0

پیش نیازهای ازدواج

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

اولين قدم ازدواج چيست؟


زياد شنيده ايد که اولين قدم براي ازدواج با يک فرد، شناخت او است. اما شايد کمتر کسي برايتان گفته باشد که پيش از شناخت ديگران بايد خودتان را بشناسيد و بعد بر اساس درکي که از خودتان پيدا کرده ايد، سراغ شناخت همسر آينده تان برويد. شما بايد خود فعلي تان، حالات دروني و شخصيت واقعي و باطني خود را به دور از دورويي ها و تظاهرهاي اجتماعي بشناسيد تا دريابيد که خواسته هايتان از ازدواج چيست و چطور بايد به آنها برسيد.
اولين قدم ازدواج چيست؟

براي شناخت خود، بهتر است از سؤالاتي در ابعاد مختلف شروع کنيد و با پاسخ گويي به آن ها (ضمن کمک گرفتن از ديگران) در پي شناخت خصوصيات اخلاقي و شخصيتي خود باشيد. مثلاً از خود بپرسيد واجبات ديني، محرمات، مستحبات، براي من در چه درجه ي اهميّتي هستند.

يادتان باشد، با وجود آنکه راه تکامل و رشد همواره به روي شما باز است و شما فرصت رفع معايب خود را داريد ولي شما با واقعيت هاي دروني تان چه از لحاظ خلق و خوي و چه از لحاظ عادات و اعتقادات زندگي مي کنيد بنابراين در خودشناسي با خودتان صادق باشيد و جهت تعيين اولويت ها و معيارهاي مدنظر تان در ازدواج ابتدا خود را واکاوي نماييد.

شما مي توانيد خود را در ابعاد مختلف شناسايي کنيد و با طرح سؤالات و جواب به آنها در زمينه شناخت خود، گام برداريد.

 

پرسش از ديگران (پدر و مادر، دوستان همفکر و...) در مورد خودتان نيز مي تواند در شناخت شما از خود راه گشا باشد. در اينجا نمونه اي از سؤالات خودشناسي آورده شده که مي توانيد آن ها را انتخاب کرده و پاسخ دهيد.

ابعاد خودشناسي

بعد اعتقادي و مذهبي

1. نقش خدا در زندگي شما چيست؟

2. توسل به ائمه چه جايگاهي در زندگي شما دارد؟

3. خط قرمزهاي اعتقادي و مذهبي شما چيست؟

4. چقدر به واجبات، محرمات و مستحبات دين مقيد هستيد؟

5. چقدر به قسمت و تقدير معتقد هستيد؟

بعد اخلاقي

 خلق و خوهاي خاص شما چيست؟ (زود رنج و حساس، کمي عصبي، مهربان و عاطفي و...)

- به طور مثال اگر با کوچک ترين مخالفتي با ايده ها و حرف هايتان به شدت مي رنجيد احتمال زود رنج بودن تان مي رود.

- اگر صفات و خلق و خويي در شما وجود دارد که پسنديده نيست يا از داشتن آن ها احساس خوشايندي نداريد بهتر است با برنامه ريزي درصدد رفع تدريجي آن ها باشيد.

- سعي کنيد به دنبال فراگيري و ملکه کردن صفات نيک در وجودتان باشيد به خصوص صفات و خلق و خوهايي که در زندگي آينده تان مؤثرند مثل (گذشت، مهرورزي و...)

اولين قدم ازدواج چيست؟

بعد فرهنگي

ارزش، هنجار، باور، اخلاقيات، عادات، آداب و رسوم، نحوه زندگي خانوادگي، مراسم و آيين ها، سلايق، الگوها، معاشرت ها، نحوه ي برقراري ارتباطات، اعتقادات و... همگي اجزاي تشکيل دهنده ي فرهنگ هستند.

1. الگوي شما در زمينه هاي مختلف (مذهبي، اخلاقي، تحصيلي و...) کيست؟ الگوي خانواده تان چه طور؟

2. اخلاقيات خاص خانواده شما در برخورد با ديگران و با يکديگر در جمع خانواده چگونه است؟

3. آيا شما ملزم به رعايت احترام به ديگران هستيد يا خير؟ خانواده تان چطور، آيا خود را ملزم مي دانند؟

4. خود و خانواده تان را از لحاظ پايبندي به اعتقادات مذهبي چگونه ارزيابي مي کنيد؟

5. ويژگي اخلاقي حاکم بر خانواده ي شما چيست؟ (خانواده اي آرام، صبور، کاملاً رسمي، مقيد به رعايت اصولي خاص، مهمان نواز، مؤدب و خونگرم و...)

6. مراسم شادي و عزا در خانواده شما به چه طريق برگزار مي شود، آيا رسوم خاصي داريد که به آن ها پايبند باشيد؟

7. چقدر مهمان نوازيد و به معاشرت و رفت و آمد با ديگران تمايل داريد؟ خانواده تان چه طور؟

8. در معاشرت با ديگران آداب مهمان داري و پذيرايي شما چگونه است؟

9. خرافات در زندگي شما چه جايگاهي دارد؟

10. آيا در کل با فرهنگ خانواده خود همسو هستيد يا خير؟

بعد سلامتي

1. آيا بيماري خاص روحي يا جسمي داريد؟ در صورت داشتن، آيا درمان پذير است؟

2. چقدر در مورد بيماري خود اطلاعات داريد؟

3. در صورت داشتن بيماري مزمن، با آن کنار آمده ايد؟

4. آيا بيماري شما مانعي براي ازدواج محسوب مي شود يا خير؟ نظر پزشک در اين مورد چيست؟

بعد خصلت هاي شخصيتي (درون گرا، برون گرا)

1. آيا حضور در جمع و برقراري ارتباطات اجتماعي شما را خرسند مي کند؟

2. آيا توانايي و تمايل داريد که افکار و احساسات تان را به راحتي بيان کنيد؟

اگر بيشتر دوست داريد تنها باشيد، تمايل به حضور در بين افراد را نداريد، از حضور و اظهار نظر در ميان جمع معذبيد و مسائلي از اين دست، اين نشان مي دهد که شما فردي درونگرا هستيد و اگر از حضورتان در ميان اجتماع احساس خوبي داريد، توانايي و علاقه صحبت در حضور ديگران را داريد و در ابراز احساسات مشکلي نداريد اين نشان مي دهد که شما برون گرا هستيد.

بعد خانواده

1. اعضاي خانواده شما چند نفرند؟ خلقيّات خاص هر کدام چيست؟

2. فوت پدر و مادر يا طلاق آن ها (در صورت وقوع) چه تأثيري روي شما داشته است؟ و براي بهبود اوضاع آيا اقدامي کرده ايد؟

3. آيا خانواده شما با اعتياد يا انواع بزه مواجه بوده است؟ واکنش شما و ديگر اعضا در اين باره چگونه بوده است؟

اولين قدم ازدواج چيست؟

بعد اقتصادي

1. شاخصه هاي رفاه اقتصادي براي شما و خانواده تان چگونه تعريف مي شود؟

2. آيا فعاليت هاي اقتصادي داريد؟

3. چقدر مقيد به رزق حلال، پرداخت خمس و زکات مال، برکت رزق، انفاق، صدقه و... هستيد؟

4. آيا با پس انداز کردن موافقيد؟ آيا پس اندازي داريد؟

5. تعريف شما از صرفه جويي و ولخرجي چيست؟ خودتان صرفه جوييد يا ولخرج؟

6. اگر در وضعيت اقتصادي بالايي قرار داريد آيا در خود قدرت تطبيق با شرايط مالي متوسط يا پايين را مي بينيد؟

 

اگر با کم شدن رفاه اقتصادي تان حس مي کنيد آرامش خود را از دست مي دهيد، خوب است بدانيد که مسائل اقتصادي براي شما اهميّت ويژه اي دارد.

بعد اجتماعي

1. چقدر با اجتماعات خارج از خانه در تعامليد؟

2. حضور يا عدم حضور در اجتماع چقدر براي شما اهميّت دارد؟

3. آيا در خود علاقه و توانايي مسؤوليت پذيري در گروه هاي اجتماعي را مي بينيد؟

بعد ظاهري

1. از نظر ظاهري و اندام در چه وضعيتي قرار داريد؟

2. ظاهري زيبا يا معمولي داريد؟ آرايش مي کنيد يا خير؟

خوب است بدانيد وضعيت ظاهري عنايت خداست و ما نقشي در انتخاب آن نداشته ايم. اگر داراي حسن صورت هستيد، مراقب باشيد مغرور نشويد، اين زيبايي پايدار نيست و اگر ظاهر جذابي نداريد حتماً خداوند صفات و ويژگي هاي مثبتي در شما قرار داده است، سعي کنيد آن ها را تقويت کنيد. داشتن سيرت زيبا مهم است نه صورت زيبا.(1)

3. چگونه پوششي را استفاده مي کنيد؟

4. آيا پوشش خود را متناسب با شرع و عرف عقلايي جامعه و... مي دانيد؟

5. نظرتان راجع به پوشش هاي مد روز چيست

6. به نظافت شخصي و آراستگي لباس چقدر اهميّت مي دهيد؟

7. به نظر شما آيا لباس معرف شخصيت فرد است؟

بعد سياسي

1. مسائل سياسي چقدر براي شما مهم است؟

2. آيا سياست با دين مرتبط است؟

3. اخبار کشور را دنبال مي کنيد يا نه؟

4. نظر شما راجع به رهبري جامعه چيست؟

5. آيا در راهپيمايي ها و انتخابات شرکت مي کنيد؟

6. شرکت در نماز جمعه چقدر براي شما اهميّت دارد؟

7. آيا عضو حزب يا گروه سياسي خاصي هستيد؟

8. اگر کسي در مقابل نظرات سياسي شما جبهه گيري کند واکنش شما چيست؟

بعد سليقه

1. تفريحات شما چيست؟

2. در اوقات فراغت چه کارهايي انجام مي دهيد که از انجام آن ها لذّت مي بريد؟

3. از ميان تفريحات و سرگرمي هايي که عموم مردم انجام مي دهند، چه تفريحي شما را آزار مي دهد؟ چه نوع سرگرمي هايي را دور از شأن خود مي دانيد؟

4. آيا در مورد نوع تغذيه، مسائل هنري (علاقه به رنگ خاص، موسيقي خاص و...) سليقه مشخصي داريد؟

اولين قدم ازدواج چيست؟

بعد استعداد تحصيلي

1. مدرک تحصيلي شما چيست؟

2. آيا از رشته اي که در ان درس خوانده ايد راضي هستيد؟

3. برنامه علمي آينده تان چيست؟ آيا قصد ادامه تحصيل داريد؟

4. سطح قوت و توان تحصيلي تان را در چه حد مي دانيد؟

5. آيا با توجه به استعداد و قوت تحصيلي تان، براي خود، آينده علمي، اقتصادي و... خاصي را پيش بيني کرده ايد؟

بعد هوشي

سطح هوش خود را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ ميزان پذيرش و يادگيري شما در فهم و درک مطالب چقدر است؟

آيا مطالب و موضوعات را به سهولت فرا مي گيريد يا به سختي؟

توافق با والدين

- بهتر است اقدام به ازدواج همراه با توافق نسبي با والدين باشد، تا از ايجاد مشکلات در آينده جلوگيري شود.

- اغلب ازدواج هاي بدون توافق با والدين از ابتدا دچار استرس و مشکل و معضل مي شود.

- اگر احساس مي کنيد که زمان ازدواج شما فرا رسيده است اما خانواده چنين اعتقادي ندارند با صبر و حوصله و بياني نرم و منطقي دلايل خود را جهت ازدواج براي آن ها شرح دهيد تا نگران خام و احساساتي بودن تصميم شما نباشند و در هر حال بدون توافق با آنان از اقدام خودسرانه بپرهيزيد.

- اگر والدين تان دلايل شما را نمي پذيرند و به مخالفت خود ادامه مي دهند، مي توانيد از يکي از بزرگان فاميل يا آشنايان که مورد اعتماد و احترام شما و خانواده تان است کمک بگيريد.

- بدانيد که اگر دست به ازدواج بدون توافق با والدين تان بزنيد حمايت آن ها را نيز از دست خواهيد داد.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:35 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

مقدمات لازم برای ازدواج


شرایط ازدواج رشد است؛ نه بلوغ جنسی و جسمی. شش نوع بلوغ وجود دارد که پنج نوع آن باید قبل از ازدواج محقّق شود. به مجموعه ی بلوغ فکری، بلوغ عاطفی، بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی رشد گفته می‌شود. بلوغ اجتماعی می تواند بعد از ازدواج  محقّق شود.


مقدمات لازم برای ازدواج

اما رشد به زبان ساده یعنی داشتن درک متقابل، هم در مسائل جنسی و هم در مسائل انسانی که در ایران معمولا برای دختران بعد از 18 سالگی و برای پسران بعد از 20 سالگی ایجاد می شود.

احساس نیاز به ازدواج، یک سری علائم مستقیم دارد و یک سری علائم غیر مستقیم. علائم مستقیم عبارتند از: حسّاس شدن به جنس مخالف در رفتار و تخیّل. علائم غیر مستقیم عبارتند از: بروز ناگهانی حالت های غیرمتعارف روحی نظیر پرخاشگری، خودنمایی و حتّی مهربانی.

بعضی افراد با وجود رسیدن به سن رشد، نسبت به جنس مخالف دلزدگی دارند و این امر موجب عدم رغبت آن ها برای ازدواج می شود. این افراد حتماً باید با روانشناس مشورت کنند.

بعضی افراد که به سن رشد رسیده اند و به دنبال تحصیل علم هستند، به دو شرط می توانند ازدواج را به تأخیر بیندازند: رد نشدن از سن متعارف و نداشتن هیچ‌گونه مزاحمت درونی و بیرونی.

برای شروع چه باید کرد؟

برای ازدواج که یکی از حساس ترین انتخاب های ماست، مشاوره و مطالعه اصلی‌ترین نقطه شروع است. البته هر کسی به قدر وسع خود وظیفه دارد. شاید برای یک فرد عامی یا روستایی که دسترسی به منابع ندارد، مشورت به چند نفر کافی باشد؛ ولی برای یک فرد تحصیل کرده خواندن حدّاقل چند کتاب در مورد ازدواج، همسرداری، تربیت فرزند و خانه داری لازم است.

مشورت با افراد امین و آگاه مکمل است. مشاور می تواند با توجّه به شرایط، کتبِ خوب را اولویت بندی و به ما معرفی کند. یادتان باشد که لزوماً تمام قسمت های کتاب ها درست نیست. مشاور می تواند در نقد کتاب و پیدا کردن حقیقت ما را یاری کند. بسیاری از کتاب‌ها در مورد آنچه که خوب است صحبت می کنند؛ اما روش رسیدن و تشخیص خوبی به شرایط زمان و مکان بر می گردد. یک مشاور خوب معمولاً به روش ها آگاهی دارد. این مشاور باید متدیّن، عاقل، فهیم، دلسوز، خیرخواه، امین و رازدار باشد و نسبت به مسائل ازدواج آگاهی کامل داشته باشد.

مقدمات لازم برای ازدواج

پیش نیاز اساسی برای ازدواج

متأسّفانه در حال حاضر، بسیاری از جوانان در امر ازدواج صرفاً به منابع روانشناسی غربی تکیه می کنند. این امر دو علّت دارد. یکی اینکه مسلمانان به دستورات اسلامی عمل نمی کنند. دوم اینکه دشمنان با طرح شبهات مقایسه ای بین زن و مرد، اسلام را سیستمی کهنه و مرتجع قلمداد می کنند. در امر ازدواج بر جوانان مسلمان وظیفه است به منابع ناب دینی رجوع کنند.

بر جوان واجب است قبل از ازدواج کار کند، تا درآمدی هر چند مختصر داشته باشد. از خودسری و تکروی بپرهیزد. والدین را در این امر با خود همراه کند و در هر صورت احترام و اکرام آن ها را از یاد نبرد.

در قرآن کریم آمده است: جوانان بدون همسر را همسر دهید. اگر فقیر باشند، خداوند از فضل و رحمت خود آنان را غنی و بی نیاز می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هم فرمودند:  کسی که ازدواج را به خاطر خوف روزی ترک کند، به تحقیق که سوء ظن به خود برده است.

بد نیست بدانید که آمارها نشان داده که جوانان متأهّل، مهم ترین مسأله در ازدواج را تطابق فرهنگی می دانند؛ نه مانع اقتصادی و برعکس بسیاری از مجّردها مهم ترین دغدغه را عامل اقتصادی می دانند.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:36 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

  •  
  • شنبه 25/4/1390
  • تاريخ :

مرزهاي «ما» شدن


همه ما در طول زندگي به لحظاتي نياز داريم که تنها و در خلوت خودمان باشيم و دوست نداريم هيچ‌كس حريم خصوصي‌مان را به هم بزند...
مرزهاي «ما» شدن

خيلي ها فکر مي‌کنند زندگي مشترک يعني بايد همه چيز را با همسرمان به شراکت بگذاريم و درست از لحظه جاري شدن خطبه عقد، نامزد ما يکي از اعضاي خانواده به حساب مي‌آيد که پرده پوشي مسائل از او معنايي ندارد. اما بد نيست بدانيد که اين نقطه، درست نقطه شروع دردسرهايي است که مي‌تواند اوقات خوش نامزدي و عروسي را به کام هر دوي شما تلخ کند. نداشتن حريم خصوصي و در نظر نگرفتن اين حريم براي نامزدتان، عواقب سنگيني خواهد  داشت!

کسي نمي‌گويد شما بايد همه چيز را از نامزدتان پنهان کنيد يا درباره هيچ موضوعي از او سوال نپرسيد. فقط بايد بدانيد چه چيزي در زندگي شما به هم مربوط مي‌شود و حد و مرز اشتراکاتتان چقدر است. اين که بخواهيد همه جا با هم باشيد، از کار هم سر در بياوريد، يک لحظه همديگر را تنها نگذاريد و... يعني چيزي به عنوان حريم شخصي در روابط شما وجود ندارد و اين خطرناک است.

هر يک از ما به‌تنهايي براي خود قلمرويي داريم که مخصوص خود ماست؛ مثل افکاري که در ذهنمان مي‌پرورانيم، اهداف شخصي‌مان و حتي مجموعه رفتارهايي که از ما سر مي‌زند و تمام چيزهايي که ما را به خودمان مي‌شناساند. وقتي 2 نفر با هم ازدواج مي‌کنند، نسبت به همسرشان احساس مالکيت دارند و گاهي به خودشان حق مي‌دهند که در مورد هر چيز مربوط به او تصميم بگيرند و اين به معني از دست دادن حريم خصوصي است که در نتيجه آن احساس بي هويتي، پرخاشگري و عصبي بودن به وجود مي‌آيد.

اين که شما تلفن ها و اس ام اس هاي نامزدتان را چک مي‌کنيد، از او درباره ريزترين مسائل خانوادگي اش سوال مي‌پرسيد، اصرار داريد هر جا مي‌رود همراهش باشيد، فرصت تنهايي و حتي سر زدن به دوستانش را از او مي‌گيريد و سعي داريد پرونده تمام دوستانش را زير و رو کنيد چه معني اي دارد جز بي توجهي به حد و مرزهاي خودتان و نامزدتان؟

نتيجه چنين کاري اگر دعوا و جنگ و جدال نباشد، در بهترين حالت دلزدگي از هم و احساس اشباع شدن از طرف مقابل است. به بيان ساده تر سردي روابط. شما که چنين چيزي را نمي‌خواهيد؟

زوج هايي که زيادي دم پر هم هستند و حريم خصوصي همديگر را نقض مي‌کنند، بعد از مدتي به شخصيت‌هايي وابسته تبديل مي‌شوند که بدون ديگران نمي‌تواند هيچ‌کاري را انجام دهند و از خود هيچ‌ اراده‌اي نخواهند داشت. نامزد شما لحظه‌هايي را مي‌خواهد که تنها باشد، با خودش خلوت کند، به دوستانش سر بزند، به ياد روزهاي تجرد فعاليت هاي لذتبخشي که دوست دارد انجام دهد و...

داشتن حريم خصوصي به افراد انگيزه پيشرفت در زندگي و مقابله با مشکلات مي‌دهد. فردي که به حريم خصوصي‌اش احترام گذاشته مي‌شود، عزت نفس و اعتماد به‌نفس کافي براي زندگي دارد. هر شخصي در حريم خصوصي‌اش به خودش اهميت مي‌دهد و به خودش فکر مي‌کند

اين فرصتي است براي اينكه با خود روبرو شود و رفتار و اعمال خود را مورد قضاوت قرار دهد و آن را اصلاح كند چرا که انسان در خلوت خود بدون ريا و تظاهر و بدون اثر گرفتن از هيچ‌چيز و هيچ‌کس به تفکر مي‌پردازد و نتايج بهتر و دقيق‌تري خواهد گرفت.

فراموش نکنيد که شما مالک هم نيستيد بلکه شريک زندگي يکديگريد. پس سعي کنيد همه چيز را با مشارکت پيش ببريد و در عين حال نظرات فردي خود را داشته باشيد. خسته کننده ترين آدم ها کساني هستند که خود را فراموش کرده اند و فقط از ديد همسرشان به خود نگاه مي‌کنند. نمونه اش نامزدهايي که با هم به رستوران مي‌روند و هرکدام انتخاب غذا را به طرف مقابل واگذار مي‌کند: «هر چيزي تو سفارش بدهي من هم همان را مي‌خورم!»

يادتان باشد در حفظ حريم خصوصي از آن طرف بام نيفتيد! حريم شما تا حدي بايد باشد که مانع رسيدگي به وظايفتان نشود. شما براي اين که يک زندگي مشترک خوب را بسازيد، بايد همسرتان را راضي نگه داريد پس حريم خصوصي شما ديگر حريم خصوصي دوران تجردتان نيست که سفت و سخت به آن پايبند بمانيد. بايد مرزهاي اين حريم را کوچکتر کنيد اما حذف آن هرگز!

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:36 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

اشتباهات نامزدهاي صفرکيلومتر


شايد يکي از بدترين و تلخ‌ترين تجربياتي که افراد در دوران نامزدي با آن رو به رو مي‌شوند، زمان‌هايي است که با هم در مورد مسائل مشاجره مي‌کنند. اين مشاجرات صرف نظر از دلايل مختلفي که دارند، گاهي ممکن است به ناکافي بودن توانايي افراد در برقرار کردن ارتباط مربوط باشند. چيزي که به آن عدم تفاهم، نداشتن زبان مشترک و حرف هم را نفهميدن گفته مي شود.
اشتباهات نامزدهاي صفرکيلومتر

يکي از مهم‌ترين اين علل رعايت نکردن اصول و قواعد گوش کردن است. ما آدم‌ها اغلب مواقع به طور کامل و دقيق به حرف‌هاي فرد مقابل‌مان گوش نمي‌دهيم و به همين علت مدام دچار سوء تفاهم و سوء برداشت مي‌شويم و نامزدها نه تنها از اين امر مستثني نيستند بلکه به علت اينکه تازه با هم آشنا شده‌اند بيشتر مرتکب اين اشتباه و در نهايت دلخوري و دل‌شکستگي فرد مقابل مي‌شوند. براي جلوگيري از اين اشتباه کافي ست ياد بگيريم درست گوش کنيم تا بتوانيم درست پاسخ داده يا عمل کنيم.

 

 

قواعد گوش دادن

توجه:

يکي از مهم‌ترين پيش نيازهاي گوش دادن درست، توجه به حرف‌هاي فرد مقابل (گوينده) است. افراد براي اين کار بايد تمام حواس خود را روي گوش دادن متمرکز سازند و از تمام چيزهايي که ممکن است موجب پرت شدن حواسشان شود، اجتناب کنند.

 

استفاده از علائم کلامي و غيرکلامي: گاهي افراد براي اينکه به گوينده ثابت کنند که کاملاً به صحبت‌هايش توجه دارند و او را به ادامه صحبت تشويق نمايند، مي‌توانند از روش‌هاي مختلفي که در زير به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود، استفاده کنند.

 

علائم کلامي

تصديق

اين نوع از علايم کلامي شامل کلمات و عباراتي است که نشانه تاييد يا موافقت با اعمال و گفتار طرف مقابل است. از تصديق براي تقويت قسمت‌هاي مهم گفتار طرف تعامل و جهت دادن به آن استفاده مي‌نماييم. نمونه‌هاي آن عبارتند از «بله»، «درسته»، «همين‌طور است که شما مي‌گوييد» و...

 تحسين

تحسين هم مانند تصديق نوعي تقويت مثبت است ولي فراتر از يک تاييد ساده يا توافق با گفتار و اعمال فرد مقابل مي‌باشد. از انواع تحسين کلامي مي‌توان به عباراتي مانند «آفرين!»، «چه جالب!»، «ادامه بده»، «عاليه» اشاره نمود که متناسب با وضعيت به کار مي‌روند.

حالات چهره بيانگر هيجانات دروني افراد است که نسبت به صحبت‌هاي شخص مقابل ابراز مي‌کنند. مانند «بالا انداختن ابروها» که نشانه تعجب شنونده است

انعکاس احساسات

انعکاس احساسات نوعي همدردي به حساب مي‌آيد و کاربرد آن زماني است که شخص مقابل نياز به يک همدرد براي کسب آرامش دارد. مثلاً وقتي کسي ناراحت، عصباني و آشفته حال است بايد از اين فن استفاده نمود. براي بازگرداندن احساسات بايد به دقت به صحبت‌هاي فرد مقابل گوش فرا داد تا از نيازها و مسائل اصلي او باخبر شد و گفتار را بر اساس آن نيازها تنظيم نمود.

تعبير و تفسير کردن

در اين روش افراد با استفاده از گنجينه لغات شخصي خود، مطالبي را که شنيده‌اند براي گوينده تفسير مي‌کنند. با اين کار هم مطمئن مي‌شوند که سخنان گوينده را درست فهميده‌اند و هم نشان مي‌دهند که در طول تعامل با دقت به سخنانش توجه مي‌کرده اند.

 

علايم غير کلامي

پاسخ‌هاي غير کلامي نيز نقش مهمي در گوش دادن ايفا مي‌کنند. برخي از اين رفتارها نشانه توجه به گوينده و برخي هم نشانه بي‌توجه اي به اوست که بايد به آن‌ها اهميت داد.

اشتباهات نامزدهاي صفرکيلومتر

تکان دادن سر

سر تکان دادن در مذاکره، علامت توجه به صحبت‌هاي فرد مقابل است. اين مسئله باعث تشويق گوينده به ادامه تعامل مي‌شود.

حالت چهره

حالات چهره بيانگر هيجانات دروني افراد است که نسبت به صحبت‌هاي شخص مقابل ابراز مي‌کنند. مانند «بالا انداختن ابروها» که نشانه تعجب شنونده است.

وضعيت بدن: وضعيت بدن نيز مي‌تواند معرف نگرش‌هاي مثبت، منفي و سطح هيجانات و تمنيات باشد؛ لذا بايد به نحوه نشستن يا ايستادن بسيار توجه نمود. معمولاً گوينده با توجه به وضعيت بدني فرد مقابل خود تصميم به ادامه يا قطع مذاکره مي‌نمايد.

تماس چشمي مستقيم: تماس چشمي نشانه گوش دادن به صحبت‌هاي فرد مقابل است. معمولاً در زمان تعامل افرادي که شنونده‌اند بيشتر از گويندگان از نگاه ـ به ويژه نگاه‌هاي طولاني ـ استفاده مي‌نمايند.

استفاده از سؤال: شنونده خوب کسي نيست که در تمام زمان صحبت سکوت کند. شنونده خوب فردي است که اگر در ميان سخن، به موضوعي برخورد که برايش ابهام داشت يا در مورد آن اطلاعاتي نداشت، از فرد مقابل (گوينده) سؤال بپرسد. اگر اين امر در جاي مناسب خود و براي روشن شدن نکات مهم صورت پذيرد، نه تنها زشت نيست بلکه کاملاً مفيد هم هست و از بروز بسياري از سوءتفاهم جلوگيري مي‌کند. علاوه بر اين سؤال کردن به گوينده نشان مي‌دهد که به صحبت‌هايش توجه شده است.

بازگو کردن صحبت‌ها: بازگو کردن صحبت‌هاي فرد مقابل باعث مي‌شود که تعامل ميان دو نفر از تکراري شدن، پراکندگي، غيرمتمرکز بودن، بي هدفي و... خارج شده و بر يک موضوع تمرکز يابد. علاوه بر اين از بروز سوء تفاهم نيز جلوگيري مي‌کند.

خلاصه کردن: اين روش زماني که افراد در مورد موضوع بسيار مهمي سخن مي‌گويند يا مي‌خواهند در مورد آن (موضوع مهم) تصميم بگيرند يا قصد حل مشکلي را دارند، به کار گرفته مي‌شود. خلاصه کردن صحبت‌هاي فرد مقابل نه تنها باعث مي‌شود که شنونده همان پيامي را که قصد گوينده بوده دريافت نمايد بلکه از بروز سوء تفاهم نيز جلوگيري مي‌کند.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:36 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

گرماي روزهاي نامزدي را حفظ کنيد

کلوب

نامزدي، دوراني است که در آن حرف ها تمامي ندارند اما براي خيلي از افراد عمر دوران هم صحبتي در همان نامزدي تمام مي شود و بعد از ازدواج تنها تنها سکوت است و سردي و بي حرفي. اما حقيقت اين است که صحبت کردن فقط يک روي سکه است و روي ديگر آن گوش دادن است که بدون آن ارتباط برقرار نخواهد شد. گوش کردن يکي از مهارت هاي مهم ارتباطي است که در ايجاد و حفظ صميميت نقش دارد.


 

وقتي همسران به حرف هاي يکديگر گوش مي دهند، در واقع نشان مي دهند که دلبستگي ها، نيازها و دل مشغولي هاي خود را کنار گذاشته اند تا همسرشان را بفهمند و با او همدلي کنند. بدين سان اين پيام ارزشمند را به يکديگر مي دهند که «من به تو علاقه دارم. به تو اهميت مي دهم. مي خواهم بدانم تو چه فکر مي کني، چه احساسي داري و به چه چيزهايي نياز داري؟»

گوش کردن متفاوت از شنيدن و چيزي بسيار بيشتر از ساکت ماندن و حرف نزدن است. شنيدن فعاليت منفعل دريافت امواج صوتي است، در حالي که گوش دادن فرآيند فعالي است که هر فرد از روي انتخاب آن را انجام مي دهد. به عبارت ديگر گوش دادن صحيح به قصد فهميدن، يادگيري، لذت بردن و يا کمک به ديگران (به خصوص همسر) صورت مي گيرد. اما نيت افراد در گوش دادن کاذب، با ذهن خواني، آماده کردن پاسخ، مخالفت کردن و ساير موانع پاسخ دادن آلوده شده است.

 

گاه افراد سعي مي کنند به جاي اينکه به صحبت هاي فرد مقابل توجه کنند، از چيزي که منظور واقعي اوست سر در بياورند و يا آن را حدس بزنند.

در اين حالت به جاي اينکه به صحبت هاي فرد مقابل توجه کنند

به مفروضات و حدسيات ذهن خود تکيه مي کنند

 

موانع گوش دادن مؤثر

کلوب

علل بسياري از اختلافات و تعارضات ميان همسران (به ويژه همسران ناموفق) گوش ندادن واقعي به صحبتهاي فرد مقابل و فقط شنيدن حرف هاي اوست. معمولاً گوش کردن واقعي به صحبتهاي ديگران (به ويژه همسر) به دلايل مختلف به ندرت اتفاق مي افتد که در ذيل به برخي از آنها اشاره ميشود.

- مشغوليت ذهني: معمولاً زماني که افراد در حال فکر کردن، تماشاي بازي فوتبال، خواندن روزنامه و يا هر عملي که باعث درگيري ذهني شان مي شود، هستند نمي توانند شنونده خوبي باشند.

- ذهن خواني: گاه افراد سعي مي کنند به جاي اينکه به صحبت هاي فرد مقابل توجه کنند، از چيزي که منظور واقعي اوست سر در بياورند و يا آن را حدس بزنند. در اين حالت به جاي اينکه به صحبت هاي فرد مقابل توجه کنند به مفروضات و حدسيات ذهن خود تکيه مي کنند. مثلاً آقا به همسرش ميگويد: «اين لباس چقدر به تو مي آيد.» و خانم با خود فکر مي کند: «منظور او اين است که من خوش لباس نيستم و فقط وقتي که لباس هاي گران قيمت مي پوشم، خوب به نظر مي رسم.»

- آماده کردن پاسخ: برخي به هنگام صحبت هاي فرد مقابل تنها سرگرم آماده کردن پاسخ به او هستند. اين امر باعث مي شود نتوانند صحبت ها را درست بشنوند.

- فيلتر کردن: فيلتر کردن يعني اينکه مخاطب معمولاً به قسمت هايي از صحبت فرد مقابل توجه مي کند که به نفع اوست. اما به بخش هايي که مخالف نظرش مي باشد يا به نوعي انتقاد به اوست، گوش نمي دهد.

- قضاوت کردن: گاهي افراد به دليل برخي قضاوت هايي که از قبل در مورد گوينده دارند، يا به او گوش نمي دهند، يا گوش مي دهند تا در حرف هاي او شواهد تازه اي مبني بر اثبات قضاوتشان بيابند.

 

 گوش دادن صحيح به قصد فهميدن، يادگيري، لذت بردن و يا کمک به ديگران

(به خصوص همسر) صورت مي گيرد. اما نيت افراد در گوش دادن کاذب،

با ذهن خواني، آماده کردن پاسخ، مخالفت کردن و ساير موانع

پاسخ دادن آلوده شده است

 

کلوب

- اثبات کردن خود:

به طور معمول هرگاه افراد احساس کنند که مورد انتقاد قرار گرفته اند، سعي مي کنند از خود دفاع نمايند. به همين دليل بدون توجه به صحبت هاي گوينده، فقط تلاش مي کنند، خود را اثبات نمايند. گاه حتي ممکن است که در راستاي اثبات حقانيت خود دروغ بگويند، تهمت بزنند، فرياد بکشند و... .

- پند و نصيحت کردن: اين وضعيت زماني ايجاد مي شود که مخاطب مدام وسط حرف گوينده بپرد و شروع به نصيحت او کند. در اين حالت نه تنها مخاطب هيچ توجهي به صحبت هاي فرد مقابل نمي کند بلکه اجازه تمام کردن و به نتيجه رساندن حرف ها را هم از او مي گيرد. مثلاً زماني که مردي درباره مشکلات شغلي اش با همسرش صحبت مي کند و زن مدام وسط حرف او مي پرد و به او مي گويد که بايد چگونه با همکار يا رئيسش صحبت کند. در حالي که مرد فقط مي خواهد با او درد دل کند. اما اين برخورد باعث مي شود که او در نهايت از اين همه پند و نصيحت همسرش خسته شود.

- يکي به دو کردن: در اين حالت افراد فقط به صحبت هاي فرد مقابل گوش مي دهند تا با او مخالفت کنند و نظر شخصي خود را ابراز و اعمال نمايند.

- دلجويي کردن: گاهي برخي پس از شنيدن شکايت يا انتقاد فرد مقابل، بلافاصله وسط حرف او مي پرند و تقصيرها را برعهده گرفته، شروع به معذرت خواهي مي کنند. دراين حالت آنها اجازه نمي دهند که فرد مقابل علت نگراني يا ناراحتي خود را بيان کند. (ر. ک. رابطه موثر، ماتيو مک کي و همکاران، مترجم: مهدي قراچه داغي، فصل مهارتهاي اوليه)

 

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:36 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

توانايي حل مسايلتان را داريد؟


قربون عروس خوشگلم برم؛  دامادم رو نديدي ماشاءا... شاخ شمشاده ،خيلي اقاست....اين تعارفات براي دو ،سه هفته بعد از عقد است اما بعد از چند هفته رفت و امد اگر به مشکلي بربخوريد ،اين توانايي شما در حل مسائل ومشکلاتتان است که به شما براي ادامه شيرين زندگي مشترکتان کمک ميکند.
حل مشکلات

تصور کنيد بعد از چند جلسه رفت و آمد متوجه تفاوتهاي فرهنگي فاحشي با همسرتان مي شويد. که مطمئن هستيد اگر به آنها رسيدگي نکنيد زندگي شما در آينده به تلخي مي گرايد. از طرفي اين تفاوتها به اصل زندگي شما کاري ندارد و آنقدر پررنگ نيست که ارتباط بين شما و همسرتان را تيره کند ،اما براي اينکه شما بهتر بتوانيد با مسئله ي پيش رو مواجه شويد، ما پيشنهادهايي را به شما مي دهيم. زندگي گذشته ي خود را کمي مرور  کنيد. در زندگي همه ي ما مسائل و مشکلاتي بوده که يا آنها را حل کرده يا حل نکرده از کنار آن رد شده ايم. ولي در همين جا بايد بدانيم اگر در سنين نوجواني يا جوان تري مي دانستيم که حل نکردن اينگونه مسئله باعث تأثير گذاري منفي در روح ما مي شود حتماً از آن به اين آساني نمي گذشتيم ولي حالا از اين به بعد بهتر است سعي کنيم مسائل را بدون حل نگذاشته و به تک تک آنها رسيدگي کنيم چون در آينده باعث کم شدن اعتماد به نفس، ايجاد احساس بي کفايتي و ناتواني در حل مسائل بزرگتر مي شود. و بدانيم که اين مورد ارتباط ما با خود و ارتباط با اطرافيان ما را تحت الشعاع قرار مي دهد. اين اطرافيان از خانواده ي خود شروع مي شود به همسر و خانواده او و دوستان ادامه مي يابد. ما در اين شرايط ترجيح مي دهيم با کمتر کسي ارتباط برقرار کنيم و روابط اجتماعيمان را محدود کرده و آسيب جدي تري به خود و خانواده مي زنيم. ولي بدانيد که هر وقت ما مهارت حل مسئله را بياموزيم. از اضطراب و افسردگي احتمالي در ارتباط با خانواده ي خود و همسر خود جلوگيري کرده ايم چون اين مهارت ما را در تصميم گيري درست همراهي مي کند.

 

گام نخست

اينست که همه ي ما قبل از ازدواج دچار فرهنگ يا باورهاي غلطي هستيم که در حين ازدواج اين تفکرات مسموم ذهن ما را به خود مشغول کرده و باعث پيش داوري و يا عکس العملهاي منفي زودهنگام و در نهايت باعث اختلاف ما مي شود. مانند اينکه (مادرشوهر نمي تواند محبت پسر خود را به همسرش ببيند. خواهر زن فضا را مسموم کرده برعليه شوهرخواهر. جاري ...) اگر بدانيم اينگونه تفکرات امکان هر گونه تصميم گيري درست را از ما مي گيرد ديگر به آنها بها نمي دهيم. چون ممکن است با کوچکترين حرف مادرشوهريا خواهر زن آنچنان عکس العمل منفي نشان دهيم که مسئله به جراحتي در روح طرف مقابلمان بيانجامد که ترميمش کار کارشناسانه اي را بطلبد پس در گام نخست اين تفکرات را در خود کمرنگ و ترجيحاً پاک  مي کنيم.

پيدا کردن راه حلهاي مختلف البته از راه حل هاي بد شروع کنيد تا به خوبها برسيد. سعي کنيد تعداد زيادي راه حل ارائه دهيد زيرا وقتي به پايان ليست خود مي رسيد، ديگر از لحاظ روان کمي آرامتر شده ايد و خواه ناخواه بهترين راه را انتخاب مي کنيد

گام دوم

وقتي با يک مشکل روبرو مي شويم. سعي نکنيم هر مشکلي از ازل (از روز خواستگاري تا پايان عقد) با آن روبرو بوديم را بررسي کنيم و در فکر خود زير و رو کنيم. بلکه سعي کنيد همان مشکل روبرو را حلاجي کرده تجزيه کنيد و براي اين مسئله به دنبال راه حل بگرديد. بايد بتوانيم به اين سؤالاتي پاسخ دهيم:

 1- مشکل کنوني چيست؟ 2- کي شروع شده؟ 3- چه کسي يا کساني نقش داشته اند؟ و سعي کنيد براي آرامش خود و همسرتان هم که شده مسئله را بيشتر کوچک کنيد تا پروبال دهيد و بزرگ جلوه دهيد.

 

گام سوم

حل مشکلات

پيدا کردن راه حلهاي مختلف البته از راه حل هاي بد شروع کنيد تا به خوبها برسيد. سعي کنيد تعداد زيادي راه حل ارائه دهيد زيرا وقتي به پايان ليست خود مي رسيد، ديگر از لحاظ روان کمي آرامتر شده ايد. و خواه ناخواه بهترين راه را انتخاب مي کنيد. لازم نيست برگه ي خود را به همسر خود نشان بدهيد. چون اينها فکرهاي مغشوشي است که در ذهن شما بوده و شايد در واقع خود شما هم به خيلي از آنها اعتقاد نداشته باشيد ولي براي آرامش روح خود آنها را نوشته باشيد.

و در نهايت صادقانه و بدون هيچ گونه بغض و نفرتي از همسر خود کمک بخواهيد که در حل مسئله به شما و خودش کمک کند. مطمئن باشيد که صداقت شما بر وجود طرف مقابلتان تأثير مي گذارد و او را با شما همراه مي کند. اين کار باعث مي شود شما در مشکلات احساس تنهايي نکنيد و از طرفي يک سياست است که به همسرتان اعتماد به نفس مي دهيد چون شما به او اطمينان کرد. و مشکلتان را با او در ميان گذاشته ايد در نهايت بدانيم که انسانها به فرموده ي مولايمان اميرالمؤمنين(ع) برده ي محبت هستند. و شما با گذشتتان جايگاهي در دل خانواده همسرتان باز مي کنيد که خودتان هم تعجب خواهيد کرد. اگر باور نداريد امتحانش پرفايده است.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:36 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ربط ما به هم چقدر است؟ (1)


در این مقاله و مقاله آینده انواع رابطه هایی را که در زندگی برقرار میکنیم ورابطه هایی که ممکن است هر کدام از ما پیش از ازدواج آن را تجربه کنیم را متذکر میشویم  ؛و در نهایت مثبت ویا منفی بودن نتیجه را بر عهده شما مخاطب محترم میگذاریم.

انواع رابطه‌ها

ربط ما به هم چقدر است

یکی از این رابطه‌ها، رابطه دوستی است

 رابطه‌ای که در بین جوان‌ها کاملا تعریف شده و شناخته شده است (Just Friend). در این رابطه، وقتی دوست شما خبر ناراحت‌کننده‌ای در موردتان می‌شنود، همدلانه به کنارتان می‌آید و تنهای‌تان نمی‌گذارد. به شما می‌گوید دوست‌تان دارد و اگر مشکلی داشتید، می‌توانید روی کمک او حساب کنید. در جامعه ما این دوست اغلب از جنس موافق است. ما در این ارتباط، حتی به این دوستان هم وابسته می‌شویم و اگر مدتی خبری از هم نداشته باشیم، سراغ یکدیگر را می‌گیریم و تمایل داریم ریتم دوستی‌مان حفظ شود. اگر هفته‌ای یک بار یا ماهی یک بار با هم تماس تلفنی یا دیدار داشتیم وابسته آن می‌شویم. ما حس خوبی به هم داریم و وظایف دوستی را انجام می‌دهیم.

 

رابطه دیگری داریم به نام رابطه کارکردی

یعنی ما کاری به خود شخص نداریم، بلکه با کارکرد او در ارتباط هستیم و وابسته‌اش شده‌ایم. دوستی یک روان‌شناس مشاور با دوستی که کارمند بانک است، اگر ما به هر دلیلی رابطه‌مان به هم بخورد تا مدتی کلافه هستیم و خلأ او را حس می‌کنیم چون ذهن ما وابسته او شده است و آرزو می‌کنیم کاش دوباره برگردد. آن کارمند هر وقت مشکل داشته باشد دوست‌اش تلفنی راهنمایی‌اش می‌کند و در عوض همه کارهای بانکی دوست‌اش را انجام می‌دهد تا مبادا وقت او در صف بانک گرفته شود.

 

رابطه دیگری که رایج است و اغلب وابستگی‌های عاطفی را شامل می‌شود همان رابطه عشقی (Love) است

 دختر و پسری دچار وابستگی عاطفی می‌شوند که به دلیلی به یک رابطه آمده‌اند. گاهی اوقات محیط کاری، محیط تحصیلی و یا مکان خاص باعث می‌شود دو نفر با یکدیگر در ارتباط باشند و آغاز یک رابطه باشد.

روزهای اول رابطه وقتی شما کششی نسبت به فردی در خود می‌بینید دنبال بهانه می‌گردید و به عنوان پیش مقدمه طوری رفتار می‌کنید که ببینید آیا او هم‌چنین حسی دارد؟

 با او بیشتر تماس می‌گیرید و این بهانه‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود و شما و طرف مقابل به یکدیگر نشان می‌دهید علاقه‌مندی به وجود آمده است. حالا که دست ‌دل‌تان برای همدیگر رو شده و فهمیده‌اید شما دو نفر حس مشترکی به هم دارید، رابطه‌تان وارد فاز عاطفی می‌شود. در اینجاست که می‌گوییم اینها زود به زود دل‌شان برای یکدیگر تنگ می‌شود. در این مرحله بهترین کلمات رد و بدل ‌شود. همه‌چیز به نظر آن دو عالی و لذت‌بخش است. سطح نوراپی‌نفرین و دوپامین خون ما در این فاز اول رابطه بالاست و حالت کاملا سرخوشی و نشئگی داریم و تغییر رفتار می‌دهیم. تا دیروز خیلی جدی بودیم و حالا شوخ‌طبع می‌شویم و شعر می‌گوییم. قبلا خیلی کم‌رو بودیم اما حالا حاضرجوابی می‌کنیم و خلاصه یک تغییر رفتار واضح خواهیم داشت.

در مرحله رابطه عشقی بهترین کلمات رد و بدل ‌شود. همه‌چیز به نظر آن دو عالی و لذت‌بخش است. سطح نوراپی‌نفرین و دوپامین خون ما در این فاز اول رابطه بالاست و حالت کاملا سرخوشی و نشئگی داریم و تغییر رفتار می‌دهیم. تا دیروز خیلی جدی بودیم و حالا شوخ‌طبع می‌شویم و شعر می‌گوییم

حس ما فوق‌العاده است و به خاطر سطح هورمون‌های بدن‌مان همه‌چیز را زیبا می‌بینیم (در روان‌شناسی به نوراپی‌نفرین و دوپامین هورمون‌ عشق می‌گویند) و حتی کارهای بد و رفتارهای دور از ادب را به خودمانی بودن و یا تعابیر زیبا برداشت می‌کنیم (این نکته را به خاطر بسپارید.)

در این مرحله، بی‌اختیار به یکدیگر وابسته می‌شوید چون مدام به مغزتان این برنامه را می‌دهید که می‌خواهم هر لحظه با تو باشم. این برنامه‌ای که به مغز داده می‌شود، چنین حسی را تقویت می‌کند که قرار است همه زندگی‌ام با تو باشد و می‌خواهم با تو ازدواج کنم. این در حالی است که شما گاهی چنین قراری را نداشتید و فقط درگیر عاطفی یکدیگر شده‌اید.

 

 در این رابطه چون راه را اشتباه پیموده اید باید منتظر عواقب آن باشید . در مقاله بعدی چرایی این اشتباه را بررسی خواهیم کرد.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:37 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

الفبای خواستگاری (1)


اگر دختر یا پسر به اصطلاح دم بخت هستید که تا کنون به خواستگاری نرفته اید ، یا به تازگی میخواهد برای شما خواستگاری بیاید لطفا" به چند توصیه ای که در این خصوص نوشته شده دقت کنید....
خواستگاری

اقا پسر ،دخترخانم توصیه اول در باب:

 

چگونه خواستگاری شروع می شود

در گذشته، ازدواج های سنتی براساس صلاح دید بزرگان فامیل صورت می گرفت. ولی امروزه جوانان در چنان مرحله ای از بینش قرار گرفته اند که دیگر در مقابل تصمیمات یک طرفه والدین شان ساکت نمیشینند. اینان خواسته هایی  دارند که گاهی با خواستگاری سنتی، هم خوانی ندارد. از آن گذشته، تغییرات اجتماعی، مثل ادامه تحصیلات، تفاوت های فکری، رشد فرهنگی و امثالهم، امکان خواستگاری سنتی را لااقل در شهرها کم تر کرده است. بنابر این گرچه شروع یک زندگی می تواند از طریق خواستگاری باشد، ولی لازم است که طالبین ازدواج، پس از خواستگاری سنتی و آشنایی با یکدیگر، حداقل از نقطه نظرها، عقاید و تفکرات یکدیگر باخبر شوند. نشست و برخاست، گفتگو و تامل در رفتار و کردار یکدیگر، جوانان را قادر می سازد که در صورت عدم تفاهم، از ادامه معاشرت، پیش از آنکه عوامل عاطفی به وجود آید، جلوگیری نمایند.

در سال های اخیر بیشترین ازدواج ها به صورتی است که دختر و پسر قبلاً با هم آشنا شده اند و یکدیگر را دیده اند و سپس به خواستگاری رفته اند و احتمالاً پس از مذاکره با مذاکرات اولیه نامزد شده اند؛ یعنی از این به بعد، شناسایی بیشتر و دقیق تر از یکدیگر را شروع کرده اند.

توصیه هایی که به زوج های جوانی که در شروع اشنایی هستند  می توانم بکنم، این است که سعی کنید به جای اینکه به امور تشریفاتی و ظاهری این دوران، مثل: گل آوردن، هدیه خریدن، حرف های شیرین و با محبت زدن، شیک پوشی یا خوش لباسی و خلاصه، آراستگی های ظاهری طرف، که سهم کمتری در پایه ریزی ازدواج و زناشویی تان دارند توجه کنید، بیشتر به طرز تفکر، هدف ها، آرا و عقاید طرف مقابل توجه نمایید که پایه و اساس، و تفاهم زندگی آینده شما را این عوامل تعیین می کنند.

همان طور که همیشه  بزرگترها توصیه میکنند،در خواستگاری اگر دو چشم دارید، دو چشم دیگر هم قرض کنید و همه چیز را در زیر «ذره بین شناخت» بگذارید تا بتوانید « خود واقعی اش» را بشناسید. چون بعد از ازدواج، شما با این «خود واقعی» زندگی می کنید؛ نه با گل آوردن و هدیه خریدن و... آراستگی دوره نامزدی!

اجازه ندهید « خواستن » و مورد « تأیید » قرار گرفتن، فرصت اندیشه و آینده نگری را از شما بگیرد. رویایی فکر نکنید؛ زندگی زناشویی سخت و پیچیده است. تا زمانی که زوج مورد اطمنیان خود را پیدا نکرده اید، ازدواج نکنید. ازدواج نکردن و یک عمر تنها ماندن، هزاران بار آسان تر از ازدواج ناموفق، و به وجود آوردن چند بچه ناخوشبخت است. دقت و تامل را با « وسواس » در انتخاب خواستگار یا دختر مورد علاقه خود اشتباه نگیرید؛ اولی لازم، ولی دومی غیرضروری است.

همان طور که همیشه  بزرگترها توصیه میکنند،در خواستگاری  اگر دو چشم دارید، دو چشم دیگر هم قرض کنید و همه چیز را در زیر «ذره بین شناخت» بگذارید تا بتوانید « خود واقعی اش» را بشناسید

ملاک انتخاب را تماماً روی ظاهر افراد نگذارید که نتایج خوبی در بر ندارد. سیرت زیبا، تفکر صحیح و... بر آراستگی ظاهری ترجیح دارد. هرگز دختری را فقط به خاطر « زیبایی » اش انتخاب نکنید. هرگز مردی را فقط به خاطر قد و بالا و زلف آشفته اش انتخاب نکنید. صدور فرمان این گونه انتخاب ها از ناحیه ستاد فرماندهی عقل و اندیشه نیست! وقتی تو صندلی راحت اتومبیل شیک خواستگارتان لم داده اید! به جای این که با کبر و افاده، به اطراف چشم بیندازید، از خود بپرسید: «پول این اتومبیل را چه کسی پرداخته است؟ پدر پولدار خواستگارتان، یا خود خواستگارتان با دسترنج خود؟ »

اگر خوب به این نکات مهم و برجسته توجه کردید، آن گاه است که سر عقل آمده اید و خواستگار بدون ماشین اما هدفمند خود را ندیده نمی گیرید و در گزینش او، قادرید تا دست به انتخاب اصلح بزنید.

داشتن شغل ثابت و مناسب، اولین امتیاز یک خواستگار است. اگر مسکن هم داشت، چه بهتر! ولی نداشتن مسکن و اتومبیل، به شرط داشتن شغل ثابت و آتیه دار، از ارزش و اعتبار یک خواستگار نمی کاهد. جوانی که هدف دارد به همه چیز از جمله، مسکن خوب و اتومبیل و سایر مایحتاج می رسد. به ثروت پدر زن آینده تان فکر نکنید که اگر همسر آینده شما قابلیت های لازم را داشته باشد شما را به همه جا می رساند.

 

تکرار می کنم، تا زمانی که به قابلیت های طرف مقابل تان از هر جهت اطمینان پیدا نکرده اید، تا زمانی که به توانایی های او واقف نشده اید، جلوی احساس خود را بگیرید و اجازه ندهید عواطف و هیجانات قبل از ازدواج، مانع دیدن واقعیت ها شوند. پس از این که از هر نظر اطمینان شما کاملاً جلب شد، آن گاه عنان احساس را با احتیاط و نه افسار گسیخته رها سازید تا خود سیر طبیعی خویش را طی کند. اگر پس از مدتی معاشرت، متوجه شدید که از نظر عاطفی هم به طرف مقابل تمایل دارید، آن گاه می توانید قرار و مدار ازدواج را با خیال راحت بگذارید.

خواستگاری

در هر صورت یادتان باشد که عجله نکنید و به توصیه دیگران و مخصوصاً پافشاری آن ها وقعی ننهید. اگر تردیدهایی دارید، اشکالی ندارد که با محرم رازی که حتماً باید از شما تجربه بیشتری داشته باشد، ضمیر دل و ندای باطن تان را در میان بگذارید؛ یا با مشاوری کارکشته و با تجربه، به شور و مشورت بنشینید؛ ولی مشاوره با افراد با تجربه، با وسواسی فکر کردن و بیش از حد «کمال گرا» بودن فرق دارد. کمال مطلق و وجود بی عیب و نقص، در هیچ جایی پیدا نمی شود. مگر نشنیده اید که می گویند: «گل بی خار، خداست»! پس بیشتر به واقعیت ها بیندیشید که زندگی هیچ کس کامل نیست.

 

پس از اینکه این مرحله را پشت سر گذاشتید، حال میتوانید به خواستگاریتان رسمیت بیشتری بدهید.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:37 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

در مورد خودت راست گفتی یا....؟؟


شایسته است كه داوطلبان ازدواج از وضعیت جسمانی، شرایط حسی و حركتی و شرایط روحی یكدیگر اطلاع صحیح داشته باشند. در واقع این آگاهی باید در زمان قبل از عقد پیمان زوجیت باشد و از حقوق دو طرف محسوب می شود.
در مورد خودت راست گفتی یا...؟؟؟

 در مثالی كه در زیر آمده، مطلب به صورت شفاف تری بیان شده است:

حدود یك سال ونیم كه از ازدواجم با مهرداد می گذره. اوایل ازدواجمون مهرداد خیلی حواسش بهم بود و توجه زیادی بهم داشت.  مدتی از ازدواجمون كه گذشت من مهردادرو مثل گذشته نمی دیدم، خیلی زود عصبانی می شد و بر سر مسائل جزئی و پیش پا افتاده بحث و مشاجره می كرد. خیلی وقت ها اونو مضطرب می دیدم و نگران، ولی وقتی ازش دلیلش را جویا می شدم طفره می رفت و یه جواب سربالا می داد. دوست چندانی نداشت و ما حتی رفت و آمد خانوادگی هم با كسی نداشتیم از بس كه بداخلاق بود. بعدها متوجه شدم كه نه تنها نسبت به من بلكه نسبت به دیگران  هم این رفتارها رو داره رفتارهایی مثل بداخلاقی، سوءظن، رفتارهای مضطربانه، توهم، حساسیت نسبت به مسائل جزئی و كم اهمیت و..... سرتون را درد نیارم رفتار مهرداد هر روز بدتر و بدتر می شد تا این كه از طریق یكی از دوستام كه روان پزشك بود و من یه ترتیبی دادم كه به خونمون بیاد متوجه شدم كه مهرداد دچار (شخصیت پارانوئیدی) است و خودش و خانوادش از این بیماری اطلاع داشتند و این مسأله به این مهمی را از من و خانوادم پنهون كردن حالا من باید با این بیماری و بزرگ تر از اون، این بی صداقتی كه از اول ازدواج با من بوده چه كنم؟

 

*****

آگاهی از سلامت روانی و جسمانی و تعادل عاطفی طرف مقابل قبل از عقد زوجیت امر بسیار مهمی است. پنهان كردن هرگونه مشكل جسمی و احیاناً مشكل روانی و یا اختلال شخصیت نه تنها شخص را مرتكب مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی می كند، بلكه نگرانی های زیادی را در پایه ریزی یك زندگی مشترك و ادامة آن در پی خواهد داشت. چه بسیار مشاهده می شود كه افرادی با نیت دلسوزانه در فكر ازدواج فرزندشان هستند كه مدتی دچار بیماری بوده و به آنان توصیه می كنند كه اگر ازدواج كند می تواند سلامتی خود را بازیابد. متأسفانه در بسیاری از موارد این قبیل ازدواج ها دوام چندانی ندارد. همان طور كه در داستان بالا مشاهده كردید مهرداد كه دچار شخصیت پارانوییدی است و با اصرار اطرافیان و بدون آن كه طرف مقابل اطلاعی از این  اختلال داشته باشد، ازدواج كرده است، نمی تواند زمینه آرامش همسرش را فراهم نماید و زندگی موفقی را تجربه نمایند. چراكه از جمله ویژگی های اصلی این بیماری سوءظن گسترده نسبت به دیگران، حساسیت زیاد نسبت به دیگران، و هم چنین حساسیت نسبت به مسائل جزئی و كم اهمیت، باورها و نگرش های متعصبانه، بد اخلاقی، توهم، رفتارهای مضطربانه، مشاجره های خشم آلود و عدم ارتباط عاطفی با دیگران می باشد. طبیعی است كه فردی كه دچار چنین ویژگی هایی می باشد نمی تواند در زندگی مشترك خود موفق باشد. این قبیل افراد تمایل دارند حتی مشكلات خود را به عوامل بیرونی نسبت دهند. انتقادپذیر نیستند، به ندرت حاضر می شوند به كلینیك های درمانی مراجعه كنند و تحت درمان قرار بگیرند. این اختلال در آقایان بیشتر از خانم ها مشاهده می شود. با توجه به مطالبی كه ذكر شد آیا چنین افرادی می توانند یك زندگی موفق را پایه ریزی كنند و در آینده فرزندان سالمی را چه از لحاظ روحی و چه از لحاظ جسمی تحویل جامعه بدهند؟؟؟

چنان چه دختر یا پسر سابقه ابتلا به بیماری جسمی یا ناراحتی روانی و یا دچار یك اختلال شخصیتی بوده كه مدتی زیر نظر یك روان پزشك و روان شناس بوده و ممکن است  مدتی در بیمارستان به علت یك بیماری جسمی تحت درمان بوده، شایسته است قبل از ازدواج، به اطلاع طرف مقابل برساند

 

چنان چه دختر یا پسر سابقه ابتلا به بیماری جسمی یا ناراحتی روانی و یا دچار یك اختلال شخصیتی بوده كه مدتی زیر نظر یك روان پزشك و روان شناس بوده و ممکن است  مدتی در بیمارستان به علت یك بیماری جسمی تحت درمان بوده، شایسته است قبل از ازدواج، به اطلاع طرف مقابل برساند تا در صورت نیاز و تمایل ، خانواده ایشان بتوانند در موردبیماری ،امكان ازدواج و چگونگی زندگی مشترك بافرد بیماراز متخصصان مربوط مشورت لازم رابگیرند.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:37 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

خواستگاری قدم به قدم (2)


در مقاله گذشته قرار شد اگر تا به حال به خواستگاری نرفته اید و یا خواستگار نداشته اید  و یا می خواهید یک خواستگار موفقی باشید ،به توصیه های ما یک نیم نگاهی بیاندازید.
خواستگاری

اقا پسر ، دختر خانم توصیه این مقاله در باب اینکه :

 

چگونه به خواستگاری بروید

پس از این که با خانواده عروس قرار گذاشتید که چه روز و ساعتی برای خواستگاری می روید، باید مقدمات خواستگاری رفتن را فراهم کنید. سوال اول درباره کسانی است که باید همراه داماد باشند. پدر، مادر، یک خواهر و یا برادر بزرگ تر؛ و در صورتی که داماد پدر نداشته باشد، دایی یا عمو؛ و اگر مادر نداشته باشد، خواهر بزرگ تر، عمه، خاله و یا مادربزرگ. در هر صورت ، یکی از بزرگان فامیل کافی است، و ضرورت ندارد که لشگر سلم و تو ر را برای فرستادن به خواستگاری گسیل دارید تا خانواده عروس را در شروع کار در عمل انجام شده قرار دهید!

بعضی ها به قول خودشان زرنگی می کنند و بدون اطلاع قبلی به خواستگاری می روند! این کار، امروزه منسوخ شده و رسم پسندیده ای نیست، بلکه حمل بر بی نزاکتی می شود.

خواستگار باید لباسی متناسب برای چنین مجلسی بپوشد. او نباید با کفش اسپرت،ولباس اسپرت و نامانوس در مجلس خواستگاری حضور یابد؛  سرو وضع اش در حد مطلوب، مرتب و تمیز باشد. همین طور لباس کلیه کسانی که همراه داماد هستند، باید در خور مجلس خواستگاری باشد؛ یعنی نه ضرورت دارد که لباس هایی مثل لباس شب و یا لباس ضیافت های رسمی بپوشند، و نه لباس های دم دستی و خیلی معمولی .

تهیه سبد یا دسته گلی زیبا و قشنگ که نه خیلی گران باشد و بزرگ، و نه بسیار معمولی، کوچک و محقر، همراه با جعبه ای شیرینی، موجبات حفظ حرمت و وقار بیشتر خواستگار را فراهم می سازد.

پس از این که وارد منزل شدید و پذیرایی های مقدماتی به عمل آمد، یکی از اعضای بزرگ خانواده شما که سرزبان بهتری دارد و به اصطلاح می تواند یخ این گونه مجالس را با شیرین سخنی آب کند، باید علت آمدن را- گر چه همه می دانند- به نحوی مطرح کند ، تا بفهمید که آیا موافق این وصلت هستند یا نه؟   ممکن است خانواده عروس، بلافاصله جواب مثبت ندهند و جواب قطعی را به روزهای بعد موکول کنند. نکته حایز اهمیت این است که مخصوصاً در این گونه مجالس باید سعی شود از شوخی های بیجا و گفتن لطیفه هایی که به عده ای بر می خورد ، پرهیز شود! به خصوص باید از طرح بحث های سیاسی و احتمالاً مذهبی در چنین مجالسی خودداری کرد.

گاهی عروس خانم به عللی ، ممکن است که اساساً به خواستگاری راضی نباشد، ولی به خاطر ترس با احترام به والدینش در مجلس حضور پیدا کند. در این صورت، شاه داماد باید با دقت، مواظب این نکته ظریف باشد و بدون جهت پافشاری نکند . در چنین مواردی اگر عروس خانم دل بسته دیگری باشد، از حرکات و سکناتش کاملاً مشهود خواهد بود؛ و در صورتی که تمایل به ازدواج با این خواستگار، یا حداقل بررسی خواستگار را داشته باشد، باز هم از رفتار و کردارش مشخص می شود؛ بنابراین جلسه اول خواستگاری، خیلی از مسائل را روشن می کند.

در این گونه مجالس باید سعی شود از شوخی های بیجا و گفتن لطیفه هایی که به عده ای بر می خورد ، پرهیز شود! به خصوص باید از طرح بحث های سیاسی و احتمالاً مذهبی در چنین مجالسی خودداری کرد

یک اتفاق تقریبا" برای همه ما رخ میدهد و ان هم این است که در برخوردهای اول با ادم های جدید ،معمولا"بخشی از خصوصیات شخصیمان را بروز نمی دهیم،یا اینکه در بعضی مسائل انعطاف پذیرتر از معمول میشویم. این کار در بیشتر موارد غیر ارادی است . چون ذاتا" دوست داریم در نظر دیگران محبوب به نظر بیاییم . چه رسد به اینکه این طرف مقابل خواستگار هم باشد!

اما در مورد خواستگاری ماجرا خیلی فرق می کند . گاهی این (محبوب به نظر امدن )برای مان گران تمام میشود.چون تصویری که از ما در ذهن خواستگارمان شکل می گیرد ، با شخصیت واقعی مان که به مرور زمان با ان اشنا میشود ،تفاوت دارد.مثلا" اگر شما عادت به سرفه های بلند و اعصاب خرد کن داشته باشید،مسلم است که در برخوردهای اول ،ناخود اگاه جلوی این سرو صدای اضافه را می گیرید وخیلی مودبانه سرفه میکنید،اما این عادت در شما هست و در طول زمان بالاخره بروز میکند و آن وقت...

البته شما حق دارید که وقتی قصد ازدواج می کنید ،یا حتی درست در لحظه ای که با فرد مورد نظرتان صحبت میکنید ، تصمیم به ترک عادت های بدتان بگیرید، به شرط اینکه واقعا" این یک (تصمیم) باشد.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:37 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

بیایید طعم تفاوت را بچشیم (قسمت دوم)


در مطلب قبلی با تذکر چند نکته سعی کردیم شما را با مهارت های رفتاری آشنا کنیم که بتوانید طعم تفاوت را در زندگی بچشید. 

ازدواج

مراقبت و حمایت کنید

بعد از اطمینان آفرینی و صمیمیت سومین چیزی که زوج ها برای موفقیت در رابطه شان به آن نیاز دارند حمایت  است .  بیشتر زوج های خوشبخت معتقدند که داشتن همسری که پشتیبان آنها باشد یکی از مهمترین جنبه های  مثبت رابطه شان است. خیلی اوقات  مردها دوست دارند حمایت مادی کنند و زن ها بیشتر به سمت حمایت عاطفی گرایش دارند. ببینید همسرتان به چه کمک و پشتیبانی نیاز دارد و بعد آنرا به او عرضه کنید.

 

بخندید

خنده یک تمرین معنوی است. در ازدواج خنده بعنوان یک داروی خوشبختی عمل می کند. برای جلوگیری از یکنواخت شدن رابطه باید بتوانید بین جنبه های منطقی رابطه تان با جنبه های تفریحی آن تعادل ایجاد کنید. بله برای منظم بودن زندگی و امنیت رابطه تان باید کارهای خاصی انجام دهید اما هیچوقت شوخی و تفریح را فراموش نکنید. بد نیست گاهی برای همسرتان بچه گانه رفتار کنید، یا در کنار هم یک فیلم خنده دار نگاه کنید.

 

 اجازه بدهید زمان به شما کمک کند

وقتی با هم اختلاف دارید گاهی اوقات بهتر است که آنرا رها کنید و اجاز بدهید روزگاربه آرامش شما کمک کند. به جای زود عصبانی شدن سعی کنید از چیزهای کوچک گذشت کنید. مشاجره و اختلاف در هر رابطه ای پیش می آید. یادتان باشد که اختلاف دلیل عدم موفقیت روابط نیست اما طریقه برخورد شما با آن است که استرس را وارد رابطه تان می کند. باید ببینید چه مسائلی اهمیت بیشتری دارند و به آنها بپردازید و مسائل کوچکتر را کنار بگذارید.

 

 راهی سالم برای ارتباط پیدا کنید

 داشتن مهارت های ارتباطی قوی یکی از عوامل موثر در تداوم زندگی و در کنار  همدیگر بودن است. این یعنی نه تنها از همسرتان بپرسید که به چه چیز نیاز دارد بلکه نیازهای خودتان را هم با او در میان بگذارید.دقت کنید چه عوامل استرس زایی وارد زندگی همسرتان شده است تا به برطرف کردن آنها کمک کنید.  با جنگ و دعوا با هم بحث نکنید، طوری بحث کنید که احترام بینتان خدشه دار نشود و اثاثیه خانه تان هم سالم بماند!

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:38 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

جوهر اضافي به قلم زندگي


بر خلاف تصور خيلي ها كه فكر مي كنند عشق يكباره پيدا مي شود و هميشه مي ماند و يا حتي بيشتر مي شود؛ واقعيت اينست كه عشق ممكن است يك لحظه ايجاد شود، اما همانند بذري است و در صورتي باقي مي ماند و رشد مي كند كه در زمين مناسبي جاي گيرد، آب و نور كافي به آن برسانيم؛ مرتب آفت كشي كنيم و به آن كود بدهيم و مستمراً به آن رسيدگي نمائيم.
جدايي

چگونه عشق به مرور كمرنگ مي شود يا از بين مي‌رود؟

ما عاشق ايده‌ آلها و كمالها مي شويم و از نقصان ها مي گريزيم. شايد تعجب كنيد اگر بدانيد معمولا انسانها عاشق يك موجود كامل و بدون نقص در ذهن خود مي شوند و هنگامي كه اين تصوير ذهني را منطبق با يك دختر يا يك پسر در اطراف خود مي‌كنند، به آن نام عشق مي نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتي رشد مي يابد و قلب ما را به تپش وا مي دارد كه او خود را منطبق با تصوير ذهني ما ارائه دهد. و هنگامي كه به مرور او را متفاوت از ذهنيات خود بيينم ، عشق ما رو به افول مي رود. اما اينكه تصوير ذهني ما چگونه بايد در بيرون شكل بگيرد و حفظ شود نياز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، يعني اينكه بايد از مسير عقلاني و منطقي گذر كند و بالاتر از تفكر خام ما باشد ، نه به عكس . يعني عشق نبايد مادون فكر باشد.

عشقي كه مادون باشد، و از سطح پائين تري برخوردارست ،  ارزش ندارد تا برايش بميريم.

پس اگر در زندگي به مرور دريافتيم همسرمان از زير بار وظايف و مسئوليتهاي خود شانه خالي مي كند، لذتهاي خود را محور قرار مي دهد و هنوز « من» بودن محور فكري اوست. اينگونه مي شود كه كسالت مزمن عشق، را به چشم خواهيم ديد. از ديگر آفتهايي كه ما به عشق مي رسانيم ، مي توان به موارد زير اشاره كرد:

 

عدم انعطاف پذيري:

عدم انعطاف پذيري نسبت به مسائلي كه در زندگي با آن روبرو هستيم. مثلا اگر تعصب روي روش و سليقه هاي خود داشته باشيم.  و به علاقه ها، سليقه ها و شيوه هاي زندگي همسرمان، مكرراً انتقاد كنيم يا از آن بدتر ، اهانت كرده يا مسخره بگيريم.

 

كمال گرايي افراطي:

از آنجا كه ما در ناخودآگاه عاشق « خوبي مطلق» ،  « مثبت مطلق » و « كمال مطلق» شده ايم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبي ارزيابي كرده ايم ، به مرور اين ارزيابي خطا،  خود را به ما نشان مي دهد و دچار مشكل مي سازد. او هرگز نمي‌تواند انتظارات و توقعات ايده آلي ما را بر آورده كند. او هم يك انسان مثل بقيه انسانهاست و بديهي است كه نقاط ضعف زيادي نيز در كنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.

       

عشق عميق تر از آنست كه لحظه اي خلق شود يا در لحظه اي بميرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختي و زمان است و هم از بين رفتن آن به علت مسائل مختلفي است كه در طي زمان و  گاها"با رفتارهاي

زوجين ايجاد مي گردد

               

عدم مهارت هاي زندگي

مهارت هاي كافي جهت رسيدگي به بذر عشق را نداريم. مهارتهاي ارتباطي زندگي را كسب نكرده ايم ، مقابله با تنش ها و مشكلات را تجربه نكرده ايم ،‌نحوه سازگاري با مسائل زندگي را نياموخته ايم ، همه و همه موجب ناكارآمدي ما در ايجاد عشق و آرامش در زندگي مي شود.

 

عدم رعايت حريم خانواده و مرزهاي زندگي

به وظايف خود در زندگي آگاهي نداريم يا مرزهاي مسائل زندگي و مشكلات خانواده را رعايت نمي كنيم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بيرون منتقل مي كنيم . مشكلات همسرمان را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،‌فاميل ، حتي همسايگان و ... در ميان مي گذاريم يا در حيطه و مرزهاي همسرمان دخالت مي كنيم و به نام عشق و دوست داشتن وي را كنترل كرده و در قفس نامرئي انتظارات خودمان، او را محبوس و زنداني مي كنيم. مثلا به علائق او ، دوستان وي،‌نحوه لباس پوشيدن او، شيوه راه رفتن و حتي طرز تفكر و احساسش گير مي دهيم و او را در تنگنا قرار مي دهيم. و در نهايت آزادي را از او مي گيريم.

 

مشكلات شخصيتي و انتظارت غير واقع

توقعات بيجايي به لحاظ مسائل شخصيتي خود، از همسرمان داريم. كه بر آورده شدني نيست و برآورده نمي شود. مثلا يك نفر با اختلال شخصيت وسواسي، زياد نكته سنجي مي كند و معيارهاي زيادي در ذهنش دارد و با ريزبيني بيش از حدي كه به همسرش نشان مي دهد و او را در چهارچوب خشك و در قالب معيارهايي كه تعيين مي كند؛ حبس مي كند و عرصه را بر او تنگ مي كند. يا كسي كه اختلال شخصيت پارانوئيدي دارد و بدبين است ، با سوء‌ظن ها و بدبيني ها خود و حسادت و توهم توطئه هايي كه در ذهن خود، آنها را مي بافد، همسرش را هميشه در نقش يك دشمن و جاسوس مي بيند.

جدايي

لذت طلبي و خودكامگي

ما مي بايست در چهارچوب خانواده، خود را مقيد به بعضي امور كنيم. وقتي كه لذتهاي خود را كه در خارج از خانواده است به صورت افراطي دنبال مي كنيم و توجهي به خواست و ميل خانواده نداريم . به مرور زندگي يك طرفه و بي روح مي شود. زن و شوهر هر كدام دنبال تمايلات خاصي در خارج از خانواده هستند. و لذت با يكديگر بودن را فراموش ميکنند.

 

عدم مهارتهاي ارتباطي

نمي توانيم ارتباط خوبي با همسرمان بر قرار كنيم، حرف هم را نمي فهميم. هر كدام به ظاهر منطقي صحبت مي كنيم ، ولي نمي توانيم يكديگر را قانع كنيم. توجه كافي به احساسات ، خواسته ها و صحبتهاي يكديگر نداريم . گوش شنوا را از هم دريغ مي كنيم. در رساندن حرفهاي خود به يکديگر عجولانه عمل مي كنيم يا آنقدر مبهم صحبت و رفتار مي كنيم كه ديگري را به خطا مي اندازيم. در واقع مهارتهاي ارتباطي را نمي دانيم.

 

اگر گويند «لحظه ايست روئيدن عشق .... »؛ پس اين هم شايد درست باشد كه «لحظه ايست مردن عشق.»

ولي عشق عميق تر از آنست كه لحظه اي خلق شود يا در لحظه اي بميرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختي و زمان است و هم از بين رفتن آن به علت مسائل مختلفي است كه در طي زمان و  گاها"با رفتارهاي زوجين ايجاد مي گردد.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:39 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج بهشت برین یا ...


همیشه برای یک زندگی مشترک رازهایی وجود دارد تا ما با کشف آن ها بتوانیم روابطمان را ارتقاء بخشیم.

ازدواج از یك طرف می‌تواند به عنوان بهشتی برای زوجین تلقی شده و از طرف دیگر به جهنمی آزار دهنده تبدیل شود.

برای دستیابی به زندگی مطلوب، ابتدا باید هدف خود را از ازدواج مشخص كنید.

آیا صرفا می‌خواهید یك خانواده تشكیل دهید؟ كسی را برای روزهای پیری‌تان می‌خواهید؟ آیا خواهان امنیت فكری و مالی هستید؟ یا...
ازدواج

البته تمام موارد فوق در ازدواج وجود دارند ، اما انگیزه‌های قوی‌تری نیز در این میان نقش دارند. ازدواج یعنی وقتی خود واقعی تان را آشكار می‌كنید و خواهان تكامل خود هستید.

تمایل به ازدواج به طور فطری در تمام انسان‌ها وجود دارد؛ اما مساله اصلی این است كه افراد پس از ازدواج برای بقا و حفظ آن چه باید بكنند؟

احترام، همدردی و صبر همگی مهم هستند ، اما حتی بهترین ازدواج‌ها نیز ممكن است با مشكل روبه‌رو شوند.

علت آن هم در بسیاری موارد این است كه زوجین می‌خواهند ساده‌ترین راه‌ها را امتحان كنند.اما نكاتی هم وجود دارد كه با رعایت آنها زندگی شیرین‌تر و با ثبات‌تر خواهد شد.

گاهی اوقات در زندگی مشترك از یاد می‌بریم كه ما دو نفر با دو شخصیت و فكر متفاوت هستیم كه قرار است كنار هم زندگی كنیم، نه این‌كه دقیقا مثل هم شویم.

ویژگی‌های منحصر به فرد خود را از دست ندهید ، زیرا همین موارد موجب جذابیت‌های شما برای همسرتان شده است.

سعی كنید آن‌گونه كه هستید رفتار كنید و از همسرتان نیز نخواهید تبدیل به فرد دیگری شود. او را همان‌گونه كه هست بپذیرید.

وقتی همسرتان عصبانی است، خود را كنترل كنید.

وقتی شما عصبانی هستید نه صدای دیگری را می‌شنوید و نه به چیز دیگری می‌اندیشید. پس اگر با عصبانیت همسرتان از كوره در بروید ، راه به جایی نخواهید برد.

در چنین شرایطی بكوشید خود را آرام كنید .

ابتدا نفس عمیق بكشید ، سپس بنشینید و صحبت كنید. مسوولیت آنچه را می‌گویید بپذیرید و سعی كنید خود را مسوول بدانید.

اگر مخالف عقیده همسرتان هستید با آرامش نظرتان را بیان كنید ، در بسیاری موارد ممكن است نظر شما مخالف عقیده همسرتان باشد.

بپذیرید كه هر كس حق دارد عقیده و فكر خود را داشته باشد.

نظر خود را بیان كنید ، اما نه به صورتی كه انگار در حال نقد همسرتان هستید.فکر نکنید حتما" شما درست میگویید و همسرتان غلط ، زیرا قرار نیست در زندگی مشترك هر وقت بحثی به وجود می‌آید یك طرف در نهایت برنده باشد و نفر دیگر بازنده.

هرگز مشكلات گذشته را دوباره مطرح نكنید ، وقتی مشكلی پیش می‌آید قرار نیست تمام مشكلات گذشته زندگی خود را از ابتدا تا كنون دوباره مرور كنید، زیرا این‌كار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت

دست كم روزی یك بار سعی كنید یك كلمه یا عبارت تحسین‌كننده یا تشویقی به همسرتان بگویید، گاهی اوقات همسران فراموش می‌كنند كه قرار نیست دائم به یكدیگر فرمان دهند. گاهی جملات مدام امری می‌شوند. برای مثال «آشغال‌ها را بیرون ببر»، «لباس‌ها را بشور» و عباراتی از این دست.

بد نیست كه درخواست‌هایمان یك كلمه لطفا نیز استفاده كنیم، زیرا هیچ یك از ما از دیگری طلبكار نیستیم. در ضمن از راه‌های گوناگون و از طریق كلامی نیز به همسرتان نشان دهید كه او را دوست دارید و شیرینی و دوام این رابطه برایتان اهمیت دارد. حتی وقتی از دست او دلخورید نیز كمی نرمی می‌تواند بسیاری از مشكلات را حل كند. كمی تواضع و احترام به طرف مقابل موجب می‌شود كه او تمایل پیدا كند تا شما را نیز راضی نگاه دارد.

 

بخش کلوپ ازدواج تبیان

منبع :

برگرفته از جام جم

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:39 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

تصمیم گیری با قید و شرط


بدون تردید تصمیم گیری یکی از مهمترین مهارتهای زندگی محسوب میشود. زیرا فرد همواره باید یک راه را از میان راههای گوناگون انتخاب کند. انسانها در هر روز تصمیمات بسیاری می گیرند که بعضی از آنها بسیار مهم  برخی دیگر کم اهمیت اند. گاه حتی افراد متوجه برخی از تصمیماتی که در روز میگیرند، نمیشوند مثلاً اینکه چه ساعتی از خواب بلند شوند یا از خانه بیرون بروند و... .
تصمیم گیری

اما گاه تصمیم گیری در مورد برخی از مسائل کار سادهای نیست و به بررسی بیشتری نیاز دارد. زیرا  آن تصمیم در زندگی آینده افراد نیز پیآمدهای بسیاری دارد. یکی از این مسائل، تصمیم گیری برای ازدواج با یک فرد خاص است.

 

انواع تصمیم گیری

 

 

تصمیم گیری احساسی:

در این حالت افراد براساس احساسی خاص مانند عشق، خشم، کینه، حسادت و... تصمیم میگیرند.

 

 تصمیم گیری اجتنابی: تصمیمی که فرد به دلیل ترس و نگرانی های، سعی می کند تا حد امکان آن را به تعویق بیاندازد. اینگونه اتخاذ تصمیم امکان آن را به وجود میآورد که فرد فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.

 

 تصمیم گیری اخلاقی: تصمیمی است که فرد برای انجام آن به دلایل اخلاقی تکیه میکند. ادامه دادن به یک زندگی مشترک مملوء از تنش به دلیل وجود فرزند، نمونه بارزی از این تصمیم گیری است.

 

 تصمیم گیری مطیعانه: در این تصمیمگیری دیگران برای یک یا دو نفر در زمینه ی موضوعی تصمیم می گیرند. بدون آنکه فرد یا افرادی که تصمیم برای آنها گرفته میشود نقشی در این تصمیمگیری داشته باشند. مانند ازدواجهای سنتی.

 

 تصمیم گیری عجولانه: گاه افراد بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت کار، یا ارزیابی کامل و بدون توجه به موقعیتها و شرایط تصمیم میگیرد. مثلاً زمانی که فردی طرف مقابل را برای تصمیم گیری در ازدواج به عجله ترغیب میکند و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست را از او میگیرد.

 

 تصمیم گیری عقلانی: تصمیم گیری که براساس تفکر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت میگیرد. این تصمیم گیری براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن بسیار کمتر است. این تصمیم گیری، سالمترین تصمیم گیریهاست.

 

مهارت تصمیم گیری مطلوب

افراد باید برای یک تصمیم گیری مطلوب به تواناییهای خاصی چون افزایش خودآگاهی، درک ارزشهای فردی و خانوادگی، مهارتهای انتخاب هدف، روابط بین فردی و... مجهز باشند. علاوه بر اینها تصمیم گیری مراحلی هم دارد.

تصمیم گیری

 

داشتن اطلاعات:  برای اینکه افراد بتوانند در مورد مسائل تصمیم بگیرند باید در مورد آن اطلاعات کافی داشته باشند. «تحقیق» و «گفتگو» برخی از راههایی هستند که فرد می تواند از طریق آنها در مورد شخص مورد نظرش اطلاعات کسب نماید.

 ارزیابی اولیه و ساخت پیش فرض: فرد میتواند با توجه به اطلاعات به دست آمده، به ارزیابی فرد مقابل پرداخته و در مورد او به پیش فرضی خاص برسد.

 مشورت: پس از کسب اطلاعات کافی و دقیق و ارزیابی اولیه نوبت به مشورت با اهل فن و افراد با تجربه میرسد.

 

 

 

 ارزیابی نهایی و نتیجه گیری

تمرین: سعی کنید برای دستیابی به این مهارت (تصمیم گیری)، گامهای زیر را در مورد مسائل مختلف طی کنید تا به تصمیمی درست و عاقلانه نائل آیید.

- مسئله: ............................................................

- انتخابها یا راه حل های ممکن مربوط به این مسئله را نام ببرید.

- اطلاعات لازم در مورد هر راه حل را جمع آوری کنید. (ارزشها، اهداف و... هر راه حل)

- معایب و محاسن هر تصمیم را بنویسید.

- تصمیم گرفته و یکی از راه حل ها را انتخاب کنید. سپس دلایل انتخاب آن را بنویسید.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:39 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

بیایید طعم تفاوت را بچشیم


 

داشتن یک رابطه شاد و خوب کار سختی نیست! خبر بهتر برای زوج های خوشبخت این است که اگر در یک رابطه موفق باشید، چه ازدواج کرده باشید چه نامزد باشید، می توانید با ایجاد چند رفتار جدید و تغییرات کوچک در رابطه تان آن را برای همیشه حفظ کنید یا حتی آنرا بهتر هم بکنید .در زیر به چند راه برای عمیق تر کردن رابطه تان برای خوشنودی و رضایت بیشتر اشاره می کنیم.
تفاوت

 همسرتان را همانگونه که هست بپذیرید

همه ما در لحظه هایی آرزو می کردیم طرف مقابلمان لاغرتر، پولدارتر، رمانتیک تر یا خیلی چیزهای دیگر بود. نگاهی به انتظاراتتان بیندازید و ببینید تا چه حد واقعبینانه هستند. انتظارات غیرواقعبینانه فقط منجر به خسته شدن شما از رابطه می شوند  که یکی از مهمترین دلایل از بین رفتن رابطه هاست.

 

 هر از گاهی مهربان شوید

رفتارهای خیلی کوچک که نشان دهد، "من به تو فکر می کنم" برای حفظ رابطه لازم است. مثلاً نوشتن  یک جمله عاشقانه روی اینه ماشین اقا یا فرستادن  ایمیل هاو پیامک های عاشقانه در وسط روز  پیک یک شاخه گل به درب خانه همه و همه راه هایی بسیار ساده برای ابراز محبت هستند.

تحقیقات نشان می دهد که جمع شدن رفتارهای کوچک مکرر تاثیر بزرگتری بر خوشبختی روابط زوج ها دارد تا رفتارهای بزرگ هر از گاهی.

 

در روز کمی با هم ودرباره هم حرف بزنید

بیشتر زوج ها فکر می کنند که همیشه با هم در تماس هستند اما واقعاً چه مقدار زمان را به عمیق تر کردن درکتان از طرف مقابل اختصاص می دهید؟ زوج های خوشبخت بیشتر اوقات با هم حرف می زنند 10 دقیقه در روز را  اختصاص دهید که با همسرتان درمورد چیزی جز کار، خانواده، مسائل خانه یا رابطه تان حرف بزنید. این تغییر کوچک روح و زندگی تازه ای به رابطه تان می دهد.

 

بدون برنامه ریزی برنامه ریزی کنید

قرارملاقات های ناگهانی فوق العاده هستند اما واقعیت این است که ما آنقدر مشغول کار و زندگی هستیم که معمولاً وقتی کمی برای عشقمان می گذاریم. با یک قرارملاقات در هفته برای خوردن شام بیرون، رفتن به سینما، گالری های هنری، یا هر چیز دیگری عشق و رابطه تان را همیشه سالم نگه دارید. یک نکته برای آقایون: تحقیقات نشان می دهد که خانم ها وقتی خارج از خانه و دور از بچه ها و مسائل خانه داری باشند، مهربان تر و پرحرارت تر می شوند و. با اجاره یک شب در یک هتل و سپردن بچه های به یکی از افراد فامیل ببینید که چه اتفاقی می افتد.

 

دوستان و خانواده هم را بهتر بشناسید

مردها وقتی همسرشان رابطه خوبی با خانواده او دارد شادتر هستند. همچنین

زوج هایی که دوستان هم را می پذیرند و برای شناختن آنها تلاش می کنند خوشبخت تر هستند تا زوج هایی که دوستان و زندگی خانوادگی جداگانه دارند.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  11:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها