پاسخ به:مشاعره آنلاین
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
در بندم از آن دو زلف بند اندر بند
نالانم از آن عقیق قند اندر قند
ای وعدهٔ فردای تو پیچ اندر پیچ
آخر غم هجران تو چند اندر چند
( الهم عجل لولیک الفرج )
\
یا علی خواهمت آن شعشعه ی تیغ زرافشان
هم بدو کفر سرافشان
بایدم این لَمَعان دیده، ندانم به چه لِمّی
بابی انت و امّی
شهریار
یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت
کارگاه آموزشی غدیر ( آنلاین)
مسابقه امتیازی سالار شهیدان
تو با رنگ پریده غرق خون ، دنیا به من تاریک کجا دیدی شب آمیزد، شفق با ماهتاب اصغر
تو را می جویم ای زیباترین گلواژه هستی
تو ای عالم ترین معنا به دنبال تو می گردم
مـا ره بـه کـوی عـافـیـت دانـیـم و مـنـزلـگـاه انس
ای در تــکــاپــوی طـلـب گـم کـرده ره بـا مـا بـیـا
ازاین شورم که امشب زد به سر آشفته و سنگین چه می گویم نمی فهمم چه می خواهم
من نه منم نه تو تویی من تو دنیا خوم تو توی دنیای خودت
تو گوهر سرشکی و دردانه ی صفا مژگان فشانمت که به دامن نشانمت
تا قفل قفس باز شد آن سوخته پر رفت دلواپس ما بود وليكن به سفر رفت
امضا بلد نیستیم انگشت میزنیم
تا راه قلندری نپویی نشود
رخساره بخون دل نشویی نشود
سودا چه پزی تا که چو دلسوختگان
آزاد به ترک خود نگویی نشود
در این دنیا ببخش تادر ان دنیا بخشیده شوی
نبخش در این دنیا تا گریه کنی به اندازه ی ان دنیا
آخر از راه دل و ديده سر آرد بيرون نيش آن خار که از دست تو در پاي من است