0

رازهای زندگی

 
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی


بیرون آوردن مار از لانه
نحوه‌ی برخورد زن و صحبت او

هم صحبتی زن و شوهر با هم، برای رشد و بقای احساس صمیمیّت آنها نقش قطعی دارد. گفت و گویی که پایان خوش دارد، نشانه‌ی صمیمیّت است. طرفین می‌‌دانند که چه می‌گویند و از هم صحبتی با یکدیگر لذّت می‌برند.
ولی متأسفانه بسیاری از زوج‌ها مهارت‌های لازم را برای گفتگو با یکدیگر ندارند و بی‌آنکه بخواهند گرفتار سوء‌تفاهم و دل سردی و کدورت می‌شوند.
به مرور سوء‌تفاهم‌ها روی هم انباشته می‌شود و آهنگ صحبت تغییر می‌کند و زن و شوهر ممکن است علیرغم حسن نیّت به بیراهه روند، و به جای صحبت نرم و ملایم با هم مشاجره کنند.
برای اجتناب از چنین وضعیتی، چند قانون ساده وجود دارد که با رعایت آنها می‌توانید گفت وگوی موثرتری داشته باشید:
1- با همسر خود هماهنگ شوید
یعنی بدانید همسر شما از این گفت و گو چه منظوری دارد، او ممکن است به راهنمایی شما نیاز داشته باشد، یا این که فقط حمایت شما را بخواهد. اگر نسبت به اشاره‌ها و احساسات او حساس باشید، می‌توانید منظورش را دریابید و پاسخ مناسب بدهید.
2- با علاقه گوش دهید
پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله و سلم فرموده‌اند: «گوش دادن برادر به برادرش هرگاه با او سخن بگوید، از مردانگی است». (1) صحبت کردن و جواب نشنیدن مانند صحبت کردن با دیوار است. بنابراین با نشان دادن عکس‌العمل‌های مناسب مانند سرتکان دادن، نگاه کردن به گوینده، ابراز کلماتی نظیر: آره، اوهوم و ... نشان دهید که با تمام وجود به همسرتان گوش می‌‌دهید. به خصوص مردها باید به این نکته بیش‌تر توجه داشته باشند، زیرا آنها عادت دارند در سکوت به مطلبی گوش دهند و از ابراز عکس‌العمل غافل می‌شوند. این سکوت آنها بر زن‌ها گران می‌آید و تصور می‌کنند همسرشان گوش نمی‌‌دهد. بنابراین آقایان برای این که متهم به بی‌توجهی نشوند، باید بیش‌تر دقّت کنند!
3- از قطع صبحت اجتناب کنید
اگر دایم صحبت همسرتان را قطع کنید، احتمالاً او فکر می‌کند شما به حرف‌هایش گوش نمی‌دهید و فقط می‌خواهید حرف خودتان را بزنید. (حتّی اگر شما چنین قصدی نداشته باشید) بنابراین همیشه تا پایان صحبت گوینده صبر کنید.
4- ماهرانه سوال کنید
گاه یک سوال دقیق و حساب شده می‌تواند به گونه‌ای اعجاب‌انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند و یا یک پرش نابهنگام و طعنه‌آمیز از ادامه‌ی صحبت جلوگیری کند. به خصوص لحن پرخاشگرانه‌ی سوالات می‌تواند مسأله ساز شود.
مثلاً «چرا دیشب دیر آمدی؟» اصولاً سوالاتی که با «چرا» شروع می‌شود، می‌تواند اشکال‌ساز باشد زیرا مخاطب را در موضع دفاعی قرار می‌‌دهد و بی‌اعتمادی و سوءظن را تداعی می‌کند. برای اجتناب از این مشکلات، می‌توان سوال را طور دیگری مطرح کرد. مثلاً بپرسید: «مشکلی پیش آمد که دیر به منزل برگشتی؟»
5- هدف از صحبت و درخواست خود را از ابتدای صحبت مشخص کنید
این مسأله برای مردها خیلی اهمیّت دارد. آنان دوست دارند بدانند هدف از صحبت چیست و این‌که از آن‌ها چه می‌خواهید. مردها هنگامی که بتوانند روی مکالمه تمرکز داشته باشند. بهتر می‌توانند ارتباط برقرار کنند. به همسرتان بگویید می‌خواهید راجع به چه موضوعی صحبت کنید، به چه نتیجه‌ای برسید و چه انتظاری از او دارید. صحبت‌ها نباید مبهم و نامفهوم و سربسته باشد.
مثلاً: «عزیزم می‌خواهم راجع به رابطه‌ی خودمان صحبت کنیم. بعد از این چند سال فکر می‌کنم وقتش رسیده که نکات قوّت و ضعف رابطه‌ی خود را ارزیابی کنیم. فکر می‌کنی نقاط ضعف و قوّت رابطه‌ی ما چیست؟»
مردی می‌گفت: «هنگامی که همسرم مستقیماً نمی‌گوید که از چه موردی ناراحت است و همه‌اش می‌خواهد به در بگوید تا دیوار بشنود، خیلی عصبانی می‌شوم. احساس می‌کنم مرا احمق می‌پندارد، یا این قدر ساده‌ام که مرا بازی می‌دهد. دوست دارم مستقیماً بگوید چه در سرش است».
6- به مردها فرصت بدهید تا در سکوت فکر کنند
می‌توانند اطلاعات را با همسرتان در میان بگذارید و از او بپرسید آیا دوست دارد الآن راجع به آن صحبت کند یا ترجیح می‌ دهد فکر کند و بعداً جواب دهد. مردها معمولاً ترجیح می‌دهند در سکوت فکر کنند و بعد نتیجه‌ی پایانی را با شما در میان بگذارند، بنابراین تا وقتی به پاسخی نرسند، جواب نمی‌‌دهند. (آنها نمی‌خواهند ترس از عدم اطمینان یا تردید خود را به شما نشان دهند!) بنابراین از سکوت آنها ناراحت نشوید.
7- زبان یکدیگر را فرا بگیرید
تعبیر و ترجمه‌ی مردان از کلمات و جملات مشابه تعبیر زن‌ها نیست. مردها به معنای لغوی و تحت اللفظی کلمات فکر می‌کنند. مثلاً اگر زن بگوید: «دیگر صبرم تمام شده» مرد فکر می‌کند واقعاً همه چیز تمام شده. بنابراین هنگام بیان احساسات خود به یک مرد، از کلمات و واژه‌های دقیق‌تری استفاده کنید.
8- مردها را به «بی‌احساس بودن» متهم نکنید
مردها به اندازه‌ی زن‌ها احساساتی هستند، ولی به احساسات شان دسترسی ندارند، یعنی بدون توجّه به احساس خود، سعی می‌کنند منطقی و استدلال‌گر باشند. حتّی وقتی با همسر خود صحبت می‌کنند، سعی می‌کنند تحلیلی و استدلالی صحبت کنند و از بحث در مورد احساسات طفره می‌روند، زیرا به این ترتیب شانس بیشتری برای برنده شدن دارند!
در این مواقع بهترین کاری که شما می‌توانید انجام دهید، این است که همسرتان را در آغوش بگیرید، یا او را نوازش کرده یا دست‌هایش را در دست بگیرید. به طور کلّی هر نوع تماس جسمانی محبت‌آمیز می‌تواند او را کمک کند تا راحت‌تر به دل و احساسات خود رجوع کند.
9- مردها نیاز به تحسین و حس برتری جویی دارند
به آنها نشان دهید که ریاستشان را باور دارید و هوش و ذکاوت و قدرتشان را تحسین نمایید. سعی نکنید با آنها رقابت کنید. زیرا مردها بسیار رقابتی هستند و آمادگی آن را دارند که حتّی با همسر خود رقابت نمایند. بنابراین نگذارید چنین احساسی در آنها تولید شود.
پایان
پانوشت‌ها:
1- کنز العمال، 7177.
منبع:کتاب«همسراگر اینگونه می بود» - نویسنده:راضیه محمّد زاده

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

چهارشنبه 1 شهریور 1391  2:38 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

دلداده های هم فکر

تفاوت‌های بین خود و همسر خویش را درک کنیم
ما زنان، تفاوت زیادی با مردان داریم. وقتی که می‌خواهیم سر صحبت را باز کنیم از موضوعی‌هایی کاملاً متفاوت و دور از مساله اصلی آغاز می‌کنیم. اما یک مرد موقعی با زنش حرف می‌زند که بخواهد افکار و نظرات اصلی خود را در رابطه با موضوع یا اقدامی بیان کند. اغلب مردها در حالی که با همسر خود صحبت می‌کنند، دارند حرف آخر خود را می‌زنند و یا نظر نهایی و قطعی زن را دریافت می‌دارند و براساس آن برنامه‌های اصلی و جدی زندگی خود را تنظیم می‌نمایند.
یک زن دوست دارد که درباره احساسات، علائق، برداشت‌ها و آلام روحی خود صحبت کرده و بدین‌وسیله با تخلیه درونی به آرامش مورد نیازش دست یابد. برای مثال وقتی شما از شوهر خود سوال می‌کنید : «آیا مرا دوست داری؟» شما مطمئن هستید که او شما را دوست دارد، چون قبلاً به شما گفته است ولی از نظر عاطفی نیاز دارید که آن کلام را دهها بار، صدها بار و حتی هزاران بار دیگر بشنوید.
یک زن محبت خود را از طریق کلمات بیان می‌کند و انتظار دارد که از همان طریق نیز آن را دریافت کند. یک مرد عشقش را به‌طور عملی بیان می‌کند، نظیر روابط جنسی، یا کار کردن و خرید وسایل زندگی و معمولاً به‌همین صورت آن را می‌فهمد و دریافت می‌کند. یک زن خواستار ارتباط کلامی مثبت و محبت‌آمیز است، در حالی که شوهرش افکارش را در عمل بیان می‌کند و از اعمال و رفتار همسرش علاقه و محبت او را نسبت به خویش دریافت می‌دارد. پس آیا باز هم تعجب‌آور است که ما همیشه در روابطمان با شوهرانمان دچار مشکل می‌شویم؟
یک مرد نیاز به زنی دارد که همدرد و همدل وی بوده و در مسیر پرفراز و نشیب زندگی، همراهی قوی باشد. درک مردی که در کنارش زندگی می‌کنید و شناخت ویژگی‌های او و پذیرش بی‌قید و شرط وی‌ آن‌چنان که هست، عشقی عمیق و ارزشمند در قلب شما به‌وجود می‌آورد که نتیجه آن رهایی از تنش‌ها و فشارهای روحی و درگیری‌های خانوادگی است. این عشق را با آزادی و لذت به شوهرتان ارزانی دارید تا او نیز شما را مانند ارزشمند‌ترین موجود زندگیش بپذیرد. آن وقت ازدواج شما گرم و شیرین و لذت‌بخش می‌گردد.
عشق، محبتی است براساس معرفت.
گذشتن از خویش است و ایثار مطلوب بر محبوب.
روش‌های کاربردی در ارتباط با همسران
الف – چگونه ارتباط خود را با شوهر خویش گسترش دهید.

یک عشق نمی‌تواند در شرایطی که بین زن و مرد فاصله ایجاد شده است شکل بگیرد و دوام یابد. پس چاره‌ایی نداریم جز اینکه، شکاف‌های روحی را بین خود و همسرمان کم کنیم.
1- شنونده خوبی باشید.
2- او را نصیحت نکنید، به‌خصوص در حضور دیگران.
3- شوهر خود را با دیگری مقایسه نکرده، از او ایراد نگیرید و تحقیرش نکنید.
4- چارچوب فکری و ذهنی شوهر خود را بشناسید و او را آن‌چنان که هست درک کنید.
5- نسبت به وضعیت روحی شوهرتان دقیق و حساس باشید.
6- در مورد مسائل مورد علاقه همسرتان اطلاعات کسب کنید و به آن احترام بگذارید.
7- زمینه‌های حرکت او را فراهم کرده و مانع رشد او نشوید.
8- زبان نگاه را بیاموزید و ارتباط‌های غیرکلامی با همسر خویش را بیشتر کنید.
9- توقعات و انتظاراتی که از او دارید، محترمانه برایش بیان کنید و از او نیز چنین بخواهید.
10- هر روز بهانه‌ای برای ایجاد نشاط و شادابی در خانه پیدا کنید.
ب- چگونه شوهر تندخوی خود را آرام کنید.
1- انصاف داشته باشید و صادقانه همه‌چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.
2- بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.
3- در هنگام ناراحتی او، از وی انتقاد، گله و شکایت نکرده و او را محکوم ننمایید.
4- در جهت تأمین نظر وی طوری دوستانه صحبت کنید تا احساس امنیت درونی نماید.
5- به جای احساساتی شدن آرام باشید و از تندی و اشک ریختن بپرهیزید.
6- موقعیت خود را تغییر داده و مشکلات را در زمان و مکان بهتری مطرح کنید.
7- عقاید خویش را تحمیل نکرده و با آرامش و صداقت بگویید، در قلب شما چه می‌گذرد.
8- هم‌چنان که دوست دارید از شما گذشت کنند، خود نیز بخشایش داشته باشید.
9- در مقابل رفتار تند شوهرتان، شکیبا و بردبار باشید. (این یکی از توانایی‌های خاص زنان است.)
10- بر وی منت مگذارید و زحمات و ایثارهای خود را در زندگی به رخ او نکشید.
منبع : راز موفقیت زنان در خانواده
تدوین : انور پیرزاده ، کارشناس امور تربیتی ، مشاور و مدرس خانواده
 

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

چهارشنبه 1 شهریور 1391  2:56 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی


یادمان رفت که عاشق بودیم
چند بار بگویم وقتی دست و صورتت را می‌شویی، حوله خیست را نینداز روی تخت؟
وای. . . دوباره جوراب‌هایت را پرت كردی گوشه اتاق.
نمی‌توانی وقتی داری دست و صورتت را می‌شویی یك آبی هم به جورابت بزنی؟
چند بار به شما بگویم من‌این رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهی نداری؟
موقعی كه حرف می‌زنم حواست كجاست؟
بله بله، گفتم برایت ماشین ظرفشویی می‌خرم، اما الان نه، تا كی باید ظرف‌ها توی دستشویی بماند؟ من از ظرف شستن متنفرم چند بار باید این را تكرار كنم.
اینها جملاتی است كه ممكن است بین هر زن و شوهری رد و بدل شود. گاهی‌این‌قدر از دست همدیگر عصبانی می‌شوند كه اصلا یادشان می‌رود گذشته‌ها، شاید هم یك روز قبل چه خاطرات خوبی با هم داشتند.
كارهای پیش پا افتاده روزمره گاهی آنقدر زن و شوهر را از هم دور می‌كند كه باعث می‌شود حتی حرف‌هایی به یكدیگر بزنند كه روز اول آشنایی حتی به خواب هم نمی‌دیدند طرفش بروند. در زندگی مشترك روزمره، چیزهایی فراموش می‌شود كه روزی برایشان باارزش‌ترین چیزهای دنیا بود.
خستگی، بی‌حوصلگی و سختی‌های زندگی، گاهی باعث می‌شود هر كدام از زوج‌ها نتوانند آن طور كه باید وظایف خود را در خانه انجام دهند و ‌این، ممكن است باعث عصبانیت هر كدام از آنها شود.
بنابراین، چه خوب است در‌این مواقع به جای تمركز روی ضعف‌ها و اشتباهات همدیگر، كمی به خودمان فكر كنیم كه اگر ما جای همسرمان بودیم، چه كار می‌كردیم. راه‌های زیادی برای استحكام و پایدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد كه اگر هر از گاهی آنها را یادآوری كنیم، زندگی‌مان زیبا می‌شود درست مثل روزهای اول؛ شیرین.
به جای نشستن و فكر كردن به كارهایی كه شما را ناراحت می‌كند، چه خوب است كمی به اشتباهاتتان فكر كنید.
چند تمرین...
با انجام ‌این تمرین‌ها و با افكار مثبت، می‌توانید روابط خود و همسرتان را مثل روزهای شیرین زندگی تغییر دهید.
بنشین و با خودت كمی فكر كن
به ‌این سؤالات كمی فكر كنید و با خودتان صادق باشید؛ وقتی از همسرتان هدیه می‌گیرید در ازای آن برای همسرتان چه كرده‌اید؟سعی كنید بیشتر از آنكه در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید.
اگر هدف شما ‌ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد، مطمئن باشید، فرصت‌های بی‌شماری برای رسیدن به اهداف پیدا خواهید كرد. در این صورت، شما هم از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. چون آدم‌ها همواره سعی می‌كنند خوبی‌های دیگران را جبران كنند.
در ذهنتان خیال‌پردازی كنید
این به معنی خیالبافی و ساختن چیزی دور از ذهن نیست. در ذهن خود تجسم كنید اگر‌این كار را برای همسرم انجام دهم حتماً خوشحال خواهد شد یا اگر آن كار را انجام ندهم او بیشتر خوشحال می‌شود.
از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید.
اجتناب از انتظارات غیرواقعی می‌تواند از بروز بسیاری از درگیری‌ها، عصبانیت‌ها و سرخوردگی‌ها جلوگیری كند. او را با خواسته‌ها و دستورهای خود اسیر نكنید. وقتی كاری از او می‌خواهید، خودتان هم در عوض، كاری كه او دوست دارد، برایش انجام دهید.
سرزنش نكنید
هرگز همسر خود را سرزنش نكنید و متلك‌بارانش نكنید. حتی نگاه سنگین به او نكنید. مواقعی را به خاطر آورید كه او شما را یاری می‌كرد و در سختی‌ها همراهتان بود.
هنگام بروز اشتباهی از جانب همسر خود، سعی كنید روشی را در پیش بگیرید كه از تكرار ‌این اشتباهات جلوگیری كند.
كلمات زیبا به هم بگویید
سعی كنید به گفتن كلمات زیبا به همسر خود عادت كنید. هر زمان كه همسر شما كاری برایتان انجام داد، حتما با احساس از او تشكر كنید. سعی كنید از كلمات و جملاتی به غیر از متشكرم استفاده كنید. مثلاً جملاتی مثل تو من را غافلگیر كردی، خیلی خوشحالم از ‌اینكه به فكرم هستی، ازت متشكرم. البته تشكر كردن با جملات ساده تاثیر مثبتی دارد، اما جمله‌ها و عبارت‌های تازه می‌تواند روح تازه‌ای به حال و هوای شما بدهد.
به راه‌هایی فكر كنید كه می‌تواند همسرتان را نسبت به انجام كارهایی كه دوست دارید، ترغیب كنید. اگر ‌این روش مؤثر نبود روش‌های دیگر را آزمایش كنید و به یاد داشته باشید كه تحسین و تعریف و تشكر به‌موقع، در همسر تان یك انگیزه قوی ایجاد می‌كند.
حرف بزنید
در مورد روزهای اول آشنایی‌تان و ویژگی‌هایی كه سبب شده نسبت به هم علاقه‌مند شوید، حرف بزنید. دقت كنید كه اگر ویژگی‌های خوب خود مثلا ویژگی‌های ظاهری تان را از دست داده‌اید، در مورد آنها با هم حرف نزنید.
به جای آن، سعی كنید صادقانه درباره ویژگی‌های مثبت روحی و شخصیتی خود با هم گفت‌وگو كنید. زمانی در روز یا در هفته را فقط به خودتان اختصاص دهید؛ به پارك بروید و هیچ‌كدام از فرزندانتان را با خود نبرید.
هیچ وقت احترام گذاشتن نسبت به یكدیگر را فراموش نكنید. احترام به افكار، عقاید و دیدگاه همسرتان باعث می‌شود او هم همین احساسات را نسبت به شما پیدا كند. درست است كه نظر‌ها و سلیقه‌های شما با هم فرق دارد، اما هیچ‌گاه نباید اجازه بدهید‌این اختلافات روی عشق و احساسات شما تاثیر بگذارد.
نویسنده : انیسه كریمی

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

چهارشنبه 1 شهریور 1391  2:56 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی


با هم كنار بیایید !
زوج‏هایی كه اغلب بر سر مسائل مالی و به طور مشخص درباره ی پول، با هم مشاجره می‏كنند، اختلافشان بیشتر بر سر چگونه خرج كردن است و میزان درآمد، كمتر مسئله‏ساز می‏شود. اختلاف، زمانی بروز می‏كند كه زن و شوهر درباره ی چگونگی خرج كردن درآمد، نظریاتی متفاوت دارند و هر كدام درباره ی فرایند تصمیم‏گیری در این مورد به شكلی می‏اندیشند. زن یا شوهر ممكن است بخواهد درباره ی جزئیات مخارج بحث و تبادل نظر شود و این در حالی است كه همسر او بخواهد اختیار مطلق خرج كردن درآمد خانه را داشته باشد و نیازی به مشورت احساس نكند. بنابراین، بدون توجه به میزان درآمد خانواده، روزانه درباره خرج كردن آن تصمیم‏گیری می‏شود و این، می‏تواند اختلاف زیادی تولید كند.
یكی از جنبه‏های مثبت خانواده‏های موفق، این است كه می‏توانند به رغم اضطراب و مشكلات مالی، از زندگی خود لذت ببرند. آنها بر خلاف دیگران، با راحتی بیشتری محدودیت‏های پولی را می‏پذیرند و معتقدند كه این محدودیت‏ها گذرا هستند؛ البته آنها اضطراب مالی كمتر را ترجیح می‏دهند؛ اما شادابی زندگی را مشروط به ناپدید شدن این اضطراب‏ها نمی‏كنند.
خانواده ‏های موفق، مشكلات ناشی از درآمد و خرج كردن آن را به كلی برطرف نكرده‏اند؛ برعكس، آنها نیز در مواقعی بر سر خرج كردن پول با هم اختلاف نظر پیدا می‏كنند؛ اما این خانواده‏ها از ویژگی‏هایی برخوردارند كه به آنها امكان می‏دهد تا به طور مؤثرتری با مشكلات ناشی از درآمد كنار آیند. برخی از این ویژگی‏ها عبارتند از:
1. زوج‏های موفق، درباره مسائل مالی با هم حرف می‏زنند.
زوج‏های موفق، بیشتر درباره چگونگی خرج كردن آن با هم حرف می‏زنند. آنها آشكارا درباره مسائل پولی حرف می‏زنند و هراس‏ها، تصمیمات و ارزش‏های خود را با یكدیگر در میان می‏گذارند. زوج‏های موفق، نظریات متفاوت خود را درباره گرفتن وام و دادن پول توجیبی به بچه‏ها، مطرح می‏كنند. آنها می‏دانند كه گاهی بحث و مشاجره بر سر پول و خرج كردن آن طبیعی است؛ اما به این مهم نیز توجه دارند كه صحبت درباره این موضوع، به مراتب بهتر از انباشته شدن فشار مالی و رسیدن آن به مرحله انفجار است.
بسیاری از زن‏ها از میزان درآمد همسرشان بی‏اطلاع هستند و نمی‏دانند كه چقدر پس‏انداز دارند. نكته جالب، این است كه بسیاری از خانم‏ها، اصولاً علاقه‏ای به علم و اطلاع در این زمینه ندارند؛ زیرا با داشتن این علم و اطلاع، پایشان به حیطه مسئولیت در قبال امور مالی خانواده باز می‏شود. بچه‏ها هم علاقه ندارند كه بدانند، پول خانواده چگونه تأمین می‏شود. برای آنها، مهم این است كه در وقت نیاز، این پول را در اختیار داشته باشند. این گروه از زنان، نگرانی درباره پول را به شوهرشان تفویض می‏كنند، اما با این كار، به آنان وابسته می‏شوند كه این، می‏تواند به دل‏خوری و رنجش بینجامد.
2. زوج‏های موفق، عزت نفس را با میزان كسب معاش ارتباط نمی‏دهند.
زوج‏های موفق، به مهارت خانه‏داری و رسیدگی مادر به سایر افراد، بهای بسیار می‏دهند. در این خانواده‏ها، مادر، تأیید و از زحماتش قدردانی می‏شود و هرگز در مقام پایین آوردن ارزش او در جمع خانواده، اقدامی صورت نمی‏گیرد.
بیكاری، احتمالاً بهترین شاخصی است كه نشان می‏دهد افراد تا چه اندازه ارزش خود را به كارشان ارتباط می‏دهند. اضطراب ناشی از بیكاری می‏تواند برای برخی از خانواده‏ها فاجعه‏آمیز و برای بعضی دیگر، وحدت‏آمیز باشد و بستگی به این دارد كه اشخاص تا چه اندازه ارزش خود را به مداخلی كه دارند، نسبت دهند. اگر آنها نتوانند میان این دو وجه تمیز دهند، خانواده دچار ناراحتی می‏شود.
3.زوج‏های موفق، در برخورد با اضطراب، مهارت‏هایی در زمینه ی مدیریت پول ایجاد می‏كنند.
اغلب زوج‏ها، در آغاز زندگی، اطلاع و مهارت چندانی درباره امور مالی ندارند. زوج‏های موفق، كنترل اضطراب‏های ناشی از پول و درآمد را به اتفاق می‏آموزند. برای زوج‏های موفق، پول مال من یا مال تو نیست و پول به هر دو تعلق دارد. اگر درآمد به اندازه كافی باشد، زن و شوهر درباره پولی كه هر یك از آنها و نیز بچه‏ها می‏توانند خرج كنند، تصمیم می‏گیرند؛ اما روی هم رفته در خانواده‏های موفق، درآمد خانواده یك كاسه است.
زوج‏ها و خانواده‏های موفق در زمینه مدیریت پول، اغلب از دو روش «بودجه‏بندی» و «كنار آمدن با تورم» استفاده می‏كنند.
خانواده‏های موفق، به بودجه‏بندی علاقه‏مند هستند؛ اما برای رسیدن به این امر، از روش‏های بسیار متفاوتی استفاده می‏كنند؛ بعضی از خانواده‏ها، در آغاز هر ماه، اقلام دقیق مخارج خود را فهرست می‏كنند و در طول ماه، می‏كوشند كه مفاد آن را حفظ كنند و در پایان ماه نیز به حساب خود رسیدگی می‏كنند تا از كم و كیف مخارج آگاه شوند.
بسیاری از زوج‏های فارغ از اضطراب، پولی را برای آینده فرزندان خود پس‏انداز می‏كنند و به آن دست نمی‏زنند. این خانواده‏ها، به همین طریق، برای دوران بازنشستگی خود، پولی را كنار می‏گذارند و در عین حال، پس اندازی را برای خانواده خود در نظر می‏گیرند تا در صورت بروز اشكال در بودجه‏بندی ماهیانه، از آن استفاده كنند. این خانواده‏ها در عین حال، وجوهی را برای پیشامدهای غیر مترقبه و مخارج فوق العاده در نظر می‏گیرند. این نوع بودجه‏بندی، بسیار مهم است.
یكی از مهم‏ترین عوامل اضطراب‏آور مربوط به پول در خانواده‏ها تورم است. زوج‏ها مانند والدین خود نمی‏خواهند از دیگران پیش بیفتند؛ بلكه برای عقب نماندن از وضع موجود خود تلاش می‏كنند و بدین منظور، تن به كار دوم می‏دهند. زن و شوهر، هر دو كار و اضافه‏كاری می‏كنند؛ فرزندان خود را سر كار می‏فرستند كه همه اینها اضطراب‏آوراست و خانواده را زیر فشار می‏گذارد. با افزایش هزینه‏ها، درآمدهای حقیقی كاهش می‏یابند؛ حتی خانواده‏هایی كه به دقت بودجه‏بندی می‏كنند، در پایان ماه، بدون پول می‏مانند و در می‏مانند كه چه كنند. در اغلب خانواده‏ها، شرایط به گونه‏ای است كه پولی برای تفریح یا پس‏انداز باقی نمی‏ماند.
در مقاله ی بعدبه ذکر 4 روش،جهت برخورد خانواده ها با مشکلات ناشی از تورم ارائه می شود.
منبع : نشریه پرسمان - با تغییر و تلخیص

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

چهارشنبه 1 شهریور 1391  2:57 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

زن و شوهر با تقوا

همسران
مرد باتقوا، برای تأمین مخارج خانه جز به کسب حلال روی نمی‌آورد و به غیر از مال حلال مالی قبولی نمی‌کند. او با تحصیل حلال الهی مقید به رعایت حقوق تمام افرادی است که از طریق کسب و تجارت با او سرو کار دارند، و به عبارت دیگر از وجود او در بیرون از خانه به بندگان خدا ضرر و زیان نمی‌رسد. او به خاطر تقوای الهی دور حرام نمی‌گردد، و گنج عفت نفس و قناعت را از دست نمی‌دهد.
مرد باتقوا چون از کسب و کار فارغ شود و به خانه باز آید، تمام کوفتگی و خستگی خود را کنار درب خانه می‌ریزد و با نشاط و شادی و خوشدلی و خوشحالی وارد خانه می‌شود، به همسرش لبخند محبت می‌زند، و زحمات روزانه ی او را نسبت به نظافت خانه، و پخت و پز، و نگهداری فرزندان «خسته نباشی» می‌گوید، وی را ارج می‌نهد،  با او و بچه‌ها با مهربانی و محبت برخورد می‌کند، و هر یک را در خور شأنش احترام می‌نماید.
مرد باتقوا گاهی حلال و حرام،  معروف و منکر،  حسنات و سیئات را به اهل بیتش گوشزد می‌کند و نمی‌گذارد آنان در مسئله ی دین و دین‌داری دچار غفلت شوند.
مرد باتقوا همه ی عمر و وقت خود را صرف بیرون نمی‌کند، و خنده و نشاط خود را تنها برای دوستان نمی‌برد، و در مسجد رفتن و شرکت در جلسات مذهبی راه افراط نمی‌پیماید.
مرد باتقوا به این نکته توجه دارد که اسلام رعایت اعتدال و اقتصاد را در تمام امور حتی در عبادات سفارش فرموده، و از کم گذاشتن از حق زن و فرزند به بهانه ی رفت و آمد با دوستان، یا شرکت در مجالس نهی فرموده است.
در هر صورت مرد باتقوا، در همه ی شئون زندگی آداب لازم را رعایت می‌نماید، و از این راه به استحکام بنای خانواده، و جلب محبت زن و فرزند کمک می‌نماید.
زن باتقوا، عفت و عصمت و پاکدامنی خود را حفظ می‌کند، با شور و شوق به کار خانه می‌رسد، زمینه ی رفع خستگی شوهر را که محصول کار بیرون است فراهم می‌نماید، از فرزندان خود به نحو شایسته نگهداری می‌کند، با شوهر و فرزندان براساس اخلاق اسلامی رفتار می‌کند، از عبادتش غفلت نمی‌ورزد و خانه را کانون عشق و صفا، مهر و محبت، و شور و شوق می‌نماید.
زن باتقوا از همسرش با تکیه بر اصول الهی اطاعت می‌کند، به خواسته‌های به حق او پاسخ مثبت می‌دهد، از عصبانیت و خشم و کبر می‌پرهیزد، با اقوام شوهرش با مهر و محبت و اخلاق اسلامی روبرو می‌شود، بوقت آمدن شوهر از عرصه کار و کسب تا درب خانه به استقبال می‌رود، و به وقت خروج شوهر وی را بدرقه می‌کند، و از وی می‌خواهد جز حلال خدا به خانه نیاور که ما به حلال خداوند گرچه اندک باشد قناعت می‌کنیم، و زیر بار حرام نمی‌رویم: مبادا به بهانه ی داشتن زن و فرزند، و خرج و مخارج از محدوده ی مقررات الهی تجاوز کنی، و زندگی را به حرام آلوده نمایی!»
زن باتقوا از چشم و همچشمی پرهیز دارد، و شوهرش را به خاطر همرنگ شدن با زندگی اقوام خود، یا اقوام شوهرش در تنگنا قرار نمی‌دهد و او را خجالت زده نمی‌کند.
چنین زن و شوهری مقبول حق، و منبع خیر و نمونه ی بارز انسان الهی هستند، و در میانه آن دو همان خانه‌‌ای بوجود می آید که خدا می‌خواهد، و در فضای آن خانه فرزندانی تربیت می‌شوند که حق طلب می‌کنند.
منبع:نشریه بشری (خانواده)

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:50 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی



چه جوری بگم بهتره ؟
چیزی به عنوان رابطه ی بدون تعارض وجود ندارد. تعارض و اختلاف بخشی از زندگی است و به‌عنوان واقعیت هر رابطه‌ای وجود دارد و ضرورتاً بد نیست.
در حقیقت، یك رابطه‌ای كه در ظاهر بدون تعارض است، ممكن است ناسالم‌تر از یك رابطه ی همراه با تعارضات و اختلافات مكرر باشد.اختلافات یا تعارضات، رویدادهای انتقادی‌ای هستند كه می‌توانند رابطه را تضعیف یا تقویت كنند.
تعارضات می‌توانند سودمند، موجب درك عمیق‌تر و نزدیكی و احترام بیشتر بین زن و مرد نسبت به یكدیگر شوند. اما در عین حال می‌توانند مخرب، موجب آزردگی، خصومت و جدایی نیز شوند.
الگوهای حل اختلاف
اكثر افراد ترجیح می‌دهند كه تسلیم شوند تا این‌كه با تعارضات درگیر شوند؛ به این صورت كه آنها وجود تعارض و اختلاف در رابطه‌شان را انكار می‌كنند. برخی از افراد ترجیح می‌دهند كه طرف مقابل را مقصر جلوه دهند و از دست او عصبانی می‌شوند.
برخی رقابت‌جو هستند و می‌خواهند در مشاجراتشان برنده شوند. آنها از قدرت و تأثیرشان بر همسر خود برای كنترل و رسیدن به خواسته‌شان استفاده می‌كنند.
برخی به نظر می‌رسد كه با یكدیگر به توافق می‌رسند، اما به طرزی زیركانه كوشش می‌كنند تا در بیشتر مسائل برنده شوند. تعدادی از افراد می‌توانند خشم و حس رقابت‌جویی‌شان را در رابطه كنترل كنند و صادقانه به دنبال مطلوب‌ترین راه‌حل برای هر دو نفر می‌گردند.
چند راه حل ...
برد- برد:

بیشتر اختلافات در مواردی است كه بیشتر از دو راه، برای انتخاب كردن دارند. اگر شما آنچه را كه همسرتان می‌خواهد نمی‌خواهید انتخاب كنید و همسرتان نیز انتخاب شما را نمی‌پسندد، با قدری تلاش بیشتر قادر خواهید بود كه راه و چاره دیگری را بیابید كه هر دو آن را بخواهید و دوست داشته باشید.
بدون باخت:
هنگامی كه نمی‌توانید یك راه حل جایگزین بیابید كه هر دو را دوست داشته باشید به دنبال انتخابی باشید كه نسبتاً برای هر دو مورد قبول باشد یا این‌كه برای رسیدن به یك توافق خوشایند با یكدیگر مذاكره كنید.
برد- باخت به صورت مساوی:
هنگامی كه اختلاف شدیدی بر سر موضوعی است كه تنها دو انتخاب دارد، یعنی یك طرف چیزی را می‌خواهد و طرف مقابل آن را نمی‌خواهد. در اینجا یك برنده و یك بازنده وجود دارد. اگر شما با همدیگر صادق باشید و معمولاً نیمی از اوقات، انتخاب را در این موارد به طرف مقابل واگذار كنید، برای هر دوی شما كار ساده‌تر خواهد شد.
زیرا بازنده اطمینان خواهد داشت كه دفعه ی دیگر، انتخاب او ملاك قرار خواهد گرفت.درك حل سالم اختلافات از لحاظ نظری آسان است، اما استفاده و كاربرد آن به صورت مداوم و پیوسته آسان نیست. البته، هنگامی كه اعتماد بین دو طرف و همچنین مهارت‌های ارتباطی گسترده‌تر شود، این كار آسان‌تر خواهد شد.
زن و مرد می‌بایست به اختلافاتشان به عنوان مشكلی كه برایشان قابل حل است، بنگرند، نباید به دنبال بهترین راه حل برای خود باشند بلكه بایستی به دنبال بهترین راه حل برای هر دو باشند. هریك از آنها بایستی در یافتن راه‌حل‌هایی كه منصفانه‌ و قابل قبول برای هر دو است، فعالانه شركت كنند.
اگر شما دیدگاه همسرتان را نادیده بگیرید یا كوچك بشمارید و بی‌اثر كنید یا این‌كه دیدگاه خودتان را دنبال كنید، به رابطه‌تان آسیب خواهید رساند.
نبود حساسیت، توجه و احترام شما به دیدگاه همسرتان موجب آسیب رابطه خواهد شد و همچنین اگر از ترس و قدرت برای به كرسی نشاندن حرفتان استفاده كنید، رابطه شدیداً خدشه‌دار خواهد شد.
اگر دائماً سعی می‌كنید كه همسرتان را با ارضاء تمامی نیازهایش شاد نگه دارید و از تعارض اجتناب‌ كنید نیز به رابطه‌تان آسیب خواهد رسید. شما با این كار، ناخواسته به همسرتان یاد داده‌اید كه به نیازهای شما بی‌توجه باشد.
نگرش‌هایی برای رفع تعارض
با اصلاح وضع روحی‌تان شروع كنید. با تعارضات به عنوان دو شخص همتا كه برای حل یك مشكل با همدیگر تلاش می‌كنند، برخورد كنید. زیاد با خواسته‌ها و نیازهای موقتی و آنی‌تان درگیر نشوید، زیرا نیاز بسیار مهم داشتن یك رابطه ی سالم و طولانی‌مدت را فراموش خواهید كرد. اگر بسیار خشمگین یا ناراحت هستید، سعی كنید احساساتتان را كنترل كنید و قبل از پرداختن به موضوع خود را آرام كنید.
كنترل تعارض با شخصی كه دوستش دارید و می‌خواهید كه یك رابطه ی طولانی‌مدت و خوب را با او داشته باشید، از مذاكره با كسی كه نگران نیازهای شما نیست مانند یك فروشنده، متفاوت است.
هر دو باید پذیرا و صادق باشید و به همدیگر احترام بگذارید.اعتماد متقابل، هسته ی ضروری موضوع در یك رابطه سالم و طولانی‌مدت است. وقتی به همدیگر اعتماد ندارید راهی وجود ندارد كه بتوانید یك رابطه ی سالم داشته باشید.
هیچ‌یك از دو طرف نباید كاری انجام دهند كه این اعتماد تضعیف شود. به یاد داشته باشید كه صداقت با اعتماد همراه است و اعتماد به كسی كه صداقت ندارد، بسیار دشوار است. داشتن یك نگرش منفی و بدگمانانه برای این فرآیند مضر است.
مثلاً باور این مسئله كه حتماً می‌بایستی در مشاجره برنده شوید و همچنین احساس برتری یا حقارت نسبت به طرف مقابل، دیدگاه‌های مضری هستند.
مراحل حل اختلافات
ابتدا مشكل را مشخص كنید. برای درك مشكل، تعارض، نیازها و نتیجه مورد دلخواه هر دو طرف با همدیگر گفت‌وگو كنید. برای یكدیگر، دقیقاً آنچه تعارض یا مشكل را شامل می‌شود، تشریح كنید.
مرحله اول این است كه شما آنچه می‌خواهید را بگویید و آنچه را كه همسرتان می‌خواهد بشنوید. هدف در این مرحله، این است كه هریك از شما آنچه می‌خواهد را آشكارا بیان كند و آنچه دیگری می‌خواهد را درك كند. در گفت‌وگوی با هم، از سرزنش كردن یكدیگر بپرهیزید. همچنین، از مهارت‌های گوش دادن فعال در زمانی كه به نظرات همسرتان گوش می‌دهید، استفاده كنید.
سپس، چند راه حل مناسب را طرح كنید. بر روی راه‌حل‌هایی فكر كنید كه هر دو بر روی آن توافق دارید.تا زمانی كه هر راه‌حل، تنها به عنوان یك پیشنهاد است، از ارزیابی و قضاوت اجتناب كنید.
پس از این مرحله، راه‌حل‌ها را ارزیابی كنید. به هر راه‌حل پیشنهاد شده توجه كنید و آنهایی را كه برای هریك از شما قابل قبول نیست حذف كنید. سپس، راه‌حل‌ها را به یك یا دو راه‌حل كه به نظر می‌رسد برای هر دوی شما بهترین است، محدود كنید.
در این مرحله، هر دو می‌بایست صادق باشید و آنچه را كه به نظرتان غیرمنصفانه و آزاردهنده می‌باشد به یكدیگر بگویید. پس از آن، بهترین راه‌حل را انتخاب كنید. راه‌حلی را انتخاب كنید كه متقابلاً برای هر دو قابل قبول است. یقین حاصل كنید كه یك تعهد دوجانبه برای این تصمیم وجود دارد.راه حل را اجرا كنید.
رسیدن به تصمیم یك مسئله است و انجام دادن آن چیز دیگری است. گاهی اوقات ضروری است كه در مورد چگونگی اجرای آن با همدیگر صحبت كنید و مشخص سازید كه چه كسی مسئول انجام چه چیزی در چه هنگامی است؟
ارزیابی راه‌حل انتخاب شده را در طول اجرای آن، فراموش نكنید. پس از طی زمان، ممكن است میزان توافق بر سر راه‌حل‌ها به آن اندازه‌ای نباشد كه در ابتدا وجود داشت. به صورت منظم و همیشگی از همسرتان بپرسید كه راه‌حل تعیین شده چگونه است و چه احساسی در مورد آن دارد. 
ممكن است در انتخاب راه‌حل، مسئله‌ای نادیده گرفته شده باشد یا چیزی به اشتباه تشخیص داده شده باشد یا یك مورد غیرمنتظره اتفاق بیفتد. هر دو بایستی درك كنید كه تصمیمات گرفته شده، همیشه به روی بازبینی و تجدید نظر باز هستند، اما این تغییرات بایستی به صورت دوجانبه اعمال شود؛ همان‌گونه كه در تصمیم‌گیری اولیه بود.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:50 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

راهی برای رسیدن به تفاهم بین همسران

دو گوش و یک دهان
گاهی اوقات به نظر می رسد مردان و زنانی كه زندگی مشتركی را شروع می كنند، هیچ چیز مناسبی به دست نخواهند آورد، حتی یك گوش شنوا. یكی از دلایلی كه باعث می شود بسیاری از ازدواج ها منجر به شكست شود، ناتوان بودن در برقراری ارتباط و درك دو طرف است.
نداشتن گوش شنوا یكی از دلایل مهمی است كه باعث می شود مردم یکدیگر را عصبانی كنند. بیشتر اوقات می شنویم زنان از این كه همسرانشان به حرف آنها گوش نمی دهند، یا آنها را نادیده می گیرند، شكایت دارند و بیشتر اوقات هم حق با آنهاست.
اما حقیقت این است كه گناه زنان هم به اندازه گناه مردانی است كه به سخنان آنها گوش فرا نمی دهند.
راه حل های پیشنهادی
1 - شنیدن، نیازمند سعی و كوشش است

چه باور كنید و چه باور نكنید، در حقیقت گوش كردن یک حركت فیزیكی است. این بار كه به حرف های همسرتان گوش می كنید توجه داشته باشید كه چگونه ضربان قلب شما تند می شود و حرارت بدنتان بالا می رود. البته اگر واقعاً متوجه این تغییرات شوید، احتمالاً دیگر واقعاً به آنچه همسرتان می گوید، گوش نمی دهید.
پیشنهاد:بنابراین سعی كنید هنگام گوش دادن به سخنان همسرتان هوشیار باشید و حواس خود را كاملاً به سخنان او معطوف سازید.
2- کمتر صحبت کنید
ما یك دهان و 2 گوش داریم، پس باید 2 برابر میزانی كه صحبت می كنیم، گوش دهیم. اگر شما می خواهید همسرتان را بهتر درك كنید، ابتدا باید بفهمید كه نمی توانید به زور حق صحبت كردن را از او سلب كنید. صبور باشید و به دقت گوش كنید. قطعاً نوبت حرف زدن شما هم فرا خواهد رسید.
3- افكار سریع
ظرفیت و توانایی ما در فهم سخن دیگران بسیار سریع تر از زمانی است كه خود سخن می گوییم. به طور متوسط شخص شنونده می تواند در هر دقیقه 600 كلمه را طبقه بندی كند. در حالی كه این میزان، هنگام صحبت كردن بین 125 تا 150 كلمه نزول می یابد. بنابراین چون مغز ما هنگام شنیدن، توانایی ضبط كلمات بیشتری را نسبت به زمان سخن گفتن دارد پس هنگام شنیدن، ما وقت اضافه پیدا می كنیم تا به عالم رؤیا برویم، در مورد نگرانی های شخصی خود فكر كنیم و یا درصدد پاسخ گفتن به طرف مقابل باشیم. در این حالت است كه شخص گوینده متوجه رفتار ظاهری ما می شود و اظهار ناراحتی می كند.
پیشنهاد: این بار هنگام گوش كردن به سخنان همسرتان سعی كنید، این وقت اضافی را صرف فهمیدن عقاید و مشكلات و شكایات او نمایید.
4- مفروضات غلط (پیشداوری)
پیشداوری های ما اغلب نتیجه زیادی خواهی ها و خودخواهی های ماست. بیشتر اوقات مردم به حرف یكدیگر گوش نمی كنند، چون معتقدند كه آنچه دیگری می خواهد بگوید، آنها بهتر می دانند و یا مشكل آن قدر پیچیده است كه قابل حل نیست و یا آن قدر هم مهم نیست كه لازم باشد به آن گوش داد.
پیشنهاد: شما باید ابتدا سعی كنید به جای تمام این پیشداوری ها، شنونده خوبی باشید و قبل از اتمام سخنان طرف مقابل در مورد او پیشداوری و قضاوت نكنید. لازم است عقاید همسر خود را قبل از این كه در مورد او قضاوت كنید، به خوبی درك كنید یعنی ابتدا خوب گوش كنید و وقتی مطمئن شدید متوجه منظور طرف مقابل شده اید آن وقت آنها را ارزیابی كنید.
5- شما از قبل مجهز شده اید
فرو رفتن در نگرانی های شخصی به مراحل شنیدن كمكی نمی كند. گاهی اوقات ما فشارهای روانی و یا نگرانی های زیادی در زندگی داریم كه مانع از توجه ما به سخنان گوینده می شود.
پیشنهاد: به جای انجام دادن كارهای دور از ادب و تظاهر به گوش كردن به همسرتان، شما باید او را از وجود نگرانی ها و مشكلات خود آگاه سازید. در این صورت شاید همسرتان برای گوش دادن به حرف های شما بسیار هم مشتاق باشد.
6- تعدد صحبت كنندگان
در زندگی های پرمشغله امروزی ما با انواع صداها اعم از صدای بچه ها، والدین، دوستان، همكاران، تلویزیون، فروشندگان دوره گرد و... مواجه هستیم. بنابراین گاهی اوقات به خود اجازه می دهیم حواسمان پرت شود و یا به طور گزینشی یكی از صداها را انتخاب می كنیم و در نتیجه به طور كامل حواسمان به سخنان كسی كه با ما صحبت می كند معطوف نمی گردد.
پیشنهاد: اساس كار برای خوب شنیدن، مقدم شمردن فردی است كه برای ما مهم است. مثل همسر، بچه ها، خانواده، همكار و رئیسمان.
7- حواس پرتی
روان شناسان عوامل تمركز نداشتن و حواس پرتی را وجود یك صدای خارجی می دانند. مثل :صدای بلند تلویزیون، مكالمات تلفنی، ترافیك، دستگاه تهویه و... كه همگی می توانند در توانایی شنیدن به طور مؤثر دخالت داشته باشند.
پیشنهاد: اگر می بینید هنگام صحبت كردن با همسرتان تمركز حواس لازم را ندارید، سعی كنید عوامل حواس پرتی را كاهش دهید و یا حذف كنید. تلویزیون را خاموش كنید. پنجره ها را ببندید. صدای موزیك را كم كنید، یا به محیط آرام تری بروید.
8- بد شنیدن
گاهی اوقات عدم توانایی در شنیدن ممكن است ناشی از یك مشكل روانی باشد. حتی یك ناراحتی جزیی می تواند در قدرت شنوایی و تمركز حواس شما مؤثر باشد و مشكل آنجاست كه شما خود به این امر واقف نباشید.
پیشنهاد: اگر فكر می كنید خود شما یا طرف مقابلتان از ناشنوایی حتی جزیی رنج می برد، حتماً با یك شنوایی سنج مشورت كنید و آزمایش شوید. خوشبختانه با یك نگرش صحیح شما می توانید خوب گوش كنید و مطمئن شوید كه روابط بین شما و همسرتان محكم و استوار باقی می ماند. در پایان چند پیشنهاد ساده برای این كه شنونده خوبی باشید مطرح می شود.
9- پیام های مهم طرف مقابل را كشف كنید
هنگام صحبت كردن همسرتان كاملاً به حرف های او گوش دهید و اگر مورد مبهمی بود، حتماً سؤال كنید چون از این طریق هیچ نقطه ابهام و سوءتفاهمی باقی نمی ماند. اگر شما دوست دارید طرف مقابل سخنان شما را بشنود و احساسات شما را درك كند، خود نیز باید همین موارد را در مورد او رعایت كنید.
در پایان می توان نتیجه گرفت اگر همسرتان اغلب از شما عیب جویی می كند و ناراحت است، شاید به این خاطر باشد كه می خواهد چیزی به شما بگوید ولی چون شما گوش نمی كنید، او مجبور است به گفتن خود ادامه دهد تا شما را بالاخره وادار به گوش كردن كند.
منبع:آرزو سهیلی پور

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:51 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

مرد شما حرف هایتان را بهتر مى فهمد، اگر...
1 - وقتى از همسرتان مى خواهید كه كارى را انجام دهد، بهتر است بگویید:
«مى شود این كار را انجام بدهى؟» نه این كه «مى توانى این كار را انجام بدهى؟» بیشتر زنان در این مواقع از كلمه «مى توانى» استفاده مى كنند. چرا كه به نظر مى رسد مؤدبانه تر باشد. ولى در این صورت شما از همسرتان درباره توانایى هاى او سؤال مى كنید تا این كه به او بگویید كارى را انجام دهد. مردان ترجیح مى دهند كه درخواست شما مستقیم باشد نه این كه با ایما و اشاره، مطلبى به آنها فهمانده شود.
2 - رك و مستقیم با آنها صحبت كنید:
سعى كنید كه دقیقاً آنچه را كه مد نظر دارید به شوهرتان بگویید و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازید. فراموش نكنید آنها مثل شما حس ششم قوى ندارند!
3 - این را درك كنید زنان بیشتر از مردان به گوش دادن بها مى دهند:
براى این كه گوش دادن به صحبت هاى طرف مقابل در حكم راهى براى بیان كردن عشق و علاقه و حتى منعكس كننده یك ارتباط است. ولى براى یك مرد هرگز این طور نیست.
4 - وقتى كه به صحبت شما گوش مى دهد از او تشكر كنید:
مردان به این نوع تأیید از جانب شما احتیاج دارند، خصوصاً اگر در حیطه روابط نیز باشد. چون اغلب گمان مى كنند قادر به درك نیازها و خواسته هاى همسرشان نیستند و تشكر شما، این ابر سیاه را از افكار آنها پاك مى كند!
5 - مختصر و مفید صحبت كنید:
مردان توجه و علاقه چندانى به جزئیات اطراف خود ندارند. مثلاً براى آنها مهم نیست كه پرده هاى خانه دوست شما چه رنگى است یا چند تار مویى را كه اخیراً در وسط موهایتان رنگ كرده اید به شما مى آید یا نه. پس سعى كنید از مرد خود چنین انتظارى را نداشته باشید. چون با این كار لطف بزرگى به زندگى زناشویى خود كرده اید!
6 - آنقدر بپرسید تا نظرش را واضح به شما بگوید:
مثلاً براى خرید لباس، گاهى از او مى پرسید كه نظرش در مورد رنگ لباس چیست و او مى گوید «هر چه تو مى پسندى، من هم مى پسندم.» اما بعد از خرید لباس رنگش را چندان نپسندد. بنابراین قبل از خرید و هر كار دیگرى كه نظر او برایتان اهمیت دارد، نظر دقیق و واقعى او را جویا شوید تا در آینده دچار مشكل نشوید.
7 - به او نگویید:
«تو هیچ وقت به حرفهایم گوش نمى دهى!» این كار دقیقاً مساوى است با آغاز یك سلسله احساس تحقیر و ناپختگى در همسرتان، که آغاز ایرادگیرى وى از شما خواهد بود.
8 - در نهایت در حضور اطرافیان از او به خاطر درك والایش، تشكر كنید.
از این كه او همیشه به شما گوش مى دهد و این كه چقدر خوب شما را درك مى كند. شما فقط امتحان كنید؛ معجزه مى كند!


اگر گوش برای شنیدن ندارید ، لطفا سخن نگویید
كسی كه گوش برای شنیدن ندارد، دهان برای گفتن هم ندارد.
باید شنید؛ كلمه، جمله، عبارت و...
باید شنید و بر شنیده ها تامل كرد تا گفتن را بیاموزیم. پس نشنیدن، نگفتن هم هست .
مردی كه حاضر نیست حرفهای همسرش را بشنود، قاعدتاً حرفی برای گفتن به او ندارد و نیز نباید انتظار شنیدن حرفهایش را داشته باشد! شنیدن برای رسیدن به تفكر، تعامل و گفت وشنود است .
باید بشنویم تا بتوانیم بگوییم .
پدر باید حرف فرزند رابشنود تا بتواند به او بگوید" به آنچه می گویم گوش كن وبه آن عمل كن ".
زنی كه پرگوست وكمتر گوش شنیدن دارد ، باید بداند بیشتر آنچه را كه می گوید از سوی شوهرش شنیده نمی شود.
پس اگر زیاد می گوییم ، زیاد هم باید بشنویم؛ اگرمی گوییم، باید انتظار شنیدن هم داشته باشیم. جز این اگر باشد، تعامل وگفت وشنودی منطقی ومتوازن بر قرار نمی شود. اگر می خواهیم صدای ما را بشنوند، باید اجازه بدهیم دیگران هم سخن بگویند و ما بشنویم.
وقتی می گوییم ، یعنی فكر كرده ایم وگفته ایم.
تنها در خانواده هایی تعامل و گفت و شنود وبحث موجه و مستدل صورت می گیرد كه اعضای خانواده همان قدر كه می خواهند بگویند، همان قدرهم آماده شنیدن باشند.
تردیدی نیست درچنین رویكردی باید وزن و جایگاه هر گوینده ای رعایت و ملاحظه شود.
پدر كیست، چه مسوولیت ها و اختیاراتی دارد؟ مادر كیست، چه مسوولیت ها واختیاراتی دارد؟ فرزند كیست، چه مسوولیت ها و اختیاراتی دارد؟ برای گفتن ، برای شنیدن ، برای تعامل وگفت وشنود باید بدانیم كیستیم؟ از چه می گوییم وچرا می گوییم؟ سرپرست خانواده اگر آگاه و بینا بر نقش و وظایف خود وهر یك از اعضای خانواده باشد، می داند و به درستی می داند كِی باید بشنود وكِی باید سخن بگوید.


به صحبت های او گوش فرا دهید
اگر فقط ناچار به بیان یك پیشنهاد باشیم كه به حل تمامی مشكلات رابطه ای و خانوادگی كمك نماید، تنها می توان این عبارت را بیان كرد : " بكوشید شنونده خوبی شوید " . اگرچه اكثریت قریب به اتفاق ما باید در این زمینه خود را تغییر دهیم ، اما باید بگوییم كه "مردان " نیاز بیشتری به تغییر در این زمینه دارند.
اكثر زنان از ضعف همسر ، پدر یا مردان دیگر در گوش سپردن به صحبت هایشان ، شكایت دارند. و اكثر این زنان معتقدند كه كوچكترین تغییر و تقویت در گوش فرادادن ، بی اندازه مورد استقبال آنها قرار می گیرد و بدون تردید رابطه آنها را ( صرف نظر از طبیعت آن ) بهبود می بخشد. گوش سپردن تقریباً شبیه به "داروی معجزه آسا " است كه پیامدهای این امر را تضمین می كند.
اگر از راز موفقیت زوج هایی كه ادعا می كنند رابطه ای محبت آمیز دارند ، بپرسید ، اكثر آنها به توانایی شخص مقابل در گوش فرا دادن ، اشاره نموده و از آن به عنوان مهمترین عامل مؤثر در كیفیت روابط خود یاد می كنند. این مطلب را می توان به روابط مثبت پدر و دختر و ... نیز تعمیم داد.
حال چرا با وجودی كه اثر " گوش فرادادن " این چنین قوی و مؤثر است ، فقط معدودی از مردان ، شنوندگان خوبی می شوند؟
دلایل آن عبارتند از : اول ) تا جایی كه به ما مردان مربوط است، اكثر ما حس می كنیم كه " گوش فرا دادن " راه حلی انفعالی است. به عبارت دیگر ، وقتی به جای قطع كردن صحبت فقط به آن گوش می دهیم ، احساس می كنیم كه كاری انجام نداده ایم و بیش از اندازه منفعل هستیم . پذیرش این واقعیت كه گوش سپردن خود راه حل است ، امری دشوار است.
برای غلبه بر این مشكل باید متوجه شویم كه چقدر ارزشمند است كسانی كه به آنها علاقه داریم ، صمیمانه به حرفهای ما گوش كنند.  ما احساس می كنیم كسی هست كه حرف ما را بشنود و به ما محبت كند. بدین ترتیب روحیه ما تقویت شده و احساس تفاهم با اطرافیان می كنیم . از طرف دیگر وقتی احساس می كنیم كسی به صحبت های ما توجهی نمی كند حس می كنیم كه گم كرده ای داریم و احساس یأس و نارضایتی می كنیم.
دوم ) عدم باور " بد بودن " خودمان است . البته ما این  موضوع را جز از طریق بیان مستقیم  یا غیر مستقیم و كنایه ای ، متوجه نمی شویم . عدم توانایی در گوش سپردن ، عادتی غیر قابل رؤیت می شود ، كه حتی شاید وجود این اشكال را باور نداشته باشیم و به دلیل وجود دوستان زیادی كه داریم ، توانایی شنیدن ما بسیار كافی به نظر برسد و به همین دلیل راجع به آن زیاد فكر نمی كنیم .
تعیین این امر كه تا چه حد شنونده مؤثری هستید نیاز به صداقت و تواضع  فراوانی دارد . باید هنگامی كه می خواهید میان سخن كسی بدوید یا حرف او را قطع كنید ، عزم را جزم كرده و آرام بگیرید و به خود گوش فرا دهید . یا پیش  از آن كه صحبت فرد مقابل به اتمام برسد ، صبورتر باشید و یا با خود فرض كنید كه خودتان صحیح فكر می كنید ، یا اصلاً راجع به چیز دیگری فكر كنید .
با این روش نتیجه كار تضمین شده است . كار ساده ای است . آرام گرفته و خوب گوش بسپارید و از این كه می بینید مشكلات گذشته با چه سرعتی خود به خود حل می شوند و چه احساس نزدیكی نسبت به افراد مورد علاقه خود می نمایید ، حیرت خواهید كرد. خوب شنیدن " هنر " است و به هیچ وجه امر پیچیده ای نیست. پیش و بیش از هر امری نیت كنید كه شنونده خوبی باشید و سپس با تمرین به آن دست یابید. اطمینان داریم تلاش شما مؤثر و مفید  خواهد بود


راهی برای رسیدن به تفاهم بین همسران
زن‌ و شوهری‌ كه‌ پایه‌ و اساس‌ زندگی ‌شان‌ مهر و محبت‌ است، حق‌ دارند از هم‌ متوقع‌ باشند. در پی‌ توقع‌ نیز رنجش‌ یا اختلاف‌ به‌ وجود می ‌آید. بنابراین‌ زوج ها نباید از اختلاف‌ بترسند و بایستی‌ آن‌ را طبیعی‌ و گریبان گیر هر زندگی‌ مشترك‌ محسوب‌ كنند. البته‌ آن‌ را دست‌ كم‌ هم‌ نباید بگیرند و لازم است‌ سعی‌ كنند تا هرچه‌ زودتر رفع‌ شود. چگونه؟ پیش‌ از هر چیز، گفتگو یا مذاكره‌ در این‌ زمینه‌ راه گشاست. اما از بسیاری‌ شنیده‌ایم‌ كه‌ از گفتگو نتیجه‌ عكس‌ گرفته‌ اند و به‌ جای‌ این‌ كه‌ مشكلشان‌ حل‌ شود، اختلاف‌ بیشتری‌ پیدا كرده‌اند؛ چرا؟! چون‌ راه‌ گفتگو را درست‌ نرفته ‌اند یا نمی ‌دانند.
كسی‌ كه‌ قادر نیست‌ خوب‌ مذاكره‌ كند، با یكی‌ از دو مشكل‌ مهم‌ زیر یا هر دو مواجه‌ است:
1. از مهارت های‌ كلامی‌ برخوردار نیست؛
یعنی‌ نمی‌ داند حین‌ مذاكره‌ چه‌ بگوید یا چه‌ رفتاری‌ داشته‌ باشد كه‌ گفتگو به‌ نتیجه‌ مثبت‌ برسد. اگر بیندیشیم‌ كه‌ بهتر است‌ چه‌ بگوییم‌ و چه‌ نگوییم، نیمی‌ از مشكل‌ حل‌ است؛ زیرا به‌ مهارت‌ كلامی‌ دست‌ یافته‌ ایم. حال‌ می ‌ماند عملی‌ كردن‌ این‌ روش‌ كه‌ خود هنری‌ است.
2. دومین‌ عامل‌ شكست‌ مذاكرات، خشم‌ و عصبانیت‌ یك‌ یا هر دو طرف‌ است؛
یعنی‌ فرد از مشكل‌ پیش ‌آمده‌ آن‌ قدر عصبانی‌ شده‌ كه‌ نمی ‌تواند خشم‌ خود را مهار كند و حین‌ مذاكره‌ آن‌ را ابراز می ‌كند. در نتیجه طرف‌ مقابل‌ هم‌ كه‌ در حد خود خشمگین‌ است، مقابله ‌به ‌مثل‌ می ‌كند و خدای‌ ناكرده‌ كار به‌ جاهای‌ باریك‌ می ‌كشد. بعضی ها چه‌ زن، چه‌ مرد متأسفانه‌ از واقعیت‌ فرار می ‌كنند و گله‌ گذاری‌ نیز یكی‌ از همین‌ واقعیت هاست‌ كه‌ از آن‌ می‌ گریزند (منظور گله‌ گذاری‌ از نوع‌ خوب‌). اگر شما اكنون‌ مشكل، رنجش‌ یا اختلافی‌ را حل‌ نكنید، روی‌ هم‌ تلنبار می ‌شود و وای‌ از آن‌ روز كه‌ فرد به‌ حالت‌ انفجار برسد! وقتی‌ شما پر از تنش، خشم‌ یا نفرت‌ هستید، پس‌ از صحبت‌ تخلیه‌ می‌ شوید. تخلیه ‌شدن‌ باعث‌ آرامش‌ فرد می‌ شود و او دیگر كینه ‌توزانه‌ برخورد نمی‌ كند. همچنین‌ نمی‌ خواهد عالم‌ و آدم‌ حق‌ را به‌ او بدهند و جانبش‌ را بگیرند.
توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ مذاكره‌ كردن‌ پیشنهاد یا راه‌حل‌ تازه‌ ای‌ نیست. تا آدم‌ روی‌ زمین‌ بوده، هر جنگی‌ پشت‌ میز مذاكره‌ حل‌ شده‌ است. به‌ علاوه، ما دائم‌ در حال‌ مذاكره‌ هستیم؛ با راننده‌ تاكسی‌؛ با فروشندگان و...؛ پس‌ چیز نوظهوری‌ نیست. منتهی هنگام‌ مذاكره‌ با دیگران‌ جبر محیط‌ و شرایط‌ و حجب‌ و حیا باعث‌ می ‌شود تند نروید، جانب‌ احتیاط‌ را نگه‌ دارید و از آداب‌ و سنن‌ جامعه‌ پیروی‌ كنید.
اما متأسفانه‌ وقتی‌ پای‌ مذاكره‌ با همسر به‌ میان‌ می‌ آید، اغلب‌ تمام‌ دانسته‌ ها و قوانین‌ و آداب‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌ شود؛ چرا؟ چون‌ آن‌ حجب‌ و حیاها دیگر در كار نیست؛
گله ‌گذاری‌ خوب‌ فقط‌ با به ‌كار بستن‌ مهارت های‌ كلامی‌ قابل‌ اجراست:
1- با زیباترین‌ و بهترین‌ عبارت ها همسرتان‌ را مخاطب‌ قرار دهید.
این‌ كار روح‌ او را از شادمانی‌ لبریز می ‌كند. متأسفانه‌ ما عادت‌ داریم‌ به‌ هر كه‌ نزدیك ‌تر شویم، بیشتر حرمتش‌ را بشكنیم. پس‌ با همسرمان‌ با همان‌ احترامی‌ حرف‌ بزنیم‌ كه‌ با فرد بیگانه‌ یا آشنایی‌ صحبت‌ می‌ كنیم؛ زیرا احترام، احترام‌ می ‌آورد و فرد هر چه‌ به‌ ما نزدیك ‌تر باشد، به‌ این‌ احترام‌ بیشتر نیاز دارد تا ركود و سردی‌ بر رابطه‌ مان‌ سایه‌ نیفكند.
2- هنگام‌ صحبت‌ مراقب‌ باشید غرور همسر را جریحه‌ دار نكنید.
این‌ گونه‌ زخم ها خیلی‌ عمیق ‌اند و عامل‌ بسیاری‌ از اختلاف‌ها و درگیری‌های‌ بعدی‌ می ‌شوند. حتی‌ اگر جلسه‌ مذاكره‌ به‌ ظاهر ختم‌ به‌ خیر شود.
3- در گفتار و كردارتان‌ صادق‌ باشید؛
صداقت‌ واقعیتی‌ است‌ ملموس‌ كه‌ همگان‌ به‌ راحتی‌ متوجه‌ آن‌ می‌ شوند. فریب، دورویی‌ و ریاكاری‌ نتیجه‌ سوء دارد و از عوامل‌ مهم‌ شكست‌ مذاكرات‌ است.
4- هنگام‌ گفتگو جانب‌ منطق‌ و انصاف‌ را نگه‌ دارید.
برای‌ این‌ كار هم‌ لازم‌ است‌ خود را جای‌ طرف‌ مقابل‌ بگذاریم. در این‌ صورت‌ شرایط‌ و حال‌ او را درك‌ می ‌كنیم‌ و از میزان‌ رنجش ما‌ كاسته‌ می ‌شود؛ زیرا درمی ‌یابیم‌ او در آن‌ لحظه‌ كاری‌ غیر از این‌ نمی ‌توانسته‌ بكند.
5- سهم‌ خود را در مشكل‌ پیش ‌آمده‌ ببینید و صادقانه‌ به‌ آن‌ اعتراف‌ كنید.
آدم‌ عاقل‌ كسی‌ است‌ كه‌ اشتباه‌ خود را متوجه‌ شود و شهامت‌ بیان‌ آن‌ را داشته‌ باشد. به‌ این‌ ترتیب‌ طرف‌ مقابل‌ نیز وادار به‌ فكر كردن‌ می ‌شود تا سهم‌ خود را در آن‌ مشكل‌ ببیند؛ یا حتی‌ بیندیشد كه‌ آنچه‌ رخ ‌داده‌ سوءتفاهم‌ بوده‌ است. به ‌ویژه‌ اگر یك‌ بار بگویید «مرا ببخش» یا «عذر می‌ خواهم، اشتباه‌ از من‌ بود»، كافی‌ است‌ كه‌ طرف‌ اگر سوار خر شیطان‌ هم‌ باشد، پایین‌ بیاید و دریچه‌ قلبش‌ را به‌ روی‌ شما باز كند.
6- لحنمان‌ هنگام‌ گفتگو باید مهربانانه‌ باشد.
وقتی‌ لحن‌ خصومت‌ آمیز داریم‌ یا می‌ خواهیم‌ طرف‌ را محاكمه‌ كنیم‌ و یا سرجایش‌ بنشانیم، به یقین‌ مذاكره‌ را به‌ شكست‌ خواهیم‌ كشاند. باید به‌ طرف‌ ثابت‌ كنیم‌ كه‌ قصد ما مچ گیری‌ نیست‌ یا به ‌اصطلاح‌ نمی‌ خواهیم‌ او را خیط‌ كنیم. چنین‌ لحنی‌ ما را به‌ هدف‌ اصلی ‌مان‌ می ‌رساند؛ چنان‌ كه‌ گفته‌ می ‌شود «محبت‌ غیرممكن‌ را ممكن‌ می ‌سازد».
7- در حین‌ مذاكره‌ از زخم‌ زبان، گوشه‌ و كنایه، تحقیر، تمسخر و تخطئه‌ بپرهیزید.
تهدید نكنید و خط‌ و نشان‌ نكشید. این‌ رفتارهای‌ منفی‌ گفتگو را مسموم‌ می ‌كند.
8- از مقایسه‌ همسر با دیگران‌ بپرهیزید.
بر كارهای‌ خوب‌ او انگشت‌ بگذارید و تأكید كنید كه‌ این‌ اختلاف ها ناشی‌ از اختلاف‌ سلیقه‌ است‌ و به‌ راحتی‌ حل‌ می‌ شود. او را همان‌ طور كه‌ هست‌ بپذیرید تا اعتماد به‌ نفس‌  پیدا كند و راغب‌ شود كه‌ در خودش‌ دگرگونی‌ به‌ وجود آورد.
9- از لجاجت‌ و یكدندگی‌ بپرهیزید.
اگر نتوانستید به‌ نتیجه‌ مطلوب‌ برسید، ادامه‌ مذاكره‌ را به‌ جلسه‌ بعد موكول‌ كنید و هرگز نخواهید در همان‌ لحظه‌ از طرف‌ مقابل‌ اعتراف‌ بگیرید كه‌ مقصر است. این‌ رفتار هم‌ خطاست‌ و هم‌ نشانه‌ عاری ‌بودن‌ ما از ظرفیت؛ همواره‌ به‌ یاد داشته‌ باشیم‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هر هدف‌ راه های‌ متعدد وجود دارد و لازم‌ نیست‌ حتماً چیزی‌ به‌ همان‌ زبان‌ و با همان‌ كلمه‌هایی‌ كه‌ ما می ‌خواهیم‌ بیان‌ شود.
یكدندگی‌ و لجاجت‌ شرط‌ عقل‌ نیست.
10- هنگام‌ مذاكره‌ به‌ بیش‌ از یك‌ یا دو مسئله‌ نپردازید و در آن‌ واحد، صد مشكل‌ از دیروز تا فردا را مطرح‌ نكنید.
وقتی‌ موضوع‌ یا مشكلی‌ را حل‌ كردید و بر سر آن‌ به‌ توافق‌ رسیدید، به‌ مسئله‌ بعدی‌ بپردازید.
11- اگر مذاكره‌تان‌ ختم‌ به‌ خیر شد، جشن‌ كوچكی‌ بگیرید و از این كه‌ یك‌ بار دیگر در كنار هم‌ هستید و تفاهم‌ دارید لذت‌ ببرید.
منبع: خانوادهِ خوشبخت/ مجموعه‌ گفتارهای‌ رادیویی - تألیف: ا. كیهان‌

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:51 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

وجود همسرتان را عادی تلقی نکنید
اگر همسر شما برای تان عادی شود، صددرصد تضمین می کنم که در روابط شما اثری معکوس می گذارد. هرگز و هیچوقت کسی را ملاقات نکرده ام که بخواهد عادی تلقی شود و به طور کلی عده قلیلی با این شکل تلقی در درازمدت کنار می آیند.
به وضوح یکی از غیر محترمانه ترین و نابود کننده ترین رفتارهایی که با همسر خود (یا هر کس دیگری) می توانیم داشته باشیم، عادی و پیش پا افتاده تلقی کردن اوست. این کار مانند این است که به او بگوییم: «وظیفه تو است که زندگی را آسان تر کنی و من باید از تو توقع داشته باشم».
وجود همسر و کار وی برای ما به انحاء مختلف عادی فرض می شود. به چند نمونه توجه کنید؛ ما نقش های خود را از نقش های آنان مهم تر فرض می کنیم. تصور می کنیم مهم ترین سهم را در زندگی داریم و شریک ما «خوش شانس ترین افراد» است. بسیاری از ما ادای کلمات «لطفاً» و «متشکرم» را فراموش کرده ایم و برخی از ما اصلاً چنین کاری نمی کنیم. ما فکر نمی کنیم که خودمان چقدر خوش شانس هستیم یا زندگی بدون همسرمان چقدر برایمان ناراحت کننده و دشوار است. گاهی از همسر خود متوقع می شویم و رفتارمان با او کاملاً با رفتار ما با دوستمان تفاوت دارد. گاهی به جای همسرمان حرف می زنیم، و گاهی در باره او در حضور دیگران، به شیوه ای غیر محترمانه صحبت می کنیم. عده ای از ما تصور می کنیم که می دانیم همسرمان در چه مورد فکر می کند، در نتیجه برای او تصمیم می گیریم. سپس بنا به اشتباهی معمول، توقعات بروز می کنند: خانه ای تمیز یا غذایی گرم، یا مبلغی برای پرداخت قبوض، یا چمن های باغچه که باید کوتاه شود؛ بالاخره آنان همسر ما هستند. آنها باید این کارها را انجام دهند. در حالی که فقط عده کمی از ما حقیقتاً به حرف های همسرمان گوش فرا می دهیم یا در احساسات و هیجانات او شریک می شویم، البته مگر آنکه سخن او با آنچه برای ما جالب است همخوانی داشته باشد. می توان همینطور به موارد مختلف اشاره کرد اما مطمئنم نکته را دریافته اید.
تعجبی ندارد که بسیاری از ازدواج ها به طلاق منجر می شوند و بقیه نیز سخت و کسالت آور هستند و چندان رضایت بخش نیستند. این مطلب امری بسیار بدیهی است، اما ما بنا به دلایلی به اشتباه خود ادامه می دهیم و شریک زندگی خود را بی ارزش می انگاریم.
نقطه مقابل این قضیه نیز صادق است؛ تقریباً هیچ چیز به اندازه احساس تقدیر و با ارزش بودن به فرد حس خوبی نمی دهد. به یاد بیاورید نخستین دفعه ای که همسرتان یا افراد مهم دیگر را ملاقات کردید چه احساس خوبی داشتید. عامل اصلی که در این احساس عشق و محبت دخیل بود، قدرشناسی حقیقی شما از یکدیگر بود. از جملاتی شبیه به این استفاده می کردید «خوشحالم که صدایت را می شنوم»، «از تماس تلفنی تو متشکرم» شما تشکر خود را به طریقی بیان می کردید (از یک تعریف ساده گرفته تا یک هدیه کوچک، کارت یا ظاهری مهربان). از هر فرصتی برای بیان تشکر خود بهره می بردید و عشق خود را امری بدیهی و عادی تلقی نمی کردید.
بسیاری از افراد معتقدند که از دست دادن حس قدرشناسی نسبت به یکدیگر در زندگی زناشویی امری اجتناب ناپذیر است؛ اما اینطور نیست! شما بر قدرشناسی و تشکر صد درصد کنترل دارید. اگر تصمیم بگیرید که تشکر و قدرشناسی خود را ابراز نمایید، چنین خواهید کرد. هر چه بیشتر به این کار مبادرت ورزید بیشتر متوجه موارد قابل سپاسگزاری و تشکر خواهید شد و این عادتی بسیار ارضاء کننده است.
همسر من از قدرشناس ترین افرادی است که تاکنون شناخته ام. او مرتباً به من ابراز علاقه می کند و می گوید چقدر خوش شانس است که با من ازدواج کرده است. من نیز سعی می کنم یادم باشد همین مطلب را به او بگویم چون دقیقاً این احساس را دارم. هر بار که او قدرشناسی خود را نسبت به من ابراز می دارد، عشق من نسبت به او افزایش می یابد و او نیز به من اطمینان می دهد که متقابلاً همین احساس را دارد. ما این کار را برای دریافت عشق نمی کنیم بلکه انجام این کار از این روست که از با هم بودن به عنوان دوست یا شریک زندگی احساس خوشحالی می کنیم.
مثلاً هنگامی که برای اجرای سخنرانی مدتی از خانه دور هستم، او پیامی زیبا برای من می فرستد که بسیار سپاسگزار است که من این چنین سخت برای خانواده تلاش می کنم. همزمان با آن من نیز پیامی برای او ارسال می کنم، که من نیز خیلی متشکرم که او می خواهد و می تواند در غیاب من در خانه با بچه ها باشد و از لحاظ عاطفی عشق مورد نیاز آنها را که سزاوار آن هستند بر آنها نثار کند. هر دو نفر ما صادقانه حس می کنیم در یک جبهه هستیم و دیگری متقابلاً فداکاری می کند. سپس هنگامی که او در خارج از خانه و من در خانه هستم، شکل تعریف متفاوت می شود. او از من ممنون است که می خواهم و قادرم در خانه باشم و در مقابل من نیز از او متشکرم که با وجود دور بودن از خانه، به نحوی سهمی در خانواده ایفا می نماید.
من و همسرم بیش از 15 سال است که با یکدیگر زندگی می کنیم و یکدیگر را بیش از پیش دوست می داریم. من مطمئنم این تصمیم که هیچوقت برای هم عادی و پیش پا افتاده نشویم یکی از دلایل مهم محقق شدن عشق ماست. مطمئن هستم با تجربه کردن این روش از قدرت آن مبهوت می مانید. فراموش کنید که چه «می گیرید»، صرفاً بر این تمرکز کنید که چه «می دهید». من معتقدم اگر مصمم شوید که شریک خود را بی ارزش تلقی نکنید، او نیز متقابلاً همین کار را خواهد کرد. سپاسگزاری حس خوبی به فرد می دهد. آن را امتحان کنید و مطمئن باشید از آن نتیجه می گیرید.
منبع: کتاب از کاه کوه نسازید
ترجمه سهیلا موسوی رضوی

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:52 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

عشق و زندگی

زندگی زن و شوهرهای جوان در آغاز، غالباً توأم با صفا و آرامش بوده، مهربانی و مؤدت بر تمامی روابط آنها سایه افکنده است. همین مؤدت و مهربانی میان آنان است که مایه ی آرامش روان می شود و دنیایی آکنده از عشق  و محبت به ارمغان می آورد. زیرا پسر و دختری که براساس فطرت الهی نیازمند یکدیگرهستند، اکنون به خاطر طبیعت خویش به سوی هم جذب شده اند و هر کدام معنایی دیگر برای زندگی یافته اند و در کنار هم آرامش می یابند. این آرامش ، از اینجا ناشی می شود که این دو جنس، مکمل یکدیگر و مایه ی شکوفایی و نشاط و پرورش هم هستند؛ به طوری که هر یک بدون دیگری ناقص است و طبیعی است که میان یک موجود و مکمل وجود او چنین جاذبه ی نیرومندی وجود داشته باشد. این آرامش خاطر جز به وسیله ی عشق و محبت به دست نمی آید. ازدواجی که در آن مهر، محبت و علاقه وجود نداشته باشد، طبیعتاً زندگی از آرامش واقعی برخوردار نخواهد بود و دیری نخواهد پایید که بنیان آن سست شده، ویران می گردد. چرا که «خانه از پای بست ویران است». به همین جهت ، در سال های اولیه ی زندگی، علاقه و محبت نقش مهمی در پایداری اساس خانواده دارد و در حقیقت انگیزه ی ارتباط و بستگی بین زوجین است.
وقتی مردی برای همسرش کارهای جزئی اما متعدد انجام می دهد، زن درمی یابد که شوهرش او را دوست دارد و این سبب می شود که زن قابل اعتمادتر و دوست داشتنی تر به نظر برسد. انجام کارهای جزئی برای زن، برای خود مرد نیز التیام بخش است. در واقع این اقدامات جزیی، رنجش های او و رنجش های همسرش را التیام می بخشد، و مرد به تدریج خود را موجودی قدرتمند و مؤثر می بیند.
استاد شهید مطهری، درباره ی نقش ازدواج در ایجاد علاقه محبت بین زن و مرد، می فرماید:
«پسر و دختری که هیچ کدام آنها در زمان تجردشان در هیچ چیزی نمی اندیشیدند مگر در آن چه مستقیماً به شخص خودشان ارتباط داشت، همین که به هم دل بستند و کانون خانوادگی تشکیل دادند، برای اولین بار خود را به سرنوشت موجودی دیگر علاقه مند می بینند، شعاع خواسته هایشان وسیع تر می شود، و چون صاحب فرزند شدند، به کلی روحشان عوض می شود. آن پسرک تنبل و سنگین، اکنون چالاک و پر تحرک شده است و آن دخترکی که به زور هم از رختخواب بر نمی خاست، اکنون تا صدای کودک گهواره نشینش را می شنود، همچون برق می جهد. کدام نیروست که لختی و رخوت را برد و جوان را این چنین حساس ساخت؟ آن، جز عشق و محبت نیست».
قرآن کریم به این مهم اشاره دارد و می فرماید:
«از نشانه های او این که همسرانی از جنس خود شما برایتان آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید و در میانتان مؤدت و رحمت قرار داد، در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند».
بنابر برخی از تفاسیر، منظور از مؤدتی که در آیه به آن اشاره شده است، همان مهر، محبت و مهربانی بین زن و شوهر است که انگیزه ی ارتباط در آغاز زندگی است، ولی در سال های پایان زندگی که یکی از دو همسر، ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر کار و خدمتی نباشد، «رحمت، شفقت و دلسوزی» جای «مؤدت و مهربانی» را می گیرد.
از نظرگاه قرآن، مؤدت و مهربانی یکی از اصول اساسی زندگی مشترک  است که خداوند آن را در میان زن و شوهر جوانی که دل به فردا بسته اند، قرار داده است. غرض از این مؤدت، دوستی خالص و صمیمانه و به عبارتی دیگر همان علاقه آتشینی است که باید بین زوجین وجود داشته باشد. آن گونه دوستی و علاقه ای که در اعماق جان آنها ریشه بدواند و موجبات آرامش و سکونشان را فراهم آورد. این علاقه و محبت که اوج آن در ماه های اولیه ی زندگی است، اگر خالصانه و بی ریا باشد و بنا به دستور اسلام پیوسته اظهار گردد، به طور فزاینده ای رشد می یابد و عشقی ماندگارخواهد شد.
داد و ستد عاطفی میان زن و شوهر در ابتدای زندگی تأثیر غیر قابل انکاری در پرورش فرزندان دارد؛ چرا که پدر و مادر فقط در فضایی آکنده از عشق و محبت می توانند به تربیت نسلی سازنده و بالنده بپردازد، و نقصان محبت در هر کدام از آنها، بی شک خلل بزرگی در امر پرورش صحیح کودکان ایجاد می کند. در این میان، عواطف مادر نقش بیشتری در تربیت دارد و برخورداری او از عواطف شوهر، تأثیر فراوانی در احساسات مادری او دارد، در نتیجه «وجود زن باید از وجود مرد، عواطف و احساسات بگیرد؛ تا بتواند فرزندان را از سرچشمه ی فیاض عواطف خود سیراب سازد».
بنابراین عواطف و احساسات زن و عشق او به زندگی زناشویی، بستگی مستقیم به میزان محبتی دارد که از جانب شوهر دریافت می کند.
بنابراین تبادل عاطفی بین زن و شوهر را می توان یکی از ویژگی های خانواده ی متعادل اسلامی و عامل مؤثر همنوایی و سازگاری زوجین دانست. چنان که گفته شد، در ابتدای زندگی این تبادل عاطفی حضور وافر و چشمگیر دارد؛ ولی پس از مدتی به لحاظ عدم آگاهی یا غفلت یکی از زوجین یا هر دو، نبض زندگی کند می شود و عواطف سرشار فروکش می کنند. آنچه در این مرحله از زندگی زناشویی مهم است، نگهداری و افزایش این محبت بی شائبه نسبت به یکدیگر است. محبتی که اگر فرو پاشد، بنیان زندگی فرو خواهد ریخت و جهنمی سوزان پدید می آورد و منشاء ناراحتی ها، اضطراب ها و فشارهای روانی خواهد شد.
از این رو، آگاهی از شیوه های صحیح تبادل عاطفی، می تواند از سرد شدن کانون خانواده جلوگیری کند. چه بسیارند زنان و شوهرانی که یکدیگر را دوست دارند، ولی یا راه ابراز و تبادل اشتیاق را نمی دانند، یا شرم افراطی، مانع از آن می شود که محبت بی ریای خود را اعلام دارند.
اعلام محبت به سادگی امکان پذیر است و انجام آن هم راه های گوناگونی دارد. از طریق مراقبت ها و رسیدگی به هم در غذا، بهداشت و نظافت، آرایش، معاشرت و برخورد، تمجید و تحسین از کارهای یکدیگر، تقویت روحیه ی هم، حمایت از یکدیگر به هنگام نیاز و راه های مختلف دیگری که زن و شوهر باید به تناسب موقعیت های گوناگون، آنها را بیابند و عشق و محبت خود را به یکدیگر ابراز کنند.
تبادل عاطفه، عشق و محبت بین زن و شوهر، ابتدا باید از قلب آغاز گردد. زوجین باید محبت را در قلب خویش پرورش دهند و عشقی خالصانه نسبت به یکدیگر در دل خود پدید آورند. محبتی که صادقانه، بی ریا و دور از هرگونه شائبه باشد. عشقی که در آن ظاهر سازی و تصنع نباشد و بدون منت، از صمیم قلب، به جا و به موقع باشد. این امر آنچنان مهم است که اسلام ، در همان ساعات اولیه ی زندگی به مرد سفارش می کند که از خداوند این مهر ومحبت را بخواهد، و بگوید:
«بارخدایا! الفت و مهربانی و رضایت او را به ارزانی دار، امر از او راضی گردان و میان من و او بهترین الفت و گرد هم آمدن قرار ده، چرا که تو دوست دار هستی و از حرام اکراه داری» .
آنگاه پس از پرورش این عشق در درون خویش، با سخنان پاکیزه و مهرانگیز و کلمات زیبا و دل انگیز، به اظهار این محبت بی ریا بپردازند . چرا که «سخنی که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند».
رسول خدا- صلی الله علیه و اله وسلم – در این باره می فرماید:
«این گفته ی مرد به زن خود که «من تو را دوست دارم»، هرگز از قلب زن بیرون رفتنی نیست».
حضرت امام جعفر صادق – علیه السلام – نیز اظهار عشق و محبت زن نسبت به شوهر را با گفتار پاکیزه و دل انگیز از جمله ویژگی های زنان خوب می شمارند.
یکی دیگر از شیوه های تبادل عاطفه، نشان دادن علاقه و محبت به وسیله ی رفتار است؛ و در این راه ، انجام هر کار کوچکی که نشان دهنده ی عشق و محبت باشد، برای زن و شوهر خوشایند و قابل قبول است. همین کارهای کوچک و جزئی از عوامل همنوایی، سازگاری و تفاهم  اخلاقی بین آنهاست.
دستور اکید اسلام است که:
«با زنان مهربانی کنید و دل هایشان را به دست آورید، تا با شما همراهی کنند».
حضرت امام علی – علیه السلام – نیز صفای زندگی و سازگاری بین زوجین را در مدارا کردن و معاشرت نیکو با یکدیگر دانسته، می فرماید:
«در تمام حالات با همسرت مدارا کن و به نیکی معاشرت نما تا زندگی با صفا شود».
در روایات متعدد دیگری، اسلام خوشرفتاری، نیکی و مهربانی زن را نسبت به شوهر، از وظایف او می شمارد و همراهی و سازگاری با شوهر را در همه حال لازم می داند.
پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – در این باره می فرماید:
«یکی از وظایف زن این است که چراغ خانه را روشن کند، غذا آماده نماید، وقتی شوهر وارد می شود تا نزدیک در به استقبال شوهر بیاید و به او خوش آمد بگوید».
چنان که اشاره شد، اظهار عشق و علاقه زن و شوهر به هم، به هر وسیله ی ممکن – و هر چند کوچک و جزئی باشد- موجب رضامندی طرفین است واین امر در مورد زنان بیشتر صدق می کند.
مردها اغلب گمان می کنند که اگر کار کوچکی برای همسرشان انجام دهند، مثلاً برای او شاخه گلی بخرند، یا از دست پخت او تعریف کنند امتیاز قابل توجهی در روابط زناشویی خود به دست نمی آورند. با این ذهنیت مرد گمان می کند که با پرداختن به کارهای بزرگ و مهم برای همسرش، وظیفه ی خود را به بهترین شکل انجام داده است؛ اما این قاعده مؤثر واقع نمی شود، زیرا زن ها در این مورد، ذهنیت کاملاً متفاوتی دارند.
به راستی وقتی مردی برای همسرش کارهای جزئی اما متعدد انجام می دهد، زن درمی یابد که شوهرش او را دوست دارد و این سبب می شود که زن قابل اعتمادتر و دوست داشتنی تر به نظر برسد. انجام کارهای جزئی برای زن، برای خود مرد نیز التیام بخش است. در واقع این اقدامات جزیی، رنجش های او و رنجش های همسرش را التیام می بخشد، و مرد به تدریج خود را موجودی قدرتمند و مؤثر می بیند. زیرا عشق، علاقه و توجهی را که به آن احتیاج دارد، دریافت می کند؛ در این شرایط، زن و شوهر هر دو به خواسته های خود می رسند. همان طور که مردها باید پیوسته برای ایجاد علاقه و محبت همسرشان، کارهای جزئی کنند، زن هم باید متقابلاً از این اقدامات جزئی شوهر، تشکر و سپاسگزاری کند.
از نگاهی دیگر شاید بتوان گفت، نقش زن در استحکام خانواده  از طریق محبت و عشق، چه بسا بیشتر از مرد است. زیرا طبیعت او این چنین است و نشان دادن محبت به شوهر ضمن این که اعتماد او را به خود جلب می کند، نفس گریز پای او را نیز در مهار و کنترل خود در می آورد، زن از طریق اعمال محبت می تواند در جان شوهر نفوذ کند؛ در قلب او تأثیر گذارد؛ به او شادی و امید دهد؛ اضطراب و نگرانی اش را از میان ببرد و به او آرامش و صفا بخشد . زن با یک تبسم یا تشکر می تواند به شوهرش اطلاع دهد که از کار او خشنود شده است. زیرا برای این که بتواند همسرش را از لحاظ عاطفی تأمین کند، به قدر شناسی و تشویق او نیاز دارد. مرد باید احساس کند که می تواند تفاوتی را در همسرش ایجاد کند و اگر بفهمد کسی متوجه خدمات او نیست، از ارائه ی خدمات بیشتر خودداری می کند. بنابراین زن باید شوهرش را آگاه سازد که قدر خدمات او را می داند و از آن تشکر می کند.
با این روش، حتی اگر مردی همسرش را دوست نداشته باشد، هنوز این زن است که می تواند، برای بهبود روابط خود با شوهرش کاری انجام دهد، بدین صورت که اگر زن خدمت کوچک و جزئی ارائه شده از سوی شوهرش را مورد قدرشناسی قرار دهد، مرد بار دیگر احساس می کند که همسرش را دوست دارد.


پنج کلید خوشبختی
امواجی که به ساحل برخورد می کنند، پس از گذشت سال ها، به آرامی و رفته رفته صخره های ساحلی را فرسایش می دهند و در جغرافیای مناطق ساحلی تغییراتی پدید می آورند.
زندگی مشترک  نیز همانند ساحلی است که بر اثر رفتارها، گفتارها و گذشت زمان تغییر شکل خواهد داد. ممکن است چهره جدی زندگی مشترک تحسین برانگیز باشد و شاید هم بر اثر ضربه ها، ناملایمات و سوء رفتارها، تصویر کامل آن به شکلی ناخوشایند و تکه تکه شده درآمده باشد. در این مقاله ،راه هایی برای شادی بخشیدن به زندگی، برقراری صلح، رفع کاستی های موجود بین روابط زن و مرد، ارائه می گردد.
روابط انسانی برای حرکت در مسیر پر پیچ و خمی که در پیش روی دارد به مقداری انگیزه نیازمند است. همکاری در زندگی مشترک ارزش والایی دارد. به آن توجه کنید و حس مشارکت، همدردی و همکاری را پرورش دهید.
- ببخشید و فراموش کنید
نخستین قدم برای تداوم بخشیدن به زندگی مشترک،بخشش و فراموش کردن خطاهاست ؛ می توان قضاوت نادرست را نادیده گرفت حتی اگر ناراحت کننده باشد. با گذشت  و فراموش کردن اشتباه ها می توان به همه چیز رنگ تازه ای زد. بی اعتمادی و آزردگی خاطر را از زندگی مشترک دور کنید. اگر نتوانید حفره هایی را که در چارچوب زندگی مشترکتان ایجاد شده اند، پر کنید پس از مدتی شالوده ی سست آن فرو خواهد ریخت. به خاطر داشته باشید که گذشت باید همراه با فراموش کردن خطاها باشد. در غیر این صورت، آتشی است که زیر خاکستر پنهان شده و سرانجام شعله ور خواهد شد. اگر نمی توانید خطاهای همسر خود را ببخشید و آنها را به دست فراموشی بسپارید دنباله این نوشته را رها کنید و به سراغ کارهای خود بروید...
- از حدس و گمان پیروی نکنید
آیا شما می توانید مقاله ای درباره همسر خود بنویسید و در آن به موضوع های مورد علاقه وی اشاره کنید ، دیدگاه فلسفی او و رؤیاهایش را شرح دهید؟ بدون بررسی ، چند سطر از مقاله را می توانید بنویسید؟ احتمالاً فکر می کنید که می شود حتی با چشمان بسته یک کتاب درباره همسر  خود نوشت! آیا فکر می کنید به این دلیل که مدت زیادی را با همسرتان زندگی کرده اید می توانید ذهن او را بخوانید؟ آیا پس از گذشت ماه ها، سال ها، امکان تغییر کردن عقیده او وجود ندارد؟ به طور مثال، ممکن است که او چند ماه پیش علاقه ای به مسائل مالی نداشته اما اکنون توجه خاصی به این مقوله دارد. پرسش هایی را برای شناختن علایق او مطرح کنید. سپس با توجه و دقت به پاسخ های او گوش دهید. به این ترتیب به حدس و گمان پشت می کنید و واقعیت را پیش رو خواهید داشت.
«حدس و گمان مانند موریانه ای روابط بین زن و شوهر را می خورد.»
- با یکدیگر سخن بگویید و قدر فرصت ها را بدانید
هیچ کس انتظار ندارد که یک ماشین بتواند با یک بار سوخت گیری مسافت نامحدودی را طی کند؛ روابط انسانی نیز بدین گونه اند. لازم است که از روابط انسانی نگهداری و مراقبت کرد و مخزن سوخت آن را همواره پر نگه داشت. زمانی را به استراحت کردن، زمانی را به حل مسائل و مشکلات  ، و زمانی را به برنامه ریزی برای آینده اختصاص دهید.
به طور مثال می توان چند ساعتی وظایف و تعهدات خود را کنار گذاشت و به تماشای آلبوم های عکس پرداخت و از مرور وقایع گذشته لذت برد.
- یک شریک خوب و فعال باشید
ما همیشه با شتاب به سوی وظایف اجتماعی و کارهای شخصی خود حرکت می کنیم و از بیان حس قدردانی و سپاسگزاری باز می مانیم ... در حالی که می توانیم با شریک زندگی خود بهتر رفتار کنیم. چرا به راحتی ناراحتی ها و بحران های کاری خود را بر سر او بریزیم؟
احترام گذاشتن به شریک زندگی، شیوه بسیار مؤثری برای تداوم بخشیدن به زندگی مشترک است اما در صورتی که فقط به کنار هم گذاشتن واژه ها محدود نشود؟ برای ستایش و سپاسگزاری، دلیل داشته باشیم و با تمام وجود او را تحسین کنیم. می توانید فهرستی از توانایی های همسر خود تهیه کنید. مطمئن باشید که بسیاری از آنها را فراموش کرده اید!
گذشت باید همراه با فراموش کردن خطاها باشد. در غیر این صورت، آتشی است که زیر خاکستر پنهان شده و سرانجام شعله ور خواهد شد.
- تجربه های تازه را به زندگی خود اضافه کنید
مسیر غیر قابل پیش بینی و تازه ای را در پیش بگیرید.
همراه با همسر خود به دیدن مسابقه های ورزشی بروید.
هنگامی که در بازار فروش وسایل فنی قدم می زند در کنار او باشید.
به او نشان دهید که از بودن با وی لذت می برید. بدون هیچ دلیلی لباس مناسب و زیبا بپوشید و خود را بیارایید.
به او خاطر نشان کنید که برای خوشحال کردن او خود را آراسته اید.
یک فعالیت بدنی را انتخاب کنید که می توانید دو نفری آن را انجام دهید مانند دوچرخه سواری، پیاده روی  و ...
خلاصه این که روابط انسانی برای حرکت در مسیر پر پیچ و خمی که در پیش روی دارد به مقداری انگیزه نیازمند است. همکاری در زندگی مشترک ارزش والایی دارد. به آن توجه کنید و حس مشارکت، همدردی  و همکاری را پرورش دهید.


چگونه در دل شوهر راه یابیم ؟
1- با شوهری که از سر کار می آید چه رفتاری دارید؟
الف- چه باید کرد؟
1- سلام و احوالپرسی معمول منتها با خوشرویی و گفتن «خسته نباشید».
2- گرفتن کیف، کت و بسته های خریداری شده
3- دادن خبرهای خوش
4- آرام کردن فرزندان و هر یک را به کاری مشغول کردن.
5- سریع آماده کردن میز غذا یا چیدن سفره.
6- پرس و جو از اوضاع کاری روز و فرصت دادن به مرد تا حرف هایش را بزند.
و خلاصه به هر طریق می توانید احساس خوب خود را از ورود شوهر به منزل ابراز کنید.
حرف دیل کارنگی یادتان باشد که می گوید :«تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.»
گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. خانم ها باید متوجه این خصیصه مردها باشند. از سوی دیگر، شوهر با حسادت خود به طور غیرمستقیم به همسرش نشان می دهد که چقدر دوستش دارد.
ب- و اما چه نباید کرد؟
1- بی اعتنایی و سرد رفتار کردن.
2- در خواست انجام کاری پیش از غذا خوردن.
3- گله و شکایت از بچه ها و یا شکوه و شکایت از کارهای روزانه.
4- درخواست پول یا بیان سایر توقعاتی که احتمالاً برای مرد مشکل آفرین است.
شاید بگویید این موارد پیش پا افتاده است، اما لطفاً صادقانه پاسخ دهید، آیا با وجود آگاهی از این موارد جزئی، به آنها عمل می کنید یا فقط گاهی یکی – دو تایی را اجرا می کنید؟
2- اگر شوهرتان دیر به منزل بیاید با او چه رفتاری دارید؟
یکی از عمده ترین اختلاف های زوجین، دیر آمدن مرد به خانه است. طبیعی است هیچ مردی حق ندارد بدون دلیل موجه دیر به خانه برود. اما خانم ها هم نباید در صورت دیر آمدن مرد به منزل، جنجال به پا کنند. خانم ابتدا باید علت واقعی را پیدا کند تا از روی حدسیات و افکار منفی خود واکنشی نشان ندهد که رابطه را پر از خشونت و مشاجره کند.
زن باید علت دیر آمدن را سؤال کند وگرنه مرد فکر می کند این موضوع برای زن بی اهمیت است، اما در عین حال زن باید سؤال خود را با لحنی آرام مطرح کند، آن هم پس از این که شوهر شام خورد و کمی استراحت کرد. زن باید او را متوجه کند که به خاطر نگران بودن چنین پرسشی کرده است. با این برخورد ، شوهر مجبور می شود با حوصله و به نرمی دلیل دیر آمدنش را توضیح دهد.
اما اگر زن لحن تند و غیر دوستانه ای داشته باشد مرد احساس می کند مورد بازخواست قرار گرفته، از طرفی هم خسته و گرسنه است بنابراین ممکن است حتی با لحن زننده ای مثلاً بگوید «به تو مربوط نیست»، یا سکوت کند.
مردی می گفت «شغلم طوری است که اکثراً نمی توانم سر ساعت به منزل برسم، هر چند همسرم از این وضعیت با خبر است اما تا می رسم غُرولند می کند. من هم دیگر به این رفتارش عادت کرده ام و دیگر تلاشی برای سر وقت رسیدن نمی کنم. از این که فکر می کنم او به من ظنین است عصبانیتم دو برابر می شود.»
البته بهتر است مرد در این صورت تلفنی به خانم خبر دهد، اما به او حق بدهید که شاید گاهی تلفن دم دست او نباشد. برخی از مردها هم می گویند اگر هر بار به خانه تلفن کنیم همسرمان عادت می کند، آن وقت اگر یک بار نتوانیم زنگ بزنیم بیشتر نگران می شود.
اما از اینها گذشته، کمی هم باید مسئله را از دید خانم ها بررسی کنیم. بیشتر زنان مایلند ساعت دقیق آمدن همسرشان را بدانند. اما منظور آنها بازخواست یا کنجکاوی نیست بلکه می خواهند غذا را طوری آماده کنند که به محض ورود همسرشان، غذا را بکشند. حالا شما خود را به جای همسری بگذارید که نمی داند کِی پلو را دم کند تا نسوزد، کِی خورش را بار بگذارد که به موقع حاضر شود، به بچه ها غذا بدهد یا نه و خلاصه دهها مورد دیگر که به سلیقه شخصی زنان مربوط می شود. اگر شوهر دیر کند تمام نقشه های همسرش را به هم می ریزد. در حالی که وقت شناسی حداقل احترامی است که مردان می توانند به زحمت های روزانه همسرشان بگذارند.
از یاد نبریم نهایت آرزوی هر زن، فراهم کردن شرایط آسایش و راحتی برای شوهرش است. باید قبول کرد که وقتی او یکی دو ساعت را در نگرانی و اضطراب به سر برده باشد، نمی تواند خوش آمدگوی خوبی به هنگام ورود شوهرش باشد.
در اینجا باید به زنان خوب و دوستدار شوهر توصیه ای کنیم. شما که دوست ندارید به تنهایی غذا بخورید و حتماً باید شوهرتان در کنارتان باشد لازم است به نکته ای ظریف توجه کنید. اگر مایلید او هرچه زودتر وضع مالی اش را بهبود بخشد و خواسته هایتان را برآورده سازد، باید خود را برای این گونه دیر آمدن ها آماده کنید. زیرا همیشه چنین فرصت کاری خوبی برای همسرتان مهیا نیست. در چنین مواقعی باید برای خود سرگرمی سالمی پیدا کنید تا هم شوهرتان آسوده خاطر به کارهایش برسد و هم شما هنری بیاموزید، یا تخصصی پیدا کنید. زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد. البته زنان در صورتی باید چنین فرصتی به شوهر خود بدهند که مدت آن قابل قبول باشد وگرنه شوهر باید در برنامه کاری خود تجدید نظر کند، زیرا زندگی فقط کار و مادیات نیست.
زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد.
3- با «سکوت شوهر» چه برخوردی کنیم؟
بیشتر خانم ها از سکوت شوهر در خانه سراسیمه و نگران می شوند، نشاط خود را از دست می دهند و این سکوت را به خود نسبت می دهند و پیش خود فکر می کنند: دوباره از چه دلخور است که حرف نمی زند. آیا ممکن است دیگر مرا دوست نداشته باشد؟ این حق خانم هاست که از مسائل شوهر خود مطلع باشند. یک زن دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسر در میان بگذارد، تا هم احساس غریبه بودن نکند و هم این که دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شاید بتواند کمکی کند. اما خانم ها باید به این مورد هم توجه کنند که بیشتر شوهرها مایل نیستند مشغله های فکری شان را با همسر خود در میان بگذارند چون می ترسند او را دچار نگرانی و اضطراب کنند. به علاوه چون مطمئن هستند از عهده حل مشکل بر می آیند فکر می کنند تا آن وقت نباید به همسرشان چیزی بگویند. گرچه نمی شود این رفتار را صد درصد تأیید کرد اما آنها با حسن نیت چنین می کنند. همسرتان فقط می خواهد شما ناراحت نشوید. مردی که تمام مشکلات کاری خود را با همسرش در میان بگذارد در واقع بخشی از بار آن را به دوش او منتقل می کند. به جای این که از شوهرتان انتظار داشته باشید تمامی افکار و اسرارش را با شما در میان بگذارد، به او فرصت دهید تا تنها بماند. در ضمن شرایط آرامش او را مهیا کنید و تا می توانید مهربانی کنید. این رفتار باعث می شود شوهرتان در کمال آسایش به مشکلش بیندیشد و برای حل آن اقدام کند. در چنین خانه ای است که مرد می تواند تمام غصه هایش را فراموش کند.
4- مواظب حسادت های شوهرتان باشید
برای داشتن حس تفاهم با شوهرتان باید بدانید که او چه روحیه ای دارد. آیا انتظار دارید از همکار شوهرتان تمجید کنید و او ناراحت نشود؟ اگر می خواهید همیشه در قلب شوهرتان جای داشته باشید هیچ گاه بیش از حد از مردی نزد او تعریف نکنید. هیچوقت چیزهایی را که از دیگران یاد می گیرید با آب و تاب پیش او بازگو نکنید. از کجا می دانید به غرور شوهرتان برنخورده است؟ گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. شما باید متوجه این خصیصه مردها باشید. از سوی دیگر شوهرتان با حسادت خود به طور غیرمستقیم به شما نشان داده است چقدر دوست تان دارد.
5- غرغر کردن چاره کار نیست
در بیشتر مواقع حرف هایی که خانم ها می زنند درست و منطقی است، اما در زمان و نحوه بیان مطلب اشکال است. اگر نتیجه کاری خوب بود می توان تکرارش کرد، اما اگر حاصل منفی بود باید شیوه دیگری در پیش گرفت. شما با سرزنش، غرولند، بداخلاقی و رنجور نمایی فقط مرد را از خانه فراری می دهید! خانه محل آسایش و آرامش همسر شماست. اگر دائماً خطاهای او یا مشکلات خود را به رخش بکشید عاقبت می گریزد و به جایی پناه می برد که از این مزاحمت به دور باشد (البته این مطلب به معنی تأیید این رفتار مردان نیست). رگ خواب شوهرتان را به دست آورید، آن وقت همه چیز درست می شود. با گوشه و کنایه حرف زدن و زخم زبان را از صحبت های خود حذف کنید.
به مردان عاشق نیز توصیه ای می کنیم: برای این که روح زن را شاداب و با نشاط سازید باید بخشی از اوقات فراغت خود را فقط به او اختصاص دهید. یک زن نیاز به توجه و احساس امنیت دارد. از یاد نبریم زن ها از طریق محبت و عشق ورزی بهتر و راحت تر با مردان کنار می آیند تا با اهدای قطعه ای جواهر. به همسرتان اجازه دهید گاهی خودش را برای شما لوس کند. مگر مردان گاهی خود را لوس نمی کنند و متوقع نیستند نازشان را بکشند؟!
گاهی پیش می اید که زن با رنجورنمایی یا نق زدن می کوشد محبت شوهرش را جلب کند. در چنین موقعیتی شوهر آگاه و دانا، زن را درک می کند و هرگز او را مجبور به اعتراف نمی کند که هدفش چیز دیگری است.
«گاهی دست نوازش، کنار او نشستن و صحبتی صمیمانه، معجزه می کند.»
افسوس که ما خودخواهانه به ندرت چنین می کنیم. زنان گاهی فقط نیاز به گوش شنوا دارند. با گفتن و گله کردن و گاهی از چیزی شکایت کردن روحشان را سبک می کنند. مرد خوب همواره این فرصت را به همسرش می دهد. به حرف های او گوش بدهید و او را تأیید کنید. این عمل را نه به صورت مکانیکی، بلکه از روی رغبت و با تمام وجود و به خاطر دل او انجام دهید.
«در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن، بیش از نیاز به نان است.» مادر ترزا

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:53 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

احترام به تفاوت ها در زندگی زناشویی

همانطور كه می دانیم زنان و مردان دارای تفاوت های بسیاری هستند و آگاهی ازاین تفاوت ها در بهبود روابط بسیار مؤثر است. همچون آهن ربا، تفاوت های افراد می تواند باعث جذب آنان به یكدیگر شود. با بالا رفتن درك و آگاهی می توانیم به این تفاوت ها احترام بگذاریم و توجه خاصی داشته باشیم.
تفاوت های بین مردان و زنان حقیقتاً می توانند مكمل یكدیگر باشند و به هر یک از طرفین فرصتی دهند تا به تعادل برسند. اگر ما روحیه كاملاً پرخاشگری داشته باشیم جذب فردی می شویم كه آرام تر و خونسردتر از ما باشد. با ارتباط برقرار كردن با فرد آرام و خونسرد، ما به طور ناخودآگاه با خصوصیات و كیفیت های این گروه آشنا می شویم.
در واقع تفاوت های بین افراد باعث می شود آنان به سوی یكدیگر جذب شوند و این همان احساسی است كه ما آن را عشق تعبیر می كنیم. معمولاً دختران جوان دوست دارند فردی را شریك زندگی خود انتخاب كنند كه فاقد خصوصیات بـَدِ خودشان باشد.
بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یك عشق واقعی است. تجربه ثابت كرده است كه انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یك رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.
تفاوت های بین افراد، بُعد دیگری را نیز ایجاد می كند؛ بدین معنا كه وقتی زن و شوهری تفاوت های بین یكدیگر را بپذیرند و سعی در تغییر یكدیگر نداشته باشند، در این صورت شباهت ها و همانندی های بسیاری را نیز در دیگری درك می كنند. گرچه هر كدام از ما منحصر به فرد هستیم ولی در بیشتر جنبه ها به هم شباهت داریم. این تضاد ما را به یك حقیقت شگفت انگیز در روابط رهنمون می كند. به عبارت دیگر شریك زندگی شما تركیبی از تفاوت ها و تشابهات مكمل است. زن و شوهرهای واقعاً عاشق، مفهوم این تركیب را بسیار خوب می دانند.نمونه های ذیل گفته های این افراد است:
ما با یكدیگر بسیار فرق داریم ولی آنچه كه ما را به یكدیگر پیوند می زند این است كه هر دوی ما خیلی احساساتی هستیم.
ما در بسیاری جنبه ها با یكدیگر تفاوت داریم. من طلوع آفتاب را دوست دارم ولی همسرم از غروب آفتاب خوشش می آید. او رؤیایی است ولی من واقع بین هستم. او از هر حادثه ای نگران نمی شود ولی من دائماً نگران هستم. با این وجود ما در بسیاری جنبه ها یكی هستیم. به طوری كه حرف و عملمان در زندگی یكی است و انگار دارای یك طول موج می باشیم.
گاهی اوقات من عاشق همسرم هستم و گاهی اوقات از او خسته می شوم. وقتی عاشق او نیستم به این خاطر است كه در آن لحظه توانایی ابراز عشق و محبت به او را ندارم. در این مواقع احساس خوبی ندارم زیرا می دانم برای بهبود رابطه و داشتن یك زندگی خوب باید با هم باشیم و یكدیگر را حمایت كنیم.
بیشتر مشكلات ما كاملاً متفاوت از یكدیگر است، ولی شباهت ما در این است كه هر دوی ما مشكلات زیادی داریم. ما یاد گرفته ایم برای غلبه بر مشكلات به یكدیگر كمك كنیم بدون آنكه به دیگری احساس بی ارزشی دست دهد. فكر می كنم اگر همسرم انسان كاملی بود و مشكلی نداشت احساس من طور دیگری بود به طوری كه می خواستم همیشه او را شكست دهم.
مدت دو سال از زندگی ما بسیار عاشقانه گذشت. بعد از مدتی آتش عشق و محبت ما فروكش كرد. حالت رمانتیك زندگی از بین رفت. وقتی یك روز صبح از خواب بلند شدم احساس كردم ما دو انسان متفاوت از یكدیگر با شباهت های بسیار كم هستیم. بسیار غصه خوردم و از زندگی مأیوس شدم ولی بعد از مدتی فهمیدم كه این عشق واقعی نیست.عشق واقعی یعنی تقسیم احساسات و درك ناراحتی هایمان. من عاشق یك شخص واقعی شدم تا عاشق شخصیتی كه می خواستم از او بسازم.
در همه این مثال ها عشق در طی زمان با پذیرش و درك از یكدیگر توسعه و رشد پیدا كرد. با این روش هدف از عشق هماهنگ كردن تفاوت های بین زن و شوهر و ساختن یك رابطه مثبت و پایدار است.
شاید بسیاری از خانواده های امروزی با عشق واقعی بسیار فاصله داشته باشند. بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یك عشق واقعی است. تجربه ثابت كرده است كه انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یك رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.
عشق واقعی و عشقی كه امروزه تمام روان شناسان مسائل خانواده متفق القول بر آن صحه می گذارندپذیرش و احترام به تفاوت طرف مقابل است. مطمئن باشید اگر تمام كره زمین را نیز بگردید همسری كه در تمام جنبه ها همانند شما باشد پیدا نخواهید كرد. تنها با پذیرش تفاوت های همسرتان خواهید توانست در ساختن یك زندگی خوب قدم های مثبتی بردارید.


