|
گروه هنر: عضو هئيت علمی دانشگاه اديان و مذاهب و مدرسه اسلامی هنر اظهار كرد: در ميان تقسيمبندیهای هنری، هنرهای ادبی با ذات و جوهر تعاليم اسلامی سازگاتر هستند و به تعبير ديگر اين رسانه و مديوم بهتر میتواند خود را با اهداف اسلام سازگار كند.
سيدرضی موسوی گيلانی، عضو هئيت علمی دانشگاه اديان و مذاهب و مدرسه اسلامی هنر، در بخش اول گفتوگوی خود با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، خاستگاه و ريشه هنر اسلامی را سنت نبوی دانست و گفت: در تمدن اسلامی مسلمانان به دليل احترامی كه به كتاب و سنت قائل بودهاند، همواره توجه داشتند كه آنچه میآفرينند، چه در حوزه هنر و چه در حوزههای ديگر عرصه تمدن، با انديشههای دينی سازگار باشد.
بخش اول گفتوگو با سيدرضی موسوی گيلانی را اينجا بخوانيد!
وی در بخش دوم اين گفتوگو در مورد ويژگیهای هنر اسلامی اظهار كرد: ويژگیهای هنر اسلامی را میتوانيم از دو حيث مورد بررسی قرار دهيم؛ يكی از جهت فرم، الگو، اسلوب يا تكنيك و ديگری از جهت محتوا و يا به تعبيری پيام.
موسوی عنوان كرد: بعضیها معتقدند كه هنر اسلامی مبتنی بر بيان پيام و محتواست و وقتی میخواهد اين محتوا را بيان كند زبان سوری يا زبان فرمی و تكنيكال خاصی شكل میگيرد؛ مثلا مسلمانان در هنرهای تزئينی مثل خطاطی يا نگارگری نقوش و نقشمايههايی از اين دست رشد خوبی داشتند. آثار كاشیكاری و نقوش ايرانی را در هيچ جای ديگر دنيا نمیتوانيد ببينيد و بسياری از آنها ممكن است ريشههای شيعی داشته باشد.
وی ادامه داد: بنابراين به نظر میرسد از لحاظ فرميك میتوان ويژگیهايی، چه سلبی و چه ايجابی، برای هنر اسلامی برشمرد. مثلا مسلمانان به سمت هنرهای قدسی مثل معماری مساجد، هنرهايی مثل خطاطی و تذهيب كه در ارتباط با كتاب مقدس قرآن است و از آنها با عنوان هنرهای تزئينی ياد میكنيم گرايش بيشتری داشتهاند و كمتر به سمت هنرهای تجسمی كه امروزه آن را ويژيولآرت مینامند ميل داشته اند.
اين مدرس دانشگاه اذعان كرد: از آن جهت كه در سنت دينی مفهوم شرك و توحيد يكی از جدیترين عناصر دينی بوده است و مسلمانان همواره به دنبال اين بودند و تلاش میكردند كه سمت شرك و بتپرستی نروند كه اين خود يكی از عناصر مهم اديان ابراهيمی است؛ طبيعی است كه به همين دليل مجسمهسازی كمتر مورد اقبال مسلمانان بوده است و اگر هم اين هنر مشروع بوده و حداقل حليت دينی را هم داشته باشد معمولا مورد تشويق قرار نمیگرفته است.
وی اضافه كرد: ولی هنرهای ادبی فراوان مورد توجه مسلمانان قرار میگرفته است و در ميان چهار دسته از هنرها، هنرهای موسيقيايی، ادبی، نمايشی و تجسمی، هنرهای ادبی با ذات و جوهر تعاليم اسلامی سازگاتر است و به تعبير ديگر اين رسانه و اين مديوم بهتر میتواند خود را با اهداف اسلام سازگار كند.
موسوی گيلانی در مورد هنرهای نمايشی گفت: بخشی از هنرهای نمايشی با ذات و ماهيت هنر اسلامی سازگار است؛ به ويژه هنگامی كه هنرهای نمايشی در خدمت اهداف مذهبی، همچون ارائه فرهنگ عاشورايی و جلوه دادن و تجلی پيشوايان دين مطرح شد مورد توجه واقع شد. بنابراين از جهت فرميك و تكنيكال معتقدم توجه و نيز پشت كردن به برخی سبكها تكيه بر پيشفرضهای مذهبی دارد.
وی افزود: از جهت محتوايی هم به نظر میرسد كه هنرمندان مسلمان غايتگرا و يا هنجارگرا بودهاند. در ميان نظريههايی كه در مورد هنر وجود دارد نوعا يا اين نظريهها نظريههای هنجاری است و يا غيرهنجاری.
موسوی گيلانی در مورد گرايش مسلمانان هنرمند در اين حوزه گفت: مسلمانان هميشه میخواستند از هنر به اين جهت استفاده كنند كه مقصد و اهداف دينی را بيشتر جلوه دهند، يعنی هنر وسيله، ابزار و يا فرمی برای انتقال معنا بوده است. بنابراين هنرمندان تلاش میكردند محتوا و پيام و معنايی كه قرار است منتقل شود يك محتوای تربيتی، تعليمی و متناسب با روح دين باشد.
اين مدرس دانشگاه به ديگر ويژگیهای هنر اسلامی اشاره كرد گفت: از ديگر ويژگیهای هنر اسلامی میتوانيم به پرورش انسانها اشاره كنيم. هنر ظهور و بروز روح رشديافته هنرمند بوده است. يكی از ويژگیها و مؤلفههای خلاقيتهای فاخر هنری در فرهنگ ما كه بيشتر هم در حوزه ادبيات و هنرهای قدسی خود را نشان داده، تجلی يك روح صيقلی شده است.
وی در پايان ادامه داد: يعنی انسان به ميزانی كه روح خود را پروش داده است بهتر توانسته اثر هنری بيافريند. بهرحال اموری مثل غايتمندی، تجلی توحيد و وحدانيت خداوند، تجلی ابهت، عظمت و شكوه اسلام را میتوانم جز ويژگیهايی بدانم كه در فرهنگ و هنر اسلامی وجود دارد.
|