پاسخ به:مشاعره آنلاین
نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
مطرب عارفان بیا مست شدند عارفان
زود بگو رباعیی پیش درآ بگیر دف
«مولوی»
فرصت شمار صحبت کز این دو راه منزل
چو بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج
نروند اهل نظر از پی نابینایی
«حافظ»
یاد ایام جوانی جگرم خون می کرد
خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد
ایرج میرزا
دل دیوانگیم هست و سر ناباکی
که نه کاریست شکیبایی و اندهناکی
«سعدی»
یکی نماند کنون زان همه،بسود و بریخت
چه نحس بود!همانا که نحس کیوان بود
رودکی
دام طمع از ماهی در آب فگندند
نه مرد به جای آمد و نه دام و نه ماهی
«رودکی»
یارب سببی ساز که یارم به سلامت
باز آید و برهاندم از بند ملامت
تو با چندان عنایتها که داری
ضعیفان را کجا ضایع گذاری
نظامی
یک عمر گنه کردم و شرمنده که در حشر
شایان گذشت تو مرا نیست گناهی
«شهریار»
یا رب تو مرا به روی لیلی
هر لحظه بده زیاده میلی
از عمر من آنچه هست بر جای
بستان و به عمر لیلی افزای
یا بپوش آن روی زیبا در نقاب
یا دگر بیرون مرو چون آفتاب
«اوحدی»
بی طمعیم از همه سازنده ای
جز تو نداریم نوازنده ای
از پی توست این همه امید و بیم
هم تو ببخشای و ببخش ای کریم
ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست