انديشههای تفسيری امام خمينی(ره)/ 4
سيدرضا مؤدب:
امام خمينی(ره) فهم برخی از آيات قرآن را منوط به برخورداری از حظ عرفانی میدانند
گروه انديشه: حضرت امام خمينی(ره) معتقدند برداشتهای ظاهری از آياتی چون (نور/35)، (حديد/ 4 و 3) و ...، تفسير واقعی قرآن نيست و كسی كه از عرفان قرآن حظی نبرده باشد، نمیتواند اين آيات را تفسير كند و كسی میتواند به فهم اين آيات نائل شود كه از عرفان و لطايف عرفانی برخوردار باشد.
حجتالاسلام والمسلمين سيدرضا مؤدب، عضو هيئت علمی دانشگاه قم، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) اظهار كرد: امام خمينی(ره) علاوه بر اين كه ولی فقيه و بنيانگذار يك نظام سياسی بی نظير (از لحاظ جايگاه و مبانی فكری) بودند، در حوزه فهم و تفسير قرآن نيز يد طولايی داشتند.
وی افزود: امام(ره) به حوزه تفسير قرآن نيز ورود پيدا كرده و تفسير سوره حمد و برخی از آيات ديگر قرآن را انجام دادند كه امروزه اين آثار تفسيری گردآوری شده و در كنار هم از سوی مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(ره) به عنوان تفسير امام خمينی(ره) منتشر شده است.
حجتالاسلام مؤدب درباره روش يا منهج تفسيری امام خمينی(ره) بيان كرد: مفسران قديم تاكنون در تفسير قرآن و فهم و درك معارف آن، از روشهای چندگانهای استفاده كردهاند؛ عدهای روش قرآن به قرآن (مانند علامه طباطبايی)، عدهای منهج تفسير روايی و عده ديگری روش عقلی را بهتر میپسنديدهاند و عدهای نيز روش جامع داشتند (مانند مرحوم طبرسی، آيتالله جوادی آملی و آيتالله مكارم شيرازی).
وی با بيان اينكه روش غالب تفسيری امام خمينی(ره) روش عرفانی است و ايشان معتقدند كه برای درك معارف قرآن ذوق عرفانی لازم است، عنوان كرد: در عبارتی از ايشان در دفتر سيزدهم از مجموعه تبيان با عنوان «قرآن كتاب هدايت از ديدگاه امام خمينی(ره)» آمده است كه چه بسا مسائل عرفانی كه در قرآن هست كه اشخاصی مانند فلاسفه نمیتوانند درك كنند و عرفا تا حدودی میتوانند آن را درك كنند.
سردبير فصلنامه شيعهشناسی خاطرنشان كرد: امام(ره) معتقدند كه برای درك عمق آيات الهی، انسان نيازمند ذوق عرفانی است و به همين جهت است كه روش عرفانی را بهترين روش در فهم آيات قرآن دانسته و معتقدند كه فراتر از ظاهر آن، پر از معارف عرفانی است و بايد برای درك آنها از روش عرفانی استفاده كرد.
| وقتی نماز برپا شد، انسان مؤمن نيز چون در محضر خدا قرار میگيرد، گويا تكِ او، جمع است؛ پس اگر مفرد نيز میگويد، چون مؤمن «واحد كألف» و نماينده جمع مؤمنين است، میتواند به زبان جمع اين عبارت را بيان كند |
وی خاطرنشان كرد: از همين روی ايشان معتقدند كه در آيات شريفهای چون «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»(نور/35)، «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ»(حديد/3) و يا در آيه شريفه «هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ»(حديد/4) برداشتهای ظاهری، تفسير واقعی قرآن نيست و كسی كه از عرفان قرآن حظی نبرده باشد، نمیتواند اين آيات را تفسير كند و كسی میتواند به فهم اين آيات نائل شود كه از عرفان و لطايف عرفانی برخوردار باشد.
حجتالاسلام مؤدب در توضيح اين مطلب با اشاره به نمونهای از تفسير امام خمينی(ره) ذيل سوره مباركه حمد ادامه داد: امام(ره) در تفسير سوره حمد و در بيان علت اين مطلب كه چرا خداوند ما را به گفتن «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِينُ» به صورت متكلم مع الغير امر كرده و حال آنكه ما متكم وحده هستيم و در نمازهای معمول فرادی میتوانيم «اياك أعبد و اياك أستعين» بگوييم، به چند نكته عرفانی اشاره میكنند.
نكاتی چند در اسرار جمع بودن افعال «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِينُ»
وی افزود: ايشان در دلايل استفاده از صيغه متكلم معالغير («نعبد» و «نستعين») در اين آيه آوردهاند كه عابد، حيله شرعيهای به نظر او رسيده كه به وسيله آن، عبادتش مقبول درگاه حقتعالی افتد و آن حيله آن است كه عابد عبادت خود را در ضمن عبادات ساير مخلوق ـ كه از جمله آنها اولياء و كملين هستند ـ قبول بنمايد و عبادت خود را در جمع عبادت ديگران ـ از جمله معصومين(ع) ـ تقديم بارگاه قدس و دستگاه رحمت نمايد تا به اين وسيله عبادت او ضمناً قبول شود، زيرا كه از عادت كريم نيست كه «تبعّض صفقه» كند.
اين محقق و پژوهشگر در تشريح معنای اين كلام امام(ره) عنوان كرد: «تبعّض صفقه» به معنای جزء جزء كردن كالا است و متعارف حكيم آن است كه كلّ كالايی را كه باهم آمده، میپذيرد؛ از عادت خداوند متعال حكيم نيست كه عبادتهايی را كه به سوی او میآيد، برخی را بپذيرد و برخی ديگر را نپذيرد. خداوند كريم محض است و به خاطر معصومين(ع) و كملين ـ إن شاء الله ـ عبادتهای ما را نيز میپذيرد.
عضو هيئت علمی دانشگاه قم اضافه كرد: امام(ره) در ادامه در بيان وجه ديگر علت جمع بودن افعال «نعبد» و «نستعين» میافزايد كه شايد علت آن اين باشد كه چون تشريع نماز در اول امر به جماعت بوده و به لفظ جمع اداء شده است؛ به سبب همين جمع بودن نماز، اين آيه را به صورت جمع (نعبد و نستعين) میخوانيم و اين خود تشويق و توصيهای به جمعخوانی است.
وی در بخش ديگری از سخنان خود اظهار كرد: امام(ره) در توضيح اين نكته میفرمايند: «ما در سرّ جملی از اذان و اقامه نكتهای گفتيم كه از آن كشف اين سرّ تا اندازهای میشود و آن اين است كه اذان اعلان قوای ملكيه و ملكوتيه و جيوش الهيه سالك است برای حضور در محضر و اقامه به پا داشتن آنها در حضور. و همچنان ايشان میفرمايند: چون سالك، قوای ملكيه و ملكوتيه خود را در محضر حاضر نمود، و قلب كه پيشوای آنهاست به سمت امامت به خدا، به پای خاست، فلذا گفته شد: «قد قامت الصلوة والمؤمن وحده جماعة».
سردبير فصلنامه شيعهشناسی در توضيح اين مطلب عنوان كرد: وقتی نماز برپا شد، انسان مؤمن نيز چون در محضر خدا قرار میگيرد، گويا تكِ او، جمع است؛ پس اگر مفرد نيز میگويد، چون مؤمن «واحد كألف» و نماينده جمع مؤمنين است، میتواند به زبان جمع اين عبارت را بيان كند.
وی ادامه داد: امام(ره) در بيان وجه ديگر معالغير آمدن افعال در آيه پنجم سوره مباركه حمد میفرمايند: وجه ديگر آن است كه چون سالك در «الحمدلله» جميع محامد و اثنيه را، از هر حامد و ثناجوئی در ملك و ملكوت مقصور و مخصوص به ذات مقدس حق نمود و نيز در مدارك ائمه برهان و قلوب اصحاب عرفان به ظهور پيوسته كه تمام دايره وجود، حيات شعوری ادراكی حيوان، بلكه انسانی دارد و حامد و مسبح حقتعالی از روی استشعار و ادراك و در فطرت تمام موجودات، خصوصاً نوع انسانی، خضوع در پيشگاه مقدس كامل و جميل علیالاطلاق دارد، از اين جهت به صورت جمع اين عبارات را میگويند.
حجتالاسلام مؤدب خاطرنشان كرد: البته عبارات حضرت امام(ره)، عباراتی بسيار پرمغز و پرمطلب و نيازمند به تبيين است؛ چراكه ايشان از عبارات فنی و اصطلاحات عرفا استفاده كرده كه طبيعتاً نيازمند تأمل بيشتری هستند و شايد نكته نهايی آن باشد كه همه چيز از خداست و ما اگر در «الحمد لله» همه حمدها را از خدا میدانيم، در «اياك نعبد» و «اياك نستعين» نيز خود را در محضر خدا میدانيم و خواستههای خود را از خداوند متعال میخواهيم.
ادامه دارد ...