0

زمزمه های باران

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

 
 
توی هر شهر و دیاری میشه با تو موندنی شد
قصه هزار و یک شب میشه بود و خوندنی شد
مشق عشق های قدیم رو میشه با تو خط خطی کرد
میشه شاه قصه هام رو یه گدای پاپتی کرد
 

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 20 شهریور 1391  4:37 PM
تشکرات از این پست
tahmores
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

حالا چرا؟ از شهریار
شعر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا از شهریار

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

سه شنبه 21 شهریور 1391  4:21 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

متن جالب بزرگ مرد کوچک
 
 

 

پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود
در یخچال را باز می کند
عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد
کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگـــــــــــ شده است ...

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 23 شهریور 1391  12:53 PM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

دکتر شریعتی>>> به سه چیز اعتماد نکن<<<

جملات زیبا و آموزنده از دکتر علی شریعتی

 

 متن ادبی (از دکتر شریعتیه حتما بخون)


وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود


دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است


دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند


به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد


اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است


اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است


وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم


اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

پنج شنبه 23 شهریور 1391  11:57 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

 

نوای دل

گـاهـے دلـت مـيـخـواد هـمـہ بـغـض هات از تـو نـگـاهـت خـونـده بـشـہ


چـون جـسـارت گـفـتـن کـلـمـہ هـا رو نـداري

امـا يـہ نـگـاه گـنـگ تـحـويـل مـيـگـيـري و يـہ جـمـلـہ مـثـل: چـيـزي شده؟؟؟!

اونـجـاسـت کـہ بـغـضـت رو بـا لـيـوان سـکـوتـت سـر مـيـکـشـے و بـا لـبـخـنـد مـيـگـے:

نـہ، هـيـچـے..

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

یک شنبه 2 مهر 1391  2:17 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

 

دلم سفر می خواهــــد !

نه برای رسیدن به جایی ....
 

فقط برای رسیدن به تو ... !!! 


 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

چهارشنبه 5 مهر 1391  11:47 AM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

ابراهیم برای آخرین بار به سراغ آزر میرود٬ شایدکه در این آخرین ابلاغ٬ قلبش از این همه قساوت درآید و خلوص ابراهیم در او اثر کند٬ اما افسوس! دلی که شوره زار شد هیچ بذری در آن شکوفا نمی شود.
حرفه اش را نگاه کن : خدا فروشی!
بت می سازد و می فروشد. راستی! چه خدایان خوبی٬ منبع درآمد هم می شوند!!
و چرا ازر از آنها دست بردارد؟ هم٬ عقیده است٬ هم پول٬ هم اعتبارآور! و نکند «خداپرستی» ما هم از نوع «خدا دوستی آزری» باشد؟
هم جیبمان را پر کند٬ هم اعتبارمان را بالا ببرد!
و آیا ما از ان بندگانی هستیم که یاد خدا را به یاد بندگان خدا می آوریم و یا خدا برای ما وسیله ای شده که نام مان بر سر زبان ها بیفتد! "

(برگزیده ای از کتاب شب شکن-مثنوی درمانی)

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

چهارشنبه 12 مهر 1391  9:03 AM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

و او بود که بت شکن بود و حنیف و قلبی سلیم داشت. او که خلیل بود، صاحب عزمی استوار و به تنهایی یک امت بود.
و من از نسل اویم. می خواهم از نسل بت شکنان باشم و بلکه قهرمان آنان که بتکده دلم را  از عبود آفل و مغربی پاک کنم و دلم را کعبه او کنم و می خواهم از نسل ابراهیم باشم و شب شکن.
و می خواهم از نوادگان ابراهیم باشم که مثل او، نه هر چه زشت که خوب ترین خوب ها مثل اسماعیل را در قماری عشق , تسلیم و قربان او کنم.
و تو نیز از نسل اویی و می خواهی آن گونه باشی که او بود با مولانا جلالدین همراه شو تا برایت بگوید که چگونه انسان می تواند ابراهیم زمان خود، ابراهیم جامعه خود، ابراهیم خانواده خود و ابراهیم نفس خود باشد با او همراه و همدل و همقدم باش.
(برگزیده ای از کتاب شب شکن-مثنوی درمانی)

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

چهارشنبه 12 مهر 1391  9:04 AM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

دست عشق در کار بود و او چه ماهرانه این اثر خود را خلق کرد.
او عکس خود را کشید و به همین خاطر زیباترین اثر از کار در آمد، آن قدر که وقتی خودش آن را از نظر گذراند، به خود احسنت گفت! 
انسان آفریده شد و در گوش روحش این ندا دمیده که: 
 
عشق ها داریم با این خاک ما
زان که افتاده ست در قعده ی رضا

به این ترتیب خلقت آغاز شد:
 
"خدا عشق شد و عشق خدا"

هزاران عاشق و معشوق در پی صدای او و به جستجویش در فغان و نفیر شدند و بالاخره این انسان ظلوم و جهول 
بود که باری را که آسمان ها و زمین از قبول آن سر باز زدند، به دوش گرفت و این عشق بود که چون ما را لایق خویش 
دید خواست تا اسیر این کره خاکی نمانیم و جسم خاکی مان بر افلاک رود تا در باغ سبز بی منتهای او پرواز کند.
اما ما چون مرغان حریص بی نوا،هر روز گرفتار صدها دانه و دام فریبنده پر نقش و نگار شدیم و پرواز را از یاد بردیم.
با گذشت زمان بال هایمان از دست رفت.
شوق پرواز در سینه هامان مرد و آسمان از خاطرمان محو شد.
با این همه باز هم خطابمان به او این است که:
 
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوز ها همراه شد 
روزها گر رفت گو رو باک نیست 
تو بمان ای آن که بی تو پاک نیست

و عشق همچنان باقی است
به امید پرواز ...
(برگزیده ای از کتاب ساحل-مثنوی درمانی)

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

چهارشنبه 12 مهر 1391  9:05 AM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

 

خدایا از تو ممنونم

خداوندا


من چيزی نمی بينم

آينده پنهان است

ولی آسوده ام

چون تو را می بينم

و

تو همه چيز را


 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 20 مهر 1391  11:50 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران

 

 

ترنُم احساس

دیـــروز ، همیـــن حَـوالـــی 


زلـــزله ای آمــد ... 

حـالا همـه حـالـَمــ را می پـُرسند !!! 

بـی خـبـر از اینـ ـکـه " مــَن " 

بـه ایـن لـرزیـدن هـا 

سالهـاسـتــ کـه عـادتـــ کـَرده امـــ ... 

بـه لـرزشـهای شـَدیدِ شـانه هایـَمــــ 

و تـَـرَکــ ــهای عمــیــقِ قــلــبــمـــ ... 

امـّـا هنـوز " خـــوبَـــمـــ !!! "

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 20 مهر 1391  11:51 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها