0

حسینیه

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

علی اكبر لطیفیان

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

هزار بار تنت جا به جا شد و دیدم

سرت جدا شد و رَختَت جدا شد و دیدم

لبت كه تشنه شد و خشك شد به هم چسبید

به زور نیزه دهان تو وا شد و دیدم

حسین جان گره معجر مرا شل کرد

همین که پیرهنت نخ نما شد و دیدم

سر تو نیزه و شمشیر ها گره خوردند

شلوغ بود و صدا در صدا شد و دیدم



 
 
علی اكبر لطیفیان

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

از حرم رفت و روز من شب شد

گریه كردن نصیب زینب شد

آن قدر نیزه رفت و آمد كرد

بدن شاه نامرتب شد

یک شنبه 5 آذر 1391  4:34 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

نیاز جوشقانی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

زینب چو جسم پاک برادر نظاره کرد

کرد این خطاب و پیرهن صبر پاره کرد

ای تشنه لب به سوی که بعد از تو رو کنم؟

جویم که را که درد دل خود به او کنم؟

گر پرسد از تو دختر زارت چه گویمش

روزی که در مدینه‌ی جدّ تو رو کنم؟

یعقوب جُست گمشده‌ی خویش را و من

در حیرتم تو را به کجا جستجو کنم؟

غسلت نداد کس که به نعشت کند نماز

جز من کز ‌آب دیده دمادم وضو کنم

دردا حدیث درد و غمت کم نمی‌شود

تا روز رستخیز اگر گفتگو کنم



 

یک شنبه 5 آذر 1391  4:34 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

حسین علاء الدین

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

در یورش آن سپاه بر تو چه گذشت

بی یاور و بی پناه بر تو چه گذشت

لشگر همه سوی تو هجوم آوردند

در گودی قتلگاه بر تو چه گذشت

آوای ضعیف(العطش)می آمد

تو بودی و شمر و... آه بر تو چه گذشت

لب تشنه به روی خاک جان می دادی

ای کشته ی بی گناه بر تو چه گذشت

می کرد حکایت از سخن های مگو

بی تابی ذوالجناح... بر تو چه گذشت

در علقمه دیدند همه اشک تو را

هنگام فراق ماه بر تو چه گذشت

می سوخت درآخرین نگاهت زینب

در شعله ی آن نگاه بر تو چه گذشت



 

یک شنبه 5 آذر 1391  4:35 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

سید محمد جوادی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

در غریبی تا به خاك و خون سر خود را گذاشت

رو به سمت آسمان پا بر سر دنیا گذاشت

دست مردی آب بر حلقوم خشك او نریخت

نیزه ی نامرد روی حنجر او پا گذاشت

یكنفر انگشتر و انگشت را با هم ربود

دیگری شمشیر خود را در تن او جا گذاشت

هر نفس خون می دمید از سینه ی مجروح او

قطره قطره، لاله لاله در دل صحرا گذاشت

گفت می خواهم بگیرم دست تو، او در عوض

چكمه بر پا، پا به روی سینه ی آقا گذاشت

پیش زینب دختری فریاد می زد عمه وای

تیغ را بر حلق خشك و زخمی بابا گذاشت

در شب سرد غریبی در تنور داغ درد

خسته بود و سر به روی دامن زهرا گذاشت

یک شنبه 5 آذر 1391  4:36 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

حامد اهور

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

از درد تو تمام تنم تیر می کشد

وقتی کسی به روی تو شمشیر می کشد

طاقت ندارم این همه تنها ببینمت

وقتی که چلّه چلّه کمان، تیر می کشد

این بغض جان ستان که تو بی کس ترین شدی

پای مرا به بازی تقدیر می کشد

ای قاری همیشه ی قرآن آسمان

کار تو جزء جزء به تفسیر می کشد

این که ز هر طرف نفست را گرفته اند

آن کوچه را به مسلخ تصویر می کشد

برخیز ای امام نماز فرشته ها

لشکر برای قتل تو تکبیر می کشد



 

یک شنبه 5 آذر 1391  4:36 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

سعید خرازی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

این همه راه دویدم ز پی دلدارم

 به امیدی که در این دشت برادر دارم

تو دعا کن به کنار بدنت جان بدهم

فکر همراهی با شمر دهد آزارم

اسب ها پای خود از سینه ی او بردارید

من هم از این تن بی سر شده سهمی دارم

خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرند

من که از راهی بازار شدن بیزارم

یک عبا داشتی و خرج علی اکبر شد

با چه از روی زمین جسم تو را بردارم

به وداع من و تو خیره بُوَد چشم رباب

خواندم از طرز نگاهش که منم دل دارم

یک شنبه 5 آذر 1391  4:36 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

حامد خاكی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

رنگ غربت به سرِ موی سپیدم افتاد

ناله ی فاطمه را تا كه شنیدم افتاد

مثل زن های حرم آه كشیدم افتاد

من خودم شاهدِ او بودم و دیدم افتاد

سهم خود را به تمام تن او بُرد زمین

وای بر اهل حرم عرش خدا خورد زمین

تا كه افتاد به گودال سر و كار تنش

گرگ ها زوزه كشیدند كنار بدنش

همه با نیزه و شمشیر جراحت زدنش

چكمه ها بود كه می خورد به روی دهنش

در سراپای تنش نیزه فرود آمده بود

اصلاً از نیزه حسینی بوجود آمده بود

تیزی سنگ به پیشانی آقا نكشد

سرِ پیراهن او كار به دعوا نكشد

چكمه ات بر سر آن گونه بگو پا نكشد

چه كنم پنجه ی تو موی سرش را نكشد

با سر نیزه به این سو و به آن سو نَبَرش

برنگردان بدنش را  ننشین بر كمرش

من كه گفتم نرو رفتی سر خود را دادی

پایِ این سر نفس آخر خود را دادی

هر كه آمد كمی از پیكر خود را دادی

ساربان آمد و انگشتر خود را دادی

غارت یك نفر ای وای هزاران نفرید

یادگاریست فقط پیرهنش را نبرید

یک شنبه 5 آذر 1391  4:37 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

رضا فراهانی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

لشگر آن دم كه بر سرش می ریخت

همه اعضای پیكرش می ریخت

سنگ از بس به صورتش می خورد

لب و دندان اطهرش می ریخت

از هجوم همه سویِ گودال

ناگهان قلب خواهرش می ریخت

مادرش تا كه دید شمر آمد

چادر خاكی از سرش می ریخت

سر كه شد از تنش جدا، دیدند

چند دندان ز حنجرش می ریخت

معجر از كودكان كه می بردند

آبروی برادرش می ریخت

از روی نیزه بس كه كوچك بود

بارها رأس اصغرش می ریخت

***

یک شنبه 5 آذر 1391  4:37 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

هانی امیر فرجی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

تا اینكه نیزه ای بدنش را به خون كشید

گرگی رسید و پیرهنش را به خون كشید

از یك طرف عمامه و از یك طرف عبا

هر كس به یك طریق تنش را به خون كشید

سر نیزه های كُند، فرو رفته در تنش

اوضاع دست و پا زدنش را به خون كشید

آهسته گفت تشنه ام اما شنید شمر

با چكمه لعنتی دهنش را به خون كشید

با "نفس مطمئنّه"به حالِ عروج بود

نامرد "نفس مطمئنش "را به خون كشید

بر سینه اش نشست و سری ماند و خنجری

قبل از بریدن سرش افتاد خواهری

یک شنبه 5 آذر 1391  4:37 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

علی انسانی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

ای مصحف ورق ورق! ای روح پیکرم!

آیا تویی برادر من؟ نیست باورم

با آنکه در جوار تو یک عمر بوده ام

نشناسمت کنون که تو هستی برادرم

پامال جور و دست خوش کینه ام ببین

ای کشتی نجات، گذشت آب از سرم

عمرمنی که از کف من رفته ای و من

بی تو، گمان بودن خود را نمی برم

ای خشک لب، کنار فرات از غمت ببین

دریاست در کنار من از دیدۀ ترم

با کعب نی کنند جدا از توأم و لیک

از جان خویش بگذرم و از تو نگذرم

دیشب کنار پیکر پاکت چها گذشت

کاین خاک ها هنوز دهد بوی مادرم؟

دیدم که دست، ظلم تو را سنگ می زند

بگذاشتم دو دست خود آنگاه برسرم

یک شنبه 5 آذر 1391  4:38 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

محمد رسولی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

  

رفته صبر از کَفَم این حال نمی‌فهمم چیست

عمق این فاجعه صد سال نمی‌فهمم چیست

در سرم هست از او طرح سری خون‌آلود

من که نقاشی و تمثال نمی‌فهمم چیست

درکَم از اوست همین قدر که شد ذبحِ عظیم

باقی روضۀ گودال نمی‌فهمم چیست

کشتن تشنۀ زخمی عمل سختی نیست

بر سرش این همه جنجال نمی‌فهمم چیست!

سر کجا رفته و انگشتر و انگشت کجاست؟

بسمل کَنده پر و بال نمی‌فهمم چیست

نحر این سر که خودش جایزه دارد، دیگر

غارتِ خیمه و اموال نمی‌فهمم چیست

زره و خوود و سپر باز هم ارزش دارد

غارتِ چادر اطفال نمی‌فهمم چیست!!!

بین گودال و شلوغیش تنش خُرد شده

نعل آوردن و پامال نمی‌فهمم چیست

یک شنبه 5 آذر 1391  4:38 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

محمد رسولی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال-اسارت

 

کوتاه کن کلام ... بماند بقیه اش

مرده است احترام ... بماند بقیه اش

هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت

آمد به انتقام ... بماند بقیه اش

شمشیرها تمام شد و نیزه ها تمام

شد سنگ ها تمام... بماند بقیه اش

گویا هنوز باور زینب نمی شود

بر سینه ی امام؟ ... بماند بقیه اش

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته

در بین ازدحام... بماند بقیه اش

راحت شد از حسین همین که خیالشان

شد نوبت خیام....بماند بقیه اش

رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول

یافاطمه! سلام ... بماند بقیه اش

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش

خون علی الدوام ... بماند بقیه اش  

سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش

از پیکر امام بماند بقیه اش

بر خاک خفته ای و مرا می برد عدو

من می روم به شام ...بماند بقیه اش

دلواپسم  برای سرت روی نیزه ها

از سنگ پشت بام ...بماند بقیه اش

دلواپسی برای من و بهر دخترت

در مجلس حرام ...بماند بقیه اش

حالا قرار هست کجاها رود سرش

از کوفه تا به شام ... بماند بقیه اش

تنها اشاره ای کنم و رد شوم از آن

از روی پشت بام ... بماند بقیه اش

قصه به "سر" رسید و تازه شروع شد

شعرم نشد تمام ... بماند بقیه اش



 

یک شنبه 5 آذر 1391  4:39 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

مهدی رحیمی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

بر حنجرت سرنیزه تا بالا و پایین می رود

انگار امواج صدا بالا و پایین می رود

ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرمله

در تُنگ دست ربنا بالا و پایین می رود

می بینمش بی صاحبش لبریز تیر و تیغ ها

سمت حرم اسبی رها بالا و پایین می رود

از دور می بینم فقط در هاله ی گرد و غبار

شمشیر ها و دست ها بالا و پایین می رود

یا بر فراز نیزه ها یا بر فرود طشت زر

آنک سر خون خدا بالا و پایین می رود

یک شنبه 5 آذر 1391  4:39 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

حسین ایزدی

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

ته گودال تمام بدنش می سوزد

خواهری دید عقیق یمنش می سوزد

نیزه ها زیر حرارت همگی ذوب شدند

بی سبب نیست جراحات تنش می سوزد

کربلا ملک خودش بود، غریبی این جاست

چه غریبانه کسی در وطنش می سوزد

بی هوا نیزه ای آمد، همه مبهوت شدند

بعد آن نیزه گمانم دهنش می سوزد

ماجرای ته گودال مرا خواهد کشت

دل من بیشتر از لب زدنش می سوزد

گیرم اصلاً کفنی بر تن او پوشیدید

قطعاً از داغی صحرا کفنش می سوزد

عصر شد، کرب و بلا مثل مدینه شده بود

بانویی گوشه ای از پیرهنش می سوزد

پشت در یا ته گودال چه فرقی دارد؟

هر کسی ذوب علی گشت (من)ش می سوزد



 

یک شنبه 5 آذر 1391  4:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

حسین ایزدی

 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

در غمت پیرهن صبر دریدن دارد

نفس ناله و فریاد بریدن دارد

زیر بار غم تو عرش به هم می ریزد

پس قدِ عمه ی سادات خمیدن دارد

دیدن دشنه ی بی رحم و سر خونینت

از دم خیمه به گودال دویدن دارد

سیب سرخ است سرت، چشم جهان حیرانش

قاتلت مست شد و گفت: بریدن دارد

جرعه جرعه می سرخ از بدنت جاری شد

نیزه ای گفت به شمشیر چشیدن دارد

خاتم شاهی تو نرخ طلا می شکند

ساربان خیره شد و دید خریدن دارد

این تن زخمیِ صد چاکِ به خاک افتاده

با سم اسب روی خاک کشیدن دارد؟



 

یک شنبه 5 آذر 1391  4:41 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها