پاسخ به:مشاعره آنلاین
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت
عصر یک جمعه ی دلگیر دلم باز گرفت
که بگویم ، بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است ...
تو كيستي كه من اينگونه بي تو بيتابم
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
تو كيستي كه با هر تبسم تو
مثال قايق شكسته روي گردابم
وقتی می بینم زائرا دارن می رن به کربلا یه آه سردی می کشم فقط می گم: من چی خدا؟
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی
یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین در یکتای که و گوهر یک دانه ی کیست گفتم آه ز دل دیوانه ی حافظ بی تو زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه ی کیست
غصه هایت را با «ق» بنویس
تا همچون قصه فراموش شوند...
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
دانا چون طبله عطار است خاموش وهنر نمای
نادان چون طبل غازی بلند آواز ومیان تهی
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.
sistani76
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست
ای که پنجاه رفت و در خوابی / مگر این پنج روزه دریابی