سرمربي تيم ملي كشتي فرنگي ايران در حالي كه براي تمام شاگردانش شانس مدال قائل است، از همه ميخواهد با توقع بيجا اشتباه پكن را براي حميد سوريان تكرار نكنند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در انتظار شنيدن صدايش هستي اما او آرام است و در گوشهاي ايستاده و كل سالن را زير نظر دارد. از دور با اشارهاي نشان ميدهد كه هماكنون زمانش نيست و كمي وقت ميخواهد تا تمرين تمام شود. انرژي فوقالعادهاي در كنار كشتيگيران دارد و ميداند بايد براي شاگردانش چه كار كند.
ريز به ريز وضعيت فرنگي كاران را مي داند و به قول خودش راه درست را پيش روي آنها قرار مي دهد. محمدبنا سرمربي تيم ملي كشتي فرنگي ايران آنقدر با انرژي است كه وقتي از كنار تشك، تمرين با شاگردانش را نظاره كني، انرژي ميگيري، چه برسد با او صحبت كني.
محمد بنا
پس از پايان تمرين با خندهاي نزديك ميشود. از وضعيت شاگردانش ميگويد كه با تمام توان آماده المپيك ميشوند. با جرات از طلسمشكني حرف ميزند و ميگويد كشتي فرنگي ايران پس از 40 سال مدال المپيك ميگيرد. آنقدر انرژي و اعتماد به نفس دارد كه كاغذ و قلم برابرش به كار نميآيد و تنها بايد صحبتهايش را گوش كني و بفهمي. در شرايطي كه مليپوشان ايراني از يكشنبه قدرت نمايي خود را در المپيك آغاز ميكنند، محمد بنا با خبرنگار ايسنا به گفتوگو پرداخت و از روزهاهي گذشته و پيش رو حرف زد. مشروح گفتوگو ايسنا با محمد بنا را در ادامه ميخوانيد.
المپيك ميعادگاه طلسمشكني كشتي فرنگي است. فرنگيكاران به قولشان عمل ميكنند؟
انشاءالله. كيفيت كشتي فرنگي ايران بالا رفته و شرايطمان نسبت به گذشته زمين تا آسمان فرق ميكند. حالا همه از فرنگيكاران توقع دارند كه بسيار به جا است. در كنار اين همه توقع ما هم اميدواريم طلسم 40 ساله را بشكنيم و دست پر به ايران برگرديم.
فرنگيكاران روزهاي سختي را گذراندند و حالا روزهاي دشوارتري دارند. با اين همه تلاش، شانس چند مدال در المپيك داريم؟
از نظر من هر شش كشتيگير ايران شانس مدال دارند اما شانس با خود مدال فرق دارد. براي رسيدن به مدال بايد پنج مسابقه برگزار شود. مسابقههايي كه به تنهايي يك فينال هستند. بايد حريفاني را پشت سر گذاشت كه بهترينند و براي آمدن به المپيك گزينش شدهاند. المپيك جايي است كه نميشود همه چيز را صددرصد پيشبيني كرد. كشتيگيران ايران در هر وزن شايسته مدال هستند. شايد كمي كار بشير باباجانزاده دشوارتر باشد و اميدوارم خدا هم به او در قرعه كمك كند اما همه ميتوانند مدال بگيرند. ديگر كشتي فرنگي ايران يك نفر نيست. اكنون در كنار حميد سوريان، اميد نوروزي هم يكي از مدعيان اصلي مدال محسوب ميشود. سعيد عبدولي، حبيب اخلاقي و قاسم رضايي نيز مدال ميخواهند.
آخرین تمرین تیم ملی کشتی فرنگی پیش از اعزام به المپیک لندن
توقعها از حميد سوريان بيشتر است؟
همه وظيفهشان را ميدانند و مسئوليت كسي بر عهده ديگران نيست. مخالف اين نظر هستم. همه بار را به شانه سوريان گذاشتهاند. همه ميگويند سردار كشتي ايران سوريان است. اين حرفها را نزنيد. اشتباه پكن را نكنيد. همه فرنگيگيران سردار هستد. در گوانگجو پيشبيني كردند كه تنها سوريان يك طلا ميگيرد اما او مدال نگرفت اما به جايش چهار طلاي ديگر به دست آورديم.
اين ديدگاه در بين فرنگيكاران نيز وجود دارد؟
بله، همه جايگاه خودشان را دارند. اگر قرار باشد كه سوريان سردار باشد و ببازد پس همه بايد ببازند اما در گوانگجو اين اتفاق نيفتاد. سوريان به عنوان اسطوره و بزرگ كشتي براي فرنگيكاران يك دنيا انگيزه است اما اين كه از او توقع بيجا داشته باشيم تنها استرس و فشارش را زياد ميكنيم كه درست نيست.
براي رسيدن به مدال بايد پنج مسابقه برگزار شود. مسابقههايي كه به تنهايي يك فينال هستند. بايد حريفاني را پشت سر گذاشت كه بهترينند و براي آمدن به المپيك گزينش شدهاند. المپيك جايي است كه نميشود همه چيز را صددرصد پيشبيني كرد. كشتيگيران ايران در هر وزن شايسته مدال هستند
در المپيك پكن خيليها معتقد بودند حميد سوريان به دليل وزن كم كردن نتيجه نگرفت. اين موضوع درست است؟
من وقتي شرايط مليپوشان را از نزديك ميبينم از آنها توقعهايي دارم اما نكته اينجاست كه توقعها بيجا نباشد. گاهي ما يك سوپرمن ميخواهيم كه اصلا شكست نخورد. كدام قهرمان دنيا را جز "ساسا آرا"ي ژاپني كه ميگويند 4 بار قهرمان شده را ديدهايد كه شكست نخورده باشد؟ تمام قهرمانان يك روز شكست خواهند خورد. يك قهرمان حق باختن دارد اما بعد از هر شكست بايد بلند شود و دوباره ببرد. اصل زندگي افتادن و بلند شدن است. حميد سوريان هم به عنوان يك قهرمان ميتواند ببازد. درباره المپيك پكن هم او المپيكي تمرين و فكر نكرد. حواسش نبود و باخت. در طرف ديگر ما هم كاري كرديم كه نزديك بود ديوانه شود.
البته سوريان بعد از چند قهرماني به يكباره شكست خورد و همه غافلگير شدند.
نكته همين جاست. چون همه را برد و قهرمان شد توقعها بالا رفت. كسي فكر نكرد كه باخت جزو زندگي است. در كشتي مساوي نداريم. يك نفر ميبازد و ديگري برنده ميشود. سوريان پنج مدال طلا گرفت و ما بد عادت شديم اما اين اتفاق را براي شدن تكرار نكنيد.
تمرین تیم ملی کشتی فرنگی اعزامی به المپیک
حميد سوريان كشتيگير منحصر به فردي است. آيا همچنان تحت تاثير صحبتها قرار ميگيرد؟
حميد يا سفيد است يا سياه. يا مدال طلا ميخواهد يا هيچي. همان موقع كه شكست خورد ميتوانست برنز بگيرد اما چون دوست ندارد زير دست قرار بگيرد مدال برنز هم نگرفت. البته اين شرايطش كمي بهتر شده و باتجربهتر فكر ميكند. شرايط سوريان را جامعه و رسانهها سخت كردند. او هماكنون از نظر بدني آماده و با تمام حريفانش در لندن چند باري كشتي گرفته است. اميدوارم او در روز خوبش وارد مسابقه شود و مدال المپيك را نيز به كلكسيون افتخاراتش اضافه كند.
كشتي فرنگي در اين روزها اعتماد به نفس خوبي دارد. اين اعتماد به نفس از كجا آمده است؟
بله. كشتي فرنگي ايران اعتماد به نفس دارد و آنقدر روحيه پيدا كرده كه ميتواند بهترين باشد. تمام اين شرايط رواني از فكر و انديشه درست نشات ميگيرد. كشتيگيري كه فكر نداشته باشد دوام نميآورد. با همين تفكر و اعتماد به نفس است كه ميخواهد در المپيك براي فرنگيكاران نتيجه بياورد.
اعتماد به نفس و روحيه كنوني براي المپيك كافي است؟
چرا المپيك را تابو كردهايم؟ كار هر 4 سال يك بار ما شده كه المپيك را بزرگتر از حد واقع نشان دهيم. هميشه كشتيگيران ما قبل از المپيك مدالهاي جهاني ميگيرند اما وقتي وارد المپيك ميشوند ناكام هستند. نميدانم ورزشكاران ما فكر ميكنند حريفانشان در المپيك "شاخ" دارند! يا "فرازميني" هستند و نميتوانند آنها را شكست دهند. متاسفانه هميشه با توقعهاي زياد و حساس كردن المپيك كار ورزشكاران را دشوارتر ميكنيم. اين موضوع از نسل قبلي تا نسل امروز رسيده و همه از كشتيگيران توقع دارند. توقع از چي داريد؟ با اين امكانات انگار همه دنيا خوابند و ايران ميتواند به راحتي قهرمان المپيك شود. كسب مدال المپيك سخت است و به سالها زحمت و تلاش نياز دارد.
هميشه قبل از المپيك شاهد اين موضوع هستيم. البته بيشتر فشارها بر روي كشتي است.
نميدانم المپيك چه چيزي دارد كه اين اتفاقها ميافتد. اين تابو المپيك بد است. چيز جالب ديگر اين است كه پيش از المپيك همه ميخواهند در اين بازيها شركت كنند. همه ميخواهند بروند. اين زير پاي او را خالي ميكند. او خودش را جا ميزند و حاشيه ميسازد تا به المپيك برود.
متاسفانه هميشه با توقعهاي زياد و حساس كردن المپيك كار ورزشكاران را دشوارتر ميكنيم. اين موضوع از نسل قبلي تا نسل امروز رسيده و همه از كشتيگيران توقع دارند. توقع از چي داريد؟ با اين امكانات انگار همه دنيا خوابند و ايران ميتواند به راحتي قهرمان المپيك شود
دليلش چيست؟
اينكه ما فرهنگ المپيكي نداريم. در كشتي نگاه كنيد، هماكنون همه ورزشكاران ما آمادهاند و ميتوانند عملكرد خوبي داشته باشند. اما در مجموع بسته المپيكي براي آنها وجود ندارد. به همين دليل است كه ورزشكاران ايران ياد ندارند در المپيك برنده شوند.
پس كادر فني از دو نظر مليپوشان را آماده ميكنند.
خوشبختانه اين بستر فرهنگي المپيك در اين تيمها وجود دارد و اميدوارم كه اشتباه نكرده باشيم. شعار ما تلاش و مبارزه در حد مرگ است. يا پيروزي يا مرگ هدف ما در المپيك است و براي آن مبارزه خواهيم كرد. با قدرتي كه كشتيگيران ايراني دارند اگر چنين تفكري نيز به دست بياورند ميتوانند برنده شوند.
منتظر شگفتي باشيم؟
المپيك عرصه شگفتيسازي است. هميشه و در همه رشتهها يك نفر از گوشه و كنار ميآيد و قهرمان ميشود.
در جريان تمرين انرژي زيادي داريد. اين انرژي چيزي جز عشق نيست. اين اندازه عشق از كجا ميآيد؟
معناي عشق، خود عشق است و پس از آن در معناي كل پسوند و پيشوند ميگيرد. بالاترين عشق، عشق به خدا است. وقتي ايمان در وجود آدم باشد جامعه و زندگي اطراف زيبا ديده ميشود. اينجاست كه بايد بداني كجا هستي و چه ميخواهي. من از همان ابتداي زندگي با كشتي بودم و با اين ورزش بزرگ شدم. 15 ساله بودم كه قهرمان ايران شدم. اما به دليل يك سري از اتفاقها فرصتهايي را از دست دادم، ميخواستم اين تواناييها را در جوانان ايجاد كنم. به دليل اين كه خودم در جواني نتيجه گرفتم به جوانها اعتماد كردم و اعتماد به نفس دادن را به شاگردانم منتقل كردم. حس بردن بخصوص برابر كشتيگيران روس را به جوانان منتقل كردم تا در مسيري درست شايستگيهايشان را اثبات كنند.
آخرین تمرین تیم ملی کشتی فرنگی پیش از اعزام به المپیک لندن
عشق شما در كشتي به چيست؟
از همان ابتدا، مربيگري و معلمي را دوست داشتم. هميشه از خدا ميخواستم تا فرصتي در اختيار من قرار دهد تا اين جوانان را آموزش بدهم. خدا را شكر به خارج رفتم و پس از بازگشتم آقاي طالقاني اين فرصت را داد و حالا اين جوانان به دنبال شگفتيسازي هستند.
از عاشق بودن نترسيديد؟
من عاشقم. زماني كه به ايران آمدم فهميدم كه عاشق بودن در ايران دو معنا دارد. يكي اينكه ديوانهاي و ديگري اينكه به دنبال جايگاه هستي. همان روز خدا را شكر كردم كه من اولي هستم. ديوانه كشتي هستم و زندگيام را برايش ميگذارم. چون لياقت اين جوانها را ميدانم. ايران بهترين جوانها را دارد و اگر مسير درست پيش رويشان قرار بگيرد دست نيافتين خواهند بود.
آقاي بنا! برويم سراغ كشتيگيران. از وزن اول شرايطشان را بررسي كنيم.
وزن اول: حميد سوريان: حميد با همه حريفانش در المپيك كشتي گرفته و غير از حريف روسش همه را ميشناسد. سوريان فرم و كلاس بالاتري از حريفانش دارد و ميتواند با فاصله از آنها كشتي بگيرد. او هوشياري دارد. ميتواند در موقعيتهاي مختلف از شرايط تكنيكي و تاكتيكي منحصر به فردش استفاده و حريفش را غافلگير كند. اگر روز حميد سوريان باشد حيف است مدالي غير طلا براي سوريان در نظر بگيريم. هرچند المپيك قابل پيشبيني نيست اما حميد بر خلاف پكن هم المپيكي تمرين و هم المپيكي فكر ميكند.
وزن دوم، اميد نوروزي: اميد اسوه مقاومت است. خيلي كم ورزشكاري ديدم همانند نوروزي زحمت بكشد. نوروزي فاكتور قدرت دارد كه ميتواند به خوبي از او برابر حريفانش استفاده كند. اميد نوروزي پيش از اين ويژگيهايي نداشت كه حالا به دست آورده و با ديگر فاكتورهايش ميتواند بهترين باشد. او با قهرماني در گوانگجو اعتماد به نفس كسب كرده حالا باانگيزه است و به عنوان شانس مدال معرفي ميشود.
عشق پرچم است و همه ايراني هستيم. بايد مثل خانواده مبارزه كنم. به ما كه در لندن وقت نميدهند اما اگر وقت باشد دوست دارم قايقراني را ببينم. عملكرد بيداريان را تماشا كنم. عاشق مدال گرفتن يوسف كرمي هستم و ميخواهم وزنه زدن وزنهبرداران را نيز از نزديك شاهد باشم
وزن سوم، سعيد عبدولي: دلاور و جنگجويي كه خستگي را نميشاسند. سعيد مملو از جسارت است. پيش از اين گرفتار غرورهاي لحظهاي ميشد كه حالا بهتر شده و اگر تحت تاثير آن قرار نگيرد ميتواند بهترين باشد. عبدولي بهترين كشتيگيرهاي دنيا را برده و نشان داده كيست. سعيد در جام يادگار امام يك وزن بالاتر به مصاف حريفانش رفت و همان جا ثابت كرد كه برايش فرقي ندارد برابر چه كسي مبارزه ميكند. سعيد لياقت همه چيز را دارد و با هوشياري خوبي كه به دست آورده است به جز مدال طلا نميتوان چيز ديگري روي سينهاش گذاشت.
وزن چهارم، حبيب اخلاقي: گلادياتور است اما كار دشواري دارد. هميشه وزنهاي 84 و 120 كيلوگرم دشوار است. حبيب سابقه بردن خيليها را دارد او ميداند برابر هر حريفي چه عملكردي داشته باشد. او از نظر بدني و رواني آماده است و تنها ميخواهد درباره مدال طلا با او صحبت كنيم.
وزن پنجم؛ قاسم رضايي: او بعد از المپيك پكن كمي كنار رفت. با آمدن كشتيگيراني چون علياكبري نتوانست به عنوان نفر سوم در تيم ملي بماند. به عنوان قهرمان جهان دوست داشت نفر اول باشد و به همين دليل كمي فاصله گرفت. پس ازاتفاقي كه براي علياكبري افتاد دوباره برگشت و كار كرد. زحمت كشيد و حالا شرايط خوبي دارد. او قابليتهايي دارد كه از هر 96 كيلويي بهتر است. در اين وزن يك حريف روس و يك حريف ترك دارد كه قدرتمند اما قابل برد هستند. او اگر خودش را به خوبي باور كند به راحتي مدال ميگيرد.
تمرین تیم ملی کشتی فرنگی اعزامی به المپیک
وزن ششم، بشير باباجانزاده: بشير پهلوان و دلاوري است كه جسارت در او موج ميزند. او قابليتهاي تكنيكي بهروزي دارد كه در وزنش منحصر به فرد است. از نظر كلي كلاس كشتي سنگينوزن متفاوت است. ما بشير را بعد از چند سال پيدا كرديم. پيش از آن كشتيگيراني داشتيم كه با تمام قابليتهايشان موفق نبودند. بعد از 96 كيلوها مثل هاشمزاده و قرباني استفاده كرديم كه جواب نداد تا اينكه بالاخره يك 120 كيلوي آرماني را پيدا كرديم. در وزن بشير 7 يا 8 كشتيگير وجود دارند كه بسيار قدرتمند هستند. "لوپز" كوبايي كه يك نابغه است و پس از آن "باروف" ترك با اين كشتيگيران فاصله دارند اما باقي در يك سطح هستند كه بشير باباجانزاده هم بين آنها قرار دارد. البته با تمرينهايي كه داشته كمي از آنها فاصله گرفته است اما اگر شانس قرعه داشته باشد ميتواند عملكرد مناسبي به نمايش بگذارد. البته چيزي معلوم نيست و شايد لويژ و باروف هم برابر بشير مغلوب شدند.
شاگردانتان در مقايسه با حريفانشان چه چيزي كم دارند؟
هيچ چيز. وقتي بازي كشتيگيرها را تماشا ميكنم و با يك تصويرسازي آنها را برابر مليپوشان ايران قرار ميدهم هيچ كدام از كشتيگيران ما در آن شرايط شكست نخواهند خورد. مگر به خودشان ببازند. من شاگردانم را ميشناسم و با توجه به اين شناخت پيشبيني ميكنم. ضريب خطاهايم نيز كم است. اما تمام شانسي كه براي آنها قائلم صددرصد نيست. در وجود همه آنها مدال ميبينم و به آنها ايمان دارم.
محمد بنا اگر بخواهد تماشاگر يك مسابقه باشد كدام ورزش را انتخاب ميكند؟
جا دارد اينجا براي ورزش تاسف بخورم. يكي از مشكلات ورزش ايران عدم شناخت رشتهها از يكديگر است. ورزشكاران ما در دهكده غريبه هستند و يكديگر را نميشناسند. هيچ كشوري همانند ايران نيست. در اين شرايط خودم سعي ميكنم ارتباط برقرار كنم و احترام بگذارم. به طور مثال در گوانگجو به آقاي مهماندوست تبريك گفتم. عشق پرچم است و همه ايراني هستيم. بايد مثل يك خانواده مبارزه كنيم. به ما كه در لندن وقت نميدهند اما اگر وقت باشد دوست دارم قايقراني را ببينم. عاشق مدال گرفتن يوسف كرمي هستم و ميخواهم وزنه زدن وزنهبرداران را نيز از نزديك شاهد باشم. ما زير يك پرچم هستيم و اين غريبهگي بد است.