پاسخ به:مشاعره آنلاین
تو مست مست سرخوشی من مست بیسر سرخوشم تو عاشق خندان لبی من بیدهان خندیدهام
( درنعت پیامبر اکرم)
نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست
از نگاه و نفست ,حق به طرب آمده آری
به شفاخانه ی قانون تو افتاده نجاتم
کیمیایی است سعادت ز فتوحات تو جاری
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
حافظ
ترسم نگرد دیده ی نرگس به رخ یار
از رشک نخواهم گذرش در چمن افتد
درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
نظیری نیشابوری
آن را که جمال ماه پیکر باشد
در هرچه نگه کند ، مُنوَّر باشد
آیینه به دستِ هرکه ننماید ، نور
از طلعت بیصفای او، در باشد
سعدی
در جهان تا می توانی ساده و یکرنگ باش
قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است
تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق
عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق
تا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهان
نام من بادا نوشته بر سر دیوان عشق
سنایی
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه
یا رب ز گناه زشت خود منفعلم
وز قول بد و فعل بد خود خجلم
فیضی به دلم ز عالم قدس رسان
تا محو شود خیال باطل ز دلم
ابوسعید ابوالخیر
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است زان رو سپرده اند به مستی و شرب مدام ما
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند
دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت
اشکم همه در دیده ی گریان می سوخت
می سوختم آنچنانکه غیر از دل تو
بر من دل کافر و مسلمان می سوخت
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
کسی کو با تو نیکی کرد یکبار
همیشه آن نکویی یاد می دار
ناصر خسرو
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم