0

پیش نیازهای ازدواج

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

من همسر دوم هستم

 

زن دوم

ازدواج با کسی که تجربه یک زندگی مشترک دیگر را داشته است، به خودی خود نمی تواند اشتباه تلقی شود. اشتباه وقتی پیش می آید که بی محابا وارد چنین زندگی ای شوید و بخواهید آزادانه بتازید، بدون آنکه به فکر بازمانده های زندگی پیشین همسرتان باشید. حقیقت این است که این نوع ازدواج ها ظرافت های خاص خودشان را دارند که در نظر گرفتن آنها می تواند سختی ها را برایتان ساده کند و تجربه ای استثنایی از زندگی مشترک به شما بدهد.

 

 

پذیرفتن گذشته

نباید آن را پنهان کنید و یا از آن فرار کنید. بهر حال این موضوع به سراغ شما خواهد آمد پس آن را تسویه کنید بی توجهی به غم و غصه های همسرتان هیچ چیز را تغییر نخواهد داد. اگر به احساسات او بی توجهی کنید، شاید غم از دست دادن رابطه یا همسر اولش تا ابد همراهش باقی بماند. بی توجهی و سرسری گرفتن مسائل فقط بهبود طرف مقابل را به تعویق می اندازد. بهتر است به او اجازه دهید تا با شما صحبت کند و بگوید که در کجای سفر غم انگیز خود قرار دارد. به هیچ عنوان گذشته ای که شما در آن وجود نداشتید را به عنوان یک ابزار برای فرار از ناکامی ها و نقاط ضعف خود به این رابطه راه ندهید. گذشته همسرتان را به دید منفی نگاه نکنید و سر کوفت نزنید. یک رابطه زمانی موفق است که هر دو طرف به راحتی بتوانند حرف های دلشان را به یکدیگر بزنند و به سادگی با هم ارتباط برقرار کنند. بدون ترس و مزاحمت به همین سادگی!

 

عشق

زندگی با 3 قلب

پذیرفتن این مطلب که نیمی از قلب همسرتان متعلق به گذشته است، کمی دشوار است. اما در زندگی با فردی که همسر خود را از دست داده، یا رابطه ای را نا تمام رها کرده، این دقیقا هنری است که شما حتما باید آن را بلد باشید. در عین حال باید بدانید که دوست داشتن او نسبت به رابطه اول جای خود را دارد و این امر به نوبه خود قابل احترام است و ربطی به رابطه دو نفره شما ندارد.زمان آن را به شما هدیه خواهد داد و نگران این نیمه نباشید.

 

یادگارهای همسر سابق

اگر احساس می کنید که همسرتان شما را به اندازه همسر اولش دوست ندارد، بنابراین باید سعی کنید که وسایل شخصی همسر اول از قبیل قاب عکس و... را از درون خانه جمع آوری کنید. بسیاری از مشکلات با رسیدگی به وسایل خانگی حل خواهند شد و مطمئن باشید که با انجام این کار حیرت زده خواهید شد. در نظر داشته باشید که همه انسان ها خاطراتی در گذشته دارند که برایشان از ارزش و اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده و دوست دارند که آنها را تا آخر عمر خود زنده نگه دارند. به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و از طریق بحث متقابل، بر سر نگه داشتن وسایل شخصی همسر اولش به نتیجه برسید.

 

زندگی در امروز

گل

آیا فرد قبلی از شما زیباتر، جذاب تر، و بامزه تر بوده؟ آیا او آشپز، عاشق، دوست و شریک بهتری بوده؟ مقایسه خوب است و کاملاً طبیعی قلمداد می شود، اما اگر این کار به درستی انجام نشود، آن وقت مانند یک سد محکم جلوی رشد رابطه شما را می گیرد.

همسرتان به این دلیل با شما ازدواج نکرده که شما نسخه دوم همسر اولش بوده اید. او به خوبی می داند که شما منحصر به فرد هستید و همین عامل نیز باعث شده که به شما علاقمند شود و پیشنهاد ازدواجش را با شما در میان بگذارد. او اصلاً به این قضیه که شما تا چه حد به همسر اولش شباهت دارید و یا تفاوت دارید فکر نمی کند. باید قبول کنید که شما و همسر اول او دو انسان کاملا مجزا هستید با خصوصیات منحصر به فرد. شاید تمام مقایسه های اشتباهی که شما در ذهن دارید، دقیقا همان ها دلیل اصلی جذب همسرتان به شما بوده باشند!

به او بگویید که از ارزش این خاطرات آگاه هستید و تمایل دارید که او احساساتش را با شما در میان بگذارد. حتی می توانید پیشنهاد کنید که اگر او بخواهد می توانید او را همراهی کنید.
خاطرات عشق اول

شما هر چقدر که به همسرتان عشق بدهید، باز هم این مسئله باعث نمی شود که او خاطرات روابط اول را فراموش کند. البته به مرور زمان همه چیز حالت عادی پیدا میکند و همسرتان به جایی خواهد رسید که ناراحتی هایش به شادی تبدیل شود؛ اما هیچ گاه نباید تصور کنید که خاطرات و... بدون غم و اندوه خواهد بود.

شاید همسرتان دوست نداشته باشد که در مورد غم و اندوهی که در این روزها احساس می کند، چیزی به شما بگوید. تحت این شرایط او احساس می کند که اگر با شما در مورد این مسائل صحبت کند، شما ناراحت می شوید و احساساتتان آسیب می بینند.

در این مواقع باید اختیار بیشتری به او بدهید و به او بقبولانید که می توانید به درستی درکش کنید. به او بگویید که از ارزش این خاطرات آگاه هستید و تمایل دارید که او احساساتش را با شما در میان بگذارد. حتی می توانید پیشنهاد کنید که اگر او بخواهد می توانید او را همراهی کنید.

از نظر روان شناسی این کار کمک بزرگی به بهبود و ارتقای رابطه می کند چراکه به هر دوی شما اجازه می دهد تا درونی ترین احساسات خود را با هم در میان بگذارید. او را تحت فشار قرار ندهید و از او باز جوئی نکنید برای باز گو کردن این خاطرات فهرست وار بشنوید و با او هم دلی کنید

 

حد و مرزهای جدید

دل شکسته

ازدواج با فردی که همسر خود را از دست داده نباید تماماً حول محور روابط او بچرخد. در این میان احساسات شما نیز مهم هستند، شما استحقاق این را دارید که مورد احترام قرار بگیرید.

بسیاری از افراد زمانی که همسرانشان می گویند: «همسر اولم» ناراحت می شوند. اگر این مسئله باعث ایجاد ناراحتی در شما می شود، باید به آرامی در مورد آن با همسر خود صحبت کنید و او را متوجه کنید که همسر دومش نیر نیازها و احتیاجاتی دارد که باید مرتفع گردند.

 

غم های ماندگار

تا زمانی که شما بخواهید با همسر خود ازدواج رسمی کنید، به طور حتم بخش وسیعی از غم و اندوه او به پایان رسیده است. البته باید توجه داشت که بخشی از غم و اندوه در وجود افراد باقی می ماند که با کمی صبر و حوصله و همچنین به مرور زمان از بین می رود. اگر شما با همسرتان «یکی» باشید آن وقت باید هر چیزی که می توانید در مورد غم و غصه او یاد بگیرید و به تدریج آن را حل کنید.

 

کمک دیگران

از کمک گرفتن از دیگران ترسی به خود راه ندهید چرا که با این کار متوجه می شوید بسیاری از ناامیدی هایتان بی پایه و اساس هستند. شاید همسایه، دوستی در کلاس زبان، و یا مادر دوست تان را برای درددل انتخاب کنید. ما معمولا اینگونه حرف ها را با اقوام و فامیل مطرح نمی کنیم و ترجیح می دهیم با یک دوست پیرامون مشکلات خانوادگی خود صحبت کنیم. بسیاری از این افرادی که شما با آنها احساس راحتی می کنید و حرف دلتان را به آنها می زنید کسانی هستند که احساساتی مشابه شما دارند و در دنیا احساس تنهایی می کنند. به این طریق هم شما می توانید هم صحبت خوبی برای او باشید و هم او می تواند با همفکری و همدلی شما را در مسیر درست قرار دهد.

 

بگو فردا مال ماست!

آینده زیبا

هر روزی که زندگی می کنید نعمتی است که خداوند به شما هدیه داده است. با همسر خود خاطره های جدید خلق کنید که منحصر به خودتان باشند و هیچ ارتباطی به زندگی گذشته همسرتان نداشته باشند.

برنامه سفر به جاهای دیدنی را بریزید و به مناطقی بروید که هیچ یک از شما قبلا از آنجا دیدن نکرده باشد. روزهای خاصی را برای خود معین کنید و جشن بگیرید. دکوراسیون داخلی خانه را تغییر دهید، و یا حتی خانه را عوض کرده و به یک خانه جدید نقل مکان کنید و با هم آن را از نو آماده کنید.

یادتان باشد که هیچ گاه نمی توانید اتفاقی را که در گذشته افتاده است تغییر دهید، اما می توانید خود را با یاد آن سازگار کنید و به رشد و تعالی دست پیدا کنید.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:44 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

همسرتان را به بند نکشید

عشق زندانی

شما درست از روزی که نامزدی تان را جشن می گیرید و وارد دوران تأهل می شوید، یک بار بزرگ را به دوش می کشید. بار عاطفی رابطه با همسرتان که در یک عبارت دقیق، به معنی همان وقت، انرژی و زمانی است که با هم صرف می کنید و به احسـاسات، گفتار، افکار، نیازها و خواست های همدیگر گوش می دهید. اما اگر حس می کنید یک جای رابطه عاطفی تان می لنگد، بهتر است تا دیر نشده برای متعادل کردن این رابطه اقدام کنید.

 

 

به طور کلی، زمانی که صحبت از روابط احساسی می شود، با 3 نوع زوج مختلف رو به رو می شویم.

1- وقتی بار عاطفی رابطه تنها بر دوش یکی از طرفین است.

در این نوع ارتباط یکی از طرفین بیش از دیگری خود را درگیر روابط می کند و انجام همه امور عاطفی بر دوش اوست. این شخص بیش از اندازه عاطفی، در حد افراطی نیازمند و دارای حس مالکیت نسبت به دیگری است؛ در حالیکه طرف مقابل چندان درگیر روابط نیست و هیچ گونه نیاز عاطفی ندارد. فردی که بیـش از انـدازه خـود را درگیر رابطه کرده بیشترین بار عاطـفـی را بـه دوش می کشد و هیچ ترسی از این کار خود ندارد.

این اشتباه ترین شکل رابطه دو همسر است که فرقی با به بند کشیدن طرف مقابل ندارد و در حقیقت محکوم به شکست است. در یک رابطه عاطفی سالم تا آنجا که امکان دارد باید احساسات از طرف هر دو نفر به طور مساوی ابراز شود؛ در غیر اینصورت یک رابطه نامتعادل به وجود می آید که هیچ کس از آن راضی نیست. نفر اول به این دلیل ناراحت است که همیشه باید بیش از اندازه برای رابطه تلاش کند و احساساتش را بروز دهد و نفر دوم از این ناراحت است که نمی تواند از شر نفر اول خلاص شود.

 

راه حل:

عشق یک طرفه

اگر شما بیشترین بار عاطفی را به دوش می کشید، همین حالا متوقف شوید و از تخته گاز رفتن دست بردارید. یادتان باشد این شکل رابطه نشان دهنده یک وابستگی بیمار گونه در شماست. شما با نشان دادن احساسات، بیش از اندازه معمول فضای موجود برای بروز عواطف را از همسر خود سلب می کنید و به او فرصت نمی دهید دلتنگتان شود یا به دوست داشتنتان فکر کند. این کار را به وسیله تخلیه احساسات خود در جایی دیگر متوقف کنید (البته منظور ما خیانت نیست). به جای اینکه تنها به همسر خود اتکا کنید، زمانی را به صحبت کردن با دوستان و افراد فامیل اختصاص دهید و یا روزنامه و مجله بخوانید. به جای اینکه مکررا نیازهای خود را به زبان بیاورید، میزان آنها را اندکی کاهش دهید و یا اینکه اصلا برای مدت زمان زیادی هیچ یک از نیازهایتان را مطرح نکنید.

فضایی ایجاد کنید که شریک زندگیتان جایی برای ورود داشته باشد. شاید ناراحت شوید و احساس عجیبی به شما دست بدهد، اما باید آن را تحمل کنید. اگر شریکتان در رابطه احساس آرامش نکند و مرتب در بند شما باشد، ممکن است به یک رابطه دیگر رو بیاورد. اگر اوضاعتان خیلی حاد است، به طوری که نمی توانید تنهایی عواطفتان را کنترل کنید حتما از مشاوره یک روانشناس با تجربه استفاده کنید.

 

2- هر دو کم احساسند و یا هیچ نوع احساسی را بروز نمی دهند.

عشق

در این نوع ارتباط افراد به یک شرایط کاملا سطحی دست پیدا می کنند و برای همیشه در آن باقی می مانند. این دو از حضور یکدیگر لذت می برند و ارتباط بر اساس یک پایه متداول شکل می گیرد، ممکن است با هم روابط صمیمانه هم برقرار کنند. این امکان وجود دارد که برای مدت زمان طولانی در کنار یکدیگر باقی بمانند اما به هیچ وجه به سمت فرو رفتن در عواطف عمیق تر حرکت نمی کنند. برای بسیاری از افراد این نوع ارتباط یک رابطه ایده آل است و کلیه نیازهای آنها را برآورده می کند، اما برای دیگران تنها مقدمه مناسبی برای شروع رابطه است که هر زوجی می تواند به آن دست پیدا کند. اگر شما در این شرایط هستید و از ارتباط خود رضایت خاطر دارید، خوب است. اما اگر در چنین رابطه ای قرار گرفته اید و دوست دارید به چیزهای ارزشمند تری در آن دست پیدا کنید، ما به شما راه حلی پیشنهاد می کنیم.

 

راه حل:

در روابطی که هیچ یک از طرفین مسؤلیت احساسی ندارد، هیچ هدف و مقصدی نیز دنبال نمی شود. اگر می خواهید رابطه خود را حفظ کنید، باید خیلی بیشتر از اینها بر روی مسائل عاطفی سرمایه گذاری کنید و طرف مقابل را نیز به این کار دعوت کنید. البته دقت داشته باشید که به سمت ارتباط نوع اول سوق پیدا نکنید. به آرامی حرکت کنید و موارد کوچکی را که پنهان کرده بودید با او در میان بگذارید. کمی باز تر باشید و سعی کنید خود را در نظر او قابل اعتماد جلوه دهید. توجه داشته باشید که آیا طرف مقابل شما را همراهی میکند یا خیر.بعضی از افراد خواهان نزدیکی بیش از اندازه نیستند. اگر طرف شما هم دارای چنین خصوصیتی است، شما این حق را دارید که او را انتخاب کنید و یا به ارتباط خود خاتمه بخشید. باید تصمیم خود را در مورد رابطه ای که می خواهید با شریک زندگی تان داشته باشید بگیرید.

 

عشقولانه

3- هر دو به اندازه کافی احساسات خود را برای ایجاد صمیمیت و عشق بروز می دهند.

قطعا این نوع رابطه یک ارتباط سالم به شمار می رود. یکی از جنبه های ارتباط سالم این است که هر دو نفر بتوانند از نظر عاطفی در گیر روابط شوند و به حریم همدیگر راه پیدا کنند. البته ممکن است در برخی از دوره های زمانی خاص یکی از طرفین بار احساسی بیشتری را به دوش بکشد، اما به طور کلی در حالت تعادل به سر می برند. حضور یکدیگر را حس می کنند و هیچ وقت بیش از اندازه به خارج از دایره احساسات منحرف نمی شوند. برای برقراری تعادل تلاش کنید و فضایی را به وجود آورید که در آن بتوانید خود واقعی تان را بروز دهید.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:45 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

همسریابی چهار گزینه ای

همسریابی

انتخاب همسر با همه اهمیت و جاذبه‌ای كه دارد، پیچیده‌ترین و دشوارترین انتخاب زندگی است و تشخیص و انتخاب ملاک‌های انتخاب همسر بیش از همه شما را با چالش مواجه می کنند. قرآن كریم در بیان اهداف ازدواج می فرماید: «رَبنا هَبْ لَنا مِنْ اَزواجنا وَ ذُریّاتِنا قُرَّة اَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمْتَّقینَ اِماماً (فرقان 74): پروردگارا به ما همسران و فرزندانی ده كه مایه روشنی چشم‌ها و آرام‌بخش دلهایمان باشند و ما را پیشوای پارسایان و پرهیزگاران قرار ده.»

 

همسری كه برمی‌گزینید باید شما را در اجابت این دعا و رسیدن به این قله بلند و روشن كمال یاری رساند و این فراهم نمی‌شود مگر اینكه هر دو شما علاوه بر هماهنگی در برخی ویژگی‌های فردی و خانوادگی دارای صفات شخصیتی بهنجار و سالمی باشید و با آموزش‌های مناسب سطح مهارت‌های زندگی و ارتباطی خود را افزایش دهید.

 

ویژگی‌های هر فرد را می‌توان در سه گروه جای داد:

1 - تغییر ناپذیر: جسم (قد، چهره و...)، نژاد، هوش، سن، عده خواهران و برادران، سواد پدر و مادر و...

2 -نسبتاً ثابت (صفات شخصیتی): میزان برون‌گرایی، صداقت، حیاء، امانت‌داری، حسن خلق، سخاوت، دینداری، استقلال و...

3 - تغییرپذیر: رفتارها و مهارت‌های آموختنی، ناراحتی‌های روانی گذرا مانند اضطراب، افسردگی، پیشرفت تحصیلی، میزان درآمد و...

مسلما ویژگی‌های گروه سوم را نباید جدی گرفت و كسی را به خاطر آنها قبول یا رد كرد. از بین ویژگی‌های گروه اول، برخورداری ازسطح هوشی بالاتر از متوسط را می‌توان با كمی بررسی و در صورت تردید از طریق مشاوره‌های علمی در كمتر از یك ماه بدست آورد و بقیه را نیز به آسانی مشخص كرد. ملاک‌های اصلی به گروه دوم تعلق دارند كه بعد از ازدواج خود را نشان می‌دهند وبه سادگی تغییر نمی‌پذیرند.

 

در مورد درونگرایی- برونگرایی، مشخص شده است که زوج هایی احتمال

موفقیت بیشتری دارند که در آنها، میزان برونگرایی مرد، بیش از زن باشد

 

همسریابی

نارضایتی‌های خانوادگی و طلاق‌ها بیشتر مربوط به این صفات و ویژگی های شخصیتی نسبتاً پایدار است.

متأسفانه چون‌علمای اخلاق و روان‌شناسان مسلمان در ایران، در  زمینه‌ تعیین ملاک‌های اصلی ازدواج و راه‌های تشخیص آنها مطالعات دقیقی انجام نداده‌اند، جوانان و پدران و مادران دچار سردرگمی‌ شده‌اند و كار مهم انتخاب همسر را یا با آزمون و خطا، نگرانی، استخاره و دعا گرفتن انجام می‌دهند و یا عینی‌ترین و نمایان‌ترین ویژگی‌ها مانند ظاهر فرد، تحصیلات، وضعیت اقتصادی را در نظر می‌گیرند و چنین می‌شود كه در گرداب سطحی‌نگری فردی می‌افتند و یا اسیر ظاهرسازی‌های مذهبی می شوند.

اما از تمام این ها گذشته، می توان با انجام برخی آزمون های روانشناسی، به تعدادی از ویژگی های شخصیتی افراد پی برد. مثلا در مورد درونگرایی- برونگرایی، مشخص شده است که زوج هایی احتمال موفقیت بیشتری دارند که در آنها، میزان برونگرایی مرد، بیش از زن باشد. برای پرداختن به این امر، بهتر است ابتدا تعریفی از این دو اصطلاح داشته باشیم:

 

شخصیت درون گرا: درونگرا بیشتر دربرابر نفوذهای بیرون مقاومت دارد. درارتباط با اشخاص دیگر و جهان خارج اعتماد به نفس کمتری دارد و کمتر از برونگرا مردم آمیز است. (یونگ ،1927 ـ به نقل از شولتز )

شخصیت برون گرا: سنخ برون گرا به شدت زیرنفوذ نیروهای محیطی قرار دارد و در گستره وسیعی از موقعیت ها مردم آمیز و دارای اعتماد به نفس است. (یونگ ، 1927 ـ به نقل از شولتز)

 

یکی از بهترین ابزارها برای سنجش درونگرایی- برونگرایی، پرسشنامه شخصیتی آیزنک است که کلینیک های روانسنجی و مشاوره های پیش از ازدواج

این تست را برای شما اجرا می کنند. این تست شامل90عبارت و برای سنین16سال به بالا است و مشکلات روانی افراد یا زمینه آنها را هم در نامزد شما می سنجد. مشکلاتی مثل روان رنجورخویی و روان پریشی، دروغ‌ پردازی و...

 
شخصیت

اما از کجا باید متوجه درونگرایی یا برونگرایی همسر آینده تان شوید؟ معمولا علایم بیرونی و رفتار فرد نشان دهنده این خصوصیات هستند. اگر فرد مورد نظر شما اجتماعی است، اهل فعالیت های متنوع است، از احساسات و ماجراهای خود به راحتی صحبت می کند، اعتماد به نفس خوبی دارد، واکنش های طبیعی مثل غم، گریه یا شادی اش را پنهان نمی کند، یعنی با یک فرد برون گرا طرف هستید.

 برعکس اگر همسر آینده شما فرد آرام و ساکتی است، معمولا شروع کننده یک رابطه نیست، کمتر ریسک می کند،

 اهل بروز احساسات خود نیست، با یک فرد درونگرا طرفید. اما اگر هر دو شما فرضا برونگرا هستید، چطور می توانید متوجه شوید کدام یک از شما دو نفر برونگراتر است؟

یکی از بهترین ابزارها برای سنجش درونگرایی- برونگرایی، پرسشنامه شخصیتی آیزنک است که کلینیک های روانسنجی و مشاوره های پیش از ازدواج این تست را برای شما اجرا می کنند. این تست شامل90عبارت و برای سنین16سال به بالا است وعلاوه بر درون‌گرایی و برونگرایی، مشکلات روانی افراد یا زمینه آنها را هم در نامزد شما می سنجد. مشکلاتی مثل روان رنجورخویی و روان پریشی، دروغ‌ پردازی و...

البته این عوامل به تنهایی نمی توانند ضامن موفقیت یا عدم موفقیت یک ازدواج شوند، اما یکی از مواردی است که می توان از آن، هم برای بالا بردن آگاهی در انتخاب همسر و هم کمک به شناخت زوجین از یکدیگر استفاده کرد.

 

 

منابع: 

ماهنامه سپیده دانایی - دکتر محمود گلزاری

سایت پژوهشکده باقرالعلوم

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:45 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

قوانین یک ازدواج موفق

عشق


در زندگی بسیاری از زوج‌ها را می‌‌بینیم که همانند روز‌های اول ازدواج و گاهی بیشتر به یکدیگر علاقه دارند و به‌اصطلاح مانند لیلی و مجنونند. حتما از خود می‌پرسید چگونه‌؟ در زندگی مشترک قوانینی وجود دارد که رعایت آنها سبب شادمانی و خوشبختی انسان می‌شود. بنابراین اگر هنوز زندگی مشترکتان را زیر یک سقف شروع نکرده اید، این قوانین را یادبگیرید تا رابطه تان را از آسیب های احتمالی در امان بدارید:

 

شما با یک نفر ازدواج نکرده‌اید بلکه با یک فامیل ازدواج کرده‌اید!

پایه‌ریزی شخصیت هر انسانی در خانواده صورت می‌گیرد. اگر به این مسئله توجه کنید درمی‌یابید ازدواج با کسی که از نظر خانوادگی با شما تفاوت دارد، کار سختی است. بعضی اوقات تفاوت‌ها آنقدر جدی و تأثیرگذارند که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. باور‌های مذهبی، عقیدتی از جمله تفاوت‌های عمیق و جدی است که نقش مهمی در زندگی ایفا می‌کند.

تصور کنید شما در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که کتاب و مطالعه حرف اول را در زندگی می‌زند و فرد مورد علاقه شما در خانواده‌ای (رشد کرده است) که تجملات و ظواهر نقش مهمی دارد.

چگونه می‌خواهید این دو خصیصه را با هم سازگار کنید؟ این از مواردی است که اگر با تدبیر با آن برخورد شود می‌تواند به نقطه قوت بدل شود.  احترام به فرد مقابل و توأم با رفتار متعادل و پرهیز از افراط، می‌تواند به دوام زندگی مشترک شما کمک کند.

 

یکی از قوانین طلایی زندگی مشترک، با هم رشد کردن است‌. هر کس

 در طول زندگی تغییر می‌کند درگیر فعالیت‌های مختلف می‌شود. همیشه مشوق همسر خود باشید و همانطور که خود در تلاشید که مسائل مختلف و مورد علاقه خود را بیاموزید به همسرتان نیز کمک کنید تا این فرایند را طی کند

 

شما می‌توانید زمان مطالعه خود را در محدوده زمانی کارهای فردی خود تنظیم کنید و همسر‌تان نیز می‌تواند بدون اسراف و با درایت تا حد معقول به تجملات مورد علاقه خود بپردازد. البته هر چه از نظر این خصوصیات به هم نزدیک‌تر باشید بهتر است زیرا نسل جوان کنونی در سراسر دنیا آن تحمل و صبر پدران و مادران خود را ندارند. شما جدی هستید و طرف مقابل فردی شوخ و شیطان.

اگر به این عادت طرف مقابل احترام بگذارید و گاهی شما از زیاد جدی‌بودن و طرف مقابل از زیاد شوخی‌کردن بپرهیزید، با گذشت زمان می‌بینید که ناخود‌آگاه، هر یک کمی از عادت طرف مقابل را یاد گرفته‌اید.

رشدفکری

با هم رشد کنید!

یکی از قوانین طلایی زندگی مشترک، با هم رشد کردن است‌. هر کس در طول زندگی تغییر می‌کند درگیر فعالیت‌های مختلف می‌شود. همیشه مشوق همسر خود باشید و همانطور که خود در تلاشید که مسائل مختلف و مورد علاقه خود را بیاموزید به همسرتان نیز کمک کنید تا این فرایند را طی کند.

 بسیار دیده شده که یکی از طرفین مدارج ترقی را طی می‌کند و همسر در طول این سال‌ها کمک حال و مشوق او بوده و در پایان فاصله زیادی بین دو طرف به‌وجود آمده که گاهی ادامه زندگی مشترک را سخت و گاهی ناممکن کرده است. بهتر این است که در کنار رشد فردی رشد مشترک هم داشته باشید تا بهتر و بیشتر یکدیگر را درک کنید و مشاور و همراه خوبی برای یکدیگر باشید.

 

کمی نابینا و ناشنوا شوید

بعضی اوقات صلاح این است که انسان کمی نابینا و ناشنوا شود. می‌پرسید چرا؟ زمانی که شما ناظر رفتار و گفتاری هستید که باب طبعتان نیست و هنوز نیاموخته‌اید که با سعه‌صدر و با منطق با این شرایط رودررو شوید، بهترین کار نادیده و ناشنیده گرفتن آن است. مطمئن باشید به مرور زمان می توانید این اشتباهات همسرتان را با منطق مدیریت کنید. یادتان باشد همه مسائل آنقدر حیاتی نیستند که بنیان زندگی را بلرزانند.

 

از ابتدا بیاموزید که مسائل زندگی‌تان تنها به شما بستگی دارد و هیچ‌یک

 از اعضای خانواده یا دوستانتان را درگیر مسائل جزئی زندگی‌تان نکنید. زیرا

این افراد نمی‌توانند بدون جانبداری عاطفی به مسئله نگاه کنند و

چه بسا ناخواسته به این اختلاف دامن بزنند

 

او را تشویق و تحسین کنید

همسرتان را برای هر تلاش مثبتی که می‌کند تشویق کنید و هیچ وقت موفقیت‌های دیگران را به رخ او نکشید. ظرفیت، توانایی‌ها و اعتقادات انسان‌ها متفاوت است چه بسا افرادی که پایبند اصول اخلاق و قوانین اجتماعی نباشند و یک شبه ره صدساله بروند و همسر شما نتواند چنین کاری کند. در این شرایط از داشتن همسری درستکار به‌خود ببالید و هر تلاش او را برای بهبود زندگی، ارج بنهید و درک و تحسین کنید.

 

از بازگو کردن اختلافات به دیگران خودداری کنیدجدایی

ابتدای زندگی که هنوز با اخلاق همدیگر آشنا نیستید‌، ممکن است سوء تفاهم‌های بسیاری پیش‌ آید. از ابتدا بیاموزید که مسائل زندگی‌تان تنها به شما بستگی دارد و هیچ‌یک از اعضای خانواده یا دوستانتان را درگیر مسائل جزئی زندگی‌تان نکنید. زیرا این افراد نمی‌توانند بدون جانبداری عاطفی به مسئله نگاه کنند و چه بسا ناخواسته به این اختلاف دامن بزنند. بنابراین سعی کنید مسائل پیش آمده را خود حل کرده یا درصورت نیاز به دخالت شخص ثالث، از کسی کمک بگیرید که بتواند با بیطرفی کامل به شما کمک کند.

 

در مشکلات زندگی یار و یاور هم باشید

به این گفته توجه کنید: ای‌کاش ابتدای زندگی کسی به من می‌گفت که قرار نیست همه بار زندگی را من بدوش بکشم. من از جمله افرادی هستم که می‌گویند هیچ کسی بهتر از من نمی‌تواند این کار را انجام دهد و اغلب اوقات در ضمیر ناخودآگاه خود آرزو می‌کردم، که ای‌کاش کسی به من کمک می‌کرد.

آرام‌آرام یاد گرفتم که از همسرم کمک بگیرم به‌طور مثال من همیشه عادت داشتم که روزنامه بخوانم طبیعی است که در زندگی مشترک کار‌های روزانه ما افزایش پیدا می‌کند. به همسرم پیشنهاد دادم که هر زمان که مشغول مطالعه روزنامه است، آن‌را بلند بخواند تا من هنگام انجام هر کاری که هستم از وقایع روز مطلع شوم و خود نیز هنگامی که همسرم به کاری مشغول بود درصورت تمایلش برای او روزنامه می‌خواندم. از ابتدای زندگی به هم کمک کنید تا مسائل را با هم حل کنید. کمک هر یک از شما به دیگری‌، هر چقدر هم جزئی‌، سبب دلگرمی طرف مقابل می‌شود.

 

اگر همسر شما به راحتی بتواند به خاطر جلب رضایت شما یا به‌دلیل دیگر،

پدر و مادر خود را کنار بگذارد، به او اطمینان نکنید زیرا وقتی گوهر‌های یگانه‌ای چون پدر و مادر فراموش شوند، در آینده نیز برای شما جایگزین‌های متعدد

پیدا می‌شوند و شما نیز به دست فراموشی سپرده خواهید شد

 

دوستی

با خانواده شریک زندگی‌تان دوست باشید

در آغاز زندگی به این مسئله توجه کنید که برای هر انسانی بی‌شمار دوست و همسر وجود دارد و از دست دادن یک شریک و یک دوست به‌خودی خود فاجعه است اما از دست دادن پدر، مادر و بعد خواهر و برادر فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر است.

اگر همسر شما به راحتی بتواند به خاطر جلب رضایت شما یا به‌دلیل دیگر، پدر و مادر خود را کنار بگذارد، به او اطمینان نکنید زیرا وقتی گوهر‌های یگانه‌ای چون پدر و مادر فراموش شوند، در آینده نیز برای شما جایگزین‌های متعدد پیدا می‌شوند و شما نیز به دست فراموشی سپرده خواهید شد.

جایگاه خود را دریابید و خانواده همسرتان را رفیقی مشفق بدانید نه رقیبی مزاحم. این تلاش باید دوجانبه باشد و هردو شما باید با خانواده همسرتان ارتباط سالم، پر محبت و با تفاهم برقرار کنید. به‌تدریج درمی‌یابید که با رعایت اصل اولیه نزدیکی و تشابه فرهنگی خانواده‌ها، چقدر این روابط صمیمانه، به اتحاد و همبستگی 2خانواده و بالطبع شما، کمک می‌کند.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:45 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

شما چه جور عاشقی هستید؟

احساس

شما عشق را به چه چیزی تعبیر می کنید؟ دوست داشتن زیاد؟ احساس نزدیکی؟ فدا کردن خود؟ یا آتش و سوز و گداز؟ روانشناسان معتقدند که عشق تلفیقی از همه این هاست. در عین حال اصلی ترین پایه های یک رابطه عاشقانه را صمیمیت، تعهد و گرایش جنسی می دانند که مثلث عشقی را تشکیل می دهند. از نظر آنها این مثلث وقتی متساوی‌الاضلاع باشد یک عشق کامل و رابطه موفق بین شما و همسرتان وجود دارد. در غیر این صورت انواع دیگری از رابطه به وجود می آید که ممکن است رابطه شما را با مشکلاتی مواجه کند.

 

اشترنبرگ، روانشناس شناحتی، در پاسخ به سوال چگونه تو را دوست دارم؟ 8نوع دوست داشتن را مطرح می کند که از تغییر میزان ملاک های تعهد، صمیمیت و گرایش جنسی ناشی می شوند. با بررسی این الگوهای عشق ورزی می توانید نوع رابطه خود و نامزدتان را مشخص کرده و اگر لازم بود، این الگو را پیش از شروع زندگی تان اصلاح کنید.

 

1- فقدان عشق: در این رابطه هیچکدام از عناصر عشق وجود ندارند. ما معمولا این رابطه را در زندگی روزانه با مردم عادی مشاهده می کنیم. اگر احساستان با شریک زندگیتان از این نوع است باید گفت که رابطه تان در خطر است. به عبارت بهتر، یک ازدواج تحمیلی بی عاطفه برای هر دو طرف به چشم می خورد.

 

2-همدلی یا دوست داشتن: این احساس زمانی دست می دهد که گرایش جنسی و تعهد به مقدار کم وجود دارد. یا احتمالا وجود نداشته باشد.اما صمیمیت در حد بالائی وجود دارد این احساس را معمولا با دوستان صمیمی داریم.

 

3- شیفتگی وسوسه و شور و شوق: در این مورد گرایش جنسی و هیجان یا هوس شدید نسبت به برقراری رابطه وجود دارد و این چیزی است که ما را جهت برقراری رابطه بر می انگیزد. شیفتگی و شور و شوق از ویژگی های روابطی است که در آنها گرایش جنسی شدید است اما صمیمیت و تعهد در سطح ضعیفی قرار دارند. این رابطه هم بعد از مدتی محکوم به شکست می شود.

 

خانواده

4- عشق خالی: این عشق زمانی احساس می شود که تعهد قوی باشد اما گرایش جنسی و صمیمیت در سطح پائینی قرار دارد یا اصلا وجود ندارند. این ویژگی اغلب در زوج هایی دیده می شود که مدت زیادی از ازدواج آنها می گذرد و به خاطر بچه ها در کنار یکدیگر زندگی می کنند.

 

5- عشق رمانتیک: این عشق در بین زوجهائی دیده می شود که رابطه آنها تا اندازه ای تازه است گرایش جنسی و صمیمیت شدید است اما زوجها به اندازه کافی زندگی مشترک یا تجربه های مشترک ندارند که متقابلا احساس تعهد کنند.

 

6- عشق عاطفی: در این عشق صمیمیت و تعهد شدید اما گرایش جنسی ضعیف است. این عشق در مقایسه با عشق از نوع دوستی یا همدلی بهتر فهمیده می شود. در روابط دوستانه عمدتا صمیمیت وجود دارد و ابعاد گرایش جنسی و تعهد ضعیف تر هستند مگر در دوستی های خاص. عشق عاطفی یا عشق یاری در بین زوج هایی دیده می شود که به مدت تقریبا طولانی با هم هستند و از یکدیگر رضایت دارند.

عشق

7- عشق ساده لوحانه: در این نوع عشق گرایش جنسی و تعهد بالاست اما صمیمیت ضعیف است. این نوع عشق در بین زوج هایی دیده می شود که یک علاقه، زمینه کاری و خانوادگی یاهدف مشترک قوی دارند و به همین دلیل تصمیم می گیرند با هم ازدواج کنند. حتی اگر همدیگر را اصلا نشناسند. آنها پس از آنکه نسبت به هم متعهد می شوند احساس صمیمیت می کنند. گاهی هم احساس می کنند یکدیگر را دوست ندارند. نمونه این قبیل دوستی ها را در تب و تاب های دوران نوجوانی می توان دید که معمولا زودگذر و بی پایه و اساس هستند.

 

8- عشق تمام عیار: این عشق سه عنصر را به طور کامل در خود جا داده است. اشتنبرگ می گوید رسیدن به این مرحله خیلی ساده ت  از نگهداشتن آن است.

 

 

 

برگرفته ازکتاب قصه عشق- نوشته رابرت اشترنبرگ

ویکی پدیا انگلیسی

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:45 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

یک روز نامزدی به از صد سال زندگی!

 بهترین روزهای زندگی


دوران نامزدی اگر حساس ترین مرحله زندگی نباشد، می تواند به عنوان موثرترین دوره زندگی لقب بگیرد. دورانی که اگر ماهرانه طی شود و به وظایف مخصوص آن عمل شود، می تواند ازدواج موفقی را در پی داشته باشد.
البته باید به یاد داشته باشید که منظور از دوران نامزدی فاصله بین عقد و عروسی است.  یعنی زمانی که عقد صورت گرفته ولی زن و مرد رسماً هنوز در کنار یکدیگر زندگی نمی کنند.

 

چرا باید بین عقد و عروسی فاصله باشد؟

شاید یک ازدواج ضرب الاجلی و بی مقدمه از نظر خیلی ها رمانتیک و پرهیجان باشد، اما حقیقت این است که در بیشتر موارد فاصله بین دوران عقد و عروسی به دلایل زیر کاملا ضروری است:

 

1- دختری که چندین سال در یک خانواده زندگی کرده و با افراد خانواده به خصوص پدر و مادر انس شدیدی دارد و جدایی از آنان برایش سخت است، صلاح نیست که ناگهان او را از خانواده اش جدا کنند، زیرا از نظر عاطفی به او لطمه وارد می شود بلکه لازم است برای این جدایی بتدریج در او آمادگی ایجاد شود.

 

2- دختر و پسری که تاکنون مسؤلیت زندگیشان به عهده ی پدر و مادر بوده است، آمادگی آن را ندارند که یک مرتبه کلّ مسؤلیت زندگی را به عهده گیرند، بلکه فرصتی لازم دارند که خود را برای پذیرش بار مسؤلیت زندگی مشترک آماده کنند.

 

3- دختر و پسری که تا چندی پیش با هم بیگانه بوده اند برایشان سخت است که یک مرتبه و بدون مقدمه در کنار هم قرار گیرند و با هم زندگی مستقلی را شروع کنند، لازم است مدتی بگذرد تا با هم انس بگیرند و آماده ی زندگی با هم شوند.

 

4- ممکن است دختر و پسر به دلایلی مثل ادامه تحصیل، سربازی و غیره ... آمادگی زندگی مستقل  را فعلاً  نداشته باشند اما آمادگی نامزدی را داشته باشند، پس بهتر است نامزد شوند تا آن موانع برطرف شود.

 

5- والدین دختر و پسر نیز برای عروسی فرزندانشان نیاز به آمادگی دارند، دوران نامزدی فرصت لازم را برای این آمادگی در اختیارشان می گذارد. 

 

یک روز نامزدی بهتر از یک سال ازدواج!

نامزدی صرف نظر از تمام مزیت هایی که گفتیم، فایده های دیگری هم دارد که می تواند دختر و پسر  را با آمادگی بیشتری وارد زندگی کند. این فایده ها عبارتند از:

1- افزایش شناخت نسبت به یکدیگر، برای تفاهم بیشتر

هرچند دختر و پسر در مرحله ی نخست یعنی" گزینش" باید شناخت کافی نسبت به هم پیدا کرده باشند امِا علاوه بر آن شناخت باید آشنایی ملموستر، محسوستر و بیشتری از یکدیگر پیدا کنند  و با روحیات و اخلاق و دیدگاههای هم بیشتر آشنا شوند. در حقیقت این آشنایی و شناخت در دوران نامزدی تکمیل کننده ی شناخت مرحله ی گزینش است. آنگاه در پرتو این آشنایی نزدیک و کامل، خود را برای تفاهم و سازگاری در زندگی مشترک آماده می کنند.

شناخت اولیه برای " انتخاب کردن"  است و شناخت دوران نامزدی برای " تفاهم و سازگاری".

 

محبت

2- افزایش محبت

یکی از شرط های اصلی سعادت در زندگی زناشویی " محبت" است و زمینه ی آن باید قبل از عقد فراهم شده باشد. اما دوران نامزدی بهترین فرصت است برای افزایش و تحکیم محبت. بطوریکه رفتار و گفتار و تمام اعمال نامزدها در افزایش محبت و یا کاهش آن موثر است.

بنابراین دختر و پسر نباید از انجام هر عملی که باعث افزایش محبت می شود کوتاهی کنند و در عین حال از کارهای که موجب دلسردی و کاهش محبت می شود می بایست اجتناب کنند.

 

3- پایه ریزی برای  استقلال آینده

دختر و پسر معمولاً قبل از ازدواج وابسته به زندگی پدر و مادر هستند. که باید این" وابستگی" تبدیل به " استقلال" گردد. دوران نامزدی فرصت مناسبی برای پی ریزی این استقلال است. در حقیقت نامزدها باید برای آینده طرح و برنامه بریزند، اهداف و دورنماها و افقهای زندگی آینده را ترسیم نمایند و راه های وصول به آن ها را بررسی کنند.

باید بدانیم خاطرات دوران نامزدی معمولاً تا آخر عمر در ذهن می ماند و در زندگی آینده تأثیر دارد. ( چه خاطرات شیرین و چه تلخ). بنابراین رفتار دختر و پسر در این دوران باید کاملاً حساب شده باشد

 

4- بها دادن به احساسات و عواطف همدیگر

نامزدها باید مواظب عواطف و احساسات یکدیگر باشند و به آن بها  دهند . بعضی از نامزدها به احساسات طرف مقابلشان اهمیت نمی دهند و به یکدیگر بی اعتنایی می کنند و خیال می کنند این کارشان باعث عزیز تر شدنشان می شود و حال آنکه کاملاً برعکس است ، بطوریکه این رفتار ممکن است لطمه های سنگینی به زندگیشان بزند.

یادتان باشد که خاطرات دوران نامزدی معمولاً تا آخر عمر در ذهن می ماند و در زندگی آینده تأثیر دارد. ( چه خاطرات شیرین و چه تلخ). بنابراین رفتار دختر و پسر در این دوران باید کاملاً حساب شده باشد و از اعمالی که به غرور و شخصیت یکدیگر ضربه وارد می کند اجتناب کرد که از جمله ی این رفتار ها بی اعتنایی، سرسنگینی و تکبر است.

 

5- هدیه دادن

" هدیه" در جلب دلها و افزایش محبت نقش عجیبی دارد. بر نامزدها لازم است که از این نکته ی زیبا و مهم غفلت نکنند.

لازم نیست که هدیه گرانقیمت باشد بلکه لازم است مورد علاقه طرف مقابل باشد و البته با سلیقه و البته فراموش نشود که هدیه دادن باید دو طرفه باشد.

 

6- نامه نگاریهای محبت آمیز

نامه نگاری

نوشتن نامه های عاشقانه و پر محبت تاثیر زیادی در افزایش محبت و استحکام رابطه ی بین نامزدها دارد. مطمئن باشید حتی اگر دختر و پسر به هم نزدیک باشند بازهم نوشتن نامه تأثیر خود را خواهد داشت، می توانید نامه را بنویسید و هنگامه جدا شدن از هم نامه را به یکدیگر بدهید. از سوی دیگر خواندن این نامه ها در دورانهای آتی می تواند خاطره انگیز و لذت بخش باشد.

 

7- فراگیری علوم و فنون اداره ی زندگی ، همسرداری و مطالعه کتاب هایی در این باره

همسرداری و اداره ی زندگی مانند هر کار مهم دیگری نیاز به تعلیم و تعلم دارد. و این آموزش ها باید قبل از ازدواج شروع شود و تا آخر عمر استمرار یابد.

به این منظور لازم است پدران و مادران فرزندان شان را از دوران کودکی بتدریج با امور و مسؤلیتهای زندگی آشنا کنند و در آنان آمادگیهای لازم را برای آینده به وجود آورند؛ اما متأسفانه بعضی از والدین به عنوان محبت به فرزند، فرزندانشان را از کار کردن در خانه و آشنایی با اموری که در زندگی آینده به آن احتیاج دارند باز می دارند در حالیکه این عمل والدین نه تنها محبت نیست بلکه خسارت های بزرگی را متوجه فرزندان می کند، چراکه هنگامیکه دست والدین از سر آنان برداشته شد و با حقایق زندگی و سختیها و مسوولیتها مواجه شدند دچار هراس و افسردگی و نا امیدی می شوند و احساس خود کم بینی و حقارت می کنند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان درباره ی مسائل گوناگون معلومات را فرا می گیرند اما درباره همسرداری و اداره ی زندگی هیچ نمی دانند و یا بسیار کم می دانند.

و صد البته که بی توجهی و سهل انگاری در این زمینه می تواند مشکل ساز باشد و در مقابل، فراگیری این امور می تواند پیشگیری کننده از بسیاری از مسائلی باشد که ممکن است به علت عدم آگاهی دختر و پسر در زندگی آینده ی آنها پیش آید. پس بر دختر و پسر لازم است قبل از ازدواج خود را به دانش ها و آمادگیهای لازم برای اداره ی زندگی آینده مجهز کنند، در کلاسهای که می تواند به آمادگی آنها بیفزاید شرکت کند و کتابهایی را که در این موضوع است مطالعه کنند که دوران نامزدی و فاصله ی بین عقد و عروسی فرصت بسیار مناسبی است برای دستیابی به این هدف و تکمیل این آمادگی ها.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:46 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

شما عاشق ترید یا او؟

ترازو

احتمالاً با چنین احساسی آشنایی دارید. شما عاشق هستید ولی به احساس همسر یا نامزدتان اطمینانی ندارید. مطمئنید که زوج مناسبی هستید ولی او احساس هیجان نمی کند. زمانی که نزد شما حضور ندارد پیوسته به او می اندیشید. اما به نظر می رسد او بدون حضور شما مشکلی ندارد. اینها چه مفهومی دارد؟ اینکه شما رابطه ای نا موفق دارید.

در یک رابطه سالم اینکه احساسات یکی از طرفین قویتر از دیگری باشد در هردو طرف رابطه به چشم می خورد. به گونه ای که زمانی یک طرف به دنبال دیگری است و زمانی دیگری او را دنبال می کند.

 

اگر در رابطه ای تنها یک طرف از نظر عاطفی تعقیب کننده و طرف دیگر تنها تعقیب شونده باشد این رابطه سالم نیست. تعادل ندارد و محکوم به شکست است.

 

اما چگونه متوجه شوید که به شما عشق می ورزند یا نه؟

در زیر نشانه های هشدار دهنده ای را مشاهده می کنید که حاکی از اینست که در رابطه ای به سر می برید که بیشتر از آنچه به شما عشق بورزند عشق می ورزید. برای عباراتی که اغلب احساسات و رفتارهایتان را توصیف می کنند یک امتیاز در نظر بگیرید و بکوشید حتی اگر ماجرا ناخوشایند است با خود صادق باشید.

 

1- معمولاً شما از نظر فیزیکی به ابراز محبت اقدام می کنید.

 

2- معمولاً شما می خواهید صمیمی و مهربان باشید در حالیکه محبوبتان تنها در اندیشه ایجاد ارتباط است.

 

3- معمولاً شما می کوشید همراه او باشید و کارهایش را انجام دهید در حالیکه او به ندرت چنین کارهایی می کند.

 

4- معمولاً شما نخست در ابتدای رابطه در مورد او با خانواده خود حرف می زنید.

عشق

 

5- معمولاً شما برنامه ریزی یک ملاقات را انجام می دهید و او بدون نشان دادن شور و هیجان تنها در آنها شرکت می کند.

 

6- معمولاً شما هیجان زیادی را برای تداوم رابطه نشان می دهید ولی او در این مورد بی تفاوت است.

 

7- معمولاً شما در برخی از مناسبت های خاص هدیه هایی به او می دهید که از پیش گزیده شده هستند اما او در آخرین لحظات به این فکر می افتد و هدایای او هم جنبه شخصی ندارند.

 

8- معمولاً شما بیشتر با او در تماس هستید.

 

9- معمولاً شما در هنگام بحث درباره رابطه آینده و احساسات ، متوجه می شوید که او یا سکوت می کند یا می کوشد بحث را عوض کند.

 

10- معمولاً شما خود را با روش زندگی و عادات و برنامه های او وفق می دهید در حالیکه او تلاشی برای وفق دادن خود با شما نمی کند.

 

نتیجه آزمون

2 امتیاز : رابطه ای متعادل دارید و به احتمال زیاد به همان اندازه که عشق می ورزید دریافت می کنید. در زمینه هایی که امتیاز گرفته اید بیشتر بیندیشید و نیازهایتان را مطالبه کنید.

 

عشق

3 تا 5 امتیاز:

می خواهید خود را متقاعد کنید که به اندازه کافی به شما عشق می ورزند در حالیکه اینگونه نیست. شما می کوشید عشق و محبت او را جلب کنید ولی او در جهت جلب علاقه شما تلاش نمی کند. یا روحیه ای منفعل دارد یا اصلاً شما را دوست ندارد. از اینکه به تنهایی به کاری بپردازید بپرهیزید و متوجه شوید که او هم در این راه به شما کمک می کند یا نه. اگر کمکی مشاهده نمی کنید ادامه این رابطه درست نیست.

 

5 تا 7 امتیاز: با این رابطه دردناک چه می کنید؟ لازم نیست خودتان را فریب دهید. شما به اندازه ای که استحقاق دارید عشق دریافت نمی کنید. اعتماد به نفس شما به قدری پایین است که به لقمه ای نان دلخوش کرده اید و آن را کافی می دانید. شما در ارتباطی ناسالم به سر می برید و هرچه بیشتر به این رابطه ادامه دهید بیشتر دچار صدمات روحی خواهید شد. آخرین هشدارها را به او بدهید و اگر تأثیری ندیدید به رابطه پایان بدهید و یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید.

 

8 تا 10 امتیاز: این چه رابطه ای است؟ شما دچار توهم ایجاد رابطه شده اید. همواره از خود ایثار نشان می دهید ولی چیزی دریافت نمی کنید. این عشق نیست. خودکشی روانی است. شما آمادگی ایجاد یا تداوم رابطه را ندارید. پیش از اینکه دیر شود رابطه خود را قطع کنید و نزد مشاور بروید تا به شما کمک کند.

 


برگرفته ازکتاب: آیاتوآن گمشده هستی؟/ نوشته باربارا دی آنجلیس

تنظیم:حدیثه نصری مقدم

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:46 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج ترس ندارد!

ازدواج

 


 

در شرایطی که خیلی از جوانان نبود امکانات را بهانه ازدواج نکردنشان می دانند، عده دیگری هم هستند که شرایط شان برای ازدواج مناسب است اما با این حال یا از خواستگاری رفتن طفره می روند یا در خانه را به روی هر خواستگاری می بندند. اگر شما هم جز این دسته از افراد هستید بهتر است یادداشت زیر را بخوانید تا بهتر با ترس های درونی تان از ازدواج رو به رو شوید!

 


 

 

- علت ترستان را مشخص کنید

ترس

بیشتر افراد از خود ازدواج نمی‌ترسند، بلكه از حواشی و احتمال وجود شكست در آن وحشت دارند. احساس می‌كنید كه چه تغییری ممكن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی كه شما را در مقابل ازدواج كردن خلع سلاح می‌كند، در ذهن خود مجسم كنید.

گاهی اوقات صحبت ها و گفتگوهای غیر منطقی و نادرستی که اطرافیان در مورد ازدواج به میان می آورند، باعث بروز این ترس می شود. گاهی اوقات مشاهده شکست اطرافیان و یا اختلافات دایمی والدین و گاهی اوقات وجود باورهای منفی در خود افراد باعث بروز این ترس می گردد.

البته امکان دارد در ابتدا علت واقعی مشکل تان را پیدا نکنید و لازم باشد که مروری بر گذشته خود، شرایط زندگی تان و... داشته باشید تا علت این مشکل را پیدا کنید.

 

- تصمیم بگیرید فرد مناسبی را برای ازدواج انتخاب کنید

گاهی اوقات ترس از ازدواج به خاطر تردیدی است که شما از طرف مقابل تان دارید. برای مثال شاید او را درست نمی شناسید و یا در مورد برخی از ویژگی های وی دچار تردید هستید و نمی دانید واقعا میان گفتار و رفتار وی هماهنگی وجود دارد یا خیر؟ در چنین شرایطی اول باید با خودتان صادق باشید یعنی بررسی کنید و ببینید که واقعا چه معیارهایی را برای ازدواج دارید؟ این فرد تا چه حد با معیارهای شما هماهنگی دارد؟ آیا برای شناخت او تلاش لازم را کرده اید؟ از بزرگترها و افراد صاحب نظر کمک و مشورت گرفته اید؟ و ... به کار بردن عقل سلیم، صداقت با خود، مشورت با اهل فن و... جز مهمترین اصولی است که در موفقیت ازدواج افراد نقش دارد. در میان گذاشتن  نگرانی با خواستگار می تواند به شما کمک کند تا احیانا این مساله را به اتفاق اورفع کنید.

 

 با خودتان صادق باشید و بررسی کنید که واقعا چه معیارهایی را برای ازدواج دارید؟ این فرد تا چه حد با معیارهای شما هماهنگی دارد؟ آیا برای شناخت او تلاش لازم را کرده اید؟ از بزرگترها و افراد صاحب نظر کمک و مشورت گرفته اید؟

- در مورد نگرانی هایتان با طرف مقابل صحبت کنید

تصور نکنید که صحبت کردن در مورد این نگرانی ها نشانه ضعف شماست، بلکه می تواند نشانه ای از قدرت شما باشد. گاهی اوقات میتوان این نگرانی ها را به اتفاق طرف مقابل حل نمود. برای مثال برخی از دختران هراس دارند که بعد از ازدواج فرصت کار در بیرون از منزل را از دست بدهند و به همین دلیل از ازدواج سر باز می زنند. در میان گذاشتن  نگرانی با خواستگار می تواند به شما کمک کند تا احیانا این مساله را به اتفاق اورفع کنید.

 

- توجه داشته باشید که ازدواج یک فرآیند پویاست

ازدواج

هیچ کس کامل نیست؛ نه شما و نه شریک تان. بنابراین اگر منتظر ازدواج با كسی هستید كه هر روز در زندگی خود فقط رنگین كمان و طلوع خورشید را مشاهده كنید، مطمئن باشید که هیچ گاه نمی‌توانید ازدواج كنید. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای كامل كردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید.

خیلی ها با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج می‌كنند و زمانی كه زندگی روی جدی اش را به آنها نشان می دهد، تصمیم به خراب کردن ساخته هایشان می گیرند و به  طلاق پناه می برند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای زندگی آماده كنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید.

بدترین اتفاق این است که تصور کنید در نتیجه ازدواج همه چیز باید خوب و در جای خود باشد. در حالیکه جنگ و نزاع، سوتفاهم، اختلافات و درگیری، اختلاف در عقاید و سلایق و .. اجزا جدایی ناپذیرازدواج است و البته کلید موفقیت در ازدواج نیز یافتن راههای هماهنگی با همسر و پیدا کردن روشهایی برای غلبه بر این مشکلات است. بنابراین کسب دیدگاه منطقی در مورد ازدواج از راه های اصلی غلبه بر ترس از ازدواج است.

 

بدترین اتفاق این است که تصور کنید در نتیجه ازدواج همه چیز باید خوب

و در جای خود باشد. در حالیکه جنگ و نزاع، سوتفاهم، اختلافات و درگیری، اختلاف در عقاید و سلایق و .. اجزا جدایی ناپذیرازدواج است

 

- مشاوره پیش از ازدواج را فراموش نکنید

این بدان معنا نیست که شما مشکل دارید بلکه به معنای آن است که می خواهید از توصیه های حرفه ای برای انتخاب همسر استفاده کنید. همچنین گذراندن دوره های آمادگی ازدواج نیز توصیه می شود. این دوره ها می تواند شامل آموزش شیوه های درست انتخاب همسر باشد و هم می تواند شامل کلاسهایی باشد که روشهای شادزیستن در زندگی زناشویی را به شما آموزش دهد.

 

مشاوره

- مشورت با افرادی که ازدواج موفقی داشته اند

یکی دیگر از راههای غلبه بر ترس از ازدواج صحبت با افرادی است که ازدواج موفقی را پشت سر گذاشته اند. این افراد می توانند گواهی دهند که آنها نیز قبل از ازدواج نگرانی هایی داشته اند و همچنین با ارایه توصیه هایی به شما می توانند کمکتان کنند تا ازدواجی شاد را برای خودتان برنامه ریزی کنید.

همچنین معمولاً آنها در حرف‌هایشان به این نكته هم اشاره می‌كنند که: "همیشه سعی می‌كنیم از رفتار بد كوچك یكدیگر چشم پوشی كنیم" ، اما توجه داشته باشید كه نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شرک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریكتان متوجه نیازهای شما می‌شود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا كنید.

 

- با خودتان و همسر آینده تان صادق باشید

به این مساله توجه داشته باشید که ترس از ازدواج تا حدی طبیعی است اما از طرف دیگر اگر این ترس از حد طبیعی خود خارج شود نشان از آن است که شما آمادگی لازم جهت ازدواج را کسب نکرده اید. مطالعات وسیع در این زمینه، شرکت در کلاسهای آمادگی ازدواج و ... می تواند در این زمینه به شما یاری برساند.

 

- ببینید كه كدامیك از جنبه‌های ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد.

دقت كنید كه در صورت ازدواج شما دو نفر با هم، شما و همچنین شریک زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد پیامدهای ازدواج صادق باشید بهتر می‌توانید معنا و مفهوم ازدواج را درک كرده و ببیند كه با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر.

 


نویسنده:مریم عطاریان

تنظیم:حدیثه نصری مقدم

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:46 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

دوست بودن یا نبودن؛ مساله این است!

دوستی قبل از ازدواج

دوستی قبل از ازدواج درست به همان اندازه که این روزها در فرهنگ ازدواج ایرانی جا باز کرده، مورد انتقاد روانشناسان و مشاوران خانواده هم قرار دارد. روابطی که هر قدر هم حد و مرز برای آن قائل شوید، باز سربزنگاه دامن زندگی تان را می گیرد و برایتان دردسر ساز می شود. شاهد این ادعا، تحقیقاتی است که پژوهشگران دانشگاهی در دنور انجام داده اند و نتایج آن حتی در یک کشور غربی هم درست مشابه نتایجی است که در عرف و فرهنگ ما به بار می آید.

 

پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که احتمال طلاق در همسرانی که قبل از ازدواج مدتی را با یکدیگر سپری کرده اند، بیشتر از همسرانی است که برقراری رابطه بیشتر با یکدیگر را به بعد از ازدواج و یا قطعی شدن نامزدی موکول کرده اند.

 علاوه بر این، همسرانی که قبل از ازدواج مدتی را به صورت دو دوست با هم سپری کرده اند، میزان رضایت کمتری از زندگی خود گزارش کرده اند. از نظر این پژوهشگران افرادی که بدون هیچ تعهد مشخصی و حتی بدون اینکه حرفی از ازدواج یا نامزدی در میان باشد مدتی را با هم سپری می کنند، ناخودآگاه به سمت ازدواج سوق داده می شوند؛ بدون اینکه واقعاً در این زمینه به توافق مشخصی رسیده باشند و شناخت کاملی از هم پیدا کرده باشند.

 

پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که احتمال طلاق در همسرانی که قبل از ازدواج مدتی را با یکدیگر سپری کرده اند، بیشتر از همسرانی است که برقراری رابطه بیشتر با یکدیگر را به بعد از ازدواج و یا قطعی شدن نامزدی موکول کرده اند. علاوه بر این، همسرانی که قبل از ازدواج مدتی را به صورت دو دوست با هم سپری کرده اند، میزان رضایت کمتری از زندگی خود گزارش کرده اند

 

عشق

دکتر حبشی مشاور ازدواج و استاد دانشگاه در این باره می گوید: «دوستی قبل از ازدواج به جای ایجاد شناخت، تنها عاطفه‌ها را گره می‌زند و دختر و پسر قبل از آنکه بتوانند شخصیت یکدیگر را غربال کنند، درگیر عواطف می شوند و آنقدر به خلق و خوی هم عادت می کنند که دیگر نمی توانند نواقص طرف مقابل را ببینند و حتی فراموش می کنند که خواسته شان از زندگی چیست و آیا طرف مقابل توان برآوردن این خواسته ها را دارد یا نه. در حقیقت این نوع دوستی کمك زیادی برای به دست آوردن شناخت نمی کند و تنها با درگیر کردن دو طرف در احساسات، تصمیم گیری عقلانی را دشوار و دردناک می کند.»

دکتر حبشی انتخاب همسر را دارای مراحلی می داند که از شناخت خود تا کسب مهارت های اجتماعی را شامل می شود. او می گوید: «در بحث شناخت از خود باید به این نكته توجه كرد كه با آگاهی كامل از خود به سراغ یك ایده و فكر و روحیات جدید در ازدواج باید رفت. ازدواج می تواند یک تصمیم تلخ یا شیرین باشد که بسته به نوع برخورد با این انتخاب عظیم، تلخی و شیرینی آن به وجود می آید. بنابراین می توان با به دست آوردن قدرت و مهارت‌های لازم ازدواج را به یک تصمیم مهم و شیرین در زندگی تبدیل کرد.»

 

همانقدر که دوستی قبل از ازدواج آسیب زا است، آشنایی کسب نکردن قبل از ازدواج هم می تواند مخاطره آمیز باشد. یک خواستگاری چشم بسته روش درستی برای شروع زندگی نیست. البته خواستگاری حوزه سؤال و جواب نیست بلكه فرصتی است تا به طرف مقابل شناسایی بدهیم و از او شناختی کسب کنیم

 

عشق

او معتقد است که برای یك ازدواج موفق باید با طرح و برنامه از پیش تعیین شده جلو رفت و این خود مستلزم داشتن معیار، انگیزه و گزینش درست در ازدواج است. در حقیقت اینجا بحث خودشناسی مطرح می شود و اینكه در ازدواج به دنبال چه هستیم. بعد از آن می‌توان به دنبال این بود كه مخاطب چه طور باید باشد و چه خصوصیاتی داشته باشد. این در حالی است که دوستی قبل از ازدواج این فرصت را از دختر و پسر می گیرد تا خود را به دقت بشناسند، خواسته ها و نیازهای خود را برآورده کنند و بر اساس این خواسته ها فرد مورد نظر را انتخاب نمایند.

دکتر حبشی می گوید: «همانقدر که دوستی قبل از ازدواج آسیب زا است، آشنایی کسب نکردن قبل از ازدواج هم می تواند مخاطره آمیز باشد. یک خواستگاری چشم بسته روش درستی برای شروع زندگی نیست. خواستگاری حوزه سؤال و جواب نیست بلكه فرصتی است تا به طرف مقابل شناسایی بدهیم و از او شناختی کسب کنیم. باید از اعتقادات، روحیات، برنامه‌های مدون زندگی، خوش آمدها و بدآمدها، محاسن و معایب، شرایط خانوادگی و... صحبت شود، و در تمام این مدت بایدنحوه معاشرت‌ها و خلق‌ و خوها مورد بررسی دقیق و موشکافانه قرار گیرد.»

 


اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:46 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

سه باور غلط درباره ازدواج 

ازدواج

هر چه قدر هم که در زمان تجرد فکر کنیم که در مورد ازدواج چندان فکر نمی کنیم یا تصور کنیم این موضوع الان برای ما اهمیت زیادی ندارد، اما واقعیت چیز دیگری است. برای بسیاری از ما از همان سال های اول که مفهوم خانواده را متوجه می شویم و معنی دوست داشتن را می فهمیم، تصوراتی در مورد ازدواج و زندگی مشترک نیز شروع به شکل گیری می کند. کتاب های داستان و رمان و فیلم ها برای ما الگویی از روابط عاشقانه را ترسیم می کنند که هر کسی آرزوی رسیدن به آنها را دارد. در این بین کم کم نتیجه گیری می کنیم که چه کارهایی باید بکنیم تا زندگی خوب و عاشقانه ای داشته باشیم.

 

اما همان طور که تصورات درست و منطقی شکل می گیرد در کنار آن هم تصوراتی اشتباه، غیرمنطقی و بیش از اندازه رویایی ایجاد می شود. این رویاها و تصورات غیرمنطقی بیشتر اوقات بدون آنکه متوجه شویم در زندگی ما تاثیرات منفی گذاشته و اگر به موقع در صدد کنار گذاشتن آنها نباشیم، آرامش ما به خطر خواهد افتاد. با تعدادی از این تصورات آشنا خواهیم شد:

 

 من همیشه عاشق همسرم خواهم ماند!

ازدواج

این جمله یکی از آرزوهای مورد علاقه ی افراد مجرد است. اما مساله اینجاست که علی رغم آنکه این جمله سخت خواستنی است اما رسیدن به آن محال و غیر ممکن است.

واقعیت این است که روابط ما با همسرمان به عنوان نزدیک ترین فرد، هیچ وقت نمی تواند چنین ثباتی را داشته باشد. معمولاً بالا و پائین های متعدد و متناوبی در رابطه ی ما اتفاق می افتد که البته احساسات ما را نیز تحت الشعاع قرار می دهد. ممکن است گاهی اوقات عصبانی شویم، دلگیر شویم و احساس کنیم که نمی توانیم همسرمان را دوست داشته باشیم و اصلاً احساسی مشابه تنفر در ما ایجاد شود.

زمانی که ایده آل فکر می کنیم و می خواهیم در هر شرایطی عاشق همسرمان باشیم، در زمان بروز مشکل در رابطه با همسر لحظات سختی را پیش رو خواهیم داشت. تناقض بین آنچه آرزو داریم و آنچه احساس می کنیم، فشار روانی زیادی را به ما متحمل می کند و البته این فشار زیاد معمولاً توانایی تصمیم گیری درست در زمان های حساس را از ما می گیرد.

 البته اگر در زمان انتخاب درست عمل کرده و قدم های بعدی مان هم درست باشد، احساس دوست داشتن همسر، احساسی غالب است و زمان هایی که احساس می کنیم همسرمان را چندان دوست نداریم، در اقلیت خواهند بود.

 

برای داشتن رابطه ی با ثبات و خوب، دوست داشتن کافی نیست، بلکه باید

خیلی چیزهای دیگر را نیز یاد گرفت. مهارت هایی برای خوب شنیدن، برای داشتن رابطه ای موثر و حتی برای بخشیدن

 

ما چون عاشق هم هستیم، زندگی مان هم خوب خواهد بود

شاید شما هم چنین جمله ای را شنیده باشید، زمانی که از افرادی که روابط خوبی با همسرشان دارند، می پرسند چگونه رابطه ی خوبی دارند، می گویند «این کار سختی نیست، ما همدیگر را خیلی دوست داریم، پس رابطه ی خوبی هم با همدیگر داریم.»

ازدواج

این گفته تا حدی درست و البته تا حدی نیز نادرست است، زمانی که همدیگر را دوست داریم، البته فداکاری هایی نیز در زندگی مشترک انجام می دهیم اما همان طور که تجربه ی همه ی ما نشان داده، ما با صمیمی ترین دوستان خود نیز مشکل پیدا می کنیم، دلگیر می شویم و حتی ممکن است جر و بحث و دعوا کنیم.

واقعیت این است که اگر به صرف دوست داشتن و علاقه داشتن به یکدیگر وارد زندگی مشترک شویم و تصور کنیم که این موضوع تمام مسائل را حل خواهد کرد، در دردسر بدی افتاده ایم. چرا که کم کم زمانی که دلخوری و ناراحتی پیش می آید، این تصور در ما ایجاد می شود که پس اگر الان ما از دست هم دلخور هستیم، این بدان معناست که همدیگر را به قدر کافی دوست نداریم!

واقعیت این است که برای داشتن رابطه ی با ثبات و خوب، دوست داشتن کافی نیست، بلکه باید خیلی چیزهای دیگر را نیز یاد گرفت. مهارت هایی برای خوب شنیدن، برای داشتن رابطه ای موثر و حتی برای بخشیدن.

 

در زندگی واقعی لازم است گاهی اوقات نیازهای همسرمان را به نیازهای خودمان ترجیح دهیم. اما چنین رویه ای نمی-تواند چندان ادامه پیدا کند. باید تا حدی تعادل نیز وجود داشته باشد تا زندگی با دردسر کمتری ادامه پیدا کند

 

من همسر خوبی هستم، پس فداکاری می کنم!

این نکته از مواردی بود که در روزگار قدیم معمولاً دخترها آن را یاد گرفته و در زندگی مشترک خود سعی می کردند به آن عمل کنند. اگر در قدیم این روش کارایی داشت و خانم می توانست با فداکاری فراوان زندگی خوبی برای خودو همسرش درست کند، اما امروزه دیگر کمتر چنین برخوردی می تواند موثر باشد.

 شاید شما هم شنیده باشید که آمار افسردگی در خانم های میانسال بالاست، اما آیا به دلیل چنین موضوعی هم فکر کرده اید؟ البته عوامل متعدد و مختلفی در بین است. اما بعضی روانشناسان یکی از دلایل چنین مساله ای را ندیده گرفتن خود و نیازهای خود در طی سال ها توسط خانم ها می دانند.

ازدواج

البته تنها عکس العمل به نادیده گرفتن خود، افسردگی نیست. عصبانیت مداوم، خستگی بی دلیل و رفتارهای هیجانی ناگهانی و غیر قابل کنترل از موارد دیگری است که افراد از خود بروز می دهند. البته تصور نکنید که فداکاری های بی دلیل و حذف خود فقط مختص خانم هاست، بعضی آقایان نیز دست به این کار زده و البته بعد از مدتی عوارض آن را متحمل می شوند.

در زندگی واقعی لازم است گاهی اوقات نیازهای همسرمان را به نیازهای خودمان ترجیح دهیم. اما چنین رویه ای نمی-تواند چندان ادامه پیدا کند. باید تا حدی تعادل نیز وجود داشته باشد تا زندگی با دردسر کمتری ادامه پیدا کند.

البته از آن طرف نیز فراموش نکنید که تعادل کامل نیز محال است. شاید مثال مناسب برای توصیف این موضوع، الاکلنگ است. گاهی شما بالا و همسرتان پائین است و گاهی برعکس این همسرتان است که بالاست و شما باید پائین باشید.

 از طرفی این امکان پذیر نیست که همیشه یک نفر بالا و دیگری پائین باشد. برای ادامه یک  زندگی لذت بخش این بالا و پائین رفتن باید به صورتی متناوب ادامه داشته باشد.

 


منبع: روزنامه اطلاعات- ضمیمه خانواده

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:47 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

آستین ها برای چه کسی بالا می رود؟ 

ازدواج


مطمئناً شما هم می توانید درباره مواردی که در زمان انتخاب همسر باید به آن دقت کرد، صحبتی و یا سخنرانی داشته باشید. اما سوال مهم تری در این میان نیز وجود دارد، آیا من به عنوان فردی که به فکر ازدواج افتاده ام واقعاً آمادگی های لازم برای این کار را دارم یا صرفاً چون سنم بالارفته و بقیه می خواهند آستینی بالا بزنند و یا چون به تازگی با فردی آشنا شده ام که دلم را لرزانده، به این نتیجه رسیده ام که دیگر نوبت من است؟

 

«سنت دیگه بالا رفته، وقت ازدواجته!»، این طرز تفکر بسیاری از افراد است، اینکه اگر سن فردی بالا می رود، نشان دهنده این است که وقت ازدواج اوست. البته توجه به سن افراد تا حدی درست است، چرا که به هر صورت اولین شرط برای ازدواج رسیدن به حداقلی از سن است. معمولاً کمترین سن برای ازدواج را سن بلوغ جسمی در افراد در نظر گرفته می شود. اما ایراد اصلی چنین طرز تفکری، بی توجهی به دیگر ابعاد بلوغ و البته نقش انگیزه است.

 

«من تصمیمم را گرفتم، می خواهم ازدواج کنم!» در سوی دیگر داستان ازدواج، افرادی هستند که دیگران می گویند هنوز وقت ازدواج آنها فرا نرسیده اما خودشان پایشان را در یک کفش کرده و می خواهند با فرد مورد نظرشان ازدواج کنند. این دسته معمولاً انگیزه ی بالایی برای ازدواج دارند. مساله ی مهمی که برای شروع زندگی مشترک نکته ی بسیار مثبتی است اما متاسفانه برای ادامه ی زندگی موفق کفایت نمی کند. اما جدای از سن و انگیزه نکات دیگری نیز هست که باید به آن توجه کرد.

 در بلوغ عاطفی مهم این است که با آگاهی تصمیم بگیریم و تصمیم ما هم صرفاً به قصد خالی کردن هیجاناتمان نباشد، بلکه با توجه به اهدافی باشد که دنبال می کنیم

 

بلوغ عاطفی و روانی

معمولاً افراد از بچه های کوچک خیلی انتظار بالایی ندارند. بچه ها ممکن است در زمان عصبانیت داد بزنند، وسایل بازیشان را به اطراف پرتاب کنند، به سمت دیگران حمله کنند و یا حتی خودشان را بزنند. اما با افزایش سن انتظار داریم که  افراد کم کم بتوانند احساسات خود را کنترل کنند دیگر می توانند احساساتشان را کنترل کنند.

ازدواج

اگر شما هم چنین تصوری در مورد خودتان دارید، یادتان باشد در این زمینه ادعا کفایت نمی کند. آخرین باری که به شدت عصبانی شدید، داد زدید؟ ناسزا گفتید؟ از شدت عصبانیت به گریه افتادید؟ و یا اصلاً نتوانستید حرفی بزنید؟ اگر جوابتان هر کدام از این موارد است، بهتر است بدانید مشابه فردی که بالغ شده رفتار نکرده اید.

در بلوغ عاطفی فرد باید بتواند احساسات خود را به درستی بشناسد، آنها را کنترل کند و اقدامی متناسب انجام دهد. اگر عصبانی شدید و با آگاهی تصمیم گرفتید که در این شرایط بهتر است فعلاً عکس العملی نشان نداد یا اقدامی متناسب انجام دادید، آن وقت می توانید ادعای بالغ شدن داشته باشید. در بلوغ عاطفی مهم این است که با آگاهی تصمیم بگیریم و تصمیم ما هم صرفاً به قصد خالی کردن هیجاناتمان نباشد، بلکه با توجه به اهدافی باشد که دنبال می کنیم.

 

همسر شما هر چه قدر هم که عاشق تصمیم گیری در زندگی باشد

بعد از مدتی از اینکه باید تمام تصمیم های زندگی مشترک را به تنهایی بگیرد، کلافه خواهد شد و شاید چندان هم دور از انتظار نباشد که بعد از مدتی

 برچسب بی عرضگی به شما زده شود

 

بلوغ ذهنی و فکری

ازدواج

اگر شما هنوز برای تصمیم گیری های زندگی تان به دیگران وابسته اید، به عنوان مثال حتماً باید با پدر، مادر یا دوستی صحبت کنید و یا در زمان مواجهه با مساله ای معمولاً ترجیح می دهید که شرایط برای شما مسیر را انتخاب کند و خودتان دست به کار نمی شوید و یا خیلی دیر به فکر می افتید، این موارد نشان دهنده این است که شما هنوز به بلوغ ذهنی و فکری نرسیده اید. در این شرایط ازدواج کردن معمولاً دردسرهای زیادی خواهد داشت، چرا که همسر شما هر چه قدر هم که عاشق تصمیم گیری در زندگی باشد بعد از مدتی از اینکه باید تمام تصمیم های زندگی مشترک را به تنهایی بگیرد، کلافه خواهد شد و شاید چندان هم دور از انتظار نباشد که بعد از مدتی برچسب بی عرضگی به شما زده شود.

در عین حال که معمولاً افرادی که هنوز به بلوغ ذهنی نرسیده اند، در زمان انتخاب همسر نیز با مشکلاتی جدی روبرو هستند و به علت ناتوانی در تصمیم گیری، دیگران برایشان همسر انتخاب می کنند.

 

بلوغ اجتماعی

شاید خیلی دور از واقعیت نباشد اگر بگوئیم، اوج بحران روابط اجتماعی دوره ی نوجوانی است، زمانی که بچه ها نمی توانند حد و مرزی برای روابطشان با دیگران تعریف کنند. معمولاً نوجوان زمانی که احساس می کند عاشق کسی شده، نمی تواند مرزی بین خود و آن فرد ایجاد کند و نتیجه آنکه قبل از اینکه متوجه بشود که خودش چه ویژگی ها یا خواسته هایی دارد، سعی می کند مثل فردی بشود که دوستش دارد.

ازدواج

شاید این فرایند تا حدی در این سن طبیعی باشد و یا حتی با ایجاد الگوهای مناسب بتوان از آن استفاده ی مفید کرد. اما اگر در سنین بالاتر این رویه ادامه پیدا کند، دیگر طبیعی محسوب نمی شود و می تواند نشان دهنده اختلال در فرایند هویت یابی باشد.

این ویژگی در شروع زندگی مشترک می تواند وضعیت به ظاهر رمانتیکی را ایجاد کند. زمانی که یک نفر خواسته ای دارد اما بعد از مدت کوتاهی، به خواسته ی هر دو نفر تبدیل می شود. هر چند همسر حرف گوش کن آرزوی بعضی افراد است اما این وضعیت نمی تواند برای مدتی طولانی دوام داشته باشد. چرا که هر چه قدر هم خواسته هایتان را در نظر نگیرید و به خواسته های نزدیکان بها بدهید، بالاخره کم کم بعد از چند سال خواسته ها و آرزوهایتان به یادتان خواهد آمد و این یعنی شروع مشکل!

شاید در این روزها بهتر باشد به این سوال فکر کنید که در زندگی چه می خواهید؟ یا چه آرزوها و خواسته هایی دارید؟ یادتان باشد زمانی که خودتان را به درستی نمی شناسید نمی توانید روابط پخته ای با دیگران نیز برقرار کنید.

 

اگر شما بیش ازبیست وپنج سال دارید، یا باید شغل مناسبی داشته باشید

و یا تخصص خاصی پیدا کرده باشید، در غیر اینصورت کمی تامل در برنامه هایتان لازم است چرا که به نظر می رسد شما تا به حال مقداری وقت تلف کرده اید!

 

بلوغ اقتصادی

ازدواج

برای کسب بلوغ لازم است شغل ثابتی داشته باشید و از آن مهم تر برای آینده ی خود برنامه ی مشخصی داشته باشید. در این برنامه ی اقتصادی شما باید با شروع دهه ی چهارم زندگیتان بتوانید زندگی مستقلی هر چند بسیار مختصر و جمع و جور تشکیل بدهید.

نکته آخر آنکه اگر شما بیش ازبیست وپنج سال دارید، یا باید شغل مناسبی داشته باشید و یا تخصص خاصی پیدا کرده باشید، در غیر اینصورت کمی تامل در برنامه هایتان لازم است چرا که به نظر می رسد شما تا به حال مقداری وقت تلف کرده اید!

 

 

 

 

بالابردن اطلاعات

ازدواج

معمولاً انتظارات و تصورات افراد در مورد زندگی مشترک بسیار نپخته است. نتیجه نیز آن می شود که بعد از ازدواج و با گذشت مدت زمانی کوتاه وقتی که جذابیت های ابتدایی کمرنگ می شوند، اختلافات شدت می یابند.

وقتی کسی با همین میزان آگاهی کم وارد زندگی مشترک می شود، اگر قرار باشد یک روز صبح زودتر از خواب بیدار شود تا نان بخرد یا شب از خوابش کم کند تا به کارهای عقب مانده ی خانه رسیدگی کند، احساس می کند بزرگ ترین لطف دنیا را در حق همسرش انجام داده است و حالا نوبت اوست که به نوعی جبران کند. چنین حساب و کتاب هایی تا حد زیادی از ناآگاهی در مورد مقتضیات زندگی مشترک ناشی می شود.

 قبل از اینکه برای انتخاب همسر اقدامی انجام دهید، بهتر است کمی کتاب بخوانید، در کلاس های مرتبط شرکت کنید و از تجربیات نزدیکانتان استفاده کنید. یادتان باشد ساختن یک زندگی درست و موفق به این راحتی نیست، سرمایه گذاری زیادی لازم دارد!

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:47 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

تلاش برای بله گرفتن
خواستگاری

در فرهنگ ما یکی از راه های آشنایی برای ازدواج قرار دادن واسطه است .افرادی که در اطرافیان خود دختر وپسر مناسبی را می شناسند و قصد دارند دختر را به پسر و خانواده اش برای انجام خواستگاری معرفی کنند. اما گاهی دختر خانم ها در ابتدا مخالفت می کنند.اگر شما هم قصد واسطه گری در ازدواج  را دارید و جواب منفی می شنوید ، زود منصرف نشوید و راه های پیشنهاد ی ما را آزمایش کنید:

وقتی به او پیشنهاد ازدواج می‏دهید یا از او خواستگاری می‏کنید می‏گوید: «می‏خواهم درسم را ادامه بدهم»، «قصد ازدواج ندارم»، «خواهر بزرگتر از خودم دارم»، «هنوز زوده که حتی در مورد ازدواج فکر کنم» و خیلی سنگ‏های دیگر که پیش پایتان می‏اندازد تا نشان دهد که ناز می‏کند یا اصلا توافقی برای این ازدواج نمی‏بیند. البته شما به عنوان معرف و واسطه برخوردهای مختلفی با این گونه جواب‏ها خواهید داشت. اگر مایل باشید شیوه‏های برخوردی که ما پیشنهاد می‏کنیم را امتحان کنید.

صبر ایوب داشته باشید

شاید لازم باشد که به او یک هفته‏ای فرصت بدهید تا بیشتر در این مورد فکر کند، با چند نفر مشورت کند و به طور کلی برای دادن جواب قطعی، دقیق‏تر و عاقلانه‏تر رفتار کند. خیلی مواقع پیش می‏آید که دختر جوابی می‏دهد و بعد از مدتی پشیمان می‏شود.

کسانی در انتخاب خود شک می‏کنند و با گرفتن جواب منفی می‏روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی‏کنندکه با خود می‏گویند خوب، اینکه ناراحتی ندارد، این دختر نشد یک دختر دیگر.

در انتخابتان شک نکنید.

اصولاً وقتی شما به انتخابتان مطمئن هستید با یکی دو تا بهانه‏ای که دختر می‏آورد، پاپس نمی‏کشید. اکثراً کسانی در انتخاب خود شک می‏کنند و با گرفتن جواب منفی می‏روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی‏کنند، که با خود می‏گویند خوب، اینکه ناراحتی ندارد، این دختر نشد یک دختر دیگر.

 

دلیل پاسخ منفی او چیست؟

چرا در صورتی که از لحاظ معیارهای اصلی مناسب یکدیگر به نظر می‏رسند، باز مخالفت می‏کند؟ از او یک یا چند دلیل قانع‏کننده بخواهید. چنانچه دلیل او منطقی و قانع‏کننده نبود از او بخواهید در این مورد بیشتر فکر کند. البته این را هم در نظر داشته باشید که پیش می‏آید که دختر نمی‏خواهد دلیل اصلی مخالفت خود را بگوید. بیش از حد اصرار نکنید.

 

دلش را قرص کنید

در صورتی که دختر ادامه‏ی تحصیل خود را مانع قرار می‏دهد ، از آیاتی که ازدواج را بر تحصیل برتری داده است برایش بگویید. به او یاد‏آور شوید که با ازدواج، بنا نیست تحصیل قطع شود و چنانچه می‏دانید پسر با ادامه‏ی تحصیل او مخالفتی ندارد به او این اطمینان را بدهید.

چنانچه خواهر بزرگتر خود را مانع قرار داده و می‏گوید تا او ازدواج نکند من ازدواج نمی‏کنم بگویید بزرگ بودن خواهر شما خدای ناکرده باعث نشود که شما هم مانند او بزرگ شوید و موقعیت‏های خوب ازدواج‏تان را از دست بدهید.

برگرفته از مجله ی عطر سیب

گروه کلوب ازدواج سایت تبیان -تنظیم :حدیثه نصری مقدم

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:47 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

داشتن گواهینامه الزامی است

راندن مرکب زندگی

 حقیقت این است که تمام کسانی که گواهینامه رانندگی می گیرند، رانندگی بلد نیستند و یا دست کم به حقوق رانندگان دیگر احترام نمی گذارند. اما به هرحال برای این که کسی بتواند پشت ترکیبی از آهن و شیشه وپارچه که همانا مسمی به «اتومبیل» است، بنشیند،حداقل تمرین و گواهینامه ای را باید داشته باشد و گرنه جریمه اش می کنند. اما جالب اینجاست که کسی برای رانندگی در جاده پرپیچ و خم زندگی، هیچ نوع گواهینامه ای را از آدم نمی خواهد و ظاهراً داشتن هیچ مهارتی هم در این زمینه ضرورت ندارد.

 

غریزه جنسی و ارضای آن، یکی از عمده ترین مسائل جوانان در سراسر دنیاست. این غریزه، به عنوان یکی از مهم ترین محرک های طبیعت برای ادامه نسل و بقای خانواده، همیشه از قدرت بالایی برخوردار بوده است، وگرنه انسان باید مخش عیب کرده باشد که در دنیایی با این همه پیچ و خم و دردسر، مسئولیت عظیم «پدر شدن» و «مادر شدن» را بپذیرد. اما طبیعت و هستی، از چنان هوشمندی بالایی برخوردار است که رنج بارداری، وضع حمل و مادر شدن را درلایه بسیار شیرینی از عشق و لطافت و شیفتگی می پیچید و زنان، کاملاً داوطلبانه و گاه دیوانه وار، این رنج ها را به جان می خرند. بنابراین، غریزه جنسی و اشتیاق به مادر و پدر شدن، معطل نمی ماند که ما برایش ماده و تبصره صادر کنیم و با یک سری دستور بخواهیم کنترلش کنیم. مضاف بر این که «رندان» که همیشه وجود داشته اند و حالا تعدادشان سر به جهنم زده، این قضیه را خیلی خوب می دانند که بهترین راه کسب درآمدهای باورنکردنی، استفاده یا بهتر بگویم، سوءاستفاده بهینه از این نیروی سیل آساست.

 

در چنین اوضاعی، ما چه می کنیم؟ مثل همیشه به شیوه، «انشاءالله که گربه است» و با پاک کردن صورت مسأله، خیال خودمان را راحت می کنیم و اجازه می دهیم نوجوان و جوان ما به خود بگوید، «می ریم که داشته باشیم!»

واقعیت این است که ما نه در خانواده و نه در نظام آموزشی بخصوص در سطح ابتدایی، به هیج پسر و دختری، نقش پدری و مادری را نمی آموزیم. دختر و پسرهای ما هیچ شناخت درستی از احساسات، اندیشه ها، نگرش ها و حتی شرایط جسمی یکدیگر ندارند. آنها بشدت به یکدیگر نیاز دارند و با این همه ذره ای یکدیگر را نمی شناسند.

وقت آن است که برای رانندگی در جاده زندگی، اهمیتی دست کم به اندازه رانندگی با مشتی آهن قائل شویم

در نظام سنتی ما، دست کم ازدواج براساس تجربه های درست یا غلط پدر و مادرها تعیین می شد و از آنجا که به هر حال، تصمیم برای ازدواج دوجوان، در چارچوب هایی صورت می گرفت و معمولاً هم بزرگان خانواده دوطرف در این میان نقش مؤثر داشتند، لذا ضریب اشتباه کمتر بود. ما در عین حال که از نظر معرفت و آگاهی بر کیفیت ازدواج و آشنایی جوانان نسبت به هم، همچنان در همان جهل به سر می بریم، افسار این اسب تازی و چموش را هم به دست سوارکارانی سپرده ایم که حتی ده متر هم سوار کاری نکرده اند! از یک سو با ادعای مدرن شدن و تجدد، تمام ساز و کارهای سنتی درباره تمامی عرصه های زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را «ناکارآمد» کرده ایم و از سوی دیگر، شیوه های معقول وعلمی و «کارآمد» را هم جایگزین آنها نکرده ایم و این گونه می شود که دختر و پسر ما هیچ تصور واقعی و درستی از زندگی زناشویی، وظایف، مسئولیت ها و نقش ها، بویژه نقش پدری و مادری ندارند، اما در عین حال، به دلیل نقشی که خداوند برای آنان مقرر کرده، گریزی ازهمزیستی و زندگی با یکدیگر ندارند و نتیجه چه می شود؟ انتخاب براساس معیارهای غلط و من درآوردی و «یکبار مصرف!» و ایجاد خانواده هایی که به جای کانون آرامش، مرکزی برای تشدید اضطراب ها و ندانم کاری ها و گریزها می شوند و زنان و مردان جوانی که به جای پیدا کردن راه حل، در پی اثبات «منم منم» های پیش پا افتاده خویشند. کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق، به خوبی نشان می دهد که در کجا ایستاده ایم و داریم به کجا می رویم.

 

وقت آن است که برای رانندگی در جاده زندگی، اهمیتی دست کم به اندازه رانندگی با مشتی آهن قائل شویم و به طور جدی تصمیم بگیریم که بامعاینات جسمی، ژنتیکی و روانی، جلوی توسعه امراض گوناگون را بگیریم و به کسانی که مهارت و صلاحیت راندن این مرکب شریف را ندارند تا این مهارت را به دست نیاورده اند، اجازه رانندگی ندهیم. (البته به شرط آنکه برای آموزش این مهارت به اندازه مهارت رانندگی ارزش قائل شویم .) و همچنان آنان را در صف نوبت زندگی نگه داریم و ازمصیبتی به نام کودکان ناخواسته و به تبع آن خانواده های تک والدینی (عمدتاً والد مادر) که با سرعت رو به تزاید است، جلوگیری کنیم.

برگرفته از:روزنامه ی ایران

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:47 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

جنگ اول به از صلح آخر!

دعواي زن وشوهر

 عاشق شده‌ايد و مي‌خواهيد ازدواج کنيد و باقي زندگيتان را در کنار فرد مورد علاقه‌تان باشيد، مبارک باشد! احتمالا هر روز با او بيرون مي‌رويد و هنگام غذا خوردن در مورد علايق خود با او صحبت مي‌کنيد. درباره آينده فرزنداني که خواهيد داشت، درباره شغل‌تان، رنگ مورد علاقه‌تان، غذايي که دوست داريد و هزار مساله ديگر که همه افراد در دوران نامزدي درباره آنها صحبت مي‌کنند.

خلاصه در مورد همه چيز صحبت مي‌کنيد به غير‌از پول!

اصلا غير‌ممکن است درباره مسائل مالي صحبت کنيد، چرا که فکر مي‌کنيد درباره پول صحبت کردن زشت است و اول زندگي نبايد راجع به آن صحبت کرد. پول خوشبختي نمي‌آورد و ...

اما بهتر است بدانيد امروز بسياري از مشکلات و به هم خوردن ازدواج‌ها به خاطر پول است.وقتي داريد حرف‌هاي عاشقانه مي‌زنيد يک لحظه به اين موضوع فکر کنيد که همان طور که درباره مسائل مختلف نظرات مختلف داريد، حتما عقايد متفاوتي هم درباره پول داريد. يکي ممکن است پول را فقط براي خرج کردن بخواهد و ديگري از پول براي کسب قدرت استفاده کند. همين تعارض‌ها باعث مي‌شود در زندگي مشترک مشکلاتي پيش بيايد و به جاي آرام صحبت کردن و گل هديه دادن فرياد بزنيد و بشقاب پرت کنيد.

مي‌بينيد! بيشتر اين مخالفت‌ها و ناسازگاري‌ها به خاطر نوع نگاه متفاوتي است که زوج‌ها به پول دارند. پس اگر نمي‌خواهيد در زندگي مشترکتان به‌خاطر مسائل مالي دعوا کنيد قبل از ازدواج به نکات زير حتما بپردازيد.

 

1) از نامزدتان بپرسيد درباره پول چه نظري دارد.

هيچ اشکالي ندارد اگر از همسر آينده‌تان بپرسيد نظرش درباره پول چيست. اينکه در کودکي چه زندگي‌اي داشته و پول چه نقشي در زندگي او بازي کرده است. آيا براي پول در آوردن زحمت کشيده است؟ خانواده‌اش چگونه زندگي کرده‌اند و نظرشان درباره مسائل مالي چيست؟ لازم نيست مثل تست کنکور ليستي تهيه کنيد و جلويش بگذاريد تا او تيک بزند، کافي است به راحتي در اين باره با او صحبت کنيد.

 

2) عقيده خودتان را درباره پول بيان کنيد.

اگر اين کار را انجام دهيد باور کنيد نامزدتان فکر نمي‌کند شما عجب آدم مادي‌اي هستيد و پول برايتان اهميت زيادي دارد. بلکه متوجه مي‌شود شما چگونه فکر مي‌کنيد در ضمن هيچ اشکالي ندارد که به او بگوييد از بي‌پولي و فقر مي‌ترسيد و شايد اصلا دلتان مي‌خواهد مرفه زندگي کنيد. اگر اکنون درباره اين مسائل با او صحبت نکنيد نامزدتان چه مي‌داند دوست داريد چگونه زندگي کنيد !

 

3) از او بپرسيد خريد بزرگ از نظرش چيست.

 اگر بدانيد همسر آينده‌تان درباره خريد کردن چه نظري دارد نصف مشکلاتتان حل مي‌شود. شايد شما تصور کنيد او از آن آدم‌هايي است که به يک باره براي شما يک حلقه گران قيمت مي‌خرد و مي‌آورد خانه! اما بعدا در زندگي مشترک متوجه مي‌شويد که اگر پول قبض تلفنتان زياد بيايد، او واکنش شديدي نشان مي‌دهد. شايد منظوري هم نداشته باشد و دليل واکنشش اين باشد که پولي براي اجاره‌خانه و خرج‌هاي ديگر باقي نمي‌ماند اما تمام اينها با تصور ذهني شما متفاوت است و آن وقت متوجه مي‌شويد که در زندگيتان دچار سوءتفاهم شده‌ايد.

 

4) درباره حساب بانکي‌تان با يکديگر صحبت کنيد.

يادتان باشد حتما از نامزدتان بپرسيد که آيا حساب مشترک بانکي باز بکنيد يا اين که پول‌هايتان را در حساب جداگانه نگهداريد. اين موضوع براي بسياري از زوج‌ها اهميت دارد و تجربه نشان داده است خيلي از دعواها و جنجال‌هاي اساسي هم سر همين موضوع بوده است پس تکليف‌تان را از روز اول روشن کنيد. البته فراموش نکنيد قرار است با هم زندگي مشترک زيبايي را آغاز کنيد و بهتر است همه چيز را به طور مشترک استفاده کنيد.

 

5) تصميم بگيريد کدام يک قرار است پرداخت هزينه‌ها را بر عهده بگيرد.

تصميم بگيريد کدام يک قرار است پول آب و برق و گاز و هزار قبض ديگر را پرداخت کند. شايد بگوييد اين کار آقايان است اما اين طوري به ماجرا نگاه نکنيد، شايد شما هم کار مي‌کنيد و مي‌توانيد در مخارج خانه به همسرتان کمک کنيد. آخر هر ماه بنشينيد و درباره دخل و خرج خانه با هم صحبت کنيد. البته فراموش نکنيد که شما يک زوج خوشبخت هستيد و صحبت کردن درباره مخارج خانه امکان ندارد شما را عصباني کند.

 

6) لطفا درباره قرض‌‌هايتان صحبت کنيد.

مقروض هستيد و به ديگران حسابي بدهکاريد! لطف کنيد به همسرتان بگوييد. چون او هيچ گناهي ندارد که در آينده زير بار قرض‌هاي شما برود. اگر هم دلش بخواهد بگذاريد با خواسته خودش اين کار را انجام دهد. نه اين که در عمل انجام شده قرار بگيرد. در ضمن به هر صورتي که شده متوجه شويد که آيا نامزدتان مقروض است و اگر هست دليلش چيست؟ به هر حال تحقيقات قبل از ازدواج شامل همين مسائل مي‌شود!

 

قبل از خريد هر وسيله‌اي براي منزل با همسرتان مشورت کنيد با وجود اين که با او اختلاف نظر داريد. زيرا مشورت کردن باعث مي‌شود کار به لج و لجبازي نکشد. در نتيجه شما مانع از يک جنجال شده‌ايد.

 

 

همسرتان خسيس است؟پس بخوانيد.

کنترل و دخل و خرج و آينده‌نگري از صفات بسيار خوب است اما مشکل آنجا پيش مي‌آيد که يکي از زوج‌ها... .آنوقت است که شما سردرگم مي‌شويد و نمي‌دانيد بايد چه کاري انجام دهيد! اولين چيزي که بايد به خاطر داشته باشيد اين است که امکان دارد خساست همسرتان از بين نرود اما شما مي‌توانيد با تلاش، رفتار او را کمي تغيير دهيد.

خساست

بهترين راه اين است که بپذيريد همسرتان خسيس است و با اين مشکل روبه‌رو شويد. اين طور راحت‌تر مي‌توانيد رفتارهاي او را تحمل کنيد.

کمي مشکل است اما قبل از خريد هر وسيله‌اي براي منزل با همسرتان مشورت کنيد با وجود اين که با او اختلاف نظر داريد. زيرا مشورت کردن باعث مي‌شود کار به لج و لجبازي نکشد. در نتيجه شما مانع از يک جنجال شده‌ايد.

سعي کنيد براي خريدهاي شخصي تنها بيرون برويد به اين صورت راحت‌تر خريد مي‌‌کنيد. اما قبل از خريد حتما به او اطلاع بدهيد تا احساس نکند شما از او فاصله گرفته‌ايد و دوست نداريد با او بيرون برويد. مي‌توانيد از ذکاوت زنانه‌تان استفاده کنيد.

هيچ وقت سعي نکنيد به خاطر داشتن اين رفتارش او را مسخره کنيد يا دائم به‌رويش بياوريد. اگر هم اين کار را کرده‌ايد از اين به بعد نکنيد يا حداقل در مواقع ضروري اين کار را انجام دهيد.

زماني که خساست همسرتان شما را چنان آزار مي‌دهد که عصبي و غمگين مي‌شويد، درباره ناراحتي خود با او صحبت کنيد. البته نه با داد و عصبانيت. بلکه به آرامي برايش توضيح دهيد که از رفتار او خجالت مي‌کشيد و ديگر نمي‌توانيد اين رفتارها را تحمل کنيد. اگر با او منطقي صحبت کنيد امکان اين که به خودش بيايد و در رفتارش تجديدنظر کنيد بسيار زياد است.

وقتي کودکتان از رفتار همسرتان ناراحت شد، به او مقابله و لجبازي را ياد ندهيد، فقط به او توضيح بدهيد که اين رفتار پدر يا مادرش دليل خاص خودش را دارد و او بايد به عقيده آنها احترام بگذارد.

 

افراد خسيس اگر سليقه خوبي هم داشته باشند هنگام خريد کردن اول به قيمت آن توجه مي‌کنند، بنابراين به جاي اين که از همسرتان دلخور شويد و او را مسخره کنيد از او تشکر کنيد که هزينه‌هاي خريد را تقبل کرده است. اين نوع رفتار شما باعث مي‌شود رفتارهايش را تغيير دهد و خودش متوجه خساست بيهوده‌اش بشود.

همسرتان خسيس است چه ربطي به دوستان و آشنايان دارد که رابطه‌تان را قطع مي‌کنيد، اين راه چاره نيست. با حفظ تعادل در رفت‌وآمدها مي‌توانيد اين مشکل را آرام‌آرام حل کنيد.

در آخر اگر متوجه شديد هيچ يک از اين روش‌ها موثر نبود مي‌توانيد از يک روانشناس يا مشاور کمک بگيريد. حتما مشکلتان حل مي‌شود.

برگرفته از:روزنامه دنياي اقتصاد

گروه کلوب ازدواج-تنظيم:حديثه نصري مقدم 

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:48 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

میم مثل معیار

ازدواج

ازدواج و تشکیل زندگی مشترک آن قدر اهمیت دارد که کتاب ها و مقاله های زیادی درخصوص آن نوشته شده است و اندیشمندان و صاحب نظران زیادی درباره آن سخن گفته اند؛ در این بین انتخاب صحیح و درست شریک زندگی آن قدر اهمیت دارد که هرچه درباره آن گفته شود بازهم کم است. انسان یک بار به دنیا می آید و یک بارهم از دنیا می رود و نه آمدن به اراده اوست و نه رفتنش بلکه تقدیر و خواست خداوندی است که مسئولیت سنگین و خطیری را به عهده اش گذاشته است.

چهار میمی که هرجوانی به هنگام ازدواج با آن روبه رو می شود،عبارت است از مشاهده، مصاحبه، مکاشفه و مشاوره .

اما ازدواج مهم ترین اتفاق در زندگی است که با اراده و انتخاب فرد همراه است. اگر کمی دقیق تر شویم درمی یابیم تنها کسی که در اصلی ترین نعمت خداوندی که همان زندگی است، توانسته نقش شریک را داشته باشد، همسر انسان است که سخاوتمندانه باید او را در بهترین نعمت خداوندی شریک کرد و در زندگی اش شریک شد؛ بنابراین نه تنها در این اشتراک نباید چیزی از دست داد بلکه به نعمت های زیادی باید دست یافت. اگر کمی با علم ریاضیات و هندسه آشنایی داشته باشیم، می دانیم که وقتی قسمت هایی از دو دایره را به اشتراک می گذاریم، نقاط اشتراک پررنگ تر می شود و قسمت های دیگر درحاشیه دو دایره، کم رنگ تر می باشد. این دو دایره به مانند زن ومردی می ماند که هرچه قدر نقاط مشترک بیشتری داشته باشند بیشتر از خیر و برکت زندگی بهره خواهند گرفت و اختلاف نظر و سلیقه آن ها به مانند حاشیه های دو دایره در کنار و گوشه جای خواهد گرفت. بنابراین بر کسی پوشیده نیست که این انتخاب از روی عقل و تدبیر و اختیار چه قدر حساس و سرنوشت ساز است

 

چهار میمی که هرجوانی به هنگام ازدواج با آن روبه رو می شود،عبارت است از مشاهده، مصاحبه، مکاشفه و مشاوره . در مرحله مشاهده اول باید 2نفر از یکدیگر خوششان بیاید. در این مرحله احساس به انسان کمک می کند به شرطی که در چارچوب عقل باشد. سپس گفت وگو و صحبت کردن، بعد مکاشفه و تحقیق درباره طرف مقابل و بعد مشاوره قرار می گیرد.

 در انتخاب همسر چندعامل مهم قابل توجه است. یکی از این عوامل، تفاوت در نیازهای دوجنس است. هرانسانی در زندگی نیازها و خواسته هایی دارد و نیازها جزءلاینفک وجود آدمی است. نیازهای اساسی هر انسانی به پنج دسته مهم تقسیم می شود نیاز به بقا، نیاز به عشق و محبت، نیاز به آزادی، نیاز به قدرت و نیاز به تفریح و سرگرمی، زمانی که بین نیازهای طرفین تفاوت چشمگیری وجود داشته باشد، اختلاف بین زوج ها شدت می گیرد.

 

فرهنگ حاکم بر خانواده ها هم معیار بسیار مهمی است. از نظر موقعیت جغرافیایی و زیستی باید تفاوت ها را مدنظر قرار داد و نباید از آن ها غافل شد. از نظر فرهنگی نیز ارزش های حاکم بر خانواده ها باید به هم نزدیک باشد. خانواده ها نباید از نظر طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات و تعداد فرزندان با هم تفاوت زیادی داشته باشند.

 

الگوی شخصیتی افراد را هم نباید به هنگام انتخاب همسر از نظر دور داشت. برخی شخصیت اضطرابی دارند، مهم این است که ما به لحاظ شخصیتی، طرز تفکر، نوع رفتار، نوع احساس به دنیا و دیگران با یکدیگر تناسب داشته باشیم.

 

 

تقوا

 یک سری معیارهای مشترک باید به هنگام انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد.  در معیارهای مشترک اعتقاد و باورهای دینی اهمیت بسیاری دارد. تقوا، ایمان، الزام به دین و واجبات دینی مهم ترین نکاتی است که دختر و پسر باید به هنگام ازدواج درباره آن دقت کنند. در دین داری، وفای به عهد، راست گویی، امانت داری، احترام به حقوق دیگران، مبارزه با کارهای خلاف، مخالفت با هوای نفس و دوری از گناهان و پای بندی به قوانین اجتماعی ملاک است و باید مورد توجه قرار گیرد.

 

در ویژگی های شناختی چهار ویژگی باید مدنظر قرار گیرد؛ این ویژگی ها عبارت است از: تحصیلات، ظرفیت هوشی، نگرش و باورها و کفایت عقلانی. دختر و پسر از نظر تحصیلی، فکری و هوشی باید با یکدیگر تناسب داشته باشند.

و در رشد عقلانی مواردی همچون زیرکی، سنجیده گویی، کمال خواهی، کنترل زبان، قدرت غلبه بر احساسات و هیجانات، کم حرفی، بردباری، داشتن رفتار متعادل، منزوی نبودن از مردم، اندیشیدن درباره عاقبت کارها، تسلیم بودن در برابر تقدیر، شکیبایی در مشکلات، صاحب عقیده بودن و قدرت تشخیص داشتن را باید مدنظر قرار داد.

 

 هم چنین باید ویژگی های شخصیتی فرد را شناسایی کرد. برخی درون گرا و برخی برون گرا هستند و باید به هنگام انتخاب همسر به این موارد دقت کرد. اخلاقیات و ارزش های زندگی هم در این مرحله مدنظر جوانان است. داشتن عفت اخلاقی، پاک نظری، ادب، آزادی معنوی، حسن خلق، نداشتن صفاتی مثل حسادت، کج خلقی، لجبازی، غرور و تکبر بی جا، دروغ گویی، سبکی و هرزگی، کم ظرفیتی، بدزبانی، عصبانیت، پنهان کاری، بی انضباطی می تواند ملاک باشد. 

 

یکی دیگر از مهم ترین معیارهای انتخاب همسر ویژگی های زیستی است که به چهار بخش تقسیم می شود. در این مرحله ما به ظاهر فرد توجه می کنیم از مبتلانبودن او به بیماری های سخت مطمئن می شویم، به شرایط جسمی و روحی او دقت می کنیم و تفاوت سنی مناسب را در نظر می گیریم. در تفاوت، جنبه روانی و فیزیولوژیکی را نیز در نظر می گیریم.

 

دیگر اینکه که به حلال و حرام دقت دارد یا خیر و هم چنین باید ثروت مطلوب داشته باشد. منظور از ثروت، پول فراوان نیست بلکه داشتن ظرفیت است و این که دارایی اش را درست مصرف کند. اصالت خانوادگی، فرهنگ فردی و خانوادگی ظاهر و پوشش، آداب معاشرت، سنت ها و آداب و رسوم و پدرسالاری و مادرسالاری از موارد حائزاهمیت است هم چنین گرایش ها و علایق متنوع در زندگی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

 

برگرفته ازروزنامه خراسان

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:48 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها