سید عبدالباقی که از زواره به قمشه مهاجرت کرده بود، بیشترین نقش را در تعلیم و تربیت نوه خود ایفا نمود و او را در مسیر علم و تقوا هدایت کرد.
وی علاوه بر آنکه در زمان حیات خویش تعلیم و پرورش سید حسن را متکفل شده بود، ضمن وصیتنامه ای، او را به ادامه تحصیل علوم دینی و باقی ماندن در لباس طلبگی تشویق و سفارش نمود.
سید حسن در خصوص زهد و وارستگی جد خویش می گوید:
«جد من میرعبدالباقی از مبلغین اسلام و وارستگان عصر خویش محسوب می گردید و از «زواره» به«قمشه» - واقع در جنوب اصفهان – مهاجرت کرد.
در حالی که شش ساله بودم ، در جهت تعلیم و تربیت من کوشید، چهارده ساله بودم که وی رخ در خاک تیره نهاد و طبق وصیت او پس از گذشت دو سال از فوت وی برای ادامه تحصیل راهی اصفهان شدم .»
پدر وی نیز عالم و مبلغ متعهدی بود که حیات خویش را وقف خدمت به اسلام و بویژه شیعیان نمود ، به همین جهت بیشتر ایام سال را دور از دیار و خانواده ( برای نشر اسلام و ارشاد مردم ) به سر می برد.
او گرچه از لحاظ مالی در تنگنا بود؛ اما معنویتی خاص و روحانیتی ویژه داشت. سید حسن 19 بهار از عمر خود را پشت سر نهاده بود که پدرش را از دست داد.
عزیمت به اصفهان
سید حسن در سال 1298 هـ. ق. برای ادامه تحصیل علوم دینی رهسپار اصفهان گردید و زندگی ساده طلبگی را آغاز کرد.
حوزه علمیه اصفهان در آن عصر از جمله مراکز باشکوه علوم دینی در ایران و جهان تشیع به شمار می رفت.
جذبه های نیرومند این حوزه، سید حسن جوان را که از هوش بالایی برخوردار بود، به سوی خود کشید. او با دستی تهی، ولی قلبی سرشار از امید و ایمان، روانی آراسته به خلوص و تقوا و روحی شجاع، حجره ای برای اقامت و تحصیلات خود تدارک دید.