پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا یار عنان به باد و کشتی داده است چشمم ز غمش هزار دریا زاده است
او را و مرا چه طرفه حال افتاده است من باد به دست و او به دست باد است
بين العبد و بين الكفر ترك الصّلوة.
ميان بنده و كفر ترك نماز فاصله است.
نهج الفصاحه / 1098
لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین
تـخـم وفـا و مـهـر در ایـن کـهـنـه کـشته زار
آن گــه عــیـان شـود کـه بـود مـوسـم درو
غصه هایت را با «ق» بنویس
تا همچون قصه فراموش شوند...
یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یک دانه ی کیست
تا كي به تمناي وصال تو يگانه اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه خواهد به سر آيد غم هجران تويانه اي تير غمت را دل عشاق نشانه جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه
وقتی می بینم زائرا دارن می رن به کربلا یه آه سردی می کشم فقط می گم: من چی خدا؟
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.
منم آن که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
عصر یک جمعه ی دلگیر دلم باز گرفت
که بگویم ، بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است ...
زین بی هنران سفله ای دل مخروش کانها همه می روند و ما می مانیم
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی زبامی که برخاست مشکل نشیند
در تُنگ، دیگر شور دریا غوطهور نیست آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است یک عمر زیر پا لگد کردند او را اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است گنجشکها! از شانههایم برنخیزید روزی درختی زیر این ویرانه مرده است دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده است
تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمی باشد
در تیره شب هجر تو جانم به لب امد وقت است که همچون مه تابان به در ایی
یـا رب مـکـن از لـطـف پـریـشـان مـا را هر چند که هست جرم و عصیان ما را ذات تــو غــنــی بـوده و مـا مـحـتـاجـیـم مــحــتــاج بــغـیـر خـود مـگـردان مـا را