مجيد معارف:
امامت جوادالائمه(ع) در كودكی، تئوری الهی بودن منصب امامت را ثابت كرد
گروه انديشه: مجيد معارف با بيان اينكه به باور شيعه منصب امامت يك مقام الهی است، تصريح كرد: شخصيت امام جواد(ع) در بستری از آزمايش علمی به منصه ظهور رسيد و امام جواد(ع) با نشان دادن جلوههای علم و كرامت خود در زمان كودكی، ثابت كرد كه اگر امامت يك منصب الهی باشد، ديگر علم امام اكتسابی نخواهد بود و اين مسئله در مورد ايشان محقق شد.
مجيد معارف، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در بيان نقش امام جواد(ع) در تاريخ حديث شيعه بيان كرد: طبق برخی قرائن تاريخی، تولد حضرت جوادالائمه(ع) در حدود سال 195 هجری است. ايشان بعد از وفات امام رضا(ع) به امامت رسيدند، به طوریكه جوانترين امام ما در بين امامان معصوم(ع) از نظر سال وفات هستند.
وی در بيان شرايط تولد امام جواد(ع) تصريح كرد: زمانی كه امام جواد(ع) به دنيا آمدند، «ابويحياى صنعانى» میگويد: روزى در محضر امام رضا عليهالسلام بودم، فرزندش ابوجعفر را كه خردسال بود آوردند، حضرت فرمود: «هذَا الْمَوْلُودُ الَّذى لَمْ یُولَدْ مُوْلُودٌ اَعْظَمُ بَرَكَةً عَلى شيعَتِنا مِنْهُ؛ اين مولودى است كه با بركتتر از او براى شيعيان ما زاده نشده است.»
عضو هيئت علمی دانشگاه تهران در بيان معنای اين حديث شريف تصريح كرد: اين فرمايش امام رضا(ع) كه مولودی پربركتتر از امام جواد(ع) به دنيا نيامده است، ابعاد مختلفی را در بر میگيرد. بخشی از نمود اين بركت مربوط به زمان تولد ايشان است و بخشی به شخصيت ايشان در دوران امامت برمیگردد.
اين استاد دانشگاه در بيان وجه بركت امام جواد(ع) در زمان تولد ايشان اظهار كرد: هنگامی كه موسیبن جعفر(ع) فوت كردند و امام رضا(ع) به امامت رسيدند، برخی به امام رضا(ع) شك و ترديد كردند كه به اين گروه را در اصطلاح واقفه يا واقفيه در امامت موسیبنجعفر میگويند. يكی از حجتهای آنان اين بود كه اگر امام رضا(ع) امام بر حق است، چرا در اين زمان كه 40 يا 45 سال دارند، هنوز فرزندی ندارند.
وی افزود: هرچند امام رضا(ع) اعلام كرده بودند كه هرگاه خداوند اراده كند، به ايشان پسری اعطا خواهد كرد. چنانچه تقدير الهی اين بود كه با تولد ايشان خيلی از شيعيان واقفه توبه كردند و مجدداً به امامت امام رضا(ع) گردن نهادند و فهميدند كه سخن امام رضا(ع) در مورد حق بود و حضرت جوادالائمه جانشين ايشان در امامت هستند. بنابراين يكی از جنبههای بركت ايشان تولد ايشان و اثبات امامت امام رضا(ع) است.
نويسنده كتاب «تاريخ عمومی حديث» بيان كرد: اين مسئله همچنان برقرار بود تا اينكه امام رضا(ع) در سال 202 يا 203 به وسيله مأمون به شهادت رسيد. در شرايطی كه امام جواد(ع) كودكی خردسال بود. مجدا يك شكی وارد شيعيان شد كه اكنون كه امام رضا(ع) از دنيا رفته است، بايد صبر كنند تا امام جواد(ع) به سن بلوغ برسند و بعد از آن بايد به امامت برسند.
نويسنده كتاب «پژوهشی در تاريخ حديث شيعه» تصريح كرد: خداوند پيامبران را در سن كودكی به مقام نبوت رسانده است، چنانكه نبوت در كودكی به يحيی و عيسی سپرده شد. خداوند در مورد يحيی میفرمايد و «یَا یَحْیَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِیًّا؛اى يحیى كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير و از كودكى به او نبوت داديم».
معارف در بيان آيات نبوت حضرت عيسی(ع) در قرآن گفت: خداوند میفرمايد: «وَیُكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ؛ و در گهواره [به اعجاز] و در ميانسالى [به وحى] با مردم سخن مىگويد و از شايستگان است». اين آيه بيان میكند كه وی به عنوان نبی در كودكی با مردم حرف میزند و در گهواره نبوت خود را بيان میكند. در آيه 30 سوره مريم نيز حضرت عيسی(ع) میفرمايد:«قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا؛ [كودك] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است.»
| مجيد معارف: |
| بعد از شهادت امامرضا(ع) وجه بركت بودن وجود امام جواد(ع)هم برای شيعيان ثابت شد و هم برای اهل سنت؛ برای شيعيان به اين طريق ظاهر شد كه عده زيادی از اصحاب امام رضا(ع) به پيش امام جواد و مسائل شرعی را مطرح كردند و امام با موفقيت كامل به سؤالاتشان پاسخ دادند |
وی اظهار كرد: از آنجا كه نبوت و امامت يك مقام الهی و با جعل الهی است، لذا خداوند میتواند آنرا به كودكی هم بدهد. همه ادعای شيعه هم اين است كه امامت يك مقام و منصب الهی است. شيعه 200 سال ادعا میكرد كه اين مقام يك منصب الهی است. اما همه امامان در بزرگی به امامت میرسيدند و اولين امامی كه در كودكی به امامت رسيده و ادعای امامت كرده است، امام جواد(ع) است.
عضو هيئت علمی دانشگاه تهران، با بيان اينكه امام جواد با وجودش و با امامت رسيدن در كودكی تئوری شيعه را ثابت كرد، گفت: امامت يك جعل و يك منصب الهی است و امام توانست با نشان دادن جلوههای علم و كرامت خود در زمان كودكی، آنرا اثبات كند. اين وجه دوم بركت امام جواد(ع) است كه امام رضا(ع) فرمود خداوند مولودی را به بركت ايشان نيافريده است.
وی تصريح كرد: اين وجه بعد از شهادت امامرضا(ع) اتفاق افتاد و اين وجه بركت هم برای شيعيان ثابت شد و هم برای اهل سنت؛ برای شيعيان به اين طريق ظاهر شد كه عده زيادی از اصحاب امام رضا(ع) به پيش امام جواد(ع) رفتند و گفتند كه آيا شما اماميد و امام جواد(ع) پذيرفتند و آنان مسائل شرعی را مطرح كردند.
معارف خاطرنشان كرد: شيعيان در نوبتهای زيادی به خدمت امام جواد(ع) میرسيدند و صحبتهای فراوانی داشتند. مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار آورده كه چون مردم در امامت امام جواد(ع) به علت صغر سن دچار شك شدند، به خدمت حضرت میرسيدند و از سی هزار مسئله شرعی سؤال كردند و ايشان نيز پاسخ میگفتند. برخی فكر میكنند منظور علامه اين است كه در يك مجلس در حدود سی هزار سؤال از حضرت پرسيده شد و بعد نتوانستند توجيه كنند كه سی هزار مسئله و سؤال در يك جلسه به چه معنا است.
اين استاد دانشگاه در بيان تفسير صحيح از اين گزارش مینويسد: اصحاب دانشمند اهلبيت(ع) به مرور سؤالاتی را مطرح میكردند تا مدعيان امامت را به محك آزمايش بگذارند. تعداد اين سؤالات آزمونی تا زمان امام رضا(ع) در حدود پانزده هزار سؤال شده بود كه تا زمان امام جواد(ع) به سیهزار رسيده بود. آنان در يك مجلس از اين سیهزار سؤال، سؤالاتی را طرح میكردند. اين سؤالات همان مسائلی بود كه میتوانست مدعيان امامت را به محك آزمون بگذارد و تا زمان امام جواد(ع) به 30 سؤال شرعی رسيده بود.
وی افزود: شخصيت امام جواد(ع) در بستری از آزمايش علمی به منصه ظهور رسيد. امام جواد(ع) با وجود كمی سنشان تئوری شيعه را ثابت كرد كه امامت يك منصب و جعل الهی است. اگر امامت يك منصب الهی باشد، ديگر علم امام اكتسابی نخواهد بود و گرنه امام جواد(ع) از بدو تولد در مدينه بود و امام رضا(ع) را به ايران آمده بودند. تاريخ اين مسئله را كه امام جواد(ع) در كنار پدرشان بزرگ شده باشند و از محضر ايشان علم خود را ياد گرفته باشند، رد میكند. علم امام جواد(ع) الهی است، مقام ايشان الهی است. و اين را بعد از رحلت امام رضا(ع) مردم اين را با ملاقات با امام جواد(ع) گرفته بودند.
نويسنده كتاب «تاريخ عمومی حديث» تصريح كرد: از طرف ديگر اين شخصيت برای اهل سنت نيز بروز كرد. مأمون بعد از شهادت امام رضا(ع)، احساس ناراحتی میكرد و سعی كرد، اين درد وجدان را از طريق گرم گرفتن با امام جواد(ع) تلطيف دهد. در اين ارتباط، حكايتهای زيادی وجود دارد.
وی در بيان نمونهای از اين حكايات اظهار كرد: مأمون يك روز به گردش و شكار رفته بود و از كوچهای عبور میكرد كه با فرار كودكان تنها يك پسر فرار نكرد. مأمون به سمت او رفت و از او سؤالاتی كرد. هنگامی كه كرامات و علومی كه در آن كودك بود ديد، از او پرسيد تو چه كسی هستی؟ آن پسر گفت: من ابنالرضا هستم.
| مجيد معارف: |
| شيعان میگفتند،امامت يك منصب الهی است، ولی از آنجا كه تمامی امامان در سن بزرگی به امامت رسيده بودند، شائبه علم اكتسابی در مورد آنان وجود داشت. امام جواد(ع) در كودكی به امامت رسيده و جواب مسائل شيعيان و بسياری سؤالات اهل سنت دادند. اين مسئله الهی بودن منصب امامت را اثبات كرد |
معارف افزود: مأمون امام جواد(ع) را به دربار میبرد و او را در جای بزرگان مینشاند و هنگامی كه ديگران اعتراض میكنند، مأمون میگويد او آگاه به مسائل دين است. آنگاه مناظرهای ترتيب میدهد و بدين ترتيب عظمت امام جواد(ع) در بين علمای اهل سنت روشن میشود.
اين استاد دانشگاه تهران بيام كرد: يك نفر به نام قاضی يحیبناكثم سؤالی در مورد امام مطرح میكند: كه اگر كسی در حال احرام دست به صيدی بزند(با توجه به اينكه در حال احرام نبايد صيد كرد) حكم چيست؟ او فكر میكرد كه يك سؤال كرده، اما امام(ع) در پاسخ او شقوق فراوانی را ذكر كردند. حضرت فرمودند: بايد ديد كه شخصی كه در حال احرام صيد كرد چه شرايطی داشته. آيا آزاد بوده يا برده زن يا مر شب بوده يا روز بار اول است يا مكرر آزاد است يا مجبور است؟
وی تصريح كرد: يحیبناكثم میبيند كه يك مسئله ساده شرعی چه شقوقی پيدا میكند. او خود را برای چنين پاسخی آماده نكرده بود. امام پس از آن شروع به پاسخگويی میكند و در هر وضعی كه ذكر فرمودند، پاسخ میدهند كه در كتابها به تفصيل آمده است. از اين مسائل میتوان نتيجه گرفت كه امام جواد(ع) در كودكيش به دنيا آمده است و بر پايه بروز يك شخصيت والا مقام، امامت خود را اثبات میكنند و اين يعنی اثبات تئوری شيعه.
معارف اظهار كرد: شيعان میگفتند، امامت يك منصب الهی است، ولی از آنجا كه تمامی امامان در سن بزرگی به امامت رسيده بودند، شائبه علم اكتسابی در مورد آنان وجود داشت. امام جواد(ع) در كودكی به امامت رسيده و جواب مسائل شيعيان و بسياری سؤالات اهل سنت دادند. اين مسئله الهی بودن منصب امامت را اثبات كرد.
اين استاد دانشگاه افزود: اين مسئله برای هر يك از امامان بعدی همانند امام هادی(ع) كه در صغر سن به امامت رسيده بودند و يا امام زمان(عج) كه در پنج سالگی به امامت رسيدند، وجود داشت و شيعيان به سادگی ايشان را مورد پذيرش قرار دادند.
عضو هيئت علمی دانشگاه تهران تصريح كرد: امام جواد(ع) در دوران خلافت مأمون با آزادی مختصر و نسبی زندگی كردند و توانستند كه اصحاب و شاگردانی داشته باشند و رواياتی گرانبهايی از ايشان صادر شود. جايگاه حديثی حضرت را در يكی از آثار محدثان عصر حاضر به نام شيخ عطاردی میتوان ديد كه مجموعه روايات ايشان را در كتابی به نام مسند الامام جواد(ع) جمع كردند.
معارف در پايان اظهار كرد: حضرت امام جواد(ع) در زمان معتصم عباسی و با دسيسه او به شهادت رسيدند و همسر ايشان (دختر مأمون) در اين جنايت ننگين نقشآفرين شد. هدف مأمون اين بود كه با اين عمل، دل امام جواد(ع) را به دست بياورد و با ترويج دختر خود را به ايشان، دشمنی خانگی در بيت امام جواد(ع) كاشته باشد كه به همين طريق ايشان به شهادت رسيدند.