پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا بوده چشم عاشق در راه يار بوده بي آنكه وعده باشد در انتظار بوده
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.
شب فراق نداند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است
غصه هایت را با «ق» بنویس
تا همچون قصه فراموش شوند...
لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نـومـیـد نـتـوان بـود از او بـاشـد کـه دلـداری کند
دانی که گل چه گفت به گوش من ازجفا
بررند شاخه ام چه عروسی چه در عزا
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی