پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است همواره مرا کوی خرابات مقام است
حافظ
دلم دور است و احوالش ندونم
کسی خواهد که پیغامش رسونم
خداوندا ز مرگم مهلتی ده
که دیداری بدیدارش رسونم
میآزار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است
بوستان سعدی
کارگاه آموزشی غدیر ( آنلاین)
مسابقه امتیازی سالار شهیدان
تاریکم و شب از دل من می جوشد
تکرار به تکرار خودش می کوشد
تکراری ام آنقدر که حالا دیگر
پیراهنم از حفظ مرا می پوشد
☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆
☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆
ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ
☆☆ مدیر تالار ادبیات ☆☆
در آن وحدت چرا پیوند جویم توی مطلوب و طالب، چند جویم
( درنعت پیامبر اکرم)
نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست
از نگاه و نفست ,حق به طرب آمده آری
به شفاخانه ی قانون تو افتاده نجاتم
کیمیایی است سعادت ز فتوحات تو جاری
من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم //////هندوی زلف بتی حلقه کند درگوشم
امضا بلد نیستیم انگشت میزنیم
معرفت دّر گرانیست،به هرکس ندهندش
پرطاووس قشنگ است،به کرکس ندهندش ...
شکفته شمع دمسازم چنان خاموش شد کز وی به اشک توبه خوش کردم که می بارد به دامانم
شهریار
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد
هر که پا از حد خود برتر نهد سر دهد بر باد و تن بر سر نهد عطار
دست در دست نشان اوست خوبی در خوبی نشانه ی توست
تا کی چو باد سربدوانی به وادیم ای کعبه مراد ببین نامرادیم
مي روي و گريه مي آيد مرا ساعتي بنشين که باران بگذرد