پاسخ به:مشاعره آنلاین
تهمت آسودگی بر دیده عاشق خطاست
خانه ای کز خود بر آرد آب،جای خواب نیست!
امشب رسد از سامره بوی گل نر گس
گلها همه چشمند به سوی گل نر گس
سحرم دولت بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
دیگر برای هجر تو ما را شکیب نیست
ماییم اشنای تو وا کن، غریب نیست
تو می آیی و دستهای مرا
پر از عطر یاس و سحر می کنی
تو می آیی و لحظه های مرا
از احساس گل تازه تر می کنی
یک دل نه صد دل عاشقتم ای صاحب عصر و زمان
بیا دل ها دیگر تاب و طاقت ندارند
شوق دیدار تو آرزوی همه دل های مشتاقان است
عزیز زهرا هر چه زودتر بیا
(تعجیل در فرجش صلوات محمدی پسند بفرستید)
**************************
اگر امروز باشد یا که فردا
سراپا گوش باشم یا تماشا
تو را خواهم به دست آورد آخر
میان شهر باشی یا که صحرا
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند
دو کاشانه است در عالم
یکی دولت یکی محنت
به ذات حق که آن عاشق
از این هر دو به در باشد
دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاری
مرضیه السجایا محموده الخصائل
لب فروبسته ام از ناله و فریاد،ولی
دل ماتمزده،در سینه من نوحه گر است
رهی معیری
تا درون آمد غمش از سینه بیرون شد نفس
نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
ای زمین سامره طور تجلّا خوانمت
یا بهشت حضرت باری تعالا خوانمت