0

اقتصاد در خانواده

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

اقتصاد در خانواده
یک شنبه 28 خرداد 1391  3:54 PM


هر فردي عضو يك جامعه بزرگي به نام ملت يا امت است و سرنوشت او در بسياري از امور، تابع سرنوشت آن جامعه بزرگ است و ميان او و ساير افراد، نوعي اشتراك، حاكم است.
همچنين، هر فردي عضو يك جامعه كوچكي به نام خانواده است از آن جا كه در اين جامعه كوچك، كثرت به وحدت تبديل مي شود، اشتراك در منافع، با شدت و قدرتي بيشتر از آنچه در ملت يا امت حاكم است، به چشم مي خورد.
هيچ كس نمي تواند منكر شود كه زندگي اجتماعي مستلزم اشتراك است، تنها چيزي كه مورد بحث و اختلاف است، اين است كه: آيا دايره اين اشتراك، به قدري گسترش دارد كه بايد مالكيت هاي خصوصي را بر طبق مذاق سوسياليست ها در اموال توليدي و بر طبق مذاق كمونيست ها، هم در اموال توليدي و هم مصرفي از بين ببريم، يا اين كه تا اين حد گسترش ندارد و مالكيت هر كسي را بايد بر طبق ضوابطي نسبت به اشيايي محترم بشماريم!.
از اين قسمت كه بگذريم، مي بينيم زندگي اجتماعي سراسر اشتراك است. مدرسه ها، دانشگاه ها، مساجد، بيمارستان ها، معادن، منابع طبيعى، بانك ها، ادارات، جاده ها، كارخانه ها، امكانات رفاهى، راديوها، تلويزيون ها، مجالس مقننه، دولت ها، فرهنگ وميراث هاي تاريخي و... همه مشترك است. اگر به كشورهاي سوسياليستي يا سرمايه داري بروى، تفاوتي در اين امور، ميان آنها نمي بينى.
تنها چيزي كه مورد اختلاف است، جنبه اقتصادي و مسأله كار و سرمايه و توليد و توزيع و ابزار توليد و ارزش اضافي و اموري از اين قبيل است كه ديدگاه هاي سوسياليستى، كمونيستى، كاپيتاليستي و اسلامى، درباره آنها مختلف است و ما آنها را در كتاب اقتصاد در مكتب توحيد شرح داده ايم.
در جامعه كوچك خانواده، از نظر سرمايه داري مي توان جايي براي اين بحث باز كرد كه: حد و مرز اشتراك در خانواده تا كجاست آيا خانواده، همچون يك شخصيت حقوقي است و هر چه هست به همين شخصيت حقوقي تعلق دارد يا اين كه هر كس هر چه دارد، متعلق به خودش است.
بديهي است كه آنچه بايد در اين سلسله بحث ها دنبال كنيم، نه نظر گاه سوسياليسم و كمونيسم است و نه نظرگاه سرمايه دارى، بلكه مي خواهيم ببينيم اسلام، مسأله اقتصاد را در خانواده چگونه حل كرده است آيا در اين كانونِ وحدت و صفا و صميميت و اشتراك در سرنوشت و جذب و انجذاب، مالكيت هاي فردي به طور كلي از بين مي رود، يا اين كه يكي از اعضا، در جنبه هاي اقتصادى، محور خانواده مي شود و همه اختيارات در تصرف و نقل و انتقال و داد و ستد به دست اوست، يا اين كه وضع ديگري است.
اين مسأله كاملاً روشن است: نوزادي كه تازه به دنيا مي آيد تا چند سالي نياز به مراقبت و تربيت و امكانات مادي و معنوي دارد تا به مرحله اي برسد كه بتواند روي پاي خود بايستد و نيازي به كسي نداشته باشد.
در اين مدت، تنها پناهگاه او خانواده است و مسلم است كه در اين پناهگاه، مسؤوليت ها متوجه پدر و مادر است. مادر از لحاظ طبيعي و عاطفى، مسؤوليت ها را مي پذيرد و چند ماهي طفل را در رحم خويش مي پروراند و بعد از فراغ، او را در دامان پر مهر و با شيره جان خويش رشد مي دهد و پس از پايان دوره شيرخوارگي نيز همچنان پيوند عاطفي مادر و فرزند مستحكم مي ماند و به همين جهت، براي مادر نسبت به حضانت و شيردادن و پرستاري فرزند، دستوري به عنوان يك تكليف واجب در منابع اسلامي وجود ندارد. كسي كه خودش عاشقانه طفل را در آغوش مي گيرد و براي خواب كردن او آهنگ جان نواز (لاي لاى) كه از هر آهنگ و دارويى، مسكن تر و آرام بخش تر است، زمزمه مي كند و حاضر است فقط به خاطر ارضاي ميل مادرى، از شب تا صبح در كنار بستر طفل بيدار بماند، چه نيازي به فرمان و دستور دارد! تكليف با عقل در ارتباط است نه با عاطفه و نه با طبيعت. اگر اين پيوند عاطفي ميان مادر و فرزند وجود نداشت، با تكليف و دستور هم نمي شد مادري را اين همه به خاطر كودكي مقيد و محدود كرد! به همين جهت، قرآن مسأله شيردادن مادر به كودك را با زبان ديگري غيراز زبان امر و نهى، بيان مي كند تا ارزش مقام مادري را بالا ببرد و مشخص كند كه اقتضاي طبيعت مادري چيست و با مادران چگونه بايد سخن گفت! به آيه قرآني زير توجه كنيم:.
وَالوالِداتُ يُرْضِعْنَ أوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ؛(1)
.
مادران، دو سال تمام فرزندان خود را شير مي دهند.
يعنى، اقتضاي طبيعت مادري اين است و نيازي به دستور نيست. بامادر بايد با زبان وحي و الهام سخن گفت و او را ياري كرد كه در پيچ و خم هاي زندگي و فراز و نشيب حوادث در نماند و در راه مادرى، پيامبرانه معجزه گر باشد.
مادرموسي كه به عنوان يك الگوي تمام عيار مادري در تاريخ شناخته شده است. كارش به مرحله اي مي رسد كه به وسيله وحى، در رابطه مستقيم با خداوند قرار مي گيرد و به او گفته مي شود كه:.
تا آن گاه كه از مأموران فرعوني بيم و هراسي پيدا نكرده است، موسي را شير دهد و همين كه دچار بيم و هراس شد، طفل را به دريا بيندازد و ترس و اندوه را از خود دور سازد و مطمئن باشد كه خداوند، طفل را به او باز مي گرداند و پرچم رسالت را به دستش مي سپارد.(2)
.
آرى، وظيفه مقدس مادري در حدي است كه: اولاً مادران با عشق و فداكاري و ايثار، به استقبال آن مي روند و براي اجراي آن نيازي به امر و دستورندارند و ثانياً خدا نيز پشتيبان و ياور مادران است و در جامعه نيز بايد همه گونه خدمات و امكانات و برنامه هاي ارشادي و كمكي براي آنها فراهم باشد تا هر چه بهتر بتوانند فرزنداني لايق و صالح تحويل جامعه دهند.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها