پاسخ به:رازهای زندگی
شنبه 4 شهریور 1391 1:51 PM
مرد شما حرف هایتان را بهتر مى فهمد، اگر...
1 - وقتى از همسرتان مى خواهید كه كارى را انجام دهد، بهتر است بگویید:
«مى شود این كار را انجام بدهى؟» نه این كه «مى توانى این كار را انجام بدهى؟» بیشتر زنان در این مواقع از كلمه «مى توانى» استفاده مى كنند. چرا كه به نظر مى رسد مؤدبانه تر باشد. ولى در این صورت شما از همسرتان درباره توانایى هاى او سؤال مى كنید تا این كه به او بگویید كارى را انجام دهد. مردان ترجیح مى دهند كه درخواست شما مستقیم باشد نه این كه با ایما و اشاره، مطلبى به آنها فهمانده شود.
2 - رك و مستقیم با آنها صحبت كنید:
سعى كنید كه دقیقاً آنچه را كه مد نظر دارید به شوهرتان بگویید و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازید. فراموش نكنید آنها مثل شما حس ششم قوى ندارند!
3 - این را درك كنید زنان بیشتر از مردان به گوش دادن بها مى دهند:
براى این كه گوش دادن به صحبت هاى طرف مقابل در حكم راهى براى بیان كردن عشق و علاقه و حتى منعكس كننده یك ارتباط است. ولى براى یك مرد هرگز این طور نیست.
4 - وقتى كه به صحبت شما گوش مى دهد از او تشكر كنید:
مردان به این نوع تأیید از جانب شما احتیاج دارند، خصوصاً اگر در حیطه روابط نیز باشد. چون اغلب گمان مى كنند قادر به درك نیازها و خواسته هاى همسرشان نیستند و تشكر شما، این ابر سیاه را از افكار آنها پاك مى كند!
5 - مختصر و مفید صحبت كنید:
مردان توجه و علاقه چندانى به جزئیات اطراف خود ندارند. مثلاً براى آنها مهم نیست كه پرده هاى خانه دوست شما چه رنگى است یا چند تار مویى را كه اخیراً در وسط موهایتان رنگ كرده اید به شما مى آید یا نه. پس سعى كنید از مرد خود چنین انتظارى را نداشته باشید. چون با این كار لطف بزرگى به زندگى زناشویى خود كرده اید!
6 - آنقدر بپرسید تا نظرش را واضح به شما بگوید:
مثلاً براى خرید لباس، گاهى از او مى پرسید كه نظرش در مورد رنگ لباس چیست و او مى گوید «هر چه تو مى پسندى، من هم مى پسندم.» اما بعد از خرید لباس رنگش را چندان نپسندد. بنابراین قبل از خرید و هر كار دیگرى كه نظر او برایتان اهمیت دارد، نظر دقیق و واقعى او را جویا شوید تا در آینده دچار مشكل نشوید.
7 - به او نگویید:
«تو هیچ وقت به حرفهایم گوش نمى دهى!» این كار دقیقاً مساوى است با آغاز یك سلسله احساس تحقیر و ناپختگى در همسرتان، که آغاز ایرادگیرى وى از شما خواهد بود.
8 - در نهایت در حضور اطرافیان از او به خاطر درك والایش، تشكر كنید.
از این كه او همیشه به شما گوش مى دهد و این كه چقدر خوب شما را درك مى كند. شما فقط امتحان كنید؛ معجزه مى كند!
اگر گوش برای شنیدن ندارید ، لطفا سخن نگویید
كسی كه گوش برای شنیدن ندارد، دهان برای گفتن هم ندارد.
باید شنید؛ كلمه، جمله، عبارت و...
باید شنید و بر شنیده ها تامل كرد تا گفتن را بیاموزیم. پس نشنیدن، نگفتن هم هست .
مردی كه حاضر نیست حرفهای همسرش را بشنود، قاعدتاً حرفی برای گفتن به او ندارد و نیز نباید انتظار شنیدن حرفهایش را داشته باشد! شنیدن برای رسیدن به تفكر، تعامل و گفت وشنود است .
باید بشنویم تا بتوانیم بگوییم .
پدر باید حرف فرزند رابشنود تا بتواند به او بگوید" به آنچه می گویم گوش كن وبه آن عمل كن ".
زنی كه پرگوست وكمتر گوش شنیدن دارد ، باید بداند بیشتر آنچه را كه می گوید از سوی شوهرش شنیده نمی شود.
پس اگر زیاد می گوییم ، زیاد هم باید بشنویم؛ اگرمی گوییم، باید انتظار شنیدن هم داشته باشیم. جز این اگر باشد، تعامل وگفت وشنودی منطقی ومتوازن بر قرار نمی شود. اگر می خواهیم صدای ما را بشنوند، باید اجازه بدهیم دیگران هم سخن بگویند و ما بشنویم.
وقتی می گوییم ، یعنی فكر كرده ایم وگفته ایم.
تنها در خانواده هایی تعامل و گفت و شنود وبحث موجه و مستدل صورت می گیرد كه اعضای خانواده همان قدر كه می خواهند بگویند، همان قدرهم آماده شنیدن باشند.
تردیدی نیست درچنین رویكردی باید وزن و جایگاه هر گوینده ای رعایت و ملاحظه شود.
پدر كیست، چه مسوولیت ها و اختیاراتی دارد؟ مادر كیست، چه مسوولیت ها واختیاراتی دارد؟ فرزند كیست، چه مسوولیت ها و اختیاراتی دارد؟ برای گفتن ، برای شنیدن ، برای تعامل وگفت وشنود باید بدانیم كیستیم؟ از چه می گوییم وچرا می گوییم؟ سرپرست خانواده اگر آگاه و بینا بر نقش و وظایف خود وهر یك از اعضای خانواده باشد، می داند و به درستی می داند كِی باید بشنود وكِی باید سخن بگوید.
به صحبت های او گوش فرا دهید
اگر فقط ناچار به بیان یك پیشنهاد باشیم كه به حل تمامی مشكلات رابطه ای و خانوادگی كمك نماید، تنها می توان این عبارت را بیان كرد : " بكوشید شنونده خوبی شوید " . اگرچه اكثریت قریب به اتفاق ما باید در این زمینه خود را تغییر دهیم ، اما باید بگوییم كه "مردان " نیاز بیشتری به تغییر در این زمینه دارند.
اكثر زنان از ضعف همسر ، پدر یا مردان دیگر در گوش سپردن به صحبت هایشان ، شكایت دارند. و اكثر این زنان معتقدند كه كوچكترین تغییر و تقویت در گوش فرادادن ، بی اندازه مورد استقبال آنها قرار می گیرد و بدون تردید رابطه آنها را ( صرف نظر از طبیعت آن ) بهبود می بخشد. گوش سپردن تقریباً شبیه به "داروی معجزه آسا " است كه پیامدهای این امر را تضمین می كند.
اگر از راز موفقیت زوج هایی كه ادعا می كنند رابطه ای محبت آمیز دارند ، بپرسید ، اكثر آنها به توانایی شخص مقابل در گوش فرا دادن ، اشاره نموده و از آن به عنوان مهمترین عامل مؤثر در كیفیت روابط خود یاد می كنند. این مطلب را می توان به روابط مثبت پدر و دختر و ... نیز تعمیم داد.
حال چرا با وجودی كه اثر " گوش فرادادن " این چنین قوی و مؤثر است ، فقط معدودی از مردان ، شنوندگان خوبی می شوند؟
دلایل آن عبارتند از : اول ) تا جایی كه به ما مردان مربوط است، اكثر ما حس می كنیم كه " گوش فرا دادن " راه حلی انفعالی است. به عبارت دیگر ، وقتی به جای قطع كردن صحبت فقط به آن گوش می دهیم ، احساس می كنیم كه كاری انجام نداده ایم و بیش از اندازه منفعل هستیم . پذیرش این واقعیت كه گوش سپردن خود راه حل است ، امری دشوار است.
برای غلبه بر این مشكل باید متوجه شویم كه چقدر ارزشمند است كسانی كه به آنها علاقه داریم ، صمیمانه به حرفهای ما گوش كنند. ما احساس می كنیم كسی هست كه حرف ما را بشنود و به ما محبت كند. بدین ترتیب روحیه ما تقویت شده و احساس تفاهم با اطرافیان می كنیم . از طرف دیگر وقتی احساس می كنیم كسی به صحبت های ما توجهی نمی كند حس می كنیم كه گم كرده ای داریم و احساس یأس و نارضایتی می كنیم.
دوم ) عدم باور " بد بودن " خودمان است . البته ما این موضوع را جز از طریق بیان مستقیم یا غیر مستقیم و كنایه ای ، متوجه نمی شویم . عدم توانایی در گوش سپردن ، عادتی غیر قابل رؤیت می شود ، كه حتی شاید وجود این اشكال را باور نداشته باشیم و به دلیل وجود دوستان زیادی كه داریم ، توانایی شنیدن ما بسیار كافی به نظر برسد و به همین دلیل راجع به آن زیاد فكر نمی كنیم .
تعیین این امر كه تا چه حد شنونده مؤثری هستید نیاز به صداقت و تواضع فراوانی دارد . باید هنگامی كه می خواهید میان سخن كسی بدوید یا حرف او را قطع كنید ، عزم را جزم كرده و آرام بگیرید و به خود گوش فرا دهید . یا پیش از آن كه صحبت فرد مقابل به اتمام برسد ، صبورتر باشید و یا با خود فرض كنید كه خودتان صحیح فكر می كنید ، یا اصلاً راجع به چیز دیگری فكر كنید .
با این روش نتیجه كار تضمین شده است . كار ساده ای است . آرام گرفته و خوب گوش بسپارید و از این كه می بینید مشكلات گذشته با چه سرعتی خود به خود حل می شوند و چه احساس نزدیكی نسبت به افراد مورد علاقه خود می نمایید ، حیرت خواهید كرد. خوب شنیدن " هنر " است و به هیچ وجه امر پیچیده ای نیست. پیش و بیش از هر امری نیت كنید كه شنونده خوبی باشید و سپس با تمرین به آن دست یابید. اطمینان داریم تلاش شما مؤثر و مفید خواهد بود
راهی برای رسیدن به تفاهم بین همسران
زن و شوهری كه پایه و اساس زندگی شان مهر و محبت است، حق دارند از هم متوقع باشند. در پی توقع نیز رنجش یا اختلاف به وجود می آید. بنابراین زوج ها نباید از اختلاف بترسند و بایستی آن را طبیعی و گریبان گیر هر زندگی مشترك محسوب كنند. البته آن را دست كم هم نباید بگیرند و لازم است سعی كنند تا هرچه زودتر رفع شود. چگونه؟ پیش از هر چیز، گفتگو یا مذاكره در این زمینه راه گشاست. اما از بسیاری شنیدهایم كه از گفتگو نتیجه عكس گرفته اند و به جای این كه مشكلشان حل شود، اختلاف بیشتری پیدا كردهاند؛ چرا؟! چون راه گفتگو را درست نرفته اند یا نمی دانند.
كسی كه قادر نیست خوب مذاكره كند، با یكی از دو مشكل مهم زیر یا هر دو مواجه است:
1. از مهارت های كلامی برخوردار نیست؛
یعنی نمی داند حین مذاكره چه بگوید یا چه رفتاری داشته باشد كه گفتگو به نتیجه مثبت برسد. اگر بیندیشیم كه بهتر است چه بگوییم و چه نگوییم، نیمی از مشكل حل است؛ زیرا به مهارت كلامی دست یافته ایم. حال می ماند عملی كردن این روش كه خود هنری است.
2. دومین عامل شكست مذاكرات، خشم و عصبانیت یك یا هر دو طرف است؛
یعنی فرد از مشكل پیش آمده آن قدر عصبانی شده كه نمی تواند خشم خود را مهار كند و حین مذاكره آن را ابراز می كند. در نتیجه طرف مقابل هم كه در حد خود خشمگین است، مقابله به مثل می كند و خدای ناكرده كار به جاهای باریك می كشد. بعضی ها چه زن، چه مرد متأسفانه از واقعیت فرار می كنند و گله گذاری نیز یكی از همین واقعیت هاست كه از آن می گریزند (منظور گله گذاری از نوع خوب). اگر شما اكنون مشكل، رنجش یا اختلافی را حل نكنید، روی هم تلنبار می شود و وای از آن روز كه فرد به حالت انفجار برسد! وقتی شما پر از تنش، خشم یا نفرت هستید، پس از صحبت تخلیه می شوید. تخلیه شدن باعث آرامش فرد می شود و او دیگر كینه توزانه برخورد نمی كند. همچنین نمی خواهد عالم و آدم حق را به او بدهند و جانبش را بگیرند.
توجه داشته باشید كه مذاكره كردن پیشنهاد یا راهحل تازه ای نیست. تا آدم روی زمین بوده، هر جنگی پشت میز مذاكره حل شده است. به علاوه، ما دائم در حال مذاكره هستیم؛ با راننده تاكسی؛ با فروشندگان و...؛ پس چیز نوظهوری نیست. منتهی هنگام مذاكره با دیگران جبر محیط و شرایط و حجب و حیا باعث می شود تند نروید، جانب احتیاط را نگه دارید و از آداب و سنن جامعه پیروی كنید.
اما متأسفانه وقتی پای مذاكره با همسر به میان می آید، اغلب تمام دانسته ها و قوانین و آداب نادیده گرفته می شود؛ چرا؟ چون آن حجب و حیاها دیگر در كار نیست؛
گله گذاری خوب فقط با به كار بستن مهارت های كلامی قابل اجراست:
1- با زیباترین و بهترین عبارت ها همسرتان را مخاطب قرار دهید.
این كار روح او را از شادمانی لبریز می كند. متأسفانه ما عادت داریم به هر كه نزدیك تر شویم، بیشتر حرمتش را بشكنیم. پس با همسرمان با همان احترامی حرف بزنیم كه با فرد بیگانه یا آشنایی صحبت می كنیم؛ زیرا احترام، احترام می آورد و فرد هر چه به ما نزدیك تر باشد، به این احترام بیشتر نیاز دارد تا ركود و سردی بر رابطه مان سایه نیفكند.
2- هنگام صحبت مراقب باشید غرور همسر را جریحه دار نكنید.
این گونه زخم ها خیلی عمیق اند و عامل بسیاری از اختلافها و درگیریهای بعدی می شوند. حتی اگر جلسه مذاكره به ظاهر ختم به خیر شود.
3- در گفتار و كردارتان صادق باشید؛
صداقت واقعیتی است ملموس كه همگان به راحتی متوجه آن می شوند. فریب، دورویی و ریاكاری نتیجه سوء دارد و از عوامل مهم شكست مذاكرات است.
4- هنگام گفتگو جانب منطق و انصاف را نگه دارید.
برای این كار هم لازم است خود را جای طرف مقابل بگذاریم. در این صورت شرایط و حال او را درك می كنیم و از میزان رنجش ما كاسته می شود؛ زیرا درمی یابیم او در آن لحظه كاری غیر از این نمی توانسته بكند.
5- سهم خود را در مشكل پیش آمده ببینید و صادقانه به آن اعتراف كنید.
آدم عاقل كسی است كه اشتباه خود را متوجه شود و شهامت بیان آن را داشته باشد. به این ترتیب طرف مقابل نیز وادار به فكر كردن می شود تا سهم خود را در آن مشكل ببیند؛ یا حتی بیندیشد كه آنچه رخ داده سوءتفاهم بوده است. به ویژه اگر یك بار بگویید «مرا ببخش» یا «عذر می خواهم، اشتباه از من بود»، كافی است كه طرف اگر سوار خر شیطان هم باشد، پایین بیاید و دریچه قلبش را به روی شما باز كند.
6- لحنمان هنگام گفتگو باید مهربانانه باشد.
وقتی لحن خصومت آمیز داریم یا می خواهیم طرف را محاكمه كنیم و یا سرجایش بنشانیم، به یقین مذاكره را به شكست خواهیم كشاند. باید به طرف ثابت كنیم كه قصد ما مچ گیری نیست یا به اصطلاح نمی خواهیم او را خیط كنیم. چنین لحنی ما را به هدف اصلی مان می رساند؛ چنان كه گفته می شود «محبت غیرممكن را ممكن می سازد».
7- در حین مذاكره از زخم زبان، گوشه و كنایه، تحقیر، تمسخر و تخطئه بپرهیزید.
تهدید نكنید و خط و نشان نكشید. این رفتارهای منفی گفتگو را مسموم می كند.
8- از مقایسه همسر با دیگران بپرهیزید.
بر كارهای خوب او انگشت بگذارید و تأكید كنید كه این اختلاف ها ناشی از اختلاف سلیقه است و به راحتی حل می شود. او را همان طور كه هست بپذیرید تا اعتماد به نفس پیدا كند و راغب شود كه در خودش دگرگونی به وجود آورد.
9- از لجاجت و یكدندگی بپرهیزید.
اگر نتوانستید به نتیجه مطلوب برسید، ادامه مذاكره را به جلسه بعد موكول كنید و هرگز نخواهید در همان لحظه از طرف مقابل اعتراف بگیرید كه مقصر است. این رفتار هم خطاست و هم نشانه عاری بودن ما از ظرفیت؛ همواره به یاد داشته باشیم برای رسیدن به هر هدف راه های متعدد وجود دارد و لازم نیست حتماً چیزی به همان زبان و با همان كلمههایی كه ما می خواهیم بیان شود.
یكدندگی و لجاجت شرط عقل نیست.
10- هنگام مذاكره به بیش از یك یا دو مسئله نپردازید و در آن واحد، صد مشكل از دیروز تا فردا را مطرح نكنید.
وقتی موضوع یا مشكلی را حل كردید و بر سر آن به توافق رسیدید، به مسئله بعدی بپردازید.
11- اگر مذاكرهتان ختم به خیر شد، جشن كوچكی بگیرید و از این كه یك بار دیگر در كنار هم هستید و تفاهم دارید لذت ببرید.
منبع: خانوادهِ خوشبخت/ مجموعه گفتارهای رادیویی - تألیف: ا. كیهان
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب