0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
zaahra
zaahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2477
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
پنج شنبه 23 آذر 1391  11:58 PM

سایه خورشید:

براین کبود غریبانه زیستم چون ابر

تمام هستی خود را گریستم   چون ابر

زبام مهر فرو ریختم ستاره به خاک

که من به سایه خورشید زیستم چون ابر

زمین سترون و  / در وی نشان رویش نیست

فراز ریگ روان چند ایستم چون ابر؟

حریم باورم از شعله ندامت سوخت

که بر کویر عطشناک نیستم چون ابر

نه سر بر بالش رامش نه پای بر پایاب

عقاب اه بر ایینه کیستم چون ابر

مگر بشویم از این دل غبار هستی را

بر استان تو عمری گریستم چون ابر

"دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی ست که دل میبندیم"

 

تشکرات از این پست
tahmores iman_karbala ravabet_rasekhoon qolameali
دسترسی سریع به انجمن ها