مناسبت روز ارتش در ورزشگاه شهید شیرودی رژه رفتند.نکته جالب اینکه ۳ سال بعد در چنین روزی (۲۹/۱/۶۷) دو نفر از درجه داران همین گردان در نبرد ناوچه جوشن در مصاف با ناوگان امریکا حضور داشتند.مهناویکم ناصر حسن نژاد به فیض شهادت نائل شدو مهناویکم علی براتیبخش مجروح گردید.

 

یاد و خاطره این گردان نمونه برای همیشه گرامی باد.

تشییع پیکرهای مطهر شهید کاظم شیروانی و شهید علیرضا ولی پور از شهدای عزیز ناوچه موشک اندازجوشن، در محل پایگاه  نیروی دریایی بوشهر.

افسر مکانیک ناوچه جوشن شهید علیرضا ولی پور

آنانکه با افکاری پاک وفطرتی زیبا. درقلب دیگران جای دارند.هرگز هراسی از فراموشی ندارند.چرا که برای همیشه جاودانه اند.

( کورش کبیر)

آسایشگاه سینه ناوچه جوشن(علی براتی بخش ، سهراب شاهیجانی) نوروز 1367 - کمتر از یکماه قبل از غرق شدن ناوچه

 

انبار توپ76م م جوشن، ارشد رسته توپخانه احمدتقی منتقمی(نفر سمت چپ). سال ۱۳۶۶

 

بندرعباس، ناوچه جوشن و ناو کلاس سهند.(زمستان سال ۱۳۶۶)

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:01 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 

آنچه از نبرد نابرابر ناوچه جوشن درروز ۲۹/۱/۶۷نوشته شده را ناخدا ملک درمصاحبه های خود کم وبیش بیان نموده است.اما خاطراتی درسینه دیگربازماندگان هست که هرگز بازگو نشده اند. لذا من سعی خواهم کرد تا اندکی از حال وهوای غریب روز قبل از درگیری وساعاتی که ناوچه درحال اسکورت نفتکشها بود را بیان کنم.
 محمد باقری آخرین شام خودرا درآغاز شب وبرخلاف همیشه بجای باشگاه.روی عرشه ودر سکوت کامل صرف کرد وسپس درمیان بهت وحیرت دیگران پس از قاشق وچنگال.بشقاب چینی خودرا هم به دریا انداخت.علت راپرسیدیم جواب داد:من که قرار نیست دیگه غذایی بخورم پس این ظرف هم بکارم نمیاد وسپس ازجای خود بلند شده و رفت.این حرکت او مثل توپ توی ناوچه صدا کرد واین درزمانی بود که جوشن باسرعتی هماهنگ با تانکرهای نفتکش و درحال اسکورت آنها بسمت لاوان حرکت میکرد واز درگیری فردا ظهر به هیچ وجه خبری نبود. روز بعد درساعت ۱۱:۴۵ دقیقه وقبل ازنهار محل جنگ اعلام شد.چند دقیقه بعد محمدباقری رادیدم که به آرامی وبدون عجله ازپله های پل پرچم وبا لبخندی برلب بالا می آید.به شوخی ومثل کسی که تعجب کرده به من نگاهی انداخت که با جلیقه نجات برتن وموشک سهند بردوش ایستاده بودم.پرسید: چه خبره؟ درجواب گفتم:سه تا ناو ودوتا هلی کوپتر امریکایی میخواهند به ما حمله کنند. با همان لبخند گفت: نترس هرچه خدا بخواد همون میشه وادامه داد: قرار بود امروز بهمراه خانواده ام توی جاده مشهد باشیم . سپس درحالی که بسمت محل جنگ خود درپاشنه ازپله ها پایین می رفت خطاب به من گفت: براتی حداقل یکی از این هلیکوپترها رو برامون بیار پایین..........و دقایقی بعداز رفتن او اولین موشک امریکایی ها به پاشنه ناوچه اصابت کرد.محمد باقری شهید وپیکر پاکش هرگز یافت نشد ولی خاطرات آن دو روز برای همه بازماندگان جاوید ماند......روحش شاد و یادش گرامی باد.

