|
گروه سياسی: نبايد برای ايران اهميت داشته باشد كه غرب و بالاخص آمريكا از فتوای مقام معظم رهبری درباره حرمت استفاده از سلاحهای هستهای چه استفادههايی خواهد كرد، بلكه اگر مذاكره را با ديد برد ـ برد بنگريم هيئت ايرانی بايد از اين تغيير ادبيات و توجه ويژه غرب به فتوا به كسب امتيازات لازم از 5+1 در اين برهه زمانی بيانديشد.
ادامه مذاكرات ايران با 5+1 فردا در بغداد برگزار خواهد شد، آنچه كه از مذاكرات قبلی در استانبول حاصل شد و به ويژه آنچه كه ظهور بيرونی پيدا كرد نشان از مثبت بودن مذاكرات و رضايت نسبی طرفين از روند مذاكرات همراه با يكديگر بود؛ مسئلهای كه تا پيش از اين كمتر نشانی میتوان از آن در پرونده مذاكرات هستهای ايران و 5+1 يافت.
پس بايد مجموعهای از عوامل را در رسيدن مذاكرات به اين مرحله جستوجو كرد كه بخشی از آن مربوط به عملكرد ايران در طی اين سالها و بخشی نيز ناشی از وضعيت فعلی غرب و به ويژه آمريكاست.
آنچه كه ناشی از عملكرد ايران است به مقاومت و ايستادگی ايران در برابر تهديدها، تحريمها و فشارهای غرب مربوط میشود. در واقع در چند سال اخير در پی مواضع تهاجمی ايران در بحث هستهای و به عبارتی برداشتن يك گام به جلو از سوی ايران در مقابل هر تهديد و تحريم و قطعنامه شورای امنيت و مجموعه غرب، ايران توانست به قدرت غنی سازی 20% اورانيوم نيز دست يابد و چرخه سوخت هستهای خود را تكميل كند.
اين امر سبب شد كه غرب عملا مجموعه فشارهای خود را بینتيجه ببيند، درست است كه فشارها و تحريمهای به اصطلاح فلجكننده هزينههای فراوانی را برای كشور در پی داشت اما از طرفی اهداف مدنظر غرب را نيز تأمين نكرد تا اينكه مذاكرات استانبول و بغداد فرارسيد و شاهد تغيير ادبيات غرب در مذاكرات با ايران بوديم.
اما بايد از طرفی علاوه بر بحث مقاومت و ايستادگی ايران به شرايط امروز غرب نيز توجه كرد و صرفا همه دلايل اين تغيير رويه و نگرش را به يك عامل محدود نكرد. همانطور كه شاهد بوديم در هنگامه مذاكرات استانبول، غرب و در رأس آن آمريكا تأكيد ويژهای بر فتوای مقام معظم رهبری مبنی بر حرمت توليد، نگهداری و كاربرد سلاح هستهای كرد به نحوی كه رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه در ديدار با سران ايالات متحده در سئول مفهوم و جايگاه فتوا در ميان مسلمانان و به ويژه در نظام سياسی تحت زعامت يك رهبر دينی و سياسی را برای آنها تبيين كرد.
اين تأكيد و توجه غرب به مسئله فتوا از آنجا ايجاد سئوال میكند كه مقام معظم رهبری از ابتدای مسئله پرونده هستهای ايران اين بحث را مطرح كرده بودند و به عبارتی صحبت و رويكرد جديدی از سوی ايران مطرح نشده است. در واقع ايران همواره حرام بودن سلاح هستهای را نه بحثی تاكتيكی بلكه به عنوان راهبرد خود بيان كرده است و به صورت مستمر بر حق خود مبنی بر استفاده صلحآميز از انرژی هستهای تأكيد كرده است، پس توجه غرب بر اين مسئله را بايد بيشتر در شرايط داخلی موجود آنها جستوجو كرد.
| بايد مجموعهای از عوامل را در رسيدن مذاكرات به اين مرحله جستجو كرد كه بخشی از آن مربوط به عملكرد ايران در طی اين سالها و بخشی نيز ناشی از وضعيت فعلی غرب و به ويژه آمريكاست |
البته اگر بخواهيم خوشبينانه به اين تغيير ادبيات غرب نگاه كنيم توجه آنها به مسئله فتوا و مانور روی آن را میتوان به درك غرب از مفهوم فتوا و جايگاه فتوای رهبری دينی و سياسی در نظام جمهوری اسلامی دانست. يعنی غرب به اين درك رسيده است كه اين فتوا يك دستور بدون پشتوانه نيست بلكه يك تضمين صد در صدی است كه از سوی بالاترين فرد در يك نظام سياسی صادر شده است و علاوه بر آنكه امری قانونی است جنبه شرعی نيز دارد كه حتی از بعد قانونی آن نيز با اهميتتر است.
اما دلايل ديگر برای تغيير چهره و به عبارتی تغيير نگاه غرب به مذاكرات با ايران را بايد در انتخابات پيش روی رياست جمهوری آمريكا مربوط دانست. رقبای جمهوریخواه اوباما به شدت او را متهم به انفعال در مقابل ايران كردهاند و سياست خارجی دولت اوباما را در قبال پرونده هستهای ايران به شدت به چالش كشيدهاند. در نتيجه اوباما بايد بتواند برگ برندهای در مقابل جمهوریخواهان در رقابتهای انتخاباتی رو كند و اين برگ برنده میتواند برگ جنگ باشد يا برگ ديپلماسی و مذاكره.
مشخص است كه در اين برهه زمانی كه آمريكا و غرب به شدت با مشكلات اقتصادی در داخل درگيرند و از سويی ديگر جنگ در عراق و افغانستان هزينهها و چالشهای فراوانی را برای آنان ايجاد كرده است گزينه و راهحل نظامی عليه ايران مطرح نيست و آنچه مدنظر آمريكا است پيشبرد مسائل به سمت مثبت بر اساس راهحل ديپلماتيك است.
براين اساس آمريكا و غرب با برجسته كردن مسئله فتوای مقام معظم رهبری و تأكيد بر آن در صدد است نشان دهد كه اين مسئله نتيجه موفقيت سياست تحريم همراه با مذاكره آنان بوده است و به رقبای جمهوریخواه خود نشان دهد كه توانسته با اين سياست ايران را از دستيابی به سلاح هستهای بازدارد.
اما اين مسئله نبايد برای ايران اهميت داشته باشد كه غرب و بالاخص آمريكا از اين فتوا چه استفادههايی خواهد كرد بلكه اگر مذاكره را با ديد برد ـ برد بنگريم هيئت ايرانی بايد از اين تغيير ادبيات و توجه ويژه به فتوا به كسب امتيازات لازم از 5+1 در اين برهه زمانی بيانديشد كه میتوان با نگاهی حداكثری به 4 امتياز مهم اشاره كرد كه دستيابی به بخشی از آنها هم میتواند موفقيت بزرگی در عرصه ديپلماتيك برای ايران باشد:
1- غنی سازی 20% اورانيوم توسط ايران از سوی غرب به رسميت شناخته شود.
2- پرونده هستهای ايران از مجرای شورای امنيت به مجرای سابق آن يعنی شورای حكام و آژانس بينالمللی انرژی اتمی بازگردد. به عبارتی برخورد سياسی و گزينه نظامی برداشته شود و پرونده ايران در مسير عادی حقوقی و فنی خود مانند ساير كشورها قرار گيرد.
3- تحريمها و قطعنامههای صادرشده عليه ايران لغو شود. هر چند كه غرب تلويحا به اين مسئله اشاره كرده است و لغو برخی تحريمها به جز تحريم نفتی را بيان كرده است.
4- مذاكره برای مذاكره نباشد بلكه مذاكره معطوف به هدف يا اهدافی باشد تا با دستيابی به آن اهداف بتوانيم از قدرت مانور بيشتری در عرصه بينالمللی برخوردار باشيم.
در پايان بايد يادآور شد كه نشست بغداد و اين دور از مذاكرات، پايانی بر پرونده هستهای ايران نخواهد بود و بايد منتظر مذاكرات و تحولات آينده و گامهای عملی غرب بود. فی الحال بايد منتظر باشيم و اميدوارانه و خوشبينانه به مذاكرات نگاه كنيم.
مهدی مخبری
|