0

مجله پزشکی : اضطراب

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب، خوره روح
اضطراب، خوره روحنزدیک به یک چهارم ما دچار درجاتی از اضطراب و اختلالات اضطرابی هستیم! و بقیه نیز بیش از حد مورد قبول از نگرانی، دلهره و هیجانات رنج می بریم. اضطراب، به صورت موذیانه و ناپیدا با بیقراری و زیرکی خاصی، به مرور تمام گوشه های ذهن را اشغال می کند و آرام آرام به پیش می تازد و مثل خوره همه جای وجود فرد را درگیر می کند. اضطراب از شیوع بسیار بالایی برخوردار است و فقط در ایالات متحده بیش از ۶۵ میلیون نفر را درگیر کرده است! بسیاری از ما درطول زندگی خود به درجاتی از اضطراب دچار شده یا می شویم.
● اضطراب نشانه چیست؟
وجود اضطراب در حد اعتدال آمیز آن، پاسخی سازش یافته تلقی می شود که موضع گیری متفاوت انسان ها در برابر حوادث طبیعی و غیرطبیعی را به دنبال دارد; اضطراب است که ما را وامی دارد تا برای معاینه کلی به پزشک مراجعه کنیم، کتاب هایی را که از کتابخانه به امانت گرفته ایم، بازگردانیم، اگر وعده ملاقاتی با کسی گذاشته ایم، به موقع در سرقرار حاضر شویم، در یک جاده لغزنده با احتیاط رانندگی کنیم و… بنابراین وجود اندکی اضطراب می تواند به عنوان یکی از مولفه های شخصیت و در واقع بخشی از زندگی انسان، تاثیر مثبتی بر فرآیند زندگی و تحول آن داشته باشد; زیرا این فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا مکانیزم های سازشی خود را در صورت مواجه شدن با منابع اضطراب زا، گسترش دهند. اما اگر این دلشوره شدید شود و احساس کنید گرفتار ترسی شده اید که آرامش را از شما گرفته است، این اضطراب مشکل آفرین می شود. درمان اضطراب می توان این ترس شدید را به دلشوره معمولی تبدیل کرد. انواع روان درمانی، شیوه های عملی و درمان های دارویی برای کنترل اضطراب وجود دارد.
▪ ورزش کنید: با کمی پیاده روی اضطراب را از خود دور کنید. یک برنامه ورزش روزانه لااقل به مدت نیم ساعت به شما کمک زیادی خواهد کرد.
▪ چای و قهوه نخورید: خوردن کافیین در هنگام اضطراب مانند ریختن آب به آسیاب آن است.
▪ الکل ننوشید: گرچه الکل در آغاز آرام کننده به نظر می آید، اما روز بعد احساس اضطراب بیشتری می کنید، چون اثر تحریکی ترک الکل برروی مغز وجود دارد.
▪ به آرامی نفس بکشید: نفس نفس یا تنفس شدید نخستین حدس برای علت اضطراب است و می تواند احساس گیجی، اضطراب و افسردگی را در شما ایجاد کند. اشکال اصلی در تنفس سریع نیست، بلکه در تنفس با قسمت بالای سینه به جای دیافراگم است. تنفس عمیق تر می تواند شما را آرام کند.
برای این کار، دراز کشیده و یک دست خود را برروی سینه و دست دیگر را برروی شکم بگذارید. اکنون با بینی طوری نفس بکشید که فقط دست روی شکم بالا و پایین رود. با انجام دادن این تمرین می توانید در هنگام شروع اضطراب تنفس خود را کنترل کنید. با تمرکز برروی تنفس عملا می توانید بر اضطراب غلبه کنید.
▪ زمان غصه برای خود بسازید: یک علت شایع اضطراب این است که می گذارید تمام روز غصه و نگرانی داشته باشید. به جای آن، هر روز نیم ساعت را بنشینید و فقط غصه بخورید. وقتی در طول روز نگرانی به سراغتان می آید، به خود بگویید: بعدا و در زمان نگرانی غصه آن را خواهم خورد. کارهای فوری در لحظات اضطراب
▪ به بالا نگاه کنید: تحقیقات نشان داده اند که احساسات با سر به زیر انداختن شدید می شوندپس به سقف اتاق نگاه کنید.
▪ به آرامی نفس بکشید: تنفس خود را آرام کنید، هوا را کاملا بیرون دهید و در ذهن خود کلمه ای آرام بخش را با هر بازدم تکرار کنید، مثل «آرام… آرام… آرام.»
▪ شانه ها را پایین بیندازید: بالا گرفتن شانه ها تنش را زیاد می کند. شانه ها را شل کنید تا تنش کم شود.
▪ آهسته فکر کنید: وقتی افکار مضطرب کننده به سرعت می آیند، شما آهسته و با جملات کامل فکر کنید.
▪ صدای خود را تغییر دهید: آهسته کردن گفتار و پایین آوردن صدا به شماآرامش می بخشد و خود و دیگران را تحت کنترل درمی آورد.
▪ حرکت کنید: وقتی احساس می کنید که اضطراب شروع می شود، چند لحظه در جا بدوید یا بالا و پایین بپرید.
▪ حالت صورت را تغییر دهید: با بازکردن اخم ها و بالا کشیدن گوشه های دهان می توانید مغز را گول زده و آن را آرام کنید.
▪ از دید دیگری به خود نگاه کنید: خود را مضطرب و عصبی از نگاه فرد دیگری و از گوشه دیگر اتاق مجسم کنید. وقتی اضطراب دست بر نمی دارد
▪ داروی ضد اضطراب استفاده کنید: اگر هر کاری می کنید و از دست اضطراب خلاص نمی شوید، از پزشکتان داروی ضد اضطراب درخواست کنید یا از او بخواهید شما را به یک روان پزشک معرفی کند.
▪ روان درمانی را امتحان کنید: ممکن است پزشک معالج شما را به یک متخصص بیماری های روانی معرفی کند که می تواند شما را در تغییر افکاری که باعث شروع اضطراب می شوند کمک کند. روان درمانی چیزی عجیب، معجزه گر، یا ترسناک نیست و فقط روش ها و تمرین هایی به شما آموزش داده می شود تا در شناخت و مقابله با آنچه که ناراحتتان می کند کمکتان کند.
▪ از دارو استفاده کنید: پزشک ممکن است دارویی برای استفاده کوتاه مدت یا گاه گاه تجویز کند. داروهای موثر شامل بنزودیازپین ها، ضدافسردگی های سه حلقه ای و مهارکننده های مونوآمین اکسید از (MAOI) است. محدودیت های غذایی مهمی در استفاده از داروهای MAOI وجود دارد، پس حتما از پزشک خود فهرست غذاهای ممنوع را بپرسید. نکته مهم: فراموش نکنید استفاده از دارو بدون مجوز پزشک اکیدا ممنوع می باشد. حتما با پزشک خود درمورد داروها صحبت کنید. حمله وحشت زدگی حمله وحشت زدگی از کنترل خارج شدن اضطراب است. بعضی افراد مستعد دوره های کوتاه ترس یا ناراحتی شدید هستند. علائم آن ممکن است کوتاهی تنفس، سرگیجه یا از حال رفتن، لرزیدن، تپش یا تندی ضربان قلب، عرق کردن، احساس خفگی، دل به هم خوردگی، احساس کرختی یا سوزش، برافروختگی یا لرز، درد یا ناراحتی در قفسه سینه و ترس از مردن یا دیوانه شدن باشد. حملات وحشت زدگی ناراحتی ای است که باید با پزشک در میان بگذارید.
با این حال، کارهایی نیز هست که خود نیز می توانید برای رفع آن انجام دهید.
۱) به خود بقبولانید که این حمله گذرا است، معمولا ظرف پنج تا ده دقیقه.
۲) به خاطر بیاورید که هرگز کسی از حمله وحشت زدگی نمرده و دیوانه نشده است. به خود بگویید: «این نیز می گذرد.»
۳) بر احساستان غلبه کنید و به خود بگویید: «فقط یک احساس است.» بگذارید تنفس سخت را تجربه کنید و به آرامی نفس بکشید. این طور اکسیژن کافی دریافت می کنید.
۴) هر یک یا دو دقیقه میزان اضطراب خود را بر حسب درجه بندی از یک تا ده حدس بزنید. با این کار، متوجه خواهید شد که گرچه سطح آن بالا و پایین می رود، ولی به تدریج کاهش پیدا می کند.
۵) ده تنفس آهسته، عمیق و دیافراگمی انجام دهید. میزان اضطراب را باز حدس بزنید.
۶) برروی اجسام اطراف خود تمرکز کنید. در ذهن خود اتاق، لباس هایتان، صداها و بوها را تضعیف کنید. توجه خود را از درون بدن به بیرون آن جلب کنید. این مراحل را تا از بین رفتن حمله وحشت زدگی تکرار کنید
● تست اضطراب
در تست زیر تعیین کنید در همین لحظه چه احساسی دارید؟!
۱) به خود مطمئن هستم
الف) بسیار زیاد
ب) زیاد
ج) تا حد متوسط
د) کمی
ه) هرگز
۲) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم
الف) بسیار زیاد
ب) زیاد
ج) تا حد متوسط
د) کمی
ه) هرگز
۳) آرام هستم
الف) بسیار آرام
ب) تا حدود زیادی آرام
ج) تا حد متوسط
د) کمی آرام
ه) هرگز
۴) عصبی هستم
الف) هرگز
ب) بسیار کم
ج) تا حد متوسط
د) خیلی
ه) همیشه
۵) ناراحت هستم
الف) هرگز
ب) بسیار کم
ج) تا حد متوسط
د) خیلی
ه) همیشه
۶) بدنم همواره مرطوب است
الف) هرگز
ب) بسیار کم
ج) تا حد متوسط
د) خیلی
ه) همیشه
۷) نفسم منظم است
الف) هرگز
ب) بسیار کم
ج) تا حد متوسط
د) خیلی
ه) همیشه
۸) احساس تنش در معده دارم
الف) هرگز
ب) بسیار کم
ج) تا حد متوسط
د) خیلی
ه) همیشه حالا امتیازها را بر اساس رتبه بندی زیر با هم جمع کرده و هر امتیازی که آوردید در زیر بخوانید.
▪ ۱ امتیاز
▪ ۲ امتیاز
▪ ۳ امتیاز
▪ ۴ امتیاز
▪ ۵ امتیاز
امتیاز بین ۳۲ تا ۵۰: شما به اضطراب شدید مبتلا هستید، به طور حتم باید به روانشناس مراجعه کنید
. امتیاز بین ۲۴ تا ۳۲: اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال، می توانید با استفاده از کتاب های اضطراب آن را برطرف کنید. امتیاز کمتر از ۲۴ : این گروه از امتیازها نشان دهنده این است که شما فردی طبیعی هستید که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارد
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:11 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب، سرچشمه درماندگی
اضطراب، سرچشمه درماندگیاختلال اضطراب قبل یا هنگام برگزاری امتحانات از جمله مشکلات شایع اکثر افراد حتی در مقاطع ارشد تحصیلی است. بسیاری از دانشجویان یا دانش‌آموزان با وجود مطالعه فراوان و یادگیری کامل دروس، از قبول نشدن در کنکور وحشت دارند. نحوه رفتار والدین و معلمان نحوه برگزاری آزمون، شرایط جغرافیایی، رژیم‌های غذایی و سلامت جسم و روان دانش‌آموز در کاهش یا افزایش ابتلا به اضطراب شب کنکور نقش دارد. در برخی موارد بیماری‌ها و اختلالات روانی که منشأ محیطی یا ژنتیکی دارند، در بروز اضطراب و استرس دانش‌آموز قبل از برگزاری امتحان مؤثر بوده و تا درمان نشدن و رفع علائم، اضطراب باقی خواهد ماند.
● افسردگی
افسردگی یکی از علائم ابتلا به بیماری‌های روانی است. برای مثال ارتباط تنگاتنگی بین افسردگی و اختلال اضطراب وجود دارد و این اختلال با مشکلاتی مانند اختلال استرس پس از سانحه، اختلال وسواس اجباری، اختلال درد، اختلال ترس، اختلال اضطراب در اجتماع و اختلالات اضطراب عادی همراه است که این عوامل همراه با هم بسیاری از افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهند. خوشبختانه این بیماری‌ها قابل درمان بوده و افراد مبتلا پس از درمان به راحتی می‌توانند زندگی عادی خود را از سر گیرند.
اضطراب در واقع واکنشی طبیعی در برابر استرس است که در مواردی زندگی را تحت تأثیر قرار داده و بر ذهن و جسم او تأثیر می‌گذارد. از علائم همراه با این نوع اضطراب می‌توان به ضربان قلب شدید، درد و گرفتگی ماهیچه‌ها اشاره کرد و مانند افسردگی، علت این اختلال نیز ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی است. اگرچه اضطراب همواره با افسردگی همراه نمی‌شود اما در بیشتر موارد اضطراب در کمین است. مطالعات نشان داده است افراد افسرده، اغلب علائم اضطراب را نیز دارند. اختلال اضطراب، زنان را دو برابر مردان تحت تأثیر قرار می‌دهد و اگر برای درمان اختلال اضطراب تلاشی صورت نگیرد، برای بیمار و خانواده او شرایط دشوار و ناراحت‌کننده‌ای را به دنبال دارد. برای شناخت بیشتر علائم انواع اضطراب، در زیر به بررسی آن می‌پردازیم.
افرادی که از اختلال اضطراب عادی رنج می‌برند، دچار تنش و نگرانی‌های شدیدی هستند و حتی در مواردی که دلیلی برای اضطراب و نگرانی وجود ندارد، احساس اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنند. این افراد همواره در انتظار اتفاقات ناگوار، بیماری، مشکلات مالی، خانوادگی و شغلی قرار دارند. این احساس می‌تواند روزها و یا حتی ماه‌ها به طول بینجامد. در این اختلال فرد قادر به کنترل احساس نگرانی و اضطراب خود نبوده و از علائمی مانند ضعف در تمرکز، خستگی مفرط، رنجش‌پذیری، گرفتگی ماهیچه‌ها، آرامی و اختلالات خواب رنج می‌برند.
● وسواس
در اختلال وسواس اجباری، افکار ناخواسته و ممتد ذهن را در بر می‌گیرند. این افکار غیر قابل کنترل، با اضطراب همراه بوده و اغلب بر مسائل زندگی فرد متمرکز می‌شوند.
اختلال اضطراب نوع دیگری از اختلال اضطراب عادی است که غالباً با افسردگی همراه می‌شود. در این اختلال ترس و رعب شخص را در بر گرفته و با علائمی مانند درد در ناحیه قفسه سینه، سختی تنفس، سرگیجه، مشکلات معده و روده‌ای، سردرد، کوتاهی تنفس، عرق کردن کف دست، افزایش ضربان قلب و لرزش همراه است. گاهی شدت این علائم تا حدی است که احساس غش، حمله قلبی و یا حتی مرگ به بیمار دست می‌دهد. برای تشخیص این بیماری حداقل چهار عامل از عوامل بالا باید بروز پیدا کند.
● اختلال ترس
در اختلال ترس، شخص مبتلا بطور نامعقول و نامنطقی احساس ترس و خطر می‌کند. این ترس از یک موقعیت، شیء و یا حتی یک حادثه نشأت خواهد گرفت. به محض رویارویی با این عامل فرد احساس نگرانی و اضطراب می‌کند و با علائمی مانند تپش قلب، حالت تهوع و تعرق زیاد روبه‌رو می‌شود. این اختلال زنان را دو برابر بیشتر از مردان تهدید می‌کند.
● ترس از اجتماع
اختلال اضطراب در اجتماع یا ترس از اجتماع یک وضعیت روحی است که در آن شخص از قرار گرفتن در شرایطی که مجبور به برقراری ارتباط با دیگران و یا انجام کاری در حضور دیگران شود، ترس و واهمه دارد. این ترس معمولاً از کودکی آغاز می‌شود و بروز آن پس از سن ۲۵ سالگی تقریباً نادر است. افرادی که ترس از اجتماع دارند معمولاً از نامعقول بودن ترس خود اطلاع دارند اما قادر نیستند این احساس ترس را کاهش داده و یا آن را از بین ببرند.
علائم ترس از اجتماع شبیه علائم اختلال اضطراب است و علائمی مانند مشکل در سخن گفتن، خشکی دهان، تعرق شدید، حالت تهوع، تپش قلب و لرزش را در بر می‌گیرد.
● اختلال استرس
اختلال استرس پس از سانحه، همان‌طور که از نامش پیداست پس از بروز یک حادثه اتفاق می‌افتد. گاهی بیمار خود این اتفاق را تجربه کرده و گاهی شاهد آن بوده است که در نتیجه عکس‌العمل او با ترس شدید، احساس وحشت و یا ناتوانی همراه است. پس از رویارویی با حادثه اغلب شخص مبتلا با توهم، رؤیا، تصاویر ذهنی، افکار و یا احساسات آزاردهنده روبه‌رو می‌شود.
از جمله علائم این مشکل می‌توان به خشم، نداشتن تمرکز، مشکلات خواب، لکنت، رنجش‌پذیری و ... اشاره کرد.
● اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی نیز نوعی بیماری روانی است که توانایی تمایز قائل شدن بین دنیای واقعیت و خیال را در شخص از بین می‌برد. احساس پوچی و افسردگی از علائم اسکیزوفرنی به حساب می‌آیند.
اگرچه اسکیزوفرنی و افسردگی دو بیماری متفاوت هستند اما افسردگی گاهی در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی مشاهده می‌شود ولی اسکیزوفرنی همیشه با افسردگی همراه نیست. حرکات غیرارادی، باورهای نادرست، احساسات، افکار و حالات روحی نامرتبط با شرایط، احساس پوچی و افسردگی، توهم (دیدن، شنیدن و احساس کردن چیزهایی که اصلاً وجود ندارند)، بیش فعالی یا انزوای اجتماعی، ناتوانی در عملکرد تحصیلی، شغلی و ... دور شدن از خانواده و دوستان، بی‌میلی به شست‌وشو و آراستگی فردی، بی‌تعادلی روحی، سخن گفتن در قالب جملاتی نامرتبط از علائم اسکیزوفرنی به حساب می‌آیند. از علل ابتلا به این بیماری می‌توان به تغییرات ژنتیکی و تغییر در مواد شیمیایی مغز اشاره کرد. تحقیقات نشان داده است بروز اختلال در ساختار مغز و نحوه قرار گرفتن اعصاب در مغز نیز در این بیماری دیده می‌شوند.
این بیماری مردان و زنان را بطور برابر تحت تأثیر قرار می‌دهد و تنها سن ابتلا در زنان و مردان متفاوت است. سن ابتلا در مردان از اواخر دوره نوجوانی تا اوایل دهه سوم زندگی و در زنان بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی است.
● اختلال خوردن
اختلال خوردن اغلب با سایر اختلالات روانی مانند افسردگی و اختلال اضطراب همراه است. این اختلالات در نتیجه پرخوری و یا کم‌خوری اتفاق می‌افتند. این اختلال در بین دختران نوجوان و زنان رایج‌تر است و هر چه درمان اختلال بیشتر طول بکشد، بیماری شدت بیشتری پیدا می‌کند. افراد مبتلا به کم‌خوری در معرض خطر مرگ ناشی از کمبود و نرسیدن مواد مغذی به بدن قرار داشته و با ناتوانی شغلی، تحصیلی و ... روبه‌رو می‌شوند. آنها احساس می‌کنند با نخوردن غذا کنترل بیشتری بر زندگی خود دارند. از جمله علائم مشخصه ابتلا به این اختلال این است که وزن فرد حداقل ۱۵ درصد کاهش می‌یابد.
از علائم دیگر این اختلال می‌توان به افسردگی و اضطراب بیش از حد، باور غیرواقعی به چاق بودن، رژیم گرفتن، خوردن در خفا، انجام حرکات ورزشی شدید و مداوم، ترس شدید از افزایش وزن و چاق شدن، علاقه غیرطبیعی به غذا، بر هم خوردن سیکل قاعدگی و یا از بین رفتن آن، کاهش شدید وزن در فاصله زمانی چند هفته یا چند ماه، احساس انتقاد شدید از خود و تمایل به کامل بودن و پوشیدن لباس‌های گشاد برای مخفی کردن کاهش وزن اشاره کرد. از علائم فیزیکی این بیماری نیز می‌توان تحمل نکردن سردی هوا، داشتن مو و ناخن شکننده، خشکی و زردی پوست، کم‌خونی، یبوست و تورم مفاصل را نام برد. مانند سایر بیماری‌های روانی و احساسی، درجه ابتلا در بیماران متفاوت است و در موارد حاد دوره درمان سال‌ها طول می‌کشد. در اختلال پرخوری، شخص مبتلا مقدار زیادی غذا را مصرف کرده و سپس استفراغ می‌کند. این حالت چند بار در روز اتفاق می‌افتد و در واقع علت آن ترس از اضافه وزن یا مشکلات معده است. در افراد مبتلا این مشکل حداقل دو بار در هفته و برای مدت سه ماه پیاپی اتفاق می‌افتد. از علائم دیگر این بیماری می‌توان به جویدن زیاد غذا، افسردگی و تغییر خلق و خو، اعتیاد به مواد مخدر، احساس اضطراب، احساس گناه و شرمندگی، قاعدگی نامنظم، نفخ، تپش قلب، گلودرد، مشکلات معده، تورم غدد در ناحیه گونه و صورت و خرابی دندان اشاره کرد.
مشاوره در درمان اختلال خوردن نقش بسزایی دارد زیرا می‌تواند الگوی مخرب فکر و رفتاری آنها را تغییر دهد. علاوه بر این مصرف داروهای ضدافسردگی نیز در درمان این اختلال مؤثر است.
 
حسن هدایتی
روزنامه ایران
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:12 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب کودکان
اضطراب کودکانکنترل اضطراب و جواب نامناسب به آن به این معنی است که فرد توانایی غلبه و کنترل بر فشار را ندارد. کنترل اضطراب سهم مهمی در تعیین سطوح آن دارد.همانگونه که گفته شد برخی از فشارهای روانی عادی و طبیعی است. برای مثال اکثرکودکان در مدرسه دچار تحولاتی می‏شوند و باید آن مراحل را طی کنند یا بیشتر نوجوانان برای تعیین جایگاه اجتماعی و شخصی با خود درگیر می‏شوند. سطوح اضطراب با هم متفاوت است. بعضی از آنها ساده و قابل پیش‏بینی است. مانند ترس از تاریکی یا اضطراب قبل از امتحان یا ملاقات یک شخص جدید، بعضی از آنها هیجان بیشتری برای فرد ایجاد می‏کند مانند اضطراب‏هایی که هنگام یادگیری یک مهارت جدید یا بازی مهیج، تجربه می‏شوند.
● چه زمانی تنش‏ها مشکل ‏ساز می‏شوند.
مشکلات هنگامی شروع می‏شود که اضطراب‏های عادی تبدیل به اضطراب‏های بزرگتر می‏شود. احساس اضطراب در کودکان دلایل زیادی دارد. مانند مرگ عزیزان، طلاق پدر و مادر و ازدواج دوباره آنها، جابه‏جایی محل زندگی، بیماری‏های طولانی، خشونت در خانواده یا جامعه، بلایای طبیعی، اختلافات فرهنگی و... در این شرایط ضربان قلب و سرعت تنفس زیاد می‏شود و ماهیچه‏ها منقبض می‏شوند.
عوامل اضطراب ‏زای متعدد، تواما سطح اضطراب و مدت زمان آن را بالا می‏برد. برای این که دوباره تعادل برقرار شود بدن به آسایش نیاز دارد.
● واکنش‏های کودکان
واکنش‏های کودکان در مقابل اضطراب به عوامل متعددی بستگی دارد:
▪ توانایی غلبه کودک بر اضطراب
▪ شدت عامل اضطراب
▪ میزان حمایت از طرف خانواده، دوستان و جامعه.
مدت زمان اضطراب و میزان آن هم در چگونگی واکنش کودکان نقش مهمی دارد. وقتی کودکان دچار اضطراب می‏شوند در رفتار آنان تغییراتی ایجاد می‏شود. آنان غالبا در رفتارهای خود پسروی دارند و کارهایی را که انتظارش نمی‏رود، انجام می‏دهند. کودکان در سنین قبل از دبستان فاقد کنترل ارادی، حس شناخت زمان و استقلال در رفتار هستند. آنان در این شرایط اضطراب زا ممکن است رختخواب خود را خیس کنند در عادات خوردن تغییراتی ایجاد کنند و مشکلاتی در مورد خوابیدن و صحبت کردن پیدا کنند و نتوانند احساس خود را بیان کنند. هر کدام از این گروه کودکان تحت فشارهای مختلف واکنش‏های متفاوت دارند. تند مزاجی، بی‏حوصلگی، نگرانی، گریه‎های غیر قابل کنترل، همچنین لرزیدن درهنگام ترس نیز می‏تواند در این مواقع ایجاد شود. ممکن است کودکانی که تازه راه رفتن را آموخته‏اند، رفتار کودکان کوچکتر را دوباره انجام دهند، احساس خشم کنند و نتوانند احساسات خود را بشناسند یا درک کنند.
آنها از این که تنها یا دور از والدینشان باشند می‏ترسند. گاه گوشه‏گیری می‏کنند و گاه با گاز گرفتن کودکان دیگر آنها را می‏آزارند یا به صدای بلند و ناگهانی حساسیت نشان می‏دهند عصبانی، مهاجم یا حادثه جو می‏شوند. کابوس‏های شبانه نیز از این دسته واکنش‏هاست.
همان طور که واکنش‎های کودکان در مقابل عوامل اضطراب‎زا با هم متفاوت است، روش‎های غلبه نیز در آنان متفاوت خواهد بود. آنها می‎توانند به وسیله اشک ریختن، کج خلقی یا کناره‎گیری و پرهیز از موقعیت‎های ناخوشایند بر اضطراب غلبه کنند یا رفتارشان تحکم‎آمیز باشد.
همچنین ممکن است راه‎حل‎های مصالحه‎آمیز پیدا کنند یا آسایش را جست‎وجو کنند. کودکان توانایی کافی برای فکر کردن درباره نتایج حاصل از نوع واکنش را ندارند. کودکانی که در یک محیط حمایتی زندگی می‎کنند، روش‎های غلبه را می‎آموزند. آنها شانس بیشتری را برای بهبودی پیدا می‎کنند و در نتیجه اضطراب و بحران را راحت‎تر پشت سر می‎گذارند؛ اما آن دسته از کودکانی که در یک محیط حمایت‎کننده نیستند روش‎های مفید و موثر غلبه بر اضطراب را نمی‎آموزند...
● نقش خانواده در حمایت و پشتیبانی
خانواده‎ها می‎توانند با امکانات زیر به کودک کمک کنند:
▪ افزایش اعتماد در کودکان به ویژه در سال اول زندگی.
▪ توجه نشان دادن به کودک.
▪ توقع داشتن در حد توان کودک.
▪ فراهم کردن امکاناتی برای کودکان تا در فعالیت‎های خانواده شرکت کند.
▪ توجه نشان دادن به عقاید فرهنگی خانواده.
▪ اساس قرار دادن پیشرفت‎های آینده برای خانواده.
● روش‎های غلبه کردن بر اضطراب
برای کمک به کودکان جهت غلبه بر اضطراب لازم نیست که متخصص باشیم، بلکه یکی از عناصر کلیدی در کاهش اضطراب فراهم آوردن یک محیط عاری از اضطراب است. چنین محیطی بر پایه حمایت‎های اجتماعی، داشتن توانایی برای پیدا کردن راه‎حل‎ها و قدرت پیش بینی راه‎های اجتناب از آن استوار است.
حمایت‎های اجتماعی
حمایت‎های اجتماعی به فضای حضور افرادی جهت طرفداری کردن از کودکان در مواقع سختی است. والدینی که به حرف کودک گوش می‎دهند، دوستانی که می‎توانند با آنها مشورت کنند و کمک برای پیدا کردن راه‎حل، همه به این معناست که کودک پشتوانه خوبی دارد. بنابراین؛
▪ به کودکان توجه کنید، هنگام بازی به وسایل آنان چون تمرکز ضعیف، خیس کردن رختخواب و جنگ و ستیز هنگام بازی دقت کنید.
▪ از رفتارهای خوب کودکان تمجید کنید. آنها را تشویق کنید و نشان دهید به همه چیز اهمیت می‎دهید.
▪ احساسات کودکان را بشناسید و به آنها نشان دهید که احساساتشان مانند خشم، ترس، تنهایی و... برای شما قابل قبول هستند. به کودکان بیاموزید تا با استفاده از لغات و کلمات مناسب احساسات خود را بیان کنند.
▪ به آنها بیاموزید که به موقعیتشان و به شرایط، مثبت نگاه کنند. برخی از عوامل اضطراب‎زا سبب می‎شود که کودک احساس شرم کند و خود را باور نکند.
▪ فعالیت‎هایی را نه برای رقابت بلکه برای همکاری طراحی کنید. این برنامه به کودکان کمک می‎کند تا مسیر خود را پیدا کنند و مهارت اجتماعی را بیاموزند.
▪ فعالیت‎ها را همراه با کودکان و سایر اعضای خانواده برنامه‎ریزی کنید. آنها می‎توانند با هم کتاب بخوانند، گردش کنند و...
▪ میزبان گروه‎های مشابه باشید. اعضای خانواده یا گروه کلاسی که با یکدیگر احساس آرامش می‎کنند و می‎توانند تجربه‎ها، ترس‎ها و احساساتشان را با هم قسمت کنند، پیدا کنید و جلسه‎های مشترکی را با آنان برگزار کنید. کسانی که توانسته‎اند بر ترس‎‎هایشان غالب شوند می‎توانند تجربه‎های خوبی را در اختیار سایرین بگذارند.
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:12 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب نوجوانی
اضطراب نوجوانی● چرا فرزندان ما در نوجوانی دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند؟
والدین فرزندان خود را دوست دارند و همواره خود را وقف به انجام رساندن کارهای آنها می‌کنند. با وجود این مسأله، فرزندان آنها احساس اضطراب و نگرانی می‌کنند. بنابراین باید پرسید چه چیزی وجود دارد که با نوجوانان ما سازگار و مساعد نیست؟
کودکی که سال گذشته در مدرسه بسیار مهربان، دوست داشتنیِ، دقیق، عاقل،‌ دانا و هم‌چنین دانش‌آموزی خوب و ساعی بود، امسال دیگر همان کودک و شاگرد سال گذشته نیست. انگار که تغییر کرده است. به طوری که اصلاً قابل مقایسه با گذشته نه چندان دور نیست. او یک روز خوشحال و با نشاط است اما روز بعد، بدون علتی آشکار، غمگین و افسرده به نظر می‌رسد. این در حالی است که ما والدین، نسبت به خود احساس ناسپاسی می‌کنیم ولی قصوری از جانب ما انجام نشده است که خود را سرزنش و ملامت کنیم.
بسیاری از والدین نوجوانان در این باره حرفهای پیش‌پا افتاده و عامیانه‌ای می‌زنند، اما این پرسش‌ها مطرح است که چرا همه این جوانان به محض رسیدن به سن نوجوانی و بلوغ این گونه دچار تغییر و دگرگونی می‌شوند؟ چه تغییری در همه جوانان به حالت روحی آنها با ورود به این سن رخ می‌دهد؟ بروز این حالات بی علت نیست.
● عوامل خارجی
تغییرات ا جتماعی و فرهنگی در سال‌های اخیر، داشتن حالت اضطراب و نگرانی درباره آینده و فشاری که نه تنها از جانب والدین بلکه از طرف آموزگاران در برابر رشد روزافزون و دایمی بیکاری و غیره اعمال می‌شود را زیاد کرده است.
● عوامل داخلی
نوجوانان برای عبور و گذر از دنیای کودکی به سوی عالم جوانی، مشکلاتی در مسیر راه خود احساس می‌کنند. آنها نقش و تصویر واقعی خود را گم می‌کنند و می‌خواهند اطلاعات و تازه‌های جهان را بیاموزند (به همین علت، آنها وقت زیادی را در حمام برای نگاه کردن خود در آینه می‌گذرانند و می‌آموزند که خود را بشناسند و بازیابند) در این مقطع سنی، جسم آنها سریع‌تر از مغزشان تغییر و تحول می‌یابد و نتیجه این می شود که آنها با تفاوت و اختلاف بین روان، عاطفه و احساسات زندگی می‌کنند.
به ویژه دانش‌‌آموزان مقطع راهنمایی از طریق عوامل داخلی دچار رنج و اندوه می‌شوند. به طوری که آنها بی‌قید و بی‌خیال می‌شوند و اضطراب و نگرانی به خود راه نمی‌دهند، مگر به ندرت و آن هم برای آینده بسیار دور خود. اما دانش آموزان دبیرستانی خود مشاهده می‌کنند که پایان تحصیلاتشان با پیشرفت و موفقیتی فراوان در حالی فرامی‌رسد که زمان رویارویی آنها با دنیای کار نیز نزدیک می‌شود. در این هنگام علل و عوامل خارجی، آنها را بیشتر مضطرب و متأثر می‌کند.
هر نوجوانی برای اظهار اضطراب و نگرانی خود شیوه و طریقه‌ای دارد.
این مشکلات که نوجوانان را از درون فرسوده می‌سازد، به گونه‌ای دیگر زندگی روزمره آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و زندگی شما والدین را نیز ملال‌آور و تباه می‌کند.
ولی علائم و نشانه‌های آن متفاوت است از ناراحتی‌های جسمانی (مانند درد شکم و سردردهای مفصلی و...) اختلالات و ناراحتی‌های روانی (مانند بی‌‌خوابی، اضطراب و آشفتگی، پیچ و خم دادن به خود)، مسایل و مشکلات مرتبط با خانه و... گرفته تا اختلافات رفتاری (مانند قهر و خشونت، انجام فعالیت‌های غیرقانونی و...)
دختران و پسران به طور متفاوت از یکدیگر،‌ ناراحتی‌ها و نگرانی‌های خود را نشان می‌دهند. دختران نوجوان بیشتر از درد شکم، سر و بی‌خوابی رنج می‌برند. آنها درهای خانه را به شدت به هم می‌زنند و در حالی که با کوچک‌ترین واکنش و عکس‌العمل به گریه می‌افتند، خود را در اتاق‌شان زندانی می‌کنند. اما نوجوانان پسر بیشتر به عکس‌العمل نشان دادن تمایل دارند.
آنان هیچ گونه کار و فعالیتی درمدرسه انجام نمی‌دهند و برای جلب توجه، آرامش دانش‌‌آموزان دیگر را برهم می‌زنند، آشوب و اغتشاش به راه می‌اندازند و خشن و تندخو می شوند. شما والدین در همه این موارد، از تعجب یکه می‌خورید و دیگر نمی‌دانید با فرزند خود که شما را به مشاهده این حالات و ناراحتی‌ها واداشته است، چه کنید؟
● کمی به دوران گذشته خود بازگردید!
شما مدت زمان بسیار زیادی است که دوران نوجوانی خود را پشت سر گذاشته‌اید و هم‌اکنون افرادی بالغ و مطیع و والدین همراه با دلواپسی و نگرانی هستید که این وظیفه سنگین را بر دوش دارید. اخلاق و رفتار نوجوانان شما، برایتان مبهم و نامفهوم به نظر می‌رسد. اما شما روی هم رفته در دوران نوجوانی خود چگونه بودید؟ شاید غمگین و افسرده و یا ناموفق در رسیدن به استقلال و خودکفایی و یافتن شخصیت خود. چرا امروز بروز این حالت در دختر و یا پسرتان به گونه دیگری است؟ در حالی که او فرزند شماست و به شما شباهت دارد. بنابراین قبل از این که او را به اجبار و یا به میل خود برای مشورت به نزد پزشک ببرید، اطمینان حاصل کنید، آیا واقعاً آن چیزی که او به آن نیاز دارد. در آنجاست؟
اغلب اوقات والدین نوجوانان خود را تنها مانند یک دفترچه نمرات مشاهده می‌کنند. تنها موضوع گفتگوی آنها با فرزندشان در مورد مدرسه و کاری است که او در آنجا انجام می‌دهد و یا درباره آنچه او به اندازه کافی و به نحو احسن برای فارغ‌التحصیل شدن و به‌دست آوردن شغلی در آینده انجام نمی‌دهد. در این شرایط، هیچ جای تعجب نیست که صحبت و گفتگوی آنها قطع و بین آنها بحث و جدل ایجاد شود. نوجوان شما تنها یک دانش‌آموز است و مسلماً دیگر او در سنی نیست که شما او را در آغوش بگیرید و نوازش کنید. او از هیچ چیز با شما صحبت نمی‌کند، ولی به شما نیاز دارد. نیاز به این که در او اعتماد و اطمینان ایجاد کرده و به او کمک کنید تا انسان بالغی شود. خود را ملزم کنید که با فرزندانتان به طور مرتب نشستی داشته باشید، مثلاً یک شب گفتگویی با او بیرون از خانه انجام دهید و سعی کنید که مجدداً او را بشناسید. شما (والدین) به خود این جرأت را بدهید که با او از دوره نوجوانی خود و مشکلاتی که در آن زمان با آن مواجه بوده‌اید، صحبت کنید. سپس بدون اظهار نظر و داوری، به صحبت‌های فرزند خود گوش کنید و در این موقع سعی کنید، مقصود او را از آنچه می‌خواهد به شما بگوید، دریابید. در این زمان احتمالاً تنها یک سعی کوچک کافی است تا سروصداها بخوابد و همه چیز دوباره به نظم و ترتیب اولیه بازگردد.
● جلوگیری از مزمن شدن اضطراب
شما به بهترین نحوه، کار و وظیفه خود را برای بهبودی ناراحتی نوجوانتان انجام داده‌اید اما با وجود همه اینها، اضطراب و نگرانی در او برای هفته‌ها و حتی ماه‌ها ادامه پیدا می‌کند. در چنین وضعی برای بردن فرزند خود به نزد پزشک درنگ نکنید. این مسأله بسیار اهمیت دارد که اضطراب و نگرانی در او مزمن و پایدار نشود. در این زمان افراد دیگری می‌توانند به نوجوانان شما کمک کنند؛ از جمله پزشک خانواده (البته در صورتی که نوجوان با پزشک توافق و تفاهم داشته باشد و به او اعتماد و اطمینان کند) که او نصیحت و راهنمایی و مشاوره‌های ویژه‌ای در خصوص دوران نوجوانی اعمال کند.
اگر نوجوان‌ها جلسه گفتگو با یک روانشناس و یا یک روانپزشک را بپذیرند، او می‌تواند به آنها کمک کند تا این دوران سخت را به پایان برسانند، دورانی که نوجوانان از مورد قضاوت قرار گرفتن می‌ترسند و جرأت نمی‌کنند درباره آن در خانواده حرفی بزنند.
طبق قاعده کلی، والدین این موضوع را می‌دانند اما قادر به تحمل آن نیستند. بنابراین دوره نوجوانی باید با همه فراز و نشیب‌ها و در به هم زدن‌هایشان سپری شود. بدین ترتیب، پس از چند ماه و یا چند سال، این لحظات ناخوشایند را اعضای خانواده فراموش خواهند کرد و روابط خانوادگی مجدد صمیمی، گرم و نزدیک خواهد شد.
 
سلیمه بحرینی
روزنامه اطلاعات
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:13 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

اضطراب، نشانه جدایی عاطفی فرزند از والدین


اضطراب، نشانه جدایی عاطفی فرزند از والدینبرای برخی از والدین ترس کودک مفهومی نداشته و به آن توجه نمی کنند. اما در حقیقت کودکان از چیزهای خیالی یا واقعی مثل هیولا، دیو، غول، کمین کردن موجودی ناشناخته در تاریکی، انباری، دستشویی و توالت تاریک و... می ترسند. این ترس هرچند در بسیاری موارد تنها ناشی از یک رویاپردازی کودکانه است اما حقیقتی است که وجود داشته و نباید به آن بی اعتنا بود. از حدود دو سالگی، کودکان «ترس» را می شناسند. اولین علامت این آگاهی عکس العمل آنها به صداهای بلند و ناگهانی، صدای سگ، تاریکی و گریه کردن در صورت بیدار شدن از خواب در تاریکی است. این ترس ها کم وبیش تا حدود شش سالگی همراه کودک است که به تدریج باید تا شش سالگی خودبه خود از بین برود. در صورتی که در این فاصله سنی (دو تا شش سالگی) کودک مرگ عزیزان، گم شدن، آسیب به خود یا نزدیکان در اثر حادثه و هر نوع ترس و وحشت واقعی را تجربه کند و مساله برای او حل نشود، تا پایان دوره نوجوانی و گاه حتی تا بزرگسالی، ترس و خاطرات تلخ مرتبط با آن را در ذهن خود دارد. این کودکان همواره حادثه یی را با تصویری کاملاً واضح از واقعه تعریف می کنند. از این رو اگر ترس کودکان از سوی والدین بی اهمیت انگاشته شود، اثرات بسیار مخربی بر روحیه و رفتار آنها خواهد گذاشت. در ادامه شما را با انواع ترس در کودکان آشنا کرده و راهکارهای مقابله با آنها را نیز به شما آموزش می دهیم.
● ترس از جدایی
ترس کودکان از جدا شدن از والدین، نشانه تکامل قدرت شناخت آنها است چرا که نشان می دهد کودک مفهوم «دوری و جدا شدن» را فهمیده و به آن واکنش نشان می دهد. تا پیش از دوسالگی، جدایی والدین از کودک به سرعت از یاد او رفته و به محض خروج والدین از منزل، کودک آنها را فراموش می کند. اما از دوسالگی دور شدن از والدین برای کودک معنایی تازه می یابد. لباس پوشیدن والدین به قصد خروج از منزل، خداحافظی کردن والدین از آنها و به طور کلی هر شاخصی که نشان دهنده جدایی والدین از کودک باشد، او را مضطرب کرده و کودک اضطرابش را با گریه بیان می کند. این ترس معمولاً تا زمان ورود به مدرسه همراه کودک است. اما باید تا قبل از سن ورود به مدرسه مساله حل شود. ورود کودک به مدرسه با این ترس او را از درس و مدرسه بیزار می کند.
● ترس از حمام
بسیاری از کودکان از حمام به ویژه از دوش و سوراخ وان حمام می ترسند. این ترس جدا از ترس آنها از حمام کردن است. یکی از راه های رفع ترس از حمام، تبدیل کردن محیط حمام به مکانی دوست داشتنی و شاد است. برای این منظور وان حمام را پر از آب کرده و اسباب بازی های پلاستیکی برای کودک تهیه کرده و درون وان بگذارید. پیش از حمام کردن با کودک بازی کنید. این مساله باعث می شود اولاً ذهن کودک از مساله حمام کردن به سوی بازی منحرف شود و شما حین بازی او را بشویید و دوماً سوراخ وان مشخص نبوده و کودک در طول حمام کردن آن را نبیند. این شیوه از بین بردن ترس کودک از حمام و حمام کردن تا پیش از پنج سالگی است. پس از آن باید با حرف زدن با کودک و توضیح دادن درباره حمام کردن، دوش، سوراخ وان حمام و... ترس را به صورت اصولی برطرف کرد.
● ترس از سگ
هراس از سگ یکی از رایج ترین ترس ها بین کودکان است. این هراس ناشی از صدای سگ، حرکت سریع او، غیرقابل پیش بینی بودن رفتار سگ، باز بودن دهان و نمایان بودن دندان های او است. برای حل مشکل کودک ابتدا عکس هایی از سگ ها را در حالت های مختلف- عموماً دلچسب و زیبا- به کودک نشان بدهید. سپس برای او سگ عروسکی بخرید و در نهایت او را به دیدن سگ واقعی برده و با احتیاط اجازه بدهید به سگ دست بزند. در هر مرحله احساس کردید فرزندتان هنوز از سگ می ترسد، عقبگرد کرده و تمرین ها را تکرار کنید. اجباری نیست کودک به سرعت ترس از سگ را کنار بگذارد. اگرچه باید هراس کودک از سگ از بین برود ولی به او بیاموزید که نباید به سگ نزدیک شده و به آن دست بزند. در واقع احتیاط در مقابل سگ را نیز به او یاد بدهید.
● ترس از صدای بلند
اگرچه کودک دوست دارد با ضربه زدن به اشیا و با بازی با اسباب بازی هایی مثل طبل و... صدا ایجاد کند، اما از صداهای بلند و ناگهانی یا صدای وسایل برقی چون سشوار، جاروبرقی، آبمیوه گیری و... می ترسد. این ترس معمولاً ویژه کودکان زیر دو سال است اما در مواردی ترس از این صداها پس از دوسالگی نیز دیده می شود. برای رفع مشکل کودکان زیر دو سال سعی کنید زمانی که آنها در منزل نیستند یا خوابیده اند (مواظب باشید هنگام کار با این وسایل پرصدا از خواب بیدار نشوند) از این وسایل استفاده کنید. پس از دوسالگی کم کم هنگام کار با این وسایل آنها را با خود همراه کنید تا به تدریج ترس آنها از بین برود. یک نکته را فراموش نکنیم که شیوه روشن و خاموش کردن دستگاه ها را به آنها یاد ندهیم و به آنها احتیاط کردن را نیز بیاموزیم.
● ترس از تاریکی
اغلب والدین از قبول اینکه فرزندشان از تاریکی می ترسد، هراس دارند و فکر می کنند با قبول این مساله اختلال روانی فرزندشان را تایید کرده اند اما ترس از تاریکی اختلال روانی نبوده و ناشی از ناآگاهی کودکانه است. ترس از تاریکی معمولاً پس از دوسالگی کاملاً مشخص می شود. این کودکان ترس خود را با بیان اینکه موجودی مثل هیولا در تاریکی وجود دارد، نشان می دهند. پس از سه سالگی ترس از تاریکی با ترس از بچه دزدی و دزدی همراه می شود. در صورتی که مساله تا قبل از چهارسالگی حل نشود، ممکن است تا پایان دوره دبستان ترس از تاریکی همراه با ترس از بچه دزدی و دزدی همراه کودک بوده و او را دچار اختلال رفتاری کند. ترس از تاریکی به طور شاخص با امتناع از خوابیدن در اتاق خواب شخصی یا هر اتاق دیگری در تاریکی مشخص می شود و با بروز این علامت باید سریعاً درصدد رفع مشکل برآمد. روشن گذاشتن چراغ خواب در اتاق کودک و صحبت کردن با او درباره تاریکی، علت بروز تاریکی و... نخستین راه حل برای رفع مشکل است. در صورت برطرف نشدن موضوع به روان شناس کودک مراجعه کنید.
● هراس ویژه دوران مدرسه
پیش از شروع مدرسه در صورت آموزش صحیح، بسیاری از ترس هایی که از آنها نام بردیم به راحتی برطرف می شوند. اما ترس های تازه یی جانشین آن می شود که البته در همه کودکان رایج نیست. ترس از همکلاسی های قوی هیکل و آسیب رسان (اصطلاحاً قلدر)، ترس از پذیرفته نشدن در جمع دوستان و همسالان، تنها ماندن در منزل پس از بازگشت به منزل (اغلب در کودکانی که والدین شان کارمند هستند)، هراس از یادگیری مطلب درسی و... شاخص ترین هراس های دوران مدرسه است. با بزرگ تر شدن کودکان و رسیدن به سنین پایان دبستان آنها از شنیدن اخبار مربوط به جنگ، گروگانگیری، گروگان گرفتن کودکان، قتل، سرقت، حادثه های منجر به مرگ والد یا والدین و... می ترسند، چرا که از این سن آهسته آهسته محیط اطراف و خطرات موجود در آن را می شناسند و به آن حساسیت نشان می دهند. اما نکته مهم درباره کودکان دبستانی آن است که آنها ترس های خود را با والدین شان در میان نمی گذارند، اما با مطرح کردن پرسش هایی چون «آیا جایی برای پنهان شدن در خانه هست تا کسی آنجا پنهان شده و به ما آسیب برساند؟ خانه ما امن است؟ شما دقیقاً چه زمانی به منزل برمی گردید؟ قفل درها مناسب است؟ چرا کودکان را می دزدند؟ قتل یعنی چه و...» ترس خود را ناخودآگاه آشکار می کنند. نخستین گام جهت رفع مشکل، شناسایی «علت ترس» است.
● تفاوت کابوس و هراس شبانه
از هر چهار کودک، یک کودک بین سه تا هشت سال به مشکل کابوس های شبانه یا «هراس شبانه» دچار است. هراس شبانه معمولاً یک ساعت پس از خوابیدن کودک اتفاق می افتد. کودک با ترس و وحشت از خواب بیدار شده و با وحشت فریاد می کشد اما گریه نمی کند. مدت این حالت بین پنج تا نیم ساعت متغیر است. اگر از آنها درباره علت هراس شان سوال کنید (در کودکان بالای سه سال) پاسخی ندارند و فقط به شما خیره می شوند.
یکی از نکات حائز اهمیت درباره این کودکان آن است که صبح فردا هیچ خاطره یی از وقایع شب قبل به یاد نمی آورند و این نشان دهنده آن است که به مشکل روانی یا احساسی دچار نیستند و فقط ترسی لحظه یی و گذرا باعث بیدار شدن آنها از خواب می شود. این حالت با چند جلسه مشاوره به راحتی از بین می رود.کابوس معمولاً در ساعت های نزدیک صبح سراغ کودکان آمده و آنها را آشفته می کند. کودکان با دیدن کابوس از خواب پریده و آشفته به دنبال والدین خود می گردند - گاه با فریاد زدن و گاه با خوابگردی - تا خواب خود را برای آنها تعریف کنند. هراس و نگرانی آنها به سرعت از بین نمی رود، بنابراین به سرعت نیز نمی توانند بخوابند. کابوس های آنها معمولاً حول یک موضوع بوده و ناشی از مشکلات و نگرانی های کودک در طول روز است. وقایع شب قبل را به خوبی به یاد می آورند. بهترین شیوه درمان مراجعه به روان شناس و حل مشکل کودک است. کابوس برخلاف هراس شبانه ناشی از مشکلات روحی - روانی یا عاطفی است و باید به سرعت به آن رسیدگی کرد.
● نقش والدین
هراس کودک بسته به میزان اضطراب وی در برخورد با مساله، پس زمینه ذهنی و میزان درگیری ذهنی کودک با مساله، با شدت و ضعف متغیر بروز می کند. برای برطرف کردن هراس کودک این چند نکته را به یاد بسپاریم.
▪ از پند و نصیحت بپرهیزیم، مشکل کودک با پند و نصیحت، ایراد گرفتن از او، بی اهمیت جلوه دادن مساله به بهانه برطرف شدن تدریجی موضوع و... رفع نمی شود. انتقاد تند همراه با مقایسه کودک با همسالانش نیز روش مناسبی نیست.
▪ باور کنیم فرزندمان از چیزی می ترسد و این ترس روح و جسم او را می آزارد، با باور این نکته می توانیم به راحتی مشکل را ریشه یابی و حل کنیم.
▪ به کودک مبارزه کردن با ترس را بیاموزیم، اینکه چطور با شناسایی علت ترس خود و کمک خواستن از ما مشکل را برطرف کند.
▪ کودک را بدون برنامه ریزی و به طور ناگهانی در شرایط خطرناک یا ترسناکی که از آن هراس دارد، قرار ندهید. بعضی بر این باورند که با قرار گرفتن ناگهانی کودک در شرایطی که از آن هراس دارد، مساله برطرف می شود. این تفکر کاملاً غلط است. با این روش تنها باعث شوکه شدن او و احتمالاً بروز مشکلاتی دیگر در او می شویم.
▪ ترس های خوب را به او بیاموزیم، به عبارتی در حالی که نترس بودن را به او آموزش می دهیم، محتاط بودن را نیز به او بیاموزیم تا همیشه بتواند با دقت و تیزبینی خطرات را شناسایی و از آنها دوری کند.
▪ مشورت با روان شناس و مطالعه کتاب های مرتبط با روان شناسی کودک به ویژه هراس کودکان را فراموش نکنیم.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:22 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

امتحان....
امتحان....امتحان.. امتحان، باز هم امتحان شروع شد، اغلب دانش‌آموزان در ایام امتحانات چنان دچار اضطراب، تشویش، نگرانی و هیجانات ناخوشایند می‌شوند که برخی از آنان مبتلا به آشفتگی معده، سرگیجه، بی‌اشتهائی، بی‌خوابی، حالت تهوع، تپش قلب، ضعف و تنگی نفس می‌گردند. همچنین، در مواردی که امتحان به‌صورت شفاهی از دانش‌آموز گرفته می‌شود، ممکن است علائمی از لکنت‌زبان‌های عصبی، خشکی دهان و عرق کردن بیش از اندازه را نیز به همراه داشته باشد.
به‌طور کلی، اضطراب امتحان حاصل استرس‌های محیطی، فشارهای روانی منفی و ضعف خودپنداری دانش‌آموز درباره استعداد و توانائی یادگیری او است که موجب عدم تمرکز، آشفتگی ذهنی، ارزیابی غلط، واکنش‌های ناخوشایند جسمانی و افت تحصیلی او می‌شود.
● شیوع اضطراب امتحان
کودکان از ابتدای ورود به مدرسه و زمانی‌که کلاس اول را شروع می‌کنند، هیچ ترس و دلهره‌ای از امتحان و آزمون‌های کلاس ندارند و روز امتحان برای آنها هیچ تفاوتی با دیگر روزهای مدرسه ندارد، اما متأسفانه برای آنها هیچ تفاوتی با دیگر روزهای مدرسه ندارد.
اما متأسفانه والدین، مربیان، آموزگاران، هم‌کلاسی‌ها و دیگر اطرافیان هسند که کودکان را نسبت به امتحان آشفته و پریشان می‌کنند، تا حدی که در سال‌های بعدی تحصیلی دچار چنان اضطرابی می‌شوند که گاهی از درس و کلاس و مدرسه هم بیزار می‌گردند. داشتن کمی اضطراب در روزهای امتحان لازم و طبیعی است، زیرا موجب حرکت، نشاط، پویائی و انگیزه دانش‌آموز برای یادگیری و درس خواندن می‌شود.
اما اگر این اضطراب و نگرانی از حد عادی خود تجاوز کند، باعث نا توانی و ضعف دانش‌آ‌موز، فراموش‌کاری‌های زودگذر، خطاهای ادراکی، حواس‌پرتی، درگیری‌های ذهنی، عدم تمرکز، هیجان بیش از اندازه و به دنبال آن کاهش عملکرد تحصیلی او می‌شود. اضطراب امتحان معمولاً بین سنین ۱۱-۱۰ سالگی، یعنی زمانی که دانش‌آموزان در مقطع ابتدائی درس می‌خوانند، آغاز می‌شود و چنانچه درصدد مقابله و رویاروئی با آن برنیایند، با بالا رفتن مقطع تحصیلی آنان، افزایش می‌یابد.
● عوامل به‌وجود آورنده اضطراب امتحان
به‌طور کلی، سه عامل اصلی در بروز اضطراب امتحان در دانش‌آموزان مؤثر هستند:
۱) عوامل فردی:
انتظار بیش از توان خود، ضعف اعتمادبه‌نفس، کم بودن انگیزه موفقیت، تفکر منفی درباره توانائی‌ها و استعدادهای خود، احساس رقابت بیش از اندازه، عدم آمادگی و برنامه‌ریزی لازم برای امتحان و عدم تمرکز و درس خواندن.
۲) عوامل خانوادگی:
مثل سختگیری‌های بیش از اندازه، عدم حمایت و تشویق کودکان، داشتن الگوها و والدینی مضطرب و پرشی، تأثیر اختلافات و نابسامانی‌های خانوادگی در روزهای امتحان، ایجاد رقابت‌های غیرمنطقی بین فرزندان خانواده و تهدیدهای بی‌مورد والدین.
۳) عوامل مدرسه‌ای:
مثل انتظارات بالای آموزگاران، محیط مناسب امتحان، مقررات خشک و رسمی جلسات امتحان، نوع سؤالات و پرسش‌های امتحانی، ایجاد رقابت‌های ناسالم بین دانش‌آموزان و توجیه نکردن دانش‌آموزان درباره نحوه امتحان گرفتن.
● روش‌های کاهش اضطراب امتحان
والدین و مربیان می‌توانند به‌منظور کاستن از شدت نگرانی و اضطراب امتحان در دانش‌آموزان، نکات و موارد زیر را به آنها گوشزد نمایند:
▪ وقت خود را تنظیم کنند، خوب یاد بگیرند، خوب تمرین کنند و از تنبلی، دفع وقت و خیال‌پردازی بپرهیزند.
▪ مطالعه زیاد و جنبی درباره موضوعات درسی، موجب اعتمادبه‌نفس آنان می‌شود. همچنین ‌اگر مطالب بیشتری درباره مفاهیم و محورهای اصلی درسشان یاد بگیرند، به سؤالات امتحان با اطمینان بیشتری پاسخ خواهند داد. اعتمادبه‌نفس خودشان را از طریق مطالعه مستمر در طول سال تحصیلی و نه پرخوانی‌های شب امتحان تقویت کنند.
از روش‌های آرام‌سازی و کاهش اضطراب، مثل آرام‌سازی عضلانی، حساسیت‌زدائی منظم و مثبت‌اندیشی برای حفظ آسودگی خود استفاده کنند (خدمات مشاوره‌ای دانشگاه بوفالو، ۰۴/۲۰)
● عوامل مؤثر در کاهش اضطراب امتحان
۱) مطالعه مؤثر:
دانش‌آموزان باید به‌گونه‌ای مطالعه کنند و درس بخوانند تا هر زمان که به آن مطلب احتیاج داشتند بتوانند به را حتی آن را به خاطر بیاورند.
۲) عوامل محیطی:
محیطی که دانش‌آموز در آنجا قصد مطالعه و آموختن درس‌های را دارد، تأثیر زیادی بر روند و چگونگی یادگیری از می‌گذارد. محرک‌های اطراف فرزندانتان را با توجه به موقعیت، باید کنترل کرد که شامل صدا، محرک‌های گرمای اتاق، فضای اتاق، راحتی اتاق و وسایل موردنیاز است.
۳) اقدامات پیشگیرانه قبل از امتحان:
فقط یک قدم تا روز امتحان فاصله است. از مضطرب شدن او جلوگیری کنید اجازه ندهید نگرانی، او را به ترس و وحشت بیندازد و تأثیری منفی بر روند کار و فعالیت وی بگذارد. نگران بودن، هیچ کمکی به فرزندتان نمی‌کند.
۴) روز امتحان:
صبحانه مقوی و سبک برای فرزندتان فراهم کنید. روز امتحان آرامش فکری او را فراهم کنیم. او باید کمی زودتر از خانه خارج شود تا به مدرسه برسد و نگران دیر رسیدن به جلسه امتحان نشود. به او توصیه شود با همکلاسی که موجب تشویش و نگرانی او می‌شود روبه‌رو نگردد. اگر احساس می‌کند تا شروع امتحان دچار اضطراب خواهد شد، مجله یا روزنامه بخواند. جائی را برای نشستن انتخاب کند که محرکات کمتری داشته باشد. برای مثال صندلی‌های ردیف جلوئی با کناری (مرکز مشاوره‌ای دانشگاه ایلی نویز، ۲۰۰۳).
۵) هنگام امتحان دادن:
به فرزندتان توصیه کنید قبل از آنکه پاسخ دادن را آغاز کند، چند لحظه صبر کند و سپس شروع نماید. کلیه سؤال‌ها را مرور کند. ابتدا برای نوشتن پاسخ‌ها نکات مهم را یادداشت کند. برای پرسش‌های چندگزینه‌ای تمام موارد را با دقت بخواند و مناسب‌ترین را علامت بزند. مدام از یک سؤال به سؤال دیگر نبرد. ساعتی همراه داشته باشد تا متوجه گذر وقت باشد. اگر هنگام امتحان دادن دچار اضطراب شد، از روش‌های کاهش اضطراب استفاده کند.
مثال، ورقه امتحان را برگرداند و چشم‌هایش را ببندد یا آهسته نفس بکشد و تا ده بشمارد. نقش را آهسته رها کند یا مدام جملات دلگرم‌کننده به خودش بگوید (داونز ۲۰۰۲).
۶) مقابله با هیجانات درونی و دست‌پاچه شدن:
به فرزندتان بگوئید که اجازه ندهد ترس او را فرا گیرد. مصمم و جدی باشد. تفکرات مثبت را جایگزین تفکرات منفی کند. قدری آب بنوشد سؤال بپرسد.
۷) دستیابی به هدف:
به فرزندتان اجازه دهید که هدف‌هایش را، خود انتخاب کند. بهتر است هدف‌هائی برای خودش در نظر بگیرد که خواست خود او باشد، زیرا موجب انگیزه، حرکت و پویائی او برای دستیابی به آنها می‌شود، این کار بخشی از زندگی او است.هدف‌هایش را بر روی یک تکه کاغذ بنویسد و آنها را در کشوی میزش قرار دهد. با خواندن هر روزه آنها، انگیزه او برای فعالیت و فراگیری، بیشتر می‌شود.هدف‌های قابل دسترس، ولی نه خیلی راحت، انتخاب کند. هدف‌های خوب هدف‌هائی هستند که موجب تحول و تلاش او می‌شوند.
 
منابع: DOWNS>CECELH< OVERCOMINGTESTANXIETY.
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:25 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

امنیت از طریق خودتخریبی
امنیت از طریق خودتخریبیكلید درك مشكل خودتخریبی در مفهوم «روش تامین ایمنی» نهفته است. این اصطلاح كه روانكاو معروف هاری سالیوان برای اولین بار آن را به كار برد، به فعالیتی اطلاق می‌شود كه اضطراب را كاهش می‌دهد. ماهیت فعالیت خاصی كه سالیوان در نظر داشت، به قرار زیر است: «این فعالیت از طریق تامین نوعی احساس امنیت كه از فرد دیگری به ما منتقل می‌شود، در كاهش میزان اضطراب موثر است.» برای مثال، یك كودك ممكن است متوجه شود كه وقتی تكالیفش را با دقت انجام می‌دهد، والدینش خشنود می‌شوند. بنابراین، كوشش زیاد ممكن است برای این شخص خاص به صورت یك «روش تامین ایمنی» درآید. او سعی خواهد كرد این روش را بیاموزد، چون به دنبال ایمنی است و میل دارد با دیدن علائم خشنودی در افرادی كه برایش اهمیت دارند، احساس نگرانی خود را كاهش دهد. روش‌های تامین ایمنی بالقوه مفید هستند. نداشتن ابزاری كه اضطراب را كاهش داده و امكان خودشناسی را كه برای رشد ما بی‌نهایت لازم است فراهم كند، به طور قطع ما را از رشد كامل ذهنی محروم می‌سازد. در بین شیوه‌هایی كه به كاهش اضطراب كمك می‌كنند، شگردهایی كه به تایید ضمنی سایرین مربوطند، یعنی روش‌های تامین ایمنی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند، اما روش‌های تامین ایمنی ممكن است در عین حال مانع بزرگی در راه پیشرفت شخصی و اجتماعی فرد ایجاد كنند. در حالت عادی، یك كودك به درستی رشد می‌كند و با یافتن روش‌هایی كه والدینش را خشنود می‌سازد، به خودشكوفایی خود كمك می‌كند. والدینی كه از سلامت روانی برخوردارند، معمولاً فعالیت‌هایی را كه در رشد كودك موثرترند، تائید می‌كنند، اما گاه شرایط اثرات معكوسی به بار می‌آورند، یعنی باعث می‌شوند كودك (و در مراحل بعدی بزرگسال) به خودتخریبی گرایش پیدا كند. اضطراب شدید ممكن است با شرایطی توام باشد كه در ابتدا این گونه اضطراب را باعث نمی‌شدند. برای مثال، كودك طبیعتاً كنجكاو است و دائم می‌خواهد در حال حركت و یادگیری باشد، اما اگر سروصدای كودك موجبات مزاحمت والدینش را فراهم كند، ممكن است والدین او با مانع شدن از این كار، او را به حدی به وحشت اندازند كه حس كنجكاوی و یادگیری او در اثر اضطراب شدید كاملاً فروكش كند. والدین با این گونه شرطی كردن هیجانات، چه آگاهانه و چه غیرعمد، شرایط هیجانی داخلی‌ای را به وجود می‌آورند كه تا ابد فرد در حال رشد را رها نمی‌كنند. بنابراین، هرگونه روش رفتاری كه امكان اجتناب و یا كاهش اضطراب را فراهم كند، معمولاً تكرار می‌شود و تكرار موفقیت آمیز- از نظر كاهش اضطراب- این روش رفتاری را تقویت می‌كند. بنابراین روش‌های رفتاری كه به كاهش اضطراب كمك می‌كنند در نهایت به خودی خود از اهمیت برخوردار می‌شوند. به عبارت دیگر به «روش‌های تامین ایمنی» تبدیل می‌شوند. این روش، اساس آموزش جوانان است. والدینی كه به كودكانشان مهر می‌ورزند و به گونه‌ای سازنده عمل می‌كنند و با رفتار تائیدآمیز خود آن دسته از فعالیت‌های كودكانشان، یعنی «روش‌های تامین ایمنی» را كه به طور قطع در خودشكوفایی آنها موثر است، تقویت می‌كنند. به این ترتیب، رفتار والدین جهت رشد كودك را تعیین می‌كند و آن را شرطی می‌سازد. اما اگر همین اصل را با دقت بیشتری بررسی كنیم، متوجه می‌شویم كه والدین ممكن است ناخودآگاه كودكشان را از مسیر خودشكوفایی منحرف ساخته و به خودتخریبی هدایت كنند. در مورد بعضی از والدین، همان فعالیت‌هایی كه باعث تائید آنها می‌شود ممكن است با توجه به اهداف زندگی یك فرد، به شدت مخرب باشند. به عبارت دیگر، روش‌های تامین ایمنی ممكن است برای بعضی از كودكان واكنشی باشند كه در مراحل بعدی زندگی، خودشكوفایی آنها را متوقف می‌سازد و بعضی از خصوصیات والدین ممكن است به گونه‌ای باشد كه كودك را به راه‌های خودتخریب گر بكشاند، مثلاً بعضی از افراد تمایل به رقابت با همه را دارند، از جمله با كودكان خود. ما این گونه والدین را «والدین رقابت طلب» می‌نامیم و تصور می‌كنیم این والدین فرزندانی خود تخریب‌گر تربیت می‌كنند.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:26 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

ایستادن در برابر «اضطراب اجتماعی»
ایستادن در برابر «اضطراب اجتماعی»واژه «اجتماعی» اشاره به در میان مردم بودن دارد. وضعیت هایی مانند صحبت در جمع، رفتن به جلسه امتحان و
رستوران ها، نوشتن در جلوی دیگران ، استفاده از اماکن عمومی و صحبت با تلفن نمونه ای از قرارگرفتن در وضعیت های گوناگون اجتماعی است.
واژه «اضطراب» هم به یک حالت روانی و عاطفی اشاره دارد که ممکن است از یک احساس ناراحتی کوچک به ترس یا وحشت حاد ادامه یابد. اضطراب طولانی یا شدید ممکن است منجر به بروز نشانگان جسمانی مثل تعریق، لرز، تهوع و احساس گیجی شود. اضطراب عموماً واکنشی است که در شرایط ترس آور رخ می دهد و با افکار منفی و هراس آور تشدید می شود.
آنچه که افراد دارای این اختلال را نگران می کند، ترس دائم از مورد انتقاد واقع شدن است یا ترس از رفتاری که ممکن است سبب شرمندگی یا تحقیر آنها شود این افراد همواره احساس می کنند که زیر ذره بین دیگران قرار دارند. افراد دارای این اختلال قبل از وضعیت های خاص مثل رفتن به مهمانی و غذاخوردن در جمع ، دچار واهمه می شوند. این نوع اختلال می تواند منجر به بروز نشانگانی مانند تپش قلب، غش، تهوع، تنگی نفس و تعریق زیاد شود. اضطراب اجتماعی ممکن است برای تعدادی از افراد آنقدر ناراحت کننده و استرس زا باشد که آنها از حضور در محیط های عمومی و جمع خودداری کنند و اغلب موجب می شود تا افراد در محیط های کاری، آموزشی ، اجتماعی و خانوادگی عملکرد مطلوبی از خود نشان ندهند. مبتلایان به این اختلال نیاز به درمان و حمایت دارند تا به شرایط عادی زندگی بر گردند. اشخاص دارای این اختلال اغلب می دانند و آگاهند که ترس آنها غیرواقعی و افراطی است اما در تغییر افکار و احساسات خود ناکام هستند. برخی افکار و باورها با اضطراب اجتماعی ارتباط دارد از جمله : من جایگاه خوبی ندارم، من به نظر احمق می رسم، من قادر به صحبت با افراد دیگر نیستم، من آنقدر حقیر هستم که نمی توانم با دیگران صحبت کنم.
برای تعدادی از افراد دارای این اختلال ممکن است فقط بعضی شرایط ناراحت کننده باشد و در سایر محیط ها مطمئن و عادی رفتار کنند. مثلاً ممکن است در محیط کاری دچار این نوع اختلال شوند ولی در جمع دوستان خود عملکرد مطلوبی از خود نشان دهند. بعضی ها ممکن است اضطراب اجتماعی فراگیری داشته باشند که در همه شرایط و وضعیت های اجتماعی دچار ناراحتی و نگرانی شوند.
اختلال « اضطراب اجتماعی» ممکن است در همه افراد از همه مشاغل و سنین و در هر دو جنس رخ دهد.
تکنیک های سودمندی از جمله مبارزه با باورها و ترس های غیرمنطقی و شیوه های یادگیری مواجه شدن باوضعیت های ترس آور، آرمیدگی ، آموزش مهارت های اجتماعی ، حساسیت زدایی و درمان حمایتی وجود دارد. برای کاستن از ناراحتی و نگرانی لازم است نکاتی به کار گرفته شود:
در صورت امکان از قرار گرفتن در محیط هایی که موجب ترس و ناراحتی شما می شود اجتناب کنید
حضور در شرایطی که در آنها احساس راحتی و آرامش می کنید را جایگزین حضور در شرایط و موقعیت هایی کنیدکه موجب نگرانی و ناراحتی شما می شود
● آرام و مطمئن عمل کنید
باافکار منفی خود مبارزه کنید، برای مثال به خودبگویید چه علتی وجود دارد که دیگران مواظب رفتار من باشند و رفتار مرا زیر نظر بگیرند یا این که فکر کنند که من احمق هستم.
تکنیک های مناسب نفس کشیدن و آرمیدگی را یاد بگیرید تا این که شما ابزاری را برای اوقاتی که نگران و مضطرب هستید داشته باشید
● به خودتان بازخورد مثبت دهید
محققان معتقدند که ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی منجر به ظهور و وجود اضطراب اجتماعی می شود. نظریه های بیولوژیکی عنوان می کنند که تعدادی از بچه ها با آمادگی ژنتیکی برای احساس شرمندگی یا یک خلق ناراحت کننده که منجر به اضطراب اجتماعی می شود متولد می شوند. علاوه برآن، الگوهای خانوادگی مشخص، نحوه تربیت بچه ها و تجربیات دوران مدرسه سهمی در بروز این اختلال دارد. همچنین تعدادی از تحقیقات نشان می دهد داشتن والدین دارای این اختلال تأثیر زیادی در ابتلای کودکان به این اختلال دارد. بسیاری از والدین دارای این اختلال به کودکان خود این نکته را انتقال می دهندکه جهان پر از تحقیر و سرزنش است و برای پرهیز از این خطر باید مواظب رفتار بود.
● رشد اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی ممکن است اشکال گوناگونی در سنین متفاوت به خود بگیرد. بچه های خیلی کوچک که دارای این اختلال هستند در وضعیت های اجتماعی خیلی خجالتی و کم رو عمل می کنند اغلب به یک بزرگ تر می چسبند، از مشارکت در بازی های گروهی امتناع می کنند و به ندرت باهمسالانشان صحبت می کنند. تا هشت سالگی ، بچه های با اضطراب اجتماعی، ممکن است از قبول دعوت دیگران امتناع کنند. آنان اغلب از رفتن به مهمانی ها یا بیرون خودداری می کنند، در کلاس مشارکت نمی کنند و تنها با اشخاص معدودی صحبت می کنند. این مشکلات اولیه اگر حل نشود ممکن است اضطراب اجتماعی تا سنین بالاتر ادامه یابد. بعضی مواقع بیشتر بچه ها و جوانان به خوبی به درمان رفتاری - شناختی همراه با دارو درمانی واکنش مثبت نشان می دهند.
در درمان این اختلال باید بیماران به طور منظم آموزش ببینند تا به جای فرار و اجتناب از موقعیت های به وجود آورنده ناراحتی با این اختلال رودررو شوند و رفتار واقع بینانه از خود نشان دهند. باید نحوه مبارزه با افکار منفی و غیرمنطقی و مدیریت خشم به آنها آموزش داده شود برای بسیاری از افراد دارو درمانی برای کمک به پائین آوردن سطح اضطراب ضروری است. دارو درمانی اغلب موجب می شود تا افراد بهتر به درمان رفتاری - شناختی جواب دهند.
 
اشرف راضی
روزنامه ایران
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:29 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

این صدای اضطراب شماست؛ رینگزایتی
این صدای اضطراب شماست؛ رینگزایتیاز حمام آمده‌اید ودارید موهایتان را با سشوار خشک می‌کنید که احساس می‌کنید، صدای زنگ تلفن را شنیده‌اید. وقتی گوشی را بر می‌دارید متوجه می‌شوید که اشتباه کرده‌اید.
در اتومبیل‌تان نشسته‌اید که ناگهان احساس می‌کنید تلفن همراهتان - که در جیب کت‌تان است - به لرزش درآمده، اما وقتی گوشی را از جیبتان در می‌آورید، می‌بینید که خیالاتی شده‌اید. بعضی وقت‌ها هم فکر می‌کنید صدای زنگ در را شنیده‌اید اما وقتی در را باز می‌کنید، کسی را پشت در نمی‌بینید.
مادران هم ممکن است تجربه مشابهی داشته باشند؛ بعد از ظهربرای استراحت دراز کشیده‌اند که ناگهان فکر می‌کنند صدای گریه نوزاد خود را شنیده‌اند؛ با اضطراب و نگرانی به اتاق کودک می‌دوند تا او را درآغوش بگیرند وشیرش بدهند که می‌بینند شیر خوارشان آرام و آسوده خوابیده و لبخندی هم به لب دارد. با خود می‌گویند: حتما صدای گریه بچه همسایه بوده است. اینها اتفاقاتی‌ است که ممکن است خیلی از ما آن‌را تجربه کرده باشیم. فکر می‌کنید چرا؟
این پدیده اگرچه تازگی ندارد، امروزه مدل‌های تازه تری پیدا کرده است. کسانی که به استفاده از تلفن همراه و پیجر اعتیاد دارند، حتی وقتی گوشی تلفن همراه در جیبشان نیست هم این صدا ولرزش را حس می‌کنند.
زنگ اضطراب آور (ringxiety)، یک واژه ترکیبی است که از ترکیب ۲ کلمه ringer به معنی زنگ زننده و anxiety به معنی اضطراب، ساخته شده. این کلمه به احساس اشتباه شنیدن صدای زنگ تلفن همرا ه یا لرزش آن گفته می‌شود؛ در حالی که این باور غلط بوده و چنین صدا یا لرزشی وجود نداشته است. البته به‌طور کلی در زمانی که به اشتباه صدای زنگ تلفن یا درمنزل، هنگام استفاده از وسایل صدا دارمانند سشوار و ماشین یا دوش گرفتن، شنیده می‌شود هم این اصطلاح را به‌کار می‌برند.
اولین بار یک دانشجوی دکترای رشته روان‌شناسی حرفه‌ای از دانشگاه کالیفرنیا به نام دیوید لارمی- که پایان نامه‌اش درباره اثرات تلفن همراه بر رفتار انسان بود- در سال ۲۰۰۶ این اصطلاح را رواج داد. او ادعا کرده بود که خودش هم از این مشکل در عذاب بوده ومعمولا در زمان اصلاح ریش خود و زمانی که شیر آب باز بوده این صداهای دروغین را می‌شنیده است.
● صدا کن مرا!
مشکل این پدیده در این است که در هر زمان و موقعیتی روی می‌دهد، چه وقتی که تنها باشیم و چه زمانی که با دیگران. خیلی اوقات این تصور که ممکن است در شلوغی محل کارمان صدای زنگ تلفن همراهمان را نشنویم، ما را بر آن می‌دارد که آن را روبه‌روی خود روی میزکارمان یا در کنار قاشق و چنگال روی میز رستوران قرار دهیم.
حتی در این شرایط هم ازدحام روزانه، همهمه صدای رادیو وتلویزیون، شر شر آب و صداهایی مانند آن می‌توانند به جای زنگ تلفن گرفته شوند. درواقع ما صدایی را می‌شنویم که در انتظارش هستیم. به‌نظر می‌رسد بیشتر ما در زمان‌هایی دچار این اشتباه می‌شویم که اضطراب داریم مبادا تلفنی را از دست بدهیم.
یا منتظر آمدن کسی هستیم و می‌ترسیم صدای زنگ در را نشنویم. مادران هم منتظرند تا به محض شنیدن صدای کودکشان، او را شیر بدهند و این در آنها اضطراب ایجاد می‌کند که مبادا متوجه نیاز کودکشان نشوند!
● پای پنجم!
برای خیلی‌ها تلفن همراه مانند اندام پنجم است؛ یعنی اگر ما بدون دست و پا نمی‌توانیم به راحتی کارهایمان را انجام دهیم، آنها بدون تلفن همراه نمی‌توانند زندگی کنند. احتمالا زنگ دروغین با نشانگان احساس دروغین اندام قطع شده ((phantom limb syndrome ارتباط دارد. حتما شما هم ازفردی که پایش قطع شده، شنیده‌اید که انگشت پایش می‌خارد! در این مواقع شما می‌دانید که این عضو وجود ندارد و بنابر این نمی‌توانید با خاراندن پایش او را از شر این احساس خلاص کنید، اما او وجود پا را احساس می‌کند. شنیدن صدای زنگ تلفنی که وجود ندارد، شاید به همین علت زنگ تلفن دروغین (phantom phone ring) هم نامیده می‌شود.
● داستان یک قربانی واقعی!
جاناتان زاباک ، مدیر روابط عمومی شرکت بارسون- مارستلر تجربه خود را چنین شرح می‌دهد: با دوستانم بیرون رفته بودیم و من داشتم امکانات جدید تلفن همراهم را به آنان نشان می‌دادم که لرزش آن را در جیب پهلویم حس کردم.
دستم را در جیبم فرو کردم تا آن‌را بردارم اما متوجه شدم که تلفن در دست دیگرمن بوده و این احساس خیالی بیش نبوده است.او کسی است که موقع خواب تلفن همراهش را در کنار تختش می‌گذاشته ونیمه شب که از خواب برمی‌خاسته تلفنش را نگاه می‌کرده، چون خیال می‌کرده؛ زنگ تلفن را شنیده است. او می‌گوید: این اتفاق ناراحتم نمی‌کرد. الان هم فکر می‌کنم تلفن همراه مانند غده‌ای نیست که روز به روز بزرگ شود و با آن مشکلی ندارم. این وسیله برای من مانند یک ساعت بیولوژیک است!
● چرا و به چه علت؟
روان‌شناسان می‌گویند ممکن است احساس این زنگ دروغین، با اعتماد به نفس انسان ارتباط داشته باشد. انسانی که به تدریج برای درک هویت و ارزش خود به مراجعات تلفنی خود وابستگی پیدا کرده، وقتی به دروغ صدای زنگ آن را می‌شنود، در واقع ضمیر ناخودآگاه اوست که شهرت و ارزشش در جامعه را به او گوشزد می‌کند. ( با این تصور که هرکس تلفنش بیشتر زنگ بخورد، شخص مهم‌تری است!).
عده‌ای دیگر ارتباط شلوغی محیط با شنیدن صدایی که وجود ندارد را به حساس بودن شنوایی انسان به فرکانس صوتی بین هزار تا ۶ هزار هرتز، که زنگ‌های اصلی تلفن‌های همراه در این محدوده هستند، نسبت می‌دهند. چون در این محدوده فرکانس، مشکل می‌توان محل خاص و منشأ صدا را به‌طور دقیق تعیین کرد. به همین علت هم، وقتی از دور شنیده شود، قابلیت اشتباه گرفته شدن با صداهای دیگر را دارد. اگر چه هنوز تحقیقات راجع به این موضوع به اندازه کافی وجود ندارد.
بی. جی. فاگ (مدیر یک مرکز تحقیقاتی دردانشگاه استانفورد) می‌گوید: افراد تلفن همراه را جزئی از خود می‌پندارند. آنها بدون تلفن همراه کامل نیستند چون این تلفن است که آنها را با جهان اطرافشان مرتبط می‌کند.
مانند بقیه انسان‌ها، ما چنان در اجتماع و مسئولیت‌های خود درقبال آنچه می‌گذرد، گیر کرده‌ایم و چنان از تهدید به تنهایی و رانده شدن از طرف جامعه هراس داریم که بهتر است اشتباه کنیم تا اینکه تلفنی را به اشتباه از دست بدهیم. مغز ما مدام در حال کاوش و بررسی است تا اگر لازم باشد، جواب بدهیم.لابد می‌پرسید چرا این موضوع به تازگی این‌قدر شایع شده که در روزنامه‌ها هم راجع به آن می‌نویسند؟
با توجه به گسترش استفاده از تلفن همراه در زندگی مردم، که می‌توان گفت در دهه اخیر رشد انفجاری داشته، این مسئله عجیب نیست. وقتی صحبت از چالش‌های فناوری و آسیب‌های آن به آرامش زندگی وسلامت روان افراد می‌شود، این‌جور اختلالات و بیماری‌های عجیب، خیلی هم دور از انتظار نیست.
 
دکتر مهشید چایچی
روزنامه همشهری
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:29 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

با اضطراب امتحان چه کنیم؟
با اضطراب امتحان چه کنیم؟همه چیز خوب بود. تكالیفم را انجام داده بودم و از مدت‌ها قبل طبق برنامه خودم را برای امتحان آماده می‌كردم، اما مثل همیشه روز امتحان اصلا حال خوبی نداشتم. احساس می‌كردم دست‌هایم یخ زده، سرم گیج می‌رود، تمركز ندارم و دلم مثل سیر و سركه می‌جوشد! آنقدر عصبی و آشفته بودم كه اصلا نمی‌توانستم اطلاعاتی را كه در ذهن داشتم جمع و جور كنم و به سئوالات جواب بدهم.
همان سئوالاتی كه شب قبل به راحتی به آنها پاسخ داده بودم. ...راستش را بخواهید تنها شما نیستید كه چنین احساسی دارید. خیلی از دانش آموزان و دانشجویان در لحظه امتحان وضعیتی مشابه پیدا می‌كنند. البته داشتن كمی دلشوره و اضطراب در روز امتحان و یا حتی قبل از آن كاملا طبیعی و لازم است، چون همین نگرانی انگیزه‌ای می‌شود كه فرد به سراغ كسب اطلاعات و تمرین رفته و خودش را برای امتحان آماده كند. اما شدت این اضطراب در بعضی‌ها آنقدر زیاد است كه اصلا نمی‌توانند امتحان بدهند. اینجاست كه دیگر پای مشكلی به نام اضطراب امتحان در میان است.
● چرا این همه ترس؟!
اضطراب امتحان نوع خاصی از اضطراب است كه به آن اضطراب عملكرد تظاهری می‌گویند، مثلا وقتی قرار است كسی برای اولین بار در صحنه نمایش مدرسه بازی كند، یك قطعه موسیقی بنوازد و یا در یك مصاحبه شغلی شركت كند، ناخودآگاه دلشوره و اضطراب خاصی به سراغش می‌آید. در اضطراب امتحان، فرد هر بار كه می‌خواهد امتحان بدهد دلشوره گرفته، عرق می‌كند، معده درد می‌گیرد، می‌لرزد و ضربان قلبش سریع می‌شود.
گاهی این ماجرا آنقدر جدی است كه فرد حس می‌كند الان است كه غش كند!البته ماجرای اضطراب امتحان را از عدم تمركز در شرایط خاص جدا كنید. مثلا وقتی فردی عزادار است یا خانواده‌اش دچار بحران جدی شده و یا مسائلی از این قبیل، قطعا در سر جلسه امتحان تمركز نداشته و نمی‌تواند نتیجه مطلوبی بگیرد.
شاید جالب باشد بدانید محققان مركز تكامل شخصیتی و حرفه‌ای دانشگاه میسوری آمریكا به دو علت عمده برای اضطراب امتحان اشاره كرده‌اند. یكی اینكه فرد برای امتحان مطالعه كافی و مناسب نداشته است و در سر جلسه امتحان متوجه می‌شود كه آمادگی لازم را ندارد و همین مسئله باعث ترس و وحشت او می‌شود. دوم نوع نگاه افراد به موضوع است. اگر فرد منتظر اضطراب و شكست باشد، به احتمال زیاد همان‌ها را هم تجربه می‌كند. اما اگر طرز برخورد فرد با ماجرا مثبت باشد همه چیز خوب پیش می‌رود.
معمولا وقتی منتظر اتفاقی تنش‌زا و ناراحت‌كننده باشیم، اضطراب به صورت یك واكنش طبیعی بروز می‌كند. در این شرایط بدن تحت تاثیر قرار می‌گیرد و علائم جسمی اضطراب كه قبلا ذكر شد بروز می‌كند. اگر آدمی باشیم كه دائم بر روی مسائل بد و ناگوار متمركز شویم، اضطراب امتحان در ما تشدید می‌شود. مثلا اگر به خودمان بگوئیم: <اگر وسایل لازم را فراموش كرده باشم چه؟ نكند امتحان خیلی سخت باشد؟ و...> اضطراب را داوطلبانه به ذهنمان دعوت كرده‌ایم. حتی گاهی علائم جسمی اضطراب خودش مشكل ساز می‌شود: <دستم می‌لرزد. حتما امتحان را خراب می‌كنم.>
در اضطراب امتحان معمولا یك حلقه معیوب هم تشكیل می‌شود. فرد بر روی مسائل ناگوار بیشتر متمركز می‌شود، اضطراب او تشدید می‌شود، حال عمومی او بدتر شده و ذهنش از افكار ناراحت كننده پر می‌شود، در نتیجه احتمال اینكه امتحان را خراب كند بیشتر می‌شود. نكته جالب اینكه آدم‌هایی كه درمورد مسائل زیاد ناراحت می‌شوند و حساس هستند و یا بسیار ایده‌آل فكر می‌كنند و می‌خواهند در همه كار عالی و بی‌نقص باشند، بیشتر دچار اضطراب امتحان می‌شوند چون حاضر نیستند اشتباهات احتمالی خود را قبول كنند.
● باید دست به كار شد
قبل از امتحان زمان بندی كنید تا وقت برای مطالعه كافی باشد. برای این كار از روش‌های مناسب استفاده كنید: مرور دائم مطالب، تهیه خلا‌صه درس و مطالعه صحیح زودتر از زمان امتحان. تمرین را هم فراموش نكنید. برای اینكه طرز برخوردتان با امتحان صحیح باشد خودتان را توانمند و با مهارت تصور كنید.
به امتحان با این دید نگاه كنید كه انگار فرصتی پیدا كرده‌اید تا دانسته‌هایتان را نشان دهید. جملات مثبت انتخاب كرده و دائم با خود تكرار كنید: <من آرام و راحت هستم و اطلاعاتم كافیست.> حتی این جملات را حین امتحان هم تكرار كنید. اگر در زمان امتحان به این مشكل مبتلا شدید ناامید نشوید و دست از كار نكشید. سعی كنید با روشی جریان نگرانی‌ها را قطع كنید. یك لیوان آب، یك عدد شكلات یا مواردی از این قبیل باعث می‌شوند از آن حالت خارج شوید.برای چند ثانیه چشم‌هایتان را بسته و منظره‌ای زیبا را تصور كنید، عضلاتتان را شل كنید و بعد ادامه دهید.
از استرس به نفع خودتان استفاده كنید. استرس سیستم هشدار دهنده بدن است و نشانه‌ای است كه به شما كمك می‌كند خودتان را برای شرایط مهم آماده كنید. بنابراین از آن به نفع خودتان استفاده كنید. به‌جای اینكه با ترس، شكایت و غرغر با امتحان برخورد كنید، فقط بگذارید استرس شما را برای امتحان آماده‌تر كند. شما آن‌قدر توانمند هستید كه استرس را تحت كنترل درآورید. افكار مثبت در كنترل و مهار استرس نقش مهمی دارند.
بعضی دانش‌آموزان یا دانشجویان فكر می‌كنند حضور در كلاس برای یادگیری و موفقیت در امتحان كافیست. اما قضیه فقط به كلاس ختم نمی‌شود. باید روش مطالعه شما درست باشد. برای همین است كه فقط در شب امتحان درس خواندن و تا صبح بیدار ماندن هیچ فایده‌ای ندارد. باید از قبل آماده باشید. هر چه مطلب را كاملتر درك كرده باشید، اعتماد به نفستان بیشتر شده و اضطرابتان كمتر می‌شود.
فراموش نكنید كه همه اشتباه می‌كنند. حتی اگر فردی كمال‌گرا هستید یا تمام تلاشتان را وقف امتحان كرده‌اید، باید امكان بروز اشتباه را هم در نظر بگیرید. بهتر است به اشتباهات به عنوان فرصت‌های یادگیری نگاه كنید. یاد بگیرید كه شكست‌ها و اشتباهات كوچك را تحمل كنید و از آنها درس بگیرید چون چه بخواهید چه نخواهید همه اشتباه می‌كنند.
ورزش، خواب كافی و غذای سالم و مناسب همگی باعث می‌شوند عملكرد شما در روز امتحان بهتر باشد. درخواست كمك هیچ ایرادی ندارد.
غلبه بر اضطراب امتحان یك مهارت است و به تمرین احتیاج دارد. ضمنا این مهارت یك شبه بدست نمی‌آید. اگر بتوانید با آن رو برو شده و آن‌را تحت كنترل درآورید، در كنترل تنش مهارت پیدا می‌كنید كه در سایر مراحل زندگی بدرد می‌خورد. اگر مسئله آنقدر جدی است كه از امتحان دادن عاجز می‌شوید بهتر است با یك مشاور صحبت كنید تا با روش‌های مناسب مشكل را برطرف كند و بدانید كه این مشكل حل شدنی است.
 
‌ دكتر محمد علی‌تقی پور
روزنامه سلامت
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:41 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

با اضطراب امتحانم چه کنم؟
با اضطراب امتحانم چه کنم؟منظور از اضطراب نوعی حالت هیجانی ناخوشایند و مبهم است كه با پریشانی، هراس، تپش قلب، تعرق، سردرد، بی قراری و تكرر ادرار همراه است. هنگامی كه فرد نسبت به كارآمدی، توانایی و استعداد خود در شرایط امتحان دچار نگرانی و تردید می شود می توان از اضطراب امتحان سخن گفت. در هنگام امتحان، به ویژه امتحانات سرنوشت ساز (كنكور و امتحان نهایی) بیشتر دانش آموزان اضطراب امتحان را تجربه می كنند. وجود اندكی اضطراب درانسان طبیعی و مطلوب است و موجب افزایش تلاش و تكاپو می شود، اما اگر از حد اعتدال تجاوز كند موجب كاهش پیشرفت تحصیلی خواهد شد. به عبارت دیگر یكی از دلایل اساسی افت تحصیلی،اضطراب امتحان است كه ۱۵ تا ۳۰ درصد از موارد تجدیدی و مردودی را به آن نسبت می دهند. دانش آموزی كه اضطراب امتحان دارد احساس می كند كه ذهنش خالی شده و هر چه را كه آموخته فراموش كرده است، چنین دانش آموزی معمولاؤ به پرسش ها پاسخ های بی ربط، نادرست و یا ناقص می دهد و با افكاری نامربوط و ناخواسته در مورد پیامدهای امتحان درگیر است.
●علل اضطراب امتحان
علل و عوامل اضطراب امتحان در دانش آموزان بسیار مختلف و متفاوت است، اما آنها را می توان به سه دسته كلی تقسیم كرد:
الف - عوامل فردی و شخصیتی دانش آموز مانند اضطراب عمومی، پایین بودن اعتماد به نفس، هوش، تمركز و به ویژه روشهای نادرست مطالعه و انتظارات نادرست از خود.
ب - عوامل آموزشگاهی و اجتماعی همچون انتظارات معلمان، رقابت، سیستم آموزشی حاكم بر مدارس، نوع درس و مدرك گرایی.
ج - عوامل خانوادگی چون شیوه تربیتی والدین، انتظارات سطح بالای والدین، جو عاطفی حاكم بر خانواده، ویژگیهای شخصیتی والدین و طبقه اقتصادی و اجتماعی والدین.
●پیشگیری از اضطراب امتحان
اضطراب امتحان به میزان زیادی قابل پیشگیری است. در اینجا به برخی از روش های پیشگیری از آن اشاره می شود. ۱ ارزیابی واقع بینانه و بدون اغراق از امتحان : اگر دانش آموزان امتحان را امری عادی تلقی كنند و از قوانین و سوالات ترسانده نشوند، كمتر دچار اضطراب می شوند. ۲ اجتناب از توجه بیش از حد به اضطراب امتحان : هر اندازه كه دانش آموزان اضطراب امتحان را بیشتر در معرض توجه قرار دهند، دلهره و نگرانی آنها بیشتر خواهد شد. بهتر است به جای توجه بیش از حد به اضطراب امتحان، به تجارب موفقیت آمیز قبلی خود توجه كنند. ۳ رفتارهای سازنده مانند مشورت و تمرین : پاسخ ها و رفتارهای سازنده از قبیل مطالعه بیشتر، مشورت با دیگران، تمرین سوالات امتحانی قبلی و یا سوالات احتمالی فعلی می تواند مفید باشد. ۴ ایجاد شایستگی برای غلبه بر امتحان : باید در دانش آموزان این احساس ایجاد شود كه امتحان مشكلی ندارد و می توان بر آن مسلط شد برای این منظور می توان موقعیت هایی مشابه امتحان واقعی ایجاد كرد تا اضطراب آنان در اثر تجربه این موقعیت های بی خطر كاهش یابد. ۵ برطرف كردن محرك های نامطلوب :محرك های نامطلوبی مانند احساس گناه، ناامنی وترس از گرفتن نمره پایین و هم چنین برچسب های منفی مانند گفتن كلمات تنبل، خرفت، كودن و. . . باید از ذهن دانش آموزان برطرف شود. ۶ خودرهنمون بودن : دانش آموزان را باید در طول سالهای تحصیلی، خودرهنمون بار آورد. دانش آموزخودرهنمون، دانش آموزی است كه می تواند خود را با دگرگونی ها و شرایط دشوار تطبیق دهد. چنین دانش آموزی چون برای حل مشكلات خود به دیگران متكی نیست احساس اعتماد به نفس می كند و كمتر دچار اضطراب می شود.
●روش های كنترل اضطراب
▪آرمیدگی:
یكی از روش های موثر در كنترل اضطراب روش آرمیدگی است. در این روش فرد به حالت نشسته یا درازكش قرار می گیرد، سپس چشم ها را بسته و به صورت عمیق و آرام تنفس می كند. بین دم و بازدم برای مدت كوتاهی نفس را در سینه حبس می كند و در هنگام بازدم عضلات بدن و چهره را آرام و شل می كند. چنانچه این تمرین یك یا دو بار و هر بار به مدت ۱۵ دقیقه انجام گیرد تاثیر زیادی در كاهش اضطراب و افزایش تمركز خواهد داشت.
▪ورزش:
انجام ورزش به طور منظم و مداوم موجب سلامت جسمانی، كاهش اضطراب و فشارروانی و افزایش عزت نفس می شود. اگر برنامه ورزشی ندارید، لااقل به پیاده روی در صبح زود بپردازید و این كار را سه بار در هفته انجام دهید. نوع ورزشی كه انتخاب می كنید باید متناسب با علاقه و توانایی شما باشد. ورزش هایی مانند دویدن، شنا كردن و به ویژه یوگا در كاهش اضطراب و افزایش تمركز تاثیر چشم گیری دارند.
▪ تغذیه:
مصرف ویتامین ها به ویژه ویتامینهای گروه B در كاهش اضطراب تاثیر بسزایی دارند و می توانید برای تاؤمین آنها در بدن از میوه و سبزی تازه استفاده كنید. یكی از عواملی كه موجب كاهش تمركز در انسان می شود، هایپوگلیسمی (كاهش قندخون) است، برای جلوگیری از آن از قندهای طبیعی مانند خرما، كشمش، انجیر، عسل و مانند آن استفاده كنید و ازپرخوری بپرهیزید، زیرا باعث تجمع خون در اطراف گاه گوارش می شود و تمركز را كاهش می دهد.
 
شهروز آقاپور
مجله خانواده سبز
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:41 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

با اضطرابمان چه کنیم؟
با اضطرابمان چه کنیم؟هر کسی لحظات اضطراب، نگرانی و ترس را در زندگی تجربه کرده است. شاید شما هم با من هم عقیده باشیدکه یکی از مهم‌ترین عواقب زندگی ماشینی امروز، افزایش ترس و دلهره و اضطراب است...
اگر تاکنون با رییس‌تان در مورد چیزی مخالفت کرده باشید بهتر از هر کسی می‌دانید که چگونه درونتان متلاطم می‌شود و به جوش می‌آید و یا اینکه هنگامی که همسرتان یا فرزندتان دیر به خانه می‌آید موجی از اضطراب شما را وادار می‌کند که در خانه و محل کار بهترین باشید اما وقتی که نگرانی یا ترس شما به خاطر وقایعی که هنوز رخ نداده باشد، ترس و نگرانی شما یک تصویر خیالی به خود می‌گیرد و در عمل شما نیز دیده می‌شود و شما را از منطق و استدلال دور می‌کند، حتی ممکن است که شما علت رنج و فشار روانی خود را نفهمید و یا علت اضطراب در مقایسه با واکنش شما خیلی کوچک به نظر برسد.
این نوع اضطراب می‌تواند نشانه یک بیماری روانی باشد. اضطراب متداول و دایمی که بر روند زندگی روزمره تاثیر جدی بگذارد را می‌توان اختلال اضطرابی نامید. اختلال اضطرابی معمول‌ترین و رایج‌ترین اختلال روانی است. خانم‌ها و آقایان به یک اندازه از این اختلال متاثر می‌شوند. بعضی از شخصیت‌ها استعداد بیشتری برای ابتلا به اختلالات اضطرابی دارند و این اختلال به صورت ارثی ادامه می‌یابد. اضطراب ممکن است به بیماری دیگری ارتباط داشته باشد، مثلا بیماری تیرویید یا بیماری قلبی. اختلالات اضطرابی یا روانی معمولا همراه با افسردگی روی می‌دهند. حدود نیمی از اشخاص افسرده از هیجانی بودن یا اضطراب شدید رنج می‌برند و وقتی که افسردگی آنها درمان شود هیجان روانی آنها هم بهبود می‌یابد. یکی از رایج‌ترین شکل اختلالات اضطرابی، اختلال اضطرابی است. اکثر اوقات شما بدون دلیل مشخص احساس اضطراب می‌کنید و به خاطر اعتماد به نفس پایین، بی‌نتیجه ماندن کارها، داشتن احساس آزاردهنده در مورد چیزهایی که اتفاق خواهد افتاد، احساس هیجان و اضطراب دارید. در مورد بچه‌هایتان، کارتان و سلامتی خود نگران هستید و ممکن است همه وقت عصبی و نگران باشید و این نگرانی، عملکرد شما را چه در خانه و چه در محل کار کاهش می‌دهد. روش‌های زیر را در ارتباط با هر چیزی که همه روزه باعث اضطراب شما می‌شود، انجام دهید.
▪ توجه نکردن: سعی کنید با خاطرات گذشته زندگی نکنید و به آن چیزی که می‌توانید تغییر دهید، فکر کنید و مابقی را در مسیرش به حال خود رها کنید. تکنیک رها کردن یکی از بهترین راه‌های کاهش اضطراب شماست.
▪ شکستن چرخه اضطراب: وقتی که احساس اضطراب دارید، تند و سریع راه بروید یا به دنبال یک سرگرمی باشید. به این صورت چرخه اضطرابتان شکسته می‌شود.
▪ مراقبت از خود: شاید شما هم این جمله را زیاد به کار برده یا شنیده‌اید که «مراقب خودت باش». شاید کمتر به معنی آن فکر کرده‌اید. برای مراقبت از خودمان باید به اندازه کافی استراحت کنیم. رژیم متعادل غذایی داشته باشیم، ورزش کنیم، برای استراحت‌مان وقت تعیین کنیم و از مصرف دخانیات بپرهیزیم تا اضطراب کمتری را تجربه کنیم.
▪ صحبت کردن با دیگران: مشکلات خود را با دوستانتان در میان بگذارید یا با کسی که باعث ایجاد ژرف‌شدگی در شما می‌شود مشورت بکنید. مطمئن باشید اضطراب کمتری را تجربه خواهید کرد و از سلامت روانی بیشتری بهره‌مند خواهید شد.

دکتر محمد مهدی قاسمی
روانپزشک
 
روزنامه سلامت
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

با تغییر شیوه زندگی اضطراب را می توان کنترل کرد
با تغییر شیوه زندگی اضطراب را می توان کنترل کرداضطراب‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ احساس‌ ناراحت‌کننده‌ و مبهم‌ ترس‌ ، وحشت ‌، یا خطر با منشای‌ ناشناخته‌ که‌ بر فرد مستولی‌ می‌گردد. برای‌ بعضی‌ از افراد این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ ناگهانی‌ روی‌ دهد و بر طرف‌ شود، اما برای‌ بعضی‌ دیگر این‌ حالت‌ به‌ صورت‌ مزمن‌ در می‌آید.
اضطراب‌ از نظر علمی‌ چندین‌ نوع‌ دارد:
اضطراب‌ حاد ناشی‌ از موقعیتی‌ خاص ‌، اختلال‌ در تطابق‌ یافتن‌ با شرایط‌ تازه ‌، اختلال‌ اضطرابی‌ عمومی‌ شده ‌، اختلال‌ هراس ‌، اختلال‌ تنش‌زای‌ پس‌ از حادثه ‌، ترس‌ مرض‌گونه‌ و اختلال‌ وسواسی‌ ـ جبری.
● علایم‌ شایع‌ بیماری
▪ احساس‌ اینکه‌ یک‌ اتفاق‌ نامطلوب‌ یا زیانبار به‌ زودی‌ رخ‌ خواهد داد،
▪ خشک‌ شدن‌ دهان ‌، مشکل‌ در بلع ‌، یا خشونت‌ صدا ، تند شدن‌ تنفس‌ و ضربان‌ قلب ‌، تپش‌ قلب‌ ،
حالت‌ لرزش‌ یا پرش‌ عضلات‌ ، ناتوانی‌ جنسی‌ ، انقباض‌ عضلات‌ ، سردرد ، کمردرد ، عرق‌ کردن ، تهوع ‌، اسهال ‌، کاهش‌ وزن‌ ، خواب‌آلودگی‌ ، مشکل‌ در تمرکز ، منگی‌ یا غش‌ ، تحریک‌پذیری‌ ، خستگی‌ ، کابوس ، مشکل‌ در حافظه. بروز اختلال‌ در روابط‌ اجتماعی‌ و شغلی‌ ، افزایش‌ ناگهانی‌ میزان‌ اضطراب‌ ممکن‌ است‌ موجب‌ بروز حمله‌ هراس‌ و فرار از موقعیت‌ شود، وابستگی‌ به‌ داروها و نامنظمی‌ ضربان‌ قلب‌ از دیگر علائم این بیماری هستند.
● علل‌ بروز اضطراب
فعال‌ شدن‌ مکانیسم‌های‌ دفاعی‌ بدن‌ برای‌ مبارزه‌ یا فرار ترشح‌ آدرنالین‌ از غدد فوق‌کلیوی افزایش‌ می‌یابد، و موادی‌ که‌ از تجزیه‌ آدرنالین‌ در بدن‌ جمع‌ می‌شوند (کاتکول‌ آمین‌ها) نهایتاً بخشهای‌ مختلف‌ بدن‌ را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهند. تلاش‌ برای‌ پرهیز از اضطراب‌ خود موجب‌ اضطراب‌ بیشتر می‌شود.
استرس‌ با هر منشاء (مثلاً مشکلات‌ اجتماعی‌ یا مالی‌) ، سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌ ، خستگی‌ یا کار زیاد ، وقوع‌ مجدد موقعیتهایی‌ که‌ قبلاً استرس‌زا بوده‌اند یا طی‌ آنها به‌ فرد آسیب‌ رسیده‌ است‌، بیماری‌ جسمانی ، تکامل ‌طلبی‌ غیرمنطقی‌ ، ترک‌ اعتیاد و … خطر بروز اضطراب را تسریع می‌کند.
● راههای پیشگیری‌
۱) از روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ یا مراقبه‌ برای‌ کاهش‌ استرس‌ بهره‌ بگیرید.
۲) به‌ فکر تغییر شیوه‌ زندگی‌ خود باشید تا استرس کاهش‌ یابد.
۳) استرس و اضطراب ایجاد شده را مدیریت کنید (مدیریت استرس).
۴) از تفکرات بی‌ جا و بیش از حد دوری کنید.
۵) سعی کنید در اجتماعات حضور بیشتری یابید.
۶) سعی کنید زیادی با خودتان خلوت نکنید و خود را از تنهایی دور کنید (رهایی از احساس تنهایی).
● درمان‌
اضطراب‌ عمومی‌ شده‌ را می‌توان‌ با درمان‌ کنترل‌ کرد. غلبه‌ کردن‌ بر اضطراب‌ اغلب‌ موجبات‌ زندگی‌ بهتر و رضایت‌ بخش‌تری‌ را فراهم‌ می‌آورد.
● روان درمانی
▪ وقتی احساس کردید که دارای اضطراب هستید، بهتر است‌ تحت‌ بررسی‌ و درمان‌ از نظر موارد خاص‌ تهدیدکننده‌ یا منشاء استرس‌ که‌ در ناخودآگاه‌ شما است‌ ولی‌ وجود دارد، قرار بگیرید.
▪ به‌ فراگیری‌ روشهای‌ کاهش‌ انقباض‌ ناخودآگاه‌ عضلانی‌ مثل‌ بازخورد زیستی‌ و روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ بپردازید.
▪ فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری : فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ‌ کنید. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری به کاهش‌ اضطراب‌ کمک‌ می‌کند.
● دارو درمانی
▪ امکان‌ دارد داروهای‌ ضداضطراب‌ مثل‌ بنزودیازپین‌ها برای‌ مدتی‌ کوتاه‌ تجویز شوند.
▪ امکان‌ دارد از داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ اختلال‌ هراس‌ استفاده‌ شود.
▪ از کافئین‌ و سایر مواد تحریک‌کننده ‌، و نیز الکل‌ استفاده نکنید.
● در چه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
▪ اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ اضطراب‌ را دارید و خود درمانی‌ نتیجه‌ای‌ نداده‌ است‌.
▪ اگر شما دچار احساس‌ ناگهانی‌ هراس‌ بیش‌ از حد شده‌اید.
▪ اگر دچار علایم‌ جدید و بدون‌ توجیه‌ شدید. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممکن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.
● درمان طبیعی استرس
▪ ورزش کنید
هر چند امروزه مردم از لحاظ جسمی فعالیتهایی دارند ولی فعالیتهای بدنی آنها معمولا فعالیتهای سالمی نیستند و در اغلب اوقات خود موجب ایجاد استرس می‌شوند. مثل دویدن با سرعت برای رسیدن به اتوبوس. این فعالیتها جزء فعالیتهای سالم بشمار نمی‌روند و در نتیجه فرد را بی‌نیاز از فعالیتهای ورزشی نمی‌کنند.
بنابراین لازم است ساعاتی برای ورزش با هدف خود ورزش کردن نه چیز دیگر ، اختصاص داده شود و تمرینات ورزشی سالمی انجام گیرد. کسانی که در برنامه‌های ورزشی شرکت می‌کنند فواید زیادی نصیبشان می‌شود.
علاوه بر فواید فیزیکی ورزش شامل جلوگیری از بیماری قلبی ، اضافه وزن ، پوکی استخوان و … دارای فواید روانشناختی عمیق است. از جمله کاهش افسردگی ، کاهش اضطراب و مهمتر از آن ایجاد حفاظت در مقابل استرس.
تاثیر ورزش در پیشگیری و درمان استرس بسیار مهم و شناخته شده است این امر ممکن است به علت اثر ورزش بر روی دستگاه ایمنی بدن باشد.
ورزش باعث افزایش فعالیت آنتی کورها می‌شود و نیز باعث می‌شود که لنفوسیتهای نوع T افزایش پیدا کند که حامل آنتی کور هستند. این امر به ما کمک می‌کند تا خطرات آنتی ژنها را قبل از اینکه فرصتی برای ضرر رساندن به بدن ما را داشته باشند دفع کنیم.
فواید ورزش در ارتقا و گسترش رفتارها و نگرشهای مثبت و بالا بردن اعتماد به نفس و خود شناسی و عزت نفس که از عوامل مهم در کاهش استرس هستند، شناخته شده است.
▪ تغذیه مناسب داشته باشید.
تغذیه نقش مهمی در سلامت جسمی و روانی افراد دارد. همانگونه که مصرف برخی مواد غذایی در حالت افراط و تفریط بیماریهایی چون فشار خون ، کلسترول بالا ، انواع سرطانها را موجب می‌شود مقاومت افراد را در برابر انواع استرس نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.
واکنش افراد در مقابل استرسها با نوع تغذیه آنها ارتباط نزدیک دارد. مصرف مشروبات الکلی ، سیگار ، غذاهای آماده ، ادویه‌جات با افزایش استرس رابطه نشان می‌دهند. بنابراین توصیه می‌شود برنامه غذایی افراد بویژه افرادی که در معرض استرس بیشتری قرار دارند به صورت سالمتری برنامه ریزی شود.
در این برنامه‌های غذایی علاوه بر رعایت میزان کالری مورد نیاز برای هر جنس و هر گروه سنی بهتر است از یک مواد غذایی استفاده بهینه به عمل بیاید.
مصرف ویتامینها بویژه ویتامین C ویتامینهای گروه B و در این میان اهمیت اساسی دارد. استفاده از میوه‌جات گوناگون نیازهای طبیعی بدن را برآورده می‌کند در غیر این صورت از انواع مکمل با تجویز پزشک می‌توان استفاده کرد.
در میان میوه‌ها نیز برخی خواص بیشتری در درمان استرس از خود نشان می‌دهند. خواص کیوی در این میان برای مبارزه علیه استرس و بیماریهای دیگر شناخته شده است.
بر این اساس توصیه می‌شود روزانه ۴ - ۲ کیوی مورد استفاده قرار بگیرد. مصرف شیر نیز استرس را کاهش می‌دهد. مصرف شیر بویژه قبل از خواب ایجاد آرامش نموده و خواب راحتتری را برای فرد فراهم می‌کند. مصرف شیر در ساعات پراسترس توصیه می‌شود.
▪ خواب خود را تنظیم کنید.
خواب یک فاکتور مهم در چرخه استرس است. عوامل مختلفی ممکن است ایجاد استرس کرده و به این ترتیب خواب فرد را تحت تاثیر قرار دهند و فرد را دچار بیخوابی یا بدخوابی کنند.
از سوی دیگر هر عامل دیگری که موجب بیخوابی شود برای فرد تولید استرس کرده و با کاهش توان جسمی و روانی تحمل فرد را برای مقابله با رخدادهای روزمره زندگی کاهش می‌دهد. تلاش کنید بهداشت خواب خوبی داشته باشید و نکاتی را که به فراهم ساختن یک خواب آرام بخش کمک می‌کند، رعایت کنید.
مثلا چند ساعت قبل از خواب شام خود را صرف کنید و بلافاصله بعد از صرف غذا به رختخواب نروید به مصرف لبنیات بویژه شیر تاثر خوبی روی به خواب رفتن شما خواهد داشت. پیاده روی قبل از خواب در هوای آزاد نیز خواب خوبی را برای شما فراهم خواهد ساخت. می‌توانید قبل از رفتن به رختخواب یک دوش بگیرید.
▪ یکی از تکنیکهای مدتیستین را به صورت روزانه انجام دهید.
مدتیستین انواع گوناگونی دارد ولی آثار همه آنها در وهله اول معمولا ایجاد آرامش جسمی و روحی است. بکار بردن مداوم این تکنیکها با فراخوانی آرامش به روح و جسم شما ، توان مقابله شما را در برابر استرسها افزایش خواهد داد و به شما کمک خواهد کرد که استرسهای فعلی خود را درمان کنید.
▪ شیوه زندگی خود را تغییر دهید.
در اکثر اوقات افراد پراسترس دارای شیوه زندگی نادرستی هستند، تغذیه ناسالم دارند، برنامه ریزی مناسب ندارند و اغلب اوقات سرشان بی‌خود و بی‌جهت شلوغ است. سر و سامانی به زندگی خود بدهید و هر چیزی را سر جای خود قرار دهید. این کار را می‌توانید با الویت بندی امور بر اساس ارزشی که در زندگی شما قرار دارند انجام دهید.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

برای کاهش اضطراب و دلشوره چه باید کرد؟
برای کاهش اضطراب و دلشوره چه باید کرد؟روانشناسان افرادی را که استرس یا همان فشار روانی بیش از حد دارند بر اساس نوع واکنش بدنشان به چند گروه تقسیم می کنند.
۱) افرادی که دایما مضطرب و نگرانند و وقتی که یک اتفاق خاص رخ می دهد دچار گرفتگی عضلات تنگی نفس و دردهایی در ناحیه شکم می شوند.
۲) افرادی که خیلی عجول و بی نظمند و همیشه می ترسند که مبادا دیر به مدرسه برسند آنان به مشکلات گوارشی مثل احساس سوزش در معده یا دل پیچه دچار می شوند.
۳) کسانی که یک اتفاق خاص استرس زا در پیش رو دارند ( مثل امتحان یا مسابقه ) و نگرانند که موفق نشوند این افراد به دل درد و دلشوره و لرزش عضلات مبتلا می شوند اگر افرادی دارای این خصوصیات هستند با ۸ توصیه از دلشوره آنان کاسته می شود.
● توصیه هایی برای کاهش اضطراب و دلشوره
▪ باید مراقب خواب خود باشند یک خواب خوب در طول شب در اتاقی پر از هوای تازه و جای راحت باعث می شود تا برای شروع یک روز جدید آماده شوند.
▪ به طور منظم و چند بار در هفته ورزش کنند و تا می توانند راه بروند.
▪ در فاصله بین غذا به خوردنی های دیگر ناخنک نزنند و برای نهار خوردن وقت کافی بگذارند و در طول روز زیاد آب بخورند.
▪ وقتی سخت مشغول درس خواندن هستند به خودشان استراحت بدهند و در این مدت شکلات نخورند و هر ۵ دقیقه با یکی از افراد خانواده صحبت کنند.
▪ کارهایی را که دوست دارند انجام دهند مثلا اگر به کامپیوتر علاقه دارند در آن کلاس ثبت نام کنند.
▪ تا حد انفجار بخندند خنده باعث رشد هورمون هایی می شود که آرامش بخش و تسکین دهنده هستند خوش اخلاقی و خوش بینی هم ۲ عامل موثر ضد استرس هستند.
▪ خانواده و دوستانشان را فراموش نکنند اگر زندگی اجتماعی و خانوادگی رضایت بخشی داشته باشند به راحتی می توانند مشکلات خود را با کمک آنان حل کنند.
▪ درست نفس کشیدن را یاد بگیرند با تنفس درست استرس را از خودشان دور کنند.

 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

بررسی اضطراب و مهار فشارهای روانی
بررسی اضطراب و مهار فشارهای روانیهمه ما در برهه ای از زمان، زبانمان بند آمده، ضربان قلبمان افزایش یافته، برانگیخته شده ایم یا به بیانی واضح تر احساس اضطراب كرده ایم. شیوع و رواج این اختلال در مقاطع مختلف تحصیلی یعنی از زمانی كه كودك هفت ساله ای در مدرسه، برای مادر بی تابی می كند تا زمانی كه به عنوان یك دانشجو آماده ارائه یك كنفرانس می شود، به چشم می خورد.
● اضطراب یعنی چه؟
همان طوری كه می دانید هیجانها، بیشتر واكنش هایی زیست شناختی هستند كه بدن را برای عمل خاصی مثل دویدن یا جنگیدن به تحرك واداشته و توسط دستگاه عصبی خودمختار عمل می كنند. اضطراب نیز نوعی هیجان است، هیجانی با تظاهرات جسمانی چون تعرق، تپش قلب، خشك شدن دهان، رنگ پریدگی و... كه بر اثر ترشح هورمون های آدرنالین و نور اپی نفرین از غده فوق كلیوی به وجود می آیند.
● چه هنگام مضطرب می شویم؟
اضطراب در واقع، پاسخی طبیعی به یك موقعیت غیرطبیعی است. اگرچه گاهی اوقات هم فرد در تعریف موقعیت غیرطبیعی دچار اشكال و گمراهی می شود؛ مانند زمانی كه افكار غیرمنطقی در مورد شركت در جلسه امتحان یا تمیزی دستهایش دارد كه این موارد را می توان با روان درمانی و مشاوره از بین برده یا تقلیل داد.طلاق، مشاجرات خانوادگی و مشكل با خانه یا مدرسه، همه و همه می توانند منجر به اضطراب شوند.فشاری كه اضطراب در تروما یا ضربات روحی، روانی ناشی از یك واقعه ناگوار بر فرد تحمیل می شود، گاهی به قدری شدید خواهد بود كه ممكن است فرد را ماهها یا سالها به خود مشغول كند.
برخی مواقع نشانه های خارجی آشكاری از جراحت فیزیكی وجود ندارد اما خسارات هیجانی جدی، ایجاد می شود. برای افرادی كه موقعیتی آسیب زا را تجربه كرده اند، بروز واكنش های شدید هیجانی، طبیعی است. شناخت پاسخ های طبیعی به این وقایع ناهنجار می تواند شما را در كنار آمدن مؤثر با احساسات، تفكرات و رفتارتان و قرار گرفتن در مسیر بهبودی یاری نماید.
● پس از یك حادثه
ضربه روانی و عدم پذیرش، پاسخ هایی است كه به حوادث ناگوار، به ویژه كمی بعد از وقوع داده می شود. هم شك و هم انكار هر دو واكنش های حفاظتی طبیعی به شمار می آیند. شك نوعی ناآرامی ناگهانی و غالباً شدید از حالات هیجانی است كه ممكن است شما را دچار گیجی و بهت كند. انكار یعنی این كه شما در مورد یك واقعه بسیار فشارزا، آگاهی تان را از دست بدهید و یا كاملاً تجربه آن را منكر شوید. ممكن است به طور موقتی، احساس بی حسی یا قطع رابطه با دنیای واقعی نمایید. پس از فروكش كردن ضربه روحی اولیه، واكنش از فردی به فرد دیگر متغیر است. معمولاً واكنش های هیجانی به حالت عادی بازمی گردد. یادآوری حادثه ای چون زمین لرزه یا صدای آژیر خطر حتی پس از یك ماه و یك سال می تواند باعث نگرانی و آشفتگی از آن تجربه هولناك شود. این نگرانی ها می تواند با ترس از این كه مبادا آن وقایع دوباره تكرار شوند، همراه باشد.
● تفاوت پاسخ افراد به موقعیت های استرس زا
دانستن این نكته مهم است كه در تجارب ناگوار و هولناك، الگوی استانداردی از واكنش نسبت به استرس وجود ندارد.
برخی افراد فوراً و برخی دیگر با درنگ - گاهی اوقات پس از ماهها و حتی سالها- سازگاری حاصل می كنند. واكنش ها نیز می توانند در طول زمان تغییر كنند. برخی افراد كه از یك حادثه ناگوار رنج برده اند، ابتدا نیروی فراوانی برای كمك به سازگاری شان با آن واقعه دارند اما با گذشت زمان دچار نومیدی و افسردگی می شوند.
● چگونه باید به خود و خانواده كمك كنیم؟
در اینجا تعدادی از مراحل كه می توانید از آنها برای حفظ حالت هیجانی طبیعی استفاده كرده و كنترل خود را در قبال عوامل آسیب زا حفظ كنید، آورده شده است:
▪ به خود، زمان ایجاد سازگاری بدهید. انتظار این را داشته باشید كه گذشتن از این زمان، دشوار خواهد بود. سوگواری كنید و در برابرتغییرات هیجانی صبور باشید.
▪ از دیگران درخواست كنید كه شما را حمایت كرده، بپذیرند ، به حرف هایتان گوش فرا دهند و احساس همدلی داشته باشند. ولی به خاطر داشته باشید كه سیستم ویژه حمایتی شما ممكن است به دلیل درگیر بودن اطرافیان با این حادثه، كارایی لازم را نداشته باشد.
▪ درباره تجربه تان به هر ترتیبی كه راحت هستید، صحبت كنید. مثلاً با اعضای خانواده یا دوستان نزدیك یا نوشتن در دفترچه یادداشت.
▪ دنبال گروه های حمایتی ویژه ای بگردید كه اغلب در دسترس هستند و توسط كسانی ایجاد می شوند كه خود دچار حوادثی شده یا مورد تجاوز قرار گرفته اند، ایجاد می شوند. این گروه ها می توانند برای افرادی كه سیستم های حمایت شخصی محدودی دارند، مفید باشند.
▪ سعی در یافتن گروه هایی كنید كه برای منظور خاص شما دارای برنامه های آموزشی و تجربی تخصصی هستند.
▪ انجام فعالیت های سالم، توانایی كنار آمدن شما را با استرس های شدید بالا می برد. غذاهای متعادل خورده و به اندازه كافی استراحت كنید. اگر دچار مشكلات مربوط به خواب هستید، می توانید برخی از تكنیك های ایجاد آرامش را فرا بگیرید. از مصرف مخدرات و دارو اجتناب كنید.
▪ فعالیت های روزمره جدیدی مانند غذا خوردن در زمان مشخص و دنبال كردن یك برنامه تمرینی را برای خود وضع كرده یا ساماندهی مجدد كنید. مقداری از زمان روزانه تان را برای پرداختن به فعالیت های فرحبخش و مورد علاقه خود كنار بگذارید.
▪ از تصمیم های عمده در زندگی از قبیل تغییر خط مشی یا كار خود تا حد امكان اجتناب كنید زیرا این قبیل تصمیمات بسیار استرس زا هستند.
▪ در مورد نتایج حاصل از آن حادثه، به كسب تجربه بپردازید.
● چگونه می توانیم نیازهای ویژه كودكان را تأمین كنیم؟
اضطراب شدید و ترس كه اغلب ما را به سمت ناكامی های بزرگ یا سایر موقعیت های ضربه زا هدایت می نماید، می تواند برای كودكان نیز ایجاد شود. در برخی ممكن است رفتارهای كودكانه ای چون مكیدن انگشت یا شب ادراری مجدداً بروز كند. بچه ها ممكن است زیاد كابوس ببینند و از تنها خوابیدن بترسند و این مسئله می تواند در مدرسه خود را نمایان سازد. سایر تغییرات در الگوهای رفتاری می تواند شامل بدخلقی های پی در پی یا گوشه گیری باشد. موارد زیر، اموری هستند كه والدین می توانند كودكانشان را در قبال آنها محافظت كرده و نتایج هیجانی ضربه را كاهش دهند.
▪ زمان بیشتری را با كودكان گذرانده و به آنها اجازه دهید در ماههای پس از حادثه بیشتر به شما وابسته شوند. برای مثال به آنها اجازه دهید بیشتر از همیشه با شما باشند. توجه فیزیكی برای این قبیل كودكان بسیار تسكین دهنده است.
▪ بازی هایی برای كمك به كاهش تنش آنها ایجاد نمایید. كودكان كم سن و سال تر ممكن است راحت تر عقاید و احساساتشان را در رابطه با یك حادثه به خصوص از طریق فعالیتهای غیركلامی چون نقاشی كردن بروز دهند.
▪ در مورد كودكان بزرگتر، تشویق به صحبت كردن درباره افكار و احساساتشان با شما و همدیگر، مفید است. این كار به كاهش بهت و گیجی و اضطراب آنها در رابطه با آن حادثه ناگوار كمك می نماید. پاسخ به پرسشهای آنها با واژه هایی كه برایشان قابل فهم باشد، باعث می شود كه در مورد نقش حمایتی شما و كاهش ترس ها و نگرانی هایشان احساس قوت قلب نمایند.
▪ ایجاد یك برنامه ریزی زمان بندی شده منظم برای فعالیت هایی از قبیل خوردن، بازی كردن و رفتن به رختخواب، به آنها در حفظ یك احساس امنیت و عادی بودن اوضاع، كمك می كند.
● چه زمانی باید درخواست كمك های تخصصی نماییم؟
برخی افراد قادر به كنار آمدن با حوادث طبیعی یا سایر تجارب آسیب زای هیجانی یا جسمی به صورتی مؤثر و با استفاده از سیستم های حمایتی خود هستند. با این حال یافتن مشكلاتی جدی كه در زندگی روزمره ما تداخل ایجاد نمایند، مسئله غیرمعمولی نیست. برای مثال برخی ممكن است احساس عصبی بودن یا غمگینی شدید نمایند كه بر فعالیت های شغلی و روابط بین فردیشان اثر مخرب داشته باشد.
افرادی كه واكنش های زنجیره وارشان عملكرد روزانه آنها را مختل كرده است، باید توسط متخصص بهداشت روانی تحت مشاوره قرار بگیرند. روان شناسان و سایر متخصصان مجاز بهداشت روانی، افراد را برای بروز پاسخ های طبیعی به استرس های شدید، آموزش و یاری می دهند.
این متخصصین به افرادی كه تحت تأثیر یك واقعه تلخ قرار گرفته اند، كمك می نمایند تا راه های مؤثری برای باز كردن گره هیجانی شان بیابند.در مورد كودكان، فوران های هیجانی پرخاشگرانه و پی در پی، مشكل جدی در مدرسه، اشتغال فكری به حوادث ناگوار و سایر نشانه های اضطراب های سنگین یا دشواری های هیجانی، همگی نیاز به كمك های تخصصی را گوشزد می نمایند. یك متخصص بهداشت روانی شایسته، می تواند به كودكان و والدین آنها كمك كند تا احساسات و رفتارهایی را كه در اثر یك واقعه تلخ و ناگوار ایجاد می شوند، بشناسند.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها