پاسخ به:مشاعره آنلاین
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.
تو به مردی پایداری آری آری مرد باشد بر سر عهدی که بندد تا به پای دار باقی میطپد دلها به سودای طوافت ای خراسان باز باری تو بمان ای کعبهی احرار باقی
وقتی می بینم زائرا دارن می رن به کربلا یه آه سردی می کشم فقط می گم: من چی خدا؟
از ظلمت خود رهایی ام ده با نور خود آشنایی ام ده
عصر یک جمعه ی دلگیر دلم باز گرفت
که بگویم ، بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است ...
ای ایران، ای مرز پرگهر / خاکت سر چشمه هنر
غصه هایت را با «ق» بنویس
تا همچون قصه فراموش شوند...
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی
"یا رب تو مرا ز درگهت دور مکن مشتاق تو ام خدا، مرا کور مکن"
مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی
بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی
یار من طفل است و معشوقی نمیداند هنوز
خون عاشق را بجای شیر مادر میمکد