پاسخ به:ناوچه قهرمان جوشن
پنج شنبه 29 فروردین 1392 5:02 PM
آنچه از نبرد نابرابر ناوچه جوشن درروز ۲۹/۱/۶۷نوشته شده را ناخدا ملک درمصاحبه های خود کم وبیش بیان نموده است.اما خاطراتی درسینه دیگربازماندگان هست که هرگز بازگو نشده اند. لذا من سعی خواهم کرد تا اندکی از حال وهوای غریب روز قبل از درگیری وساعاتی که ناوچه درحال اسکورت نفتکشها بود را بیان کنم.
محمد باقری آخرین شام خودرا درآغاز شب وبرخلاف همیشه بجای باشگاه.روی عرشه ودر سکوت کامل صرف کرد وسپس درمیان بهت وحیرت دیگران پس از قاشق وچنگال.بشقاب چینی خودرا هم به دریا انداخت.علت راپرسیدیم جواب داد:من که قرار نیست دیگه غذایی بخورم پس این ظرف هم بکارم نمیاد وسپس ازجای خود بلند شده و رفت.این حرکت او مثل توپ توی ناوچه صدا کرد واین درزمانی بود که جوشن باسرعتی هماهنگ با تانکرهای نفتکش و درحال اسکورت آنها بسمت لاوان حرکت میکرد واز درگیری فردا ظهر به هیچ وجه خبری نبود. روز بعد درساعت ۱۱:۴۵ دقیقه وقبل ازنهار محل جنگ اعلام شد.چند دقیقه بعد محمدباقری رادیدم که به آرامی وبدون عجله ازپله های پل پرچم وبا لبخندی برلب بالا می آید.به شوخی ومثل کسی که تعجب کرده به من نگاهی انداخت که با جلیقه نجات برتن وموشک سهند بردوش ایستاده بودم.پرسید: چه خبره؟ درجواب گفتم:سه تا ناو ودوتا هلی کوپتر امریکایی میخواهند به ما حمله کنند. با همان لبخند گفت: نترس هرچه خدا بخواد همون میشه وادامه داد: قرار بود امروز بهمراه خانواده ام توی جاده مشهد باشیم . سپس درحالی که بسمت محل جنگ خود درپاشنه ازپله ها پایین می رفت خطاب به من گفت: براتی حداقل یکی از این هلیکوپترها رو برامون بیار پایین..........و دقایقی بعداز رفتن او اولین موشک امریکایی ها به پاشنه ناوچه اصابت کرد.محمد باقری شهید وپیکر پاکش هرگز یافت نشد ولی خاطرات آن دو روز برای همه بازماندگان جاوید ماند......روحش شاد و یادش گرامی باد.
ناوچه جوشن در ماموریت(در همین مکان ناواستوار محمدرضا خوشزاد ومهناویکم منصور مبارکی بشهادت رسیدند.)در تصویر بالا عباس تقوی از بازماندگان ناوچه دبده میشود.
محل اصابت موشک اول به ناوچه و شهادت ناوبان علیرضا ولی پور وناواستوار محمدهاتفی .مهناوییکم ناصر حسن نژاد وناواستوار کاظم شیروانی،
پل پرچم(محل به شهادت رسیدن فرمانده دوم زارع نعمتی و انتظامات ناوچه ماشاالله عباسپور)همچنین دو طبقه بایینتراز همین مکان پیکرمطهرناوبان ابراهیم حرآبادی و ناوبان مسعود انشایی به همراه ناوچه در اعماق خلیج فارس تا ابد آرام گرفتند.
درباره حماسه ناوچه جوشن ناگفته های بسیاری وجود دارد که رشادت جاویدالاثرعلی زارع نعمتی فرمانده دوم ناوجه درروز نبرد و خصوصا یک ساعت آخرآن مثال زدنی است . ایشان درآن لحظات بحرانی با تسلط کامل همانگونه که درشان یک ایرانی باشرف و نظامی غیرتمنداست د رمواجه با دشمن به اخطار ناو سرفرماندهی از ناوگان پنجم امریکا برای عقب نشینی و یا ترک ناوچه با اقتدارپاسخ میداد.(تمام مکالمات به انگلیسی بود واینکه گفته میشود.امریکایی ها به زبان فارسی باما گفتگو کرده واخطار دادند کذب محض است ) شهید زارع نعمتی. ضمن معرفی ما بعنوان ناوجنگی ایرانی از آنها پرسید اول خودتان را معرفی نمایید؟ ناو آمریکایی هم با اعلام شماره بدنه خود و...شروع به پاسخگویی کرداین مکالمات بوسیله بی سیم و حدود نیم ساعت بطول انجامید . همچنین درحین رد و بدل شدن پیامها و به جهت اشراف و تسلط بیشتربرای وضعیت پیش آمده مجبور بود بارها و بارها از درب کوچک پشت پل فرماندهی به عرشه پرچم تردد کندو برای سرعت عمل بیشتر جلیقه نجات خودرا ازتن درآورده بود تا با رادارسطحی و بی سیم ازداخل پل و با دوربین چشمی ازبیرون تحرک آمریکاییها را زیرنظرداشته باشد ضمن اینکه دستورات لازم را به دیده بانها و پرسنل مسلح ناوچه میداد لازم به ذکراست که ساعت ۹ صبح به جوشن که حوالی جزیره کیش به سمت بندرعباس درحرکت بود امریه داده شد برای دفاع از سکوهای نفتی نصرو سلمان و رشادت (دراطراف جزیره سیری) تغییر مسیردهد درساعت ۱۱:۴۵ دقیقه وبارویت اولین ناو امریکایی محل جنگ اعلام شد و ساعت ۱۲:۲۰ دقیقه اولین موشک آنها به ناوچه اصابت کرد. شهید زارع نعمتی از همان صبح درحال انجام وظیفه بود. اوج فعالیت ایشان با دیدن اولین ناو امریکایی و اعلام محل جنگ قبل ازاخطارآنها شروع شدو درساعت ۱۲:۲۰دقیقه ( پس از آنکه احمدرضا کریم زاده دیده بان ناوچه فریاد زد موشک )آخرین دستورش را که شلیک با تمام قوا به سمت دو فروند هلیکوپترو ناو شلیک کننده موشک بود صادرکرد چند ثانبه بعد از اصابت موشک انها بود که پیکرغرقه به خون و بی جانش را در فاصله یکی دو متری خود دیدم که بصورت نشسته به دیواره عرشه پرچم تکیه داده و همچون آرش کمانگیر آرام گرفته بود . درا ین هنگام ناوچه هم آرام گرفت توگویی نبض هردو باهم از حرکت ایستاد و درساعت۱۳ در آغوش هم و در اعماق خلیج نیلگون همیشه فارس آرامش ابدی یافتند . دراسطوره های تاریخی ایران زمین پهلوانانی بزرگ همچون سهراب و سیاوش و آرش فراوانند که به وقت کارزار با جان عزیزشان از کیان این سرزمین اهورائی دفاع کرده و خواهند کرد و من افتخارمیکنم که به مدت دو سال همرزم این اسطوره زنده بودم و با گذشت ۲۴ سال از آن روز. هر چند قلبم فشرده میشود اما از یادآوری خاطرات دوران خدمتم با شهید زارع نعمتی به خود می بالم و عمیقا احساس غروز میکنم .
به مناسبت ۲۹/۱/۱۳۹۱ ومراسم سالگرد شهادت پرسنل ناوچه جوشن وناوشکن سهند و بزرگداشت بازماندگانشان
اهواز- علی براتی بخش
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.