0

موفقیت: خودشناسی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیتی افسانه‌ای داشته باشید
آیا مایلید که شخصیتی افسانه‌ای داشته باشید؟!
یک شخصیت سالم و افسانه‌ای که زندگی سرشار از موفقیت و خوشبختی داشته باشد، چگونه آدمی است‌؟
ممکن است برای شما تنها یک رویا باشد، اما دست برداشتن از عادت‌های نادرست و اندیشه‌های اشتباه یک افسانه و رویا نیست‌. برای آن که انسان موفق و خوشبختی باشید و از تمام استعدادهای خود استفاده کنید، تنها کافی است که اراده کنید و تصمیم بگیرید. یک شخصیت سالم‌، در تمام جنبه‌های زندگی‌اش توانایی خلاقیت و انجام کارهای جدید را دارد و نمی‌توان آن را به شغل‌های خاص‌، موقعیت‌های اجتماعی ویژه و یا تحصیلات بالایی محدود کرد. باید هنگامی که به نمونه‌ایی این چنین برخوردید رفتارش را زیر نظر بگیرید در حالات و عاداتش دقیق شوید ببینید چه خصوصیات بارزی دارند، آیا در نهایت به نتایج که من رسیده‌ام‌، دست می‌یابید؟ در بررسی چند نمونة افسانه‌ای به این نکات مهم رسیدم که آنچه در درجة اول اهمیت بود، این است که شاهد کسی بودم که همه چیز زندگی را دوست دارد. و تقریباً آمادة انجام دادن هرکاری هست‌.
او مشتاق زندگی بود و هر آنچه را که می‌خواست از زندگی طلب می‌کرد. پیک نیک‌، فیلم‌، کتاب‌، ورزش‌، شهر، مزرعه‌، حیوان‌، کوه و تقریباً می‌توان همه چیز را دوست دارد. وقتی در کنارش بودم از آه و ناله‌، گله و شکایت و نق زدن و افسوس خوردن خبری نبود، اگر باران می‌بارید، او دوست داشت‌. اگر هوا گرم بود و یا در ترافیک گیر می‌کردیم به جای غرغر کردن‌، بحث خوبی را مطرح می‌کرد و با هم گپ می‌زدیم‌. از ظاهر و قیافة خود راضی و خشنود بود. تلاش کاذبی برای این که با آراستن معایب ظاهری خودش را بپوشاند، انجام نمی‌داد. سالها زندگیش را پیگیری کردم همیشه خشنود و خرسند بود و هرگز در آرزومندی به سر نمی‌برد. او همانند کودکی دنیا را بدون ظواهرش پذیرفته بود و از گردش روزگار لذت می‌برد.
به سادگی با شرایط روزگار سازگار است و توانایی عجیبی در پذیرفتن و لذت بردن از همه چیز را دارد. اگر از او می‌پرسیدم‌: چه چیزی را دوست نداری‌؟ جوابی برای من نداشت‌. اگر زیر باران باشد طبعش به او اجازه نمی‌داد که از آن بگریزد زیر آن را بسیار زیبا و اعجاب‌انگیز می‌دانست و بهانه‌ای بود برای شکر خدا و آن را جزیی از زندگی می‌دانست‌.
اگر شرایط بدی پیش می‌آمد مثل بیماری‌، سیل‌، زلزله و... آنها را با آغوش باز نمی‌پذیرفت اما از طرفی هم حاضر نبود یک لحظه وقت خود را صرف شکوه و شکایت کند. اگر وضعیت بدی باید برچیده شود، با تمام قوا برای ریشه‌کن کردنش تلاش می‌کرد.احساس گناه نمی‌کرد و پذیرفته بود که همة ما جایز الخطا هستیم و سعی زیادی داشت تا از رفتارهایی که او را از سازنده بودن‌، باز می‌دارد، بپرهیزد. هرگز خود را برای گذشته‌ها ملامت نمی‌کند و گریه و زاری سر نمی‌دهد. به این نتیجه رسیده است که پشیمان شدن از گذشته نه تنها چیزی را عوض نمی‌کند بلکه باعث می‌شود که تصویری که هر شخص از خودش در ذهن دارد، ضعیف و ناتوان شود. تنها درس عبرت گرفتن از سختی‌های گذشته است که در وضعیت ما در آینده تأثیر مثبت و سازنده می‌گذارد. او در شرایطی که افراد عادی از کوره در می‌روند، تنها به لبخندی اکتفا می‌کند و با عوض کردن موضوع به آرامی و خونسردی از آن می‌گذرد. او یک صافی بسیار قوی در ذهن داشت که از ورود احساسات نامطلوب به ذهنش جلوگیری می‌کرد و به همین دلیل است هرگز قربانی احساسات و هیجانات منفی نمی‌شود.
آن طور نبود که همیشه خونسرد و بی‌تفاوت باشد اما هرگز مایل نبود که یک لحظه از زمان حال را به خاطر اتفاقاتی که در آینده می‌افتد و هیچ کنترلی بر آنها نداریم‌، از دست بدهد. او هرگز دنبال تأیید و تحسین دیگران نیست به اثر تشویق آگاه است اما این گونه نبود که از هر فرصتی از مردم برای خود احترام و تکریم بخرد. بسیار ساده و صادق و بی‌تکلف بود و هرگز در گفتارش کلماتی را به کار نمی‌برد که سبب خشم مخاطبین باشد. او به آرامی با آداب و رسوم کلیشه شده که برای بسیاری از مردم حائز اهمیت است‌، مخالفت می‌ورزد. او مخالف سرسخت غیبت و صحبت کردن درباره مردم بود. وقت خود را صرف ارزیابی زندگی مردم نمی‌کرد و به جای آن که دربارة مردم صحبت کند، با مردم صحبت می‌کرد و چنان درگیر زندگی خودش بود که اصولاً وقتی برای کارهای بی‌ارزش نداشت‌.
او سرشار از انرژی و شور زندگی بود. عشق و اشتیاق این انرژی بی‌پایان را در او به وجود آورده بود. ساعت کمی را به خواب و تنبلی اختصاص می‌داد. او قادر بود احساسات مخرب را دفع کند و برعکس به هیجانات سازنده سرعت می‌بخشد. هرگز از این نمی‌ترسید که کارهای خود را برای دیگران توجیه کند و برعکس اصلاً آزرده خاطر نمی‌شد که چرا فلانی مطابق میل من عمل نکرده است‌. مردم را هر طوری که بودند می‌پذیرفت بسیار ساده و بی‌ریا بود و هرگز تلاش نمی‌کرد که دیگران را تحت تأثیر خودش قرار دهد و یا برای خوشایند آنها لباس خاصی بپوشد. سعی نمی‌کرد دیگران را متقاعد کند که حق با اوست در جواب مخالفت دیگران می‌گفت‌: «مسئله‌ای نیست‌، ما صرفاً با هم متفاوتیم‌.» او به راستی زندگی می‌کند و شادمانی پاداش اوست‌. باور کن که خیلی سخت نیست‌. تصمیم بگیر از همین حالا از لحظه‌های زندگیت استفاده کنی و او را سرمشق خود قرار بده‌!
دوشنبه 2 مرداد 1391  11:48 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

شما چطور؟ آدم‌ شادی‌ هستید؟؟؟
شما چطور؟ آدم‌ شادی‌ هستید؟؟؟دیگران‌ شما را به‌ عنوان‌ چگونه‌ انسانی‌ می‌شناسند، جدّی‌ و شاد؟ یا غمگین‌ و افسرده‌؟... آیا شما انسان‌ شادی‌ هستید؟ بیایید با هم‌ ویژگیهای‌ آدمهای‌ شاد را مرور کنیم‌. آدمهای‌ شاد و خوشحال‌ از نظر روانشناسی‌ چهار ویژگی‌ مهم‌ دارند :
۱) اعتماد به‌ نفس‌ (حرمت‌ خود) : مردم‌ شاد به‌ خودشان‌ علاقه‌مند هستند.
برخی‌ تحقیقات‌ نشان‌ داده‌اند که‌ رضایت‌ کلی‌ از زندگی‌ بیش‌ از هر چیز با "رضایت‌ از خود" رابطه‌ دارد ، گر چه‌ نمی‌توان‌ رضایت‌ از زندگی‌ خانوادگی‌، دوستان‌ و یا درآمد فرد را نادیده‌ گرفت‌. کسانی‌ که‌ دارای‌ اعتماد به‌ نفس‌ بالایی‌ هستند احساس‌ خودشان‌ را درباره‌ کل‌ زندگی‌ قبول‌ دارند، بیشتر به‌ نکات‌ خوب‌ و مثبت‌ توجه‌ می‌کنند، کمتر خودشان‌ را سرزنش‌ می‌کنند، خودگویی‌های‌ منفی‌ را متوقف‌ می‌کنند، عشق‌ و محبت‌ را کشف‌ می‌کنند و قبل‌ از هر چیز بخودشان‌ عشق‌ می‌ورزند. در یک‌ تحقیق‌ در سال‌ (۱۹۸۹)، ۸۵% آزمودنی‌ها داشتن‌ یک‌ "تصویر خود" خوب‌ را خیلی‌ مهم‌ می‌دانستند و هیچکس‌ نقش‌ این‌ تصویر را در اعتماد به‌ نفس‌ (حرمت‌ خود) کم‌ اهمیت‌ در نظر نگرفته‌ بود.
البته‌ اعتماد به‌ نفس‌ وقتی‌ سالم‌ است‌ که‌ هم‌ مثبت‌ باشد و هم‌ واقع‌ بینانه‌. چرا که‌ چنین‌ اعتماد به‌ نفسی‌ بر موفقیت‌های‌ واقعی‌ و آرزوهای‌ واقع‌ بینانه‌ و پذیرش‌ آنچه‌ هست‌ و وجود دارد، مبتنی‌ است‌ و چنین‌ اعتماد به‌ نفسی‌ پایه‌ و اساس‌ مستحکم‌ و قوی‌ برای‌ شادی‌ و سرور می‌شود.
۲) خوش‌ بینی‌ : مردم‌ شاد آکنده‌ از امید هستند
معمولاً خوش‌ بین‌ها از سلامت‌ بیشتری‌ برخوردارند، همچنین‌ آنهااز موفقیت‌ها لذت‌ بیشتری‌ می‌برند. بطور کلی‌ آنها کمتر با ویروسهای‌ بیماری‌ زا، مبتلا به‌ بیماری‌ می‌شوند و از سرطان‌ و جراحی‌ها زودتر بهبود می‌یابند و در مجموع‌ امیدوارتر هستند.
۳) برون‌ گرایی‌ : مردم‌ شاد برون‌ گرا هستند
در اکثر تحقیقات‌ مردم‌ برون‌ گرا احساس‌ خوشحالی‌ و رضایت‌ بیشتری‌ را گزارش‌ کرده‌اند. اینگونه‌ افراد به‌ راحتی‌ در اتاِ قدم‌ می‌زنند و به‌ گرمی‌ خودشان‌ را معرفی‌ می‌کنند آنها خودشان‌ را همینگونه‌ که‌ هستند، پذیرفته‌اند و خودشان‌ را دوست‌ دارند و اطمینان‌ دارند که‌ دیگران‌ هم‌ آنها را دوست‌ خواهند داشت‌. اینگونه‌ افراد تمایل‌ دارند ازدواج‌ کنند، شغل‌های‌ خوبی‌ پیدا کنند و دوستی‌های‌ جدید و نزدیک‌ برقرار کنند. برون‌ گراها اغلب‌ بیشتر با دیگران‌ درگیرند و دایرهٔ‌ بزرگی‌ از دوستان‌ آنها را احاطه‌ کرده‌، و غالباً در فعالیت‌های‌ اجتماعی‌ نامزد دریافت‌ پاداش‌ و جایزه‌ می‌شوند. آنها دوست‌ داشتن‌ را بیشتر تجربه‌ می‌کنند و از حمایت‌های‌ اجتماعی‌ لذت‌ می‌برند.
۴) کنترل‌ شخصی‌ : مردم‌ شاد عقیده‌ دارند که‌ سرنوشتشان‌ را خودشان‌ انتخاب‌ می‌کنند
هر قدر کنترل‌ افراد بر موقعیت‌ها بیشتر شود، سلامتی‌ و روحیه‌شان‌ نیز بطور قابل‌ توجهی‌ گسترش‌ می‌یابد. افراد شاد مدیریت‌ زمان‌ را بر عهده‌ دارند و همین‌ امر آنها را خوشحال‌ می‌کند. اوقات‌ فراغت‌ و بیکاری‌ بخصوص‌ برای‌ کسانی‌ که‌ در بیرون‌ از منزل‌ کار می‌کنند و نمی‌توانند وقتشان‌ را با چیزهای‌ مفید پر کنند، ناراضی‌ کننده‌ است‌. آنها اغلب‌ دیر می‌خوابند و جلوی‌ تلویزیون‌ لم‌ می‌دهند و به‌ این‌ ترتیب‌ اوقات‌ خودشان‌ را پر می‌کنند. در حالی‌ که‌ مردم‌ شاد، وقتشان‌ پر و با برنامه‌ است‌، آنها وقت‌ شناس‌ و کارآمد هستند ولی‌ افراد ناشاد وقتشان‌ غالباً خالی‌، باز و غیر متعهدانه‌ است‌، غالباً انجام‌ کارها را به‌ تعویق‌ می‌اندازند و بی‌ کفایت‌ هستند.
چهار ویژگی‌ که‌ در بالا ذکر شد مربوط‌ به‌ آدمهای‌ شاد بود حال‌ به‌ جستجوی‌ این‌ چهار ویژگی‌ در خودتان‌ بپردازید، در صورتی‌ که‌ واجد این‌ مؤلفه‌ها بودید، بدانید که‌ جزء آدم‌های‌ شاد و خوشحال‌ دسته‌ بندی‌ می‌شوید.
آنها خودشان‌ را دوست‌ دارند و اطمینان‌ دارند که‌ دیگران‌ هم‌ آنها را دوست‌ خواهند داشت‌.
... بیشتر به‌ نکات‌ خوب‌ و مثبت‌ خود توجه‌ می‌کنند، کمتر خودشان‌ را سرزنش‌ می‌کنند، خودگویی‌های‌ منفی‌ را متوقف‌ می‌کنند.
افراد شاد مدیریت‌ زمان‌ را بر عهده‌ دارند و همین‌ امر آنها را خوشحال‌ می‌کند.
 
 

 

سه شنبه 3 مرداد 1391  10:22 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شما چه شخصیتی دارید ؟
شما چه شخصیتی دارید ؟● ۱۳ گونه شخصیتی و نحوه برخورد با آنها
هر فرد در جامعه شخصیت و منش مخصوص به خود دارد.
اگر این شخصیت منفی باشد باید درصدد اصلاح آن برآید و اگر شخصیتی مثبت و سازگار داشته باشد باید در تقویت آن بکوشد، شما وقتی سعی می‌کنید به دیگران محبت کنید و آنان را خشنود سازید، با این عملکرد خود، شیوه‌های رفتاری را پذیرا شده‌اید که برای دریافت، تأیید و عشقی طراحی شده‌اند که به آن نیاز دارید، این شیوه‌ها شبیه نقش‌هایی هستند که ایفا می‌کنید و یا شخصیت‌هایی که به نمایش می‌گذارید، حال در این مقاله می‌خواهیم انواع یا گونه‌های شخصیتی را به اختصار مطرح ‌نماییم و برای شخصیتی‌های نامطلوب راه‌کاری عملی ارائه دهیم:‌
۱‌)‌ شخصیت ایفاگر یا بازیگر
شخصیت ایفاگر برای خود وقت نمی‌گذارد، او به خاطر کارهایی که در کودکی انجام داده مورد محبت قرار می‌گیرد. یعنی فکر می‌کند انجام کار برابر است با مهر و محبت.
او انجام کار را وسیله‌ای برای ارضای انتظارات و توقعات دیگران می‌داند و می‌خواهد در معیارهای قابل قبول ظاهر شود. تصور می‌کند که به اندازهِ کافی خوب و مورد پسند نیست و هراسی پنهانی از رد شدن و بی‌اعتنایی توسط دیگران دارد. حال چنین شخصیتی چه باید بکند؟
او باید آرام بگیرد و به این نتیجه برسد که حتی اگر در بهترین شرایط ظاهر نشود باز هم مورد مهر و محبت قرار می‌گیرد، در شبانه‌روز وقتی را هم برای خود قائل شود به استراحت بپردازد و برای خود و زندگی سخت نگیرد.
۲‌)‌ شخصیت انتقادگر
این شخصیت پیوسته بر آن است تا از دیگران انتقاد کند او خود را دوست ندارد و از خود احساس تنفر می‌کند و این را روی دیگران فرافکنی دارد و در نتیجه در مقام انتقاد از آنها حرف می‌زند. لفظ انتقاد او از دیگران، لفظی طعنه‌آمیز است. او با اثبات عیب‌های دیگران می‌خواهد، کمبودهای خود را پنهان سازد.‌حال چنین فردی چه باید انجام دهد؟
او باید خود را جای کسانی بگذارد که مورد انتقاد قرار می‌دهد، آن گاه خود را به خاطر کامل نبودن می‌بخشد و متوجه می‌شود که او هم دارای نقایص و معایبی است.
۳)‌ شخصیت لاف زن‌
چنین شخصیتی برای جبران عزت نفس خود همیشه دربارهِ واقعیت‌ها مبالغه می‌کند. او آموخته است که برای جلب توجه دیگران باید حقایق را درشت‌نمایی کند. شخصیت لاف زن از روی برنامه دروغ نمی‌گوید بلکه بطور اتفاقی، چنین می‌کند.
او برای جلب توجه لاف می‌زند و بزرگ‌نمایی می‌کند، او احساس می‌کند، نمی‌توان آن طور که باید، مورد توجه قرار گیرد. چنین فردی نمی‌تواند، به محبت دیگران اعتماد کند زیرا در اعماق وجود خود می‌داند که دروغ می‌گوید، هر چه دیگران به او نزدیک‌تر شوند، حالت تدافعی بیشتری به خود می‌گیرد. در مقابل لاف بیشتر، بی‌توجهی کمتر دریافت می‌کند و در نتیجه اعتمادش هم کمتر می‌شود، حال چنین شخصیتی چه باید بکند؟
سعی کند وقایع را حتی کوچک و جزیی دقیق بیان نماید و به خود بقبولاند که هنوز هم دوستانش او را دوست دارند و برایش احترام قائلند.
‌۴‌)‌ شخصیت قربانی‌
چنین شخصیتی در دوران کودکی آسیب جدی دیده و مورد همدردی واقع شده است، او خود را شایستهِ مهر و حمایت نمی‌داند، مگر اینکه گرفتار فاجعه‌ای عظیم شود یا به یاد یک حادثهِ تأسف‌بار گذشته بیفتد و با تکرار آن و بازگو کردن، طلب مهر و محبت نماید.
اگر چنین فردی با گفتن شرح حادثهِ ناگواری که برایش اتفاق افتاده، مورد مهر و محبت قرار گیرد، شرطی می‌شود به اینکه حتماً حادثهِ ناگواری بسازد، حتی خود را بیمار می‌کند، خبری که برای فرد قربانی اتفاق می‌اُفتد در همه جا پخش می‌شود، او احساس ناتوانی دارد و با دادن احساس گناه به دیگران می‌خواهد آنها را به زیر نفوذ خود بگیرد. احساس مسئولیت چنین فردی ضعیف و کم است و در زندگی بی‌آنکه خود متوجه باشد، دیگران می‌خواهند موجبات شادی او را فراهم سازند.
▪ حال شخصیت قربانی برای رهایی از این حالت چه باید بکند؟
باید بیاموزد که توان‌مندی‌های خود را افزایش دهد و قبول مسئولیت نماید و خشم سرکوب شده خود را از بین ببرد و در انتها دیگران را ببخشد و با آنان سازگاری نماید.
۵) شخصیت آدم‌ خوب‌
چنین فردی همیشه خوش‌مشرب، بشاش، موافق و همراه است. او دوستان فراوانی دارد، وی آموخته که سازگار شدن برایش پاداش به همراه دارد نمی‌تواند حرف دلش را بزند زیرا دیگران می‌فهمند که او خیلی هم خوب نیست.
چنین شخصیتی کاری را که باید انجام دهد به بهترین نحو به اتمام می‌رساند و به همه <آری> می‌گوید و هرگز عصبانی نمی‌شود، خود را با همه چیز وفق می‌دهد.
او برای اینکه خوب جلوه کند، از خواسته‌های حقیقی خویش فاصله می‌گیرد، از اینکه جزء اعضای گروه باشد، خوشحال است امّا در درون تنهاست. وی اگر مطابق میل خود رفتار کند، دیگران را ناراحت کرده‌ و آنان دیگراو را تأیید نمی‌‌کنند،
او از خواسته‌های خود جدا می‌ماند، نمی‌داند چه می‌خواهد و کیست؟ چنین فردی کارها را دقیق و درست انجام می‌دهد اما از درون احساس فریب خوردگی دارد خود را بی‌نشاط و بی‌حوصله احساس می‌کند. حال چنین شخصیتی چه باید بکند؟
<نه گفتن> را بیاموزد و خشمش را ابراز کند. در هر حال شخصیت اصلی خود را نشان دهد، و مطمئن باشد که نه تنها دیگران اورا بیشتر دوست خواهند داشت بلکه خود را به او نزدیکتر حس می‌کنند. زیرا حالا او حقیقتی‌تر شده و به واقعیت نزدیک‌تر گشته است.
۶)شخصیت حق به جانب‌
چنین شخصیتی آموخته که اگر اشتباه کند، دیگران اورا دوست نخواهند داشت و او را فرد بدی در نظر خواهند گرفت.
او برای این که مورد مهر و محبت باشد سعی می‌کند، در هر شرایطی درست کار کند.
او نمی‌تواند بپذیرد اشتباهی از او سرزده زیرا باعث از دست دادن محبت می‌‌شود. او برای تبرئه خود دیگران را بد معرفی می‌کند، با این شخصیت بحث نکنید زیرا فوراً داد سخن می‌دهد که شما اشتباه می‌کنید و حق به جانب اوست. او برای هر کاری عذری از نظر خود منطقی دارد و هرگز اشتباه خود را اقرار نمی‌کند. حال چنین فردی چه باید بکند؟
اگر اشتباه کرد کلمهِ "متأسفم" را تمرین کند و سعی نکند خود را توجیه کند.
۷) شخصیت خشمگین
خشم برای چنین شخصیتی، وسیله‌ای برای حمایت و حراست و همچنین وسیله‌ای برای فراری دادن دیگران است.
او احساس نابسندگی درونی دارد و همیشه درصدد حراست از خود است، وی برای جبران احساس نابسندگی از دنیای اطراف خود ناراضی است و چیزی اورا خرسند نمی‌کند، بنابراین در قبال دنیا احساس ناخوشایندی دارد، او فکر می‌کند سرش کلاه رفته و پیوسته می‌خواهد این را جبران کند. به راحتی عصبی می‌شود.
او همهِ بی‌عدالتی‌ها را که در حقش روا رفته به خاطر دارد، وی از موفق نشدن دیگران شاد می‌شود و روحیه‌ای رقابت آمیز دارد.
▪ حال چنین فردی چه باید انجام دهد؟
چنین فردی باید بداند، علی رغم نابسندگی در برخی از زمینه‌ها می‌تواند مورد مهر و محبت باشد و همه روزه بخشودن دیگران را تمرین کند و با دوست داشتن دیگران و بخشایش آنان خود را دوست بدارد و اشتباهاتش را ببخشد.
۸) شخصیت متظاهر
چنین شخصیتی، به قدری در نقش‌های مختلف ظاهر شده که نمی‌داند واقعاً کیست؟ در پشت هر نقابی نقابی دیگر وجود دارد و همیشه با توجه به رفتار دیگران واکنش نشان می‌دهد.
او تن به مخاطره و مجادله نمی‌دهد. وی می‌خواهد به هر قیمتی که شده روی دیگران تأثیر بگذارد تا محبوب دلها گردد، در نقش‌هایی ظاهر می‌شود که به گمانش دیگران از او انتظار ایفایش را دارند، بنابراین به مرور به یک متقلب مبدل می‌شود. او در کودکی و نوجوانی به اینکه خودش باشد تشویق نشده، بنابراین تصمیم گرفته برای دریافت محبت به شخص دیگری تبدیل شود که دیگران از او انتظار دارند.
او نمی‌تواند از مهر و محبت دیگران مطمئن باشد، زیرا در اعماق وجود خود می‌داند که یک متظاهر است و دیگران نمی‌دانند او چگونه شخصیتی دارد. حال چنین فردی چه باید بکند؟
در ابتدا باید سعی کند خود را بشناسد، خود باشد و نقاب‌ها را به کناری بگذارد و خود را آنچنان که هست قبول کند.
۹) شخصیت پیرو
چنین شخصیتی در زمینهِ حقایق به دیگران وابسته است. او نمی‌تواند احساسات خود را باور کند. او طوری تربیت شده که گمان می‌کند برای اینکه مورد مهر و محبت باشد، باید با آنچه به او می‌گویند، موافقت کند. او قدرت و مسئولیت خود را به اشخاصی که بتوانند مسائلش را حل کنند، واگذار می‌کند، از شما انتظار دارد دوستش بدارید چون با شما موافق است، اوآن قدر وابسته است که تماس با واقعیت‌ها را از دست می‌دهد. او به شدّت امیدوار است امّا به ناچار از ناحیهِ دیگران دلسرد می‌شود. این شرایط تا زمانی که او خود را باور نکند وجود خواهد داشت.‌
چنین فردی چه باید انجام دهد؟ اولین گام این است که مسئولیت خود را بپذیرد و دیگران را ببخشد، گام بعدی آن است که همهِ باورهایش را زیر سؤال برد و آنها را با تجربیات خود بسنجد، شخصیت پیرو باید اعتماد کردن به احساسات خود را بیاموزد. باید به غرایز و انتخاب‌های خود بها دهد و به خود به عنوان منبع قدرت و درایت نگاه کند.‌
۱۰‌) شخصیت خجالتی ‌
چنین شخصیتی از دیگران هراس دارد، از انتقاد آنان می‌ترسد. از آن بیم دارد که او را شکست خورده و ناکام ارزیابی کنند، نگران است که او را رد کنند و فاقد اعتماد به نفس است. وی می‌ترسد مورد پسند و قبول دیگران واقع نشود، به او گفته‌اند دیگران تنها در شرایط بخصوصی پذیرای او می‌شوند.‌
▪ حال یک چنین فردی چه باید انجام دهد؟
او باید روبرو شدن با خطر را بیاموزد. تن به مخاطره بزند و به تدریج اعتماد به نفس بیشتری بدست آورد. باید خطر کردن را در ذهن خود به تصویر بکشد و آن را در دنیای واقعی نیز اجرا نماید.‌
۱۱‌) شخصیت نمایشی‌
شخصیت نمایشی بر آن است که کاستی‌های نفس خود را با به نمایش گذاشتن اموال و دارایی‌هایش جبران کند. برای این فرد پول در حکم همه چیز است. پول می‌تواند برایش مهر و محبت و توجه خریداری کند بدون پول احساس می‌کند که مهر و عشق و دیگران را از دست می‌دهد. او نمی‌تواند متقاضی مهر و عشق شود امّا می‌خواهد آن را خریداری کند. وی نمی‌تواند احساساتش را مستقیماً ابراز کند بنابراین پول را جایگزین آن می کند. او خود را مستحق مهر و محبتی که دریافت می‌کند، نمی‌بیند و گمان می‌کند او را نه به خاطر خودش بلکه به دلیل موفقیت مادی دوست دارند. ‌
▪ حال چنین شخصیتی چه باید بکند؟
او باید احساسات خود را با دیگران در میان بگذارد، به دیگران اجازه دهد درون او را بشناسند و روی تصور ذهنی‌اش کار کند.‌
۱۲‌) شخصیت منفرد ‌
چنین فردی همیشه می‌خواهد ثابت کند که به دیگران احتیاج ندارد. او در مرحله‌ای از رشد خود مهر و محبت را که نیاز داشته به دست نیاورده بنابراین به این نتیجه رسیده است که به دو مقولهِ مهم زندگی نیاز ندارد. او آموخته که باید خودکفا باشد، وی به شدت حساس است و روحیه‌ای ظریف و شکننده دارد که تاکنون بارها از این مسئله لطمه خورده است، او آموخته که کمتر به دیگران توجه کند و آموخته که از احساسات خود منفک باشد، چون رویارویی با احساسات دردناک است.
شخصیت منفرد بدلیل نیاز فراوان به مهر و محبت احساس گناه می‌کند بنابراین نیازهایش را منکر می‌شود و مغرورانه می‌گوید، نمی‌توانم به تنهایی این کار را انجام دهم، نیازی به دیگران ندارم، چون نیازش را واضح بیان نمی‌کند، پیوسته ناامید است و در محاسبات خود آسیب می‌بیند، او از اینکه نیازهای همسرش را برآورده کند احساس رنجش می‌کند.
برای او نیاز نشانهِ ضعف است. ساده‌ترین کاری که او انجام می‌دهد، قطع رابطه با دیگران و انزوا است و هر چه بیشتر حس کند که تنها شده از مهر و عشقی که نیازمند آن است محروم می‌ماند. در این مرحله او باید چه کاری انجام دهد؟باید نیازهایش را با دیگران در میان بگذارد، رنج‌هایش را نشان دهد. انتظارات خود را مطرح کند. اگر احساس انزوا کرد فرد مورد علاقه‌ای را پیدا کند و احساساتش را به او بگوید و باید بداند که نیاز کلمهِ بدی نیست. او باید بیاموزد که کسانی را پیدا کند تا نیازهای او را برآورده سازند و در مشکلات یاریش کنند.‌
۱۳)شخصیت فداکار
چنین شخصیتی به این نتیجه رسیده که مهر و محبت به معنای فداکاری برای دیگران است. او در دوران کودکی از پدر و مادرش شنیده که آنها در حق او از خودگذشتگی کرده‌اند و فداکاری نموده‌اند. بنابراین متقابلاً انتظار فداکاری دارند، برای او مهر و محبت موضوعی خسته‌کننده است زیرا برای نشان دادن این دو همیشه باید کاری را انجام دهد که ترجیح می‌دهد نکند، او هرگز نمی‌تواند به خواسته‌هایش برسد زیرا این بسیار خودخواهانه است. او انتظار دارد کسی که از نعمت فداکاری او برخوردار می‌شود، متقابلاً از خودگذشتگی بی‌حد و حساب نشان دهد. حال یک چنین فردی باید چه انجام دهد؟ ‌بار سنگینی را که مهر و محبت دیگران گذاشته سبک کند. باید پدر و مادرش را به خاطر این بار سنگین ببخشد. ‌بدون چشم‌داشت محبت کند ولی از خواسته‌های خود صرف‌نظر نکند.‌

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 3 مرداد 1391  10:26 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شما چه طوری سلام می‌کنید؟
شما چه طوری سلام می‌کنید؟تعجب نکنید یک پرسش ساده دارم، شما چه جوری سلام می‌کنید؟ و دیگران چگونه به شما پاسخ می‌دهند؟ گرم و صمیمی، آرام و باتردید، بشاش اما با لبخندی ظاهری، سرد و محتاط و...
اما من می‌خواهم قبل از هرچیز، به این نکته اشاره کنم که برای سلام کردن، به نظرمی‌رسد ابتدا باید "دیگری" را "دید" و احساس کرد. یعنی، پذیرفتن فرد خاصی به جز خودت.
اما وقتی دیگری را ندیدی یعنی واقعا او را احساس نکردی، سلام‌ات هم آن قدرگرم نیست که بردل بنشیند و شما موفق نمی‌شوید یک ارتباط انسانی و دوستانه با دیگران برقرارکنید. بنابراین پاسخی که می‌گیرید، صوری و صرفا یک وظیفه تلقی می‌شود.
به هرحال، قطعا حال و هوای دیگری نیز درپاسخگویی به شما مهم است. اما شما چون با سلام گفتن خود ارتباطی را آغاز می‌کنید، توان این کار را دارید که دیگری را از درگیری با درون و ذهنیت‌اش آزاد کرده و به دنیای خوب و سرشار از زندگی خود وارد کنید؛ حتی اگر تنها برای لحظاتی این اتفاق، شکل گیرد.
البته،واقعیت این است که شما با توجه به شناختی که از طرف مقابل‌تان دارید، به او سلام می‌کنید. شما می‌توانید سلامی سطحی کنید یا سلامی از روی همدردی بگویید و یا اینکه با سلامی واقعی که همراه با آرامش است حضورخود را اعلام کنید.
برای مثال، وقتی با کسی روبرو می‌شوید که از او هیچ شناخت قبلی ندارید، محتاطانه سلامی فقط از روی ادب می‌کنید. اما اگر بدانید طرف مقابل‌تان یک مشکل حل‌نشدنی جسمی یا روحی دارد، سلام شما نوعی همدردی را نیز همراه دارد.
بنابراین، میزان، نوع شناخت و یا نبود آن بر چگونگی سلام شما تاثیرگذار است.اما من می‌خواهم همین را بگویم که چرا خود را از این مسایل فارغ نکنیم و با قدری آزادمنشی، همدردی انسانی و به دور از این گونه نگاه‌های خاص، باسلامی گرم و صمیمی حضور آرام‌بخش خودرا نمود نبخشیم.
اولین سلام خود را به خاطردارید؟ آن را وقتی به زبان آوردید که پا به این دنیا گذاشتید، زمان تولد، سلامی که هرگز تکرارنخواهد شد. یک بار برای همیشه.
اگر دقت کنید این سلام مفاهیم زیادی را به شما می‌آموزد. این سلام را هرگز نباید فراموش کنید چرا که همواره به شما نکته مثبتی را گوشزد می‌کند؛ اینکه یک عمر بیشتر ندارید، پس حواس‌تان را جمع کنید که حد‌اکثر رضایت‌خاطر را به دست آورید. اینکه هیچ چیز ارزش ندارد که شاید به دلیل برخی ذهنیت‌ها و پیش‌داوری‌های فکری و احساسی، به دیگران بی‌احترامی کنیم یا فضای ناخوشایندی برای ادامه ارتباط ایجاد کنیم.
هرنوع ارتباط خوبی، بی‌تردید احساس رضایت و شادمانی به شما می‌بخشد. از کنار این مسئله به سادگی نگذرید و آن را جدی بگیرید. دقیقا ما می‌توانیم در مواردی که نتایج برخوردهایمان به نحوه رفتارخودمان برمی‌گردد، توجه بیشتری داشته باشیم.
بنابراین، اگردیگری را تنها به عنوان یک انسان، به دور از هرپیش‌زمینه ذهنی"ببینیم" و"حس" کنیم، مسیری مثبت را با یک سلام ساده و واقعی برای ارتباطی ثمربخش هموار می‌کنیم.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 3 مرداد 1391  10:55 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شما خوشبین هستید یا بدبین؟
● خوش بینی به جای بدبینی
می گویند:«خوش بین ها بیش از بدبین ها عمر می کنند.» یا «خوش بین ها یک دفعه می میرند و آن هم وقتی که عمرشان به سر آید، اما بدبین ها به خاطر ترس ازهمه چیز هر روز می میرندفلینگمن روان شناس معروف می گوید:«شواهدی موجود است که خوش بینی نظام مصونیت بدن را تقویت می کند و بلعکس بدبینی نظام دفاعی بدن را ضعیف می کندبا این وجود نه خوش بین ها باید به خود غره شوند که خوش بین هستند نه بدبین ها باید به خود لعنت بفرستند چرا بدبین هستند.چون هیچکس خوش بین یا بدبین به دنیا نمی آید آنچه ما را بدبین یا خوش بین می کند اکتساب مان از دنیای پیرامون است.اولین الگوی در دسترس نیز والدین هستند .ما از آنها یاد می گیریم چه رفتاری داشته باشیم یه چه حالت هایی را بروز بدهیم پس از آنها نوبت به اطرافیان می رسد و بالاخره رویدادها و حوادثی که پیش می آیند یا فیلم هایی که می بینیم ما را به سمت خوش بینی یا بدبینی سوق می دهد خوش بین ها حتی حوادث بد را نادیده می گیرند می گویند «الخیر فی ماوقع» و بر عکس بدبین ها حتی رویدادهای خوب مهم را تصادف و موقتی می پندارند.وقتی برای خوش بینی مشکلی پیش می آید نمی نشیند تا کسی به دادشان برسد بلکه به دنبال راه حل می گردند و اگر کمکی هم ببینند با روی خوش استقبال می کنند ولی بدبین ها زود تسلیم می شوند و می گویند قسمت چنین بوده است و بعد زانوی غم بغل می گیرندخوش بین ها در هر رویدادی همیشه بهترین وضعیت را پیش بینی می کنند برای مثال اگر آسمان ابری شود خوش بین می گوید: نمی بارد یا اگر ببارد موجب برکت خواهد شد ولی بدبین می گوید :این ابر موجب باران شدیدی خواهد شد و خانه همه را خراب می کند .حال اگر برحسب اتفاق نظر بدبین در واقعیت تائید شود دیگر هیچ جلودارش نیست و سر هر موضوعی آن روز را مثال می آورد در حالی که غافل است بدبینی هاله ای از تیرگی دور او ایجاد می کند و زندگی را برایش سخت و تاریک می کند بدبین ها حتی در خواب هم آشفته حالند بیماری بدبینی فرد بدبین خیال می کند مردم برای او ارزش قائل نیستند بنابراین به کسی اعتماد ندارند هم چنین دیگران را دوست ندارندو بر حسب میزان بیماری نمی تواند خود را دوست بدارند.فرد بدبین کم نیرو و ناتوان است زایرا دایم نگران همه چی است و نیرویش را صرف مقابله با دشمنان یا دشمنی های موهوم دیگران می کند و به تدریج دیگر نمی تواند دوست را از دشمن تشخیص دهد و در شکل افراطی کار را به جای میکشاند که به دوست بیشتر از دشمن آزار می رساند پس منزوی می شود وهمین بر بدبینی اش تاثیر مضاعف می گذارد .میگویند شخصی که بد بینی اش زیاد بود دیواری می کشید شخص دیگری که از آنجا می گذشت به ا و گفت «خدا قوت» شخص بدبین به جای تشکر گفت:« کج می کشم به تو چه راست می کشم به تو چه.» تعجب نکنید آدم بدبین به جای شنیدن حقیقت آنچه را ذکر می کند می شنود.بدبینی زیاد مقدمه پارانویا است که به نوبه خود بیماری خطرناکی است بریستول در کتاب« جادوی باور و ایمان در باره قدرت فکر» می گوید:« افکار هراس آلود ما از چنان نیروی مغناطیسی برخوردار است می تواند هر مصیبت و سا نحه ای را به بسوی ما جلب کند، همان طور که عکس آن صادق است.»
او توصیه می کند خوش بینی را ملاک عمل قرار دهید و عشق بورزید.نه اینکه بدبینی را سرلوحه هر کنش یا واکنش خود قرار دهید .ریچارد باخ نیز می گوید:« آنچه در فکر خود مهم می شماریم، به صورت مغناطیسی وارد زندگیمان می کنیم.ترس مانند مغناطیسی همه پدیده های منفی را به سوی ما جلب می کند و بر سلامت جسم و روحمان تاثیر سو می گذارد .یک نمونه تاسف باردر یکی از جراید بود که پیرزنی همیشه می ترسید مبادا دزدها به خانه اش حمله کنند و وسایلش را بدزدند به دست دزدها کشته شد پس از این که منزل این پیرزن بررسی شد متوجه می شوند کیف دستی او پر ازبریده روزنامه هایی است که در آنها نوشته بود به فلان پیرزن حمله شده و اموالش را دزدیده اند و او را کشته اند.این پیرزن تفکر منفی اش را آن قدر با خود حفظ کرد تا متاسفانه همین اتفاق برایش افتاد سرگذشت او مصداق بارز این سخن امام علی است که «اگر تو به زندگی پشت کرده ای و مرگ به تو روی آورده است ،پس چه زود دیدار میسر است را ه های نجات از شر بدبینی برای اینکه از شر بدبینی نجات پیدا کنیم چندین را ه حل پیشنهاد می کنیم
برای اینکه انواع افکار منفی و مخرب را از خود دور کنید باید اراده این کار را در خود تقویت کنید.یعنی به محض هجوم افکار منفی به مغزتان محکم آنها را پس بزنید و افکار و احساسات و اعمال مثبت مانند :خوش بینی،عزت نفس،اعتماد به نفس، آرمان خواهی، زیبا بینی حسن جوی، خوش مشربی ،بذله گویی ،شوخ طبعی، تخیلات خوشایند،عشق ورزی شور و نشاط را در خود تقویت کنید تا از تاثیر مخرب افکار منفی در امان بمانید چشم دل بگشایید و ببینید در اطراف شما چقدر آدمهای دیگری زندگی می کنند که نگران هیچ چیز نیستند و صدمه ای هم نمی بینند.
تنها راه خوشبخت زیستن تغییر دیدگاه منفی به مثبت اندیشی و خوش بینی است این دیدگاه منفی مال شما نیست ولی به شما انتقال پیدا کرده است بنابراین می توانید از شر آن خلاص شوید .آیا می دانید دیدگاه منفی کی به سراغ شما می آید؟ موقعی که خیلی نا امیدید هنگامی که شکستی متحمل شدید. وقتی که بد آوردید یا تصادف ناخوشایندی کردید همان لحظه است که دیدگاه منفی به ما می گوید «همه چیز تمام شده است، شما دیگر کمر راست نمی کنی، بدبخت شدی .»در این حال فوری باید بر آن نهیب بزنید یا در حقیقت بر سرش فریاد بکشید« برو گم شو، دست از سرم بردار تو را نمی خواهم.» آن وقت خواهی دید دو تا پا دارد دو پای دیگر را هم قرض می کند و فرار را بر قرار ترجیح می دهد!امتحان کنید، به طور حتم موفق می شوید
موسیقی ها یا ترانه های غمناک و ناامید کننده گوش ندهید .روحیه تان را خراب می کند و دنیا را چنان تیره و تار جلوه می دهد که از زندگیتان بیزار می شوید .با افراد خوش بین، شاد، موفق معاشرت کنید زیرا روحیه مثبت آنها بر شما تاثیر می گذارد این گفته ویلیام جیمز را همیشه پیش خود تکرار کنید«انسان می تواند با تغییر نحوه تفکر خود، زندگی و سرنوشت خود را تغییر دهد.»
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 3 مرداد 1391  10:56 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شما خوشبین هستید یا بدبین؟
● خوش بینی به جای بدبینی
می گویند:«خوش بین ها بیش از بدبین ها عمر می کنند.» یا «خوش بین ها یک دفعه می میرند و آن هم وقتی که عمرشان به سر آید، اما بدبین ها به خاطر ترس ازهمه چیز هر روز می میرندفلینگمن روان شناس معروف می گوید:«شواهدی موجود است که خوش بینی نظام مصونیت بدن را تقویت می کند و بلعکس بدبینی نظام دفاعی بدن را ضعیف می کندبا این وجود نه خوش بین ها باید به خود غره شوند که خوش بین هستند نه بدبین ها باید به خود لعنت بفرستند چرا بدبین هستند.چون هیچکس خوش بین یا بدبین به دنیا نمی آید آنچه ما را بدبین یا خوش بین می کند اکتساب مان از دنیای پیرامون است.اولین الگوی در دسترس نیز والدین هستند .ما از آنها یاد می گیریم چه رفتاری داشته باشیم یه چه حالت هایی را بروز بدهیم پس از آنها نوبت به اطرافیان می رسد و بالاخره رویدادها و حوادثی که پیش می آیند یا فیلم هایی که می بینیم ما را به سمت خوش بینی یا بدبینی سوق می دهد خوش بین ها حتی حوادث بد را نادیده می گیرند می گویند «الخیر فی ماوقع» و بر عکس بدبین ها حتی رویدادهای خوب مهم را تصادف و موقتی می پندارند.وقتی برای خوش بینی مشکلی پیش می آید نمی نشیند تا کسی به دادشان برسد بلکه به دنبال راه حل می گردند و اگر کمکی هم ببینند با روی خوش استقبال می کنند ولی بدبین ها زود تسلیم می شوند و می گویند قسمت چنین بوده است و بعد زانوی غم بغل می گیرندخوش بین ها در هر رویدادی همیشه بهترین وضعیت را پیش بینی می کنند برای مثال اگر آسمان ابری شود خوش بین می گوید: نمی بارد یا اگر ببارد موجب برکت خواهد شد ولی بدبین می گوید :این ابر موجب باران شدیدی خواهد شد و خانه همه را خراب می کند .حال اگر برحسب اتفاق نظر بدبین در واقعیت تائید شود دیگر هیچ جلودارش نیست و سر هر موضوعی آن روز را مثال می آورد در حالی که غافل است بدبینی هاله ای از تیرگی دور او ایجاد می کند و زندگی را برایش سخت و تاریک می کند بدبین ها حتی در خواب هم آشفته حالند بیماری بدبینی فرد بدبین خیال می کند مردم برای او ارزش قائل نیستند بنابراین به کسی اعتماد ندارند هم چنین دیگران را دوست ندارندو بر حسب میزان بیماری نمی تواند خود را دوست بدارند.فرد بدبین کم نیرو و ناتوان است زایرا دایم نگران همه چی است و نیرویش را صرف مقابله با دشمنان یا دشمنی های موهوم دیگران می کند و به تدریج دیگر نمی تواند دوست را از دشمن تشخیص دهد و در شکل افراطی کار را به جای میکشاند که به دوست بیشتر از دشمن آزار می رساند پس منزوی می شود وهمین بر بدبینی اش تاثیر مضاعف می گذارد .میگویند شخصی که بد بینی اش زیاد بود دیواری می کشید شخص دیگری که از آنجا می گذشت به ا و گفت «خدا قوت» شخص بدبین به جای تشکر گفت:« کج می کشم به تو چه راست می کشم به تو چه.» تعجب نکنید آدم بدبین به جای شنیدن حقیقت آنچه را ذکر می کند می شنود.بدبینی زیاد مقدمه پارانویا است که به نوبه خود بیماری خطرناکی است بریستول در کتاب« جادوی باور و ایمان در باره قدرت فکر» می گوید:« افکار هراس آلود ما از چنان نیروی مغناطیسی برخوردار است می تواند هر مصیبت و سا نحه ای را به بسوی ما جلب کند، همان طور که عکس آن صادق است.»
او توصیه می کند خوش بینی را ملاک عمل قرار دهید و عشق بورزید.نه اینکه بدبینی را سرلوحه هر کنش یا واکنش خود قرار دهید .ریچارد باخ نیز می گوید:« آنچه در فکر خود مهم می شماریم، به صورت مغناطیسی وارد زندگیمان می کنیم.ترس مانند مغناطیسی همه پدیده های منفی را به سوی ما جلب می کند و بر سلامت جسم و روحمان تاثیر سو می گذارد .یک نمونه تاسف باردر یکی از جراید بود که پیرزنی همیشه می ترسید مبادا دزدها به خانه اش حمله کنند و وسایلش را بدزدند به دست دزدها کشته شد پس از این که منزل این پیرزن بررسی شد متوجه می شوند کیف دستی او پر ازبریده روزنامه هایی است که در آنها نوشته بود به فلان پیرزن حمله شده و اموالش را دزدیده اند و او را کشته اند.این پیرزن تفکر منفی اش را آن قدر با خود حفظ کرد تا متاسفانه همین اتفاق برایش افتاد سرگذشت او مصداق بارز این سخن امام علی است که «اگر تو به زندگی پشت کرده ای و مرگ به تو روی آورده است ،پس چه زود دیدار میسر است را ه های نجات از شر بدبینی برای اینکه از شر بدبینی نجات پیدا کنیم چندین را ه حل پیشنهاد می کنیم
برای اینکه انواع افکار منفی و مخرب را از خود دور کنید باید اراده این کار را در خود تقویت کنید.یعنی به محض هجوم افکار منفی به مغزتان محکم آنها را پس بزنید و افکار و احساسات و اعمال مثبت مانند :خوش بینی،عزت نفس،اعتماد به نفس، آرمان خواهی، زیبا بینی حسن جوی، خوش مشربی ،بذله گویی ،شوخ طبعی، تخیلات خوشایند،عشق ورزی شور و نشاط را در خود تقویت کنید تا از تاثیر مخرب افکار منفی در امان بمانید چشم دل بگشایید و ببینید در اطراف شما چقدر آدمهای دیگری زندگی می کنند که نگران هیچ چیز نیستند و صدمه ای هم نمی بینند.
تنها راه خوشبخت زیستن تغییر دیدگاه منفی به مثبت اندیشی و خوش بینی است این دیدگاه منفی مال شما نیست ولی به شما انتقال پیدا کرده است بنابراین می توانید از شر آن خلاص شوید .آیا می دانید دیدگاه منفی کی به سراغ شما می آید؟ موقعی که خیلی نا امیدید هنگامی که شکستی متحمل شدید. وقتی که بد آوردید یا تصادف ناخوشایندی کردید همان لحظه است که دیدگاه منفی به ما می گوید «همه چیز تمام شده است، شما دیگر کمر راست نمی کنی، بدبخت شدی .»در این حال فوری باید بر آن نهیب بزنید یا در حقیقت بر سرش فریاد بکشید« برو گم شو، دست از سرم بردار تو را نمی خواهم.» آن وقت خواهی دید دو تا پا دارد دو پای دیگر را هم قرض می کند و فرار را بر قرار ترجیح می دهد!امتحان کنید، به طور حتم موفق می شوید
موسیقی ها یا ترانه های غمناک و ناامید کننده گوش ندهید .روحیه تان را خراب می کند و دنیا را چنان تیره و تار جلوه می دهد که از زندگیتان بیزار می شوید .با افراد خوش بین، شاد، موفق معاشرت کنید زیرا روحیه مثبت آنها بر شما تاثیر می گذارد این گفته ویلیام جیمز را همیشه پیش خود تکرار کنید«انسان می تواند با تغییر نحوه تفکر خود، زندگی و سرنوشت خود را تغییر دهد.»
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 3 مرداد 1391  11:02 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شما میوه چه درختی هستید؟
شما میوه چه درختی هستید؟▪ ( ۲۴ خرداد تا ۴ تیر) درخت سیب ( عشق)
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.
▪ ( ۲۵ اردیبهشت تا ۳ خرداد) ( ۲۲ آبان تا ۱ آذر) درخت ون ( بلند پروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید.
▪ (۲۲ آذر تا ۱ دی) درخت راش ( خلاقیت)
فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.
▪ (۲۶ تیر تا ۴ مرداد) ( ۲۵ دی تا ۳ بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
▪ (۱۵ تا ۲۴ اردیبهشت) ( ۱۲ تا ۲۱ آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری)
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.
▪ (۱۴ تا ۲۳ مرداد) ( ۹ تا ۱۸ بهمن) درخت سدر ( وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.
▪ (۱۶ تا ۲۵ تیر) ( ۱۲ تا ۲۴ دی) درخت نارون ( بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.
▪ ( ۱۴ تا ۲۳ خرداد) ( ۱۲ تا ۲۱ آذر) درخت انجیر ( حساسیت)
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.
▪ (۵ تیر تا ۱۵ تیر) ( ۲ تا ۱۱ دی) درخت صنوبر ( رمز و راز)
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.
▪ ( ۲۴ شهریور تا ۳ مهر) ( ۲۲ تا ۳۰ اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی)
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.
▪ ( ۱۳ تا ۲۲ شهریور ) ( ۱۱ تا ۲۱ اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید)
یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.
▪ ( ۴ تا ۱۳ خرداد) ( ۲ تا ۱۱ آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.
▪ ( ۱۱ تا ۲۰ فروردین) ( ۱۴ تا ۲۳ مهر) درخت افرا ( استقلال فکری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.
▪ ( ۲۳ شهریور) درخت زیتون ( عقل)
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.
▪ (۲۴ مرداد تا ۲ شهریور) ( ۱۹ تا ۳۰ بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی)
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.
▪ ( ۱ تا ۱۴ اردیبهشت) ( ۵ تا ۱۳ مرداد) ( ۴ تا ۸ بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
▪ ( ۱ تا ۱۰ فروردین) ( ۴ تا ۱۳ مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
▪ (۲۱ تا ۳۱ فروردین) ( ۲۴ مهر تا ۱۱ آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
▪ ( ۳ تا ۱۲ شهریور) ( ۱ تا ۱۰ اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه)
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب، بسیارمهربان، عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول، خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است.
 
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 3 مرداد 1391  11:03 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شماره تولد نشانگر شخصیت ماست
شماره تولد نشانگر شخصیت ماستروان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید:فرض می کنیم که شما متولد ۸ مهر ۱۳۵۵ هستید. مهر، ماه هفتم (۷) سال است پس ابتدا روز تولد را همراه با عدد ماه و عدد سال جمع می کنیم: ۱۳۷۰=۱۳۵۵+۷+۸. سپس اعداد عددی را که بدست می آوریم با هم جمع می کنیم: ۱۱=۰+۷+۳+۱اگر عدد دو رقمی بود باز هم اعداد را با هم جمع می کنیم تا زمانی که به یک عدد تک رقمی برسیم: ۲=۱+۱. در این مثال شماره تولد ۲ است و اکنون می توانید آنچه را که مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید. حال شماره تولد خود را بدست آورید و در زیر تفسیر شماره تولد خود را بخوانید.
● تفسیر اعداد
۱) خالق و مبتکر:
«یک»ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال «یک»ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارت های سیاسی را یاد می گیرند. همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که «بهترین» باشند. در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.
۲) پیام آور صلح:
«دو» ها سیاستمدار به دنیا می آیند! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند. اصلا تنهایی را دوست ندارند. دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند. از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتمادبه نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.
۳) قلب تپنده زندگی:
«سه»ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال، اجتماعی، جذاب، رمانتیک و بسیار بردبار و پر تحمل. خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود را به کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایانه تری هم ببینند.
۴) محافظه کار:
«چهار»ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربان تر باشند.
۵) ناهماهنگ با جماعت:
«پنج»ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطرپذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود، غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند و دوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری، تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.
۶) رمانتیک و احساساتی:
«شش»ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنر و موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. «شش»ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.
۷) عاقل و خردمند:
«هفت»ها جستجوگر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند. احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه درمورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعار آنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوف های آینده هستند; طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند. مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!
۸) آدم کله گنده:
«هشت»ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستند و طرح ها و نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسئولیت افراد را برعهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان را به وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.
۹) اجرا کننده و بازیگر:
«نه»ها ذاتا هنرمند هستند. بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج می کنند. با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.
در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد. آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقت ها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 3 مرداد 1391  11:08 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

شناخت انسان ها بر اساس اسم آنها
با این روش شما می توانید به شناخت خصوصیت انسان ها از روی حرف اول اسم آن ها پی ببرید:
الف) خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و با همه ملاحظه کند و خونگرم می باشد و با همه کس زود صمیمی می شود و در زندگی در جنگ و جدال و گفتگو بسر می برد و پیراهن سیاه بر او نامبارک می باشد و محنت بسیار می کشد و هرچه را طلب کند زود بیابد و مریضی وی همیشه در باد قولنج گردن وپهلو می باشد.
ب) فردی خوش قیافه و زیبا وبا محبت و رفیق باز و همیشه مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.
پ) شخصیت افرادی که نام آنها با حرف «پ» آغاز می شود همانند شخصیت افرادی است که نام شان با حرف «ب» آغاز می شود.
ت) او فردی است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه می شود سریع توبه می کند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران و در پی آن است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی عجیبی در خود دارد.
ث) فردی است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ثابت قدم می باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او پهن می باشد و در زندگی هرگز محتاج نخواهد شد.
ج) فردی باشد زیبا و خوش اخلاق وبا محبت و او همیشه از مریضی شکم رنج می برد و این مریضی هرچند وقت یکبار اشکار می شود و دو وجه دارد یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفیدپوست و بزرگ اندام و همیشه سرگردان واشفته می باشد و از کار خود حیران است.
چ) شخصیت افرادی که نام آنها با حرف «چ» آغاز می شود همانند شخصیت افرادی است که نام شان با حرف «ج» آغاز می شود.
ح) او فردی زیبا، خوش اخلاق، حق گو و کینه ای است و حرف ها را در دلش به خوبی نگه می دارد. او همیشه به نوعی در بحث و جدل و جنگ بسر می برد.
خ) فردی است زیبا چهره با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و هرچه سعی می کند رزقش بسیار شود موفق نمی شود و او فردی است تنبل و کاهل در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و سر بلند شود
د) او فردی با دیانت، پرفکر، بشاش، زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه درحال ترقی می باشد.
ر) او فردی است خوش اخلاق، میانه رو، آتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بدگویی می کنند. او فردی است طمعکار، زیبا چهره، خوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد می رسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است.
ز) زیبا، خوش اخلاق، با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است و در زندگی برای او سحری می کنند و در زندگی شکست بزرگی می خورد و همیشه از سردرد و زانودرد در عذاب می باشد و نسبت به زندگی دلسرد می گردد و حیران و سرگردان می شود.
ژ ) شخصیت افرادی که نام آنها با حرف «ژ» آغاز می شود همانند شخصیت افرادی است که نام شان با حرف «ج» آغاز می شود.
س) او فردی می باشد پراستعداد و با ذوق و سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور و متکبر می باشد و هر کاری که میل داشت انجام می دهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر می برد فردی باشد آتشی مزاج و همیشه در چشم اهل و اعیان پر هیبت به چشم می آید.
ش) او فردی است مشفق، مهربان، جنگجو، عصبانی و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنیا به او ضرر برسد از دست و زبان خود می خورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ می ماند و بسیار لجباز است.
ص) فردی است حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور می کند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و همیشه در حال ترقی و فکر می باشد.
ض) او فردی است خوش اخلاق و زیرک و دانا و کینه توز و همیشه نگرانی خود را در ظاهر بروز نمی دهد و پیشانی او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق می باشد و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند و به دنبال هرکار زشتی توبه می کند و فردی زرنگ است.
ط) او فردی است پاک و خوش اخلاق و خوش گذران و خو نگرم و پیراهن سیاه بر او خوشایند نیست و دوستی بسیار می کند.
ظ) او فردی است که ظاهر و باطنش یکی است و خشک و مقرراتی می باشد و اطرافیان پشت سر او بدگویی کنند و قدر مال دنیا را نداند و در سینه و اعضا خالی دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان آن است که با دوستان تفریح کند.
ع) او فردی باشد بلندمرتبه، پر گذشت، خوش اخلاق، بخشنده و مقرراتی وخشک و او هرگز قدر مال دنیا را نمی داند و در دوستی با دیگران پآینده و متعصب و در اول زندگی رنج بسیار کشد و قدر مال دنیا را نداند.
غ) زیبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس ناامیدی کند در فکر می رود و به گذشته و آینده خود می اندیشد دانا وعالم است و زندگی را با صلح و صداقت دوست دارد.
ف) او فردی است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زیبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحیه هر چند وقت یک بار مریض و رنج می کشد و در زندگی چند بار شکست می خورد ولی در آینده به مقام و منزلت خوبی می رسد.
ق) فردی است قادر وتوانا و زیرک و دانا و در هر کاری نقشه بسیار می کشد و موفق می شود هم زیباست و هم خوش اخلاق و فردی است خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد می کند.
ک) او فردی است زیبا و خوش اخلاق و زیرک و دانا و زیرک و خشک و مقرراتی و زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب می باشند با یک کلمه حرف دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت باشد.
گ) شخصیت افرادی که نام آنها با حرف «گ» آغاز می شود همانند شخصیت افرادی است که نام شان با حرف «ج» آغاز می شود.
ل) فردی است زیبا چهره و خوش اخلاق و یکدنده و همیشه جدایی اختیار کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه متعصب اطرافیان نزدیک خود می باشد.
م) خوش اخلاق و با محبت و خون گرم و نترس و همیشه اطرافیان پشت سرش بدگویی کنند و در روبرو از او تعریف و تمجید کنند او فردی باشد خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود همیشه کاهلی دارد و زود عصبانی می شود و سریع خاموش می شود و در تمام کارها تقاضای کمک کند.
ن) او فردی است زیبا و خوش اخلاق و کینه توز و دم دمی مزاج می باشد گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار بد و مقرراتی و خشک می شود همچون قاضی می باشد و در حقوق خود ودیگران به میزان برخورد کند.
و) فردی است که همیشه به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور می شود و زبان بد پشت سر او باشد و دیگران بدی او را می گویند.
ه) او فردی است که همیشه اطرا فیان را امر و نهی می کند و زیبا چهره، تندخو و آتشی مزاج و طبع او گرم می باشد.
ی) او فردی است پر فکر و زیبا و با هرکس درافتد بر او غالب گردد. دمدمی مزاج می باشد و گاهی بسیار خوب و گاهی بسیار خشک و مقرراتی است. او فردی است چهارشانه و از مریضی شکم، گاه گاهی رنج می برد.
 
 

 

سه شنبه 3 مرداد 1391  11:12 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شناخت انواع شخصیت ها
شناخت انواع شخصیت هامردم، معمولاً به شخصیت ازجهت تأثیری که فرد در دیگران ایجاد می کند و یا مهمترین تأثیراتی که در دیگران باقی می گذارد، می نگرند. مثلاً او را شخصی پرخاشگر یا مسالمت جو می دانند. اما روانشناسان، به هنگام بررسی «شخصیت» به آن به عنوان مرکز ساختمانها و عملیات روانی ثابت، می نگرند که سازمان دهنده مهارتهای فرد و موجب کنشها و واکنشهای او در محیط زندگی که مایه تمایزش از دیگران است، می باشد.
به عبارت دیگر، شخصیت، نوعی سازماندهی دنیای دستگاهها و سیستمهای بدنی و روانی فرد است که سرشت و فطرت ویژه او را در سازگاری با محیط، مشخص می سازد.
بنابراین روانشناسان، وقتی شخصیت را مورد مطالعه قرار می دهند به فرد به عنوان مجموعه ای که دارای کنش و واکنش است می نگرند درست مانند یک مجموعه به هم پیوسته که کلیه دستگاه های جسمی و روانی آن در یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل دارند و رفتارها و واکنش های فرد را طوری مشخص می کند که او را از دیگران متمایز می سازد.
در قرآن، توصیف شخصیت انسان و خصوصیات علمی آن که باعث تمایز انسان از دیگر مخلوقات خداوند است آمده است، چنانکه برخی از مدل ها و نمونه های عمومی شخصیت انسان که با برخی از ویژگی های اساسی مشخص هستند، نیز وصف شده است.
روانشناسان معاصر، به هنگام تحقیق پیرامون عوامل شخصیت ساز، معمولاً عوامل بیولوژیک، اجتماعی و فرهنگی را مورد بررسی قرار می دهند و در بررسی عوامل بیولوژیک، به مسئله تأثیر وراثت و ساختمان بدنی و ماهیت ساختاری سیستم فرض و اعصاب و دستگاه غددی اهمیت می دهند.
بنابراین عوامل مشخص کننده شخصیت، را می توان به دو گروه اصلی تقسیم کرد: عوامل وراثتی، یعنی عاملی که از ساختمان طبیعی خود فرد منبعث می شود و عوامل محیطی، یعنی عواملی که از محیط اجتماعی- فرهنگی خارج از وجود انسان، نشأت می گیرد. روانشناسان به هنگام بحث درباره خصوصیات شخصیت منبعث از طبیعت ساختمان خود فرد، تنها به مطالعه عوامل جسمی- بیولوژیک توجه می کنند و جنبه روانی انسان را به فراموشی می سپارند و از آن غافل می مانند.
البته عذر روانشناسی که در پژوهشهای خود، از روش تجربی پیروی می کنند و متعرض جنبه معنوی انسان نمی شوند تا اندازه ای پذیرفته است، زیرا نمی دانند چگونه از راه پژوهشی علمی، به انسان دست یابند. اما ناتوانی آنان دررسیدن به جنبه معنوی انسان از طریق کاوش علمی نباید باعث شود که به هنگام کوشش برای درک شخصیت و علل رفتار او اعم از بهنجار و ناهنجار، از این جنبه معنوی به طور کامل غفلت ورزند.
«اریک فروم»روانکار معروف، قصور و عجز روانشناسی جدید را در خصوص شناخت صحیح انسان که ناشی از عدم توجه به بررسی جنبه روانی انسان است، مشاهده کرده است. او چنین می گوید: «... سنتی که روانشناسی را علم بررسی روح انسان، آن هم با توجه به فضایل و خوشبختی او می شمرد اکنون کاملاً به کناری گذاشته شده است. بدون شناخت ماهیت انسان و عوامل تعیین کننده شخصیت، اعم از عوامل مادی و معنوی، درک روشن و کامل شخصیت انسان، امکان پذیر نیست. اصولاً اکتفا کردن به بررسی عوامل جسمی- بیولوژیک و نادیده گرفتن جنبه روانی انسان، طبیعتاً تصویری مبهم و غیردقیق از شخصیت، به دست می دهد.
الف) آفرینش انسان:
قرآن، کیفیت خلقت انسان ازماده و روح را بیان کرده است. براساس بیان قرآن، خداوند از روح خود در خاک، البته پس از طی مراحل مختلف تکوین آن وتبدیل مثل به گل، گل سیاه گندیده و گل کوزه گری دمید و او را آفرید.
«به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به ملائکه گفت: من بشری را از گل می آفرینم، هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خودم در آن دمیدم، برای او سجده کنید.»(سوره زمل، ۷۱،۷۲)
کلمه «روح» در قرآن، معانی متعددی دارد. روحی که در آیات مربوط به خلقت آدم(ع) آفریده است، به معنای «روحی» از خداوند است که انسان را آماده دریافت صفات عالی و عشق ورزیدن نسبت به حق می کند و نیز روح به معنای «عنصر علوی» است که انسان را آماده تحقق اموری والا و کسب صفاتی مقدس و... می سازد و او را برای ارتقا به مقامی بالاتر از حیوان، شایسته می گرداند و هدف و غایت والا و خطوط اصلی زندگی آن را برایش مشخص و ترسیم می کند. علاوه براین، بر گرایش او بر منشأ ارزشها و معارفی که حقیقت وجود انسان برای تحقق آنهاست، نیز می افزاید.
به همین دلیل، ساختار وجودی انسان با سایر مخلوقات تفاوت دارد. اجمالاً می توان گفت که وجه تمایز انسان از حیوان، درواقع وجود همین بارقه روح خداوندی در انسان است که فقط او (و نه موجودی دیگر) را آماده شناخت خداوند ایمان به او و عبادت ذات حق و کسب علوم و بهره گیری از آن به منظور ایجاد تمدن در روی زمین و پایبندی به ارزشها و اخلاقیات والا در رفتارهای فردی و اجتماعی کرده است.
ب) تضاد روانی:
انسان از نظر شخصیت، دارای یک سلسله خصوصیات حیوانی است، که در نیازهای جسمانی متبلور هستند و این نیازها به خاطر حفظ ذات و بقای نوع، باید ارضا شوند. او همچنین دارای صفات ملکوتی است که در اشتیاق روحی، نسبت به شناخت خداوند متعال و ایمان به او و عبادت و تقدیس و تنزیه دارای مقامی متبلور هستند. گاهی میان این دو نوع خصوصیات شخصیتی انسان، تعارض پیش می آید و خود انسان نیز این نزاع درونی بین این دو جنبه شخصیتی را احساس می کند. قرآن به حالت نزاع میان جنبه های جسمانی و روانی انسان چنین اشاره می فرماید:
«پس هرکس از حکم خدا سرکش و طاغی شد و زندگی دنیا را برگزید، دوزخ جایگاه اوست و هرکس از حضور در پیشگاه ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست، همانا بهشت، منزلگاه اوست.» (سوره نازعات، آیات ۳۷ تا ۴۱)
شاید مشیت خداوندی چنین اقتضا داشته باشد، که انسان، در میان سختیهای دیگر زندگی، از تضاد در این خواسته های جسمانی و روانی نیز رنج ببرد. «ما نوع انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم.» (سوره بلد، آیه۴)
و نیز شاید مشیت الهی بر این، قرارگرفته باشد که روش انسان در حل این مشکل، همان آزمایش حقیقی و اساسی باشد که خداوند در این دنیا برای انسان مقرر فرموده است. کسانی که بتوانند جنبه های معنوی و مادی شخصیت را در خود جمع کنند و حتی الامکان بیشترین هماهنگی و تعادل را میان آنها برقرار سازند، از این آزمایش، موفق و سربلند بیرون می آیند و شایسته پاداش خوشبختی دنیا و آخرت می شوند. «به حقیقت، اموال و فرزندان شما اسباب فتنه و امتحان شما هستند (چندان به آنها دل نبندید) و (بدانید) که نزد خدا اجر عظیم (بهشت ابد) خواهد بود.» (تغابن، آیه۱۵)
شاید مقتضای حکمت و رحمت خداوند متعال، این است که انسان را با کلیه امکانات لازم، برای حل این تضاد و عبور از مرحله این آزمایش مشکل، کمک کند. از این رو برای تمیز و تشخیص خیر و شر و حق و باطل، به انسان، عقل عطا فرموده است. همچنین به او آزادی اراده و انتخاب داده است تا بتواند در این درگیری تصمیم بگیرد و هر راهی که خود برای حل این تضاد می پسندد انتخاب کند. اصولاً پایه و زیربنای مسئولیت و حسابرسی انسان را همین آزادی اراده و انتخاب راه حل این تضاد، تشکیل می دهد: «راه خیر و شر (حق و باطل، بهشت و دوزخ) را به او ننمودیم؟ (بلد، آیه۱۰)
بنابراین، ساختمان وجودی انسان( فطرت) هم استعداد انجام کارهای زشت و پیروی از هوای نفس و شهوات جسمانی و غرق شدن در لذتهای ملموس و تمایلات دنیوی را دارد و هم آمادگی ارتقا به اوج فضیلت و تقوا و اخلاقیات عالی انسان و عمل صالح و پیامدهای آن را، یعنی رسیدن به آرامش روانی و خوشبختی معنوی.
اگر انسان در زندگی خود، لذتهای دنیوی را انتخاب کند و دنباله رو هوای نفس و شهوات باشد و خدا و روز جزا را فراموش کند، از عقل خود که فاصله میان او و حیوان است استفاده نکرده است. انسانی که این گونه زندگی می کند فاقد شخصیتی رشد یافته است. چنین، درست مانند کودکی است که به جز تمایلات و نیازهای خود، هیچ چیز برایش اهمیتی ندارد و در واقع، هنوز اراده اش قوی نشده و کیفیت و حاکمیت بر هوای نفس و خواسته دل را نیاموخته است. از این رو، همواره دنباله رو خواسته و تسلیم وسوسه های «نفس اماره به سوء» است.
من هرگز نفس خویش را تبرئه نمی کنم که نفس (سرکش) بسیار به بدیها ا مر می کند، مگر آنچه را که پروردگارم رحم کند. پروردگارم غفور و رحیم است.» (یوسف، آیه۵۳)
وقتی انسان، به درجه بالاتری از رشد و کمال برسد، وجدانش بیدار می شود و سستی اراده و پیروی از هواها و شهوات نفس و لذتهای دنیا را که موجب لغزش و گناهش هستند، محکوم می کند و ضمن احساس گناه، نفس خود را به سبب افراط در گناه، سرزنش می کند و با طلب بخشش و توبه به سوی خدا روی می آورد، در این حالت، او تحت تأثیر نفس «لوامه» قرار دارد.
«قسم به روز بزرگ (قیامت) و قسم به نفس پر حسرت و ملامت (یعنی نفس انسان که در قیامت، خود را بر تقصیر و گناه بسیار ملامت می کند.)» (قیامت، آیات۱،۲)
اگر انسان، در توبه و تقرب به خداوند متعال، از طریق انجام عملی صالح و دوری از موجبات خشم خدا، اخلاص داشته باشد و به طور کامل بر هوای نفس و خواسته های جسمانی خود حاکم باشد، نوعی تعادل همه جانبه میان خواسته های جسمانی و روحانی خویش به وجود آورده است. در این صورت می توان گفت: فرد به بالاترین مرحله رشد و تکامل بشری نایل آمده است. یعنی مرحله ای که نفس انسان در آرامش و اطمینان و قادر به سر می برد، آنگاه صفت «مطمئنه» کاملاً بر آنها منطبق خواهد شد.
آن هنگام، به اهل ایمان خطاب لطف رسد که ای نفس قدس مطمئن و دل آرام (به یاد خدا)، امروز به حضور پروردگارت بازآی که تو خشنود (به نعمتهای ابدی او) و او راضی (از اعمال نیک) تو است. باز آی و در صف بندگان خاص من در آی و در بهشت من داخل شو.» (فجر، آیات۲۷، ۳۰)
این مفاهیم سه گانه نفس، یعنی نفس اماره به سوء، نفس لوامه و نفس مطمئنه را می توان حالتهایی تصور کرد که شخصیت انسان در سطوح مختلف رشد، به آن متصف می شود و شخصیت انسان در جریان تضاد درونی میان جنبه های مادی و معنوی ماهیت ساختاری خویش، آنها را پشت سر می گذارد.
زمانی که شخصیت انسان در پایین ترین سطح، قراردارد به طوری که هواها و شهوات و لذتهای جسمانی و دنیوی بر او مسلط اند، در واقع تحت حاکمیت نفس اماره می باشد و هنگامی که به بالاترین درجه رشد و کمال بشری می رسد تا آن جا که تعادل کامل میان خواسته های جسمانی و روانی او برقرار می شود، آنگاه به مرحله ای رسیده است که صفت نفس مطمئنه بر آن تطبیق می کند.
حد وسط میان این دو مرحله، مرحله ای است که انسان، نفس خود را نسبت به خطاهایی که مرتکب شده است به محاسبه می کشد و از ارتکاب کارهایی که موجب خشم خدا و سرزنش وجدان می شوند جدا امتناع می ورزد.
لازم به تذکر است که پس از گذشت چهارده قرن از نزول قرآن، زیگموند فروید مؤسسه روانکاوی، در خصوص شخصیت، نظریه ای ارائه داد و براساس آن نفس را به سه بخش متمایز تقسیم کرد که شباهتهایی به مفاهیم نفس اماره و لوامه و مطمئنه در قرآن دارد. فروید، معتقد است که نفس انسان دارای سه بخش «او»، «من» و «من برتر» است. انواع شخصیت هایی که در قرآن مطرح شده اند عبارتند از :
الف ) مومنان
▪ خصوصیات عقیدتی: ایمان به خدا، پیامبران، کتب آسمانی، فرشتگان، روز قیامت- روز رستاخیز و حساب بهشت و دوزخ، غیب و قدر.
▪ خصوصیات عبادی: عبادت خدا و انجام فرایض از قبیل نماز، روزه، زکات، حج، جهاد در راه خدا، ذکر دائم خدا و...
▪ خصوصیات مربوط به روابط اجتماعی: رفتار خوب با مردم، وجود احسان، تعاون و همکاری، اتحاد و همبستگی، امر به معروف و نهی از منکر و اجتناب از کارهای بیهوده.
▪ خصوصیات مربوط به روابط خانوادگی: نیکی به والدین و خویشاوندان، حسن معاشرت همسران نسبت به یکدیگر، سرپرستی خانواده و پرداخت نفقه به آنها.
▪ خصوصیات اخلاقی، صبر، بردباری، صداقت، عدالت، پاکدامنی، اعمال شدت در گرفتن حق و در راه خدا و...
▪ خصوصیات عاطفی و انفعالی: خدادوستی، ترس از عذاب خدا، امید به رحمت خدا و...
▪ خصوصیات عقلانی و شناختی: تفکر در هستی و آفرینش خدا، طلب شناخت و دانش، عدم پیروی از گمان، جستجوی حقیقت، آزادی فکر و عقیده.
▪ خصوصیات مربوط به زندگی عملی و حرفه ای: اخلاص در عمل و خوب کار کردن، تلاش فعالانه و مجدانه برای کسب روزی.
▪ خصوصیات بدنی: نیرومندی، سلامت، پاکیزگی، طهارت.
اگر به مجموعه این خصوصیات که قرآن، مؤمنان را به آن توصیف کرده است بیندیشیم، می توانیم تصویر دقیق و پر از نشاط زندگی مؤمن را در ذهن خود مجسم کنیم. تصویری که قرآن از مؤمن ارائه می دهد تصویر انسان کامل در حدود امکانات بشری است و آنچه که خدا از ما می خواهد تلاش همه جانبه برای وصول به این کمال است.
خصوصیات مزبور در شخصیت مؤمن مستقل از هم نیستند، بلکه در همدیگر تأثیر و تأثر دارند و مکمل یکدیگرند و نیز مشترکا رفتار مؤمن را در کلید زمینه های زندگی جهت می دهند. به همین دلیل، رفتار مؤمن چه در ارتباط با پروردگار یا ارتباط با مردم و یا با خود، هماهنگ است بدیهی است که گروه مؤمنان از نظر تقوا یکسان نیستند و درجات مختلف دارند که قرآن سه درجه را برای آنان ذکر کرده است:
مؤمنانی که به خود ظلم می کنند، مؤمنانی که میانه رو هستند و مؤمنان پیشتاز خیر.
«سپس این کتاب آسمانی را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم، (اما) از میان آنها عده ای بر خود ستم کردند و عده ای میانه رو بودند و عده ای به اذن خدا در نیکیها از همه (پیشی) گرفتند و این فضیلتی بزرگ است. «سوره فاطر، آیه ۳۲»
«ابن کثیر» در تفسیر این آیه می گوید: «ظالم به نفس، یعنی کسی که در انجام برخی از واجبات، کوتاهی می کند و مرتکب برخی از محرمات می شود و میانه رو کسی است که واجبات را انجام می دهد و محرمات را ترک می گوید اما گاهی هم برخی از اعمال مستحب را انجام نمی دهد و یا مرتکب برخی از مکروهات می شود و پیشتاز در امر خیر کسی است که واجبات و مستحبات را انجام می دهد و محرمات و مکروهات و حتی برخی از اعمال مباح را ترک می کند.»
ب) کافران:
قرآن در آیات زیادی به کافران اشاره می کند و پاره ای از خصوصیات ویژه و اصلی برای آنها نام می برد.
▪ خصوصیات عقیدتی: عدم ایمان به یگانگی خدا، پیامبران، روز قیامت و رستاخیز و حساب.
▪ خصوصیات عبادی: به جز خدا چیزهایی را می پرستند که نه سودی برای آنان دارد و نه زیانی.
▪ خصوصیات مربوط به روابط خانوادگی: ظلم: کافران، در رفتارشان با مؤمنان متجاوز هستند. آنها را مورد تمسخر قرار می دهند و به حقوقشان تجاوز می کنند و نیز امر به منکر و نهی از معروف می نمایند.
▪ خصوصیات مربوط به روابط اجتماعی: قطع رابطه با خویشاوندان.
▪ خصوصیات اخلاقی: پیمان شکنی، فسق و فجور و پیروی از هوای نفس و شهوات و غرور و تکبر.
▪ خصوصیات انفعالی و عاطفی: نفرت و کینه نسبت به مؤمنان و حسادتشان به مؤمنان در نعمتهایی که خداوند به آنها عطا فرموده است.
▪ خصوصیات عقلانی و شناختی: جمود فکری و ناتوانی در ادراک و تعقل، مهرزدگی بر دلهای آنها، تقلید کورکورانه از عقاید و سنتهای پدران و فریب دادن خود.
شخصیتهای کافر از دید قرآن، دچار جمود فکری اند و از ادراک حقیقت توحید که اسلام، مردم را به آن فرا می خواند عاجز هستند. به همین دلیل قرآن آنها را این گونه توصیف می کند: «خدا بر دلها و گوشهای آنها مهر زده و بر چشمهای آنها پرده افکنده شده...» (بقره، آیه ۷)
ج)منافقان:
منافقان مردمی با شخصیتی ضعیف و متزلزل بودند که نمی توانستند موضع آشکاری در برابر ایمان اتخاذ کنند. قرآن خصوصیات مشخص کننده آنها را یادآور شده و آنها را به شدیدترین عذاب تهدید کرده است.
«زیرا منافقان در پایین ترین درجه و مرحله دوزخ قرار دارند و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت (بنابراین از طرح دوستی با دشمنان خدا که نشانه نفاق است بپرهیزید). «نساء آیه ۱۴۵».
مهمترین خصوصیات اخلاقی منافقان را که در قرآن آمده است- می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
▪ خصوصیات عقیدتی: عدم اتخاذ موضعی شخصی در برابر توحید، اظهار ایمان در میان مسلمانان و اظهار شرک در میان مشرکان.
▪ خصوصیات عبادی: عبادات را از روی ریا و بدون اعتقاد انجام می دهند و با تنبلی و بی حالی به نماز می ایستند.
▪ خصوصیات مربوط به روابط اجتماعی: امر به منکر و نهی از معروف می کنند و در میان مسلمانان، از طریق پخش شایعات، فتنه بر می انگیزند، تمایل به فریب مردم دارند، برای باوراندن سخنان خود، بسیار سوگند می خورند و از نظر ظاهر و قیافه و لباس در میان مردم آراسته اند تا جلب توجه کنند.
▪ خصوصیات اخلاقی: عدم اعتماد به نفس، پیمان شکنی، ریا، ترس، دروغ، بخل، سودجویی، فرصت طلبی و پیروی از هوای نفس.
▪ خصوصیات انفعالی و عاطفی: ترس: منافقان هم از مؤمنان و هم از مشرکان و همچنین از مرگ، هراس دارند و همین باعث تخلف آنها از رفتن به جنگ همراه دیگر مسلمانان می شود. از مسلمانان، نفرت دارند و به آنها کینه می ورزند.
▪ خصوصیات عقلانی و شناختی: تردید و شک و عدم توانایی در قضاوت، تصمیم گیری و تفکر درست. به همین دلیل، قرآن منافقان را به عنوان کسانی که بر دلهایشان مهر نهاده شده، توصیف کرده است. منافقان با توجیه کارهای خود می کوشند از خود دفاع کنند.
 

 

سه شنبه 3 مرداد 1391  11:25 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شناخت دروغگو
شناخت دروغگوافراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از
ـ چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند
ـ گاهی اوقات افراد دروغگو بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند
ـ وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند
ـ فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد
ـ در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند
ـ آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند
ـ آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید
ـ هنگامی که سعی دارید در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوض می کنند
ـ حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند
ـ اگر می خواهید مطمئن شوید مه او دروغ کفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است از او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند
ـ اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد
ـ آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند
ـ افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید
ـ خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است
ـ آدمهای دروغگو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند
ـ نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گته حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بمان
 

 

سه شنبه 3 مرداد 1391  12:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شناخت شخصیت از روی حرکات بینی
● لمس بینی: هنگامی که دست فردی در زمان محاوره با بینی اش تماس پیدا کند، نشانگر آن است که فرد موضوعی را کتمان میکند. فردی که این حرکت را انجام میدهد معمولا از آن نا آگاه است ظاهر وی ممکن است آرام به نظر برسد اما باطن فرد پریشان و آشفته است. روانشناسان معتقدند دست زدن به بینی یک حرکت غیر ارادی برای پوشاندن دهان و کتمان دروغ می باشد. دستها به بینی انتقال می یابند تا حقیقت را پنهان کنند.
●فراخ کردن بینی: خشم، غضب و عصبانیت.
● حرکت بینی به سمت بالا: وقتی بینی با کج کردن سر به عقب به سمت بالا میرود پیام روشن است. فرد میگوید: "من برتر هستم، من بهتر از شما هستم"
●گرفتن بینی: چیزی فاسد شده است.
● پیچیدن بینی: پیچ خوردگی بینی به یک سو نشانگر نفرت و بیزاری و طرد می باشد.
● چین و چروک بینی: وقتی عضلات اطراف بینی منقبض میشوند چین و چروک ما بین چشمها پدید می آید، افشا کننده تنفر و انزجار است - از یک طرد ملایم تا تنفر شدید.
 
 

 

سه شنبه 3 مرداد 1391  12:24 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

شناخت شخصیت از روی حرکات چشمها
● سطح چشمها: در یک گروه، معمولا فردی که سطح دید چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب میگردد. هنگامی که شما ایستاده باشید و دیگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار میدهد.
● مالش چشم: زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهد نشانگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد میخواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. این حرکت غیر ارادی یک افشاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.
● چشم برگرداندن: این معمولا یک علامت مسلم از نیرنگ، گناه و دروغگویی است.
● چشمان بسته: هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیام چنین است: "به حرف زدن خود خاتمه بده."
● حرکت چشم به سمت بالا: این نشانه غضب و عصبانیت است.
● نگاه مختصر به اطراف: این ژستی خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره میشود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج میکند. اشاره بر کمرویی بی باکانه دارد.
● نگاه ممتد: این بی تردید یک نشانه تمایل به آشنایی بیشتر است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه می کند میگوید: "مایلم با شما بیشتر آشنا شوم"
● نگاه خیره شدید: این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.
● چشمک: چشمک یک علامت غرض آلود است. نشانگر آن است که رمز و رازی میان فردی که چشمک میزند و فردی که به او چشمک زده می شود برقرار است.
● بالا انداختن همزمان دو ابرو: در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.
● بالا انداختن یک ابرو: زمانی که یک ابرو بالا انداخته میشود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمیکنم.
● ابروهای گره خورده: زمانی که هر دو ابرو به سمت همدیگر کشیده میشود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شود که دلالت بر اضطراب، درد، ترس و یا آمیزه ای از این هیجانات دارد.
● پوشاندن صورت: زمانی که دست بر روی صورت می آید مفهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و متجاوز فاصله می اندازد

 

سه شنبه 3 مرداد 1391  2:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شناخت شخصیت از روی حرکات دست ها (از مچ تا سر انگشتان)
شناخت شخصیت از روی حرکات دست ها (از مچ تا سر انگشتان)● دست دادن محکم: فردی که دستش را دراز کرده و سپس دستانش را به طریقی می چرخاند که دستش بالا و کف دستش پایین قرار می گیرد، سعی در توفق و برتری جویی دارد. این نوع دست دادن اغلب اوقات در موقعیت های سیاسی و دیپلماتیک کاربرد دارد.
● دست دادن بسیار محکم: نشانگر شور و اشتیاق و سلطه گری است. بی تردید میتوان فهمید چه کسی اینجا فرمان میدهد.
● دست دادن شل: فردی که تنها انگشتان دستش را دراز میکند و یا دستهایش مانند ماهی شل است، می گوید: مایل نیستم به من دست بزنید، من صمیمیت را دوست ندارم. همچنین آن نشانه ضعف، انقیاد و مطیع و تسلیم بودن نیز میباشد. هر گاه آقایی در یک موقعیت کاری از این دست دادن استفاده میکند امکان دارد چنین برساند که قصد دارد مخفیانه اعمال نفوذ در موقعیت نماید.
● دست دادن با هر دو دست: هرگاه از دست چپ برای در برگرفتن و پوشاندن دستهای فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستکش وار نامیده شده و راستی و صمیمیت زیاد را می رساند مانند یک در آغوش گرفتن کوچک و ظریف.
● حرکت انگشت: ضربه آهسته، مضراب زدن و یا ریتم یکنواختی را با انگشتان نواختن، دلالت بر بی تابی و ناشکیبایی دارد. یک حرکت نمادین گریز میباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بی حرکت است انجام میدهند.
● دستهای پنهان: این ژست مرموز و آب زیر کاهانه است. فرد میگوید: مایل به گفتگو با شما نمیباشم. خصوصا در مورد دستهایی که عمیقا در جیب ها فرو شده باشد جایی که برای تماس و گرفتن دست و یا هر گونه رابطه صمیمانه وجود نخواهد داشت.
● دستها به روی زانو: وقتی کف دستها به طرف بالا باشد، شخص گشاده رو و پذیرا می باشد. وقتی کف دستها پایین باشد ممکن است پای فریبکاری و تعرض در میان باشد.
● مناره کردن انگشتان: هنگامی که فردی انگشتان خود را به هم فشرده و چانه و دهان را روی سر انگشتان قرار میدهد نشانگر تفکر عمیق است. مانند زمانی که شخص به امید شنیدن جواب می باشد. همچنین حایلی است برای محافظت کردن از قفسه سینه، پایین صورت و دهان.
● مشت پوشیده شده با دست باز: فرد در این حالت خشمگین است اما می کوشد که آرام بماند. به اصطلاح خود را کنترل کند.اما مراقب این فرد باشید چون امکان دارد هر موضوع کوچکی منجر به آن گردد که کنترلش را از دست بدهد.
● پرتاب دست: شخصی که می خواهد عقایدش را به اجبار تحمیل کند ممکن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب کند. درحالت پرخاشگرانه خفیفتر تنها از انگشتان استفاده میگردد.
● قلاب کردن دستها پشت سر: این یک ژست متکبرانه میباشد. خصوصا زمانی که فرد به عقب تکیه داده باشد. او میگوید: من آنقدر بر شما سلطه دارم که نیاز به دفاع کردن از خودم ندارم.
● بازی کردن با حلقه ازدواج: این علامت عصبی بودن و نشانگر آن است که مشکلی در ارتباط وجود دارد. خصوصا زمانی که فرد همزمان در مورد همسرش در حال صحبت کردن میباشد.
● تکان بیقرار دستها: این تلاش بدن برای رهایی می باشد. هورمون آدرنالین در حال ترشح شدن است اما فرد نمی داند چگونه رهایی یابد. کلنجار رفتن با سر آستین پیراهن و یا جواهر آلات روی مچ به دیگران میگوید که: شما احتیاج به توجه دارید. در کافه این عمل جایز و مناسب است اما در جلسات کاری منحرف کننده و موجب حواس پرتی میگردد.
● دست زدن به کراوات: این رفتار مردانه می گوید:می خواهم تاثیر خوبی از خودم بجا بگذارم. این روش اوست که می خواهد به شما بفهماند شدیدا" در تلاش است تا خوشنودتان سازد.
● دست کشیدن در میان موها: وقتی افراد نمی دانند چه چیز باید بگویند اغلب اوقات دستشان را میان موها می کشند. ناظری که قادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است که فرد در مورد کاری که می خواهد انجام دهد و یا چیزی که میخواهد بگوید تردید دارد.
 

 

سه شنبه 3 مرداد 1391  2:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

شناخت شخصیت افراد با رنگ‌ها
شناخت شخصیت افراد با رنگ‌ها● رنگ آبی
تونالیته‌های (سایه‌های) گوناگونی از رنگ آبی در هاله‌ها دیده می‌شوند. به‌طور کلی رنگ آبی نشاندهنده آرامش، معنویت و پارسائی است و در هاله جویندگان حقیقت قابل مشاهده است. رنگ آبی اغلب نشانه تکامل روحی و معنوی است. آبی فیروزه‌ای می‌تواند نشانگر یک روح پرشور، جوان، ماجراجو و کنجکاو باشد. آبی سلطنتی روشن نشانه فرد صادق، درستکار و وفادار است. آبی روشن نشاندهنده قدرت بالای تجسم و شهود است. رنگ آبی کدر نشانه افسردگی، تنهائی و همچنین دلهره و نگرانی است. حساسیت در مقابل احساسات، دلواپسی، هماهنگی صلح‌جویانه یا التیام بخش رنگ آبی می‌تواند شاخص نیاز یا پذیرش دریافت انرژی درمانی باشد.
رنگ آبی گوئی همه‌چیز را به درون خود می‌کشد. به همین‌خاطر، با نگاه کردن به آن، به انسان احساس افسردگی، ترس و جدا شدن از دنیای بیرون، دست می‌دهد.
انگلیسی‌ها به افراد بداخلاق و افسرده می‌گویند: (احساسش آبی است).
رنگ آبی احساس سرما را در بدن به‌وجود می‌آورد به همین جهت، در درمان تب و التهابات پوستی مؤثر است. در هنگام بروز این حالات خود را در معرض نور آبی قرار دهید چون این رنگ حرارت بدن را متعادل کرده و گرمای آن را کاهش می‌دهد.
با کمک نور آبی (تابش آن به زیر شانه‌ها و یا از دو طرف جناغ سینه بین دنده دوم و سوم) می‌توان فشار خون را نیز پائین آورد. این رنگ در افراد عصبی یا کسانی که اختلال خواب دارند و همچنین در درمان رماتیسم (خاصیت خشک کردن)، سردرد، ناراحتی‌های دوران بلوغ، گرفتگی عضله و موضع سوختگی نیز کاربرد دارد. لازم به ذکر است که آبی لاجوردی هم گرفتگی عضله و اضطراب را برطرف می کند.
● رنگ صورتی
مشاهده رنگ صورتی در هاله نشانه عشق، عاطفه، مصاحبت، یگانگی و علاقه به زیبائی است. صورتی سرخ فام یا گرم، عاطفه و از خودگذشتگی واقعی را نشان می‌دهد. صورتی کدر می‌تواند نشانه ناپختگی، وابستگی و نیازمندی باشد.
● رنگ نارنجی
نارنجی خالص نشانگر خلاقیت و عاطفه است. این رنگ اغلب شجاعت و شادی را نشان می دهد. نارنجی کدر می‌تواند نشانه تکبر و غرور باشد.
● رنگ سبز
سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است و اغلب مشخص کننده یک شفادهنده است. بسیاری از پرستاران، پزشکان و شفادهندگان این رنگ را به‌صورت غالب، در هاله خود دارند. البته رنگ سبزی که در هاله پزشکان به چشم می‌خورد بیشتر مایل به رنگ زرد است که نشانه تفکر آنها است. رنگ سبز نشانه مهربانی و دلسوزی نیز هست. سبز کدر نشانه حرص و طمع است. رنگ سبز معرف رشد، آموزش، آغاز جدید، تغییر، تهذیب اخلاق و بهبود یک بیماری است.
● رنگ بنفش
دیدن رنگ بنفش و ارغوانی در هاله افراد، نشانه روحیه معنوی یا مذهبی است. بنفش سلطنتی قدرت رهبری و اراده را نشان می‌دهد. بنفش مات نشانه خودپرستی، تکبر، عقده و دیگرآزاری (ستمگری) است. چنین افرادی، دیگران را به خاطر ضعف‌ها و خطاهای ناخواسته‌یشان مورد سرزنش قرار می‌دهند.
● رنگ قهوه‌ای
اگر زنده و خالص باشد نشانه تعادل فکری و استقامت است. این رنگ دارای یک نوسان زمینی است. رنگ قهوه‌ای کدر می‌تواند علامت انسداد و اختلال در انرژی باشد.
● رنگ خاکستری
این رنگ به‌طور کلی نشانه ترس است. رنگ خاکستری سایر رنگ‌های هاله را نیز کدر می‌کند و خلوص آنها را ضایع می‌سازد. رنگ نقره‌ای جنبه مثبت این رنگ است و نماینده انرژی الهه‌ها است و همچنین نشانه خوشبینی، شهود و بیداری معنوی است.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 7 مرداد 1391  10:31 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها