پاسخ به: اقتصاد در خانواده
یک شنبه 28 خرداد 1391 3:56 PM
در محيط خانواده نيز وظيفه مرد است كه از لحاظ اقتصادى، امكانات زندگي زن را فراهم كند و در مسير مقدس همسري و مادرى، او را ياري دهد و حتي توسعه بر خانواده، درنظام خانوادگي اسلام از چيزهايي است كه توصيه و سفارش شده است. قرآن مجيد در اين زمينه مي فرمايد:وَعَلَي المَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالمَعْرُوفِ؛(3).
بر پدر است كه روزي و لباس مادران را به آنچه نيكوست تأمين كند.
پيشوايان ديني ما مي فرمايند:.
سزاوار است كه مرد بر خانواده خود از لحاظ اقتصادي گشايش دهد تا آرزوي مرگش را نكنند.(4).
ملاحظه مي كنيد كه قرآن هنگام طرحِ مسأله تأمينِ نيازِ اقتصادىِ همسر، به آن جنبه (معروف) مي دهد و چنان كه آشنايان با فرهنگ قرآن مي دانند (معروف) در برابر (منكر) است و از لحاظ لغت، معروف به معناي شناخته و منكر به معناي ناشناخته است و اولي در مورد نيكي ها و دومي در مورد بدي ها به كار مي رود و در حقيقت، مي خواهد بگويد: اين كه مرد موظف مي شود كه نياز اقتصادي همسر را تأمين كند، نبايد اين گونه تلقي شود كه به عنوان يك امر تحميلي و سرباري است، بلكه همان گونه كه عمل مادر، عملي است مقدس و از دل برخاسته، كار پدر نيز بايد پاداش يك امر مقدس و برخاسته از اعماق دل و به عنوان تعاون و همكاري باشد.
روشن تر بگويم: ممكن است تأمين نيازاقتصادي يك انسان جنبه (منكر) داشته باشد و از روي ادب و احترام و تكريم صورت نگيرد، بلكه براي پاره اي از انگيزه هاي غير عاطفي و غيرانساني و غيراسلامي صورت گيرد؛ مثل اين كه انسان كمك ها و خدمات خود را با منت و اذيت همراه سازد.(5).
چنين كاري از نظر اسلام (معروف) نيست، بلكه منكر است. هرگز سزاوار نيست كه شخص در برابرهمسر اين گونه عمل كند، بلكه به عنوان يك شريك زندگي و يار و همدم و پاسخگويي به يك نياز طبيعي و انساني بايد با مسأله تأمين نيازهاي اقتصادي او برخورد كند كه رمز سعادت و كمال، همين است.
در زندگي خانوادگى، فقط مقررات خشك، حاكم نيست. اشتراك و همفكري و همدردي و فداكاري و ايثار حاكم است. اگر تنها حاكميت مقررات خشك بود، جا داشت كه مرد نيز آنچه را به عنوان (نفقه) به همسر و فرزندان مي دهد، به خاطر اسقاط تكليف باشد و جنبه هاي عاطفي و اخلاقي را مورد نظر قرار ندهد.
مي بينيم كه در محيط خانواده، زن بسياري از مسؤوليت ها را مي پذيرد و ايثارگرانه، آنها را انجام مي دهد و در برابر آن، انتظار پاداش مادي ندارد، ولي به طور حتم، انتظار پاداش معنوي دارد و طالب اين است كه مرد - و حتي جامعه - پاسخ ايثارش را به ايثار و اجر و پاداش فداكاري هاي عاشقانه اش را با فداكاري هاي عاشقانه بدهند.
هيچ قانوني در اسلام نداريم كه به مادر دستور داده باشد كه: وقتي از حمل فارغ شد، شيردادن و بزرگ كردن طفل را بر عهده گيرد.
هيچ فرماني از سوي قانونگزار اسلام صادر نشده است كه: زنان را به وظايف خانه داري و خياطي و آشپزي و خريد لوازم خانه، موظف كرده باشد؛ اما تأمين لباس و مسكن و آذوقه آنها بر مردان واجب شده و در برابر آن، وظايف واجبي نيز براي آنها مقرر گرديده است كه تمكين شوهران در روابط همسري و ترك مسافرت هاي غيرواجب و چيزهايي از اين قبيل است.
مي گويند: پيامبر گرامي اسلام، كارها را ميان دخترش فاطمه و دامادش على(ع) به پيشنهاد خودشان بدين گونه تقسيم كرد:.
بر فاطمه است كه كارهاي داخل خانه را و بر علي است كه كارهاي بيرون خانه را انجام دهد(6).
اكنون اين رويه، در خانواده هاي مسلمان، سنت پسنديده اي شده است. زنان مسؤوليت هاي داخل خانه را بر عهده مي گيرند و شوهران مسؤوليت هاي بيرون خانه را. در عين حال، زنان بسياري هستند كه دركارهاي بيرون خانه نيز شوهر را كمك مي كنند و مردان بسياري كه دركارهاي داخل خانه، مددكار زنان هستند.
متأسفانه، بسيارند مرداني كه تصور مي كنند اين سنت پسنديده، يك تكليف واجب است و به همين جهت، اگر قصور يا تقصيري مشاهده كنند، به مؤاخذه و مجازات، متوسل مي شوند. قطعاً زنان بسياري نيز وجود دارند كه گرفتار چنين برداشتي هستند.
بايد اينها را آگاه كرد كه: مسأله ايثار و همكاري و همدردي مسأله اي است و مسأله تكليف و وظيفه قانوني مسأله اي ديگر.
اسلام در رابطه با پيمان زناشويى، حداقلِ تكليف را براي زنان مشخص كرده است و در برابر آن، مردان را موظف به تأمين لباس و خوراك و مسكن مورد نياز آنها ساخته است.
اما اسلام خواسته است كه زن و مرد در چارچوب ازدواج و تشكيل خانواده، كاملاً جذب يكديگر شوند و در حالت جذب وانجذاب، خود همه مسائل خانواده را حل كنند.
مسأله اقتصاد درمحيط خانواده نيز بايد از همين ديدگاه حل شود. از اين ديدگاه است كه زن در غيبت مرد، به عنوان يك ناظر امين، سرمايه اقتصادي خانواده را پاسداري مي كند و حتي با بخل و تنگ نظرى، به مصرف آن اقدام مي كند و حاضر نيست كه سخي و دست و دل باز معرفي شود.
او در مصرف سرمايه اقتصادي خانواده سخت گير و در برخورد با مردان بيگانه، متكبر است و در آنچه مربوط به آبرو و حيثيّت او مي شود، محتاط و ترسوست.
با وجود چنين همسرى، مرد با اطمينان خاطر به دنبال فعاليت اقتصادي مي رود و موفق مي شود كه بيشتر از حد نياز خانواده كار كند و درآمد داشته باشد و درآمد اضافي را پس انداز نمايد.
اگر زنان بخواهند به همان وظايف واجب خود اكتفا كنند، مردها نيز هرگز آن گونه موفقيت ها در فعاليت هاي خويش نخواهند داشت. اين جاست كه انسان در مي يابد كه زن ها در زندگي و جنبه هاي اقتصادي و پيشرفت هاي اجتماعى، شريك همسران خود هستند و بسيار ظالمانه است اگر مرد تصور كند كه هرچه در اين زندگي مشترك فراهم شده مخصوص خود اوست و اگر روزي اين پيوند مشترك به وسيله طلاق يا وسيله ديگري گسسته شد، زن را بايد با همان لباسي كه بر تن دارد، از خانه بيرون كرد.
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.