0

موفقیت: خودشناسی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت خود و دیگران را چگونه بشناسیم
شخصیت خود و دیگران را چگونه بشناسیمشاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با نظریه تحیلی عاملی"ارک برن" آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از بخش تشکیل شده است. ولی در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم.
ارک برن می گوید رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد.
وی اجزاء شخصیت انسان را به ۳ بخش تقسیم می کند.
۱)حالت من کودک child ego stage
۲) حالت من والــد parent ego stage
۳ ) حالت من بالــغ ego stage adult
۱) حالت من کودک child ego stage
کودک به هنگام به دنیا آمدن ،احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود . مثلا با گرسنه بودن، می گرید . و با تامین بودن ، می خندد.... و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد.
این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی جوانب ، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد . پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.
▪ سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:
ـ هرگز از لذت جویی سیر نمی شود.
ـ آینده را نمی بیند.
ـ خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد.
احساسات منفی ، خلاقیت ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند . اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد.
تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ، مذهب ، قانون ، تعقل و... ندارد....
۲) حالت من والد
در سالهای اولیه کودکی ( مخصوصا ۵ سال اول ) ، باید و نباید های زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده یا یاد داده می شود.
این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد. و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.
این بخش شخصیت ، مسئول خشک و متعصب کارهای انضباطی فرد ، قانون مداری ، باید ها و نبایدها در افراد مختلف است. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند.
همانطور که بعدا خواهیم گفت . ۳ بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به عهده یکی از این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد.
شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کاراست و کار .
و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی مقید به تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند.
این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.
اضافه کاری و غرق شدن در کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند.
دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه اتفاق می افتد و البته آنها هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید.
( فراموش نکنید شخصیتی نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی شخصیت های زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.)
۳) حالت من بالغ
این بخش شخصیت مخ شخصیت است. در واقع مجموعه ای از احساسات ، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل است که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد.
▪ این بخش شخصیت است که :
ـ تجزیه و تحلیل می کند.
ـ آینده نگری می کند.
ـ میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند.
ـ احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند.
ـ فعالیتهای دو بخش قبلی ( کودک و والد ) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست
در واقع شخصیت کامل انسانی ، شخصیتی هست که ۳ بخش فوق ( کودک – والد – بالغ ) توام به صورت متعادل در آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس بخش بالغ باشد و با روشنفکری در جای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  9:16 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت دارای اعتماد به نفس بالا
شخصیت دارای اعتماد به نفس بالااینها افرادی شاخص اند و معمولاً رهبران، ستارگان و جاذبان بخش های عمومی و حقوقی جامعه را تشکیل می دهند. حرمت نفس جادویی و اعتماد به نفس که ویژگی این گونه شخصیت است رؤیاها را به پیروزی ها و موفقیت های چشمگیر تبدیل می کند.
● ویژگی های مهم شخصیت دارای اعتماد به نفس
۱) حرمت نفس: افراد با این تیپ شخصیتی به خود و توانمندی هایشان اطمینان دارند. آنها خود را موجوداتی منحصر به فرد می دانند و معتقدند دلیلی برای حضور آنها در این سیاره خاکی وجود دارد.
۲) معتقد به تشریفات و احترامات رسمی هستند و انتظار دارند که دیگران در تمام مواقع با آنها با احترام برخورد کنند.
۳) بلند پروازی: این افراد موجوداتی بلند پرواز و جاه طلب هستند.
۴) سیاستمداری: این افراد در برخورد با دیگران زیرک و حسابگر هستند و از توانمندی های دیگران برای رسیدن به خواسته ها یشان استفاده می کنند.
۵) رقابت در وجود آنها شعله ور است . می خواهند به اوج برسند و همانجا باقی بمانند.
۶) از معاشرت با افراد بلند مرتبه و شاخص لذت می برند.
۷) خودآگاهی: از حالات ذهنی و روحی خودشان آگاه هستند و می دانند چه فکر و چه احساسی دارند.
۸) توازن و وقار: بااعتماد به نفس ها تعریف ها و تمجیدهای دیگران را با رغبت می پذیرند، ولی هویت خود را از دست نمی دهند.
● همسر مناسب شخصیت با اعتماد
به نفس، کسی است که خوشبختی را در رفع نیازهای دیگران جستجو می کند، از جمله این گونه های شخصیتی می توانیم به مهر طلب هااشاره کنیم. مشروط بر آنکه این گونه افراد راه افراط نروند و فردیت و حد و حدود همسر خود را مخدوش نسازند. شخصیت های حساس به همسران قدرتمند و معاشرتی نیاز دارند و شخصیت های با اعتماد به نفس می خواهند مورد نیاز باشند. بنابراین، این دو تیپ شخصیتی اغلب مکمل یکدیگر. هستند شخصیت نمایشی نیز اگر تضمین بیش از اندازه نخواهد، می تواند همسر مناسبی برای شخصیت با اعتماد به نفس باشد اگر دو با اعتماد به نفس یکدیگر را به همسری انتخاب کنند، امکان بروز مبارزه میان آنها زیاد است.
از جمله گونه های شخصیتی که با اعتماد به نفس هاهمخوانی ندارند می توان به مراقب ها فارغ البال ماجراجوها و پرشورها اشاره کرد.
با اعتماد به نفس نیاز دارد که همیشه شماره یک باشد. این را به عنوان یک منش شخصیتی در او بپذیرید. برای جلب توجه او، به او توجه کنید. عشق و محبت و وفاداری شما برای او بسیار مهم و با ارزش است. مراقب باشید عزت و حرمت نفس خود را در گرو محبت و توجه او قرار ندهید، خود را بی قید و شرط دوست بدارید و توجه داشته باشید که او گهگاه به شما نزدیک می شود و بعد فاصله می گیرد. این موضوع به ویژه بعد از ایجاد رابطه بیشتر به چشم می خورد. تعادل احساسی خود را حفظ کنید و بی جهت نتیجه گیری شتابزده ننمایید که دیگر همسرتان شما را دوست ندارد. به احتمال زیاد مشغله ذهنی پیدا کرده است. اگر لازم است با همسر با اعتماد به نفستان رویارویی بکنید، تنها احساستان را با او در میان بگذارید، نظرتان را بگویید ولی درباره ی او داوری نکنید، توجه داشته باشید که برای او مورد انتقاد قرار گرفتن دشوار است. وقتی نگرش ها و احساسات خود را با همسرتان در میان می گذارید به او امکان می دهید که شما را بهتر درک کند و از بروز اختلافات بعدی جلوگیری نماید.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  9:18 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت دوری گزین‌
شخصیت دوری گزین‌هر انسانی یک ویژگی اخلاقی دارد. برخی آدم‌ها زود آشنایند، برخی دیر آشنا، بعضی درونگرا ، بعضی برونگرا و برخی هم دوری گزین. این مقاله به ویژگی شخصیت‌های دوری‌گزین می‌پردازد. خصوصیات عمده این اختلال شخصیت عبارت است از حساسیت زیاد به طرد، تحقیر یا شرمنده بودن.
با وجود میل شدید به محبت و پذیرش، احساس خود کم‌بینی شدید، باعث ترس از برقراری رابطه عاطفی و اجتماعی آنها با دیگران می‌شود؛ مگر این که به نتیجه رسیده باشند که بدون قید و شرط مورد قبول و پذیرش قرار می‌گیرند.
افراد عادی به شنیدن نظر و ارزیابی دیگران علاقه دارند، اما این بیماران، با کوچک‌ترین اشاره منفی از سوی مردم، مستأصل و بشدت متزلزل می‌شوند؛ بنابراین از برقراری ارتباط سالم و صمیمی با دیگران دوری می‌جویند و در ارتباطات محدودی که دارند نیز دائما منتظرند دیگران آنها را تحقیر و تمسخر کنند.
آنها ممکن است با یک یا دو دوست رابطه نزدیک برقرار کنند، اما تداوم این دوستی، بستگی به پذیرش بلاشرط آنان از سوی دوستان دارد.
این افراد، غالباً افسرده و مضطرب هستند و از عدم کفایت خود در برقراری روابط اجتماعی، خشمگین می‌شوند. در روابط خانوادگی، شغلی، اجتماعی و زناشویی دچار مشکلات زیادی می‌شوند.
شیوع این اختلال در مردان و زنان تقریبا به طور یکسان متداول است. علت اصلی ایجاد کننده این مشکل، اختلالاتی است که در دوران کودکی و نوجوانی بین افراد مهم خانواده در رابطه با کودک و همچنین در برقراری روابط اجتماعی و عاطفی او پیش می‌آید.
یعنی بی ارتباطی، تنهایی و نیاموختن روابط اجتماعی در خانواده سبب می‌شود زمینه این نوع اختلال شخصیت در بزرگسالی ایجاد شود. خانواده‌هایی که در ارتباط با کودکان خود بی‌تفاوت، بی علاقه، بی‌ارتباط، گوشه‌گیر و بی‌احساس هستند، اساس ایجاد این نوع اختلال را در کودک پی‌ریزی می‌کنند. این اشخاص بسیار تشنه محبت و پذیرش دیگران هستند.
یکی از ویژگی‌های اصلی اختلال شخصیت دوری گزین، رویگردانی است، از مردم، از تجربیات جدید و حتی از تجربیات قدیمی. در این اختلال معمولاً ترس از احمق به نظر رسیدن با میل شدید به پذیرش و محبت ترکیب می‌شوند.
افرادی که دچار این اختلال هستند بسیار علاقه‌مندند وارد روابط اجتماعی یا فعالیت‌های جدید شوند، اما تا وقتی قول پذیرش غیرانتقادی به آنها داده نشده باشد دوست ندارند حتی به مخاطرات جزیی اقدام کنند.
آنها خجالتی هستند. کوچک‌ترین نشانه عدم تایید توسط دیگران و کوچک‌ترین اثر شکست بالقوه موجب دوری‌گزینی آنها می‌شود. آنها رویدادهای آشکارا بی‌ضرر را تمسخر تعبیر می‌کنند.
افراد مبتلا به این اختلال از ناتوانی نسبی‌شان در برقراری رابطه بی‌دردسر با دیگران ناراحت هستند که این خود به عزت نفس کم آنها می‌افزاید و به نوبه خود آنها را نسبت به انتقاد و سرافکندگی حساس‌تر می‌کند. این احتمال هم وجود داردکه افراد مبتلا به اختلال شخصیت دوری گزین در موقعیت‌های اجتماعی مضطرب‌ترند و برای کنار آمدن با این موقعیت‌ها از مهارت‌های اجتماعی ضعیف‌تری برخوردارند.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  9:25 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت زنانه و شخصیت مردانه
شخصیت زنانه و شخصیت مردانههر کس ممکن است چنین فکر کند که اطرافیانش ویژگی های شخصیتی متفاوتی دارند و این ویژگی ها در طول عمر ثابت می مانند و تغییر نمی کنند. ما کلمات بسیار زیادی برای توصیف این ویژگی های شخصیتی در اختیار داریم مانند خودخواه ، کمرو ، جذاب ، خسیس و... و هر گاه از ما راجع به فردی سؤال می شود ، این توصیفات را به کار می بریم. همچنین فکر می کنیم که برخی ویژگی های شخصیتی با یکدیگر همخوانی دارند و بنابراین شخصیت انسان چیزی یکپارچه، منسجم و پایدار است. به علاوه فکر می کنیم که این شخصیت ما است که رفتارهای ما را می سازد و نه این که رفتارهای ما شخصیت ما را بسازد.