آیا شوهر بی عیب وجود دارد ؟
خانمی‌ می‌ گفت : وقتی‌ در ابتدای‌ زندگی‌ زناشویی‌ هستیم، همه‌ چیز در اطرافمان‌ شیرین‌ و دلچسب‌ و همه‌ لحظات‌ زندگی‌ مملو از شادی‌ و خوشحالی‌ است؛ و هرگز تصور نمی‌ كنیم‌ كه‌ روزی‌ این‌ احساسات‌ خوش‌ و سبكبالی‌ خیال، تبدیل‌ به‌ شرایط‌ ناهموار و دشواری های‌ پی‌ در پی‌ در زندگی‌ شود. اما طولی‌ نخواهد كشید كه‌ با گذشتن‌ سال های‌ اول‌ ازدواج، شادی ها یكی‌ پس‌ از دیگری‌ رنگ‌ می‌ بازند و روزی‌ به‌ خود می ‌آییم‌ و می ‌پرسیم‌ چه‌ اتفاقی‌ افتاد؟ چرا همه‌ چیز به‌ این‌ زودی‌ عوض‌ شد؟ آیا گذر ایام‌ بود یا حضور بچه‌ها و افراد دیگر كه‌ این‌ تغییرات‌ را سبب‌ شد؟
ازدواج‌ كلمه ‌ای‌ جادویی‌ نیست‌ كه‌ بتواند همه‌ نیازهای‌ ما را برآورده‌ سازد. مورد دیگر این‌ است‌ كه‌ باید همسر خود را همراه‌ با محاسن‌ و معایبش‌ بپذیرید. البته‌ پیشنهاد نمی ‌كنیم‌ بی ‌انصافی، بی ‌رحمی، بی ‌نزاكتی‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ او را برای‌ همیشه‌ تحمل‌ كنید، زیرا آدمی‌ قادر است‌ رفتار خود را اصلاح‌ كند؛ اما فراموش‌ نكنید هرگز قادر نیست‌ ماهیت‌ خود را عوض‌ كند.
ما نمی ‌توانیم‌ گذر زمان‌ را متوقف‌ یا حضور بچه‌ها را در زندگی‌ كتمان‌ كنیم، اما می ‌توانیم‌ پایه‌ های‌ زندگی‌ را براساس‌ این‌ واقعیت ها بنیان‌ نهیم‌ و بكوشیم‌ روزهای‌ شاد اول‌ ازدواج‌ را در زندگی‌ تكرار كنیم. اما چگونه؟ آیا همان‌ طور كه‌ لوئیز برد در كتاب‌ «چگونه‌ شوهران‌ خود را شیفته‌ خود كنید» می ‌گوید، باید هر روز یك‌ دسته‌ گل‌ تازه تهیه‌ كنید تا شوهرانتان‌ هنگام‌ آمدن‌ به‌ خانه‌ غافلگیر شوند؟ یا با پوشیدن‌ یك‌ لباس‌ نو سعی‌ كنید از خشكی‌ و یكنواختی‌ زندگی‌ بكاهید؟ آیا باید به‌ نصیحت‌ گروهی‌ از زنان‌ گوش‌ فرا دهید و به‌ زندگی‌ و بچه‌ های‌ خود بی ‌توجه‌ باشید و هر روز در پی‌ تغییر لباس‌ و مدل‌ موی‌ خود باشید تا در نتیجه‌ چنین‌ كاری‌ شوهرانتان‌ آمدن‌ به‌ خانه‌ را به‌ رفتن‌ به‌ هر جای‌ دیگر ترجیح‌ دهند؟ یا باید شیوه‌ گروهی‌ دیگر از زنان‌ را پیش‌ بگیرید و به‌ محض‌ این كه‌ شوهر به‌ خانه‌ آمد، ناله‌ سر دهید و شكایت‌ كنان‌ سعی‌ كنید مشكلات‌ كوچك‌ زندگی‌ را بزرگ‌ جلوه‌ دهید تا با جلب‌ محبت‌ و ترحم‌ او اندكی‌ زندگی‌ را خوشایندتر جلوه‌ دهید؟
اما هیچ‌ كدام‌ از این‌ ظاهر سازی های‌ فریبنده، به‌ تنهایی‌ نمی ‌تواند مؤثر باشد و از بروز اختلافات‌ و مشكلات‌ زناشویی‌ جلوگیری‌ كند؛ بلكه‌ باید بكوشید تا «شوهران‌ خود را دوستان‌ خود كنید»!
برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ كنید و آنها را یكی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید. ریچارد آستین می ‌گوید: «یكی‌ از بزرگترین‌ موانع‌ بر سر راه‌ خوشبختی‌ توقعات‌ بیش‌ از حد است». زیرا گروه‌ بی ‌شماری‌ از جوانان، برداشت‌ غلطی‌ از ازدواج‌ دارند و همواره‌ می پندارند ازدواج‌ معجزه ‌ای‌ است‌ كه‌ اگر در زندگی‌ آنان‌ به‌ وقوع‌ پیوندد، تمام‌ مشكلات‌ را حل،‌ و زندگی‌ را شیرین‌ و شاد می ‌كند. آنها با چنین‌ تعبیر نادرستی، اقدام‌ به‌ ازدواج‌ می ‌كنند و پس‌ از مدتی‌ درمی ‌یابند كه‌ آنچه‌ در ذهن‌ داشته‌ اند، رؤیایی‌ بیش‌ نبوده‌ است. گروهی‌ دیگر بدون‌ در نظر گرفتن‌ توانایی‌ و سلامت‌ روح‌ و روان‌  همسر خود، سعی‌ می‌ كنند همه‌ كارهای‌ شاق‌ و پر زحمت‌ را به‌ او بسپارند و با این‌ روش‌ هرگونه‌ فرصتی‌ را برای‌ به‌ وجود آمدن‌ روابط‌ دوستانه‌ و صمیمی‌ از بین‌ می ‌برند. از نظر روانی‌ هر انسانی‌ نیازهایی‌ دارد، مانند مطرح ‌شدن، پذیرفته ‌شدن، ایمن ‌بودن‌ و تعلق‌ داشتن‌ كه‌ هر یك‌ از این‌ نیازهای‌ درونی‌ تا حدودی‌ در ازدواج‌ برآورده‌ می ‌شود. زن‌ و شوهر می‌ توانند در به‌ وجود آوردن‌ حس‌ خوب ‌زیستن‌ به‌ یكدیگر كمك‌ كنند، اما هیچ‌ كدام‌ قادر به‌ آفرینش‌ شادی‌ و خوشبختی‌ مطلق‌ برای‌ دیگری‌ نیستند.
ما انتظار داریم‌ دیگران‌ هر كاری‌ كه‌ از دستشان‌ بر می‌ آید، برایمان‌ انجام‌ دهند، در حالی‌ كه‌ خود كمترین‌ توجهی‌ به‌ خواسته‌ های‌ آنها نمی‌ كنیم. می ‌خواهیم‌ از اشتباهات‌ ما چشم‌ بپوشند، اما خودمان‌ كوچكترین‌ گذشتی‌ در مورد رفتار بد آنها نداریم. شما می‌ خواهید شوهرتان‌ از هر نظر بی‌ عیب‌ باشد، در حالی‌ كه‌ از عیب های‌ خود بی‌ خبرید. همیشه‌ سعی‌ دارید عیوب‌ او را برشمرید و ناله‌ و شكایت‌ كنید كه‌ چرا این‌ شوهر آن‌ طور كه‌ باید باشد نیست؛ چرا قادر نیست‌ مرا درك‌ كند؟ حتی‌ گروهی‌ از زنان‌ پا را از این‌ هم‌ فراتر نهاده، سعی‌ می ‌كنند شخصیت‌ شوهر را درهم‌ ریخته، دوباره‌ آن‌ را آن‌ طور كه‌ می‌ خواهند شكل‌ دهند یا او را مجبور كنند آن‌ طور كه‌ می‌ خواهند باشد، نه‌ آن‌ گونه‌ كه‌ هست. البته‌ فقط‌ زن ها نیستند كه‌ مرتكب‌ چنین‌ اشتباهی‌ می‌ شوند؛ كم‌ نیستند مردانی‌ كه‌ همواره‌ از زنان‌ خود خرده‌ می‌ گیرند. به‌ هر حال‌ فراموش‌ نكنید هیچ‌ توهینی‌ بزرگتر از این‌ نوع‌ عدم‌ پذیرش ها نیست.
اولین‌ گام‌ برای‌ به‌ وجود آوردن‌ یك‌ زندگی‌ زناشویی‌ موفق‌ ، پذیرفتن‌ واقعیت هاست.
از جمله‌ واقعیت هایی‌ كه‌ باید درك‌ و پذیرفته‌ شوند، معنای‌ ازدواج‌ است؛ باید دانست‌ ازدواج‌ یك‌ نوع‌ شركت‌ است‌ كه‌ نیاز به‌ رعایت‌ اصول‌ و قوانینی‌ دارد. ازدواج‌ كلمه ‌ای‌ جادویی‌ نیست‌ كه‌ بتواند همه‌ نیازهای‌ ما را برآورده‌ سازد. مورد دیگر این‌ است‌ كه‌ باید همسر خود را همراه‌ با محاسن‌ و معایبش‌ بپذیرید. البته‌ پیشنهاد نمی ‌كنیم‌ بی ‌انصافی، بی ‌رحمی، بی ‌نزاكتی‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ او را برای‌ همیشه‌ تحمل‌ كنید، زیرا آدمی‌ قادر است‌ رفتار خود را اصلاح‌ كند؛ اما فراموش‌ نكنید هرگز قادر نیست‌ ماهیت‌ خود را عوض‌ كند. اجازه‌ دهید این‌ مسئله‌ را با یك‌ مثال‌ بیشتر بررسی‌ كنیم.
برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ كنید و آنها را یكی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید.
فرض‌ كنید شما با مردی‌ كه‌ اهل‌ مطالعه‌ یا تفریحات‌ آرام‌ است‌ ازدواج‌ می‌ كنید؛ انتظار نداشته‌ باشید بعد از ازدواج‌ او به‌ مردی‌ شلوغ‌ و پر سروصدا كه‌ اهل‌ تفریحات‌ و برنامه‌ های‌ مهیج‌ است‌ تبدیل‌ شود. ممكن‌ است‌ شوهرتان‌ همان‌ فلسفه‌ شما را در زندگی‌ نداشته‌ باشد یا تفریحات‌ مهیج‌ مورد پسند او نباشد. نخواهید كه‌ او كاملاً عوض‌ شود. ممكن‌ است‌ همسرتان‌ نتواند تاجری‌ موفق‌ یا ورزشكاری‌ مشهور شود، اما مثلاً می ‌تواند كارمندی‌ خوب‌ و متعهد باشد. باید بدانید همه‌ انسان ها از ذوق‌ و استعداد یكسان‌ برخوردار نیستند. اگر همسر شما در زمینه‌ تجارت، ورزش‌ یا هنر موفق‌ نیست‌ و ذوقی‌ نشان‌ نمی ‌دهد، نباید به‌ خودتان‌ اجازه‌ دهید كه‌ درباره‌ اش‌ بد قضاوت‌ كنید و او را مورد ارزیابی‌ نادرست‌ قرار دهید. نباید هر روز یأس‌ و ناامیدی‌ نشان‌ دهید و مثلاً بگویید چرا شوهر من‌ مثل‌ شوهر خواهرم‌ نیست‌ كه‌ فلان‌ ماشین‌ آخرین‌ مدل‌ را داشته‌ باشد یا چرا مانند شوهر دوستم‌ سرشناس‌ و معروف‌ نیست. همان‌ طور كه‌ شما نمی ‌توانید مثل‌ دوست‌ یا خواهر خود باشید، شوهر شما نیز نمی‌تواند مثل‌ شوهران‌ آنها باشد!
اگر به‌ انجام‌ چنین‌ كارها و تكرار چنین‌ حرف هایی‌ در زندگی‌ ادامه‌ دهید، نه‌ تنها شوهر خود را نسبت‌ به‌ زندگی‌ دلسرد كرده‌اید و او را به شدت‌ آزرده‌ خاطر ساخته‌ اید، بلكه‌ این‌ رفتار شما مقدمه‌ ای‌ خواهد شد برای‌ از هم‌ پاشیدن‌ زندگی...
بنابراین‌ فراموش‌ نكنید كه‌ پذیرفتن‌ واقعیت ها زیربنای‌ هر نوع‌ موفقیت‌ و روابط‌ سالم‌ است.
منبع:چگونه‌ شوهران‌ خود را بهترین‌ دوستان‌ خود كنید؟ ، نوشته‌ شرلی‌ ال‌ ردل، ترجمه‌ آلماندخت‌

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:53 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

شرایط همسر شایسته و اهمیت آن

بهترین زنان شما زنی است که وقتی همسرش او را می نگرد، شاد و مسرورش گرداند . رسول خدا (ص) در مورد انتخاب همسر به منظور ایجاد و تولید نسل سالم و صالح ، احادیث و روایات فراوانی وجود دارد که بسیاری از آنها حاکی از اهمیت قانون وراثت و ثأثیر عامل محیط است. پیامبر اسلام برای تولید نسل بهتر، دقیق ترین نکات را در امر انتخاب همسر گوشزد فرموده است که، به برخی از آنها اشاره می کنیم :
پیامبر فرموده:با خویشاوندان نزدیک ازدواج نکنید زیرا فرزندی [که از آن به ثمر می رسد] نحیف و ضعیف خواهد بود. چون دانستن سلامتی اجداد غیر ممکن است باید ازدواج میان خویشاوندان نزدیک ، ممنوع گردد، زیرا بعضی از بیماری های مخفی در افراد وجود دارد؛ که در شرایط خاصی ظاهر می شود.
شرایط همسر شایسته
1- متدین بودن :

اولاً باید همسر انسان ، متدین باشد، زیرا دین می تواند انسان را از هرگونه انحراف های روحی و اجتماعی مصون دارد، و مسلماً زن و مرد با ایمان مطابق موازین و برنامه های دینی فرزند خود را تربیت کرده  و احساس مسئولیت نسبت به این امر می نمایند، پیغمبر اسلام (ص) فرموده است:
«با زن نباید صرفاً به خاطر زیبایی او ازدواج کرد. ممکن است همین زیبایی او را به پستی و ابتذال سوق دهد، و نه صرفاً برای مال و ثروتش چون ممکن است مال هم ، او را طاغی و سرکش سازد. با زن صرفاً به خاطر دین او ازدواج کن».
2- حُسن خلق :
که مبدأ اساسی پرورش نسل سالم است، و این اصل چه در دوران جنینی و شیرخوارگی ، و چه در دوران تربیت کودک در خانواده ، اثر مستقیم و یا غیر مستقیم دارد.
3 - زیبایی و شادابی :
که این امر غالباً کمک به دین است و ضامن جلوگیری مرد از انحراف و خلاف عفت است ، به این معنی که زیبایی زن غالباً مردها را اعمال غیرمشروع باز می دارد. این موضوع نیز بیشتر با حُسن خلق توأم است. زیرا زن زیبا غالباً دارای اخلاق ملایم و دلچسب است. پیامبر اسلام (ص) برای اطمینان خاطر مرد از زیبایی زن ، اجازه داد پیش از ازدواج، مرد او را ببیند ، تا خاطر وی از نظر زیبایی و دلپسندی زن مطمئن گردد. رسول اکرم ( ص ) می فرمود:
بهترین زنان شما، زیبا چهره ترین آنهاست .
و در حدیث دیگر آمده است که پیغمبر اسلام فرمود:
بهترین زن های امت من ، زیبا چهره ترین و اندک مِهر ترین آنهاست .
و نیز ازدواج با زن زیبا معمولاً فرزندان زیبا را نصیب انسان می سازد.
4- زن باید ولود باشد :
یعنی خوش زا و بسیار زا باشد . چون قهراً، فرزند به کانون خانواده حرارت می بخشد .
5 - اصالت خانوادگی :
همسر انسان باید از خانواده ی اصیل و تربیت شده و نجیب باشد، زیرا او بهتر می تواند کودکان را تربیت کند. اگر زن، خود فاقد تربیت باشد نمی تواند فرزند خوب پرورش دهد. رسول اکرم (ص) می فرماید:
از سبزه ای که در میان کثافات و پلید ی ها می روید بپرهیزید. ( مراد زن زیبایی است که در محیط پست و آلوده پرورش یافته باشد.
6 -ازدواج با اقارب و آثار سوء آن :
اسلام  ازدواج با عده ای از اقارب  ، مانند: مادر، خواهر و خاله و عمه و امثال آنها را شرعاً ممنوع ساخته، در برخی موارد دیگر به منظور ارشاد مردم برای ساختن و پرورش نسل سالم، راهنمایی های کافی کرده است. و ازدواج با اقوام نزدیک را – که حرمت شرعی هم ندارد – صحیح نمی داند ؛ و پیامبر فرموده است:
با خویشاوندان نزدیک ازدواج نکنید زیرا فرزندی [که از آن به ثمر می رسد] نحیف و ضعیف خواهد بود.
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: با زن نباید صرفاً به خاطر زیبایی او ازدواج کرد. ممکن است همین زیبایی او را به پستی و ابتذال سوق دهد، و نه صرفاً برای مال و ثروتش چون ممکن است مال هم ، او را طاغی و سرکش سازد. با زن صرفاً به خاطر دین او ازدواج کن.
از نظر علمی این طور است که اگر سلامتی طرفین تا چند پشت معلوم و صفات خانوادگی آنان شایسته می بود ازدواج با خویشاوندان موجب تقویت صفات خوب خانوادگی می شد. ولی چون دانستن سلامتی اجداد غیر ممکن است باید ازدواج میان خویشاوندان نزدیک ، ممنوع گردد، زیرا بعضی از بیماری های مخفی در افراد وجود دارد؛ که در شرایط خاصی ظاهر می شود. اگر فرض کنیم شخص سالمی (س) با شخصی که دارای بیماری ارثی نهفته ( م) باشد ، ازدواج کند، نتیجه از این قرار خواهد بود، س س + م س = س س × م م ، یعنی : نیمی از این فرزندان سالم خواهند بود ، و نیم دیگر از آنها به حسب ظاهر سالم هستند ولی نطفه ی بیماری ارثی در آنها نهفته می باشد. حال اگر یکی از این افراد که دارای بیماری ارثی نهفته است با یک شخص سالم ازدواج کند نتیجه به شرح زیر خواهد بود: م س ، دوم + س س ، دوم = س س × م س یعنی باز هم در اینجا نصف از عده ی فرزندان کاملاً سالم و نصف دیگر ظاهراً سالم خواهند بود؛ و نطفه ی بیماری ارثی در آنها نهفته است. ضمناً باید دانست که هیچ گونه تفاوتی ظاهراً بین این دو نوع فرزند دیده نمی شود. پس اگر افراد حامل نطفه ی بیماری با افراد کاملاً سالم ازدواج کنند هیچ وقت بیماری ارثی نهفته آشکار نخواهد شد. ولی هرگاه دو فرد که هر دو حامل بیماری ارثی نهفته باشند با هم ازدواج کنند بیماری ارثی نهفته ی آنان در بعضی فرزندانشان واضح خواهد شد از این قرار : 1م م + 2م س + 1س س = م س × م س یعنی یک فرزند، سالم خواهد بود. ضمناً لازم است گفته شود که ظهور بیماری ارثی نهفته – در ازدواج بین اشخاصی که هیچ گونه خویشاوندی با هم ندارند- نیز ممکن است وقوع یابد. ولی این احتمال در ازدواج میان خویشاوندان، بسیار زیاد است.
منبع : عشق و تاثیر آن در زندگی


تغییر دادن شخصیت همسر پس از ازدواج
اغلب به دختران و پسران می آموزند كه با فردی ازدواج كن كه پس از ازدواج شخصیت او را آن طور كه می خواهی تغییر بدهی. باید به این عده گفت شاید همسر شما دچار یك نوع ضعف اخلاقی باشد كه پس از ازدواج با دلگرم كردن او به زندگی خانوادگی بتوانید آن ضعف را در او از بین ببرید. اما محال است بتوانید شخصیت فردی یك نفر را عوض كنید. زیرا از همان دوران كودكی تمامی دیده ها و شنیده ها و اندرزها در فرم دادن به شخصیت او نقش اساسی دارند. پس چطور ممكن است شما بتوانید كسی را مجبور كنید تمامی خاطرات ذهنی خود را كه در طول زندگی در ذهن او انباشته شده است از خود دور كند و از او شخص دیگری آنطور كه شما مایلید بسازد.
البته همانطور كه در ابتدا ذكر شد گاهی بعضی از اخلاق و رفتارهای غلط آدمی بر اثر عدم آگاهی است كه اگر نسبت به آن مسائل آگاهی و شناخت پیدا كند دیگر آن رفتارهای غلط را تكرار نمی كند. ضمناً فرد وقتی قادر است چنین تغییراتی در خود بدهد كه نیاز به تغییر را احساس كرده باشد. پس نباید فراموش كرد كه باید كسی را برای زندگی انتخاب كرد كه دور از عنوان های اجتماعی و تیپ ظاهر ، از نظر عقیدتی اشتراك زیادی با شما داشته باشد.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:54 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

قانون زندگی

1 - برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی كنید از آنها سرپیچی نكنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی كه تجربه یك زندگی موفق  را داشته اند، تدوین كنید.
2 - از «خود»، «افرادی كه در زندگی شما نقش دارند» و «محیط اطرافتان» شناخت كافی به دست آورید.
3 - به این نكته واقف باشید كه شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید كه می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به كام خود تلخ كنید.
برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی كنید از آنها سرپیچی نكنید.
4 - بیشتر چیزهایی كه در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتكار دارید تا با شایسته كردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، كافی است كمی همت كنید.
5 - در زندگی نقش یك قربانی را بازی نكنید یا سعی نكنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این كار فقط تضمین می كند كه یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شما است.
6 - دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نكنید. زندگی مال شما است، پس خودتان هستید كه دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.
7 - هر فكری می كنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فكر كنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افكار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.
8 - علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا كنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب كار از كجا بوده است.
9 - هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد كرد.
10 - واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه كه هست بشناسید، نه آن گونه كه خودتان می خواهید.
11 - با خودتان صادق باشید و اگر می دانید كاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج كنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست به كار شوید.
12 - درست و با دقت تصمیم گیری كنید.
13 - به خاطر داشته باشید عملكردهای شماست كه داستان زندگی تان را می نویسد.
14 - فكرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملكردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه كنید.
15 - خودتان را براساس نتایجی كه می گیرید ارزیابی كنید، نه فقط براساس حرف ها.
16 - درد خود را بشناسید تا هرچه سریع تر خود را از مهلكه مسبب بروز آن درد خلاص كنید. به این نكته واقف باشید كه همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یك تغییر در زندگی شما باشد.
هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توكل كنید.[ و من یتوکل علی الله فهو حسبه(طلاق-3) ]
17- گاهی ریسك كردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسك كنید، پیروزی از آن شما است. اگرچه ریسك كردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناك است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید كه برای این كار ممكن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را كنار بگذارید.
18 - فیلترهایی كه جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.
19 - شما دنیا را آن گونه كه می بینید؛ می شناسید و تجربه می كنید. این شما هستید كه می توانید انتخاب كنید كه چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه كنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.
20- عواملی را كه بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت كنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می كنید، بدانید كه دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.
21- شما مدیر زندگی خود هستید. آن را براساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت كنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.
22 - اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای كه هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فكر كنید. اما به این نكته هم توجه داشته باشید كه هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.
23- ما خودمان هستیم كه به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است كه ما از خودمان برای آنها ترسیم كرده ایم.
24- محدودیت ها و قوانینی را كه افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست كه مستقیم حرف هایتان را بیان كنید، بلكه می توانید با رعایت نكاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت كنند. كسی كه به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.
25- برخی اوقات لازم است كه به دیگران گوشزد كنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این كار راهی مناسب برای پیشگیری از تكرار دوباره چنین امری در آینده است.
26- برای «بخشش» ارزش بسیاری قائل شوید. همانطوركه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است كه در انتقام نیست. به این فكر كنید كه با انتقام فقط فكر و روح خود را بی جهت آزرده كرده اید و افكاری را كه به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فكری در مورد شما می كند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.
27- قدرت كنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به كار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.
28- به خاطر بسپارید كه نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را كه آنها را در وجودش نگهداری می كند ذره ذره نابود می كنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلكه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، كمردرد  و حتی سكته قلبی را نیز به شما تقدیم می كنند.
29- در زندگی به آن چیزی می رسید كه همیشه به آن فكر می كنید. و آن چیزی را به دست می آورید كه همواره طلب كرده اید.
30- مهمترین نكته این كه: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توكل كنید.
 

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:54 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

هفت راز ازدواج موفق
1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.
2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می كنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها كم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می كنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می كنند. آنان یكدیگر را تشویق می كنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به كارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می كند و زندگی ، شاداب می شود.
3) زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست كم نمی گیرند و همیشه به فكر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی كنند. ولی زوج های موفق، كارهای كوچك نظیر اولویت قرار دادن نیازها و كارهای همسر و كارهای بزرگ نظیر احترام و گوش كردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می كنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی كنید. درعوض به كار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند.
4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس كه 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلی موفقیت یا شكست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما كاملاً با هم یكی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل كنید. زوج های موفق با هم صحبت می كنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره می كنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یكدیگر حمایت می كنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.
5) زوج های موفق با هم رشد می كنند. مسلماً فردی كه امروز با او ازدواج می كنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می كنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند كه یكی یا هر دو در طول زندگی تغییر می كنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر كنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض كنید.
6) زوج های موفق برای حفظ روابط می كوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی كرده  و با هم صحبت می كنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترك مطمئن شوند. اگر یكی ، یا هر دو شما از زندگی مشترك ناراضی هستید، مشكلتان را حل كنید.
7) از مراجعه به مشاور خجالت نكشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی كنند. آنان می كوشند كه مشكلات را در اولین فرصت حل كنند

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:55 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

عصبانیت ممنوع !
چگونه باید با خشمی که برای مدت مدیدی فرو خورده شده ، مواجه شد؟
اولین قدم ، کسب آگاهی از علت خشم است.یکی از راه ها این است : نظری کلی بر احساسات ، موقعیت ها و افکار خود هنگام احساس خشم شدید درونی داشته باشید. بعضی از افراد به واسطه تربیت دوران کودکی مبنی بر فرو خوردن هیجانات  ، علی الخصوص خشم  خود، مشکل جدی در تجربه خشم دارند. شاید فرد از نقطه نظر رفتاری نیاز داشته باشد به متکا یا اشیاء دیگر ضربه بزند، بیان خشم توسط ضربه زدن به اشیاء هدف نهایی نیست بلکه از جمله گام های میانی به حساب می آید. باید حواستان جمع باشد که ناخواسته رفتار جدیدی از ناراحت شدن، توسط ضربه زدن به اشیاء به وجود نیاورید. سعی نکنید که تمامی خشم خود را یکباره بیرون بریزید. با افکار و موقعیت خود به بهترین نحو برخورد کنید. در این صورت شما می توانید در برابر افکار و موقعیت های خشمناک جایگاه و بنیانی محکم داشته باشید.
رابطه ی خشم و درد
افراد ، خشم را به طرق متفاوتی در بدن خود تجربه می کنند. بعضی ها در هنگام خشم ، گویی دور گردنشان گرم می شود، تمام بدنشان به خارش می افتد و گاهی هم احساس ناراحتی در معده خود می کنند. اگر کسی به طور مداوم دارای دردهای بطنی باشد به یک پزشک متخصص مراجعه می کند؛ اما بعضی از افراد احتمال دارد که خشم را به صورت دردهای بطنی تجربه کنند.
بخشش و خشم
«بخشش» می تواند اولین قدم در کنترل و مدیریت  خشم باشد و اغلب قوی ترین تکنیک در جهت بازیابی کنترل بر زندگی است.
بخشش به معنای «چشم پوشی از اتفاقی که برای شما افتاده» نیست ، بلکه بدین معناست که شما به نوعی نمی گذارید کنترل شما به دست خشم و هیجان منفی بیفتد.
از سوی دیگر بخشش به معنای ضعف شما نیست. این که سرچشمه زندگی را به دست بگیرید و اجازه ندهید که « گذشته» کنترل شما را به دست بگیرد نشان کاملی از قدرت است . دیگر این که بخشش بدین معنا نیستند که شما در سطح همان فردی هستید که شما را آزرده خاطر کرده است. در اینجا نظر شما را به نکته خاصی جلب می کنیم. بخشش و اطمینان به یک معنا نمی باشد. زمانی که فردی عمیقاً موجب آزار شما شود، شاید مدت زمان خاصی لازم باشد که شما مجدداً به سطح قبلی اطمینان دست یابید.
اگر به فردی خسارتی وارد آید، آسیب و صدمه حادث شده است و ما هم قصد نداریم چیز اشتباهی را صحیح نشان دهیم. آنچه که ما می گوییم این است که نمی خواهیم به وسیله حوادث و رخدادها کنترل شویم و به زنجیره گذشته خود وصل شویم . بخشش یعنی گذشته را رها کردن تا بدین ترتیب بیشتر بتوانیم به دنبال زندگی خود برویم.
طلب کمک در مواقع خشم شدید
این مسئله مهم است که شما به هنگام عصبانیت  برای خود یا دیگران خطر آفرین نباشید. اگر دچار چنین حالتی هستید با فردی مطمئن مشاوره کنید و افکار و احساسات خود را پیش او به راحتی بیان کنید. بهتر است که خود را مسئول بدانید. این امر به شما کمک می کند تا بر اعمال خودتان کنترل بیشتری داشته باشید.
می توانید از گروه های مدیریت  خشم و حتی روان درمانی جهت تعیین علل خشم شدید استفاده کنید و بر روی دیگر راه های مواجهه با خشم ( به جز صدمه رساندن به خود و دیگران ) کار کنید. اگر دیدید که باز هم تمایل به آسیب رساندن به خود و دیگران در شما ادامه دارد می توانید به یک روان پزشک مراجعه کنید.
خشم نسبت به افرادی که دوستشان داریم
حقیقت دارد که تمامی ما کارهایی را انجام می دهیم که بهترین نتیجه را برایمان داشته باشد. شاید شما همسری داشته باشید که به هنگام عصبانیت فریاد می زند و ناسزا می گوید . در این صورت همسر  شما از خشم کلامی به عنوان ابزاری استفاده می کند تا شرایط را تحت کنترل خود در آورد و شما را در بحث خاموش کند. واضح است که او یاد گرفته که داد و فریاد کردن مساوی است با سکوت و خاموشی طرف مقابل ، از این رو همین روش را ادامه می دهد.
شما بهتر است هنگامی که او عصبانی  نیست با وی صحبت کنید . در ضمن می توانید با مراجعه به مشاور و کسب کمک ، مهارت های ارتباطی بیشتری کسب کنید.
متوقف ساختن خشم
اولین قدم در شکستن یک عادت آن است که بدانیم مبتلا به عادت هستیم. ما اغلب بدین خاطر به سرعت عصبانی می شویم چون به شرایط استرس  آفرین ، سریع پاسخ می دهیم.
یکی از تکنیک های مؤثر در توقف خشم این است که هنگام آرامش  ، به تجزیه و تحلیل برنامه های منطقی تر برای شرایط مشابه در آینده بپردازیم.
یکی دیگر از تکنیک های مؤثر آن است که از قبل برای موقعیت هایی که استرس  آفرین هستند خودمان را آماده کنیم. اگر می دانیم که رئیس ما به خاطر اشتباه ما سرمان داد خواهد کشید ، از قبل فکر می کنیم که چگونه آرام و دور از عصبانیت بمانیم. این برنامه ریزی شامل افکار ما، روش های مختلف رهاسازی و حتی بهترین راه فرار از موقعیت پر استرس  در اسرع وقت است. طرح برنامه قبل از وقوع موقعیت به ما این امکان را می دهد که بر افکار خود تمرکز داشته باشیم و اجازه ندهیم که خشم چون گذشته تسلط خود را بر زندگی ما داشته باشد.
تأثیر خشم بر تفکر و رفتار ما
«خشم» هیجانی فوق العاده قوی است علی الخصوص زمانی که با دیگر احساسات ترکیب شود. از آنجایی که خشم موضوع قابل تمرکزی است ، تفکر ما را غبار آلود می کند و از این رو تأثیر خود را بر بدن ما می گذارد.
زمانی که ما عصبانی می شویم، در حقیقت این خشم نتیجه عاملی است که سریعاً افکار خاصی را از ذهن ما می گذراند. هنگامی که تهدید شویم و یا این که فوق العاده شرمنده ، عضلاتمان منقبض می شود، خون  در عضلاتمان جریان می یابد و از اندام هایمان دور می شود ، چشم ها تنگ و باریک می شوند و قلبمان به سرعت می تپد. هنگامی که هیجان ، قدرت را به دست می گیرد، توجه کمی به تفکر منطقی معطوف می شود. ناگهان در موجی هیجانی غوطه ور می شویم که احساسات سکان دار آن هستند و افکار منطقی جای کمتری دارند.
کنترل خشم خود
به طور کلی ، عوامل مختلف زیادی در کنترل خشم وجود دارد. در ابتدا باید هر آنچه که عامل ایجاد کننده خشم ما محسوب می شود، از قبیل شرایط ، افراد ، عبارات و ... را خنثی و باطل کنیم.می توانید فهرست کاملی از عوامل برانگیزاننده خشم خود تهیه کنید مثل:
* غیرمنصفانه با من برخورد می شود.
* گیر افتادن در ترافیک
* گم کردن کلیدها
* سرآسیمه شدن
* خرابی ماشین
* مورد توجه واقع نشدن
* این که به شما بگویند چه کار کن و چه کار نکن
* گم شدن
* و ...
سپس فکر کنید که به این موقعیت ها چگونه پاسخ می دهید. از طریق فهرستی که تهیه کرده اید ببینید در این شرایط چه افکاری از ذهنتان عبور می کند؛ آنها را یادداشت کنید. به مثال زیر توجه کنید:
* غیرمنصفانه با من برخورد کرده اند
« او می خواهد که من شکست بخورم»
* گیر افتادن در ترافیک
«عجب آدم های احمقی راننده شده اند.»
* کلیدها را گم کرده ام.
« می دانم حتما کسی آنها را دزدیده است.»
یک بار که فهرست خود را به اتمام رساندید، به عقب بر گردید و جهت و سمت و سوی خود را مورد بررسی قرار دهید. آیا شرایط را مورد شماتت قرار می دهید، آیا تمایل دارید که خودتان را مورد شماتت قرار دهید یا به گونه ای رفتار می کنید که باعث افزایش خشم شما می شود. ببینید بدن شما به این افکار چگونه پاسخ می دهد. آیا احساس می کنید که عصبانی و خشمگین شده اید؟ هرگاه که به شناسایی علایم فیزیکی خشم خود پرداختید نهایتاً ببینید که در شرایط خاص ، یعنی
1. زمانی که شرایط از طریق شما به وجود می آید و
2. هنگامی که شما علایم اولیه خشم را شناسایی می کنید،
چگونه پاسخ می دهید. آنها را بنویسید و تمرین کنید و آماده استفاده بلافاصله و مناسب به هنگام نیاز باشید.
به یاد داشته باشید که «خشم» سریع حرکت می کند و سریع کنترل اوضاع را به دست می گیرد. رمز کار این است که علایم اولیه را بشناسید. در اینجا فهرستی از راهکارهای عملی و کوتاه جهت کنترل خشم و فرونشاندن آن آورده شده است.
* نفس عمیق کشید.
* تا ده بشمارید.
* از تمریناتِ رهاسازی بدن  استفاده کنید.
* کمی قدم بزنید .
* با یکی از دوستان خود صحبت کنید.
* در ذهن خود یک تابلوی «ایست» تصور کنید.
* به خودتان عباراتی از این قبیل بگویید: « این مطلب آن اندازه که الان فکر می کنم بد نیست»
« فکر می کنم اگر به آن توجهی نکنم بهتر می شوم»
تمرین شما را بی نقص می کند. هرچه بیشتر بتوانید از این تکنیک ها استفاده کنید بهتر می توانید بر آنها تسلط پیدا کنید. به نظر شما بهتر نیست که ما به جای احساسات و هیجاناتمان  با عقل و منطقمان حرکت کنیم ؟
منبع: زن روز

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:55 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
دسترسی سریع به انجمن ها