پاسخ به:مشاعره آنلاین
درد قیافه مرا نبین درد دلم را ببین
نمي توان به تو شرح بلاي هجران کرد
فتاده ام به بلايي که شـرح نتوان کـرد
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس ///// کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
امضا بلد نیستیم انگشت میزنیم
از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند این هم اگر چه شکوه ی شحنه به شاه کردنست
شهریار
کارگاه آموزشی غدیر ( آنلاین)
مسابقه امتیازی سالار شهیدان
تا نشد رسوای عالم کس نشد استاد عشق////نیم رسواعاشق اندر فن خود استاد نیست
ترسم آن سیمین بدن باشد در آغوش رقیب دیده ام تقویم را امشب قمر در عقرب است..
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد
گر چشمه زمزمی و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد
دلتنگ شامگاه و به چشم ستاره بار گویی چراغ کوکبه بامدادیم
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
مي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست //////دي برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم غلط
طلب نمی کنی از من سخن جفا این است////////وگرنه با تو چه بحث است در سخندانی
یار سود از شرفم سر به ریا و دریغا که به پایش سر تعظیم به شکرانه نسودم
من دلم گرفته انگار او رفته