روانشناسان زمان و انرژی فراوانی برای توصیف، طبقه بندی و سنجش ویژگی های شخصیتی صرف کرده اند. به عنوان مثال ، دانشمندی ویژگی های شخصیتی را به تنها ۱۶ ویژگی تقلیل داده است و دانشمندی دیگر این ویژگی ها را در دو گروه بزرگ «درونگرایانه» و «برونگرایانه» طبقه بندی کرده است. چنین نگاهی به شخصیت بیانگر آن است که هر انسانی تا اندازه ای حاصل طبیعت و ساختار ژنتیکی است اما دیدگاهی که شکل گیری شخصیت را حاصل فرآیندی اجتماعی می بیند ، ما را به زیر سوال بردن شخصیتی واحد فرا می خواند. به عنوان مثال سوال می کند که آیا شخصیت افراد در موقعیت های گوناگون یکسان است؟ آیا ما در جمع دوستانمان «همان » شخصی هستیم که (مثلا) در محیط کار یا هنگام گفت وگو با یک مقام دولتی یا مذهبی؟ آیا ما با دوستانمان همانگونه گفت وگو می کنیم که (مثلا) با رییس مان؟ مطابق این تلقی از شخصیت ، رفتار انسان ها در موقعیت های گوناگون متفاوت است و بنابراین شخصیت آن ها نیز در موقعیت های گوناگون تغییر می کند. به این ترتیب ، چرا به جای شخصیت ، از «هویت » صحبت نکنیم؟ هویتی که ما در هر موقعیت می یابیم ، با مقاصدی که داریم شکل می گیرد و نه با «طبیعت» ما.
این نگرش ، به جای آن که میان زن و مرد تفاوتی «طبیعی » قایل شود ، «هویتی » متمایز در نظر می گیرد که با توجه به مقاصد و اهداف آن ها در موقعیت های گوناگون شکل می گیرد. به نظر می رسد که از این حیث نیز زنان و مردان دارای ویژگی های متمایزی هستند. زنان و مردان در جامعه پرورش یکسان نمی یابند و آموزش هایی که به هر کدام از آن ها داده می شود یکسان نیست. به عبارت دیگر ، روند اجتماع پذیری آن ها متفاوت است. زنان و مردان طی زندگی می آموزند که به طور متمایز فکر کنند و انتظارات جامعه از آن ها متفاوت است ، هر چند در شرایطی ممکن است خلاف انتظارات جامعه عمل کنند.
تفکر رایج آن است که افراد اعم از مرد و زن ، برای پیشرفت نیاز به انگیزه دارند. معمولا چنین انگاشته می شود که درکی که از خودمان داریم بر رفتار و کردار ما اثر می گذارد. اگر خود را فرد موفقی بپنداریم ، به گونه ای عمل می کنیم که موفقیت به همراه دارد. اگر به خود و توانایی هایمان اعتماد داشته باشیم ، موفق خواهیم شد. اگر اعتماد به نفس داشته باشیم و بتوانیم روابط و موقعیت های پیرامون خود را کنترل کنیم ، همه این ها بر رفتار ، احساسات و عملکرد ما تاثیر خواهد گذاشت.
نگاهی خوشبینانه به این اعتماد به نفس ، آن را لازمه خوشبختی و موفقیت انسان می داند. مطابق این نگرش ، هر چه اعتماد به نفس انسان بیش تر باشد ، راه های بیش تری را در مقابل خویش باز می بیند و انگیزه بیش تری برای حرکت و فعالیت خواهد داشت و خود را به دانش لازم برای رسیدن به هدفش مجهز خواهد ساخت.
روانشناسان انواع گوناگون اعتماد به نفس را مورد آزمایش قرار داده اند و تفاوت آشکاری میان زن و مرد ندیده اند؛ آن ها تنها دریافته اند که زنانی که به شغل خود اهمیت فراوان می دهند نسبت به زنانی که بیش تر به امور خانه رسیدگی می کنند اعتماد به نفس بیش تری دارند. هم چنین ، زنانی که در محیط های مردانه کار و فعالیت می کنند نیز از اعتماد به نفس بیش تری برخوردارند. با این حال ، هنگامی که به اعتماد به نفس در سطوح آکادمیک نگاه می کنیم ، زنان کم تر از مردان از آن برخوردارند. زنان همچنین ، توانایی های خود را دست کم می گیرند و نسبت به عملکرد آینده خود تردید دارند ، حتی اگر به طور عینی ببینند که کاری را بهتر از مردان انجام می دهند. اعتماد به نفس کم تر زنان معمولا سبب می شود که نتوانند در محیط هایی که مردان غالب هستند حضور چشمگیری داشته باشند.
برخی نیز بر این باورند که برای موفقیت مخلوطی از ویژگی های شخصیتی مردانه و زنانه لازم است. تا اواسط دهه ۷۰ میلادی در غرب ، مردانگی و زنانگی دو قطب مخالف یکدیگر انگاشته می شد. اگر فردی ویژگی های شخصیتی مردانه برجسته داشت ، ویژگی های زنانه اش به همان نسبت کم تر بود و بر عکس اما شاید بهتر باشد به جای آن که مردانگی و زنانگی را در دو قطب مخالف بنگریم ، هر دوی آن ها را مجموعه ای از ویژگی های متمایز ببینیم که به طور مستقل و جدا ممکن است در افراد وجود داشته باشد؛ شما می توانید ویژگی های مردانه قوی یا ضعیف داشته باشید و در مورد ویژگی های زنانگی نیز همین طور و شدت یکی به ضعف دیگری ارتباطی نداشته باشد.
● ترکیب زنانگی و مردانگی
شخصیت دوجنسیتی شخصیتی است که میان ویژگی های مردانه و زنانه در آن تعادلی برقرار است. در سال های اخیر تحقیقات زیادی روی افرادی که شخصیت دوجنسیتی دارند و افرادی که این طور نیستند انجام شده است. فردی که شخصیتی دوجنسیتی دارد معمولا دارای توانایی قضاوت بالغانه ، جسارت و قاطعیت ، اعتماد به نفس زیاد و انعطاف در رفتار ، انگاشته می شود. داشتن شخصیتی دوجنسیتی ، برای مردان نیز به اندازه زنان مفید است. آنچه مسلم است این است که طبقه بندی های فرهنگی (مردانه و زنانه ، مذکر و مونث) واقعیت اجتماعی زندگی ما را می سازند و مفاهیمی را که از طریق آن ها ما می اندیشیم شکل می دهند. بسیاری از دانشمندان امروز تفکر دو جنسیتی را چالشی در مقابل طبقه بندی های سنتی مردانه و زنانه می دانند. هر چند آن ها بر این باورند که مردانگی و زنانگی همواره برساخته فرهنگ بوده اند و به عنوان لنزی عمل کرده اند که از پشت آن واقعیت را دیده ایم و به دوقطبی کردن جنسیت پرداخته ایم.با این حال ، نگرش دوجنسیتی به شخصیت نیز با چالش هایی مواجه بوده است. برخی بر این باور بوده اند که شخصیت دو جنسیتی «هویتی پوچ و توخالی است » و نگرشی پوچ گرایانه را تقویت می کند. برخی نیز معتقدند که این نگرش هویت زنانه را در هویت مردانه مستحیل می کند. به عبارت دیگر به طرزی نمادین ، زن حذف می شود و تنها مرد باقی می ماند.
● شخصیت و کلیشه
تفاوت های جنسیتی معمولا با کلیشه های جنسیتی تقویت می شوند. باور غالب این است که زنان یاد می گیرند که مشارکت جو باشند ، در حالی که مردان رقابت کردن و قدرت خواهی و سلطه را می آموزند. آنچه ما را وا می دارد که به تفاوت های عام جنسیتی باور داشته باشیم ، آن است که زنان و مردان یاد می گیرند که آن ها را به «نمایش » بگذارند. تحقیقات نشان داده است که به عنوان مثال ، زنان مدیر ارتباط های بین فردی بهتری برقرار می کنند و سعی می کنند این ارتباط ها را حفظ کنند. در حالی که مردان غالبا نگرشی ابزاری به افراد دارند و به وظایف و کارها توجه می کنند و نه افراد. همچنین زنان به قوای شهودی و احساسات در حین کار بیش تر اهمیت می دهند.در این جا ممکن است این پرسش برای ما ایجاد شود که این تفاوت ها میان زنان و مردان تا چه اندازه «واقعی » است و آیا این تفاوت ها به شیوه تحقیق و نگرش خود ما بستگی دارد یا خیر؟

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت سالم؛ افسانه یا واقعیت
شخصیت سالم؛ افسانه یا واقعیتوجود یک شخصیت سالم در جامعه پرتنش و استرس زای امروزی از دیدگاه بسیاری از افراد، افسانه ای و غیر واقعی جلوه می کند; اما آنچه مسلم است، وجود «شخصیت سالم» واقعیتی انکارناپذیر است و شادابی، نشاط، لذت بردن از زندگی و هدفمندی در آن، مستلزم داشتن شخصیت سالم است. کسب شخصیت سالم - که آرزوی بسیاری از افراد جامعه است - چندان دور از دسترس نیست و به نظر می رسد که می توان از طریق آشنایی، معیارهای سلامت روانی و تطابق آن با ویژگی های شخصی، تعامل مثبت با افراد و محیط پیرامونی و اجرای اصول صحیح و راستین معنوی در زندگی به گونه ای عملی به آسیب شناسی پرداخت و عوامل آسیب رسان به شخصیت سالم را شناسایی کرد و با اصلاح و زدودن همه جوانب منفی احتمالی، در کسب شخصیتی سالم کوشش نمود. در واقع باید اقرار کرد که سلامت روانی و جسمانی، خواست همه انسان هاست و آرزوی داشتن شخصیت سالم، گامی به سوی رشد و تعالی معنوی نیز محسوب می گردد.
● نخستین گام
«شخصیت سالم» حاصل خیالپردازی یک رمان نویس یا توهمات یک انسان رویایی نیست; بلکه رویایی است که به راحتی در قالب واقعیت می گنجد و به بالندگی و سازندگی در زندگی کمک بسیار می کند. نخستین گام و در واقع، طلیعه تحقق یک شخصیت سالم، اراده و خواست فرد است و شخص، کافی است که تصمیم بگیرد و به آن عمل کند. در این زمینه، روان شناسان و صاحب نظران متعددی از جمله: گوردون آلپورت، اریک فروم، آبراهام مزلو، وین دایر، کارل راجرز و بسیاری دیگر، به بحث و ارائه دیدگاه های نو پرداخته اند و برخی از آنها توانسته اند با ترسیم الگویی صحیح از یک شخصیت سالم، به بسیاری از ابعاد وجودی این انسان با ثبات و با اراده پی ببرند.
● روانشناسان، چه می گویند؟
در روانشناسی معاصر، برای شخصیت سالم، ویژگی های مثبت و پایداری مطرح است که مرور این گونه ویژگی ها، خود به تقویت اراده، معنویت و بهره گیری از روش صحیح چگونه زیستن، کمک شایانی می کند. یک شخصیت سالم از بزرگ ترین خصوصیت خود یعنی «خلاقیت» استفاده فراوان می برد و توانایی خاصی در خلاقیت دارد و تنها در یک جهت و یک بعد، سیر نمی کند; بلکه در همه جنبه های زندگی و ابعاد آن، هنر نمایی می کند.
▪ او را نمی توان در یک ردیف شغلی، سطح مادی، فرهنگی، و محدوده جغرافیایی محدود کرد; زیرا او دارای خصوصیاتی است که با آنچه که عوام به آنها دل بسته اند یا در آنها دغدغه دارند، متفاوت است.
▪ او از زندگی راضی است و همه چیز زندگی را دوست دارد، ویژگی های ظاهری (فیزیکی) خویش را کاملا پذیرفته و با آنها به خوبی کنار آمده است، دنیا را بدون ظواهرش پذیرفته و از گردش روزگار، نهایت لذت را می برد، رخوت و خستگی در او جای ندارد، هم از کار و هم از تفریح، لذت می برد و به همین خاطر از کار، خسته نمی شود.
▪ او با ناملایمات زندگی برخوردی مناسب و ملایم دارد و همواره به این گونه ناملایمات به چشم تجربه می نگرد و از آنها چشم اندازی مثبت در آینده ترسیم می کند.
▪ یک شخصیت سالم، همواره آگاهانه و معقول عمل می کند، از قید و بندهای گذشته، آزاد است، کارهای عادی و روزمره را به گوشه ای کنار می زند و در کند و کاو تجربه های تازه است. با نگاهی معقول و منطقی به آینده و با در نظر گرفتن این واقعیت که در «حال» زندگی می کند، به پیش می رود.
▪ او در اطراف خود، حصاری زیبا ساخته که از ذهن او حراست می کند و در واقع، نگهبان ورودی ذهن اوست و به هر فکری اجازه ورود نمی دهد مگر این که توسط این حصار، پالایش شود.
▪ او بیشتر گوش می کند، سبک و سنگین می کند، اسیر هیجانات زودگذر نمی شود و با لبخندی ملایم و آرام با بسیاری از قضایا برخورد می کند و به همین دلایل، به سادگی در دام احساسات و هیجانات منفی خود اسیر نمی شود.
● هفت معیار
گوردون آلپورت، یکی از نخستین روان شناسانی بود که توجه خویش را به «شخصیت سالم» معطوف داشت و در این زمینه، حرف زیادی برای گفتن داشته است. از دیدگاه آلبورت: گسترش مفهوم «خود»، برقراری ارتباط صمیمانه با دیگران، رسیدن به امنیت عاطفی، داشتن ادراک واقع بینانه، شناخت مهارت ها و وظایف خود، عینیت بخشیدن به «خود» و فلسفه یگانه سازی، هفت معیار شخصیت سالم به شمار می روند. یک شخصیت سالم با وجود این که ارتباطی بسیار صمیمانه با دیگران دارد و نسبت به خانواده و اطرافیانش مهرورزانه و عاشقانه برخورد می کند، اما به استقلال خود در روابطش بسیار بها می دهد و سعی می کند که خلوت و تنهایی اختیاری و آگاهانه خود را نیز پیوسته حفظ کند; زیرا او برای دنیای درون خود، اهمیت بسیاری قائل است و به محافظت هوشیارانه از دنیای زیبای درون خویش می پردازد. او به گونه ای با وابستگی ها مخالف است و عقیده دارد که وابستگی، وی را از خلاقیت و خود شکوفایی باز می دارد. او هرگز به دنبال جلب تحسین و تمجید دیگران نیست و البته این بدان معنا نیست که آثار مثبت تشویق را در نظر نگیرد; اما هرگز به کاری که نوعی خودنمایی و خرید تحسین دیگران باشد، دست نمی زند.
● تاثیر محیط
با همه این تفاسیر نباید تاثیر اجتماع و فرهنگ رایج در آن را در فرایند تکامل شخصیت سالم نادیده گرفت. جامعه ناسالم در میان اعضای خود، دشمنی، بدگمانی، بی اعتمادی و ده ها خصلت نامطلوب به وجود می آورد که مانع از رشد بسیاری از افراد جامعه می شود.
مزلو، روان شناس انسان گرا، معتقد است که «شخص سالم» در حال خود شکوفایی یا تحقق بخشیدن ذات خود است و شخصی است که شایستگی بودن و شدن را داراست. او بارها به بررسی خصوصیات و ویژگی های شخصیت سالم می پرداخته است.
داشتن درک درست از واقعیت، توانایی گسترش روابط صمیمانه، خلاقیت و نیز برخورداری از رفتار اخلاقی مبتنی بر اصول معنوی، ویژگی های دیگری است که مزلو از آنها به عنوان مولفه ها یا عناصر سازنده شخصیت سالم، یاد می کند.
مزلو، همچنین معتقد است افرادی که خواستار «خود شکوفایی» هستند، پیش از آن، نیازهای سطوح پایین ترشان (یعنی نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را برآورده ساخته اند، دچار بیماری های روانی نیستند و زمینه فعلیت بخشیدن توانایی ها و قابلیت هایشان را فراهم آورده اند و به بلوغ و سلامت روان دست یافته اند. او ویژگی دیگر افراد خود شکوفا را داشتن ادراک صحیح از واقعیت های موجود و شناخت عینی اشخاص پیرامون خود (به همان گونه که هستند) می داند.
یکی دیگر از خصوصیات مورد بحث شخصیت سالم در جامعه امروزی - که درست در مقابل ویژگی های شخصیت ناسالم قرار دارد - بی تکلف بودن و بی ریایی است. او خود را بیش از آنچه که هست، بزرگ نمی کند و به قول امروزی: «خود را گم نمی کند.» او در انسان ها تفاوت های ظاهری را نمی بیند و از اظهار نظر و انفعال در مورد آنچه که برای وی مسلم نشده است، اجتناب می ورزد; در حالی که شخصیت های ناسالم، جهان را با قالب های ذهنی خویش ادراک می کنند و همیشه درصددند تا آن را با اجبار فراوان، به همان شکل ترس ها، نیازها و ارزش های خود درآورند.
یکی دیگر از خصوصیات قابل توجه «شخصیت سالم» وجود شور و شوق و عشق فراوان است که باعث می شود تا او را همواره سرحال و پر انرژی نشان دهد. او به دفع احساسات مخرب می پردازد و جای آنها را با احساسات مثبت پر می کند. او واقع بین است و مردم را همان گونه که هستند می پذیرد و هرگز از جامعه، تصویری رویا گونه نمی سازد ناهنگام مواجهه با واقعیت، با احساس حسرت، دلسردی و نفرت مواجه شود. او همواره با تعقل، عشق می ورزد و در واقع، عاشقی عاقل است.
● خود بیمارانگاری، یک بیماری خود ساخته
هیپوکندریازیس یعنی خود بیمارانگاری. هیپو به معنای پایین و کندروس به معنای غضروف دنده هاست. این بیماری اولین بار توسط یونانیان باستان مطرح شد. آنها بر این باور بودند که یک سری نشانه های بیماری درست از زیر دنده های قفسه سینه منشا می گیرد. از آن زمان برای هر بیماری ناشناخته یا غیرقابل تشخیص، واژه هیپوکندریا را بکار می بردند. در علم روانپزشکی به شخصی که از سلامت بدنی برخوردار است و درعین حال خود را بیمار می داند، هیپوکندریاک یا خود بیمارانگار می گویند. تشخیص این حالت زمانی قطعی می شود که شخص طی حداقل شش ماه ، علیرغم اطمینان خاطر از لحاظ پزشکی، خود را متقاعد کرده که بیمار است و یا می ترسد که بیمار باشد. این ترس از بیماری در روند عادی زندگی روزانه فرد تاثیر منفی دارد و نهایتا منجر به آزمایش های کلینیکی یا درمان می شود. در مطلب زیر که برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی پزشکی ایران سلامت است شما را با هیپوکندریا آشنا می کند.
● آیا هیپوکندریا نوعی بیماری است؟
هیپوکندریاک به شخصی می گویند که خیال می کند بیمار است یا لااقل تصور می کند که علائمی از بیماری را دارد اما واقعا تشخیص هیپوکندریا -خود بیمارانگاری- مانند هر تشخیص بالینی دیگری دشوار و جدی است. این حالت باید «تشخیص مثبت» داده شود، به این معنا که تنها رفع گمان بیماری جسمی کافی نیست بلکه وجود یک اضطراب اغراق آمیز هم باید در فرد تشخیص داده شود. شیوع خود بیمارانگاری در زنان و مردان یکسان است و درمیان همه گروه های سنی و طبقات اجتماعی ممکن است ظاهر شود. نوعی از خود بیمارانگاری در میان دانشجویان پزشکی شایع است تحت عنوان نشانگان دانشجویان پزشکی و علتش هم آشنایی این افراد با انواع بیماری ها ومواجه شدن با آنهاست، لذا به محض مشاهده یک نشانه شبیه نشانه موجود دریک بیماری خاص دچار اضطراب و ترس خاصی می شوند. بعضی ها ممکن است پس از مرگ یکی از نزدیکانشان در اثر سکته قلبی، مدت ها هرگونه احساس درد ناگهانی در قفسه سینه را به معنی وقوع اتفاق مشابه برای خود تصور کنند. به هرحال زمانی که انسان دچار اضطراب روحی است، نشانه های جسمانی نیز بروز خواهند کرد. این نوع هیپو کندریازیس معمولا موقتی و گذراست اما برخی افراد با نوع طولانی تر آن روبرو هستند که غالبا از زمان کودکی به آن مبتلا بوده اند. این افراد از سنین کودکی دچار اضطراب بودند و برای آنها نگرانی از ابتلا به بیماری به عادتی تبدیل شده که مایه استرس است. آنها بیماری را دستاویزی برای رهایی از کارهایی که باعث نگرانی شان می شود، قرار می دهند و زمان و هزینه زیادی را برای دیدن متخصصان پزشکی صرف می کنند.
● درمان، آری یا خیر؟
بیمار مبتلا به هیپوکندریازیس باید درک کند که دچار اضطراب است و یک بیماری جدی جسمی ندارد تا بتدریج از اضطراب خود بکاهد. اگرچه بیماران مبتلا به این بیماری با دانستن این مطلب شفا نمی یابند اما این آگاهی اولین قدم در درمان است. زمانی که خود بیمارانگاری در اثر یک رویداد مهم در زندگی فرد بروز می کند (برای مثال از دست دادن عزیزان) درمان به زمان کمتری نیاز دارد تا اینکه شخص همواره درمورد وجود یک بیماری جسمی، دچار ترس و اضطراب بوده باشد. انواع موقتی هیپوکندریا که در اثر اتفاقات ناگهانی روی می دهد معمولا با مشاوره و گاه با مصرف داروهای ضد اضطراب قابل درمان است. اما در مورد گروه دوم که دیرزمانی است از این ترس و نگرانی ها رنج می برند، معمولا پزشکان از روند درمان آنها رضایت ندارند چراکه دائما فهرستی از علائم را متذکر می شوند که آزمایش ها، عدم وجود بیماری مربوط به آنها راتایید می کنند و این اشخاص به هیچ وجه به مرحله اطمینان کامل از سلامت خود نمی رسند. به هر حال آنچه مسلم است در صورت بروز ناراحتی های جسمی مراجعه به پزشک متخصص ودر صورت لزوم، انجام آزمایش ها بهترین راه برای مطمئن شدن از احتمال وجود یا عدم وجود بیماری است و در صورت بروز نگرانی های افراطی و ترس از بیماری نیز کسب راهنمایی و مشاوره و احتمالا مصرف داروهای ضد اضطراب به تجویز پزشک اجتناب ناپذیر است.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  9:43 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت سالم: افسانه یا واقعیّت؟
شخصیت سالم: افسانه یا واقعیّت؟وجود یك شخصیت سالم در جامعه پُرتنش و استرس‏زای امروزی از دیدگاه بسیاری از افراد، افسانه‏ای و غیر واقعی جلوه می‏كند؛ امّا آنچه مسلّم است، وجود »شخصیت سالم« واقعیتی
انكار ناپذیر است و شادابی، نشاط، لذّت بردن از زندگی و هدفمندی در آن، مستلزم داشتن شخصیت سالم است.
كسب شخصیت سالم - كه آرزوی بسیاری از افراد جامعه است -، چندان دور از دسترس نیست و به نظر می‏رسد كه می‏توان از طریق آشنایی، معیارهای سلامت روانی و تطابق آن با
ویژگی‏های شخصی، تعامل مثبت با افراد و محیط پیرامونی و اجرای اصول صحیح و راستین معنوی در زندگی به گونه‏ای عملی به آسیب شناسی پرداخت و عوامل آسیب رسان به
شخصیت سالم را شناسایی كرد و با اصلاح و زدودن همه جوانب منفی احتمالی، در كسب شخصیتی سالم كوشش نمود.
در واقع باید اقرار كرد كه سلامت روانی و جسمانی، خواست همه انسان‏هاست و آرزوی داشتن شخصیت سالم، گامی به سوی رشد و تعالی معنوی نیز محسوب می‏گردد.
● نخستین گام
»شخصیت سالم« حاصل خیالپردازی یك رمان‏نویس یا توهّمات یك انسان رؤیایی نیست؛ بلكه رؤیایی است كه به راحتی در قالب واقعیت می‏گنجد و به بالندگی و سازندگی در زندگی كمك
بسیار می‏كند. نخستین گام و در واقع، طلیعه تحقّق یك شخصیت سالم، اراده و خواست فرد است و شخص، كافی است كه تصمیم بگیرد و به آن عمل كند. در این زمینه، روان شناسان و
صاحب‏نظران متعددی از جمله: گوردون آلپورت، اریك فِروم، آبراهام مَزلو، وین‏دایر، كارل راجرز و بسیاری دیگر، به بحث و ارائه دیدگاه‏های نو پرداخته‏اند و برخی از آنها توانسته‏اند با ترسیم
الگویی صحیح از یك شخصیت سالم، به بسیاری از ابعاد وجودی این انسانِ با ثبات و با اراده پی ببرند.
● روان‏شناسان، چه می‏گویند؟
در روان‏شناسی معاصر، برای شخصیت سالم، ویژگی‏های مثبت و پایداری مطرح است كه مرور این گونه ویژگی‏ها، خود به تقویت اراده، معنویت و بهره‏گیری از روش صحیح چگونه زیستن،
كمك شایانی می‏كند. یك شخصیت سالم از بزرگ‏ترین خصوصیت خود یعنی »خلّاقیت« استفاده فراوان می‏برد و توانایی خاصی در خلاقیت دارد و تنها در یك جهت و یك بعد، سیر نمی‏كند؛
بلكه در همه جنبه‏های زندگی و ابعاد آن، هنر نمایی می‏كند.
او را نمی‏توان در یك ردیف شغلی، سطح مادی، فرهنگی، و محدوده جغرافیایی محدود كرد؛ زیرا او دارای خصوصیاتی است كه با آنچه كه عوام به آنها دل بسته‏اند یا در آنها دغدغه دارند،
متفاوت است.
او از زندگی راضی است و همه چیز زندگی را دوست دارد، ویژگی‏های ظاهری(فیزیكی)خویش را كاملاً پذیرفته و با آنها به خوبی كنار آمده است، دنیا را بدون ظواهرش پذیرفته و از گردش
روزگار، نهایت لذت را می‏برد، رخوت و خستگی در او جای ندارد، هم از كار و هم از تفریح، لذّت می‏برد و به همین خاطر از كار، خسته نمی‏شود.
او با ناملایمات زندگی برخوردی مناسب و ملایم دارد و همواره به این‏گونه ناملایمات به چشم تجربه می‏نگرد و از آنها چشم اندازی مثبت در آینده ترسیم می‏كند.
یك شخصیت سالم، همواره آگاهانه و معقول عمل می‏كند، از قید و بندهای گذشته، آزاد است، كارهای عادی و روزمره را به گوشه‏ای كنار می‏زند و در كند و كاو تجربه‏های تازه است. با
نگاهی معقول و منطقی به آینده و با در نظر گرفتن این واقعیت كه در »حال« زندگی می‏كند، به پیش می‏رود.
او در اطراف خود، حصاری زیبا ساخته كه از ذهن او حراست می‏كند و در واقع، نگهبان ورودی ذهن اوست و به هر فكری اجازه ورود نمی‏دهد مگر این كه توسط این حصار، پالایش شود.
او بیشتر گوش می‏كند، سبك و سنگین می‏كند، اسیر هیجانات زودگذر نمی‏شود و با لبخندی ملایم و آرام با بسیاری از قضایا برخورد می‏كند و به همین دلایل، به سادگی در دام
احساسات و هیجانات منفی خود اسیر نمی‏شود.
● هفت معیار
گوردون آلپورت، یكی از نخستین روان‏شناسانی بود كه توجه خویش را به »شخصیت سالم« معطوف داشت و در این زمینه، حرف زیادی برای گفتن داشته است. از دیدگاه آلبورت: گسترش
مفهوم »خود«، برقراری ارتباط صمیمانه با دیگران، رسیدن به امنیت عاطفی، داشتن ادراك واقع بینانه، شناخت مهارت‏ها و وظایف خود، عینیّت بخشیدن به »خود« و و فلسفه یگانه سازی،
هفت معیار شخصیت سالم به شمار می‏روند.
یك شخصیت سالم با وجود این كه ارتباطی بسیار صمیمانه با دیگران دارد و نسبت به خانواده و اطرافیانش مهرورزانه و عاشقانه برخورد می‏كند، امّا به استقلال خود در روابطش بسیار
بسیار بها می‏دهد و سعی می‏كند كه خلوت و تنهایی اختیاری و آگاهانه خود را نیز پیوسته حفظ كند؛ زیرا او برای دنیای درون خود، اهمیت بسیاری قائل است و به محافظت هوشیارانه از
دنیای زیبای درون خویش می‏پردازد.
او به گونه‏ای با وابستگی‏ها مخالف است و عقیده دارد كه وابستگی، وی را از خلاقیت و خود شكوفایی باز می‏دارد. او هرگز به دنبال جلب تحسین و تمجید دیگران نیست و البته این بدان
معنا نیست كه آثار مثبت تشویق را در نظر نگیرد؛ امّا هرگز به كاری كه نوعی خودنمایی و خرید تحسین دیگران باشد، دست نمی‏زند.
● تأثیر محیط
با همه این تفاسیر نباید تأثیر اجتماع و فرهنگ رایج در آن را در فرایند تكامل شخصیت سالم نادیده گرفت. جامعه ناسالم در میان اعضای خود، دشمنی، بدگمانی، بی‏اعتمادی و ده‏ها
خصلت نامطلوب به وجود می‏آورد كه مانع از رشد بسیاری از افراد جامعه می‏شود.
مَزلو، روان‏شناس انسان‏گرا، معتقد است كه »شخص سالم« در حال خود شكوفایی یا تحقّق بخشیدن ذات خود است و شخصی است كه شایستگیِ بودن و شدن را داراست. او بارها به
بررسی خصوصیات و ویژگی‏های شخصیت سالم می‏پرداخته است.
داشتن درك درست از واقعیت، توانایی گسترش روابط صمیمانه، خلاقیت و نیز برخورداری از رفتار اخلاقی مبتنی بر اصول معنوی، ویژگی‏های دیگری است كه مَزلو از آنها به عنوان مؤلّفه‏ها یا
عناصر سازنده شخصیت سالم، یاد می‏كند.
مزلو، همچنین معتقد است افرادی كه خواستار »خودْ شكوفایی« هستند، پیش از آن، نیازهای سطوح پایین‏ترشان (یعنی نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلّق، محبّت و احترام) را برآورده
ساخته‏اند، دچار بیماری‏های روانی نیستند و زمینه فعلیت بخشیدن توانایی‏ها و قابلیت‏هایشان را فراهم آورده‏اند و به بلوغ و سلامت روان دست یافته‏اند.
او ویژگی دیگر افراد خود شكوفا را داشتن ادراك صحیح از واقعیت‏های موجود و شناخت عینی اشخاص پیرامون خود )به همان گونه كه هستند( می‏داند.
یكی دیگر از خصوصیات مورد بحث شخصیت سالم در جامعه امروزی - كه درست در مقابل ویژگی‏های شخصیت ناسالم قرار دارد - بی‏تكلّف بودن و بی‏ریایی است. او خود را بیش از آنچه
كه هست، بزرگ نمی‏كند و به قول امروزی: »خود را گم نمی‏كند«. او در انسان‏ها تفاوت‏های ظاهری را نمی‏بیند و از اظهار نظر و انفعال در مورد آنچه كه برای وی مسلّم نشده است، اجتناب
می‏ورزد؛ در حالی كه شخصیت‏های ناسالم، جهان را با قالب‏های ذهنی خویش ادراك می‏كنند و همیشه درصددند تا آن را با اجبار فراوان، به همان شكل ترس‏ها، نیازها و ارزش‏های خود
درآورند.
یكی دیگر از خصوصیات قابل توجه »شخصیت سالم« وجود شور و شوق و عشق فراوان است كه باعث می‏شود تا او را همواره سرحال و پر انرژی نشان دهد. او به دفع احساسات مخرّب
می‏پردازد و جای آنها را با احساسات مثبت پر می‏كند. او واقع بین است و مردم را همان گونه كه هستند می‏پذیرد و هرگز از جامعه، تصویری رؤیا گونه نمی‏سازد ناهنگام مواجهه با واقعیت،
با احساس حسرت، دلسردی و نفرت مواجه شود. او همواره با تعقّل، عشق می‏ورزد و در واقع، عاشقی عاقل است.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  9:59 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شخصیت شما: برونگرا یا درونگرا؟
شخصیت شما: برونگرا یا درونگرا؟شخصیت انسانهارا می تـوان بـا معیارهـای گـونـاگونی به دسته های مختلف تـقسیم بندی كرد. در اینـجا شخصیت انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با دیگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسیم بندی شده است.
مـتوجه باشید كـه هـر دوی ایـن دو نوع شخصیت كاملا طبیـعـی و نـرمـال می بـاشـد. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده و درونـگرایان به سوی جهان ذهنی و غیر عینی. شــما با آگـاهـی یـافـتـن از خـصـوصیات شخصیتی هر دو گروه قادر خواهید بود با شناساییشان رابطه بهـتـری بـا آنـهــا برقرار سازید:
● ویژگیهای شخصیتی برونگرا
۱) علاقه مند به وقایع پیرامون خود.
۲) رو راست و معمولا پر حرف.
۳) عقیده خود را با عقاید دیگران مقایسه میكند.
۴) اهل عمل و پیشقدمی در كارها.
۵) بسهولت دوستان جدیدی یافته و یا با یك گروه خود را وفق میدهد.
۶) افكار خود را بیان میكند.
۷) علاقه مند به افراد جدید.
۸) بزرگترین وحشت وی آن است كه نكند پس از یك فاجعه هولناك آخرین بازمانده بشـر روی زمین باشد (ترس از قطع ارتباط با دنیای خارج و مردم.) تنهایی برای وی بسیار آزار دهنده میباشد.
۹) از تعامل و ارتباط برقرار كردن با دیگران انرژی میگیرند.
۱۰) خوش مشرب بوده اما زیاد احساساتی نیستند.
۱۱) ریسك پذیرند، سریع تصمیم می گـیـرند، اجتماعی هستند، درك آنها آسان است، شخصیت آنها در خلوت و حضور دیگران یكسان است، معاشرتی هستند.
۱۲) پس از آنكه حرف خود را زدند به گفته خود می اندیشند. علاقه مند به كار گروهی. نقل هر مجلس می بـاشنـد. موسیقی با صدای بلند و فعالیتهای هیجان انگیز را بیشتر دوست دارند.
۱۳) رنگهای روشن را بیشتر دوست دارند. بیشتر از اعمال دیگران خشمگین میگردند تا خودشان. اطلاعات شخصی خود را بسادگی با دیگران قسمت می كـنند. رویكرد سریع الوصول را بیشتر ترجیح می دهـنـد. تنها از روی تجارب زندگی خود درس می گیرند و نه عبرت گرفتن از دیگران.
۱۴) ۵۷ الی ۶۰ درصد از جمعیت را تشكیل میدهند.
الــبته خصوصیات فوق هیچ ارتباطی با اعتماد بنفس داشتن فرد برونگرا ندارد یك برونگرا ممكن است اعتماد بنفس پایینی داشته باشد.
● ویژگیهای شخصیتی درونگرا
۱) علاقه مند به احساسات و افكار خودشان. نیاز به داشتن قلمرو شخصی. كـم حرف، ساكت و متفكر.
۲) دوستان زیادی ندارد. در ارتباط برقرار كردن با افراد جدید مشـكل دارد. عـلاقـه مـند به سكوت و تمركز. از دید و بازدید های غیر منتظره و ناگهانی بیزار است.
۳) كارایی وی در تنهایی بیشتر است. بـزرگترین وحشت وی آن اسـت كـه در یـك جــمع شلوغ قرار گیرید. ترس از آنكه فردیت خود را از دست بدهد. از فـعالـیتهای انفرادی انرژی میگیرد.
۴) در بیـن انـبـوه مـردم بودن آنها را خسته می كنـد. بـیشتـر از دسـت كـرده خـودشـان خشمگین میگردند تا دیگران. معمولا كمرو هستند. دركشان مشكل است. اهـل ایــده و عقاید نو.
۵) شـخصیتی مـتمایز در خلوت خود و در حضور دیگران دارند. مشـتـاق و احسـاسـاتـی می باشند. معمولا احساساتشان را بیان نمیكنند. در جـمع نا آشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحت می بـاشنـد. تـمركزشان قوی است. برای تصمیم گیری به زمان نیاز دارند.
پیش از حرف زدن می اندیشند.
۶) از در میان گذاشتن اطلاعات شخصی خود با دیگران ممانعت میكند.
مایل به رویكــرد آهسته اما دقیق می بـاشد. بـا مشـاهـده درس می آموزد (عـبــرت از دیگران) و پس از آموختن روش زندگی، زندگی خود را آغاز میكند.
۷) ۲۵ الی ۴۰ درصد از جمعیت را تشكیل میدهند.
این خصوصیات هیچ ارتباطی با كمرویی درونگرایان ندارد ممــكن است آنها خیلی هم با اعتماد بنفس باشند. %۶۵ نوابغ را درونگرایان تشكیل میدهند.
افراد را از لـحاظ آنكه چگونه اطلاعات كسب میــكنند به دو گروه حسگر و الهام گر میتوان تقسیم كرد:
● حس گرها
تــمركز بر دنـیـای فـیــزیكی، با حواس پنجگانه خود زندگی می كنـنـد، شـواهــد عینی و محسوس را می بینند، علاقـــمند به آن چه كه هست، واقع بین، عملگرا، درك جزئیات، تنها بدیهیات و مشهودات را میبیند، در زمان حال زندگی میكند، نیاز به دانستن حقایق و شواهـد دارد، سـاده و مــحافظـه كار و سنتگرا، لذات فیزیكی را بیشتر دوست دارد، بـا اعتماد بنفس، جای جنگل درختان را می بیند، معمولا بانكدار، پلیس، ورزشكار، جراح و خلبانان جزو این گروه میباشند. علاقه مند به درك جزئیات.
● الهام گرها
تمركز بر جهان معنوی و ذهنی، از حس ششم، ندای درون و حدس و گـمـان اسـتـفـاده میكنند، انتزاعی، علاقــمند به آنچه كه می تواند وجود داشته باشد، آرمانگرا، خیالباف، علاقه مند به درك مفاهیم و كلیات، ماوراء امور را می نـگرد، از قیاس، استعاره و تشبیه استفاده می كند، بیشتر در گذشته و آینده سیر می كـند، تئوریسین و متفكر، اصـیل و پیچیده، علاقمند بـه چیزهای جدید و غیر متعارف،شكاك. هنرمندان، دانشمند، شاعران و فیلسوفان جزو این گروه میباشند. جای درختان جنگل را میبیند. اكـنـون مـی تـوان افـراد را از لــحـاظ شـیوه تصـمیـم گـیـریشان بـه دو گروه انـدیشـه ورز و احساسی تقسیم بندی كرد:
▪ اندیشه ورزان
به واقعیت ارزش می نهد، در تصمیم گیری از منطق استفاده میـكند، علاقمند به اهداف و ایده ها، متوجه استدلال غلط دیگران می شود، پیروی از ذهن عقلگرا، صـادق در بیان افكارشان، نسبت به دیگران سختگیر، رفتارشان با دیگران عدالت آمیز است، معمولا به آنها برچسب سنگدل و بی احساس میزنند، حرفهای دیگران را بدل نمی گیرند، عینـی، منتقد، جو رسمی و مبتنی بر منطق را ترجیح میدهنـد، بــی احساس، ارزیابی دیگران برمبنای قوه دركشان میباشد، مهندسان، دانشمندان و مدیران جزو این گروه میباشند.
▪ احساسی ها
ارزش نهادن به هارمونی، در تصـمـیم گـیری خـود از احسـاسـات فـردی خـود اسـتـفـاده میكنند، هنگامی كه دیگران احتیاج به كمك و پشتیبانی دارند متوجه آن می گـردنــد، با قلب رئوف و احساساتی خود زندگی میكنند، معـمولا حقیقت را پنهان میكند تا شخص مقابل خود را آزرده خاطر نكنند، مهربان با دیگران، رحیم و بـخشـنــده نسبت به دیگران، به آنها برچسب احساساتی و ضعیف و سست میزنند، حرفهای دیگران را بدل میگیرنـد، ذهنی، همدل و دلسوز، جو دوستانه و گرم را ترجیح می دهـنـد، نـازك نارنجی، ارزیابی دیـگران بر مبنای اخلاقیات، علاقمند به دیگران و احساساتشان. پـرستـاران، مـعـلـمـان، هنرمندان و كشیشها در این گروه قرار دارند.حال مـی توان افراد را از لحاظ آنكه زندگی خود را چگونه میگذرانند و نحوه نگرش آنها به زندگی به دو گروه انتخابگر وسبكباران تقسیم بندی كرد:
▪ انتخابگران
مصمم، سریع تصمیم میگیرند، زندگی را استوار و قابل كنترل می كـنـنـد، پروژه ها را به سادگی به اتمام می رسـانـد، سـازمـان یـافـته و منظم، جدی، قابل پیشبینی، از زمان بندیها و جداول زمانی بعنوان راهنما سود می برد، از امور غیر مترقبـه بــیزار می باشد، سخت كوش، تـمایـل دارد كـارها را هر چه زودتر بـه پـایـان بـرسـانـد، وظیـفـه شـنــاس و مسئولیت پذیر است، میتواند خیلی كوته فكر نیز باشد.
▪ سبكباران
پیش از تصمیم گیری ابتدا به شرایط خو گرفته و اطلاعات گرداوری می كـنـد، زنـدگــی را انعطاف پذیر و بدون تنش سپری می كند، ترجیح میدهد پــروژه را آغاز كند اما معمولا آن را به اتمام نمی رساند، در هم ریخته و بی نظم، بی خیال، هر كـاری پیـش بیاید انجام میدهد، با فراغت خاطر كامل كارها را به انجام میرساند، از اتـفاقات غافلگیر كننده و غیر منتظره لذت میبرد، دمدمی مزاج است، پشت گوش انداز، بیش از حد روشنفكر اسـت، بی مسئولیت و وظیفه نشناس، غیر قابل پیش بینی، از قـوانـیـن بـیزار و خواهان آزادی است.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  10:04 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت شناسی
شخصیت شناسیاشكال بالا می‌توانند بسیاری از ابعاد شخصیت تان را فاش كنند. به این اشكال دقت كنید و ببینید كدامیك از آنها بیشتر مورد توجه شما قرار می گیرد، سپس توضیح مربوطه را بخوانید.
۱) شخصی هستید كه از قوانین اطاعت و به خوبی از دیگران پیروی می كنید. تا حدی محتاط و كمی خجالتی هستید و دوست ندارید مركز توجه قرار گیرید. در كارهایتان ثابت قدمید و از برنامه ریزی خوشتان می آید. ممكن است گاهی اوقات برای جلب توجه بیشتر تغییری در چهره تان ایجاد كنید.
۲) فردی آرام و دوست داشتنی هستید كه مسائل را به راحتی و بدون نگرانی می پذیرید. خونسردید و به سادگی عصبانی و یا ناراحت نمی شوید. نسبت به اطرافیانتان رفتار دوستانه ای دارید. شخصیت شما بسیار محكم است ودر عین حال صلح جو و بخشنده هستید.
۳) مستبد، خودرأی و جسور هستید. همیشه دوست دارید مركز توجه قرار گیرید. فردی اجتماعی و منطقی هستید كه دوستانتان را با دقت انتخاب می كنید. ذهن بازی دارید و از برنامه ریزی اصلاً خوشتان نمی آید.
۴) خلاقیت یكی از مشخصات بارز شخصیت شماست. اجتماعی، پرحرف و پرانرژی هستید و دوست دارید مدام به شما توجه كنند. به سادگی عاشق می شوید. در هر شرایطی آماده كمك به همنوعانتان هستید. به برنامه ریزی نیاز دارید ولی از آن خوشتان نمی آید.
۵) فردی دوست داشتنی و جذاب هستید كه به سادگی به دیگران دستور می دهید. به بودن در میان خانواده تمایل زیادی دارید و خودتان را وقف آنها می كنید. یكی از ویژگی های شما اجتماعی بودن است و نیاز دارید كه در اطراف مردم باشید. در شرح وقایع مبالغه می كنید و حتی در مسائل جزیی لجوج و سرسختید.
۶) خوش اخلاق و تا حد زیادی قابل اعتماد هستید. دوست دارید اطرافیانتان شما را تأیید كنند و به ظاهرتان بسیار اهمیت می دهید. محافظه كار و باهوش هستید و به راحتی تصمیم می گیرید، دوست دارید همواره با زندگی و تقدیر مبارزه كنید.
۷) می توانید كارآگاه خوبی باشید چون كنجكاو و ماجراجو هستید. دوستانتان را به سادگی انتخاب می كنید. علاقه به تحقیق و اكتشاف در طبیعت شما وجود دارد. فرز، چابك و شجاع هستید و به طور كلی شخصیت پیچیده ای دارید.
۸) تمایل به معنویت در شخصیت شما دیده می شود. كنجكاو، وفادار و در پاره ای موارد مرموز هستید. دوست دارید دیگران به شما توجه كنند. غرور زیادی دارید. عاشق زندگی هستید و در كارهایتان راه های ساده را انتخاب می كنید.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  10:05 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت شناسی از روی حرکات سر
شخصیت شناسی از روی حرکات سر- تکان دادن سر به بالا و پایین: کمک می کند دیگران آرامش بیابند و نشانگر توافق است.
- تکان دادن سر به چپ و راست: تکان دادن سر از یک سو بسوی دیگر دال بر مخالفت و بی علاقگی است.
- تکیه دادن سر به چانه: گذاشتن دست ها زیر چانه می گوید: «من حوصله ام سر رفته است.» فرد ممکن است بخواهد خود را مشتاق جلوه دهد اما پیام واقعی آن چنین است: «من قادر نیستم روی سخن شما تمرکز کنم.»
- مالش گردن: مالش گردن تردید را در مورد موضوع گفته شده و یا شنیده شده آشکار می سازد. این ژست معمولا توسط انگشت اشاره روی کنار گردن درست زیر گوش پدید می آید.
- نوازش چانه: این علامت نوید دهنده، نشانگر آنست که توجه شنونده با دقت کامل و مشتاقانه به تک تک واژه هایی است که شما می گویید. این حرکتی متفکرانه است که معمولا توسط مردی که ریش ندارد انجام می شود.
- مالش چانه: این ژست اندکی متفاوت بوده و توسط حرکت انگشت اشاره بر سراسر پایین چانه انجام می گیرد و می تواند نشانگر آن باشد که شنونده حرف شما را باور ندارد.
- خمیازه کشیدن: یادتان باشد که خواب آلودگی به تنهایی علت خمیازه کشیدن نیست، بلکه «خمیازه اجتماعی» نیز وجود دارد. خمیازه ای که در یک موقعیت استرس زای خفیف پدید می آید. هنگامیکه مردد هستید چه کاری می خواهید انجام دهید خمیازه روشی است برای خریدن زمان.
 
 

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  10:11 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

شخصیت شناسی با تصاویر ذهنی
شخصیت شناسی با تصاویر ذهنیابتدا مطمئن شوید که به اندازه کافی وقت دارید و می توانید فکرتان را خوب متمرکز نمائید. زیرا برای انجام این آزمون باید تصویر موقعیت های گفته شده را به ذهن بیاورید و خود را در آن موقعیت قرار دهید. حال اگر آماده اید ابتدا با «جنگل» شروع می کنیم. خود را دریک «جنگل» مجسم کنید و به سوالات زیر پاسخ دهید:
▪ آیا جنگلی که در آن هستید تاریک است یا روشن؟
الف) من خود را در جنگلی در روشنایی روز می بینم.
ب) من خود را در جنگلی در شب می بینم.
پ) من خود را در جنگلی در هنگام غروب، یا طلوع خورشید می بینم. نه کاملا تاریک و نه کاملا روشن.
▪ آیا راهی در میان جنگل وجود دارد؟
الف) بله
ب) نه
▪ حال از شما می خواهیم که به میان جنگل بروید. در آنجا فنجانی را می بینید. چه شکلی است؟
الف) فنجان به نظر من با ارزش می آید.
ب) فنجان به نظر من ارزش چندانی ندارد.
▪ با آن چکار می کنید؟
الف) رهایش می کنم و از کنارش می گذرم.
ب) ار زمین برمی دارمش و سپس دوباره به زمین می اندازمش.
پ) از آن استفاده می کنم و سپس آن را همانجا رها می کنم. ت) بر می دارمش و با خودم می برم.
▪ به راهپیمایی در جنگل ادامه می دهید تا به آبی می رسید. آبی که می بینید چه شکلی است؟
الف) گودالی است که آب باران در آن جمع شده است.
ب) برکه
پ) رود کوچک
ت) رودخانه
ث) دریاچه
ج) اقیانوس
▪ آیا آبی که می بینید جریان دارد؟
الف) بله (تند)
ب) بله (کند)
پ) نه (آرام و بی جنب وجوش)
ت) نه (کاملا راکد)
▪ آب چه عمقی دارد؟
الف) خیلی کم.
ب) می توانم در آن بایستم.
پ) از قد من بیشتر است.
ت) خیلی عمیق است.
▪ باید از آب عبور کنید، چگونه این کار را انجام می دهید؟
الف) پیاده به آب می زنم یا شنا می کنم.
ب) آن را دور می زنم.
پ) از روی پل رد می شوم.
ت) از قایق یا کشتی استفاده می کنم.
▪ به راهتان در جنگل ادامه می دهید که ناگهان یک خرس جلوی راهتان سبز می شود، چه نوع خرسی است؟
الف) یک خرس کوچولوی خوشگل.
پ) یک خرس بزرگ و واقعی.
▪ آن خرس چکار می کند؟ (نزدیکترین گزینه را انتخاب کنید)
الف) خرس متوجه من نشده است.
ب) خرس متوجه من شده و دارد با خودش بازی های قشنگی می کند.
پ) خرس متوجه من شده ولی با من کاری ندارد و سرگرم کار خودش است.
ت) خرس متوجه من شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناکی به من نگاه می کند.
ث) هیچکدام، صاف دارد به طرف من می آید.
▪ شما باید به راهتان ادامه دهید. با آن خرس چکار می کنید؟
الف) کار خاصی نمی کنم، خیلی کوچولو و خوشگل است و به فکر این هستم که آن را بغل کنم و همراه خود ببرم.
ب) به آن توجهی نمی کنم و راهم را ادامه می دهم.
پ) قبل از آنکه مرا ببیند از آنجا دور می شوم.
ت) بالای درخت می روم یا پنهان می شوم.
ث) می ایستم و با آن مقابله می کنم، من پیروز خواهم شد.
ج) می ایستم و مقابله می کنم، کمی زخمی می شوم.
چ) هیچکدام از این گزینه ها به انتخاب من نزدیک نیست.
▪ به راهتان ادامه می دهید تا به ساحلی می رسید، چند نفر آدم در آنجا می بینید؟
الف) صدها و شاید هزاران نفر.
ب) ۲۰ تا ۱۰۰ نفر.
پ) یک یا دونفر.
ت) هیچکس.
▪ فاصله شما از آنها چقدر است؟
الف) آنقدر نزدیک که می توان با آنها صحبت کرد.
ب) آنقدر نزدیک نیستند که بتوان با آنها صحبت کرد.
پ) یا خیلی دورند و یا هیچکس در ساحل نیست.
● پاسخ ها
▪ جنگل و مسیر:
جنگل نماد «زندگی» شماست و اینکه شما چگونه به آن نگاه می کنید. اگر شما گزینه «جنگل در روشنایی روز» را انتخاب کرده اید، این قویا نشانگر این است که به طور کلی آدم شادی هستید. هرچه نور بیشتری در جنگل ببینید به معنی این است که زندگی شما از محتوای بیشتری برخوردار است. چنانچه شما گزینه «جنگل در شب» را انتخاب کرده اید، بدین معنی است که چیز عمده ای در زندگی شما وجود دارد که می خواهید آن را تغییر دهید یا از آن ناراضی هستید. این انتخاب همچنین بیانگر این است که شما به دلایلی تحت فشار استرس قرار دارید. اگر گزینه «جنگل نه کاملا تاریک و نه کاملا روشن» را انتخاب کرده اید، نشانگر چیزی بین دو حالت فوق است. یعنی اینکه یکی دو چیز در زندگی شما وجود دارد که مایلید آن را تغییر دهید. اگر راهی در جنگل دیده اید، بدین معنی است که هنوز در زندگی خود به طور کامل جا نیفتاده اید. جوان ترها معمولا چنین راهی را می بینند. «راه»، نماد جایی است که به سوی آن در حرکت هستید. کسانیکه هنوز راه مشخصی را در زندگی خود پیدا نکرده اند به احتمال زیاد راهی را در جنگل می بینند. و از طرف دیگر، کسانیکه راه زندگی خود را یافته اند (معمولا افراد مسن تر) احتمال کمتری دارد که راهی در بین جنگل ببینند.
▪ فنجان (ثروت):
فنجان نماد «ثروت» و رهیافت شما به آن است. این سوال به شما این شانس را می دهد که هر نوع فنجانی را ببینید. در واقع، این سوال به شما فرصت می دهد تا به خودتان پاداش بدهید. اگر فنجان با ارزشی را دیده اید در این صورت چیزی که برایتان با ارزش است را به خودتان پاداش داده اید و اگر فنجانی که دیده اید ارزش چندانی نداشته، یعنی هنگامی که فرصتی پیش آمده به خودتان پاداش نداده اید. اگر فنجان را رها کرده اید، یعنی به شما شانس داده شده که پاداشی بگیرید ولی شما آن را پشت سر گذاشته اید. این بدان معنی است که یا ثروت برای شما ارزش محسوب نمی شود و یا اینکه فکر می کنید ثروت چیزی است که باید برای به دست آوردنش کار و تلاش کنید. اگر فنجان را از زمین برداشته ودوباره به زمین انداخته اید، بدان معنی است که شانس پاداش گرفتن به شما داده شده است، شما هم به قدر کافی کنجکاو بوده اید که فنجان را از زمین برداشته اید، ولی آن را پشت سر گذاشته اید. یا ثروت برای شما ارزش واقعی محسوب نمی شود و یا فکر می کنید «ثروت» چیزی است که باید برای به دست آوردنش کار و تلاش کرد. اگر از فنجان استفاده کرده و سپس آن را همان جا رها کرده اید، بدین معنی است که شانس پاداش گرفتن به شما داده شده و شما یک استفاده فوری برای آن پیدا کرده اید و فورا آن را به کار بسته اید. بسیاری از مردم یک فنجان چای یا قهوه می بینند و آن را می نوشند. شما هم چنین بوده اید؟ شما شانس پاداش گرفتن را پشت سر گذاشت اید و یک استفاده عملی برای فنجان یافته اید. رهیافت شما به سوی پاداش، «اینجا و اکنون» بوده است. اگر فنجان را برداشته و با خود برده اید، احتمالا فنجانی را دیده اید که به نوعی برایتان با ارزش بوده است. یعنی شما شانس پاداش دادن سریع به خودتان را پیدا کرده اید و از آن استفاده نموده اید.
▪ آب (رابطه زناشویی): «آب»، برای همه و به ویژه برای خانم ها، نماد رابطه زناشویی است. عمق و سرعت جریان آبی که دیده اید نشانگر طرز فکر و تمایل شما در این زمینه است. سرعت جریان آبی که دیده اید بیانگر میزان این میل در شماست. هرچند که این میزان لزوما آنچه مورد نیاز شماست نیست. سهولت رد شدن از آب، نشانگر طرز تفکر و رهیافت شما به مسائل زناشویی است. هرچه راحت تر از آب رد شوید، یعنی رهیافت و رویکرد شما به این روابط راحت تر و آزادانه تر است.
▪ خرس (استرس):
«خرس»، نماد مشکلات و چگونگی برخورد شما با آنهاست. اگر خرس کوچولوی خوشگلی را دیده باشید نشانگر این است که زندگی شما خالی از استرس است و شما به راحتی از کنار مشکلات می گذرید. همچنین نشانگر این است که شما از زندگی تان لذت می برید. اما چنانچه خرس واقعی و بزرگی را دیده باشید، حال امکان مواجه شدن با یک مشکل واقعی برایتان فراهم شده است. کسانیکه به طور دائم تحت فشارهای استرس قرار دارند، خرس های بزرگ تر و خطرناک تری را می بینند. چه شما خرس را نادیده بگیرید و چه خرس شما را، هر دو نشانگر این است که چگونه به استرس و مشکلات هنگامی که برایتان پیش می آید، می نگرید. اگر خرس شما را ندیده است و یا آنکه دیده ولی سرگرم بازی های قشنگ با خودش است، بدین معنی است که شما مشکلات واقعی چندانی در زندگی ندارید. شما تحت استرس و نگرانی های روزمره نیستید. به شما فرصت داده شد تا مشکلی را ببینید ولی این فرصت را از دست دادید! اصلا چیز بدی نیست. اگر خرس شما را دیده ولی با شما کاری نداشته و سرگرم کار خودش بوده است، این بدان معنی است که با وجودی که مشکلات متداول در زندگی شما وجود دارد، ولی شما از نظر سطح استرس یا نگرانی، در شرایط ناسالمی قرار ندارید. و بالاخره اگر خرس متوجه شما شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناکی به شما نگاه می کرده است، یعنی شما نیاز به مرخصی دارید! شما تحت فشارهای شدید استرس و نگرانی هستید و این می تواند شرایط ناسالمی را برای شما به وجود آورد. نحوه عبور از خرس و ادامه دادن راه، نشانگر این است که شما با مشکلات چگونه برخورد می کنید و چگونه به حل آنها می پردازید. اگر پاسخ شما این بوده که به فکر بغل کردن خرس و همراه بردن آن بوده اید، در این صورت رویکرد شما با سایر مردم بسیار متفاوت است. اغلب مردم تحت استرس بسیار بیشتری از شما قرار دارند.
▪ ساحل(ارتباط با مردم):
«ساحل»، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی که پیرامونتان قرار دارند است. تعداد افرادی که در ساحل دیده اید، مستقیما به تعداد افرادی که مایلند دوروبرتان باشند ارتباط دارد. افراد اجتماعی و معاشرتی در کنار عده زیادی از مردم احساس راحتی می کنند. اینگونه افراد، ساحل را مملو از جمعیت می بینند. در طرف مقابل، کسانی که هیچکس را در ساحل ندیده اند آنهایی هستند که از تنها بودن با خودشان احساس آرامش و راحتی می کنند. احساس تنهایی برای آنها مفهومی ندارد و می توانند مدت زمانی طولانی با خودشان به سر برند. اگر شما صدها نفر را در ساحل دیده باشید یعنی از بودن در مکان های شلوغ و پرجمعیت احساس ناراحتی نمی کنید. در حالیکه اگر یک یا دو نفر را در ساحل دیده باشید، بدان معنی است که شما فردی هستید که نمی خواهد زمان زیادی را در مکان های شلوغ بگذراند و ترجیح می دهد با یک نفر یا دونفر صحبت کند. البته این به معنی آن نیست که شما آدمی اجتماعی نیستید. بلکه نشانگر این است که بیشتر تمایل به محیط های آرام و کم جمعیت دارید. اغلب مردم، ساحل را با یک یا دو نفر می بینند. فاصله مردمی که در ساحل هستند با شما، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی است که پیرامونتان قرار دارند. اگر مردم آنقدر نزدیک بوده اند که امکان صحبت کردن با آنها فراهم بود، یعنی شما در بیشتر مواقع مایل به ارتباط برقرار کردن با دیگران هستید. اگر مردم آنقدر دور بوده اند که امکان صحبت با آنها نبوده، بدان معنی است که شما در اکثر اوقات نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید، اما دلتان می واهد کسانی را پیرامون خود داشته باشید. و بالاخره اگر مردم خیلی دور بوده اند یعنی شما در اکثر مواقع نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید و از تنها بودن با خودتان راضی هستید.
 
 

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  11:00 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شخصیت شناسی با چند سوال کوتاه
به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید:
۱ ) دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گل آلود
۲ ) کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث
۳ ) فرض کنید در راهرویی راه می روید. دو در می بینید، یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو و هر دو در نیز باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است، آیا آن را برمی دارید؟
بله، خیر
۴ ) این رنگ ها را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند، بگویید.
قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید
۵ ) دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟
۶ ) در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه ای، سیاه یا سفید
۷) طوفانی در راه است، کدامیک را انتخاب می کنید؟
یک اسب یا یک خانه
پاسخ ها
۱ ) آبی تیره: شخصیت پیچیده.
سبز: آسان گیر و بی خیال.
شفاف: به سادگی قابل درک.
گل آلود: آشفته و سردرگم.
۲ ) دایره: سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.
مربع: خودرای و خود محور.
مثلث: یک دنده و لجباز. (اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد)
۳ ) بله: شما آدم فرصت طلبی هستید.
خیر: آدم فرصت طلبی نیستید.
۴ ) این سئوال، اولویت های شما در زندگی را مشخص می کند.
آبی: دوستان و روابط.
سبز: شغل و حرفه.
قرمز: شهوت و دلبستگی.
سیاه: مرگ، سفید: ازدواج.
۵ ) میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد.
۶ ) قهوه ای: فروتن و خاکی.
سیاه: غیرقابل پیش بینی و سرکش و هیجان انگیز.
سفید: برتر و مغرور و تاثیرگذار.
۷ ) این سئوال، الویت های شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند.
اسب: همسر، خانه: فرزندان.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  11:02 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

شخصیت شناسی با کیک
شخصیت شناسی با کیکشاید شما هم جزو افرادی باشید كه از خوردن كیك‌های لذیذ و خوشمزه لذت می‌برید.به هر حال ظاهر این قبیل شیرینی‌ها به قدری فریبنده است كه هیچ‌كس نمی‌تواند از خوردنشان خودداری كند. اما می‌خواهیم سرگرمی جدیدی را به شما پیشنهاد بدهیم تا از این پس كیك‌ها و شیرینی‌ها برایتان جذاب‌تر باشد. قضیه از این قرار است كه بین كیك مورد علاقه و ابعاد شخصیتی شما ارتباط مستقیمی وجود دارد.
● كیك شكلاتی
اگر كیك شكلاتی را می‌پسندید دست و دلباز هستید و همیشه برای كمك به دیگران آمادگی دارید. خلاقیت زیادی در شما موج می‌زند و فردی ماجراجو ، بلندپرواز و در پاره‌ای موارد احساساتی هستید. ممكن است در ظاهر فردی سرد و خشك به نظر برسید اما در باطن خونگرمید. از ریسك كردن در زندگی نمی‌ترسید و دوست دارید زندگی شما از حد متوسط بالاتر باشد. محبت به دیگران رضایت خاطر زیادی را برایتان به همراه دارد.
● كیك توت‌فرنگی
فردی دوست‌داشتنی، خونگرم و احساساتی هستید. همیشه برای مراقبت اطرافیانتان تلاش می‌كنید و همواره برای حل مشكلات آنها پیشقدم می‌شوند. زودرنج هستید و موضوعات كوچك به سرعت شما را ناراحت می‌كند. گاهی اوقات توجه به احساسات، بیش از حد در زندگی شما تأثیر می‌گذارد.
● كیك وانیلی
شوخ‌طبع و بامزه هستید. بعضی وقت‌ها گستاخ می‌شوید. فرد كم‌تحركی نیستید اما در پاره‌ای موارد شك و تردید شما را از انجام فعالیت‌هایتان بازمی‌دارد و انگیزه لازم را برای ادامه مسیر از دست می‌دهید.
اطرافیانتان از بودن در كنار شما لذت می‌برند ولی باید مراقب باشند كه باعث خشم و عصبانیت شما نشوند. به هر حال دوستی‌های شما اغلب دوام زیادی دارد.
● كیك هویج
اگر كیك هویج را دوست دراید همیشه مایلید لبخند بر لب داشته باشید و فردی بذله‌گو، شوخ‌طبع و دوست‌داشتنی هستید. اطرافیان شما از بودن در كنارتان خوشحالند. دوستان شما افراد باوفا و صادقی هستند. قلب مهربان و پرشوری دارید و گاهی اوقات نسبت به بقیه، خصوصیات اخلاقی متفاوتی را نشان می‌دهید.
● كیك میوه‌ای
به دنبال كارهای پرماجرا و پرحادثه هستید. از نظرات جدید و ایده‌های تازه استقبال می‌كنید. هنگام عصبانیت به سرعت آماده دعوا و پرخاشگری می‌شوید. گاهی اوقات فرد عجیب و غریبی هستید و خصوصیات ویژه‌ای در شما دیده می‌شود. همواره دوست دارید وفادار،‌صادق و وظیفه‌شناس باشید.
● كیك لیمویی
در زندگی فرد راحتی هستید. شمرده سخن می‌گویید و هنگام حرف زدن از دست‌هایتان استفاده می‌كنید .در صحبت كردن مهارت دارید و به‌طور حتم معلم خوبی می‌شوید. گاهی اوقات دوست دارید رهبری گروهی را برعهده بگیرید و همیشه دوستان زیادی در اطراف شما به چشم می‌خورند.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  11:05 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت عزلت‌گزین و گوشه‌گیر
شخصیت عزلت‌گزین و گوشه‌گیراین فرد شخصیت عزلت‌گزین و عزلت‌نشین پیر خرابات تفاوت دارد. پیر خرابات، فردی متعالی و کمال یافته است که به گوشه‌ای پناه می‌برد تا مناجات کند. به خود، خلقت خود و به قدرت آفریدگار خود می‌اندیشد، مراقبه می‌کند و در چندوچون کائنات و خلقت آنها و ... به تفکر می‌پردازد؛ اما شخصیت عزلت‌گزین و گوشه‌گیر با او متفاوت است. او فردی منزوی و مردم گریز است.
● این شخصیت چگونه به وجود می‌آید:
۱) در کودکی مهر ناب نگرفته، حتی خدمات و سرویس هم نگرفته؛ توجه و محبت کافی هم نگرفته، هرگز تأیید یا تشویق هم نشده، هدیه هم نگرفته و در اصل، دیده نشده است.
۲) خودباوری، اعتمادبه‌نفس و احترام به خود یا عزت‌نفس نیز در او شکل نگرفته است.
از آن‌جائی که دیگران، او را هرگز ندیده‌اند، او نیز خود را هرگز نمی‌بیند و خوب هم دوست ندارد؛ زیرا به‌هیچ‌وجه دوست داشتن را نمی‌شناسد.
حال او به روند زندگی خود ادامه می‌دهد تا به یک فرد مهرطلب برسد که البته این فرد را خداوند در زندگی او قرار می‌دهد تا کمبودهایش مرتفع گردد. پس یک فرد مهرطلب، همواره یک فرد عزلت‌گزین و منزوی را به مرور در مقابل خود می‌سازد. با زیادی مهر دادن، سرویس دادن، خدمت دادن، ساکت ماندن و تحمل کردن... و از آن‌جائی که فرد عزلت‌گزین یا منزوی از کودکی توجه، سرویس یا محبت گرفته، خراب، لوس، بدعادت، زورگو و تحکم‌گر می‌شود؛ زیرا به‌هیچ‌وجه بلد نیست پاسخ محبت را چگونه باید بدهد و از آن‌جائی که فرد مهرطلب، او را از مهر و سرویس سیراب می‌کند، او از مهر اشباع شده و از جمع، فراری می‌گردد؛ زیرا دیگر نیاز ندارد تا مهر بیشتری از خود و دیگری بگیرد. او سیر است؛ گاهی نیز آن‌قدر از مهر (که البته مهر ناب و بالغ نیست، بلکه مهر نابالغ است) اشباع می‌گردد که خود فرد مهرطلب را نیز پس می‌زند. (باید اضافه کنم که اگر مهر، ناب باشد، همان می‌شود که ”از محبت خارها گل می‌شود“ ولی این چون مهر ناب نیست، خرابی به بار می‌آورد.)
حال، او فردی مردم‌گریز می‌شود؛ بیرون نمی‌رود؛ به مهمانی نمی‌رود؛ مهمانی نمی‌دهد؛ مسافرت نمی‌رود؛ اغلب در جمع، زود خسته می‌شود؛ تنهائی و در خانه ماندن را دوست دارد. توجهی به بیرون از خود و به‌خصوص فرد مهرطلب طرف مقابل خود نداشته، از او انتقاد کرده و همواره حال او را خراب می‌کند. این فرد، بسیار زورگو می‌شود و حال، فرد مهرطلب مقابل او برای هر کاری باید از او اجازه بگیرد که البته این نقش را هم خود فرد مهرطلب به او داده است و با اجازه گرفتن‌های بی‌جا و وابسته‌ بودن‌های شدید، این حق را برای طرف مقابل عزلت‌گزین خود به‌ وجود آورده است.
از آن‌جائی که این فرد، مهر نگرفته و جام وجودش از مهر تهی است، انتقاد کردن است و از آن‌جائی که هرگز هدیه‌ای نگرفته، نمی‌داند در مقابل دیگران، چه‌ عکس‌العمل درستی از خود نشان دهد؛ بنابراین امکان رد کردن هدیه و محبت دیگران، از جانب او بسیار زیاد است؛ زیرا سعی می‌کند تا هر منتی را از سر راه خود بردارد و بیش از این، خوار و حقیر نگردد.
گاهی نیز این فرد در گذشته بسیار مهرطلب بوده است. بسیار مهر کرده و هرگز مهری نگرفته و کم‌کم به گوشهٔ انزوا کشیده شده است؛ ولی همین شخصیت عزلت‌گزین و منزوی که در مقابل فرد مهرطلب به این‌گونه عمل می‌کند، در جائی‌که به او توجهی نشود، مهری داده نشود، تأییدی داده نشود، خود بسیار مهرطلب و سرویس‌دهنده می‌گردد. چه‌قدر در اطراف خود، افرادی دیده‌ایم که به پدر و مادر و اعضاء خانوادهٔ خود، کم‌توجه و حتی بی‌توجه و بدون مهر، عمل می‌کنند. حال آن‌که با همسر خود، بسیار مهرطلبی می‌کنند و یا برعکس، افرادی که به همسر و یا فرزندان خود کم‌توجه و بی‌مهر هستند، ولی به پدر، مادر، خواهر و برادرهای خود بسیار وابسته‌اند. انسان‌ها از هرکس که کم‌توجهی ببینند، تلاش می‌کنند تا توجه بگیرند و از هرکس توجه زیادی بگیرند، او را پس می‌زنند. پس نگاهی به خودمان کنیم تا ببینیم کجای کار ایستاده‌ایم و چگونه به‌دست خود و با رفتارهای غلط خود داریم خود و دیگران را ویران می‌سازیم.

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  11:07 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت فارغ البال
شخصیت فارغ البالمردان و زنان فارغ البال بیشتر با ویژگی های زیر شناخته می شوند.
۱) آنها حق مسلم خود می دانند که هر طور می خواهند از زندگی لذت ببرند. آنها به آسایش و راحتی خود بها می دهند. برای وقت آزادشان ارزش فراوان قائلند و می خواهند خوشبختی را جستجو کنند.
۲) فارغ البال ها ، طبق مقررات رفتار می کنند. آنچه لازم است را ارائه می دهند و حاضر نیستند از این حد فراتر روند.
۳) آنها در برابر هر فشاری که آن را غیر منطقی بدانند، مقاومت می کنند و حاضر نیستند بیش از حد وظیفه و مسئولیت خود، کاری صورت دهند.
۴) زنان و مردان فارغ البال با زمان برخورد راحت دارند. آنها زیر فشار زمان قرار نمی گیرند. برای آنها عجله کار بی موردی است. این اشخاص آسان گیر و خوشبین هستند و معتقدند کاری که باید بشود، می شود.
۵) فارغ البال ها تحت تأثیر مقام بالا دست قرار نمی گیرند و معتقدند که به اندازه هر شخص دیگری خوب هستند و حق دارند از بهترین زندگی ها برخوردار باشند.
● همسر مناسب شخصیت فارغ البال
فارغ البال ها به همسری فهیم، و از خود مایه گذار احتیاج دارد. او قبل از خود به نیازهای دیگران نمی اندیشد و برای راضی کردن دیگران راه درازی نمی رود: ولی می خواهد مورد توجه همسرش باشد. همسر فارغ البال باید از خود گذشته و مهرطلب باشد. فارغ البال اغلب با مراقب سازگار است. ولی با نمایشی و متلون همخوانی ندارد. شخصیت ماجراجو مانند فارغ البال به شادی و خوشی علاقه مند است. اما فارغ البال می خواهد، قانونگذار باشد؛ ماجراجو هم که استاد شکستن قانون است. به همین دلیل این دو گونه شخصیتی با هم همخوانی ندارند. اگر می خواهید در کنار یک شخصیت فارغ البال زندگی راحتی داشته باشید سعی کنید در شادی های فارغ البال شریک شوید؛ در فعالیت ها و تفریحات او مشارکت کنید؛ از وی به خوبی مراقبت کنید؛ زندگی را سخت نگیرید و واقع بین باشید. زندگی با فارغ البال به از خود گذشتگی بیشتری احتیاج دارد. به جای این که بخواهید جنبه های منفی اش را تغییر دهید، سعی کنید بیشتر به جنبه های مثبت وی توجه نمائید.
 
 

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  11:16 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


شخصیت قدرت طلب
شخصیت قدرت طلبنظریه پردازان اظهار می‌دارند که اشخاص برخوردار از کارکرد سالم برای تمامی انسانها ارزش قائل می‌شوند بدون آنکه سن ، نژاد ، جنسیت ، ثروت ، مقام یا عقاید آنها را در نظر گرفته باشند. بسیاری از روان شناسان در واکنش به مشکلاتی چون نسل کشی ، پیشداوری و تبیعیض دوست داشته‌اند با بررسی کسانی که آشکارا فاقد ارزشهای مردم سالار هستند و خارجیها یا افراد بی‌چیز و بی‌مقام را از خود می‌رانند به این حوزه وارد شوند. به همین خاطر پژوهشهایی در این زمینه انجام شده ، روشن ساخته است که افراد قدرت طلب به سادگی در برابر اشخاص صاحب قدرت یا عالی رتبه‌تر از خویش تسلیم می‌شوند. اما نسبت به کسانی که قدرت و مقام کمتری دارند، خصمانه رفتار می‌کنند.
● ویژگیهای افراد قدرت طلب
▪ نگرش درباره اقتدار
شگفت آور نیست که در چندین پژوهش معلوم شد افراد قدرت طلب در رابطه با مظاهر قدرت ، سلطه پذیرتر بوده و تمکین و تسلیم بیشتری در برابر آنها دارند. گفته‌های خبرگزاران رسانه‌های همگانی را باور می‌کنند. در هیات منصفه ، این افراد بیشتر احتمال دارد که بر طبق سوداریهای قاضی اقدام کنند و یا از افرادی که سر مشق محسوب می‌شوند، تبعیت نمایند. و به میزان بیشتری در برابر فشار گروهی تن به همرنگی می‌دهند.
▪ گرایش به تبعیض
افراد قدرت طلب یا کسانی که از مقام ، پایگاه و قدرت بالایی برخوردارند، بهتر رفتار می‌کنند. به قربانیان برخوردار از پایگاه اجتماعی پایین و متعلق به یک خانواده فقیر ضربه‌های شدیدتری می‌زنند. یک صورت مخصوصا ناخوشایند از آزار و اذیت یا تبعیض نسبت به افراد ناتوان تعصب نژادی است.
▪ نگرش نسبت به دیگران
افراد قدرت طلب معمولا آدمیان را به بدترین شکل خود می‌بینند و دوست دارند در هنگام مواجهه با دیگران بیشتر به تنبیه تکیه کنند. والدین قدرت طلب وقتی به تنبیه و توبیخ فرزندان خود می‌پردازند نسبت به والدین کمتر قدرت طلب ، از تنبیه جسمانی یا تمسخر شدیدتری استفاده می‌کنند.
▪ نگرش نسبت به جنسیت
افراد قدرت طلب ظاهرا نگرانی فراوانی درباره جنسیت دارند. اساسا ادبیات پژوهشی درباره افراد قدرت طلب نشان می‌دهد که آنها از تکانه‌های جنسی و پرخاشگری خود بیم دارند و از سایر مردم نیز انتظار بدتر از آن را دارند. آنها خود را با رفتارهای بسیار متداول و رایج همرنگ و همنوا می‌سازند. مجازات کسی را که از این هنجارها تخطی کند موجه می دانند.
▪ خاستگاههای رشدی قدرت طلبی
یافته‌ها حاکی از آن است که افراد قدرت طلب گزارش کردند که والدینشان از آنها انتظار اطاعت از قواعد و مقررات را بدون هیچگونه اظهار نظر شخصی داشته‌اند. بیان آزدانه احساسات مورد تایید قرار نمی‌گرفت. قواعد و قوانین بایستی به خاطر سپرده شده و از آن اطاعت می‌شد. اما لزومی به درک یا پذیرش درونی آنها نبود. مردهای قدرت طلب اظهار می‌دارند که پدرانی بیرحم عبوس و سرد داشتند، پدرانی که در آنها احساس ضعیف بودن و درماندگی بوجود می‌آورند.
▪ تغییر نگرشهای قدرت طلبانه
در ایالات متحده احتمال قدرت طلبی افرادی که از تحصیلات چندانی برخوردار نیستند، کمتر از افرادی است که از تحصیلات چندانی برخوردار نیستند. چنین به نظر می‌رسد که مدارس فقط زمانی قدرت طلبی را پایین می‌آورند که در آنها تاکید بر یادگیری شناختی باشد نه یادگیری طوطی وار ، همچنین صرفا زمانی که از معلمان غیر قدرت طلب استفاده شده باشد.
 

 

یک شنبه 1 مرداد 1391  11:29 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها