محمد باقر ضيايي معتقد است: طي 30 سال گذشته مرز بين طراحي، نقاشي، تئاتر، سينما و عكس برداشته شده است،اما متاسفانه آموزش امروز هنر خلاق نيست.
اين هنرمند معاصر در گفتوگو با خبرنگار تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه اصفهان درباره تفاوتهاي هنر مدرن و معاصر توضيح داد: عنصري به نام «تكثر» در هنر معاصر اتفاق ميافتد، اما در دوره مدرن نگاه خطي وجود داشته و سرشاخههاي ارزشي هر دوره هنر به عنوان ساختار کلي آن دوره شناخته ميشوند.
او مقايسه طراحي امروز با طراحي گذشته را درست ندانست و افزود: طراحي به معناي مرئي كردن انديشهاي خلاق توسط سادهترين وسيله است كه اين وسيله از مداد تا نور قابل تغيير است. به طوري كه براي مثال پيكاسو به شيوه عکاسي با نور در تاريكي طراحي كرد.
مشاور هنري گالري متن بيان كرد: چيزي كه امروز مطرح است، اين است كه با چه وسايل و امكاناتي ميتوانيم انديشه را به فرم تبديل كنيم. به عنوان مثال سالني به نام طراحي معاصر در پاريس وجود دارد كه گالريدارها هنرمندان خود را به نمايشگاههاي اين سالن معرفي ميكنند. در سال جاري در اين سالن دفترچههاي طراحي برخي هنرمندان دورههاي مختلف كه در واقع چارچوب خصوصي آنهاست، به نمايش گذاشته شد و مخاطبان توانستند نوع انديشه و اتودهاي اوليه آنها را ببينند.
ضيايي در بخش ديگري از سخنانش همزمان بودن با شرايط امروز جهان را در طراحي معاصر بااهميت دانست و افزود: طراحي معاصر از سال 1930 توسط پيكاسو و دادائيسمها و به طور جدي در دوران معاصر از سال 1975 و با ظهور رسانهها مطرح ميشود.
او ادامه داد: تكثرگرايي دوران پستمدرن اين امكان را فراهم كرد تا بدون درگيري با چارچوبهاي دوران مدرن و با آزادي تمام،از هر زمينه و امكاني براي انتقال ذهنيت و تفکر بر روي كاغذ يا هر چيز ديگري استفاده كنيم.
اين هنرمند معتقد است: اين تفكر كه تعريف طراحي را در طرح اوليه اثر خلق و تكميل مرحله به مرحله آن بدانيم، يك انديشه مدرن و آكادميك است كه از دوران يونان باستان وجود داشته است. امروزه ديگر اين تفكر وجود ندارد و نقاش آزاد است تا با هر وسيلهاي خط و نطقه را انتقال دهد و طراحي كند. وسيله بيان جديد تعريفكننده همان طراحي جديد است كه ميتواند پخش كردن رنگ با قلم، تار مو، سيم، نور و غيره باشد.
ضيايي با بيان اينکه 30 سال است مرز بين طراحي، نقاشي، تئاتر، سينما و عكس برداشته شده است، اظهار کرد: امروز نقاش شخصي محسوب نميشود كه بر روي بوم نقاشي ميكند، بلكه به عنوان plastician (تجسميكار) مطرح است و تجسميكار به معناي شخصي است كه ميتواند مجسمه بسازد، نقاشي كند، عكس بگيرد، پرفورمنس اجرا كند و چيدمان بچيند.
او در همين رابطه توضيح داد: ماني - نقاش ايران باستان - در حالي كه بر روي اسب نشسته بود، بر روي 40متر پارچه كتان خطي مستقيم را كشيد از اين رو در قديم نيز اين مرزبندي وجود نداشته و از دوران كلاسيك به علت تقسيمبندي فلسفه و علوم اين مرزبندي در هنر تاثير ميگذارد و اين قاعده در ايران هم كمكم به عنوان قانوني در دانشگاهها درآمده است.
مشاور هنري گالري متن، يکي از خصوصيات هنر معاصر را سپرده شدن آن به دست حادثه دانست و افزود: اتفاق و حادثه يكي از اركان اصلي خلاقيت است. تا زماني كه در عرصه تصوير بتوانيم تصاويري را بدون واسطه بر روي زمين، بوم يا فضا خلق كنيم، طراحي انجام شده است.
ضيايي با اشاره به نياز تمام هنرها به طراحي بيان كرد: طراحي زيربناي تمام هنرهاست. تعريف كلي طراحي در تاريخ هنر و هنر معاصر اين است كه بايد نگاه ما به هنر جهان و نه به هنر اقليمي و محلي باشد.
او خاطرنشان كرد: طراحي براي هنرمندان همان آمادگي بدني براي ورزشكاران است. براي هر هنرمند ورزش طراحي و به فرم درآوردن انديشه، يك تمرين ضروري هر روزه است.
او با بيان اينکه در آموزش هنر در ايران 60 سال عقب هستيم، گفت: آموزش هنر در ايران در گذشته تحت تاثير آموزش در مدرسه باهاوس بود، اما اين روند ادامه پيدا نكرد. محدود بودن ارتباط اين روند را کندتر کرده، چرا كه بيشتر كتابهاي موجود در زمينه گرافيك است و كمتر به نقاشي پرداخته شده است.
اين هنرمند بيان كرد: متاسفانه آموزش موجود، خلاق نيست. دانشگاهها اجازه نميدهند پرفورمنس، ويدئوآرت، چيدمان و ساير تجربههاي بزرگ جهاني هنر توسط دانشجويان اجرا شود و اين نگاه آكادميك اجازه تكثرگرايي و آزاد شدن دانشجويان هنر از قيد و بندها را نميدهد، چرا كه به نقاشي به عنوان يك تكنيك نگاه ميشود.
ضيايي با تاكيد بر لزوم مشورت دانشگاهها و شوراهاي برنامهريزي وزارت علوم و تحقيقات با افراد و هنرمنداني كه در عرصه هنرهاي معاصر فعاليت دارند، اظهار کرد: از ديگر کارهاي موثر ترجمه كتابهايي در اين زمينه است که نياز جهاني و فعاليتهاي هنري جهان را با نياز مردم ايران ادغام و در نهايت نياز هنرمندان و دانشجويان ايران را برطرف كند.
او افزود: اين محدوديتها در هيچ يك از علوم نيست و تنها در هنر وجود دارد. اين امر باعث ميشود دانشجويان براي برطرف كردن نيازهاي خود به آموزشگاههاي خصوصي بروند، در حالي كه بايد اين نياز در دانشگاهها بر طرف شود.