0

لطیفه هاو جوک ها

 
rezamehri
rezamehri
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 365
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

طلسم (داستان طنز) این داستان طنز در مجله سراسري جوانان امروز چاپ شده است. نمي دانم اسمش را چه واژه و لغتي بگذارم، چشم زدن، بدشانسي، قدم نحس و شوم، هنوز هم خودم پي نبرده ام. سال سوم راهنمايي بودم كه متوجه اين موضوع شدم. روزي كه به بغل دستي ام سركلاس رياضي گفتم: چه خودكار قشنگي داري! در همان لحظه از دستش افتاد و گويي كه از دماوند افتاده باشد، تكه تكه شد. در بازي فوتبال در هر تيمي كه بازي مي كردم، هميشه باخت از آن ما بود و جالبتر اين كه طرفدار هر تيمي بودم يا مي باخت يا بازيكنانش به شدت مصدوم مي شدند. در خدمت سربازي دسته اي كه من در آن بودم هميشه تنبيه مي شد. بعد از خدمت آثار اين موضوع وخيم تر شد. در خيابان چند نفر ماشين هل مي دادند. من به كمك آنها رفتم. تا دستم بدنه ماشين را لمس كرد، سمت شاگرد ماشين كاملاً در جوي آب افتاد و در زاويه 45 درجه قرار گرفت. حتي نزديك بود كه واژگون شود! يك روز وقتي به خانه دايي ام رفتم، متوجه شدم كه يخچال فريزر زيبا و گرا نقيمتي خريده است. گفتم: مبارك باشد. تا دوشاخه آن را به پريز برق زدند، دود آبي رنگي از پشت يخچال بلند شد و بوي سوختگي خانه را فرا گرفت. همه چپ چپ نگاهم مي كردند، چون سوختن يخچال را از چشم من مي دانستند. دايي ام در حالي كه به زور جلوي عصبانيت خود را گرفته بود، به من نگاه غضبناك و خشني كرد و گفت: هنوز اولين قسط رو پرداخت نكرده ام، يخچال ناكار شد. و يا روزي كه به خانه عموي بزرگم رفتم، تا وارد شدم و بعد از سلام گفتم: زن عمو ناهار چي دارين؟ صداي تركيدن زودپز روي اجاق گاز، كه مانند انفجار بمب بود، همه را وحشت زده كرد. آشپزخانه با تمام وسايلش به كلي خسارت ديده بود. متوجه چرخيدن سر همه به طرف خودم شدم. زن عمويم كنترلش را از دست داد و درحالي كه دست مرا گرفته بود و به بيرون از خانه هدايت مي كرد، گفت: ديگه ناهار نداريم، شرّت رو كم كن!! و يا اين كه يك روز وقتي از خانه خارج شدم، متوجه دوستم شدم كه كاپوت ماشينش را نزديك خانه ما بالا زده و با موتور آن ور مي رفت. وقتي مرا ديد پشت ماشين خودش را مخفي كرد. اهميت ندادم و به طرفش رفتم. بعد ازتماشاي موتور به او گفتم كه موتور ايراد ندارد فقط سر باتري كثيف است. وقتي كه كارش تمام شد با اضطراب و دلهره ماشين را روشن كرد. لحظه اي كه صداي كاركردن روان و يكنواخت موتور را شنيد، با خوشحالي و تعجب فرياد كشيد: پسر، تو بالاخره طلسمو شكستي، ديگه قدمت نحس نيست! و به راه افتاد. هنوز چند متري را طي نكرده بود كه صداي تق و توق موتور بلند و ماشين در جايش ميخكوب شد. پياده شد و در حالي كه با هر دو دست بر سر خود مي كوبيد، به دنبال پيدا كردن سنگ بود كه به طرف من پرتاب كند. به ناچار فرار كردم. موتور ماشين ياتاق زده بود و هزينه اي گزاف به او تحميل شد. از اين گونه اتفاقات نحس و شوم صدها خاطره دارم كه حتي يك رمان براي نوشتن آنها كم به نظر مي رسد. ديگر به اين نتيجه رسيده ام و يقين دارم كه نه تنها براي جامعه مفيد نيستم، بلكه مضر و خطرناكم. بعضي ها نامم را زلزله گذاشته اند وعده اي نيز ام الشرصدايم مي كنند. شهره خاص و عام شده ام. تا از خانه بيرون مي روم، كوچه و خيابان خلوت مي شود. برايم ثابت شده است كه براي حفظ آرامش و امنيت مردم بهتر است در خانه بمانم. اكنون چند ماه است كه كاملاً در خانه تنها هستم. گاه گاهي براي انجام كارهاي ضروري، شبانه از خانه خارج مي شوم.بعضي اوقات حتي از پنجره كه بيرون را تماشا مي كنم، باعث زمين خوردن افراد، يا افتادن وسايل از دستشان مي شوم. ديگر به پنجره هم نزديك نمي شوم. تلويزيون كهنه و سياه و سفيدي در اتاق تمام اوقات مرا پر كرده است واغلب مشغول تماشاي آن هستم. وقتي در سريا لها، عروسي يا نامزدي به هم مي خورد، يا تصادفي رخ مي دهد و يا در يك فيلم جنگي كساني كشته مي شوند، اين سؤال به ذهنم مي رسد كه آيا فيلم همين طور درست شده، يا به خاطر تماشاي من اين اتفاقات روي مي دهد. ديگر مي ترسم كسي را تماشا كنم و با فردي حرف بزنم، حتي خانواده ام. ترسم از اين است كه خسارات مالي جايش را با صدمات جاني عوض كند. صبحانه، ناهار و شام را از لاي در نيمه باز تحويل مي گيرم و ليست چيزهايي را كه لازم دارم روي كاغذ مي نويسم و از زيردر به بيرون مي فرستم. اين زندگي جديد من است و بايد خودم را با آن وفق دهم. شايد روزي اين طلسم شكسته شود و بتوانم با دنياي بيرون از اتاق دوباره ارتباط داشته باشم. الان شما كه اين مطالب را مي خوانيد، اميدوارم كه برايتان حادثه بدي رخ ندهد !
دوشنبه 2 بهمن 1391  11:22 PM
تشکرات از این پست
farshon prompet
rezamehri
rezamehri
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 365
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

ریشامو زدم دوستم بهم میگه دوباره ریشاتو با ماشین زدی؟ بهش میگم پ ن پ این دفعه به خاطر روی ماه تو با موتور زدم

یه سطل رنگ دارم می برم خونه همسایمون میگه میخوای خونه رو رنگ کنی؟ گفتم:پ ن پ میخوام ریاضی حل کنم.

م میــبینه که دارم فیسبوک چک میکنم میگه : همش تو فیسبوکی با دوستات مـی فیسبوکی منم گفتم : پ ن پ من مارک زاکربرگم دارم اوضاع کاربران فیسبوکــو چک میکنم یه وقت کم و کسری نداشته باشن بابام گفـ : د ِ نــه دِ اگه تو زاکربرگ بـودی پول شارژ ای دی اس الــو از من نمیگرفتی من گفتم : شمام د ن د رو میدونی گفــ : پ ن پ فقط تو میدونی

برای اولین بار یه نمره خوب از امتحان ادبیات گرفتم. معلمه میاد سر کلاس امتحانارو پخش کنه به من که میرسه میگه آقای فلانی خودت امتحانو نوشتی؟ گفتم پ ن پ خودم کسالت داشتم به بابام گفتم بیاد بنویسه برام.آخه من و بابام نداریم که.

رفتم نونوایی طرف میگه اومدی نون بگیری میگم پَ نَ پَ اومدم تایپ یاد بگیرم

به مامان بزرگم گفتم کرم زدی جوون به نظرمیای؟؟میگه پ ن پ خواب بودم شاهزاده با اسب سفید اومد بوسم کرد جوون شدم

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم. میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

دوشنبه 2 بهمن 1391  11:24 PM
تشکرات از این پست
prompet
rasoulk
rasoulk
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 155
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

کسی نیست جوک جدید بذاره؟؟

عشق یعنی حسین بن علی (ع)
سه شنبه 10 بهمن 1391  10:03 PM
تشکرات از این پست
farshon
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

نقل قول rasoulk

آقا من نميدونم چرا ولي هر وقت سوار تاكسي ميشم راديو بهترين برنامه ها رو پخش ميكنه اما هر وقت خودم ميخوام گوش كنم اصلا راديو حتي خش خش هم نميكنه.
بعد ميگن چرا جوون مردم ميره خواننده ميشه. مهلت ميدم، اگه تا يه هفته درست شد كه شد اگه نشه ميرم خواننده ميشم.

کاربرگرامی

لطفا"مجموعه ای ازلطایف رودرپستتان بکارببریدو.منتظرآثاربعدی شماهستم


مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 11 بهمن 1391  7:56 AM
تشکرات از این پست
srf1368
srf1368
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 105

جــــــــــــــــــــــــــــــــوک 1

من ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ ﺳﻠﻮﻻﯼ ﻣﻐﺰﻡ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ، ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯾﻪ !
ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎی ﻣﻬﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪ ! :D
.
.
.
امید به زندگى در بین افرادى که تو یخچالشون الویه دارن دو برابر افراد عادیه ،
اونایى که نوشابه هم داشته باشن که اصلا میل به جاودانگى پیدا میکنن …
.
.
.
کمدمو باز کردم میبینم چندتا از لباسای برادرم قاطی لباسامه
به مامانم میگم اینا چرا اینجاست؟
میگه برادرت گفته اینا رو نمیخواد بدمش به مستحق! :|
.
.
.

خواهرزادم رفته مهد کودک یه دختر سفید با موهای خیلی روشن دیده ،
به مامانش گفته : مامان این دختره چرا انقدر کمرنگه؟
.
.
.

فقط کافیــــه به هر دلیلی یه مدت کوتــــاه مشکل مالی واست پیش بیــــــاد،
تو همین مدت کوتــــــــــاه خیلی اتفاقی؛
ماشینت خراب میشه :|
دندون درد میگیری :|
قبض برق و گاز خونــــه میاد :|
همراه اول اس ام اس میزنـــــــه قبض موبایل اومده :|
شارژ ADSl تموم میشه :|
به ۲ تا جشن تولد دعوت میشی :|
دوستاتم یهو دلشون واست تنگ میشه میخوان بیان پیشت :|
حالا من مجردم اگه متاهل باشیم که واویلااااااا….
با تشکر از زندگی
.
.
.
ﺟﻤﻌﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ :
ـــ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
ﺑﻌــﺪ ﺷﻨﯿﺪﻡ :
…… ﺑـــــــــــــــــــﺎ ﻣـــــــــــــــــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــــــــــــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــــــــــــﯽ؟
ﺑــــــﺎ ﻣــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــــﯽ؟
ﺑـــﺎ ﻣــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــﯿﮑﻨـــــــﯼ؟
ﺑـﺎ ﻣــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــﯿﮑﻨــﯽ؟
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ـــ ﺑَﻌﺪﺵ ﭼﻮﻥ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ِ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﺪﻡ :lol:
.
.
.
بابا گفتن ابــــروی کلفـــت مُده
نه اینکه کل پیشونی رو ور داری موکـــت کنی!
والا با بعضی از این دخترا وقتی صحبت میکنم
یه لحظه فکر میکنم دارم با کیوی صحبت میکنم…
ابرو ساختن عرضش از اتوبان تهران کرج بیشتره لامصب
.
.
.
با تو ام ای نودی،یا تو ای هشتادی…
گرچه امروز تو خون من و امثال مرا، به مثال پشه ،کرده ای در شیشه…
باخبر باش که ما از سر لطف، یا ترحم به شما مینگریم…
ورنه هر هفتادی، یا که شصت و چهل و پنجاهی، به مثال شیریم…
پودر خواهی شد اگر ما نفسی، به دفاع برخیزیم…
.
.
.
بیماری یخچال گرایی چیست ؟!
نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال می‌کند،
در حالی‌ که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد
از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود
سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد درب یخچال را باز می‌کند،
چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد
این بیماری به وفور در میان متولدین دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به چشم می‌خورد!
.
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که ﺑﺎ مخاطب خاصم دعوا ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺍﺯش ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭمو ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻏﺮﻭﺏ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ ﻟﻬﻢ ﮐﻨﻪ ﺑﻌﺪ مخاطب خاصم ﺑﺒﯿﻨﻪ و “ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ” ﺑﺎ کفش ﭘﺎﺷﻨﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺪﻭﻭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﮕﻪ آه ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ! ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺰﺍﺭﯼ … ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮﻩ و بعدش ﺩﻭﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﻨﻢ و ﺑﻤﯿﺮﻡ … ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﻨﻪ !!!
ﯾﻪ ﺩﺳﻤﺎﻝ ﺑﺪﯾﻦ ﺍﺷﮑﻢ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪ

.

.

پنج شنبه 12 بهمن 1391  11:20 PM
تشکرات از این پست
prompet
srf1368
srf1368
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 105

جــــــــــــــــــــــوک 2

اون تیکه ی آخر پیتزا که سیر شدی و می مونه و خورده نمیشه

همون لعنتیه که روحش وقت گشنگی میاد سراغت !

.

.

.

طریقه جمع آوری زیرسیگاری چپ شده درمنزل مجردی:

قطعات درشت را با دست بردارید

درجهت خلاف خواب قالی بکشید تاخاکسترها پخشوپلا شوند

قالی تمیزاست

 

.

.

دختره امروز ازم پرسید:

آقا خیابون فلان کجاست؟

گفتم:بلد نیستم

گفت:بیشعور و رفت

اذیت میشم وقتی میبینم تحریمها داره مردممون رو ذره ذره آب میکنه!!

.

.

.

به قلبم گفتم :

شب‌ها خواب به چشمم نمی‌‌آید ،

قلبم گفت :

از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی ،

زر نزن بیخودم ادای عاشق ها رو در نیارا

.

.

.

می دونی فرق من با برف چیه ؟

برف میاد و به زمین می شینه،

ولی من همین جوری هم به دل میشینم.آخه آدم انقد تو دل برو؟

.
.
.
.
یارو داشته گریه میکرده میگن چى شده؟
میگه پشیمونم کاش به حرف پدرم گوش کرده بودم
میگن مگه چی میگفت؟ میگه نمیدونم… گفتم که گوش نمیکردم! :D

.
.
.
با تمام بدیهاش این امتحانات پایان ترم یه مزیتی داره:
اونم اینکه آدم با رشته ی تحصیلیش یکم آشنا میشه!

.
.
.
دقت کردین:
اگه یه نفر تو اتاق خوابیده باشه. به پنبه هم دست بزنی صدا میده !

.
.
.
دوم راهنمایی وقتی معلم زبان می اومد سر کلاس . . .
همه دانش آموزا :
Hello teacher how are u ? im fine Thank you . and you
معلم : :|
کلاً خودمون جواب خودمون رو میدادیم ! :D
معلم هم دچار خلاء مغزی میشد ! :|
و ما هم سرشار از ذوق که عالم زبان شدیم :D

پنج شنبه 12 بهمن 1391  11:21 PM
تشکرات از این پست
prompet
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

کاربرعزیزsrf1368
 

حتی الامکان ازکلمات رکیک درلطایفتون استفاده ننماییدواگرشدحذف نمایید

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 14 بهمن 1391  11:23 AM
تشکرات از این پست
rasoulk
rasoulk
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 155
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

به بعضیا باید گفت :
یه خورده اصالت و کمالاتتو جمع کن ما هم بشینیم ، جا نیست !
.
.
روانشناسه دیشب گفت جوری زندگی کنید که انگار روز آخر عمرتونه ، امروز به حرفش گوش کردم و کل کلاسارو پیچوندم !
.
.
فندک چیست ؟
وسیله ای است برای روشن کردن سیگار که معمولا خراب نمیشود بلکه توسط دوستی از دوست دیگر دودره میشود …
.
.
اگه به جای نیمه ی گمشدم دنباله یه موجود منقرض شده می گشتم تا الان حتما پیدا کرده بودم !
.
.
.
پفک بسته ای هزار تومن ، تازه نصفشم خالیه !
یه زمانی رو زمین پفک می دیدیم جفت پا می رفتیم روش که له بشه و کیف کنیم ، الان باید دو دستی از رو زمین برداریمش ، پوفش کنیم ، بوسش کنیم ، بذاریم دهنمون !
.
.
من آن گلبرگ مغرورم …
کدوم ؟ قرمزه ؟ نه ، نه ، بغلیش !
واااااااااااااى ، خیلى خوب افتادى !
.
.
من هیچوقت بحث نمیکنم ؛ من فقط توضیح میدم که حق با منه !
.
.
وضعیت جوری شده که باید به خاطر وجود بعضی خوانندگان از تمام افراد شنوای روی زمین عذرخواهی کرد …
.
.
بابای من هروقت پول برق زیاد میاد میندازه گردن لامپ مودم من …
.
.
من همیشه زیرلفظی و زیرمیزی رو قاطی میکنم !
میترسم سر سفره عقد اشتباه یه پولی مچاله کنم یواشکی بدم به عروس بگم این کار مارو زودتر را بنداز !
.
.
درس که دارم میخونم همزمان دلم میخواد کلی کار دیگه انجام بدم ، اصلا انگیزم ده برابر میشه ؛ دلم میخواد هرکاری بکنم فقط درسه رو نخونم !
.
.
دلی که واسه همه بلرزه دل نیست که ، ژله س …
.
.
ریاضی خیلی درس شیرینیه ولی متاسفانه من دیابت دارم و دکتر گفته سمت شیرینی نرم اصلننننننننننننن …
.
.
یه سری از این آدما باس شعور و تربیت رو از وسایل الکترونیکی یاد بگیرن !
الان موبایل و سینمای خانگی هم روشن میشن سلام میکنن ، تاره نوکیا دستم میده !!!
.
.
تو این زمونه دو نفر همیشه تنهان :
دختری که آرایش بلد نیست و پسری که دروغ گفتن بلد نیست !
.
.
شما هم شب که میخواین بخوابین گوشیتونو میذارین کنار بالش منتظر اون نور سفیده میشین که میفته رو سقف ؟
.
.
ﻣﻦ ﺍﮔﻪ میتونستم ﯾﻪ ﻣﯿﻮﻩ اختراع میکردم ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺘﺶ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﺎﺭﻧﮕﯽ ﮐﻨﺪﻩ میشد ﻭ ﺗﻮﺵ ﻫﻢ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﺜﻞ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺎ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﯾﮏ ﺟﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ !
.
.
گاهی نمیتونم تشخیص بدم که من واقعا الان گشنمه یا فقط حوصلم سر رفته !
.
.
درسته پراید کولرش خوب نیست ولی وُژدانن بخاریش خوب خنک می کنه !
.
.
به بعضی ها هم باید با متانت خاصی گفت :
لطفا یه دهن برامون خفه شو …
.
.
یه مرضی هست که آدم پاهاشو میچسبونه به بخاری یا شوفاژ تا بسوزه بعد یهو بکشه کنار تا خوب بشه بعد دوباره بچسبونه !
.
.
من یه اخلاق خیلی خوبی دارم و اونم اینه که هیچوقت نظرمو به کسی تحمیل نمیکنم ولی کسی که نظرش با من متفاوته خره …
تموم شد و رفت !
.
.
لوازم شخصی چیست ؟
وسایلی که متعلق به یک شخص می باشد و تمام اعضای خانواده و فامیل وظیفه دارند از آن وسایل استفاده کنند ، در غیره این صورت شخصی محسوب نمیشود !
.
.
اعتراف میکنم یه بار که خونمون مهمون اومده بود (منم بچه بودم) رفتم آشپزخونه به مامانم گفتم میوه میخوام ؛ مامانم گفت : بزار مهمونا برن بعد …
من اومدم به مهمونا گفتم کی میرید تا مامانم بهم میوه بده ؟
بعد مامانم گفت : صبر کن مهمونا برن نشونت میدم ؛ منم دوباره رفتم گفتم : تورو خدا نرید بعد از رفتن شما مامانم میخواد منو بزنه !
.
.
ﺻﺒﺢ ﺭﻓﺘﻢ ﭘﺎﺭﻛﯿﻨﮓ ﺑﻮﮔﺎﺗﯽ ﺭﻭ ﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻡ ، تو ﻻﻣﺒﻮﺭﮔﯿﻨﯽ ﺭﻭ ﻭﺭﺩﺍﺭ ؛ ﻣﯿﮕﻢ ﺧﻮﺏ ﺗﻮ ﻛﺎﺭﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺗﺎ ﻣﻦ بنز ﺭﻭ ﺑﺪﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﻛﻪ ﺑﺮﻩ ﭘﻮﺭشه رو ﺍﺯ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ، ﮔﻔﺖ ﻛﻼﻓﻢ ﻛﺮﺩﯼ ﺍﺻﻦ ﺍﻭﻥ ﻛﺎﺩﯾﻼﻛﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ …
ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺁﺋﻮﺩﯼ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﺮﻭ …
ﺍﻻﻥ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻦ نویسنده خیلی مایه دار بوده یا بگم باز ادامه بده ؟؟؟
.
.
.
ارسطو را گفتند : ” ادب از که آموختی !؟ ”
.
.
.
ارسطو قدری نگریست و گفت : نـــه! نـامـوســاً کجای قیافه ی من به لقمان می خوره اسکول !؟
هاااااان ؟؟!!
.
.
.
به دوستم میگم:ولنتاین چی بخرم؟ میگه: میخوای خیلی غافلگیرش کنی؟ میگم: آره! میگه: شماره پاشو ازش بگیر،بعدش براش روسری بخر ..!
.
.
.
اگه پشه میتونست با مگس جفت گیری کنه همه ی ما بدبخت میشدیم! بچشون دهن همه ی مارو سرویس میکرد!
فکر کن یه پشه که هیکلش مثل مگسه ، سرعتشم مثل مگسه:|
خودایا توبه،به ما رحم کردی توو آفریدن پشه
.
.
.
دوستم تعریف میکرد می گفت : با خواهرزادش رفته ختم،آخرش اومده تسلیت بگه،بجای غم آخرتون باشه،برگشته گفته: دفه آخرتون باشه:|
دوستم :|
روح آن مرحوم:|
جمعی از عزاداران =))))
.
.
.
دوستم میگفت :
با دوس دخترم داشتیم از خیابون رد میشدیم ، عینک دودی زده بود. گشت اومد گفت خانوم چه نسبتی با شما دارن؟ منم گفتم : خانوم کور هستن دارم از خیابون رد می کنم.
خخخخخخخخخخ ))))))))
.
.
.

در پاک بودن فوتبال‌ ما همین بس که:

یکی به یکی میگه کیسه کش ! اونم به اون یکی میگه لنگی !

که هردو مظهر پاکی و نظافت هستن !

.

.

.

ما با بچه ها قرار گذاشته بودیم چهارشنبه سوری امسال پراید بابامو آتیش بزنیم از روش بپریم
اما الان که به اون موضوع فکر میکنم میبینم ماچقدر….

عشق یعنی حسین بن علی (ع)
پنج شنبه 19 بهمن 1391  9:29 PM
تشکرات از این پست
farshon prompet
rasoulk
rasoulk
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 155
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

مامانم مسافرته زنگ زده میگه خونه رو تمیزکن

شاید با خاله ت اینا بیایم

خبر نداره بعد از دوساعت که داشتم از تشنگی تلف میشدم

آخرش از آب گلدون خوردم !! توقعایی دارنا !!

.

.

.

تو مترو بشینی و تو اس ام اس بنویسی ((زیپِ طرف بازه))

حداقل ده نفر به زیپاشون نگاه میکنن ! 

.

.

.

خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما پولدار !

.

.

.

به حق دار که نه ، حق به زوردار می رسد !

.

.

.

واسه باغمون سگ خریدیم بستیم که دزد نیاد

سگو دزدیدن 

.

.

.

۱۲ و ۱۳ سالم بود میخواستم خودکشی کنم

هرچی قرص تو خونه بود خوردم… سرماخوردگیم خوب شد!!

.

.

.

مامانم زنگ زده مغازه میگه داداشت اونجاس هنوز؟

میگم نه چن دقیقه پیش رفت

میگه یعنی کلا رفت؟!

گفتم نه هنوز نصفش اینجاست !

.

.

.

من هرموقع کسی یا چیزی رو دوست دارم

وامیستم اینقدر از دور نگاش میکنم که یکی بیاد بخرتش

یا ببرتش بعد خیالم راحت میشه میرم پی زندگیم 

.

.

.

خدا نگذره از کسانی که

شیر حموم رو روی وضعیت دوش می‌بندن و از حموم خارج می‌شن!

 

.

.

.

الان از مهم ترین دغدغه هام اینه حالا که

سال تحویل ساعت۲ ظهره نهارو کی باید بخوریم 

.

.

.

اقا من یه کشف بزرگی کردم :

حرف R همون حرف P هست فقط خسته بوده پاهاشو باز کرده !

حرف Z همون حرف N هست فقط خوابیده !

حرف @ هم همون a هست فقط مقنعه سرش کرده !

.

.

.

حرف دل !

لعنت بر پدر و مادر کسی که دگمه ی ( ، ) و ( ریال ) رو

تو کیبورد کنار هم قرار داد !

.

.

.

پیانو میزنم آروم میشم، ینى اگه میزدم آروم میشدم

فى الواقع اگه داشتم و میزدم آروم میشدم

در حقیقت اگه داشتم و بلد بودم و  میزدم آروم میشدم !

.

.

.

طرز نمره گرفتن پسرا و دخترا از استاد مرد:

پسرا: استاد به جون مادرم خرج خونه و دانشگارو خودم میدم

مادرم مریض بابام مرده ۲شیفت کار میکنم

واسه همین نتونستم خوب درس بخونم !

دخترا :اســـــتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد !!!!

.

.

.

مامانم خطاب به مرغ مینامون:

سلام عزیزم، سلام پسرم صبحت بخیر! خوب لالا کردی؟

بزار برات دون بیارم عشقم بخوری چاق بشی

چله بشی… آی مامان قربونت بره.. ای جانم ای جانم!

مامانم خطاب به من:

هوی شتر نمیخوای اون تن لشت رو از جات بلند کنی؟

انقدر آدم لــــــــــــــَش!! من 

.

.

.

خیلی سعی کردم مث این فیلما دوتا بزنم تو گوش یکی

بعد یهو به خودش بیاد زندگیش عوض شه

منتها هر وقت اولیو زدم دعوا شد !

.

.

.

منطق ریاضى:

هر مساله اى که دیدى آسون داره حل میشه ؛

بدون راهِ حلت اشتباهه…. 

.

.

.

به درجه ای از عرفان و معرفت رسیدم

که واسه خودم یه چیزی تعریف میکنم میخندم

تازه آخرش هم از خودم میپرسم: جان من!؟ 

.

.

.

یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه میدادن

بعد شد نیم سکه، بعد ربع سکه

بعد این سکه‌های یک گرمی و نیم گرمی «پارسیان» و این چیزا اومد …

عنقریب روزی فرا میرسه که به عروس و داماد فقط بتونیم بگیم “آفرین” !

.

.

.

نمیدونم چه صیغه ای پیاز خام تلخه

ولی همون پیازو وقتی میپزی میشه باقلوا !

.

.

.

خیلی فرق هست میان واژه ی “عزیز ” و ” عزیزم “

همانقدر که میان “جانم ” و “جونم ” !

.

.

.

بعضیا همون بعضیا بمونن ، بهتره !

.

.

.

لوازم شخصی چیست ؟

وسایلی که متعلق به یک شخص می باشد

و تمام اعضای خانواده و فامیل وظیفه دارند از آن وسایل استفاده کنند

در غیره این صورت شخصی محسوب نمیشود !

.

.

.

ســـــلامتی اونـــایی کـــه مـــوقـــع خـــرج کـــردن

واســـه رفـــیق و عـــشــقشــون…

پــــول واســـشون حـــکــم جـی اِل ایــکسو داره…

راحــــــت از جـــــیب درمـــیاد…!!

.

.

.

همیشه سخت ترین جای ِ کار اینه که ، تظاهر کنی هیچی نشده..

.

.

.

ﺩﻭﺗﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭ ﻭﺍﺳﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺩﮐﺘﺮﺍ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ

ﭘﺮﺍﯾﺪ!

ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪ ﻟﻄﻔﺎ؛

ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺨﺘﯿﻪ!

.

.

.

آقا میدونید چرا پراید گرون شده؟نمی دونید که…

چون راحت میره تو پارکینگ راحتم از پارکینگ در میاد.

امکانات از این بیشتر میخواین.؟

.

.

.

اگـر میخواهیـد دروغـی نشنویـد

اصـرار زیـادی بـرای شنیـدن حقیقـت نکنیـد !

.

.

.

دقت کردین وقتی دوتا کلید شبیه به هم داری ،

هیچوقت اولین کلید ، کلید درست نیست ؟

.

.

.

ما اکنون در زمان ” ضد حال استمراری ” زندگی می کنیم !

.

.

.

پسره میره خواستگاری میپرسن ماشینت چیه؟ میگه پراید

بعد گندش در میاد طرف پرادو داشته !

.

.

.

تا حالا دقت کردین لذتی که تو خوردن ته نون ساندویچ

با سس هست تو خوردن خود ساندویچ نیست ؟

.

.

.

دقت کردین یه وقتایی هم تا آماده میشی که نظرتو بگی

یهو بحث عوض میشه و ضایع میشی !؟

 

عشق یعنی حسین بن علی (ع)
پنج شنبه 19 بهمن 1391  9:38 PM
تشکرات از این پست
farshon prompet
rasoulk
rasoulk
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 155
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

استادی داشتیم اخلاق درس میداد. یه روز پرسید:آدمی از جسم و روح تشکیل شده. حالا بگید جوهر آدمی چیه؟؟ منم که تازه از خواب پریده بودم گفتم: جوهر آدمی عششقه! کلاس منفجر شد از خنده ولی دم استاده گرم بیرونم نکرد که شکست تحصیلی بخورم!

 

گلاب به روتون از توالت با کمی تاخیر اومدم بیرون. گودزیلا کوچولومون با صدای بلند داد زد. سلاااام خس ته نبا شیییی!. نیتش بد نبود ولی اون لحظه خووف جلو جمع منو ضایه کرد!

 

یادش بخیر سوم دبیرستان که بودیم خیلی شلوغ میکردیم یعنی هیچ معلمی دل خوشی از ما نداشت ,یه بار معاون مدرسه اومد به بچه های کلاس گفت,خداوکیلی شلوغ نکنید بچه های کلاس اول از من حساب ببرنیه بار هم رفتیم کلاسهای کانون فرهنگی آموزش طوری آبروداری کردیم که دیگه تو هیچ کدوم از شعبه های استان از دبیرستان ما ثبت نام نشد,یعنی همچین کلاسی بودیم ما

 

دیشب داشتم زمانه رو میدیدم دو نکته به ذهنم رسید که عرض کنم

اولیش:       

روی سخنم با شماست آقای کارگردان!!! آخه مجبوری وقتی طرف بلد نیست حتی یه سیب زمینی پوست بکنه زوم کنی رو دستش؟!

والا به خدا داشت همشو میکرد پوست

دومیش:

آقای ارغوان عزیز چرا با پیشینه این مرز و بوم بازی میکنی آخه؟

میگه: مرگ چیزیه که دیر و زود داره ولی چون و چرا نداره

خدایا بکش منو راحتم کن

 

دلم می خواد بدونم اولین کسی که فهمید دهه هشتادیا گودزیلا هستن کی بوده؟ یعنی اصلا یکی از فانتزیام(بقول شما) اینه باید اون دهنشو طلا گرفت.

چند وقت پیش روی نرده های خونمون (برای ابراز وجود و خودنمایی)مثل این بند بازا هستنا داشتم راه می رفتم یهویی پسر خاله کوچیکم (مجید همون گودزیلاهه) اومده منو هول می ده نزدیک بود از ارتفاع 3 متری با سر بیفتم پایین بهش گفتم آخه جوجه با یکی از این شوخی ها بکن که قد و هیکلش 4 برابره خودت نباشه حداقل اگه خواست بیفته بتونی بگیریش... والااااااااا

حالا اینا بکنار دیروز اومدن خونمون.ورودی W.C یه پله مانند کوچولو هست بعد دارم از W.C بر می گردم اومده پشت در قایم شده خواستم پامو بذارم پایین یهو مثل یابو جفتک انداخت خلاصه با صورت خوردم زمین زبونم زیر دندونم گیر کرد پاره شد دماغمم خونریزی کرد فکنم شکست........ روونه بیمارستانمون کرد

واستاده هر هر می خنده بابام اومده می گه بچه این شیطنتا چیه بدو برو پیش مادرت.

مامانش می گه خیر ببینی برو پیش بابات

باباش می گه بچست دیگه اقتضای سنشه

منم گفتم اقتضایه نسلشه عمو       

این آدمم که بکشه بازم باباش می گه اقتضای سنشه

فک و فامیله خشنی داریما (فکنم از زاویرا فرار کرده)

 

دوستم تعریف میکرد:داداشم میخواست نقاشی بکشه اومده بهم میگه:ناهید من چی بکشم؟

ناهید:یه خونه با درخت!

این بچه خلاقیتش گل کرده خونه و درخت رو کشید ولی خونه رو یکم کج وغناس(قناث,قناص,غناث,غناص)کشیده:)رفته مهد کودک نقاشی رو به مربیش نشون داده!

مربی:چه نقاشی قشنگی کشیدی محمد!

محمد:خواهرم کشیده خونه رو هم کج کشیده تو حالیت نشه!

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا :((((

 

عاقا چند روز پیش ما رو از طرف اداره بوققققق و به صورت کاملا بی سابقه دعوت کردن به جشنی به مناسبت دهه فجر در یک تالار کاملا مجلل از نظر زپرتی بودن

عاقا چشمتون روز بد نبینه اومدن یه چند تا از این آبشارا اون وسط روشن کردن که کل سالن شده بود از دودش افق و همه هم توش محو

لامصبا بعضیا جنبه ی محوینگی نداشتن رفتن بیرون

یه کم که صحنه داشت از افق بودن در می اومد دیدم یه چند عدد دهه هشتادی تو افق این افق ظاهر شدن

اینقده لجم گرفت یعنی اینقده لجم گرفتا می خواستم برم همشونو ظاهر کنم ولی تا به خودم اومدم دیدم اون گودزیلاها افق رو محو کردن رفت

هعععععععععععععععععععععععی یه فرصت محوینگی هم داشتیم از دست رفت

 

دانشگاه ترم بهمن باید برم,از کنکور تا الان که تو خونه بیکارم ؛ هرروز من ناهار درست میکنم.

الان کم کم دارم تصمیم میگیرم از دانشگاه انصراف بدم؛برم رستوران بزنم:)

 

مي تونم يه چيزي رو بهت بگم؟ مطمئن باش از ته قلبم ميگم. هميشه از خدا ميخواستم که تو زندگي يه همراه خوب بهم بده. همراهي که هميشه کنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط بر قرار کنم. خدا يکي رو بهم داد. همراه من «همراه اوله» مال تو چيه؟

 

یادمه سوم دبیرستان یه معلم زبان فارسی داشتیم که خیلی خشک و جدی بود. خلاصه به روز نیم ساعت مونده بود به آخر کلاس داشت درس میداد که وسطش پرسید کی میدونه فرق رشد و نمو چیه؟ بعد یه مدت که کسی جواب نداد من به عنوان شاگرد زرنگ کلاس(!!) دستمو بلند کردم. الان جو رو تصور کنید که همه منتظرن ببینن من چی میخوام بگم. خلاصه با حالت کاملا جدی گفتم: "من تو یه کتاب خوندم که نوشته بود رشد و نمو دو تا فرق اساسی دارن، یکیشو همون کتاب ننوشته بود یکیشم الان من یادم رفت" اولش نه معلمه و نه بچه ها هیچکدوم نفهمیدن چی گفتم ولی بعد چند ثانیه کلاس رفت رو هوا و معلم بنده خدا هم فقط سرشو انداخت پایینو از کلاس رفت.

خدا حفظش کنه خیلی معلم با سوادی بود

 

آخر فیلمای ایرانی رو دیدین آخر همه با هم ازدواج می کنن...

فرق نمی کنه پیر یا جوون خلاصه همه با لباس سفید از فیلم خارج میشن...

اول و وسط فیلم مهم نیس مهم آخرشه که همه خوشبخت میشن...

اصلا هدف از ساختن یه فیلم همینه دیگه...مگه چیه؟...

منم به شما دوستان عزیز به خاطر فیلمای قشنگ و اجتماع پسندی که تولید میشه تبریک می گم..:)))))!!!!!!!!

 

یه زن ودر نظر بگیرید اگه بچه اش دیر کنه می گه :وای خدا مرگم بده بلایی سرش نیومده باشه تصادف نکرده باشه ندزدیده باشنش.

حالا اگه شوهرشون دیر کنه میگن: معلوم نیست این ذلیل مرده سرش کجا گرمه نکنه سرم هوو اورده و ........

خداییش دنیای باحالیه.مگه نه

عشق یعنی حسین بن علی (ع)
جمعه 20 بهمن 1391  3:15 PM
تشکرات از این پست
prompet
prompet
prompet
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 4609
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

 ی بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟
گفت مرگ بگیری مردشور برده …
الهی به تیر غیب گرفتار بشی…
سرت به سنگ لحد بخوره …
لال شی ایشالا آخه این چه حرفیه؟!
داشتم عزرائیلو میدیدم خداوکیلی…


جا داره از اون دسته دخترانی که با جمله
” همه مردها از یه قماشن “
منو در ردیف ، انیشتن و ابوعلی سینا و رازی و مصدق و اینا  قرار میدن
تشکر ویژه داشته باشم !


مامانم باهام لج کرده میگه از بس هر دختری نشونت دادیم یه ایرادی گرفتی
اگه دختر مورد علاقت پیدا شد اسید میپاشم روش !


دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن
یعنی داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک میزد ؛ من رفتم پا در میونی کردم
و کوچیکه رو نجات دادم بعدش همون کوچولوه بهم فوش میده میگه
به تو چه داداشمه ؟؟؟ صلاحمو میدونه داره تربیتم میکنه  !


یکی‌ از فانتزیام اینه که یکی‌ واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش
یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه
به سویچ پورشه یامثلا لامبورگینی !


وقتی با فک و فامیلا اسم فامیل بازی میکنم :
اسم : غلام
فامیل : غلامی
غذا : غلام پلو
میوه : غلام سبز
شغل : غلام فروشی
شهر : غلام رود
کشور : غلامستان
گل : غلام بو
اشیا : غلام پلاستیکی
ماشین : همونی که غلام سوار میشه ! (اسمشو نمیدونم)


دیشب بابابزرگ و مامان بزرگمو بردیم فرودگاه بدرقه کنیم که برن شهرشون ، هواپیما تاخیر داشت !
مامان بزرگم نگران بود ، عموم میاد دلداریش بده میگه :
این چیزا عادیه ، تاخیر داره ، نقص فنی پیدا میکنه ، سقوط میکنه ، نگران نباش !


امروز از سرکار برگشتم خونه میبینم همه باهام سنگینن
هیشکی تحویلم نمیگیره ، الان فهمیدم دیشب مادرم خواب دیده من بدون
اجازشون ازدواج کردم …
اصن دقت که میکنم خدارو شاکرم رام داده خونه !

دوشنبه 23 بهمن 1391  6:07 PM
تشکرات از این پست
farshon
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

کاربرمحترمrasoulk

برای جذابیت بیشترمطالبتون ازشکلکهای خنده دارهم استفاده نمایید.باتشکر

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 25 بهمن 1391  1:06 PM
تشکرات از این پست
prompet
prompet
prompet
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 4609
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

پشه محترم! اصلا مهم نیست که تو این سرما هنوز زنده مانده ای!
مهم اینه که صفحه موبایل من سولاریوم نیست که شبا بیای جلوش خودت رو برنزه کنی!


شرایط جدید ازدواج :
پراید داشته باشه
تو افق ویلا داشته باشه
به موقع محو شه و سرِ وقت ظاهر شه
گوشیش راحت از جیب در بیاد


مامانم خطاب به مرغ مینامون:
سلام عزیزم، سلام پسرم صبحت بخیر! خوب لالا کردی؟
بزار برات دون بیارم عشقم بخوری چاق بشی
چله بشی… آی مامان قربونت بره.. ای جانم ای جانم!
مامانم خطاب به من:
هوی شتر نمیخوای اون تن لشت رو از جات بلند کنی؟
انقدر آدم لــــــــــــــَش!!


خوب نیست آدم دارایی هاشو به رخ بکشه
ولی داداشم اینا یه همسایه دارن که باجناقش یه پراید داره …
بعله یه همچین خونواده ی مایه داری هستیم ما !


معضل اکثر جوانان ایرانی :
جوانی هستم بیست و پنج ساله که گوشی موبایلم به راحتی از جیبم درنمیاد ، چه کنم ؟


لعنت ﺑﺮ ﻫﺮ چی ﻓﺎﺻﻠﻪ اس ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ . . .
ﭼﺮﺍ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺑﺎﺱ ﺍﺯ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻪ ؟!
آخه چرا


جاتون خالی یه شب رفتم یه کبابی، تابلو بزرگ زده بود که:
“۱۰۰٪ گوسفندی”
بعد از خوردن کباب فهمیدم منظورش به من بوده،
که ۱۰۰٪ گوسفند بودم که اونجا رفتم !!!


من تعجب میکنم،چرا قضیه ای که با دعوا حل میشه
اینقدر در موردش حرف میزنن ؟

جمعه 11 اسفند 1391  11:05 AM
تشکرات از این پست
prompet
prompet
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 4609
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

خدا نگذره از کسانی که:
شیر حموم رو روی وضعیت دوش می‌بندن و از حموم خارج می‌شن!


یه چیزی شدید اذیتم میکنه :
از دیشب دارم به این فکر میکنم اینایی که با پنبه سر میبرن،
دقیقا با چاقو و سلاحهای سرد چیکار میکنن ؟


منطق ریاضى:
هر مساله اى که دیدى آسون داره حل میشه ؛
بدون راهِ حلت اشتباهه…


خیلی سعی کردم مث این فیلما دوتا بزنم تو گوش یکی،
بعد یهو به خودش بیاد زندگیش عوض شه !
منتها هر وقت اولیو زدم دعوا شد !


وقتی بارون میاد همه یاد عاشقی میفتن و رمانتیک میشن
نمیدونم چرا من فقط یاد آهنگ بارو بارو بارونه هی میفتم !


تـا حـالا کیـش رفتـین؟ تـاکسـیا ­شون همـه تـویـوتـان بی کـلاســـــا !
مـا تـو شـهرمـون همـه تـاکـسـیا پــــــرایـــــدن پــــــرایـــــــد !


مهندسین آی تی سعی کنن ببــینن نمیتونن یه کاری کنن،
امسال عید دیدنی به صورت آنلاین برگزار بشه ؟!
ما دیگه از اینجا پا نشیم !!


داشتم از خونه میرفتم بیرون مامانم پرسید کجا ؟؟!
گفتم بیرون !
برگشته میگه: خوب جای دیگه نریا !

جمعه 11 اسفند 1391  11:19 AM
تشکرات از این پست
prompet
prompet
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 4609
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها

 خیلی سال پیش ، شب خونمون مهمون بود ، برق رفت
به پسر خالم گفتم زنگ بزن اداره برق بپرس کی برق میاد و این حرفا
گفت شمارش چنده
گفتم بیست و چهار هزار و چهار صد
گفت : یا علی این همه شماره رو چه جوری بگیرم !!!


شامپو خریدم روش نوشته:
این محصول را روی سرتان بریزید و موهایتان را بمالید سپس آبکشی کنید!
من میخواستم بریزم تو دهنم قرقره کنم،خدا خیرشون بده آگاهم کردن


اینایی که هر کاری در توانته براشون انجام میدی آخرش بهت میگن :
مگه من ازت خواستم ؟؟؟
” یعنی با آر پی جی ” بزنی لهشون کنی بازم کمه… خالی نمیشی !!!!


میدونی لذت بخش ترین لحظه زندگی کیه
وقتی یه عطسه میکنی از ته دل
یعنی انگار ری استارت میشی !


مامان بزرگم خیلی مریض بود
و در ضمن دکتری که همیشه میره پیشش مطبش باز نبود
به هزار زحمت راضیش کردیم بره پیش یه دکتر دیگه
وقتی رفتیم داخل،معاینه که تموم شد مامان بزرگم گفت:
آقای دکتر یه چیزی بنویس فعلأ خوب بشم
تا چند روز دیگه برم پیش یه دکتر درست حسابی .
۷سال درس خوندشُ شست مثل رخت پهن کرد رو بند!


ﻫﯿﭻ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺨﻮﺭﻩ
ﺭﻭ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺍﮐﺴﭙﻠﻮﺭﺭ، ﺑﺎﺯ ﺷﺪﻧﺶ ﯾﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻪ،
ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻧﺶ ﯾﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺩﯾﮕﻪ !


یکی بیاد به مامانم بگه من شکمو نیستم
فقط نسبت به غذاهای توی یخچال احساس مسئولیت میکنم


پسر داداشم ۸سالشه معلم مدرسشون
تلفن کرده به مامان بچه گفته شما به این بچه چی یاد میدین؟
ازش پرسیدم چهار مزه اصلی چیه؟
پسرتون میگه: خیارشور/چیپس/ ماست موسیر/ زیتون!

دوشنبه 21 اسفند 1391  7:49 AM
تشکرات از این پست
farshon
دسترسی سریع به انجمن ها