پاسخ به:مشاعره آنلاین
در غم و اندوه باشد یار با یاران شریک
در نشاط و کامرانی نبود از ایشان جدا
چون بگرید یار باید یار هم گریان شود
نی که این گرید جدا گاه آن شود گریان جدا
فیض کاشانی
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
حافظ
ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
کارگاه آموزشی غدیر ( آنلاین)
مسابقه امتیازی سالار شهیدان
دوری که نبیند مگر از دور قیامت
در دیده ی تنگش چو سراب است در اینجا
بیدار نگردد مگر از صور سرافیل
مستغرق غفلت که بخواب است در اینجا
اگر خواهی تو فیض از محضرحق از او توفیق طاعت آرزو کن
نباشد لطف او با ما چه سود از زهد و از تقوی
چوباشد لطف اوبا ما چه حاصل زهدوتقوی را
ولی ما را بباید طاعت و تقوی و اخلاصی
ادب باید رعایت کرد امر حق تعالی را
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
تا بود جان در تن ما اشک و آه ما بجاست
مستمر گرمابه گرم و کلخن ما روشن است
هم زهجرش آتشی در جان ما افروخته
هم زوصلش این دو چشم روشن ما روشن است
تو نیکی میکن ودر دجله انداز که خدا در بیابانت دهد باز
زبان بی زبانی نیز دارد رازها
لیک گوش جاهلان از استماع آن کر است
بر ورق از هر درخت آیات حق را دفتری است
آن کسی خواند که او را چشم و گوشی دیگر است
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
هر کجا هستم، باشم آسمان مال من است پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت؟
تا نظر افکنده چندین عابد از ره برده اند
دلربایی این چنین از دلربایان خوش نمااست
بر درت افتاده ام خواهی بکش خواهی ببخش
هرچه باعاشق کنی در کیش عشق آن خوش نمااست