0

رازهای زندگی

 
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

چگونه هیجانات شدید را كنترل كنیم ؟
بیشتر مردم، در زندگیشان هیجانات شدید و غیر قابل كنترل را تجربه كرده اند. در چنین مواقعی، شخص بسیار مایل است  شدت خشم، غم و اضطراب و ناامیدی تحت كنترل او باشد. ممكن است شدت هیجانات بر رفتار و طرز برخورد  فرد به گونه ای تأثیر بگذارد كه موجب رنجش و ناراحتی خود و اطرافیان شود. در چنین لحظاتی چگونه می توان این هیجانات را تحت كنترل درآورد؟
برای دستیابی به چنین توانایی به نكات زیر توجه نمایید:
1) از چگونگی تنفس خویش آگاه باشید. سعی كنید تنفسی آرام و عمیق داشته باشید. با این عمل ساده به طور طبیعی می توان ضربات قلب و فعالیت ذهن را آرام كرد. هر نوع انقباضی را در بدنتان به خصوص عضلات، شانه ها، گردن و فك  بررسی و تعدیل كنید.
2) سعی كنید بر هیجانات خود مسلط شوید. هنگامی كه با دیگران هستید زمان مساعدی برای ابراز هیجانات شدیدتان نیست. بنابراین، از آنها پوزش بخواهید و برای مدتی از آنها دور شوید. به آنها بگویید كه احتیاج به زمانی دارید  تا  بر اعصابتان مسلط شوید و چند لحظه دیگر بر می گردید.
3) حتماً با افرادی دلسوز و مجرب ارتباط داشته باشید و مشكلات خود را با آنها در میان بگذارید. چنین ارتباطی به  شما كمك خواهد كرد تا در حس و رفتارتان تعادلی برقرار كنید و احساس تنهایی و انزوا ننمایید.
4) روشی دیگر برای كنترل كردن هیجانات، ثبت آنها در دفترچه یادداشت روزانه است.تحقیقات نشان داده است كه چنین روشی، تأثیرقابل ملاحظه ای بر افرادی كه دچار حوادث شده بودند داشته است.
5) اگر موضوعی برایتان بسیار اهمیت دارد آن را بی پرده با دیگران مطرح كنید اما قبلاً در مورد آن موضوع و موقعیت خود خوب فكركنید. به یاد داشته باشید كه تغییر در ارتباطات به مرور زمان رخ می دهد و صحیح نیست كه این تغییر براساس اصول غیر منطقی و یا هیجانات زود گذر باشد.
6) با خودتان مهربان باشید. سعی كنید مرخصی كوتاهی داشته باشید و فعالیت های مورد علاقه خود را انجام دهید. در این فاصله زمانی، ذهن شما آرامش لازم را باز خواهد یافت. به عنوان مثال مدت كوتاهی در پارك راه بروید یا غذای مورد علاقه خود را درست كنید و یا كتاب مورد علاقه خویش را بخوانید.
7) سعی كنید برای مدت كوتاهی به موضوعی كه باعث آشفتگی شما شده است، فكر نكنید. چرا كه در چنین شرایطی ذهن قدرت تصمیم گیری صحیح را ندارد. تصور كنید رنج و ناراحتی خود را درون جعبه ای داخل كمدتان  گذاشته اید، در زمانی مناسب كه آرامش بیشتری دارید این جعبه را از كمد بیرون آورید و به طور صحیح راه حلی برای مشكل و ناراحتی تان پیدا كنید.
با انجام دادن فعالیت های فیزیكی از قبیل ورزش كردن ، كلاس رفتن و یا سخت كار كردن سعی نمایید خود را خسته كنید و توجه و تمركز خود را به كلاس، ورزش یا كار معطوف سازید.
8) كارهای همیشگی و امور روزمره خود را انجام دهید. بدین گونه زندگی شما تحت كنترل خواهد بود.
فراموش نكنید كه سرانجام لحظات پر اضطراب و هیجان به پایان خواهد رسید. شما قبلاً این واقعیت را تجربه كرده اید.
9) چنانچه مكرراً دچار احساسات و هیجانات شدید و ناراحت كننده می شوید حتماً با مشاوران مجرب مشورت كنید و یا كتاب های منتشر شده در این زمینه را بخوانید.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:55 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

بازگشت به مدار عشق

خوشبختی در روابط زناشویی  مانند پول است؛ شاید بتوان آن را به راحتی به دست آورد؛ اما نگهداشتن آن برای مدت زمان طولانی کار هر کسی نیست. زوجین کار می کنند، پول درمی آورند و هزاران سختی و مشکل را پشت سر می گذارند تا بتوانند با کسی که دوستش دارند به راحتی زندگی کنند.
شما می توانید با حضور عشق در زندگی ، سلامت روابط زناشویی را بیمه کنید ولی اگر تنها به همسر خود عادت کرده اید، ممکن است روزی از این عادت دلزده شوید. اگر خواهان عشق در روابط زناشویی هستید، باید عشق بی قید و شرط را به همسر خود هدیه کنید، زیرا تنها عشق ضامن بقای روابط زناشویی است.
وقتی هنوز با یکدیگر ازدواج نکرده اند، برای جلب رضایت همدیگر خودشان را به آب و آتش می زنند؛ ولی بعد از ازدواج  از تب و تاب اولیه می افتند. چرا؟ آیا اهمیت زندگی مشترک کمتر از آن است که برای بازگشت آن به مدار عشق دوباره خودتان را به آب و آتش بزنید؟
مطمئن باشید یک پدر موفق بودن و یک همسر فوق العاده بودن ارزش آن را دارد که دوباره از خود فداکاری نشان دهید.
فراموش نکنید با ازدواج به آخر خط نرسیده اید، بلکه به شروع همه چیز رسیده اید و باید برای حفظ زندگی مشترک  خود تلاش کنید تا نتیجه زحمات گذشته شما به هدر نرود.
اکنون که صاحب زندگی شده اید، باید بدانید به منظور تقویت آن ، چه کارهایی انجام دهید تا خوشبختی را در روابط زناشویی بیمه کنید.
گوش کنید، صحبت کنید
هیچ احساسی بدتر از آن نیست که کسی در عین این که متآهل است ، احساس تنهایی کند و نتواند حرفهایش را با شریک زندگی خود در میان بگذارد.
یک قلم و کاغذ بردارید و حساب کنید یک هفته چند ساعت یا چند دقیقه است. سپس به این سؤال پاسخ دهید که چقدر از این زمان را به گفتگو با همسرتان اختصاص می دهید.
30 دقیقه ، یک ساعت ، 10 ساعت؟ از همسر خود بپرسید آیا این زمان برای او کافی است تا تمام حرف ها و مشکلاتش را با شما در میان بگذارد.
به جای این که هر شب بعد از رسیدن به خانه جایی بنشینید، تلویزیون نگاه کنید یا روزنامه بخوانید، با همسرتان صحبت کنید و اگر وقتی باقی ماند به سایر کارهایتان بپردازید.
هنگامی که همسر شما کنارتان می نشیند تا با شما صحبت کند روزنامه را به کناری بگذارید و تمام وقت خود را به او اختصاص دهید.ممکن است بگویید که تمام طول روز را کار می کنید و شب که به خانه برمی گردید خسته می شوید، ولی نباید از این بهانه برای نادیده گرفتن نیاز همسرتان به صحبت کردن سوء استفاده کنید.
باید طوری برنامه ریزی کنید که همیشه فرصت کافی برای صحبت کردن با همسرتان داشته باشید. برای آن که از همسرتان شناخت کافی داشته باشید، باید مقدار زیادی از زمان خویش را صرف گفتگو با او درباره علایق و طرز تفکر یکدیگر کنید. این کار باعث می شود همدیگر را بهتر بشناسید.
در کنار صحبت کردن با همسر باید وقت کافی نیز به گوش کردن حرف های او اختصاص دهید. فراموش نکنید خوب گوش کردن ، کامل کننده حلقه روابط زناشویی است.
انسان ها ناخودآگاه جذب کسانی می شوند که به حرف های آنان مشتاقانه گوش می کنند. با خوب گوش کردن می توانید موانعی را که سر راه زندگی مشترکتان قرار دارد به راحتی برطرف کنید.
در غیر این صورت همسر شما تصور می کند برای همه وقت کافی دارید و تنها برای او وقت ندارید و کم کم از شما فاصله می گیرد.
روان شناسان ثابت کرده اند گوش کردن باعث افزایش مهر و علاقه در زندگی مشترک می شود. نیمی از مشکلات زوجین در زندگی زناشویی از خوب گوش نکردن شروع می شود و نهایتاً آنها را دچار سؤتفاهم و مشکلات بعدی می کند.
تعریف کنید، احترام بگذارید
اگر به دنبال راهی می گردید تا نزد همسر خود محبوب تر شوید، می توانید از تکنیک تعریف و تمجید استفاده کنید.
در تعریف و تمجید، نیرویی جادویی نهفته است که به کمک آن می توانید به اعماق قلب همسر خود نفوذ کنید. اگر می خواهید بیشتر در قلب همسر خود نفوذ کنید، باید در تعریف و تمجید سخاوت بیشتری نشان بدهید.
دیل کارنگی نویسنده کتاب معروف «آیین دوست یابی» در این زمینه گفته است «از صمیم قلب تایید کنید و در تحسین دست و دلباز باشید». زوجین در ابتدای زندگی به علت این که شناخت زیادی از یکدیگر ندارند در کارهای خود دچار شک و تردید می شوند.
هنگامی که همسر شما کنارتان می نشیند تا با شما صحبت کند روزنامه را به کناری بگذارید و تمام وقت خود را به او اختصاص دهید.ممکن است بگویید که تمام طول روز را کار می کنید و شب که به خانه برمی گردید خسته می شوید، ولی نباید از این بهانه برای نادیده گرفتن نیاز همسرتان به صحبت کردن سوء استفاده کنید.
شما می توانید برای برطرف کردن شک و تردید و به منظور افزایش مهر و علاقه در روابط زناشویی از این نیروی عظیم که در دسترس شماست استفاده کنید. این کار برای شما خرجی ندارد.
مطمئن باشید پیرامون شما انسان های بسیاری وجود دارند که برای شنیدن کلامی تحسین آمیز حاضرند به هر کاری دست بزنند. شاید همسر عزیز شما یکی از این افراد باشد. ارزش و احترامی که برای همسر خود قائل هستید، به طور مستقیم بر افکار، گفته ها و اعمال او تاثیر می گذارد.
شما با این کار باعث می شوید او از زندگی لذت بیشتری ببرد و  اعتماد به نفس  بیشتری پیدا کند و به راحتی و بدون اضطراب  با دیگران ارتباط برقرار کند.
احساس با ارزش بودن به معنای قبول شایستگی ها و لیاقت احترام داشتن برای همسر تلقی می شود، اما در صورت کمبود این احساس این باور به او دست می دهد که لایق یک زندگی خوب نیست و وضع روحی او هر روز بدتر می شود و نهایتاً وضع زندگی هرگز بهبود نخواهد یافت.
ابراز علاقه کنید
بی توجهی رفتاری است که هیچ انسانی نمی تواند آن را تحمل کند و غیر قابل تحمل بودن آن زمانی به اوج می رسد که بی توجهی از جانب همسر باشد.
آیا همسر خود را واقعا دوست دارید و به او و نیازهایش توجه کافی می کنید یا در نتیجه سال ها زندگی مشترک فقط به او عادت کرده اید؟ دوست داشتن با عادت کردن به همدیگر فرق دارد.
شما می توانید با حضور عشق در زندگی ، سلامت روابط زناشویی را بیمه کنید ولی اگر تنها به همسر خود عادت کرده اید، ممکن است روزی از این عادت دلزده شوید. اگر خواهان عشق در روابط زناشویی هستید، باید عشق بی قید و شرط را به همسر خود هدیه کنید، زیرا تنها عشق ضامن بقای روابط زناشویی است.
عشق و محبت یک فلش دوطرفه است. هر چقدر بیشتر به همسر خود عشق بورزید، به او بیشتر توجه کنید، او هم شما را بیشتر دوست خواهد داشت. شما باید از هر طریقی که می توانید به همسر خود محبت کنید؛ بعضی زوج های جوان فکر می کنند فقط با خرید کادوهای گرانقیمت می توانند علاقه خود را به همسرشان نشان دهند ولی حقیقت این است که همسر شما به جای کادوهای گرانقیمت، بیشتر به رفتار محبت آمیز شما نیاز دارد.
گاهی یک شاخه گل سرخ یا یک عبارت «عزیزم دوستت دارم» تاثیری بر همسر می گذارد که گرانقیمت ترین هدیه دنیا جای آن را نمی گیرد.
هدیه دهید، غافلگیر کنید
هدیه دادن یکی از قدیمی ترین زبان های بیان عشق است ، حتی برخی از حیوانات به یکدیگر هدیه می دهند.
پنگوئن های قطب جنوب، در سرزمین بایر خود برای هدیه دادن حق انتخاب زیادی ندارند، اما پنگوئن نر در میان قلوه سنگ ها جستجو می کند و وقتی سنگ صاف و براقی می یابد آن را برمی دارد و پیش پای جفت خود می اندازد.
اگر در قطب جنوب گل سرخی وجود داشت، حتما پنگوئن آن را انتخاب می کرد. مایه تأسف است که انسان ها خود را از چنین هدیه با ارزشی که قیمت چندانی هم ندارد محروم می کنند و گل دادن را تنها محدود به روز تولد یا عیادت از بیمار کرده اند.
شما می توانید با هدیه دادن ، زندگی و محل سکونت خود را سرشار از امواج مهر و محبت کنید. به ارزان بودن هدیه ای که می خواهید بدهید فکر نکنید، بعضی اعمال محبت آمیز دارای امواج کوچک ولی خاصی است که بسیار دورتر از امواج هدایای گران قیمت می روند.
شما باید اینقدر به کار خوب خود ادامه دهید تا مهربانی و هدیه دادن بخشی از وجود شما شود. نگران نباشید که هدایای شما بی ارزش یا تکراری شوند. مطمئن باشید هیچ وقت این اتفاق نمی افتد. گرانترین هدیه حاکی از بالاتر بودن میزان عشق نیست. مهم این است که شما هنگام هدیه دادن به فکر همسر خود بوده اید.
بزرگترین هدیه ای که می توانید به همسر خود هدیه دهید عشق بی قید و شرط است. عشق بدون قید و شرط نه تنها به فردیت هرکس احترام می گذارد بلکه آن را پرورش می دهد؛ حتی اگر جدایی یا از دست دادن همدیگر را به همراه داشته باشد.
امنیت عاطفی
امنیت، محبت و پول سه چیزی هستند که هر انسانی در زندگی به آن ها نیاز دارد. امنیت نیاز مشترک تمام انسان هاست. هیچ کسی روی کره زمین وجود ندارد که به امنیت نیاز نداشته باشد.
وجود بعضی ارگان های دولتی نظیر پلیس و ارتش گواه این نیاز انسان ها و ملت ها برای تأمین امنیت جانی و منافع ملی آنهاست. مردم به امنیت در شغل، محیط خانواده و جمع دوستان نیاز دارند، اما در روابط زناشویی امنیت مهمتری وجود دارد که فقط به وسیله شما، نه به کمک سازمان های دولتی تأمین می شود و آن امنیت عاطفی همسر شماست.
اولین وظیفه زوجین در قبال یکدیگر تولید امنیت عاطفی است. امنیت عاطفی همسر شما وقتی تأمین می شود که احساس کند شما به او نیاز دارید.
اگر همسر شما در روابط زناشویی احساس ناامنی کند، حسادت ایجاد می شود و حسادت عاطفی تقاضایی است که تنها با دریافت مهر و محبت بیشتر برطرف می شود.
شما باید این احساس را در همسر خود ایجاد کنید که او را در کره زمین بیشتر از هر کس دیگری دوست دارید و برای رسیدن به خوشبختی به او نیازمندید.
غذای سوخته ،دست پخت عاشقانه
«زندگی» یک فرآیند روبه رشد است. همسران در ابتدای ازدواج هر دو بی تجربه اند و در مسئولیت پذیری تجربه چندانی ندارند. وقتی همسر شما اشتباهی می کند، سریعاً درباره اشتباه او قضاوت نکنید. فکر کنید که خودتان هم ممکن است در آینده اشتباه بکنید.
آیا دوست دارید با شما بد برخورد شود؟ بیان این موضوع خنده دار است ، اما یکی از بزرگترین مشکلات زوج های جوان در ابتدای زندگی مشترک مسئله پخت و پز است. مهم نیست چه کسی مقصر است ؛ والدینی که به فرزندان خود پخت وپز یاد نداده اند یا همسرانی که بیشتر به غذای خوشمزه فکر می کنند تا روابط عاشقانه. به هر حال در ابتدای زندگی مشترک ممکن است همسر شما توانایی زیادی در پخت و پز نداشته باشد و حتی گاهی غذای خام و سوخته به شما بدهد، ولی به او برچسب نزنید (تو اصلاً آشپزی ات خوب نیست، یا...) و او را تحقیر نکنید.
بزرگترین هدیه ای که می توانید به همسر خود هدیه دهید عشق بی قید و شرط است. عشق بدون قید و شرط نه تنها به فردیت هرکس احترام می گذارد بلکه آن را پرورش می دهد؛ حتی اگر جدایی یا از دست دادن همدیگر را به همراه داشته باشد.
مطمئن باشید بعد از چند بار غذای سوخته یا خام خوردن، همسر شما به یک آشپز حرفه ای تبدیل می شود و شما دیگر غذای سوخته نمی خورید. خوردن غذای سوخته بعداً به یکی از خاطرات فراموش نشدنی زندگی شما تبدیل می شود. فکر نکنید اگر همسر خود را جلوی جمع ضایع کنید، او تصمیم می گیرد دقت بیشتری کند و دست پختش بهتر شود.
شما با این کار چاشنی عشق را از غذای خود حذف کرده اید و به جای آن به غذای خود سم ِ ترس را افزوده اید. او به جای این که با عشق برای شما آشپزی کند با ترس آشپزی می کند تا مبادا شما غذای سوخته یا نپخته بخورید.
مطمئن باشید با هر قاشقی که از غذای توام با ترس بخورید احساس لذت و شادابی را از زندگی خود دور کرده اید.
شما فقط سیر می شوید ولی لذت نمی برید. به این فکر کنید که ممکن است همسر شما یک عمر به خاطر این ترس ها، از هرگونه تغییر و تحول مثبت در زندگی خودداری کند.
معذرت می خواهم ، اشتباه کردم
برای برخی عشق وامی بانکی است که باید به اقساط پرداخت شود. عشق وام نیست. بعضی ها به غلط فکر می کنند نباید بیش از حد به همسر خود ابراز علاقه کنند، زیرا ممکن است او از عشق سیر و برایش عادی شود.
این اشخاص فراموش کرده اند که انسان ها کبوتر نیستند که برای اهلی کردن آنها بالهایشان را ببندیم و کم کم به آنها غذا بدهیم و این ترس را در آنها به وجود بیاوریم که در صورت فرار کردن از گرسنگی می میرند.
چنین انسان هایی از ترس این که مبادا همسرشان آنها را ترک کند اقدام به این کار می کنند. همان طور که کبوترها فقط به خاطر غذا در خانه می مانند نه بخاطر عشق به صاحبشان.
برای رسیدن به خوشبختی ، عشق بی قید وشرط ، امنیت عاطفی و... شرطی وجود دارد و آن این است که ببینید در زندگی سابق خود چقدر اشتباه کرده اید و آیا حاضرید از همسر خود به خاطر اشتباهاتتان معذرت خواهی کنید، یا غرورتان به شما اجازه انجام چنین کاری را نمی دهد.
ارتباط مستحکم و پابرجا در روابط زناشویی نصیب کسانی می شود که به اهمیت آن پی برده اند و حاضرند از همسر خود به خاطر اشتباهاتی که در حق او مرتکب شده اند، معذرت بخواهند.
در حقیقت عذرخواهی خالصانه، برتر از تشخیص اشتباه است و نشان می دهد شما اشتباهاتتان را به رسمیت شناخته اید و آنقدر به رابطه زناشویی تان اهمیت می دهید که می خواهید از همسر خود عذرخواهی کنید.
فراموش نکنید هیچ کس در دنیا وجود ندارد که همسری به خوبی شما داشته باشد. مطمئن باشید با به کار بستن این پیشنهادها می توانید کلیدی برای باز کردن قفل مشکلات زندگی  مشترک خود بیابید و آن را باز کنید. درنگ نکنید.
این کلید را هرچه سریع تر در قفل قرار دهید و آن را باز کنید. امروز به جای این که دست خالی به خانه برگردید، یک شاخه گل برای همسر خود بگیرید و با صدای بلند به او بگویید دوستش دارید.


محمد صادق امینی

 

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:59 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

چرا صحبت های دلنشین میان همسران از دست می روند ؟
هنر گفت و گو در زندگی زناشویی 

یکی از لذت بخش ترین تجربیات زندگی مشترک این است که حرف مبهمی را بزنید و بدانید که همسرتان دقیقاً منظور شما را می فهمد.
توانایی در صحبت خودمانی، ایماء و اشاره، نکته پرانی و چشمک زدن و نظایر آن، نشانه ی نزدیکی و صمیمیت  است. گفت و گویی که پایان خوش دارد  نشانه صمیمیت است. طرفین می دانند که دیگری چه می گوید و تدریجاً از این که می توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یکدیگر را بفهمند لذت می برند. اما در ازدواج های ناموفق ، لذت گفت و گو در فضای شکایت ها و گله مندی های خشمگینانه و سوءتفاهم ها گم می شود و جای اشارات دلنشین ابروها و چشمک های خوشایند را نگاه های خیره و اشارات انتقادی و بهانه گیری ها و تهدیدها پر می کند. چه اتفاقی می افتد؟ چرا صحبت های دلنشین از دست می روند؟ مسئله اینجاست که به مرور شیوه های متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهای متفاوت و سوءتفاهم ها روی هم انباشته می شوند و آهنگ دلپذیر صحبت را تغییر می دهند.
برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید.
زن و شوهر ممکن است هنگام صحبت علی رغم حُسن نیت به بیراهه بروند. به جای صحبت نرم و ملایم ، با هم مشاجره کنند و چون یکی از آنها به قصد سبک کردن فضای سنگین صحبت، به شوخی حرفی بزند، دیگری چنان واکنش نشان دهد که انگار در شوخی هم قصد و شری در کار بوده است. در این شرایط هر اقدامی برای تلطیف فضای صحبت، نتیجه معکوس می دهد.
هم صحبتی زن و شوهر  با هم، برای رشد و بقای احساس صمیمیت آنها نقش قطعی دارد. متأسفانه «بسیاری از زوج ها» و شاید بتوان گفت «اغلب» آنها از مهارت های لازم برای گفت و گو با یکدیگر برخوردار نیستند و بی آنکه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردی و تکدر خاطر می شوند.
در این جا به چند نمونه از مسائل و مشکلاتی که بر سر راه گفت و گوی مؤثر همسران وجود دارد اشاره می کنیم:
1- مسئله: «نمی توانم با همسرم صادق باشم.»
2- مسئله: «نمی توانم خودم باشم» بسیاری از اشخاص مدعی هستند که نمی توانند با همسرشان راحت صحبت کنند، باید احتیاط کنند مبادا حرفی بزنند و همسرشان را ناراحت کنند. زنی شکایت می کند که «وقتی به شوهرم حرفی می زنم واکنش بسیار بدی نشان می دهد. باید مواظب باشم، باید روی کلماتم فکر کنم.»
سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند.
برای آموختن شیوه های جدید صحبت با همسر خود،کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید، ساده نیست. در این صورت برای ایجاد تغییر باید تلاش بیشتری کنید. شکستن عادت ها ساده نیست، اما با یاد گرفتن الگوهای جدید می توانید بدون کنترل و به طیب خاطر با همسرتان حرف بزنید.
3- مسئله: «همسرم مرتب سر من داد می کشد» به اعتقاد بعضی ها بلند صحبت کردن همسر، نشانه عصبانیت و حتی ضعف اخلاقی است. در این مورد زن و شوهر می توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت کردن را حل کنند. زن یا مردی که از صدای بلند همسرش رنجیده ، باید این احتمال را در نظر بگیرد که ممکن است بلند صحبت کردن همسرش را اشتباه تفسیر کرده باشد. از سوی دیگر همسر نیز می تواند لحن صدای خود را ملایم تر کند. راه حل بهتر این است که کسی که از صدای بلند همسرش ناراحت می شود نسبت به آن حساسیت نشان ندهد. می تواند به ملایمت اعتراض کند، اما رنجشی به دل نگیرد.
4- مسئله: «شوهرم فقط به خودش فکر می کند و به صحبت های من گوش نمی دهد» بسیاری از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند که از احساسات خودشان حرف بزنند، این موجب می شود که آنها نسبت به شوهرانشان احساس صمیمیت بیشتری کنند. واکنش احساسی زن و مرد نسبت به فراز و نشیب های زندگی، به آنها احساسی از وحدت و انسجام می بخشد. بسیاری از نویسندگان، احتیاط در ابراز احساسات از سوی مردها را یکی از اشکالات عمده آنها می دانند. بسیاری از زن ها هم درباره همسرشان همین نظر را دارند: «شوهرم مثل آهن سرد و خشک است. اگر احساساتش را بروز می داد خیلی بهتر می شد.» اما اغلب شوهرها، احتیاط در ابراز احساسات را دلیل نقص و ضعف نمی دانند. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.
5- مسئله: «با هم صحبت می کنیم اما صحبت ما سرد و بی روح است» مسئله این است که طرفین موضوعات مورد علاقه یکدیگر را طرح نمی کنند. از آن گذشته طراوت و شادابی گفت و گوهای اوایل آشنایی، دیگر وجود ندارد و طرفین اقدامی برای جلب نظر یکدیگر صورت نمی دهند. دلیل دیگر این است که زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو برای حل مشکلات را از مکالمات خوشایند جدا کنند. بنابراین وقتی یکی از آنها با یک تعریف محبت آمیز شروع می کند، دیگری ممکن است فرصت را برای طرح یکی از گرفتاری های خود مناسب بپندارد، در نتیجه گفت و گوی محبت آمیز و لذتبخش کمیاب می شود.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  1:59 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

مقررات و آداب گفت و گو
قانون شماره 1- با همسر خود هماهنگ شوید.

زن و شوهر برای این که بتوانند با یکدیگر ارتباط سازنده برقرار کنند باید در مسیر صحبت یکدیگر قرار گیرند، زیرا در بسیاری از مواقع زن و شوهر با آنکه درباره ی موضوع واحدی صحبت می کنند اما روش صحبت آنها به قدری متفاوت است که نمی توانند با هم هماهنگ شوند. ممکن است زن یا شوهر قصد تسکین ناراحتی همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتی او بیفزاید. متأسفانه بسیاری از زوج ها در مخابره افکار و احساسات خود به یکدیگر با دشواری روبه رو هستند. بعضی خواسته هایشان را چنان طرح می کنند که به درک طرف مقابل منجر نمی شود؛ عقاید خود را مبهم طرح می کنند، از طرح موضوع اصلی طفره می روند ، حاشیه می روند و با این حال خیال می کنند که همسرشان موضوع را دقیقاً و آن طور که هست درک می کند. یکی بیش از حد وارد جزئیات می شود و دیگری به قدری در کلمات صرفه جویی می کند که کلامش تفهیم نمی شود و هر دو بر این باورند که به تفاهم  میان خود کمک می کنند.
گاه به نظر می رسد که اصولاً به دو زبان متفاوت حرف می زنند. در این شرایط، هرگز عجیب نیست که زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زیرا هر کدام بی خبر از تفصیر خویش، دیگری را به دیر فهمی و سرسختی متهم می کند.
(توجه داشته باشید که همسر شما با گفت و گوی خود ، گاهی فقط به حمایت شما و گاهی نیز به راهنمایی های عملی شما نیاز دارد، پس باید نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشید تا راه های مناسب ارتباط با همسرتان را پیدا کنید.)
قانون شماره2 - با علاقه گوش بدهید.
گاهی اوقات زن شکایت می کند که شوهرش به حرف های او گوش نمی دهد و حال آنکه شوهر در مقام اعتراض مدعی است که همه حرف های او را شنیده است. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که در این زمینه اختلاف جنسی مشهودی وجود دارد. زن ها هنگام گوش کردن با ابراز کلماتی نظیر «آره»، «عجب» و تکان دادن سر، به گوینده می فهمانند که به حرف های او گوش می دهند و حال آن که مردها هنگام گوش دادن بیشتر سکوت می کنند.
گاه شما فراموش می کنید که گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت کردن و جواب نگرفتن در حکم صحبت با دیوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سکوت اختیار می کنید احتمالاً می توانید به اشاره کردن و تکان دادن سر، عادت کنید و نشان دهید که به راستی گوش می دهید و همسرتان را از تردید بیرون آورید.
قانون شماره 3: از قطع صحبت اجتناب کنید.
قطع صحبت برای کسی که این کار را می کند احتمالاً طبیعی به نظر می رسد اما ممکن است در کسی که صحبت او قطع می شود ایجاد نارضایتی و افکار منفی کند. «او به حرف هایم گوش نمی دهد، تنها می خواهد خودش حرف بزند.»
قطع صحبت هم مانند سایر عادات ممکن است بخشی از طرز مکالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت احتمالی کسی که صحبتش قطع می شود ارتباطی با خود محوری و مخالفت و غیره ندارد. در اینجا نیز زن و مرد رفتار متفاوتی نشان می دهند. مردها بیش از زن ها صحبت را قطع می کنند، اما قطع صحبت آنها مشمول زن ها نیست، یعنی با مردهای دیگر هم که صحبت می کنند همین سیاست را دارند. بنابراین زنی که برای قطع صحبت از سوی همسرش دلایل منفی می تراشد باید به خاطر داشته باشد که این رفتار ممکن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با این حال کسی که صحبت را قطع می کند باید به انتظار پایان صحبت بپرد و صبر کند. ممکن است مردی با تأنی و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش که حاضر جواب و بی قرار است مرتب به میان صحبت پریده، رشته کلام را قطع کند. در این شرایط ممکن است مرد عصبانی شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از این که رفتار خانم او دلایل عمیق تری دارد.
مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.
قانون شماره4: ماهرانه سؤال کنید.
سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها طبیعتاً کم حرف هستند، در برخورد با این اشخاص می باید زمینه صحبت را فراهم نمود. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند. در برخی از مواقع، لحن عتاب انگیز و یا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز می شود: «چرا دیشب دیر آمدی؟»، «چرا این همه به خودت رسیده ای؟ » در بسیاری از موارد سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند تولید اشکال می کنند، علتش این است که این قبیل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعی قرار می دهد. با آنکه ممکن است سؤال کننده صرفاً برای کسب اطلاع سؤال کرده و منظور دیگری هم نداشته باشد، استفاده از کلمه «چرا» در شروع یک جمله سؤالی احتمالاً شما نت ها و خطاب های پدر و مادر در دوران کودکی را تداعی می کند: «چرا دیر کردی؟»
از آن گذشته سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند، اغلب بی اعتمادی و یا حتی سوء ظن را تداعی می کند. می توان برای اجتناب از این مشکل ، سؤالات را به شکل دیگری مطرح کرد مثلاً به جای «چرا دیر کردی؟» می توان پرسید «مشکلی پیش آمده که دیر به منزل برگشتی؟» در این صورت همسرتان از این که شما نگران او هستید و یا دوست دارید در جریان مشکلات او قرار گیرید خوشحال خواهد شد.
قانون شماره 5: سیاست و نزاکت به خرج دهید.
شاید در ظاهر رعایت این قانون در روابط زناشویی عجیب به نظر برسد اما در عمل، هر کس حساسیت هایی دارد و حتی نزدیک ترین اشخاص ممکن است احساسات ما را جریحه دار کنند. برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید. این برچسب ها با ایجاد تکدر خاطر، فضای حاکم بر گفت و گوی شما را تیره می کند. از مطلق گویی و استفاده از کلماتی مانند «هرگز» یا «همیشه» خودداری کنید. این واژه ها معمولاً اشتباه هستند. چون به ندرت همسری پیدا می شود که «هرگز» کارش را درست انجام ندهد و یا «همیشه» در انجام کاری کوتاهی کند.
- حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید . مثلاً به جای این که بگویید «تو هرگز به من کمک نمی کنی» بگویید «اگر در شستن ظرف ها به من کمک کنی بسیار ممنون می شوم».
- ذهن خوانی نکنید، احتمال این که ذهن خوانی اشتباه باشد، زیاد است و در نتیجه زمینه عصبانیت همسرتان را فراهم می سازید. اگر فکر می کنید که همسرتان از شما دلگیر است بهتر است به او بگویید «احساس می کنم از من دلگیر هستی» تا او برای شما توضیح دهد.
صحبت با همسر خود، کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید.
اگر شنونده صحبت های همسرتان هستید این اصول را رعایت کنید
- زمینه های توافق را پیدا کنید. ببینید با کدام یک از نکات مورد اشاره همسرتان موافق هستید تا در نقش مخالف او ظاهر نشوید« بله قبول دارم که اخیراً سرم خیلی شلوغ بوده است.»
- مضامین منفی صحبت های همسرتان را ناشنیده بگیرید، بعید نیست که همسر شما در حالت دلخوری یا عصبانیت  در بیان مسئله مبالغه کند. به «علت» عصبانیت  توجه کنید و انتقادها و سرزنش ها را نادیده بگیرید.
- مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کرده اید، در غیر این صورت از او سؤال کنید . مثلاً: «فکر می کنم منظور تو این است که حاضر نیستی دخالت های مادرم را تحمل کنی. درست است؟»
از گفتن «متأسفم» ترسی به دل راه ندهید. روابط زناشویی ایجاب می کند که اگر خواسته و ناخواسته اسباب تکدر خاطر همسرتان را فراهم کرده اید در مقام پوزش برآیید و تأسف خود را به او اطلاع بدهید.


منبع:عشق هرگز کافی نیست- مهدی قرچه داغی

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:00 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

نشانه خانواده خوشبخت

وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسكُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَكُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَأَیتٍ لِّقَومٍ َیتَفَكَّرُونَ
و از نشانه های او ( خدا ) این كه از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری ، در این ( نعمت ) برای مردمی كه می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.
( سوره روم آیه 21 )
طبیعی ترین شكل خانواده ، این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند . كوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است كه نظام خانواده ، یك نظام مستحكم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد كه ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می كنیم . امید است كه خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.
1 – در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می كنند.
2 – افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.
3 – تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.
4 – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می كنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این كه كسی بفهمد حل كنند.
5 – به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می كنند.
6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می كنند.
7 – به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.
8 – نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می كنند . اگر چنانچه مشكلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشكل را دارند.
9 – در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛  دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند.
10 – برای  فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند.
11 – از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند . صرفه جویی و پس انداز كردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.
12 – برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می كنند.
13 – افراد به هم افقی نگاه می كنند نه عمودی . یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیكتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاكم نیست.
14 – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می كنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.
15 – در كنار هم احساس امنیت و آرامش می كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.
16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و  یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می كنند.
17 – از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.
18 – اگر مشكلی پیش بیاید به راه حل فكر می كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشكل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.
19 هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند .
20 – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می كنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.
21 – زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیكتر شوند، كار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.
22 – با درخواست های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.
23 – زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی دهند.
24 – خانواده های خوشبخت تلاش دارند كه بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:01 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

توصیه هایی برای یک زندگی خوشبخت
خانواده ، نهادی مقدس است که هسته اولیه آن از پیوند ازدواج زن و مرد، شکل می گیرد. این دو موجود هر کدام با سرشت و ویژگی های منحصر به فردشان، طرحی نو در می اندازند تا در کنار یکدیگر، مسیر حیات خویش را به گونه ای مشترک و با حال و هوایی متفاوت از زمان مجرد طی نمایند.
برخی اختلاف نظرها و تفاوت سلیقه ها، ممکن است کشتی زندگی مشترک را دچار تب و تاب نماید و مخاطراتی را متوجه زندگی زناشویی کند. هر چقدر فهم، درک، گذشت، بینش و خداترسی طرفین ( زن و شوهر) بیشتر باشد، قدرت و توان مقابله و رویارویی آنان با حوادث و ناملایمات و اختلافات بیشتر می شود.
به دیگر سخن، ضعف شخصیتی، کوته فکری، تکروی، تنگ نظری و در نظر نگرفتن رضای خداوند، عواملی می شوند برای کاهش عشق و علاقه ها و ایجاد دلسردی ، بی تفاوتی و در نهایت سست شدن و فرو ریختن پایه های خانواده.
بدین ترتیب، اگر نگاهمان به طرف مقابل، نگاهی عمیق و واقع بینانه ، و نگرشمان به زندگی، نگرشی الهی و انسانی، مبتنی بر احترام و گذشت و عشق و ایثار باشد، خواهیم دید که طعم شیرین و لذت بخش زندگی، سالیان دراز در کاممان خواهد ماند.
به قول شاعر
زندگی زیباست ای زیبا پسند ... زنده اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت ... کز برایش می توان از جان گذشت
در اینجا مطالب کاربردی و ساده ای را برای برخورداری از یک زندگی خوشبخت  برای شما خواننده گرامی فراهم آورده که امید است مورد توجه قرار گیرد.
عوامل مرتبط با زندگی مشترک
الف) قبل از ازدواج
1- بررسی و تحقیق و انتخاب همسر 
2- خواستگاری، قراردادها و خریدها 
ب) بعد از ازدواج
1- روابط زناشویی و جنسی زوجین
2- بارداری
3- کار کردن خانم ها در خارج از منزل 
4- آشپزی و خانه داری 
5- تربیت  فرزند
6- رفتار با والدین همسر
7- خرید مایحتاج خانه
8- خرید اثاثیه و دکوراسیون منزل
9- مسافرت و میهمانی و تفریح
10- انتخاب و تغییر محل سکونت
11- تحصیل فرزندان
12- روابط اجتماعی و دوستانه
13- ازدواج فرزندان
14- حوادث و پیشامدها
عوامل مؤثر در خوشبختی خانواده
1- عمل به احکام الهی
2- مثبت فکر کردن 
3- داشتن برنامه ریزی مناسب
4- دوستان خوب
5- فرزندان سالم و صالح
6- ملاحظه و انصاف
7- منطقی بودن
8- کار و تلاش
9- دعا و توکل بر خداوند
10- مشورت 
11- نشاط و شادمانی
12- انس و الفت با قرآن و عترت 
13- عشق ورزیدن  به خانواده
14- اعتماد و اطمینان متقابل
عوامل مؤثر در بدبختی خانواده
1- عمل نکردن به دستورات خداوند
2- بی برنامگی
3- مـُدگرایی و چشم و هم چشمی
4- دخالت های بی مورد دیگران
5- زخم زبان و تنش ( داخلی و خارجی)
6- لجبازی و یکدندگی ( تکروی)
7- اعتیاد 
8- بی بند و باری و فساد اخلاقی
9- بیکاری و بی عاری
10- دورنگی و دورویی ( نفاق و دروغگویی)
11- منفی فکر کردن
12- همسایه ناباب
13- یأس و ناامیدی
14- تن پروری و شکم پرستی
توصیه هایی برای داشتن یک زندگی خوشبخت
1- از بزرگ نمایی تلاش های خود پرهیز کنید، چون همسر شما هم تلاش های فراوانی برای زندگی مشترک دارد.
2- موفقیت فرزندان شما و ایجاد فضایی مطلوب برای زندگی جمعی، به تلاش های متقابل زوجین بستگی دارد.
3- در حضور فرزندان از کلمات و عباراتی که بار محبت آمیز و موفقیت آمیز دارند استفاده کنید، مانند: خواهش می کنم – خسته نباشید- عزیزم- بسیار خوب- آفرین- دست شما درد نکند- موفق باشی- جانم و ...
4- قدرت والدین در خانه نباید تضعیف شود و به ویژه اقتدار پدر باید بر سر خانواده باشد تا سنگ بر روی سنگ بند شود ( با ملاحظه اعتدال و انصاف).
5- رفتار زوجین با هم ، الگوی رفتاری فرزندان با والدین است، پس فرزندانی با هویت و شخصیت مطلوب پرورش دهید.
6- فرزندان هنگامی که بزرگ و مستقل شوند، رفتار پدر و مادر را نقد می کنند؛ پس مراقب باشید.
7- بار زندگی را به تنهایی نمی توان به دوش کشید پس لجاجت و سرسختی نکنید.
8- در امر ادامه تحصیل و توسعه فکری و معنوی همسر خود بکوشید.
9- تحقیر کردن همسر در میان فرزندان به نفع نظام خانواده نیست.
10- خرافات و حرف این و آن را از محیط خانه دور کنید.
11- خواسته ها، تمایلات و نیازهای همسرتان را کشف کنید.
12- منطق، تنها تیغی است که هیچ گاه کـُند نمی شود، بیایید همواره منطقی باشیم.
13- همان قدر که شما دوستانی برای گفتگو و رفت و آمد دارید، همسرتان هم دارد: پس سعی کنید در این زمینه تعادل و تفاهم  برقرار باشد.
14- ساختار جسمی و روحی زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارد. شناخت این تفاوت ها، کنار آمدن با زندگی را برای ما راحت می سازد.
15- مسائل و مشکلات خانه را طوری به همسرتان بازگو کنید که منجر به نتیجه ای تلخ نشود.
16- کارهای منزل را تا قبل از آنکه همسرتان به خانه بیابد انجام دهید تا زمان بیشتری را در کنار او باشید.
17- خانه برای مرد باید محل آرامش و محبت و عشق باشد، این خانه را هر روز برای او بسازید.
18- خودتان شوخی شوخی برای همسرتان، دردسر درست نکنید.
19- در بیرون رفتن از خانه، مسافرت ها، تفریحات و... مراقب نگاه های آلوده باشید.
20- در حد ضرورت، با غریبه ها ارتباط کلامی داشته باشید ، نه بیشتر.
21- زندگی خوب داشتن را می توان از کسانی یاد گرفت که زندگی شان تباه شده است.
22- زوجین باید خاصیت "هم پوشانی" داشته باشند، یعنی یکدیگر را کامل کنند.
23- از نوشتن فیلمنامه (سناریو) در ذهنتان، برای مقابله با همسرتان پرهیز کنید.
24- پر کردن ذهن از مسائل، حرف ها، عقده ها و کمبودها، دردی را دوا نمی کند. ذهن خود را زلال و بی کینه کنید.
25- تحکیم مبانی اعتقادی و پایبندی به اصول اخلاقی و مذهبی، کار اول شماست.
26- اجازه تعرض و بی حرمتی به افراد خانواده خود را ندهید. حریم خانواده باید ایمن ترین جا برای شما باشد.
27- ممکن است همسر شما گاهی رفتارهای عجیب و غریب از خود بروز دهد، سعی کنید با آن منطقی برخورد نمایید.
28- آراستگی و آرایش ظاهری نقش مهمی در دلبستگی زوجین به یکدیگر دارد.
29- موقع بروز اختلاف و ناراحتی، ببینید اصلاً بر سر چه با هم اختلاف دارید چون اغلب ناراحتی ها بر سر مسائل هیچ و پوچ و بیخودی است.
30- از همسرتان بخواهید پنج ایراد و اشکال اساسی شما را بنویسد و سپس با یکدیگر آنها را تجزیه و تحلیل و رفع اشکال نمایید.
31- فرزندان بعد از پیوند شما به وجود آمده اند پس آنها را مقدم بر خوشبختی خود ندانید.
32- هیچ وقت زندگی را در بن بست نبینید. همیشه یک راه خوب برای رهایی وجود دارد.
33- شیرینی زندگی به فراز و نشیب ها و داشتن و نداشتن های آن است. پس کام خود را همواره با تکیه بر موفقیت ها شیرین نگاه دارید.
34- هنگامی که با هم دعوا می کنید و از دست یکدیگر ناراحت می شوید و قهر و ناز می کنید، والدین یکدیگر را دعوت کنند و دور هم جمع شوید تا بهانه ای شود برای این که با هم آشتی کنید.
35- به مناسبت ها و بهانه های مختلف، مانند سالروز تولد، ازدواج، عقد، بچه دار شدن و ... به یکدیگر هدیه ای بدهید و فضای خانواده را تحول ببخشید.
36- در فعالیت ها و صحنه های اجتماعی یاری رسان همسر خود باشید.
37- زوجین در ماه های اول زندگی باید مراقب روحیات و ویژگی های فردی یکدیگر باشند تا به هم عادت کنند و سازگاری و تطبیق پیدا کنند. شاید ماه های اولیه زندگی، شکنندگی زیادی داشته باشد پس مراعات همدیگر را بنمایید و مواظب هم باشید.
38- در همه حال رضای خدا را در نظر داشته و خدا ترس باشید چون در این صورت هر حرفی را نخواهید زد، به هر جایی نخواهید رفت، هر فکری نخواهید کرد و هر تصمیمی نخواهید گرفت.
39 – برای آسایش در زندگی از هزینه های غیر ضروری چشم بپوشید در ابتدای جوانی از آنچه به دست می آورید ، درصدی را برای دوران کهولت ، همسر و فرزندان تان پس انداز نمایید.
40 – حقیقت را بپذیری و همیشه حقیقت گو باشید . جامعه ای خوشبخت است که انسان هایی درستکار و حقیقت گو و با منطق داشته باشد.


منبع : روزنامه همشهری

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:01 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

عشق بورزید تا به شما عشق بورزند

روزی روزگاری پسرك فقیری زندگی می كرد كه برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می كرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد كه تنها یك سكه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود كه شدیداً احساس گرسنگی می كرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. به طور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز كرد.پسرك با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و به جای غذا ، فقط یك لیوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود بجای آب برایش یك لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با طمانینه و آهستگی شیر را سر كشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته كه نیكی،  ما به ازائی ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگزاری می كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشكان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامی كه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت به طرف اطاق بیمار حركت كرد.لباس پزشكی اش را بر تن كرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یك تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دكتر كلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دكتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه باید تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد.چیزی توجه اش را جلب كرد.چند كلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است


مادران شاغل، وسوسه ها مادرانه
بچه آرام خوابیده است. مادر بیرون از خانه كار می كند. بچه همسایه همسن او وزن طبیعی دارد، آرام نیست ولی شاداب است و مادر او همیشه كنارش است. چرا این چنین است؟ اطرافیان می گویند زن باید خانه دار باشد در غیر این صورت بچه ها اذیت می شوند.
راستی همین طور است؟ آیا مادران خانه دار در نگهداری كودك موفق ترند.
در همین راستا گفت و گویی با فرحناز نورمحمدی مشاور روانشناسی كودكان در دانشگاه شهید بهشتی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد مركز انجام شده است.
مادر شاغل به چه مادری گفته می شود؟
مادر شاغل با تعریفی ساده مادری است كه با داشتن صلاحیت های لازم برای كسب درآمد وارد جامعه می شود، می توان گفت این نوع فعالیت ها، هم شغل های داخل و هم شغل های خارج از خانه را شامل می شود.
بهترین مكان و مناسب ترین زمان برای نگهداری كودكی كه مادرش شاغل است چیست؟برای این منظور باید به مجموعه ای از عوامل توجه كرد. در واقع نوع رابطه مادر و كودك، در واقع نوع رابطه مادر و كودك، شرایط عاطفی و جسمانی كودك، میزان حمایت خانواده خصوصاً همسر و چگونگی حمایت كارفرمایان از مادر، افراد و محلی كه كودك قرار است در طول روز به آن سپرده شود و ... در نحوه تصمیم گیری موثر است.
روزها و ماههای نخست تولد به دلیل نیازهای ویژه نوزاد، مادر باید بدون هرگونه استرس (تنیدگی) زمان بیشتری را با وی سپری كند و به تدریج با افزایش توانمندی های مادر و كودك، مادر می تواند با زمان بندی مناسب به محل كار خود برگردد، كه البته چنین فرآیندی نیازمند همكاری های لازم از جانب اطرافیان است. این جدایی در سال های نخست باید با دقت و احتیاط صورت گیرد.
در صورت نگهداری كودك توسط پدر بزرگ و مادربزرگ ناموفق شاهد چه نوع رفتارهایی در كودكان خواهیم بود؟در این قسمت ضروری است جنبه های مثبت و منفی پیامد این نوع نگهداری در نظر گرفته شود. اگر پدربزرگ و مادربزرگ در نگهداری كودك ناموفق باشند، در این صورت به دلیل اختلاف نظرهایی كه بین پدربزرگ و مادربزرگ با والدین به وجود می آید كودك با تضاد تربیتی رو به رو می شود و شاهد دوگانگی در تربیت خواهیم بود. گاهی اوقات به دلیل توجه و حمایت بیش از اندازه و غیر منطقی پدربزرگ و مادربزرگ شاهد رفتارهای نامناسبی از جانب كودك هستیم.
چه پدربزرگ و مادربزرگ هایی در تربیت و نگهداری كودكان موفق هستند؟پدربزرگ و مادربزرگ هایی موفق هستند كه می توانند رفتارهایی مثبتی در كودك ایجاد كنند. خصوصاً در سال های اولیه یعنی تا سنین اجتماعی شدن كودك به دلیل ایجاد آرامش و برقراری روابط عاطفی بین پدربزرگ و مادربزرگ با كودك نتایج بهتری را می بینیم.
وقتی مادر شاغل است پدر در نگهداری كودك چه نقشی می تواند داشته باشد؟در گذشته روان شناسان به نقش پدر توجه كمتری داشتند، اما امروزه بر نقش اساسی وی تأكید می شود. باورها دیده شده كه پدر و مادر همزمان به منزل می رسند ولی پدر به استراحت و مادر به كارهای منزل می پردازد. در حالی كه این مادر با خستگی بیرون و داخل منزل باید زمانی را به كودكان اختصاص دهد. گاهی اوقات در چنین مواقعی مادر خسته یكی از این دو حالت را در پیش می گیرد:
1- شاهد برخوردها و تنش هایی بین مادر و كودك می شویم.
2- برای آرام كردن كودك از بازیچه هایی نظیر كامپیوتر، ویدیو و … استفاده می كند.
برای موفقیت مادر شاغل در این محدوده زمانی، پدر می تواند بخشی از وظایف نگهداری از فرزند را برعهده گیرد و به این ترتیب از مشكلات تا حدودی بكاهد. حمایت های همسر در كارهای منزل باعث خستگی كمتر مادر و افزایش بازدهی وی می شود. در صورت امكان والدین می توانند با تنظیم ساعت های كاری غیر همزمان به طور جداگانه از كودك خود نگهداری كنند.
جدایی مادر از فرزند در مراحل مختلف سنی چه واكنش هایی را در كودك به دنبال دارد؟
احساس گناه مهم ترین احساس منفی مادران شاغل است این احساس به علت نگرانی مادر از عدم حضورش در كنار فرزند ایجاد می شود برای مثال مدام جملاتی از جانب این مادران از قبیل بچه ام تب كرده و كنارش نیستم الان ممكن است گرسنه باشد و … شنیده می شود
با توجه به این كه كودكان در مراحل مختلف تحول روانی و رشد جسمانی خصوصیات متفاوتی دارند، واكنش های آنها نیز متناسب با این مراحل متغیر است برای مثال اگر كودك را پیش از دو سالگی به پرستار یا فردی غیر مادر بسپریم كه در نگهداری او ناموفق باشد با واكنش هایی نظیر اضطراب جدایی با نشانه های وحشت زدگی همراه با ناراحتی های جسمانی نظیر اسهال، تهوع، استفراغ و … رو به رو می شویم. در دوره پیش دبستانی اضطراب جدایی با پرخاشگری و نارسایی در توجه و … آشكار می شود. در كودكان دبستانی علاوه بر موارد بالا افت تحصیلی را می بینیم. در دوره نوجوانی با توجه به بحران بلوغ و تغییراتی از قبیل بروز اخلاق خود پیروی و حس استقلال طلبی، نوجوانان فكر می كنند قدرت انجام هر كاری را دارند به علاوه بحران های عاطفی در رابطه با جنس مخالف، وارد شدن به گروه های مختلف و … از جمله مسایلی هستند كه می توانند مشكلاتی را برای نوجوانان فراهم كنند. این جاست كه ارایه راهنمایی های به موقع مادر می تواند از بروز بسیاری از خطرات پیشگیری كند و یا از شدت بحران ها بكاهد.
در این راستا با مادران موفق نیز مواجه هستیم. در این جا كیفیت مادری مطرح می شود. آموزش كوكان در سنین پایین تر می تواند بازدهی بیشتری نسبت به سنین بالاتر داشته باشد. مادر می توانند از سنین پیش دبستانی به آموزش مهارت های زندگی بپردازد و با استقلال كودك، احساس گناه ناشی از عدم حضور خود را كاهش دهد در این شكل از آموزش می توان مسئولیت ها را در قالب بازی به كودكان سپرد. برای مثال از كودك بخواهیم تا گردگیری كند، در آماده كردن غذا كمك كند و … كودكانی كه در دوره پیش دبستانی مهارت های زندگی را در قالب بازی آموخته اند در دوران مدرسه بر اساس نیاز خود آن مهارت ها را به كار می برند. ما می توانیم استقلال این كودكان را علاوه بر حل مشكلات روزمره در امور مدرسه نیز ببینیم. در مورد اخیر پدر و مادر پس از برگشت به خانه در جایگاه راهنما قرار می گیرند و لازم نیست بار كمك به حل تكالیف را به دوش بكشند. چنین آموزشی گرچه به كندی اثر می گذارد ولی نتایج عمیقی را از لحاظ موفقیت تحصیلی و سایر موقعیت های زندگی كودك بر جا می گذارد. اگر از كودكی چنین آموزش هایی لحاظ شده باشد، در دوران نوجوانی مادر به علت همكاری بچه ها در انجام كارهای منزل دارای آرامش بیشتری بوده و او فرصت پیدا می كند كه ارتباط بیشتری با بچه ها داشته باشد. حتی مادرانی كه نسبت به تغذیه كودك بیش از اندازه توجه داشته و وقت صرف می كنند، می توانند گاهی با فراهم كردن غذاهای ساده تر فرصت بازی كردن با فرزندانشان را ایجاد كنند.
كمك و حمایت اطرافیان به مادران و كاهش شكایت های آنها از خستگی روانی و جسمانی اثرات مثبتی را در منزل به دنبال خواهد داشت و در نهایت فرزندان چنین مادرانی در سنین بالاتر نه تنها از شاغل بودن مادر احساس نارضایتی نمی كنند بلكه از جایگاه اجتماعی مادر احساس غرور و رضایت دارند.
گاهی مادران شاغل به علت جدایی از فرزند احساس گناه دارند، علت ایجاد احساس گناه و تأثیرات آن را بر روی رابطه مادر و كودك توضیح دهید؟احساس گناه مهم ترین احساس منفی مادران شاغل است. این احساس به علت نگرانی مادر از عدم حضور در كنار فرزند ایجاد می شود برای مثال مدام جملاتی از جانب این مادران از قبیل بچه ام تب كرده و كنارش نیستم، الان ممكن است گرسنه باشد و … شنیده می شود. وی فكر می كند حضورش در خانه به رفع این مسایل كمك می كند، در حالی كه این احساس، اضطراب ایجاد می كند و در نهایت به رابطه مادر و كودك آسیب می رساند كه به صورت پرخاشگری مادر، توجه بیش از اندازه به كودك و … بروز می كند. این واكنش ها اضطراب را تشدید می كند. بنابراین مادر باید در جهت كاهش باورهای منفی حركت كند.
البته احساس بیهودگی و بی ارزشی را در مادران شاغل هم می بینیم. مادری كه بخشی از بار اقتصادی خانه را بر عهده گرفته پس از مدتی اگر حمایت نشود و زحمات او به حساب نیاید به این نتیجه می رسد كه بهترین سال های زندگی اش را تباه كرده است. به نظر می رسد یكی از روش های مقابله با این احساس در مادران ایجاد تغییر در باورهای منفی است. همواره احساس رضایت شغلی در مادران خانه دار و یا در مادران شاغل در بیرون از خانه می تواند در كاهش تنیدگی آنان موثر باشد كه در نتیجه فرزندان آرامش بیشتری را در خانه به دست می آورند.
احساس گناه در مادر خانه دار به چه شكلی آشكار می شود؟
مادر خانه داری كه هدف و برنامه زندگی اش تنها رسیدگی به بچه هایش است، و هیچ گونه وقت و زمانی برای خود ندارد چنان با كودك خود در آمیخته است كه با اشتباهات جزیی كودك احساس گناه می كند. گاهی اوقات این قبیل مادران پس از سال ها احساس بیهودگی می كنند چرا كه در برهه ای از زمان با شادابی كامل به ارایه خدمات به فرزندان و شوهر خود پرداخته اند و زمانی می رسد كه فرزندان دیگر نیاز به آنان ندارند و با حذف این عوامل، مادری با انگیزه های از دست رفته باقی می ماند.
بازی با كودك چه تأثیری در زندگی وی دارد؟
كودك ضمن بازی كردن مهارت های زندگی را آموزش می بیند و به استقلال وی كمك می كند.
والدین شاغل در انتخاب مهدكودك به چه نكاتی باید دقت كنند؟
فراهم كردن نیازهای عاطفی، ذهنی، شناختی كودك و نگهداری بی خطر از كودكان شاخص هایی است كه والدین باید در انتخاب مهدكودك به آن توجه كنند. برای تحقق این امر والدین باید فرصت بیشتری را در این زمینه صرف كنند.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:08 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

وصیه هایی برای رسیدن به رابطه مؤثر با همسر خود
ازدواج موفق ، سرچشمه و اساس یك زندگی سالم فردی و اجتماعی است. چنانچه ازدواج با موفقیت همراه باشد نه فقط زوجین بلكه فرزندان خانواده نیز از سلامت روانی برخوردار می گردند و حالاتی نظیر احساس امنیت و آرامش ، دوستی و صمیمیت متقابل ، امیدواری به زندگی ، و شعف  در آنان به وجود می آید.  رابطه زناشویی می تواند دستمایه شادی ، و در غیر این صورت منبع بزرگ رنج و تألم باشد .اما عوامل موفقیت و روابط صمیمانه كدامند؟ بعضی ها می گویند موفقیت ازدواج بستگی به این دارد كه تا چه اندازه به عشق متعهد باشید. جمعی دیگر موفقیت روابط صمیمانه را به بخت و اقبال نسبت می دهند و این كه بتوانید شخص مناسب خود را پیدا كنید، كسی كه با او همخوانی داشته باشید. جمعی دیگر هم به شور و اشتیاق و به وجود علایق و یا ارزش های مشترك اشاره می كنند .
بعد از بررسی صدها رابطه به این نتیجه می رسیم، كسانی در روابط صمیمانه خود موفق می شوند كه از مهارت های ویژه ای برخوردارند. این بررسی نشان می دهد كه روابط پایا و پُر دوام را زوج هایی تحقق می بخشند كه با مهارت های میان فردی آشنایی دارند: گوش دادن، ارتباط روشن، مذاكره ، برخورد مؤثر با خشم و….
شما هم می توانید با خواندن و تمرین كردن مهارت های جدید را بیاموزید . تغییر دادن بخت و اقبال یا احساس شور و اشتیاق به این سادگی میسر نیست.
این مقاله به شما كمك می كند تا به مهارت های لازم برای زنده نگاه داشتن عشق دست یابید.
مهارت های ارتباط مؤثر
گوش دادن واقعی به همسر دشوار است ، اما خود را به نشنیدن زدن ، جواب از قبل حاضر و آماده داشتن ، به نشانه های خطر توجه كردن ، جمع آوری دلیل و مدرك برای اثبات ادعای خویش ، داوری كردن و نظایر آن كار به مراتب ساده تری است. ولی گوش دادن مهمترین مهارت ارتباطی است كه می تواند صمیمیت را به وجود آورد و آن را حفظ نماید. وقتی خوب گوش می دهید همسرتان را بهتر درك می كنید ، با او هماهنگ می شوید ، از روابط خود بیشتر لذت می برید و بی آن كه مجبور به ذهن خوانی باشید می فهمید كه همسرتان چرا چنین می گوید و چنین می كند. و با چشمان همسرتان به مسائل نگاه می كنید.  در ضمن گوش دادن ، نشانگر مهر و محبت شما نسبت به همسرتان است.
گوش دادن مؤثر صرفاً به سكوت كردن و شنیدن حرف های همسر خلاصه نمی شود . گوش دادن واقعی به قصد و نیّت شما بستگی دارد. اگر نیت شما فهمیدن، لذت بردن، آموختن و یا كمك كردن به همسرتان است ، در این صورت به واقع گوش می دهید.
وقتی همسرتان موضوع مهمی را با شما در میان می گذارد باید به زبان خود و به طور خلاصه ، درك و برداشت خود را از گفته های او بیان كنید. این مهم ترین بخش خوب گوش دادن است .
خلاصه كردن حرف های طرف صحبت به زبان خود معمولاً به شفاف شدن منظور گوینده و درك مطلب منتهی می شود. بعد از خلاصه كردن مطلب و طرح سؤال به منظور روشن نمودن هر چه بیشتر موضوع ، نوبت به باز خورد می رسد. به عبارت دیگر واكنش خودتان را نشان می دهید . در این مرحله باید بی آن كه داوری كنید ، به آرامی افكار ، اندیشه ، احساسات ، نقطه نظرها و خواسته های خود و موارد دیگر را مطرح سازید . برداشت درونی خود را با همسرتان در میان  بگذارید. باید مراقب باشید تا اسیر موانع سر راه ارتباط مؤثر نشوید.
بازخورد سه عمل مهم انجام می دهد . ن خست وقتی برداشت خود را با همسرتان در میان می گذارید، درستی آن را محك می زنید . در این زمان اگر برداشت شما از حرف او اشتباه باشد در مقام اصلاح حرف شما برمی آید. دوم، بازخورد به همسر شما كمك می كند
تا در زمینه درستی و تأثیر ارتباط خود اطلاعاتی به دست آورد. سوم، همسرشما با برداشت های جدید شما آشنا می شود.
حالا جای خود را با همسرتان تغییر دهید. كسی كه تاكنون حرف می زده ، تبدیل به شنونده می شود و شنونده قبلی حالا حرف می زند. این برنامه آن قدر ادامه پیدا می كند تا مطلب به خوبی ایراد و درك شود .
همدلی به شما كمك می كند تا مواضع همسرتان را بهتر درك كنید. برای رسیدن به همدلی بیشتر به این نكته توجه بفرمائید كه هر دوی شما می خواهید در زمینه های فیزیكی و احساسی در شرایط بهتری قرار داشته باشید.
ارتباط مؤثر از عزت نفس حمایت می كند و فضای مناسبی برای حل و فصل مسائل به وجود می آورد. در ارتباط مؤثر ، طرفین درباره تأثیر حرفشان قبول مسئولیت می كنند. ارتباط مؤثر زمانی برقرار می شود كه صداقت حاكم باشد و طرفین از گفتن دروغ اجتناب كنند. ارتباط مؤثر زمانی برقرار می شود كه تمام مطلب را به شكلی كه وجود دارد بگویید و از ذكر برخی از حقایق درباره مطلب خودداری نورزید. از همه اینها مهم تر لازمه ایجاد ارتباط مؤثر رفتار حمایتگرانه است ،
باید به جای رفتار انفعالی و فاصله گرفتن ، نزدیك شدن و درك كردن را انتخاب كنید.


ده توصیه برای رسیدن به ارتباط مؤثر
1- ازعبارات داوری كننده ، انتقاد آمیز و باردار اجتناب كنید.
2- از برچسب زدن های تعمیم آمیز اجتناب نمایید.
3- از مخابره پیام های با فاعل « تو» خودداری نمایید.
4- به سابقه و به گذشته ها كاری نداشته باشید.
5- مقایسه منفی نكنید .
6- تهدید نكنید .
7- احساسات خود را بیان كنید .
8- از پیام های كامل و جامع استفاده كنید .
9- از پیام های روشن استفاده كنید .
10- حرفهای طعنه آمیز نزنید .

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:08 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

راههای عملی دستیابی به تفاهم

1- در هنگام گفتگو با همسرمان ، با نهایت دقت به مطالب وی گوش فرا داده و آن گونه عمل نماییم كه گویی جز به وی و سخنانش ، به موضوع دیگری توجه نداریم و از انجام هر عملی كه مغایر با حالت توجه باشد ، خودداری می كنیم .
این كیفیت ، در تكنیكهای مشاوره ، به " هنر خوب شنیدن " موسوم است ؛ حالتی كه بیانگر پذیرش طرف مقابل و مطالب وی است و كاربرد فراوانی در مشاوره دارد.
2- با مطالعه در حالات و روحیات همسر خود ، فهرستی از علائق و تمایلات وی ، به دست می آوریم و نسبت به آنها خود را متعهد و ملزم می دانیم . تأمین علائق اصولی همسر، و نقطه شروع سخن را بر یكی از علایق وی متكی نمودن و به ویژه درمورد تمایلاتش به گفتگو نشستن ، راه را برای رشد تفاهم ، هموار و تسهیل خواهد نمود.
3- ازمقایسه او با دیگران به شدت بپرهیزیم . این رفتار ، به رابطه حسنه آسیب وارد می كند . همسرمان انسانی است منحصر به فرد ودارای ویژگی های شخصیتی اعم از مثبت ومنفی كه قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست . ازاین رو ، درمواقع ضروری ، می توان او را با خودش ( گذشته او) مقایسه نمود و میزان پیشرفت اخلاقی ومعنوی وفكری اش را مورد تقدیر قرار داد . این عمل بر درجه تفاهم زوجین خواهد افزود .
4- نحوه برقراری ارتباط كلامی نیز از عواملی است كه در ایجاد تفاهم ، نقشی تعیین كننده دارد . همسرانی كه می دانند ازچه عبارات و كلماتی برای بیان مقصود استفاده كنند، به خوبی مسیر حركت خویش را در زندگی هموار می نمایند . هر واژه یا كلمه دارای نوعی بار روانی وعاطفی است و تأثیرات مسلمی را بر شنونده برجای می گذارد . یك ارتباط كلامی موفق ،  رابطه ای است كه هیچ یك از طرفین از كلمات تحریك آمیز وموهن ، استفاده نمی كنند.
زبان ملایم  ونرم و برخوردار از احترام ، حق مطلب را به خوبی ادا می كند و اعتماد واطمینان در طرف مقابل می آفریند و برعكس ، زبان تند و زننده و تحریك آمیز ، برای هیچ ارتباطی مفید نیست ، حتی اگر گوینده برحق باشد .
5- در مناسبات باهمسر، صداقت همچون پل ارتباطی مؤثر ، موجب می شود كه زن و شوهر، میل و رغبت وافر و كاملی برای صحبت با یكدیگر پیدا كنند و از این طریق بر رشد شخصیت خود وهمسرشان بیفزایند.
لازم است برای نیل به تفاهم ، صداقت را از انگیزه ها و نیات درونی ، آغاز نموده ، به جریان گفتگوها و مناسبت ، منتقل نمود . زیرا  " رستگاری در راستی است " . در واقع  زن و شوهر زمانی به كاخ سعادت زندگی دست می یابند كه پایه های آن را بر صداقت و درستی ، پی ریزی نمایند.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:09 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

راههای مقابله با مشكلات
ارتباط با مردم:

آیا سعی می كنید با مردم ارتباط برقرار كنید؟ داشتن ارتباط یكی از جنبه های مهم زندگی است. امروزه عصر ما را عصر ارتباطات می نامند. در زمینه روابط انسانی جا برای پیشرفت زیاد است، بسیاری از مردم عصر ما در زمینه ایجاد ارتباط دوستانه با دیگران با مشكلات عدیده ای رو به رو هستند كه از آن جمله می توان به منافع شخصی متضاد، افكار منفی بازدارنده ، آزردگی های بی دلیل ، ناتوانی در همدردی با دیگران، غرض ورزی و لجاجت كینه توزانه، ناشكیبایی در مقابل تفاوت های فردی و ... اشاره كرد.
وقتی از دوستی دل آزرده می شوید ، دل از او  بر نكنید ؛ به جای این كار بنشینید و فكر كنید و راه هایی برای بهبود روابط بیابید.
هنر " دوستی با دیگران" از جمله والاترین هدف های زندگی است. دوستان خوب پشتوانه های با ارزشی در زندگی هستند.
در زندگی برنامه ریزی داشته باشید:
مسلماً همه باید در زندگی هدف داشته باشند. این هدف باید به قدری با ارزش و جذاب باشد كه شما را برای فعالیت و تلاش برانگیزد. همیشه در رؤیای خود ببینید كه به هدفتان رسیده اید. این كار انگیزه شما را بالا می برد. برای این كار نیز برنامه ریزی لازم است. هرگز" باری به هر جهت" زندگی نكنید. زندگی گذران عمر نیست. چنین افكاری، پوچی آور است. با برنامه ریزی مرتب و زمان بندی شده برای رسیدن به هدف تلاش كنید. همه اینها مستلزم خلاقیت شماست.
نیروی خلاق درون:
موفقیت های كوچك خود را بی اهمیت جلوه ندهید. این موفقیت ها پایه هایی هستند كه می توانید نیروی درون خود را بر محور آن بنا كنید. باید یاد بگیرید تا در ذهن خویش لحظات خوب زندگی را مجسم كنید و در قلبتان آنها را احساس كنید تا ملكه وجود شما شوند. بارها و بارها نیروی موفقیت را در وجود خویش تولید كنید. باید درك كنید كه انسانی ارزشمند هستید ، تقصیرها را فراموش كنید. تصویر موفقیت را در ذهن خویش وسعت بخشید و آن را با تجربه های جدید تكمیل كنید.
واقع بین باشید:
قبل از هر چیز واقعیات زندگی را  تصدیق كنید. با در نظر گرفتن واقعیت ها، هدف گیری و برنامه ریزی نمایید. با تحریف حقایق و با دروغ گفتن به خود هیچ چیز عاید شما نخواهد شد. این كار ممكن است اهداف شما را منحرف كند.
عفو خود و دیگران:
قبل از هر چیز باید خود را مشمول عفو قرار دهید. باید خود را از تصمیمات غیر عاقلانه و حرف های احمقانه گذشته تبرئه كنید. خطاها و لغزش های گذشته را به خود ببخشایید.از شكنجه دادن خویش به خاطر عقل و درایتی كه باید در گذشته به خرج می دادید و ندادید، دست بكشید.
خاطره تلخ صدها لغزش و خطای گذشته را از ذهن خود بشویید. زندگی خلاق ، بدون بخشیدنِ خود امكان پذیر نیست. كسی كه توانایی بخشیدن خود را ندارد شب از بی خوابی رنج می برد و روز از ملالت و خستگی. باید درك كنید كه شما انسان هستید و انسان كامل و بی عیب و نقص وجود ندارد. به موفقیت های خود بیندیشید. وقتی خود را می بخشید به احتمال زیاد توانایی بخشیدن دیگران را نیز پیدا می كنید. شهد و شیرینی عفو خود و دیگران را بچشید.
غلبه بر احساس تنهایی:
میلیون ها انسان از بیم تنهایی عذاب می كشند. غلبه بر احساس تنهایی كاری دشوار است. انسان تنها، تن به معاشرت كسانی می دهد كه آنها را دوست ندارد و به انجام فعالیت هایی می پردازد كه چندان شوقی بدان ندارد. تنهایی به معنای فیزیكی چندان مفهومی ندارد، چون غالباً در اطرافِ همه ، كسانی هستند. این " احساس تنهایی" است كه مسئله ساز است. غم و غصه نیز موجب تنهایی است. برای تسلط بر احساس تنهایی از تحمیل محدودیت های غیرمنطقی برخود بپرهیزید. به عقاید دیگران احترام بگذارید ، با تمام قوا به جنگ احساس ناتوانی بروید. جای " دلتنگی برای گذشته" را با احساس جدید " توجه به روزهای خوشِ آینده" عوض كنید. با قبول خود، دیگران را نیز می پذیرید و براحساس تنهایی فائق آیید. هر روز موفقیت های گذشته را در آینده ذهن خود مجسم سازید تا هر روز با اعتماد به نفس بیشتر و با تصور ذهنی قوی تری به استقبال زندگی بروید.
روز خلاق شما:
مسلماً دنیای ما دنیای بی عیب و نقصی نیست. اما باید بدانید علیرغم همه ایرادها ، نكته های مثبت هم هست و بر شماست كه آنها را بیابید. در دنیای امروز است كه باید خوش زیستن را یاد بگیرید. خلاقیت برای امروز، هدف گذاری برای امروز؛ بیایید امروز را مغتنم بشماریم. برای ایجاد خلاقیت می توانید از عوامل زیر كمك بگیرید: تمركز با شجاعت، خودپردازی، نظم و ترتیب، اشتیاق، رشد پیوسته، هنر گوش كردن، مُهر تأیید ، پیروزی.
قدم نخست برای رسیدن به روز خلاق ، فكر كردن به آن است. برای این كار باید ذهن خود را متمركز كنید و با حذف افكار مزاحم ، در جهت تحقق خواسته های خود گام بردارید. لازمه این كار رها شدن از احساسات منفی است.
خود پردازی:
برای تسلیم نشدن در زندگی باید از امكانات و توانایی های خود استفاده كنید. برای تدارك زندگی خلاق باید لحظاتی از زندگی هر روز را به خلوت با خویش اختصاص دهید. با خودپردازی از اشتباهات خود درس بگیرید. تحمل شنیدن صحبت های دیگران را در خود پرورش دهید. گوش كردن، هنر درك كردن نیز هست. تسلیم گرفتاری های زندگی نشوید. به تصویر ذهنی خود بها دهید و بر آن مُهر تأیید بزنید.
نظم و ترتیب ، كلید طلایی شماست: 
بدون آن زندگی خلاق میّسر نیست. از تخیل خود در جهت تحقق آرزوهایتان مدد بگیرید. خود را در حال رسیدن به آنها مجسم كنید. برای رسیدن به هدف ، اشتیاق داشته باشید و انگیزه خود را از دست ندهید؛ باید به حركت و پیشرفت ادامه داد. از روز خلاق خود استفاده كنید. برای استفاده از منابعی كه در اختیار دارید هیچ وقت دیر نیست

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:09 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

شیوه های جدید حفظ زندگی مشترك
هر ازدواجی لحظات خوب و بد و شیرین و تلخی دارد؛ ولی آنچه باعث خوشبختی و یا شكست یك ازدواج در طولانی مدت می شود، چیست؟
در دو دهه اخیر، محققان در حال تحقیق و بررسی عواملی هستند كه باعث می شود یك ازدواج به خوبی و تفاهم متقابل بینجامد و در مقابل، ازدواج دیگر شكست بخورد.
گروهی از محققان، تحقیق خود را روی زوجهایی انجام دادند كه آنها را در لابراتوارهای زوجین از نزدیك ، مطالعه و بررسی كردند، به طوری كه تمام عمل و عكس العمل های آنان مطالعه شد. (این شیوه تحقیق، بررسی یا شیوه دلیل خوانی نامیده می شود.)
یكی از محققان، گروهی از زوجین عادی را از جامعه انتخاب كرد و با این شیوه، راه مطمئنی برای مطالعه درباره علل شكست یا موفقیت ازدواج ها یافت. این آزمایش ها معمولاً به صورت اندازه گیری ضربان قلب همسر و یا چگونگی نشان دادن احساسات با تغییرات چهره و این كه با چه زبانی با یكدیگر و اطرافیان صحبت می كنند، صورت گرفته است. در حال حاضر محققان با تقریبی بیش از 90 درصد می توانند تخمین بزنند كه كدام زندگی موفق ، و كدام ناموفق است. در متن زیر شما می توانید تعدادی از پیشنهادهایی كه براساس تحقیقات بسیار معتبر به دست آمدهبرای راهیابی به یك زندگی زناشویی موفق و محكم بخوانید:
خیلی زود در جستجوی كمك بر آیید
یك زوج عادی معمولاً در حالت عادی، 6 سال پس از ازدواج به فكر كمك خواستن از دیگران می افتند (این در حالتی است كه بیشتر طلاقها در 7 سال اول ازدواج اتفاق می افتد) بدین ترتیب در مدت 6 سال اول ازدواج، بیشتر زوجین با ناراحتی ها و مشكلات مكرر، به زندگی زناشویی خود ادامه می دهند.
خودتان را اصلاح كنید
بنا به توصیه محققان ، ما باید بتوانیم احساسات خود را بیان كنیم و بگوییم چه چیزی در درجه اول برای ما اهمیت دارد. زوجهای موفق و خوشبخت احساسات خود را در مواقع حساس به راحتی بیان می كنند.
مواظب لحن خود  در مشاجرات باشید
بیشتر درگیری ها زمانی آغاز می شوند كه یكی از زوجین با  لحن منتقدانه از دیگری ایراد می گیرد. ذهنیات خود را بیان كنید، ولی به صورتی كه شنیدنش، هم برای شما و هم برای طرف مقابلتان راحت باشد.
تأثیر پذیر باشید
یك ازدواج زمانی موفق است كه شوهر بتواند از همسرش تأثیر بپذیرد. تأثیرپذیری شوهر از همسرش (برخلاف زن از شوهرش) بسیار مهم است. تحقیقات نشان داده است كه زنان در حالت عادی آماده تأثیر پذیری از شوهرانشان هستند. پس ازدواجی موفق است كه هر دو طرف به یك میزان از دیگری تأثیر بگیرند.
استانداردهای خودتان را بالا ببرید
زوجهایی كه تازه ازدواج كرده اند و یا زوجهای خوشبخت معمولا توقع بالایی از یكدیگر دارند. خوشبخت ترین زوجها معمولاً توقع رفتارهای زننده از یكدیگر را ندارند، هر چه میزان تحمل رفتارهای زشت طرفین در اول ازدواج كمتر باشد، در طولانی مدت، زوجین در مسیر ازدواج خوشبخت ترند.
یاد بگیرید چگونه یك مشاجره را آرام كنید و یا آن را خاتمه دهید
زوجهای موفق می دانند یك مشاجره را چگونه خاتمه دهند و می دانند چگونه می توان یك مسئله پیچیده را ترمیم كرد پیش از آن كه مشاجره به طور كامل از كنترل خارج شود.
شیوه ترمیم یك مشاجره به این شرح است:
موضوع بحث را با یك موضوع كاملاً بی ربط عوض كنید. از طنز استفاده كنید. طرف مقابل را با یك جمله كه نشان دهنده اهمیت دادن به اوست، متوجه كنید؛ مثلا من می دانم این مسئله برای تو سخت است و به این ترتیب او را متوجه این نكته كنید كه هر دوی شما در این مورد وضع مشابه دارید. مثلاً بگویید این مشكل هر دوی ماست. از مشاجره عقب بكشید. در زندگی زناشویی گاهی شما باید كوتاه بیایید تا برنده شوید. اهمیت دادن و قدردانی از احساسات همسر بسیار مؤثر است؛ مثلاً من می خواهم از تو تشكر كنم. اگر یك مشاجره خیلی به بن بست رسید، 20 دقیقه به خود فرصت دهید و پس از این كه هر دو خونسردی خود را به دست آوردید، دوباره گفتگو كنید.
بر نیمه روشن تمركز كنید
در یك ازدواج موفق، زوجین معمولاً 5 بار بیشتر از دیگران از جملات مثبت استفاده می كنند، (مثلاً ما زیاد می خندیم) به جای به كار بردن جمله منفی (به ما اصلاً خوش نمی گذرد).
نكته آخر
یك ازدواج خوب باید شامل منبع غنی ای از موجهای مثبت باشد. در بانك احساسات خود بیشتر پس انداز كنید تا وزن نكات مثبت زندگی از منفی های آن بیشتر شود. از ازدواج باید مراقبت كرد و به آن اهمیت داد تا محكم و پر معنا بماند.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:09 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

از خانمت عیب‌جویی مکن !
پرنده

کسی در این جهان نیست که کلیه ی خوبی‌ها در او جمع و از تمام بدی‌ها و نواقص پاک و منزه باشد.
یکی لاغر است ، یکی خیلی چاق.
یکی بینی‌اش بزرگ است ، یکی دهانش گشاد.
یکی دندان‌هایش بزرگ است یکی چهره‌اش سیاه.
یکی کوتاه قد است یکی خیلی دراز.
یکی بی‌عرضه و خجول است ، یکی پررو و بی‌حیا.
یکی آداب مهمانداری را بلد نیست ، یکی سواد ندارد.
یکی تندخو است یکی پژمرده و افسرده.
یکی سلیقه غذا پختن ندارد ، یکی ولخرجی می‌کند.
یکی  پرخور است یکی بی‌اشتها.
یکی بداخلاق است یکی حسود.
یکی تنبل است یکی بد زبان، یکی خود‌خواه است یکی کینه توز....
و ده‌ها از این قبیل عیوب بزرگ و کوچک. هیچ زن و مردی پیدا نمی‌شود که یک یا چند عدد از این عیب‌ها را نداشته باشد.
مردها معمولا قبل از ازدواج زنی را در مغز خویش مجسم می‌سازند که دارای کلیه کمالات و از تمام بدی‌ها منزه باشد و به اصطلاح خودشان او را همسر ایده‌آل خود می‌نامند.
و قطعا از این مطلب غفلت دارند که یک چنین زنی در جهان خارج وجود ندارد. وقتی ازدواج کردند چون وجود خارجی همسرشان با صورت ذهنی همسر ایده‌‌آل کاملا مطابقت ندارد ، بنای ایراد و عیبجویی را می‌گذارند. خودشان را در ازدواج شکست خورده و بدشانس می‌پندارند. از بدبختی و عدم موفقیت دائما آه و ناله دارند. همیشه در صدد عیبجویی و خرده‌گیری هستند. و در این باره حتی از عیب‌های بسیار ناچیز و غیرقابل اعتنا نمی‌گذرند.
آنقدر در مورد یک عیب کوچک فکر می‌کنند که مانند کوه‌جلوه می‌کند. گاه گاه آنرا به رخ همسرشان کشیده تحقیرشان می‌کنند. یا پیش دیگران از وی انتقاد می‌نمایند. بدین‌وسیله (کانون) مقدس زناشویی را متزلزل ساخته ، اسباب ناراحتی خودشان و همسرشان را فراهم می‌سازند.
نتیجه این عیب‌جویی‌ها این می‌شود که زن  مکدر خواهد شد، مهر و علاقه‌اش رفته رفته کم می‌شود، نسبت به زندگی و خانه‌داری و شوهرداری دلسرد می‌گردد، پیش خود می‌گوید: چرا در خانه مردی که دوستم ندارد زحمت بکشم؟ یا حتی ممکن است در صدد تلافی بر آمده از شوهرخود عیب‌جویی کند.
شوهر : چه دماغ زشت و بزرگی داری؟
زن : حرف نزن با این دهان گشاد و لب‌ها ی کلفت.
در این صورت رویشان بروی هم باز می‌شود و مرتبا از یکدیگر مذمت و انتقاد می‌کنند و محیط خانه که باید محیط صفا و صمیمیت باشد به صحنه نزاع و عیب‌جویی و تحقیر تبدیل می‌گردد.
اگر با همین وضع به زندگی ادامه دهند تا آخر عمر روز خوش نخواهد داشت. زیرا خانه‌ای که صفا و صمیمیت و مهر و محبت نداشته باشد ، جای آسایش و خوشی نیست.
مردی که خودش را در ازدواج شکست خورده  و بدشانس بداند و از این امر ناراضی باشد و زنی که مرتبا مورد تحقیر و عیب‌جویی قرار گیرد همواره در معرض ابتلای به امراض خطرناک مخصوصا بیماری‌های عصبی و روانی خواهند بود.
و اگر دامنه ی نزاع و بدگویی بالا بگیرد و به طلاق و جدایی منجر شود معمولا زن و مرد هر دو بدبخت خواهند شد مخصوصا اگر بچه‌دار باشند.زیرا چنین مردی اولا حیثیت و آبروی اجتماعی خویش را از دست خواهد داد و در بین مردم یک فرد هوسران و سبک مغز معرفی خواهد شد.
ثانیا در اثر ازدواج اول و طلاق ، ضررهای اقتصادی زیادی بر وی وارد شده که جبران آنها آسان نخواهد بود. و برای ازدواج دوم نیز به بودجه زیادتری نیازمند است که تامین آن دشوار خواهد بود. با تحمل این ضررها بعید است به آسانی بتواند وضع اقتصادی خویش را متعادل و روبراه سازد.
ثالثا معلوم نیست به آسانی بتواند همسر مناسب و بی‌عیبی برای خویش پیدا کند.
زیرا، اولا با توجه به سابقه ی بدی که در اثر ناسازگاری و طلاق همسر اولش پیدا کرده کمتر زنی حاضر می‌شود با او شوهر کند و ثانیا بر فرض اینکه همسری پیدا کرد معلوم نیست از همسر اولش بهتر باشد. البته امکان دارد که عیب مخصوص او را نداشته باشد لیکن خیلی کم اتفاق می‌افتد بلکه اصلا امکان ندارد که بطور کلی بی‌عیب و نقص باشد.
همسر دومش نیز دارای عیب بلکه عیب‌هایی خواهد بود. و چه بسا از همسر اولش به مراتب بدتر باشد. در آنصورت ناچار می‌شود هر جور هست با او بسازد. کمتر مردی اتفاق می‌افتد که از ازدواج دومش کاملا راضی باشد.
اما برای حفظ آبروی خویش ناچار است بسازد. بسیار اتفاق افتاده که مردی زن دومش را طلاق داده و بسراغ همسر اولش رفته است.
آقای محترم !
چرا با عینک بدبینی و عیب‌جویی به همسرت نگاه می‌کنی و به بعضی عیوب کوچک و غیرقابل اعتنا آنقدر اهمیت می‌دهی که تدریجا به صورت یک عیب بزرگ غیر قابل اغماض در نظرت مجسم شود و زندگی را بر خودت و خانواده‌ات تاریک گرداند؟
مگر زن بی‌عیب سراغ داری که از همسرت عیب‌جویی می‌کنی؟ مگر خودت بی‌عیبی که انتظار داری او کاملا بی‌عیب باشد؟ اصولا این عیب‌های کوچک چه ارزشی دارند که کانون گرم زندگی را سرد یا متلاشی سازند.
چرا فقط عیب‌های همسرت را می‌بینی و از خوبی‌هایش صرف نظر می‌کنی؟
اگر با نظر انصاف و واقع‌بینی بنگری مزایا و خوبی‌های فراوانی را در او خواهی یافت که بدی‌هایش را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. با توجه به آن همه خوبی ، آن عیب کوچک اصلا عیب شمرده نمی‌شود.
اسلام عیب‌جویی را یک صفت بسیار زشت و زیان‌بخش شناخته و جدا از آن نهی کرده است.
رسول خدا (ص) فرمود:
«ای کسانی که به زبان مدعی اسلام هستید لیکن ایمان در قلبتان وارد نشده است، از مسلمانان بدگویی نکنید و در صدد عیب‌جویی بر نیایید. هر کس از دیگران عیب‌جویی کند مورد عیب‌جویی خدا قرار خواهد گرفت. و چنین شخصی ولو در خانه‌اش باشد رسوا خواهد شد.»
منبع: کتاب آیین همسرداری - تالیف: آیت‌الله ابراهیم امینی – با تغییر و تلخیص

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:10 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

چگونه رابطه میان خود و همسرمان را استحكام بخشیم ؟
ما در اینجا تعدادی روش مفید را برای تقویت و بهبود روابط میان همسران پیشنهاد می كنیم . البته باید دانست كه حتماً نباید همه آنها را با هم و در یك زمان به كار برد.
شما می توانید با توجه به ویژگی های خود و همسرتان موارد مناسب را انتخاب كرده و در مواقع لزوم به كار برید:
1ـ رفتارهای مثبت همسرتان را تحسین كنید و او را به انجام هر چه بیشتر آن رفتارها ترغیب نمایید. به او بگویید كه چقدر به وجودش افتخار می كنید و دوست دارید همواره در كنارش باشید.
2ـ وقتی همسرتان در حال صحبت كردن با شماست، به هیچ وجه حرفش را قطع نكنید. صبر كنید تا كاملاً حرفش تمام شود و بعد نظر خود را بیان كنید.
3ـ همسر خود را با انواع و اقسام خواسته ها و دستوراتتان برده و اسیر خود نسازید. وقتی كاری از او می خواهید خودتان هم در عوض كاری برایش انجام دهید. دقت كنید كه این كار حتماً نباید مسئله مهمی باشد. شما هم می توانید با انجام كارهای كوچك و به ظاهر كم اهمیت و حرفهایی محبت آمیز او را شاد كنید و خستگی را از تنش بیرون آورید.
4ـ خیلی از مواقع ما با حرفها و حركاتمان همسرمان را نسبت به خود عصبانی و ناراحت می كنیم. سعی كنید تا حد امكان از كارها و رفتارهایی كه سبب دلزدگی و ناراحتی همسرتان می شود بپرهیزید. حتی اگر به آن كارها علاقه دارید به خاطر همسر و زندگی مشتركتان آنها را كنار بگذارید.
5 ـ برای ایجاد صمیمیت بیشتر سعی كنید با هم كتابی انتخاب كنید و آن را به نوبت بخوانید. سپس در مورد آن با هم بحث و گفتگو نمایید. اگر اهل كتاب نیستید، می توانید به جای آن با هم فیلمی را تماشا كنید و بعد درباره اش حرف بزنید.
6 ـ در مورد روزهای اول آشنایی تان و ویژگی هایی كه سبب شد نسبت به هم علاقمند شوید گفتگو نمایید. ولی دقت كنید كه اگر ویژگی های خوب ظاهر خود را پس از گذشت سالها از دست داده اید بهتر است در مورد آنها حرفی نزنید. چرا كه هدف ما صحبت در مورد ویژگیهای ظاهری و فیزیكی نیست. به جای آن سعی كنید آزادانه و صادقانه در مورد ویژگیهای مثبت روحی و شخصیتی یكدیگر گفتگو نمایید.
7ـ زمانی در روز یا در هفته را فقط به خودتان دو نفر اختصاص دهید. مثلاً یك بعدازظهر با هم به پاركی بروید كه هیچ كس حتی فرزندانتان نتوانند مزاحمتان شوند و سعی كنید از این با هم بودن لذت ببرید.
8 ـ در آخر باز هم می گوییم: هیچ وقت احترام گذاردن نسبت به یكدیگر را فراموش نكنید. (احترام به افكار، عقاید و دیدگاههای همسرتان باعث می شود او نیز چنین احساساتی را نسبت به شما پیدا كند )
مسئله دیگری كه پس از گذشت چند سال در زندگی های زناشویی رخ می دهد این است كه افراد اغلب با تعجب به احساسات شورانگیز خود در روزهای اول ازدواج می نگرند و با خود می گویند چرا اینقدر زود ازدواج كردم ، یا این كه آیا این فرد همان كسی است كه من می خواستم؟
البته این بدان معنا نیست كه آنها دیگر همسرشان را دوست نمی دارند، بلكه بدان معناست كه دچار نوعی روزمرگی شده اند. در چنین حالاتی فرد مثل یك قطار مسیری را دائم طی می كند و دیگر هیچ چیز این مسیر برایش تازگی و جذابیت ندارد. متأسفانه با بروز چنین احساساتی افراد اغلب حس می كنند كه دیگر چیز تازه ای برای هم ندارند و به بن بست رسیده اند. ولی باید دانست كه در این مواقع فقط زندگی زناشویی به نوعی به خواب رفته است و تنها كاری كه باید بكنید این است كه بیدارش كنید. هر صبح پس از برخواستن از خواب كمی فكر كنید و بیندیشید كه چه كاری می توانید بكنید تا همسرتان زندگی بهتری داشته باشد. سعی كنید در روز حداقل یك كار كه سبب رضایت او است انجام دهید. رفته رفته این كار به نوعی عادت تبدیل می شود و به این ترتیب همواره همسر شما جزء اولین مسائلی می شود كه ذهنتان را به خود مشغول می سازد.
متأسفانه امروزه كانونهای خانوادگی زیادی ، تنها به دلیل همین مسئله عادی شدن روابط و رسیدن به نوعی روزمرگی از هم پاشیده می شوند. زن و شوهر باید قدر زندگی زناشویی خود را بدانند. باید توجه كنید كه زندگی قرار نیست همیشه بر وفق مراد شما باشد. روزهای خوب و بد همیشه وجود دارند و این حقیقت زندگی است. پس سعی كنید به هنگام بروز نارضایتی ها در زندگی صبر را پیشه خود سازید و كوچكترین بهانه ای را برای دعوا قرار ندهید. سعی كنید همراه با هم روزهای سخت زندگی را تحمل كنید و همچون روزهای شیرین، در سختی ها نیز با هم باشید. به خاطر داشته باشید كه شما ازدواج كرده اید كه یك تن شوید و همه چیزتان با هم مشترك شود. نه این كه تبدیل به رقبایی شوید كه همواره در حال حسادت و نیش و كنایه زدن به یكدیگر هستند. همانطور كه از همسرتان توقع دارید بعضی از كارها را بكند یا نكند ، به او نیز اجازه دهید همین توقع را از شما داشته باشد. ولی توقعات بی جا از همسرتان نداشته باشید. زن و شوهر حتی می توانند در میان جمع بدون بیان كلمه ای ، با اشاره و طرز نگاه یكدیگر  را تشویق  و حمایت كنند و به این ترتیب به او بفهمانند كه علیرغم تمام مشكلات و اختلافات او را دوست دارند و دركش می كنند. تا جایی كه می توانید از یكدیگر انتقاد نكنید. البته راهنمایی و گوشزد كردن ایرادات طرف مقابل با انتقادات بیجا فرق می كند. انتقاد مستقیم اغلب سبب رنجیدگی خاطر طرف مقابل می شود، بهتر است نكات مورد نظرمان را در لفافه و به صورتی كاملاً غیر مستقیم به همسرمان بگوییم . چرا كه شرط اول زندگی مشترك ، پذیرفتن بدون قید و شرط یكدیگر است. حتماً نسبت به هم اعتماد داشته باشید. در غیر این صورت عشق و علاقه واقعی میانتان شكل نخواهد گرفت. همیشه و تحت هر شرایطی برای كمك به همسرتان آماده باشید. مگر قرار نیست شما بهترین دوست او باشید؟ پس توجه به او و نیازهایش و درك شرایط او را در اولویت كارهای خود قرار دهید.

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:10 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

عروس ‌ها و مادر شوهرها

عروس‌ و مادرشوهر
در تحلیل روابط میان عروس‌ها و مادرشوهرها، محور بحث ، حول وجود آقا دامادها می‌چرخد. دامادی که برای عروس خانم شوهر و شریک زندگی است و برای مادر عزیزش پاره‌ ی تن و مونس جان.
مادر، فرزند خویش را دوست دارد و او را جگرگوشه ی خود می‌داند. مادر ، پسرش را که حالا دیگر برای خود مردی شده و همسری انتخاب کرده است، باز هم همان پسرک خردسال، نوجوان و جوانک سال‌ها پیش می‌پندارد که در آغوشش پرورش یافته است. مادر پسر را همواره برای خود می‌خواهد و همچنان‌که ایثارگرانه همه ی مهر و محبّت خویش را نثار راه رشد و کمال و سعادت فرزند می‌نماید، خود نیز به مهر و محبّت او در هر شرایطی نیاز دارد و این نیاز به هنگام جدایی و تنهایی، ایّام پریشانی و بیماری و به ‌ویژه در دوران پیری و حمایت‌خواهی، بیش از پیش خودنمایی می‌کند.
مادر به یقین دوست دارد که آرزوی دیرینه‌اش تحقق یابد و پسر عزیزش جامه ی دامادی به تن کرده، در کنار عروس دلخواهش زندگی مستقلّی را تشکیل دهد و آن را اداره نماید، امّا دلواپس چگونگی ارتباط و پیوند مستمر عاطفی پسر با او و نیز نحوه ی رابطه ی تازه عروس با دست پرورده‌اش، یعنی آقا داماد است.
هر اندازه میزان وابستگی عاطفی مادر با پسر بیشتر و بیشتر باشد، این نگرانی و دل‌مشغولی با شدت فراوان‌تری در فکر و اندیشه و کلام و رفتار مادر جلوه‌گر خواهد بود.
برخی از مادران ماه‌ها و بلکه سالها پس از ازدواج پسرشان هنوز نمی‌توانند نگرانی‌شان را از وضعیت فرزندشان پنهان دارند و حتی گاه نسبت به خوراک روزانه پسر نیز احساس نگرانی می‌کنند و چنین خیال می‌کند که عروس خانم نمی‌تواند غذای دلخواه پسرشان را تهیه کند .
این گونه پندارها و حمایت‌های افراطی ناشی از آن ، خود زمینه‌ساز پدید‌آیی بازخوردها، نگرش‌ها و رفتارهای نه چندان مطلوب نسبت به شخصیّت عروس خانواده می‌شود.
از سوی دیگر، عروس خانم با دنیایی از آرزوها، آرمان‌ها، رویاها و اندیشه‌ها و با کوله‌باری از سفارش‌ها و توصیه‌های خانواده ی خود، به ویژه مادر و مادربزرگ پای به زندگی جدیدی گذارده است، می‌خواهد با همسر همدل و همراهش حیات پربرکت و پرتلاشی را آغاز نماید.
آقا داماد برای عروس خانم همسری است همراه، رفیقی است شفیق، دوستی است صمیمی و همدلی است همراز و او بحق همسر را تن‌پوش خود می‌داند و خویش را تن‌پوش همسر (نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ قرآن کریم).
عروس خانم نیز سعادت، خوشبختی و آرامش زندگی مشترک را در گرو بذل محبّت و تعلق خاطر متقابل می‌‌داند. او همه ی توجه و محبّت، فکر و اندیشه و جاذبه همسر را برای خود می‌خواهد و دوست دارد با همه وجود در خانه دل همسر جادوانه جای بگیرد.
عروس خانم به رغم بسیاری از واقعیت‌ها نمی‌خواهد و نمی‌تواند جایگاه اول همسرش را به عنوان«پسر» آن مادری که وصفش رفت شاهد باشد، او نمی‌خواهد شوهرش را آقا پسر همیشه ی مادر و یا «بچه ننه» ببیند، هر چند که مادر داماد چنین بیندیشد و چنین بخواهد!
عروس خانم دوست دارد و سخت مشتاق است که فکر و روان همسر را در اختیار داشته باشد و با نظر و مشورت او کانون خانواده را بیاراید و برنامه زندگی مشترک را تنظیم و اجرا نماید.
عروس خانم مایل نیست که کس دیگری جز او به شوهرش چیزی بگوید، از او چیزی بخواهد و یا فکر و اندیشه او را حتی برای زمان کوتاهی به دور از چشم همسر در اختیار داشته باشد، ولو اینکه این فرد مادر عزیز شوهرش باشد.
دخالت مستمر مادرشوهرها در برنامه‌های زندگی زوج‌های جوان، احضار پی در پی پسر (آقا داماد) و ارائه توصیه‌ها ی ویژه و نسخه‌های خاص، در اختیار گرفتن بخش قابل توجهی از اوقات او و قرار دادن وی در موقعیت دوگانگی احساس و تعارض روانی و بعضاً بدخلقی‌ها، سردی‌ها و ستیزهای ناشی از آن، زمینه ی بدبینی و پیش فرض‌های نادرستی را در اذهان بسیاری از عروس خانم‌ها ایجاد می‌کند.
از سوی دیگر، بعضی از مادرشوهرها به دلایل گوناگون شخصی، اجتماعی و ویژگی‌های شخصیّتی و یا برای احتراز بر چسب‌ها، نگرش‌ها و اتهامات ناروای دخالتگری، با  ازدواج پسر و حضور  عروس خانم در خانه ی بخت، ارتباط و مراوده ی خود را با خانواده پسر و شخص عروس خانم  به حداقل رسانده، با احساس عدم دخالت در زندگی زوج جوان از کنار همه ی مسائل با بی‌تفاوتی گذر می‌کنند و لب فرو می‌بندند و گاه به رغم میل باطنی و با وجود دنیایی از نگرانی‌ها و دلواپسی‌ها، سیاست در کنار بودن و سکوت کردن را پیشه ی خود می‌سازند.
در فرهنگ‌های مختلف و در میان مردمان شهرها و روستاها، با باورها و اعتقادات متفاوت، چشم‌داشت‌ها و انتظارات گوناگون و معیارهای ارزشی متمایز، عروس و داماد، مادر داماد و مادر عروس همواره از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار بوده و هستند.
در حقیقت همان‌گونه که اشاره شد، ریشه ی نگرش‌های منفی نسبت به نزدیکان و خویشان نسبی و سببی و تبلور رفتارهای ناخوشایند؛ در خودپرستی‌ها و خود‌خواهی‌ها، ضعف شخصیّت، تعصبات غیر معقول و محدودیت‌های فکری، بدآموزی‌ها و بی‌بهره بودن از شیوه‌های مطلوب تربیتی و روش‌های متعالی برقراری و تداوم ارتباط موثر، مفید، متقابل، پویا و رضایت‌بخش با دیگران و نزدیکان است.
در فرهنگ اسلامی، هدف غایی از ازدواج نیل به آرامش و فلاح و رستگاری دنیوی و اخروی است. ازدواج به عنوان یک پدیده ی مقدس و یک ضرورت و نیاز فطری و روانی برای جوانی که صلاحیّت، کفایت و قابلیّت همسری را احراز می‌نماید، مطرح است. در این نگاه؛ فرایند ازدواج، زوج شدن دختر و پسری کفو و همراه، لزوماً به معنای همزمانی آن با تشکیل خانواده و زندگی مستقل و جداگانه و نیز فرزندآوری نیست. چرا که فرزندآوری مستلزم کسب آمادگی‌ها و قابلیت‌ها، پذیرش مسوولیّت‌های بیشتر، احراز کفایت‌های پدری و مادری، برنامه‌ریزی و دعا و نیایش و طلب فرزندی صالح و نورچشمی پربرکت از خالق یکتاست. 1
لذا اساس ازدواج و معنای زوجیت و همسر شدن دختر از یک خانواده (عروس‌خانم) و پسری از خانواده دیگر (آقا داماد)، تأمین و ارضای نیازهای فطری و رسیدن به آرامش روانی و سکینه ی قلبی است. در این معنا، زن منبع آرامش بخشی وجود مرد و مرد تأمین کننده ی نشاط درون و امنیّت خاطر زن است.
اصلی‌ترین شاخصه و والاترین معیار موفّقیّت و سعادتمندی زن و شوهر، دل آرامی و نشاط روانی آنهاست.
با نگرشی خردمندانه، انتظار معقول آن است که همه ی مادران و پدران مهربان، مادرشوهرهای با محبّت و مادرزن‌های دلسوز؛ فکر و نیّت خالصانه، رفتار صادقانه و تلاش ایثارگرانه‌شان تنها در جهت تحکیم روابط میان عروس و داماد، تقویت روحیه ی آرامش‌گری و سکینه ی خاطر ایشان باشد. در یک کلام باید گفت که معیار و میزان و دامنه و گستره ی روابط خانوادگی باید افزایش نشاط روانی، آسایش خیال و رشد و اعتلای وجود عروس و داماد باشد.
با این نگاه، مادرشوهری موفّق و تواناست که همواره با پندار و رفتار عاقلانه، مخلصانه و فداکارانه ی خویش زمینه دوستی، مودّت و محبّت میان پسر خود و عروس خانم را بیشتر کند و با  محبّتی که به عروسش ابراز می‌نماید کانون وجود او را سرشار از آرامش سازد تا توان آرامش‌گری او نیز افزون‌تر گردد.
در واقع، عروس خانم برای مادرشوهرهای مهربان و فهمیم همچون دختری عزیز و دوست داشتنی است. مادرشوهرهای وارسته و دوراندیش همسر پسرشان را فرزندی دلبند می‌پندارند و آرامش و راحت او را آرزوی قلبی خود می‌دانند و خدای ناکرده او را به عنوان رقیب کشش‌های عاطفی و خواست‌های روانی خود نمی‌بینند.
عروس خانم‌ها می‌توانند صمیمی‌ترین یار، با محبّت‌ترین دوست و با وقاترین فرزند برای مادرشوهرهای صبور خود باشند و  مادرشوهرها نیز می‌توانند برای همیشه مادری مهربان، دلسوز و پرعطوفت برای عروس خانم‌های فهیم و قدرشناس خویش باشند. 2
مادر شوهرهای کریم و با صلابت به‌درستی می‌‌دانند که محبّت به معنای گذشت، ایثار، صداقت، صبوری و احسان، جان مایه حیات پربرکت، آرامش روان و نشاط و سرزندگی است.
مادرشوهای با فضیلت آگاهند که اعتماد به نفس زوج‌های جوان، گرمی زندگی مشترک آنان، سلامت فکر و روان، تحرک و پویایی و حسن تدبیر آقا دامادها و عروس خانم‌ها در دور بودن از دخالت‌ها و اظهارنظرهای غیرلازم، تشویق‌ها و نگرانی‌های بی‌مورد، مبرا بودن از شک‌ها و بدبینی‌ها، حفظ زبان از آسیب‌ها و مجهز بودن به زبان تشویق، ترغیب و تأیید خوبی‌ها و درستی‌هاست.
مادرشوهرهای صالح، متعهّد و آینده‌نگر به نیکی واقفند و باور دارند که شایسته آن است که به جای زبان انتقاد، کلام گله‌آمیز، رفتار دخالت‌گرانه و تحقیر‌آمیز، از کلام تأیید و تشویق، سخن محبّت‌آمیز، رفتار حمایتی و هدایتی و همراه با تکریم شخصیّت زوج‌های جوان بهره گرفت.
مادرشوهرهای مطلوب و نمونه باور دارند که گفتار و رفتارشان در مقابل عروس خانم‌ باید به گونه‌ای باشد که فرزندان ایشان (خواهر شوهرها و برادر شوهرهای عروس خانم) نیز زبان تشویق و تأیید، محبّت و تکریم و رفتار منطقی و عطوفانه را بیاموزند.
مادر شوهرهای بلنداندیش به‌خوبی می‌‌دانند که بخشی از شخصیّت عروس خانم جوان‌شان در زندگی مشترک با پسرشان تکوین می‌یابد: لذا سعی می‌کنند مستعدترین بستر را برای تکوین مطلوب شخصیّت فردی و اجتماعی عروس و داماد فراهم آورند.
مادر شوهرهای بصیر و متعهّد همواره فرزندشان را به حمایت همه جانبه از همسر تشویق نموده و از ایشان می‌خواهند که همسرشان را همراز خود بدانند و شریک زندگی دنیوی و همسفر اخروی.
پانوشت‌ها:
1- خداوند منان از زبان عباد الرحمن می‌فرماید: «الذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین. سوره فرقان، آیه 74
2- در فرهنگ و زبان انگلیسی و در بسیاری از جوامع به عروس خانم، دختر خوانده (DAUGHTER IN LAW)، به داماد، پسرخوانده (SON IN LAW)، به مادرشوهر و مادرزن، مادرخوانده (MOTHER IN LAW)، و به پدرزن و پدرشوهر، پدرخوانده(FATHER IN LAW) می‌گویند. یعنی عروس، یعنی عروس، دختر جدید خانواده، داماد، پسر دیگر خانواده، مادرشوهر به جای مادر و پدرشوهر همانند پدر است.
عروس خانم‌های جوان به نیکی آگاهند که اغلب مادرشوهرها بر خلاف بسیاری از نگرش‌ها و باورهای نادرست و ذهنیت‌های غلط، از شخصیّتی والا و برجسته برخوردار هستند و وجودشان همواره منبع خیر و برکت است.
عروس خانم‌های فهیم می‌دانند که مادرشوهرهای امروز، خودشان در سال‌هایی نه چندان دور در منزلت و جایگاه عروس خانم پای به زندگی مشترک نهاده‌اند و همه ی عروس خانم‌ها نیز بالقوه از منزلت مادرشوهری و مادرزنی برخوردارند و لذا همه ی عروس خانم‌ها باید در اندیشه ی زدودن نگرش‌های منفی، باورهای نادرست و ذهنیت‌های ناروا نسبت به مقام و منزلت «مادرشوهری» باشند.
عروس خانم‌های فهیم خوب می‌دانند که هر قدر نسبت به مادر همسر خود مهربان و صبور باشند، شخصیّت او را مورد تأیید و تکریم واقعی قرار دهند و از سویدای دل او را دوست بدارند، در واقع جاودانه‌ترین دوستی‌ها و محبّت‌ها را در دل همسر خویش بارور می‌کنند.
احترام به مادر و پدر همسر و تکریم شخصیّت ایشان توسط عروس خانم از اصول مهم زندگی مشترک و از معیارهای اصلی حسن تدبیر در حیات زوج‌های جوان است.
آقا دامادها در یک نگاه بیشترین مسوولیّت را در تألیف قلوب، تنظیم حسن روابط، تعمیم نیکی‌ها و مهربانی‌ها و تقویت پایه‌های استوار کانون پرنشاط خانواده را برعهده دارند.
آقا دامادها، حلقه ی اتصال و پیوند عاطفی و موجب نزدیکی دل‌ها و مهربانی قلب‌ها هستند.
آقا دامادهای فهیم و برتر آنانی هستند  که از هیچ کوششی در جهت تألیف قلوب مادر و همسر و  همدلی وهمراهی ایشان دریغ نمی‌ورزند.
آقا دامادهای موفّق آنانی هستند که هرگز از قدر‌دانی و تمجید از وجود گرامی همسر و اظهار محبّت و دوستی نسبت به وی و نیز تعظیم و تکریم شخصیّت بزرگوار و ارجمند مادر غافل نمی‌شوند.
آقا دامادهای برتر، مردان پرصلابت و فهیمی هستند که پس از ازدواج رابطه ی عاطفی خویش را با مادر و پدرعزیز خویش بیشتر می‌کنند و همواره تلاش می‌نمایند دوستی و محبّت همسرشان را نیز به‌طور مستقیم و غیرمستقیم نثار آنان نمایند.
آقا دامادهای بصیر با توجه به حساسیت احتمالی والدین خود، بخصوص مادر نسبت به زندگی تازه و شخصیّت عروس خانم، همچون تن‌پوشی مطمئن برای همسر، هرگز ذره‌ای از کاستی‌ها و نارسایی‌های زندگی مشترک و ضعف‌ها و کوتاهی‌های احتمالی همسر خویش را به خانواده ی مادری خود انتقال نمی‌دهند، بلکه همیشه از مهر و محبّت و گرمی و صمیمیّت همسر خود سخن گفته، با ابلاغ ارادت خاص و محبّت خالصانه ی وی نسبت به والدین و خواهرانش، دل ایشان را شاد و قلب‌ها را به هم نزدیک می‌کنند.
آقا دامادها هرگز گله‌های احتمالی مادر و خواهر خود را به همسرشان انتقال نمی‌دهند و در عوض از تعریف و تمجید آنان نسبت به شخصیّت خوب عروسشان سخن می‌گویند و این خود زمینه پدیدآیی نگرش‌های مثبت و رفتارهای خوشایند نسبت به خانواده همسر در اندیشه و عمل عروس‌خانم خواهد بود. 1
آقا دامادها و عروس خانم‌های فهیم هرگز اجازه نمی‌دهند که فرصتی فراهم شود تا جمعی زبان به غیبت گشوده، شخصیّت همسر و یا خانواده ی ایشان را مورد نقادی و تحقیر قرار دهند.
آقا دامادهای مهربان و منطقی و عروس خانم‌های با وقار و متین همواره تلاش می‌کنند که با محبّت متقابل و گرمی روابط، دل‌های والدین خود را نسبت به همدیگر نزدیک و نزدیک‌تر سازند.
پایان
پا نوشت ها :
1- به‌طور کلی انسان طولانی‌ترین زندگی را با همسر خود دارد، و نحوه ی انتخاب همسر و زندگی مشترک ترسیم‌گر مسیر فلاح و یا خدای ناکرده نشانه‌ای از رسیدن به بن‌بست‌ها و درّه ی ندامت است. بعد از خداوند منان آن که محرم‌راز و تن‌پوش جسم و جان انسان است همسر است. از نظر حقوق‌ اسلامی همسر مقدّم بر پدر و مادر است. هرچند تکریم پدر و مادر نشانه کمال شخصیّت انسان و نگاه کردن فرزند به چهره پدر و مادر عبادت است. لذا متاسفانه بعضاً برخی از همسرها در شرایط ناخوشایندی که در آن واقع می‌شوند می‌گویند : «زن(یا شوهر) پیدا می‌شود امّا مادر که پیدا نمی‌شود» و با چنین جملات ناصوابی زمینه ظهور نگرش‌های منفی و روابط سرد و طردآمیزی را در کانون خانواده فراهم می‌نمایند. شایسته و بایسته آن است که هرگز جملاتی از این قبیل بین زن‌ها و شوهرها، دامادها و مادرزن‌ها، عروس‌ها و مادرشوهرها مطرح نگردد و سخنان سخیفی از این قبیل و هر گونه بازخورد و نگرش نادرستی نسبت به جایگاه همسر از جامعه اسلامی زدوده شود.


منبع : روان شناسی رابطه ها - دکتر غلامعلی افروز - با تغییر و تلخیص

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:18 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی

 

زندگی هدفمند

« برنامه ریزی كنیم تا زندگی هدفمند داشته باشیم »
وقت، در حقیقت همان عمر انسانی است كه لحظات و دقایق آن به صورتهای مختلف سپری می شود. بدیهی است عمر وبهتر بهره گرفتن از آن ، تنها سرمایه ای است كه در اختیار انسان قرار گرفته و آنچه ارزش واقعی یك انسان كامل را تعیین می كند ، صرف كردن به موقع این سرمایه ی مهم است . و همین لحظات و دقایق زودگذرو ارزشمند است كه سرنوشت انسان را تعیین می سازند. وقت همان عمر انسان است كه نه برگشت پذیر است و نه چیزی جانشین آن می شود. آدمی كه بر اساس هر چه پیش می آید وقت می گذراند ، تصور مبهم و گنگی از هدفش در ذهن دارد و حتی ممكن است كاملاًهدفش را گم كند.ولی وقت شناس و طراح خوب وقت ، جنبه های مختلفی ازراههای رسیدن به هدف رادر نظرمی گیرد.سودمند كردن وقت معنی اش آن است كه از تمام امكانات موجودی كه در اختیار داریم ، بهترین شان را انتخاب كرده و آن را در زمان مشخص به نیكوترین نحو به كار اندازیم .انتخاب امور مهم زندگی و برنامه ریزی برای آنها غالباً كار مشكلی است . این كارها نیاز به فكر و اندیشه دقیق وقدرت تصمیم گیری دارد و هم چنین نیازمندآگاهی به این امر است كه چه معیار ومحكی رابرای انتخاب كارهای مقدم تر خود در نظر می گیریم .به نظر می رسد بسیاری از مردم فقط از آن جهت در برنامه ریزی دچار اشكال می شوند كه آن را در ذهن و خیال خود تنظیم می كنند درحالیكه آنان به روشی نیاز دارند كه بیشتر به اهمیت برنامه ریزی آگاهشان كند و آن را جدی تر در نظر بگیرند. تجربیات نشان داده كه بهتر است به جای آنكه در ذهن و خیال خود برنامه ریزی كنیم آن را به قلم آورده و در كاغذی بنویسیم .
تسلط بر وقت با برنامه ریزی
در هر برنامه ریزی اعم از اینكه برای مدت طولانی ، متوسط و یا كوتاه باشد مراعات دو اصل ضروری است :
1- تنظیم لیست كارهای مورد نظر
2- تنظیم حق تقدّم هر كار،بر دیگری .
وقتی لیست كارها را تنظیم كردید . ببینید كارهایی كه بیشترین اهمیت را در حال حاضر برای شما دارند ، كدامند . برای این كار از سیستم«الفبا »كمك بگیرید.حرف«الف » در كنار آن كارهایی از لیست كه برای ما مهم ترین است ، بگذارید . حرف « ب» را برای كارهایی با ارزش متوسط و« پ » را برای كارهای كم ارزش در نظر بگیرید . مواردی كه با حرف « الف » مشخص شده ، باید آن دسته از اموری باشند كه برای شما در درجة اول اهمیت هستند و با انجام این امور در اولین فرصت ، بهترین استفاده را از وقت خود می كنید . در این حال انجام امور «ب» و «پ» را به بعد موكول می كنید .
داشتن هدف ،جزئی از طبیعت انسان بوده و بشربدون آن قادر به ادمه زندگی نیست بنابراین تنظیم هدفهای زندگی به شما كمك می كند تا با تجسم روشن ترآنچه می خواهیددرآینده داشته باشید از هم اكنون به ساختن آینده شروع كنید .
دومین قدم اساسی را برای كنترل وقت و زندگی موقعی می توان برداشت كه صورت هدفهای زندگی تنظیم شده و آماده ، در دسترس باشد .
یكی از رموز اصلی انجام كار بیشتر در روز این است كه وقتی لیست كارهای روزانه را تهیه كردید آن را در معرض دید خود قرار دهید و همچنان كه روز را سپری می سازید یك به یك آن را به صورت دستورالعملی به كار ببندید ، به مجردی كه كاری را انجام دادید در لیست روی آن خط بكشید . در آخر روز آنچه از لیست باقی مانده در ورقة دیگر یادداشت كنید.
بعضی از مردم وقت گرانبهای خود را به علت ترس از انجام كارهای غلط ، صرف رفتارهای وسواسی می نمایند .بررسیها نشان داده ، اشخاصی كه خوش بینانه به موفقیت می اندیشند و در این راه تلاش می كنند بیش از كسانیكه ترس و واهمه دارند ( به انتظار شكست هستند) ،شادند و در كار خود موفق می شوند .
از اشتباه كردن نترسید . اشتباه و شكست جزء امور طبیعی و عادی انسانهاست.به این فكر كنید كه هر اشتباه شما را به توفیق نهایی نزدیكتر می سازد .
بنابراین ،اولین و اساسی ترین سرمایة هر كس دوران عمر اوست . عمر یعنی دقایق ، ساعات ، روزها و سالهایی كه زنده هستیم ، فقط در چارچوب این اوقات است كه برنامه ریزی خوب و مفید امكان پذیر می باشد و این برنامه ریزی را با مشخص كردن اهداف اصولی زندگیتان شروع كنید .


منبع: راز شاد زیستن - ترجمه وحید افضلی راد

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

شنبه 4 شهریور 1391  2:19 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها