0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
aliasghar313
aliasghar313
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1389 
تعداد پست ها : 1342
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

نقل قول farshon

باسلام به شما

وباتشکرازساخت امضاء تون درقسمت امضاء استفاده کردم وچسبوندم اما نمایش داده نشداجبارا"خودم دوباره تایپ کردمsmileyl

مشکلی نیست

میخواید براتون الان بشینم درست کنم قشنگی؟
یاحسین!

پنج شنبه 23 آذر 1391  9:11 AM
تشکرات از این پست
iman_karbala qolameali ravabet_rasekhoon
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

نقل قول aliasghar313
نقل قول farshon

باسلام به شما

وباتشکرازساخت امضاء تون درقسمت امضاء استفاده کردم وچسبوندم اما نمایش داده نشداجبارا"خودم دوباره تایپ کردمsmileyl

مشکلی نیست

میخواید براتون الان بشینم درست کنم قشنگی؟
یاحسین!

تشکرعلی اصغرجان زحمت نکش ایرادازشمانبوده شایدایرادازخودمه واینکه کپی پیستوفراموش کردم مدتیه درراسخونsmileyشایدم ایرادازنرم افزارراسخونه ،اگه سئوال دیگه ای داشتی ایمیل بزن تاحق بقیه دراینجاضایع نشه.ممنونتم


 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 23 آذر 1391  9:25 AM
تشکرات از این پست
aliasghar313 iman_karbala qolameali ravabet_rasekhoon
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

نقل قول qodrat

 

با سلام خدمت شما

ما همش داشتیم فکر می کردیم که وقایع نمایشگاه رو چه جوری تعریف کنیم.

از همه مهمتر اینکه  تردید داشتیم بگیم که مسئول روابط عمومی اومدن یا نه. که استوار انجمن مسئولیت کار رو به عهده گرفت.

دستشم درد نکنه.wink

اقا رفتیم نمایشگاه.

اما چون این دفه مسئول روابط عمومی اومده بود دیگه بیشتر در معیت این عزیز بودیم و کمتر فرصت کردیم بریم برای گرفتن عکس.

خیلی هم لذت بردیم.

اما یکی از اتفاقات جالب رو می خوام با عکس براتون بگم.

اقا تو نمایشگاه یه غرفه بود که نسکافه رایگان می داد.

ما هم که دیگه هم چون رایگان نسکافه می دادن و هم سوژه خوبی برای عکاسی و انجمن بود ما هم سوژه نداشتیم گفتیم بریم.

یعنی هم فال و هم تماشا.

مسئولین غرفه نسکافه رایگان 4 نفر بودن.

یکیشون تو پس زمینه داشت کارای مخازن اب داغ کن رو انجام می داد.

اینم بگم این مخزنا با برق کار می کرد.

اما اون سه تای دیگه یکیشون. لیوان می چید.

یکیشون لیوان پر می کرد

یکیشونم لیوان پر شده به همراه نسکافه رو تقدیم ما عزیران می کرد. !!!!!

...........................................................

سلام

برای ما نسکافه نیاوردی؟!

چطوری دلت اومد اون لیوان نسکافه رو تنهایی بخوری و خبرش رو برامون بیاری؟!crying

چند تا از اون لیوان ها رو برمی داشتی و میگفتی می خوای برای مدیران و کاربران راسخون به عنوان سوغاتی ببری...!surprise

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

پنج شنبه 23 آذر 1391  3:54 PM
تشکرات از این پست
nazarianali tahmores qodrat iman_karbala ravabet_rasekhoon
reza5687
reza5687
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 297
محل سکونت : فارس

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

ایده جالبی داشته هر کس اینو طراحی کرده

پنج شنبه 23 آذر 1391  8:57 PM
تشکرات از این پست
iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
zaahra
zaahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2477
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

سایه خورشید:

براین کبود غریبانه زیستم چون ابر

تمام هستی خود را گریستم   چون ابر

زبام مهر فرو ریختم ستاره به خاک

که من به سایه خورشید زیستم چون ابر

زمین سترون و  / در وی نشان رویش نیست

فراز ریگ روان چند ایستم چون ابر؟

حریم باورم از شعله ندامت سوخت

که بر کویر عطشناک نیستم چون ابر

نه سر بر بالش رامش نه پای بر پایاب

عقاب اه بر ایینه کیستم چون ابر

مگر بشویم از این دل غبار هستی را

بر استان تو عمری گریستم چون ابر

"دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی ست که دل میبندیم"

 

پنج شنبه 23 آذر 1391  11:58 PM
تشکرات از این پست
tahmores iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
zaahra
zaahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2477
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

امشب دلم یک بوم سفید میخواهد

ویک قلم مو از جنس  پاییز

بگذار یک بار دیگر تبسم ات را به خاطر بیاورم

معنای نگاه های تو فقط غم نیست

امشب شاعرانه ترین باران مهربانی ات را خواهم کشید 

به فرخندگی عشق ....................

"دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی ست که دل میبندیم"

 

جمعه 24 آذر 1391  12:49 AM
تشکرات از این پست
tahmores iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
qodrat
qodrat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 12046
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول architect0811
 
با سلام و صبخیر خدمت شما

مسئله ارسال پست متعدد که در گذشته در انجمن راسخون رواج داشته.

یه رویه غلط بوده و هست و خواهد بود.

حالا هر چه قدر هم کاربر پرطرفدار بگه چون قبلا قانونی مبنی بر ممنوع بودن این مورد وجود نداشته انجام شده است. که بیشتر توجیه هست تا علت.

ارسال پست متعددی که در گذشته انجام میشده جدای از این که مشکلات متعدد رو به همراه داشته  که می توان به :

ملاک برتری تعداد پست، سو استفاده از این مورد برای کسب امتیاز ، بی رقبتی کاربران به حل مشکلات کاربران دیگر، نبودن و نشدن انجمن به عنوان یه مرجع. از طرفی میشه اینطور دریافت کرد که :

 با این ظرفیتی که در کاربران، مدیران و مسئولین وجود داشته و دارد بیشتر به این شبیه هست که با یه کامیون یه قوطی کبریت حمل می شده.

فرد متخصص وجود داشته.

مسئولین خوب وجود داشته.

زمان بوده.

امکانات بوده

.....

اما حاصل چی هست؟

روی همین حساب افرادی که در گذشته در انجمن فعالیت می کردند .باید پاسخگو باشن.

اگر نگیم به خاطر منافع خودشون به  ارسال پست ادامه دادن.

اگر نگیم مشکلی رو دیدن و گفتن به ما چه، ما فعالیتمون رو می کنیم و امتیازمون رو میگیریم.

اگر نگیم خواستن مشکلی رو بگن و گفتن چون این مورد به کاربر پرطرفدار مربوط میشه و چون رویارویی با کاربر با سابقه و پرطرفدار هزینه داره این کار رو انجام ندادن.

اگر ......

می گیم دچار نوعی غفلت و بی توجهی و سهل انگاری بودند.

نمی دونم فردا اگه یکی یقه منو بگیره بگه تو مدت رمان حضورت در انجمن جز خودت برای انجمن و دیگری کاری کردی؟

نمی دونم چی جوابشو بدم.

چی باید بگم؟

بگم 10000 تا پست ارسال کردم؟

میگه خسته نباشی این که مربوط به خودت بود و خودت امتیاز جم کردی.

دیگه چی؟

چیزی ندارم بگم و دستم خالیه.

همین سوال رو باید کاربران  و مدیران دیگه پاسخ بدن.

اینکه در طول مدت فعالیت خودشون در انجمن، جز خودشون و احیانا گروهشون برای انجمن و کاربران دیگه چیکار کردن؟

اینم بگم از یک مسئول نباید انتظار حرکت انقلابی و ساختار شکنانه داشت.

چرا که یه مسئول اگه  وظایف روتین محول شده رو وقت کنه انجام بده خیلی هست و مسئولین مشغله زیادی دارند.

 گذشته از این برای یک مسئول سخت هست بیاد حرکت انقلابی بزنه و با این کار رو دو روی  کاربر  قرار بگیره و این با رسالت مسئول که نگه داشتن تعداد بیشتری از کاربران برای بهره بردن از راسخون هست ، تناقض داره.

اما کاربران و مدیران چی؟

اینارو گفتم که نبش قبر کرده باشیم؟ نه

 گفتیم که  یه نتیجه گیری کنیم.

نتیجه اینکه سابقه خیلی خیلی خیلی بیشتر از انچه که کلاس  و افتخار باشه مسئولیت هست.

کاربر هر چه باسابقه تر مسئولیتش سنگین تر و پاسخگو تر.

الان برعکس هست کاربر باسابقه بیشتر از اونچه که مسئول باشه مفتخر هست.

اون باید چشم بیدار جامعش باشه.بوده؟

تو در گیری ها باید پادر میونی می کرده، این کار رو انجام داده؟

با استفاده از امکاناتی که داشته (مثل طرفدار، حرف برو ، تخصص و مواردی از این دست)  رونق انجمن رو رقم می زده، این کار رو انجام داده؟

پس :

افرادی که زحمت کشیدند و این مطلب رو خوندند یه منتی به سر ما بزارن و بگن تو مدت فعالیت در انجمن چه کاری رو جزبرای خودشون، انجام دادن.

طولانی شد شرمنده.

با احترام

 

 

 

 

 


 


جمعه 24 آذر 1391  8:34 AM
تشکرات از این پست
architect0811 iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
qodrat
qodrat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 12046
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول qolameali
 

...........................................................

سلام

برای ما نسکافه نیاوردی؟!

چطوری دلت اومد اون لیوان نسکافه رو تنهایی بخوری و خبرش رو برامون بیاری؟!crying

چند تا از اون لیوان ها رو برمی داشتی و میگفتی می خوای برای مدیران و کاربران راسخون به عنوان سوغاتی ببری...!

 

با سلام و صبخیر خدمت شما

دادا تازه  افرادی که پشت سر ما تو صف بودن مسخرمون می کردن و بهمون می خندیدن و می گفتن نسگافه رایگان دیگه چیه که عکس ازش گرفته بشه.

همون طوری که تو عکس دیدید اون لیوانا رو یکی از مسئولین غرفه پخش می کرد.

دست ما بود که همه رو بر می داشتیم و خودمون می خوردیم !!!!! .

تازه فکر می کنم اکر بهشون بگم یه چند تا از اون لیوانا با نسکافه بدید ببرم سوغات برام دوستام.احتملا می گفتن که همین عکسایی که گرفتی کافیه.wink

با احترام

 

جمعه 24 آذر 1391  8:42 AM
تشکرات از این پست
iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دوستان عزیز

یه سوال ؟

به نظر شما 15 دقیقه چقدر میتونه برای شخصی مفید و حائز  اهمیت  باشه ؟

تو این 15 دقیقه چه کار مهمی میشه انجام داد ؟

آیا واقعا نمیشه تو اون 1425 دقیقه ی باقی مونده خیلی کارارو انجام داد ؟

آیا واقعا با این 15 دقیقه میشه تحولی عظیم در جهان و زندگی خودمون  ایجاد کرد ؟

این 15 دقیقه چقدر میتونه مهم باشه که یکی حتی حاضر نمیشه اونو صرف دوستی کنه مثلا از 10 تا 9 تا دوسش داره ؟

این 15 دقیقه چقدر میتونه مهم باشه که فرد نمیتونه غرورش رو بشکنه و اونو صرف کسی کنه روزی بیشتر از 15 ساعت تو تنهایش براش وقت میذاره ؟

خلاصه جوابمو بدید که آیا این 15 دقیقه میتونه اونقدر مهم باشه که به خاطرش شکستن کسی رو ببینی ولی حاضر نشی این 15 دقیقه رو بهش ببخشی !

ممنون میشم جواب سوالمو بدید

yes  خواهشا اگه نقل قول نمیزنید تشکر هم نزنید

 

 

 

 

جمعه 24 آذر 1391  3:24 PM
تشکرات از این پست
nazarianali tahmores nikbakht88 ravabet_rasekhoon qolameali
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول qodrat

سلام و تشکر از پاسخگویی جنابعالی

اما یه سوال ؟؟؟

ارسال نکردن پست های متعدد کدوم یک از مشکلات زیر رو حل کرده ؟؟؟؟؟؟.

ارسال پست متعددی که در گذشته انجام میشده جدای از این که مشکلات متعدد رو به همراه داشته  که می توان به :

ملاک برتری تعداد پست، سو استفاده از این مورد برای کسب امتیاز ، بی رقبتی کاربران به حل مشکلات کاربران دیگر، نبودن و نشدن انجمن به عنوان یه مرجع. از طرفی میشه اینطور دریافت کرد که :

 با این ظرفیتی که در کاربران، مدیران و مسئولین وجود داشته و دارد بیشتر به این شبیه هست که با یه کامیون یه قوطی کبریت حمل می شده.


اگر نگیم مشکلی رو دیدن و گفتن به ما چه، ما فعالیتمون رو می کنیم و امتیازمون رو میگیریم.

هنوزم که هنوزه خیلی ها این عقیده رو دارن

و واقعا بی طرف بودن تا به کی ؟

حداقل بیاید از حق دفاع کنید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نمی دونم فردا اگه یکی یقه منو بگیره بگه تو مدت رمان حضورت در انجمن جز خودت برای انجمن و دیگری کاری کردی؟

یقه من یکی رو که گرفتن میگم گاهی حتی به خاطر تشکر زدن مورد سرزنش قرار گرفتم که اشکالی نداره ؛ در خیلی از  بحث ها یی که به من مربوط نمیشد شرکت کردم که انتظار برخورد شدیدی داشتم که خوشبختانه همیشه با استقبال مواجه شده ؛ خدا بقیش رو بخیر کنه

خیلی وقتها مدیرا با هم قهر بودن و اونقدر پیگیری کردم تا بالاخره آشتیشون دادم

به محض دیدن کاربرای تازه وارد ورودش رو خوشامد عرض کردم و سعی کردم ماندگارشون کنم ( البته تا به الان خبری ازشون ندیدم )

هرجا ام که ببینم کسی نمیتونه سابقه و نام کاربریش رو زیر سوال ببره دست به کار میشم ؛ عواقبشم مهم نیست  ؛ مهم اینکه من در اون لحظه این اعتقاد رو دارم که در حال انجام کار درستی هستم و باید طرف حق رو بگیرم

چند هزارتایی ام پست ارسال کردم اونم ماجرا داره ( چون یکی از اقوام سایت رو به من معرفی کرده بود و امتیازش 2000 بود و منم کاربر تازه وارد بودم ؛ واسم حساب کرد و با مسخره گفت اگه فعال باشی شاید 1 سال دیگه امتیازت با من کی بشه ؛ آقا منم هی پست بذار هی پست بذار ؛ فقطم به خاطر رو کم کنی )

دوستان حسنه خواستید در خدمتم

یه اعترافم اینکه گاهی پستامو دوبار ارسال میکردم و میگفتم آخ جون آخ جون 10 امتیاز ؛ اما الان رغبتی واسه یه دونه هم نیست

مدیر نیکبخت تنها مدیری بودن که ورودم رو خیر مقدم عرض کردن و منم به تالارای دیگه میرفتم و فعالیت  میکردم و بعدشم اعتراض به مدیر تالار که شما به تالارتون اشراف ندارید و چرا به من خیر مقدم نگفتید ؟؟؟؟

با همه ی دوستان عزیز هم اگه خودمونی بگم خصومتی کوتاه و ناچیز داشتیم که سرانجام به دوستی مبدل گردید

عجب !

اینا که گفتم بیشتر خاطره بود و ربطی به بحث نداشت

اما جناب قدرت خواستم بگم که هیچ کدوم از اهداف شما تحقق پیدا نکرد ؛ لااقل پست بزارن ؛ از حالت سکون که بهتره ؟!

 


 


 

 

 

 


 



 

 

 

جمعه 24 آذر 1391  3:54 PM
تشکرات از این پست
tahmores nikbakht88 qodrat iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول tahmores

نقل قول architect0811

دلخور که میشوم؛

بغض میکنم می آیم پشت صفحه ی مانیتور کامنت مینویسم ؛ صورت میگذارم ؛ صورتکی که میخندد و پشتش قایم میشوم

که فکر کنی میخندم و بخندی ...

اشکهایم می آیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم

خسته ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست !
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و
با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
اصلا دیگر نمیخواهم که بخندم...
میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!

خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....
میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


 

دلم میخواست وقتی دلم از مردم این دنیا میگیره یکیو داشتم که میومد با دستاش 2 طرف صورتمو میگرفت و زل میزد تو چشمامو میگفت:تو منو داری

**************************************************

اگه دلمون از همون یکی بگیره

که دوست داریم با دستاش 2 طرف صورتمونو بگیره وزل بزنه تو چشامون و بگه تو منو داری ؛

تکلیف چیه ؟



 

 

 

جمعه 24 آذر 1391  4:12 PM
تشکرات از این پست
tahmores iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول architect0811


دوستان عزیز

یه سوال ؟

به نظر شما 15 دقیقه چقدر میتونه برای شخصی مفید و حائز  اهمیت  باشه ؟

تو این 15 دقیقه چه کار مهمی میشه انجام داد ؟

آیا واقعا نمیشه تو اون 1425 دقیقه ی باقی مونده خیلی کارارو انجام داد ؟

آیا واقعا با این 15 دقیقه میشه تحولی عظیم در جهان و زندگی خودمون  ایجاد کرد ؟

 

این 15 دقیقه چقدر میتونه مهم باشه که یکی حتی حاضر نمیشه اونو صرف دوستی کنه مثلا از 10 تا 9 تا دوسش داره ؟

این 15 دقیقه چقدر میتونه مهم باشه که فرد نمیتونه غرورش رو بشکنه و اونو صرف کسی کنه روزی بیشتر از 15 ساعت تو تنهایش براش وقت میذاره ؟

خلاصه جوابمو بدید که آیا این 15 دقیقه میتونه اونقدر مهم باشه که به خاطرش شکستن کسی رو ببینی ولی حاضر نشی این 15 دقیقه رو بهش ببخشی !

ممنون میشم جواب سوالمو بدید

yes  خواهشا اگه نقل قول نمیزنید تشکر هم نزنید

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~`

من تجربه داشتم یه موقع 1 دقیقه هم اهمیت  داره واسه دیدن  کسی  ،واسه کنارش بودن

حتی ارزش داره 1 ساعت راهی رو بری  واسه 1 دقیقه کنارش  بودن چه برسه به یک ربع

چون خیلی زود دیر میشه    شاید دیگه حتی لحظه ای  نتونه کنارت  باشه

 


جمعه 24 آذر 1391  4:12 PM
تشکرات از این پست
architect0811 iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول architect0811

نقل قول tahmores

نقل قول architect0811 

**************************************************

اگه دلمون از همون یکی بگیره

که دوست داریم با دستاش 2 طرف صورتمونو بگیره وزل بزنه تو چشامون و بگه تو منو داری ؛

تکلیف چیه ؟

 

                                                       ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تکلیف روشنه میبخشمش دستمو میذارم رو دستاشو میگم   خوشحالم که تو رو دارم.
 



 

جمعه 24 آذر 1391  4:19 PM
تشکرات از این پست
architect0811 iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
amirhossian1390
amirhossian1390
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 1660
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

کاش در دنیا ظلم و ستم و فسادی نبود.

کاش در دنیا عدالت برقرار بود و هیچ فقیری وجود نداشت.

کاش همه با هم دوست بودند و هیچ دشمنی وجود نداشت.

 

 

جمعه 24 آذر 1391  4:34 PM
تشکرات از این پست
tahmores iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
nikbakht88
nikbakht88
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 5887
محل سکونت : تمام ایران سرای من است

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول qodrat

سلام.

نمی دونم چرا علاقمند شدم به پست های بلند. دلم سوخت از اینکه پاسخ برخی سوالاتتون را ندونید. آدم بمیره و ندونه خوب نیست. پس اگه پرسیدن چکار کردی؟ سرت را بالا ببر بگو :

1- از اول مرغ ما یه پا داشت.

2- حرفی زدیدم و اگر به نتیجه و حرفم عمل نمی شد واویلا.

3- هی و هی و هی گفتم پست نجومی، الان خیلی ها رفتن تو سایه و من خوشحالم. (اینو تو نگفتی اینو من می گم: نمی گم پست نجومی خوب نیست. پست پر محتوا و با ارزش به شرط وجود زیر بناهای لازم در انجمن ها از جمله گزینه سرچ جهت دستیابی نه تنها خوبه بلکه جای تقدیر داره. مهم نیت کاربر است که جهت بالا بردن گنجینه اطلاعات سایت مطلب قرار دهد نه صرف کسب امتیاز)

4- سرت را بالا بگیر و بگو طی چهار ماه ده هزار پست ارسال کردم و حالا موندم توی گل.

5- لج و لجبازی کردم و دستم به بالاها نرسید لذا خیلی ها را پایین کشیدم. یا حداقل نذاشتم پیشرفت کنند.

6- یه جوی ایجاد کردم که با وجود طرح سوالات جذاب، کمتر کسی تمایل پیدا کرد پاسخ سوالاتم را بنویسه.

7- طرح های خوبی در ذهن داشتم اما طوری برخورد می کردم که جای استقبال با مانع برخورد می کردم.

8- تا رسیدن به هدفم دست بر نداشتم و جو سرد و دلهره آور برای کاربر ایجاد کردم که دائم نگران باشه که ای وای نکنه محکوم به ارسال پست نجومی بشوم.

...

بازم اگه مشکلی بود بنده در خدمتم. اصلا دوست ندارم یک یار قدر قدرت راسخونی توی گل گیر کنه.

 

موفق باشید.

 

 

 

 


 


جمعه 24 آذر 1391  4:54 PM
تشکرات از این پست
tahmores iman_karbala architect0811 ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها