بررسي تاثير روش هاي مختلف آبياري بر استقرار گونه هاي درختي مثمر و غيرمثمر در مناطق بياباني
اين پژوهش با هدف دستيابي به روش آبياري مناسب جهت توسعه فضاي سبز و گسترش باغات در مناطق بياباني طراحي گرديد. منطقه اجراي طرح، شهرستان ميبد از توابع استان يزد بوده كه داراي خاك هاي بياباني با بافت سنگين و شوري نسبتا زياد در سطح خاك، اقليم خشك سرد با متوسط بارندگي سالانه 62 ميليمتر و تبخير 3500 ميليمتر در سال مي باشد. طرح با چهارتيمار اصلي آبياري كوزه اي، لوله سفالي قطر 10 سانتيمتر، لوله سفالي قطر 15 سانتيمتر، قطره اي و چهارتيمار فرعي كاج، زبان گنجشك، پسته و انار در قالب طرح آماري كرت هاي خرد شده و طرح پايه بلوك هاي كامل با سه تكرار براي مدت 4 سال (78-1374) به مرحله اجرا گذاشته شد. ميزان رشد قطري تاج پوشش، ارتفاع گياهان و مقدار آب مصرفي در هر يك از شيوه هاي آبياري مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج تجزيه واريانس داده ها نشان مي دهد كه شيوه هاي آبياري در سطح پنج درصد (p<0.05) و نوع گياه در سطح يك درصد (p<0.01) و داراي اختلاف معني دار مي باشند. نتايج مقايسه ميانگين هاي ارتفاع و قطر تاج پوشش نهال ها حاكي از برتري معني دار آبياري لوله سفالي قطر 10 سانتيمتر است. بيشينه رشد قطري و ارتفاعي با دارا بودن اختلاف معني دار نسبت به ساير گونه ها مربوط به انار مي باشد. در بين تيمارهاي فرعي، گونه هاي انار، كاج و زبان گنجشك در تيمار لوله سفالي قطر 10 سانتيمتر حايز برتري هستند. پسته در تيمار لوله سفالي قطر 15 سانتيمتر با حداكثر رشد همراه بوده، اما نسبت به تيمار لوله سفالي قطر 10 سانتيمتر و آبياري كوزه اي تفاوت معني داري ندارد.
نسخه قابل چاپ
أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .
بررسي زنده ماني نهال هاي چنار توليد شده از قلمه هاي مختلف
چنار درختي زيبا، سريع الرشد، يكي از گونه هاي مهم آن، Platanus orientalis L. بومي ايران است. وجود اصله هاي كهنسال و تنومند در شهرها، روستاها، كنار چشمه ها و مظهر قنوات حكايت از سازگاري اين گونه و علاقه مردم به آن براي كاشت در فضاهاي سبز شهري و جنگل كاري ها دارد. متاسفانه در حال حاضر مشكلاتي براي درختان موجود و توليد و تكثير نهال آن وجود دارد. در اين تحقيق نحوه توليد نهال چنار از طريق قلمه مورد بررسي قرار گرفته است. براي انجام تحقيق حاضر قلمه ها از قلمستان چنار نهالستان از شاخه هاي دو ساله در سه سطح، قطر نازك (كمتر از 9)، متوسط (15-10) و قطور (25-16) ميلي متر به عنوان تيمار اصلي و دو سطح، دو و سه جوانه اي تهيه، و در خاك لومي به صورت عمود و يك جوانه بيرون از خاك، در نهالستان طرق مشهد كاشته شد. اولين جوانه زني قلمه ها، ده روز بعد از كاشت مشاهده شد. نتايج داده ها در آخرين نوبت آماربرداري (15/3/85) بيانگر اين است، بيشترين زنده ماني در قلمه هاي قطور 77% و كمترين آن در نازك 31% بود. قلمه هاي متوسط از 57% زنده ماني برخوردار بودند. بين قلمه هاي دوجوانه اي و سه جوانه اي اختلاف معني دار وجود داشت. بيشترين زنده ماني در قلمه هاي سه جوانه اي با 69% و كمترين آن در دوجوانه اي با 31.5% مشاهده شد. مقايسه ميانگين ها نشان دهنده اين بود، كه زنده ماني در قلمه هاي، قطور سه جوانه اي 91%، متوسط سه جوانه اي 75% و در نازك دو جوانه اي 19% مي باشد. براساس نتايج تحقيق حاضر قلمه هاي، قطور دو و سه جوانه اي و متوسط سه جوانه اي جهت توليد نهال چنار مناسب تر مي باشد و قلمه هاي نازك دوجوانه اي توصيه نمي گردد.
فيلوژني بخشه Malacothrix از جنس گونه (Astragalus L.) براساس صفات ريخت شناسي در ايران
پاسخ به:پژوهش و سازندگي
استان اصفهان بعنوان يكي از مراكز مهم توليد گل شب بو (Cheiranthus cheiri L.) در ايران مي باشد و در سالهاي اخير توليد آن افزايش چشمگيري داشته است به طوريكه به ساير شهرها از قبيل تهران، شيراز، تبريز و همدان ارسال مي گردد. طي بازديدهايي كه از گلخانه هاي پرورش اين گياه در شهرستان اصفهان به عمل آمد نوعي بيماري پژمردگي و پوسيدگي طوقه مشاهده شد. علايم بيماري در قسمتهاي هوايي گياه شامل زردي و پژمردگي برگها و در ناحيه طوقه به صورت لكه هاي فرورفته و تيره مشهود بود. جهت تشخيص اين عارضه نمونه هايي از بوته هاي بيمار جمع آوري و به آزمايشگاه منتقل گرديد. بخش هايي از ناحيه طوقه و ريشه پس از شستشو با آب و ضدعفوني سطحي با محلول هيپوكلرايد سديم 1% روي محيط PDA كشت و در دماي 27 درجه سانتي گراد نگهداري شد. پس از دو روز از پرگنه هاي رشد نموده در اطراف بافت هاي آلوده توسط ميله سترون قطعاتي از محيط كشت برداشت و مجددا روي محيط PDA كشت شد. خالص سازي جدايه ها با استفاده از روش نوك ريسه انجام و شناسايي براساس خصوصيات ظاهري و مورفولوژيكي انجام گرديد كه براساس آن عامل بيماري پژمردگي گل شب بو قارچ Rhizoctonia solani جدا و تشخيص داده شد. با توجه به اينكه عامل بيماري قارچي خاك زاد است و كنترل شيميايي آن در خاك هاي آلوده به راحتي امكان پذير نيست، توصيه مي گردد قبل از كشت نسبت به ضدعفوني خاك اقدام گردد.
بررسي تاثير آبياري قطره اي (Tape) بر خصوصيات كمي و كيفي چغندرقند
تامين نياز آبي چغندرقند با روش هاي نوين آبياري نظير آبياري باراني، آبياري قطره اي و آبياري زيرسطحي موضوعي است كه به دليل طولاني بودن دوره رشد و نياز آبي نسبتا زياد آن در خور اهميت فراوان است. اين تحقيق به منظور بررسي امكان كاهش مصرف آب در زراعت چغندرقند با استفاده از سيستم آبياري قطره اي (تيپ) و تاثير آن بر روي عوامل كمي و كيفي محصول چغندرقند، همچنين مقايسه ميزان آب مصرفي، كارايي مصرف آب انجام گرديد. آزمايش در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با 3 تكرار در مركز تحقيقات كشاورزي همدان (ايستگاه اكباتان) در سال 1381 انجام شد. تيمارهاي آزمايش شامل آبياري با نوارهاي قطره اي (Tape) با مقدار آب مصرفي معادل %100 ، %75 و %50 نياز آبي گياه بودند. نتايج نشان داد كه بين تيمارها از نظر عيار قند ناخالص، عيار قند خالص، ضريب استحصال، عملكرد شكر ناخالص و شكر خالص تفاوت معني دار نبوده ولي از نظر عملكرد ريشه در سطح 5 درصد اختلاف معني دار است. بالاترين كارايي مصرف آب نسبت به عملكرد شكر مربوط به تيمار قطره اي %50 با 905 gr/m3 و كمترين آن مربوط به تيمار قطره اي %100 با 699 gr/m3 بود و مقايسه تيمار قطره اي 75% و تيمار قطره اي %100 نشان داد كه با كاهش 18 درصدي در مقدار آب مصرفي ميزان كارايي مصرف آب 27.6 درصد افزايش يافت.
تاثير pH محلول غذايي بر جذب آهن توسط چهار رقم انگور (.Vitis vinfera L)
براي بررسي تاثير pH محلول غذايي بر جذب آهن توسط چهاررقم انگور به نام هاي عسكري، رطبي، سياه و ريش بابا، قلمه هاي ريشه دار شده اين چهاررقم را در ماسه شسته شده كشت كرده و جهت اعمال تيمارها از محلول غذايي نيم غلظت هوگلند با چهارسطح pH، 6، 7، 8 و 9 استفاده شد. براي مقايسه اثر تيمارها صفات كلروفيل و سبزينگي برگ، وزن تر و خشك اندام هوايي، وزن تر ريشه، ميزان آهن فعال و آهن كل ريشه، ساقه و برگ اندازه گيري شد. اين پژوهش درسالهاي 1381- 1380 در گلخانه و آزمايشگاه دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز و به صورت فاكتوريل 4×4 در قالب طرح كاملا تصادفي با 4 تكرار به اجرا در آمد. نتايج اين پژوهش نشان داد كه افزايش pH و غلظت بي كربنات محلول غذايي به صورت معني داري باعث كاهش كلروفيل و سبزينگي برگ هر چهار رقم شد. البته درهيچكدام از ارقام نشانه هاي كلروز مشاهده نگرديد. وزن تر و خشك اندامهاي هوايي هر چهاررقم در pH=7 بالاترين و در pH=9 كمترين مقدار بود. بالاترين ميزان آهن فعال برگ در pH=6 و كمترين آن در تمام ارقام در تيمار pH=9 مشاهده شد. به اين ترتيب مناسب ترين تيمار، pH=7 و مقاومترين رقم در برابر افزايش pH محيط رقم ريش بابا بود.
بررسي تغييرات مقدار ماده آلي در اراضي کشاورزي (مطالعه موردي: استان كرمانشاه)
زندگي موجودات درخاك بستگي كامل به وجود مواد آلي براي تامين انرژي و عناصر غذايي دارد. به همين دليل، يكي از ويژگي هاي خاك هاي خوب داشتن مواد آلي به مقدار مناسب در تركيب خاص مي باشد. در اين راستان تحقيقي بر روي خاك اراضي كشاورزي، شامل ديم پرشيب، ديم كم شيب، و اراضي مرتعي در 3 منطقه (شهرستان كرمانشاه، شهرستان پاوه، شهرستان جوانرود) دراستان كرمانشاه انجام شد و ميزان ماده آلي در سه لايه سطحي (30-0) سانتي متر، لايه مياني (60-30) سانتي متر و لايه تحتاني (90-60) سانتي متر در قالب طرح كرت هاي دوبار خرد شده با پايه بلوك هاي كامل تصادفي مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرارگرفت. نتايج اين بررسي ها برروي 81 نمونه خاك منتقل شده به آزمايشگاه نشان داد كه بين درصد ماده آلي خاك در مناطق مختلف، تيمارهاي زراعي متفاوت و لايه هاي سطحي، مياني و تحتاني خاك، با احتمال 99 درصد اختلاف معني دار وجود دارد. مقايسه ميانگين تيمارهاي مختلف با استفاده از روش دانكن مشخص كرد كه دربين مناطق مختلف، بيشترين ميزان ماده آلي متعلق به شهرستان كرمانشاه و كمترين ميزان آن متعلق به شهرستان پاوه مي باشد. در بين اراضي هم، مرتع داراي بالاترين درصد ماده آلي و اراضي ديم پرشيب، داراي پايين ترين درصد ماده آلي هستند. همچنين بيشترين ميزان ماده آلي در لايه سطحي و كمترين ميزان آن درلايه تحتاني مشاهده شد.
تخمين تابع توليد گندم و بهينه سازي كم آبياري و نيتروژن
به منظور تخمين تابع توليد گندم و نيز توابع تقاضاي آب و نيتروژن تحت شرايط كم آبياري، طي پژوهشي در دو سال زراعي (80-1379 و 81-1380) در ايستگاه تحقيقات كشاورزي ديم مراغه، بر پايه طرح بلوك هاي كامل تصادفي و به صورت اسپليت پلات، سطوح مختلف آب مصرفي (متوسط دو سال شامل صفر، 160و 220 ميلي متر) و مقادير نيتروژن (صفر، 30، 60 و 120 كيلوگرم در هكتار نيتروژن خالص) بر روي گندم رقم الموت مورد مطالعه قرار گرفت. هزينه توليد، درآمد ناخالص، درآمد خالص، تابع درآمد، نسبت درآمد ناخلص به هزينه توليد و حد سودآوري تيمارها تعيين و ضرايب تابع توليد و توابع تقاضاي آب و كود مشخص گرديدند. براساس نتايج به دست آمده و با توجه به تابع درآمد و در شرايط مختلف قيمت آب و آبياري، تيمار 160 ميلي متر آب مصرفي همراه با 90 كيلوگرم در هكتار نيتروژن خالص، حداكثر بهره وري از آب مصرفي در اضافه توليد نسبت به شرايط ديم (20.56 كيلوگرم بر ميلي متر) را دارا بوده و حداكثر سود خالص را به همراه داشته و امكان افزايش سطح آبياري بهينه را به ميزان 37.5 درصد فراهم مي كند. ضمنا 10.2 درصد به ميزان توليد كل دانه گندم افزوده مي شود. تيمار بهينه كم آبياري تا زماني مي تواند مورد توصيه قرار گيرد كه هزينه آب و آبياري كمتر از 2690 ريال براي هر مترمكعب آب مصرفي باشد.
بررسي انباشتگي سرب و اثر آن بر محتواي كلروفيل، آهن و كلسيم در دو رقم كلزا (.Brassica napus L)
به منظور بررسي اثر محلول هاي غذايي بدون سرب، با غلظت سرب كم، متوسط و زياد (0، 100، 200، 400 ميكرومول (Pb(NO3)2 بر محتواي كلروفيل a, b ، كل كلروفيل و يون هاي كلسيم، آهن و سرب در ريشه و اندام هوايي كلزا (Brassica napus L.) در دو رقم Hyola401 و PF7045.91 درشرايط آزمايشگاهي و كشت به روش هيدروپونيك با استفاده از محلول غذايي هوگلند انجام شد. روش هضم تر (هضم اسيدي با استفاده از مخلوط اسيد نيتريك و اسيد پركلريك) جهت اندازه گيري يون هاي كلسيم، آهن و سرب به كار گرفته شد. ميزان كلروفيل a و b و غلظت فلزات به ترتيب توسط دستگاه اسپكتروفتومتر (U.V) مدل 2000 هيتاچي و دستگاه جذب اتمي مدل شيمادزو Aa-6300 اندازه گيري شد. آناليز آماري نمونه ها با تجزيه واريانس و آزمون F و توسط نرم افزار SPSs در سطح احتمال %5 و چهارتكرار و رسم نمودارها با كمك نرم افزار Excel انجام شد. بنابر نتايج حاصل از اين پژوهش افزايش غلظت سرب محلول غذايي در هر دو رقم كلزا موجب كاهش محتواي كلروفيل a, b و كل كلروفيل در برگ و يون هاي كلسيم، آهن در ريشه و اندام هوايي شد (p<0.05). درصد اين كاهش نسبت به شاهد مورد اندازه گيري محتواي آهن در اندام هوايي، كلروفيل هاي a و b و مجموع كلروفيل ها در رقم PF بيشتر از رقم Hyola است. با افزايش غلظت سرب محلول غذايي، تجمع يون سرب در ريشه و اندام هوايي هر دو رقم افزايش يافت (p<0.05). درصد انباشتگي سرب در ريشه و اندام هوايي رقم Hyola بيشتر از رقم PF است.
بررسي و مقايسه وضعيت عناصر غذايي خاك با تاكيد بر K, P, N در اراضي كشاورزي و مرتعي (مطالعه موردي در ا
در بين عناصر غذايي مورد نياز گياه برخي از اهميت ويژه اي برخوردار هستند كه در بين آنها سه عنصر نيتروژن، فسفر و پتاس بارزتر مي باشد. با توجه به اهميت اين عناصر در خاك براي گياه لزوم انجام تحقيق بر روي آنها از نكات ضروري به نظر مي رسد. به اين منظور در استان كرمانشاه سه منطقه در نظر گرفته شدند. سپس به منظور تعيين اين عناصر در سيستم هاي مختلف اراضي كشاورزي و همچنين اراضي مرتعي همجوار با آنها آزمايشي در قالب طرح كرت هاي دوبار خرد شده با پايه بلوك كامل تصادفي در 3 منطقه و در هر منطقه در 3 تيمار اراضي ديم پرشيب، اراضي ديم كم شيب و اراضي مرتعي و در هر تيمار 3 تكرار انجام گرفت. نمونه برداري از خاك در هر سيستم در سه عمق 30-0، 60-30 و 90-60 سانتيمتري انجام شد. بررسي و تجزيه واريانس نمونه ها در قالب طرح كرت هاي دوبار خرد شده نشان داد كه بين مناطق مختلف، تيمارهاي مختلف و لايه هاي مختلف خاك از نظر اين عناصر غذايي در سطح احتمال 99 درصد اختلاف معني داري وجود دارد و مقايسه ميانگين ها به روش دانكن نشان داد كه در هر دو لايه در مورد فاكتور نيتروژن اراضي ديم كم شيب كرمانشاه و جوانرود تيمارهاي مطلوب و اراضي ديم پرشيب پاوه و كرمانشاه تيمارهاي نامطلوب مي باشند. در مورد فاكتور پتاسيم اراضي ديم كم شيب پاوه تيمار ايده آل و اراضي مرتعي كرمانشاه تيمار نامطلوب هستند، همچنين از لحاظ ميزان فسفر اراضي ديم كم شيب جوانرود در بين اراضي مختلف در مناطق مطالعه شده در شرايط مناسبتري قرار دارند و اراضي ديم پرشيب كرمانشاه تيمار نامطلوب مي باشند.
بررسي تاثير مصرف نيتروژن در شرايط كم آبي بر عملكرد و اجزاي عملكرد سويا
تنش كمبود آب بر متابوليسم مواد، فيزيولوژي و مورفولوژي گياه تاثير مي گذارد. با كمبود آب ايفاي نقش اين ماده حياتي در گياه تحقق نمي يابد. سويا از جمله گياهاني است كه كشت آن در منطقه مغان از استقبال خوبي در بين كشاورزان برخوردار است. به منظور بررسي تاثير مصرف نيتروژن بر عملكرد و اجزاي عملكرد سويا در شرايط كمبود آب، آزمايشي در دشت مغان به صورت طرح فاكتوريل در قالب بلوك هاي كامل تصادفي اجرا شد. دور آبياري با فاصله 7، 14 و 21 روز و مقادير مصرف نيتروژن شامل 30، 60، 90 و 120 كيلوگرم نيتروژن خالص در هكتار در كرت هاي اصلي قرار گرفته و از اجزاي عملكرد در دوره هاي زماني به فواصل 10 روز شامل 49، 59، 69، 79 و 89 روز پس از كاشت نمونه برداري انجام و در كرت هاي فرعي قرار گرفت. تنش كمبود آب از طريق كاهش تعداد نيام در بوته، كاهش وزن هزاردانه، ارتفاع بوته و سطح برگ عملكرد سويا را كاهش داد. اما مصرف نيتروژن موجب تخفيف اثرات سوء تنش كم آبي گرديد. به طوريكه افزايش مصرف نيتروژن تا 90 كيلوگرم نيتروژن خالص در هكتار موجب افزايش معني دار عملكرد دانه شد. مصرف نيتروژن از طريق افزايش سطح برگ، تعداد نيام در بوته و وزن هزاردانه در تمام سطوح آبياري موجب افزايش عملكرد دانه گرديد. با افزايش مقدار مصرف نيتروژن از 30 كيلوگرم در هكتار نيتروژن خالص به 60، 90 و 120 كيلوگرم در هكتار عملكرد دانه به ترتيب 8.3، 62.6 و 63.9 درصد افزايش نشان داد.
بررسي صفات مهم در قدرت رقابتي گندم (Triticum aestivum) در مقابل علف هرز چاودار (Secale cereale)
چاودار يكي از علف هاي هرز مهم در گندم زمستانه است. افزايش عملكرد گندم، كاهش خسارت زيست محيطي و مقاومت علف هاي هرز به علف كش ها، محققان را به استفاده از روش هاي مديريت غيرشيميايي علف هاي هرز، ترغيب نموده است. يكي از اين روش ها استفاده از ارقامي با قدرت رقابتي بالاتر است. جهت دست يابي به ارقامي از گندم با قدرت رقابتي بالاتر در مقابل چاودار، شناخت ويژگي هايي از گندم قدرت رقابتي بالاتر را موجب مي شوند، بسيار مهم خواهد بود. به منظور تعيين ويژگي هاي مهم ارقام داراي قدرت رقابت بالا با چاودار، آزمايشي در دو منطقه كرج و ورامين در طي سال زراعي 82-1381 انجام شد. در اين آزمايش از 8 رقم گندم شامل ارقام آزادي، طبسي، مهدوي، كرج 2، نيك نژاد، پيشتاز، شيراز و روشن استفاده گرديد. چاودار در تراكم 120 بوته در متر مربع كاشته شد. آزمايش در قالب طرح بلوك كامل تصادفي و با ساختار تيماري فاكتوريل انجام شد. در بين ارقام مورد مطالعه، ارقام مهدوي و كرج 2 به ترتيب به عنوان ارقام رقيب و غيررقيب در مقابل چاودار شناخته شدند. مقايسه صفات مورفولوژيك و فيزيولوژيك اين دو رقم نشان داد كه صفاتي نظير شاخص سطح برگ در مرحله پنجه زني و خوشه دهي، تعداد پنجه، سرعت جوانه زني بالا و ارتفاعي كه در آن حداكثر سطح برگ قرار داشت، بر روي قدرت رقابتي گندم در مقابل علف هرز چاودار موثر بودند.
ارزيابي كارايي مصرف نور، ضريب استهلاك نوري و دريافت تابش در ارقام مختلف لوبيا چشم بلبلي، ماش و لوبيا
استفاده از مدلسازي رشد گياهان براي پيش بيني فرآيندهاي مختلف گياهي و سهم آنها در ميزان عملكرد گياه، يكي از راه هاي بهبود مديريت زراعي است. اين آزمايش جهت ارزيابي بهره وري نور در ارقام مختلف ماش، لوبيا قرمز و لوبيا چشم بلبلي در كشت دوم، به صورت طرح بلوك هاي متعادل گروهي در چهارتكرار، در مزرعه آموزشي و پژوهشي دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران اجرا شد. نتايج نشان داد اختلاف بين انواع حبوبات از نظر توليد زيست توده هوايي معني دار بود (p<0.05) و لوبيا چشم بلبلي با اختلاف زياد نسبت به ماش و لوبيا قرمز و با توليد 5876.8 كيلوگرم درهكتار بيشترين مقدار را داشت. مقايسه عملكرد حبوبات با پتانسيل عملكرد آنها در تك كشتي نشان داد ماش، لوبيا چشم بلبلي و لوبيا قرمز به ترتيب %58، %40، %37 پتانسيل عملكرد تك كشتي خود را توليد كرده اند. در اواخر رشد رويشي، چشم بلبلي، ماش و لوبيا قرمز به طور متوسط به ترتيب قادر به جذب 90، 33 و 36 درصد از تابش فعال فتوسنتزي بودند. اختلاف معني دار بين كارايي مصرف نور انواع حبوبات وجود داشت (p<0.05) و ميانگين كارايي مصرف نور براي لوبيا چشم بلبلي، لوبيا قرمز و ماش به ترتيب 0.84، 0.82 و 0.99 گرم بر مگاژول بود. از بين كليه ارقام، ماش پرتو بالاترين كارايي مصرف نور را دارا بود. بين ضريب استهلاك نوري انواع حبوبات، اختلاف معني دار مشاهده شد (p<0.01) و لوبيا چشم بلبلي با 0.605 بالاترين مقدار و ماش و لوبيا قرمز به ترتيب با 0.458 و 0.344 در رتبه بعدي قرار داشتند. نتايج نشان داد با كاهش ضريب استهلاك نوري و افزايش شاخص سطح برگ، امكان افزايش كارايي مصرف نور تا دو برابر وجود دارد.
ارايه الگويي براي سازماندهي و مديريت پروژه هاي مهندسي مجدد
اين تحقيق سازماندهي و مديريت پروژه هاي مهندسي مجدد فرآيندها را در سازمان ها به بررسي پرداخته است. سازمان هايي كه مايل به بكارگيري اين رهيافت هستند، همواره با مشكل چگونگي اجراي آن مواجه بوده اند. ابتدا ضرورت و اهميت تدوين برنامه مهندسي مجدد در قالب راهكار علمي به منظور پياده سازي تشريح مي گردد. سپس اجراي اصلي برنامه مهندسي مجدد در زمينه اهداف، محدوده، سازمان و متدولوژي پروژه به صورت تشريح تبيين مي شود. متدولوژي هاي مشهور و معتبر شركت هاي مشاوره اي جهاني نيز در گام بعدي مورد بررسي قرار مي گيرد. سرانجام به دليل اهميت و تنوع متدولوژي هاي موجود و ضرورت محلي سازي، متدولوي توسعه يافته اي ارايه مي گردد. مزيت نسبي متدولوژي توسعه يافته در بخش آخر مورد بررسي قرار مي گيرد. اين متدولوژي نه تنها ساير متدولوژي هاي جهاني را پوشش مي دهد، بلكه كامل تر از آنها نيز مي باشد. در اين تحقيق از روش چند مورد كاوي با انجام مصاحبه و تكميل پرسشنامه از كارفرمايان، مجريان و همكاران آنها و بررسي كتابخانه اي استفاده شده است. طي اين تحقيق معلوم گرديد كه اولا متدولوژي هاي جهاني در شرايط اقتصادي كشورهاي در حال توسعه جامعيت لازم را نداشته وثانيا متدولوژي جديد ارايه شده براي شركت هاي دولتي در شرايط اقتصادي كشور ايران مناسب تر مي باشد. جنبه هاي قابل توجه، نوآوري هاي مهم و جامعيت متدولوژي ارايه شده در بخش نتيجه گيري تحقيق ذكر شده است.
بررسي امكان كشت پاييزه چغندرقند ارزوئيه (استان كرمان)
چغندرقند در استان كرمان منحصرا در فصل بهار كشت مي گردد كه در اثر شيوع آفات و بيماري ها در منطقه با مشكلات زيادي مواجه شده است. لذا به منظور توسعه كشت چغندرقند در استان و يافتن اقليم هاي جديد آزمايشاتي در مورد امكان كشت پاييزه چغندرقند در دشت ارزوئيه صورت پذيرفت. به دليل اهميت تعيين تاريخ مناسب كاشت و برداشت در اين آزمايش دو رقم DEZ و BRI در سه تاريخ كاشت (اول شهريور، بيستم شهريور و دهم مهرماه) و سه تاريخ برداشت (پانزدهم فروردين، پانزدهم ارديبهشت و پانزدهم خرداد) به صورت فاكتوريل، در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي در سه تكرار در سال 1381 مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج نشان داد كه رقم DEZ عملكرد شكر سفيد و عملكرد ريشه بيشتري نسبت به رقم BR1 در سطح احتمال %5 داشته و ناخالصي ريشه و درصد بولتينگ در رقم DEZ نسبت به رقم BR1 درسطح احتمال %1 كمتر است. بهترين تاريخ كاشت اول شهريور با عملكرد شكر سفيد 9.46 تن در هكتار عملكرد ريشه 85.09 تن در هكتار و درصد قند خالص %11.44 بوده و بهترين تاريخ برداشت نيز پانزدهم خرداد با عملكرد شكر سفيد 9.28 تن در هكتار مي باشد. نتايج تحقيق كشت پاييزه را موفقيت آميز دانسته و بهترين تاريخ كاشت و برداشت را به ترتيب دهم شهريور و نيمه اول ارديبهشت توصيه مي كند.