پاسخ به:اخبار قرآنی (1391/03/02)
سه شنبه 2 خرداد 1391 7:37 PM
| سه شنبه 02 خرداد 1391 10:53:31 شماره خبر :1013723 | ||
| هنر اسلامی؛ خاستگاه، ويژگیها و وجوه تمايز/ 7 سيدرضی موسوی گيلانی: هنرهای ادبی با ذات و جوهر تعاليم اسلامی سازگارتر هستند |
||
|
گروه هنر: عضو هئيت علمی دانشگاه اديان و مذاهب و مدرسه اسلامی هنر اظهار كرد: در ميان تقسيمبندیهای هنری، هنرهای ادبی با ذات و جوهر تعاليم اسلامی سازگاتر هستند و به تعبير ديگر اين رسانه و مديوم بهتر میتواند خود را با اهداف اسلام سازگار كند.
سيدرضی موسوی گيلانی، عضو هئيت علمی دانشگاه اديان و مذاهب و مدرسه اسلامی هنر، در بخش اول گفتوگوی خود با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، خاستگاه و ريشه هنر اسلامی را سنت نبوی دانست و گفت: در تمدن اسلامی مسلمانان به دليل احترامی كه به كتاب و سنت قائل بودهاند، همواره توجه داشتند كه آنچه میآفرينند، چه در حوزه هنر و چه در حوزههای ديگر عرصه تمدن، با انديشههای دينی سازگار باشد. وی در بخش دوم اين گفتوگو در مورد ويژگیهای هنر اسلامی اظهار كرد: ويژگیهای هنر اسلامی را میتوانيم از دو حيث مورد بررسی قرار دهيم؛ يكی از جهت فرم، الگو، اسلوب يا تكنيك و ديگری از جهت محتوا و يا به تعبيری پيام. موسوی عنوان كرد: بعضیها معتقدند كه هنر اسلامی مبتنی بر بيان پيام و محتواست و وقتی میخواهد اين محتوا را بيان كند زبان سوری يا زبان فرمی و تكنيكال خاصی شكل میگيرد؛ مثلا مسلمانان در هنرهای تزئينی مثل خطاطی يا نگارگری نقوش و نقشمايههايی از اين دست رشد خوبی داشتند. آثار كاشیكاری و نقوش ايرانی را در هيچ جای ديگر دنيا نمیتوانيد ببينيد و بسياری از آنها ممكن است ريشههای شيعی داشته باشد. وی ادامه داد: بنابراين به نظر میرسد از لحاظ فرميك میتوان ويژگیهايی، چه سلبی و چه ايجابی، برای هنر اسلامی برشمرد. مثلا مسلمانان به سمت هنرهای قدسی مثل معماری مساجد، هنرهايی مثل خطاطی و تذهيب كه در ارتباط با كتاب مقدس قرآن است و از آنها با عنوان هنرهای تزئينی ياد میكنيم گرايش بيشتری داشتهاند و كمتر به سمت هنرهای تجسمی كه امروزه آن را ويژيولآرت مینامند ميل داشته اند. اين مدرس دانشگاه اذعان كرد: از آن جهت كه در سنت دينی مفهوم شرك و توحيد يكی از جدیترين عناصر دينی بوده است و مسلمانان همواره به دنبال اين بودند و تلاش میكردند كه سمت شرك و بتپرستی نروند كه اين خود يكی از عناصر مهم اديان ابراهيمی است؛ طبيعی است كه به همين دليل مجسمهسازی كمتر مورد اقبال مسلمانان بوده است و اگر هم اين هنر مشروع بوده و حداقل حليت دينی را هم داشته باشد معمولا مورد تشويق قرار نمیگرفته است. وی اضافه كرد: ولی هنرهای ادبی فراوان مورد توجه مسلمانان قرار میگرفته است و در ميان چهار دسته از هنرها، هنرهای موسيقيايی، ادبی، نمايشی و تجسمی، هنرهای ادبی با ذات و جوهر تعاليم اسلامی سازگاتر است و به تعبير ديگر اين رسانه و اين مديوم بهتر میتواند خود را با اهداف اسلام سازگار كند. موسوی گيلانی در مورد هنرهای نمايشی گفت: بخشی از هنرهای نمايشی با ذات و ماهيت هنر اسلامی سازگار است؛ به ويژه هنگامی كه هنرهای نمايشی در خدمت اهداف مذهبی، همچون ارائه فرهنگ عاشورايی و جلوه دادن و تجلی پيشوايان دين مطرح شد مورد توجه واقع شد. بنابراين از جهت فرميك و تكنيكال معتقدم توجه و نيز پشت كردن به برخی سبكها تكيه بر پيشفرضهای مذهبی دارد. وی افزود: از جهت محتوايی هم به نظر میرسد كه هنرمندان مسلمان غايتگرا و يا هنجارگرا بودهاند. در ميان نظريههايی كه در مورد هنر وجود دارد نوعا يا اين نظريهها نظريههای هنجاری است و يا غيرهنجاری. موسوی گيلانی در مورد گرايش مسلمانان هنرمند در اين حوزه گفت: مسلمانان هميشه میخواستند از هنر به اين جهت استفاده كنند كه مقصد و اهداف دينی را بيشتر جلوه دهند، يعنی هنر وسيله، ابزار و يا فرمی برای انتقال معنا بوده است. بنابراين هنرمندان تلاش میكردند محتوا و پيام و معنايی كه قرار است منتقل شود يك محتوای تربيتی، تعليمی و متناسب با روح دين باشد. اين مدرس دانشگاه به ديگر ويژگیهای هنر اسلامی اشاره كرد گفت: از ديگر ويژگیهای هنر اسلامی میتوانيم به پرورش انسانها اشاره كنيم. هنر ظهور و بروز روح رشديافته هنرمند بوده است. يكی از ويژگیها و مؤلفههای خلاقيتهای فاخر هنری در فرهنگ ما كه بيشتر هم در حوزه ادبيات و هنرهای قدسی خود را نشان داده، تجلی يك روح صيقلی شده است. وی در پايان ادامه داد: يعنی انسان به ميزانی كه روح خود را پروش داده است بهتر توانسته اثر هنری بيافريند. بهرحال اموری مثل غايتمندی، تجلی توحيد و وحدانيت خداوند، تجلی ابهت، عظمت و شكوه اسلام را میتوانم جز ويژگیهايی بدانم كه در فرهنگ و هنر اسلامی وجود دارد. |