رباعیات ابو سعید ابوالخیر
در این بحث میتوانید رباعیات ابو سعید ابوالخیر را قرار دهید.
مدير انجمن هنر هاي رزمي سايت راسخون
پاسخ به:رباعیات ابو سعید ابوالخیر
وا فریادا زعشق وا فریادا کارم بیکی طرفه نگار افتادا گر داد من شکسته دادا دادا ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
وصل تو کجا و من مهجور کجا دردانه کجا ، حوصله مور کجا هر چند ز سوختن ندارم باکی پروانه کجا و آتش طور کجا
تا درد رسید چشم خونخوار ترا خواهم که کشد جان من آزار ترا یا رب که ز چشم زخم دوران هرگز دردی نرسد نرگس بیمار ترا
گفتم صنما لاله رخا دلدارا درخواب نمای چهره ، باری یارا گفتا که روی به خواب بی ما وانگه خواهی که دگر به خواب بینی ما را
در کعبه اگر دل سوی غیرست ترا طاعت همه فسق و کعبه دیرست ترا ور دل به خدا و ساکن میکده ای می نوش که عاقبت بخیرست ترا
یا رب ز کرم دری برویم بگشا راهی که درو نجات باشد بنما مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما
یا رب مکن از لطف پریشان ما را هر چند که هست جرم و عصیان ما را ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم محتاج بغیر خود مگردان ما را
تا چند کشم عصه ی هر ناکس را وز خست خود خاک شوم هر کس را کارم به دعا چو بر نمی آید راست دادم سه طلاق این فلک اطلس را
گر بر در دیر می نشانی ما را گر در ره کعبه می دوانی ما را اینها همگی لازمه ی هستی ماست خوش آنکه ز خویش وارهانی ما را
یا رب به محمد و علی و زهرا یا رب به حسین و حسن و آل عبا کز لطف بر آر حاجتم در دو سرا بی منت خلق یا علی الاعلا
ای شیر سرافراز زبردست خدا ای تیر شهاب ثاقب شست خدا آزادم کن ز دست این بی دستان دست من و دامن تو ای دست خدا
پرسیدم ازو واسطه ی هجران را گفتا سببی هست بگویم آن را من چشم تو ام اگر نبینی چه عجب من جان تو ام کسی نبیند جان را
در دیده بجای خواب آبست مرا زیرا که بدیدنت شتابست مرا گویند بخواب تا به خواب ش بینی ای بیخبران چه جای خوابست مرا
منصور حلاج آن نهنگ دریا کز پنبه ی تن دانه ی جان کرد جدا روزیکه انا الحق به زبان می آورد منصور کجا بود؟ خدا بود خدا