ناوچه جوشن در ماموریت(در همین مکان ناواستوار محمدرضا خوشزاد ومهناویکم منصور مبارکی بشهادت رسیدند.)در تصویر بالا عباس تقوی از بازماندگان ناوچه دبده میشود.

 

 

 محل اصابت موشک اول به ناوچه و شهادت ناوبان علیرضا ولی پور وناواستوار محمدهاتفی .مهناوییکم ناصر حسن نژاد وناواستوار کاظم شیروانی،

 

پل پرچم(محل به شهادت رسیدن فرمانده دوم زارع نعمتی و انتظامات ناوچه ماشاالله عباسپور)همچنین دو طبقه بایینتراز همین مکان پیکرمطهرناوبان ابراهیم حرآبادی و ناوبان مسعود انشایی به همراه ناوچه در اعماق خلیج فارس تا ابد آرام گرفتند.

 درباره حماسه ناوچه جوشن ناگفته های بسیاری وجود دارد که رشادت جاویدالاثرعلی زارع نعمتی فرمانده دوم ناوجه درروز نبرد و خصوصا یک ساعت آخرآن مثال زدنی است . ایشان درآن لحظات بحرانی با تسلط کامل همانگونه که درشان یک ایرانی باشرف و نظامی غیرتمنداست د رمواجه با دشمن به اخطار ناو سرفرماندهی از ناوگان پنجم امریکا برای عقب نشینی و یا ترک ناوچه با اقتدارپاسخ میداد.(تمام مکالمات به  انگلیسی بود واینکه گفته میشود.امریکایی ها به زبان فارسی باما گفتگو کرده واخطار دادند کذب محض است ) شهید زارع نعمتی. ضمن معرفی ما بعنوان ناوجنگی ایرانی از آنها پرسید اول خودتان را معرفی نمایید؟ ناو آمریکایی هم با اعلام شماره بدنه خود و...شروع به پاسخگویی کرداین مکالمات بوسیله بی سیم و حدود نیم ساعت بطول انجامید . همچنین درحین رد و بدل شدن پیامها و به جهت اشراف و تسلط بیشتربرای وضعیت پیش آمده مجبور بود بارها و بارها از درب کوچک پشت پل فرماندهی به عرشه پرچم تردد کندو برای  سرعت عمل بیشتر جلیقه نجات خودرا ازتن درآورده بود تا با رادارسطحی و بی سیم ازداخل پل و با دوربین چشمی ازبیرون تحرک آمریکاییها را زیرنظرداشته باشد ضمن اینکه دستورات لازم را به دیده بانها و پرسنل مسلح ناوچه میداد لازم به ذکراست که ساعت ۹ صبح به جوشن که حوالی جزیره کیش به سمت بندرعباس درحرکت بود امریه داده شد برای دفاع از سکوهای نفتی نصرو سلمان و رشادت (دراطراف جزیره سیری) تغییر مسیردهد درساعت ۱۱:۴۵ دقیقه وبارویت اولین ناو امریکایی محل جنگ اعلام شد و ساعت ۱۲:۲۰ دقیقه اولین موشک آنها به ناوچه اصابت کرد. شهید زارع نعمتی از همان صبح درحال انجام وظیفه بود. اوج فعالیت ایشان با دیدن اولین ناو امریکایی و اعلام محل جنگ قبل ازاخطارآنها شروع شدو درساعت ۱۲:۲۰دقیقه ( پس از آنکه احمدرضا کریم زاده دیده بان ناوچه فریاد زد موشک )آخرین دستورش را که شلیک  با تمام قوا به سمت دو فروند هلیکوپترو ناو شلیک کننده موشک بود صادرکرد چند ثانبه بعد از اصابت موشک انها بود که پیکرغرقه به خون و بی جانش را در فاصله یکی دو متری خود دیدم که بصورت نشسته به دیواره عرشه پرچم تکیه داده و همچون آرش کمانگیر آرام گرفته بود . درا ین هنگام ناوچه هم آرام گرفت توگویی نبض هردو باهم از حرکت ایستاد و درساعت۱۳ در آغوش هم و در اعماق خلیج نیلگون همیشه فارس آرامش ابدی یافتند . دراسطوره های تاریخی ایران زمین پهلوانانی بزرگ همچون سهراب و سیاوش و آرش فراوانند که به وقت کارزار با جان عزیزشان از کیان این سرزمین اهورائی دفاع کرده و خواهند کرد و من افتخارمیکنم که به مدت دو سال همرزم این اسطوره زنده بودم و با گذشت ۲۴ سال از آن روز. هر چند قلبم فشرده میشود اما از یادآوری خاطرات دوران خدمتم با شهید زارع نعمتی به خود می بالم و عمیقا احساس غروز میکنم .

به مناسبت ۲۹/۱/۱۳۹۱ ومراسم سالگرد شهادت پرسنل ناوچه جوشن وناوشکن سهند و بزرگداشت بازماندگانشان

اهواز- علی براتی بخش

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:02 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 


 شهید دریادار علی زارع نعمتی(جاویدالاثر)

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:03 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 

شهید دریادار مسعود انشایی(جاویدالاثر)

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:04 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 

 غروب  جزیره خارک.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:04 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 

 

مراسم بزرگداشت شهدا وبازماندگان ناوچه جوشن     (تهران ۲۹/۱/۹۱ تالار صدف)
ازسمت راست  ۱.حسین مصنوعی  ۲.علی براتی ۳.ناخدا عزت الهی۴.جسن پیمان ۵.امراله رضایی  ۶.احمدرضا کریم زاده

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:04 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 

نجات بازماندگان ناوچه جوشن توسط یگان هوادریا یک عملیات متحورانه و انتحاری بود.

در ساعت ۸:۳۰ صبح روز ۲۹/۱/۶۷ ناوگروه امریکایی موسوم به چارلی بپرسنل روی سکوهای نفتی حوزه سیری اخطار میدهد که سریعا محل را تخلیه کنند. پرسنل شرکت نفتی سوار قایقهای نجات شده واز محل دور میشوند اما پرسنل جان برکف نیروی دریایی خودرا آماده درگیری کرده وبا مهاجمان به مبادله آتش می پردازند. امریکایی ها توسط هلیکوپترهای کبری وبلاک هاوک وسپس تکاوران خود . سکوهای ایرانی را مورد تهاجم سنگین قراردادند این درگیری منجر به شهادت و مجروحیت تعدادی از تفنگداران دریایی ایران شد.درساعت ۹صبح یک فروند هلیکوپترسیکورسکی ویک فروند هاورکرافت (هواناو) ازیگان هوادریا و بندرعباس برای کمک به بازماندگان و یافتن شهدابه سمت محل درگیری گسیل میشوند درحوالی ساعت ۱۱:۳۰ آنها همزمان با ناوچه موشک اندازجوشن به منطقه میرسند که با اخطارناوگروه چارلی مواجه شده و ازآنجاییکه یگانهای هوادریا غیرمسلح بودند و با کسب اجازه ازپست فرماندهی منطقه یکم روی خاک جزیره سیری فرود آمدند. بعدازحدود۲ ساعت که صدای انفجارهای مهیب و پشت سرهم ازسمت جنوب جزیره و درون دریا به گوش میرسید یکی ازخلبانان به سوی واحد خود رفته و بیسیم را روشن میکند و هنگامیکه متوجه میشود ناوچه جوشن طی درگیری غرق شده و بازماندگان نیازفوری به امداد و درمان دارندبا خلبانان دیگرمشورت کرده و تصمیم میگیرند دل را به دریا بزنند سپس واحدهای خودرا روشن کرده و با سرعت به جستجوی بازماندگان و شهدای ناوچه جوشن می شتابند . وقتی به صحنه درگیری رسیدند تمام ناوگروه آمریکایی چارلی نظاره گر ماجرا بودند (ناوشکن های سیمپسون - وین رایت ـ  ناو آدمیرال بیگلی و ناو آبی خاکی ترنتون ـ بهمراه تکاواران گروه سیل ـ هلیکوپترهای کبری وبلک هاوک)خلبانان و خدمه پرواز دلاورنیروی دریایی شروع به جمع آوری پیکرشهدا و بازماندگان مجروح جوشن نمودند . برای سرعت عمل بیشتر هلیکوپتر که ارتفاع بالاتر و دید بیشتری داشت بالای سرهرکدام از پرسنلی که پیدا میکرد می ایستاد تا هاورکرافت بهتر رد آنها را برای نجاتشان بگیرد. درنهایت تاقبل ازتاریکی هوا بجز دو نفرموفق به یافتن همه بازماندگان از دریای متلاطم آنروزشدند. درضمن اکیپی ازپزشکان و بهیاران درون هواناو وجود داشت که به درمان و پانسمان مجروحان میپرداختند . هنگامیکه مجروحان را به جزیره سیری رساندندهوا تاریک شده بود درآنجا یک فروند فرندشیپ(فوکرF.27)مجروحان را سوارکرد و درحالیکه فرودگاه جزیره فاقد امکانات کمک ناوبری و تجهیزات پرواز درشب بود . خلبان وقتی وضعیت وخیم بازماندگان راکه اکثرا نیاز به جراحی داشتند با چشم خود دید تصمیمی برخلاف آموزشهای استاندارد پرواز ولی انسانی گرفت . وی اعلام کرد به حول وقوه الهی اززمین بلند میشویم . لازم به ذکر است که به علت تعداد زیاد مجروحان . هواپیما با اضافه وزن مواجه شده بود .خلبان فرندشیپ درکمال شجاعت و باتمام نیروی ممکن هواپیمارا اززمین بلندکرد و درساعت ۱۲ شب درفرودگاه بندرعباس فرود آمد . اگر سرعت عمل . غیرت و ازخودگذشتگی و تصمیم های به موقع خلبانان دلاور نیروی دریایی درآنروز سرنوشت سازنبود خدا میداند که چندنفراز بازماندگان ناوچه درون دریا گم شده و یا داخل جزیره به علت نبود امکانات درمانی و تخصصی و نداشتن بیمارستان شهید میشدند.آنروز را بایدنماد اتحاد. همبستگی و ازخود گذشتگی برای حفظ کیان ایران زمین در نیروی دریایی ارتش نامید.

درود و سپاس فراوان به غیرت و انسانیت همه خلبانان .خدمه پرواز. پزشکان . و بهیاران گمنامی که بجای ترس ازجان خود به فکر نجات جان همقطاران خود بودند.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:05 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن

 

گروهان 7 در اردوی رودبار - لوشان.(سال 1364)

 

رشت - سبزه میدان. (سال 1363)

 بندر انزلی پادگان غازیان(سال ۱۳۶۴)

 

فرمانده گردان 88 - تکاور کلاه سبز(اس بی اس) ناخدا صالحی.


نمای پالایشگاه آبادان از اروند رود(۱۳۷۲)

احمدرضا کریم زاده دوسال پس ازمجروحیت درحال درمان(بیمارستانی در آلمان)

 

بازماندگان- ازراست ۱.حسین مصنویی ۲.جهانبحش جلیلی ۳.عباس صادقی ۴.احمدرضا کریم زاده و  صدر مقدم

 

 ایستاده از راست ۱-شهید منصور مبارکی( ازشهدای جوشن)ونفرسوم جانباز احمدرضاکریم زاده درمحل پایگاه رشت اسفند ۱۳۶۴

 

 اروند رود - ساحل جزیره مینو (سال 1372)

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 29 فروردین 1392  5:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها