همين مسأله در مورد فرزندان نيز مطرح است. فرزند - اعم از دختر و پسر - در محيط خانه، يار و مددكار پدر و مادر است و تا آن جا كه برايش ممكن است خدمت مي كند. خدماتي كه دخترها در خانه، در همكاري با مادر انجام مي دهند و خدماتي كه پسرها - غالباً - در همكاري با پدر انجام مي دهند، قابل توجه است.
از آن جا كه اسلام، اساس را بر اين قرار داده است كه زندگي خانوادگي تنها با مرگ زن يا شوهر متلاشي شود، براي تقسيم ذخاير مالي خانواده پس از مرگ سهم هر كسي را مشخص كرده است تا هيچ كس، از پاداشِ زحمات خود محروم نماند.
در زندگي خانوادگى، زن و شوهر از يكديگر ارث مي برند. اگر از شوهر فرزندي نمانده باشد، سهم الارث زن يك چهارم و اگر فرزند مانده باشد يك هشتم است و اگر از زن فرزندي نمانده باشد، سهم الارث شوهر، نصف و اگر فرزندي مانده باشد، يك چهارم است.
چنين قانوني نشانگر اين است كه: زندگي مشترك، در وضع اقتصادي زن و شوهر مؤثر است و هر كدام در مال ديگري شريك است و قطعاً اگر پيوند زناشويي و آن هماهنگي ها و همفكري ها و تعاون ها نبود، وضع اقتصادي زن و مرد به گونه ديگري بود.
تنها زن نيست كه در تشكيل سرمايه خانوادگي مؤثر است، بلكه مرد نيز در حفظ آنچه مربوط به زن است مي تواند مؤثر باشد و به همين جهت، آيين مقدس اسلام مقرر مي دارد كه هم زن از شوهر ارث ببرد و هم شوهر از زن.
هدف اين نيست كه مالكيت فردي درزندگي خانوادگي لغو شود، بلكه مي خواهيم بگوييم به فرموده قرآن كريم:.
لِلرِّجالِ نَصيب مِمّا اكْتَسَبُوا وَللِنِّساءِ نَصيب مِمّا اكْتَسَبْنَ؛(7).
مردان را از آنچه كسب كرده اند نصيبي و زنان را نيز از آنچه كسب كرده اند، نصيبي است.
زن مالك اموال خويش و مرد نيز مالك اموال خويش است. تا وقتي زن و شوهر زنده اند، خود صاحب اختيار و مالكِ اندوخته خويش هستند، ولي زندگي اشتراكي خانوادگي اقتضا مي كند كه نه زن از مالكيت شخصي خود دم بزند و نه شوهر. آنها بايد همان گونه كه شريك عمر و غم و شادي يكديگر شده اند، شريك اموال يكديگر نيز باشند و در جمع خانواده (من) و (تو) حاكم نباشد، بلكه (ما) حاكم باشد.
خديجه، همسر پيامبر گرامي اسلامْ الگوست. پيامبر اسلام تهيدست بود و خديجه اندوخته اي داشت. به شهادت تاريخ، اندوخته خديجه به وسيله پيامبر اسلام، به مصرف پيشرفت برنامه هاي اسلامي رسيد.
وقتي يك زن و مرد، در مسائل مالي اين گونه با يكديگر رفتار كنند و زن به عنوان يك ناظر امين، اندوخته شوهر را كه همان اندوخته خانواده است، پاسداري نمايد و (تو) و (من) برمحيط زندگي آنها حاكم نباشد، كانون خانواده مي تواند آن چنان باشد كه بايد باشد.
زندگي خانوادگي بايد استوار بماند و درآمدهاي مالي بايد به دور از اسراف و تبذير و دور از سختگيري و تنگ نظري و حتي در حدي كه براي اعضاي خانواده، گشايشي باشد به مصرف برسد و اگر پس از مرگ زن يا شوهر چيزي باقي ماند، مطابق قانونِ ارثِ اسلام تقسيم شود و اگر خداي نخواسته به وسيله طلاق، پيوند خانوادگي گسيخت، لازم است زحمات و فداكاري هاي زن مورد توجه و عنايت قرار گيرد و تنها به پرداختن مهريه و نفقه ايام عده طلاق، اكتفا نشود، زيرا چنين رفتاري مسلماً ظالمانه است.
چگونه ممكن است به زني كه تمام نيروي جسمي و فكري خود را در محيط خانواده به كار برده و از صميم قلب، كارهايي را انجام داده كه وظيفه شرعي او نبوده است، اكنون با مهر و نفقه اي او را از خانه خارج كنند و به افتخار طلاق! نايل سازند!.
بايد اين گونه حساب كرد كه: او به طور تمام وقت نيروي خود را در محيط خانواده مصرف كرده است. اگر كارگر يا كارمند در شبانه روزي هشت ساعت در محيط كار خود زحمت مي كشد، زن در محيط خانه، به طور تمام وقت، زحمت مي كشد. اين گونه زحمات، آن قدر از روي صميميت انجام شده كه حيف است انسان براي آن ارزش مادي در نظر بگيرد. اگر صفا و صميميت به طور كامل و دو جانبه بر محيط خانواده حاكم باشد، سزاوار هم نيست كه از ارزش مادي آن سخن گفته شود و حتي تنزل دادن مقام مادر و همسر است؛ اما چه مي شود كرد! آن جا كه اين صميميت از ميان رفته و وحدت به كثرت گراييده و به جاي جذب و انجذاب، دافعه حاكم است، بايد همه چيز به حساب آيد. آن بيداري هاي شب هاي تاريك، در كنار گهواره يا بستر كودكان را نمي شود با متاع دنيوي سنجيد، ولي هنگامي كه به واسطه جهالت يكي يا هر دو، كار به متاركه مي كشد، بايد همه را به حساب آورد. بايد اين برداشت غلط، كه زن را به عنوان يك موجود مزدوري تلقي مي كند كه فقط از سرمايه و اندوخته خانواده، حق لقمه نان (بخور و نميرى) دارد و براي آن همه زحمات و فداكاري هايش اجر و مزدي قايل نيست، از جان و دلِ مردم زدود.
در محيط خانواده، يا عاطفه حاكم است يا عقل، اگر عاطفه حاكم است (من) و (تو) و مالكيت شخصى، جاي خود را به (ما) و مالكيت جمعي مي دهد و هيچ يك از زن و شوهر راضي نمي شوند كه روح استقلال طلبي بر خانواده حاكم باشد و حق نيز همين است و اگر عقل حاكم است بايد اجر و پاداش همه زحماتي كه زن، علاوه بر وظايف شرعي و قانوني خود متحمل مي شود به حساب آيد و ديناري از حقوق مادي او تضييع، نگردد و به جيب مرد ريخته نشود.
خوشبختانه نوع خانواده هايي كه به خوشبختي رسيده و از جذب و انجذاب كامل برخوردارند، چنينند و بسياري از مردانند كه حتي در هنگام وصيت، توجه به اين حقيقت دارند و علاوه بر آنچه قانون اسلام براي زن مقرر داشته است، سهمي به او اختصاص مي دهند و از اين رهگذر، نشان مي دهند كه توجه به زحمات او داشته اند و همين كار آنها، موجب دلگرمي و رضايت خاطر همسران آنهاست.
اين گونه رفتارها بايد در جامعه مورد قدرداني واقع شود تا مردها بيشتر تشويق شوند و حقوق مادي و معنوي همسران خود را هر چه بهتر در نظر بگيرند تا اسباب تحكيم خانواده ها فراهم تر گردد و كودكان در كانوني هر چه گرم تر و پرمهرتر، تربيت شوند و در عين حال، جامعه براي زناني كه اين گونه فداكاري مي كنند، ارزشي والاتر قايل شود كه سعادت واقعي همين است و به خاطر داشته باشيم كه وقتي پيامبر خدا ميان دختر و داماد بزرگوارش كارها را تقسيم كرد، فاطمه (س) چنين گفت:.
تنها خدا مي داند كه چه اندازه خوشحال شدم، زيرا پيامبر خدا مرا از پذيرفتن وظايفي كه ويژه مردان است، آزاد ساخت.
پيامبر خدا دوست مي داشت كه درمحيط خانواده، نيروهاي اضافي همسران و مادران، صرف خدمت بيشتر شود تا مردان نيز هر چه بيشتر احساس خوشبختي كنند و به جاي خرده حساب هاي شخصي و فرار از زير كار، تعاون و همفكري و تشريك مساعي حكمفرما باشد.
در روايات آمده است:.
يك بار بانوي اول اسلام حضرت فاطمه (س) از پدر خواست كه برايش خادمي انتخاب كند. پيامبر به او فرمود:.
آيا بهتر از خادم نمي خواهى علي به فاطمه فرمود: بگو مي خواهم. فاطمه گفت: بله، پدر، بهتر از خادم مي خواهم.
فرمود:.
روزي 33 بار تسبيح خدا مي كني و 33 بار حمد خدا مي گويي و 34 بار تكبير مي گويى، اگر هر روز صبح اينها را بگويى، خداوند آنچه از كارهاي دنيا و آخرت براي تو مهم است، كفايت خواهد كرد.(8).
در حقيقت، خانواده الگوي اسلام با راهنمايي پيامبر، به همه خانواده هاي مسلمان - مخصوصاً به زنان - درس مي دهد تا به فكر تجملات و كلفت و خادم نباشند و حتي المقدور با تقسيم كارها، به سادگي زندگي كنند و نسبت به يكديگر فداكار باشند.
1.بقره (2) آيه 233.
2.قصص (28) آيه 7.
3.بقره (2) آيه 233.
4.عن ابي الحسن(ع) قال: ينبَغى للرجُلِ أنْ يوسِّعَ علي عيالِهِ كَيلا يتمنَّوا موتَهُ (روضة المتقين، ج8، ص379.).
5.قرآن كريم مي فرمايد: لا تُبْطِلُوا صَدَقِاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأذى؛ صدقه هاي خود را با منّت و اذيّت باطل نكنيد (بقره(2) آيه264).
6.قضي علي فاطمةَ بخدمةِ مادونَ البابِ وقضي علي علىٍّ بِما خلفَهُ (بحارالأنوار، ج43، ص81).
7.نساء (4) آيه 32.
8.(إنْ قُلتِها فى صبيحةِ كلِّ يومٍ كفاكِ اللّهُ ما أهمَّكِ منْ أمرِ الدنيا والآخِرةِ. (بحارالانوار، ج43، ص134.).