0

مجله پزشکی : اضطراب

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب در کودکان
اضطراب در کودکاناضطراب بزرگترین عامل بهم خوردن بهداشت روانی انسان است. یکی از دلا یل اساسی اضطراب وابستگی است. این که به چیزهای ریز و درشت وابسته باشیم و دل کندن از آنها برایمان سخت باشد. لا زم به ذکر است که تنها یک وابستگی می تواند آرامش بر دلمان بیندازد.
وابستگی به منبعی پایان ناپذیر که کمال مطلق است، تنها سرچشمه زلا ل صفا و معنویت مقام باری تعالی است که همانا انسان با وابستگی به خداوند از غیر جدا شده، خود را به او می سپارد و به آرامشی همیشگی و جاودان دست می یابد و این میسر نخواهد شد مگر در شناخت کاملی از خودشناسی و خداشناسی.
امید که با معرفت و شناخت کامل از وجود خودمان به خداشناسی دست پیدا کنیم و در رفع اضطراب های موجود کمک شایانی به خود و دیگران کنیم.
هدف از تعلیم و تربیت، ابتدا پرورش و سپس آموزش از راه درست است.
اینکه نخست کودک دلبندمان را پرورش دهیم، با جسم و روحی سالم، با نشاط و اراده استوار و با اعتماد به نفس، سپس به آموزش های مهارت های گوناگون بپردازیم.
کسی که اعتماد به نفس دارد، در اثر تلا ش و پیگیری و با استفاده از استعدادهایش می تواند به هرآنچه اراده کند دست یابد و اما موجودی که فاقد اعتماد به نفس باشد، هر آنچه اندوخته باشد را نیز از کف خواهد داد.
چه نیکوست فرزندانمان را آن گونه که هستند ببینیم، نه آنطور که دوست داریم باشند.
پس برای اعتلا ی شخصیت فرزندانمان بکوشیم و به نکاتی قابل توجه، دقت نمائیم.
● علا ئم و نشانه های اضطراب در کودکان
▪ ظهور آشفتگی در چهره و عرق کردن.
▪ اختلا ل در تنفس، دستگاه گوارش و معده و حالت تهوع و خستگی و بی اشتهایی.
▪ وجود حالت خشم و دلهره و عدم احساس امنیت و اطمینان و عدم اعتماد.
▪ بی قراری و بهانه جویی و وجود حالت یاس، بغض، کینه، خشم سریع، افسردگی و پریشانی.
▪ ضعف در بدن و اختلا ل عصبی و حتی تیک و سرفه عصبی.
▪ به وجود آمدن نوعی اجبار، واماندگی و بیم و هراس و احساس حسادت، گناه و دشمنی.
▪ توقع بیجا، بی جراتی، بی تصمیمی و افکار آزاردهنده.
▪ گاهی اوقات ضعف در حافظه و دقت، فرار از کار و عدم آسایش.
▪ پریدن از خواب و پرسش های متعدد و پی درپی.
▪ انجام کارها به صورت تکراری، اصرار، سماجت، دلیل تراشی و ایجاد رنج برای خود.
● عوامل پدید آورنده اضطراب
۱) وجود اختلا ف و درگیری در زندگی خانوادگی
کودکی که در محیط خانواده احساس امنیت و آرامش نداشته و فضای پرتنش و پردرگیری باعث عدم تعادل روحی و جسمی وی شده، به خاطر وحشت از دست دادن محبت پدر و مادر و احتمالا جدایی آنها دچار اضطراب می شود.
۲) انتقاد دائم، بازخواست و سرزنش کودک
کودک و دانش آموزی که زیر ذره بین پدر و مادر و اطرافیان باشد و رفتار و نمراتش موردنظر بوده و مدام بازخواست می شود، در صورتی که قصور و کوتاهی داشته باشد مورد سرزنش قرار می گیرد و ترس از عدم موفقیت سبب اضطراب می شود.
۳) مقررات دست و پاگیر در خانواده
چنانچه امر و نهی مکرر و عدم استقلا ل در انجام کارها و حتی انتخاب نوع لباس، در خانه وجود داشته باشد، کودک کم کم اعتماد به نفس لا زم را از دست می دهد و به مرور زمان مانند یک ماشین منتظر گرفتن برنامه می ماند. در انجام کارهایش دچار وسواس و دلشوره می شود و بدون کمک دیگران قادر به انجام کارهایش نخواهد بود و این امر سبب افسردگی و گوشه گیری و اضطراب وی می شود.
۴) داشتن ظاهری نامتعادل و غیرمعمول
کودکی که چهره نامناسب یا اندامی نامتعادل دارد، از اینکه در جمع دیگران باشد احساس حقارت می کند. این کودک از تمسخر دیگران می گریزد و از چیز مبهمی رنج می برد و به دلیل عدم تعادل جسمی، فراری، گوشه گیر و مضطرب می شود.
۵) بیماری های پی درپی کودک
کودکی که مرتبا بیمار است، ضعیف بوده و زود خسته می شود. نمی تواند فعالیت هایش را خوب انجام دهد و اعتماد به نفس ندارد و ترس از عقب ماندن از دیگران و عدم توجه سایرین به او سبب نگرانی و اضطرابش می گردد.
● راهکارهای مناسب برای رفع اضطراب و تقویت اعتماد به نفس
۱) کودک را از عوامل فشار روحی دور کرده و محیط را آرام و تفاهم میان کودک و دیگران ایجاد کنیم.
۲) به گونه ای رفتار کنیم که کودک بفهمد مورد پذیرش خانواده و دیگران است و دوستش دارند.
۳) نیازهای مختلف کودک را حتی الا مکان مهیا کرده و زمینه های رشد کودک در فعالیت های مختلف را به وجود آوریم.
۴) محیط خانه را گرم و صمیمی کنیم و از نظر عاطفی کودک را تامین نماییم.
۵) به گونه ای رفتار کنیم که مفهوم نظم را درک کند و الگوهای مناسب در اختیارش بگذاریم تا به هدفش برسد.
۶) به شخصیت کودک احترام بگذاریم و به او استقلا ل دهیم تا کارهایش را خودش انجام دهد.
۷) کودک را از محیط های حسادت، تمسخر، توهین و تنبیه دور کنیم. غرورش را نشکنیم و در مقابل محبت افراط نکنیم و همچنین به خواسته ها و تمایلا ت نابجای او پاسخ مثبت ندهیم.
۸) توسط خود کودک محیطی ایجاد کنیم که باعث آرامش روحی او شود و استراحت و تغذیه و تفریح کافی و مناسب داشته باشد.
۹) در میان کودکان تبعیض قائل نشویم و اجازه دهیم حرف های خود را زده و عقده های درونی خویش را خالی کنند و سالم فکر کنند.
۱۰) سخنان آرامش بخش و استفاده از ادبیات شادی بخش را در شیوه کاری خود بگنجانیم.
۱۱) تلقین نکات مثبت به کودک و انجام کارهای شادیآور و قرار گرفتن در جمع و محیط های شاد و همسالا ن خوشرو و مهربان.
۱۲) اعمال محبت کافی وترک عادت های ناروا و فراموشی و انکار غم ها و دور کردن کودک از نگرانی.
لا زم به تذکر است باید محیطی ایجاد کنیم که کودک اعتماد به نفس پیدا کند و در انجام کارها به خود متکی باشد و البته این عملکردها برای از بین بردن اضطراب به شرط همکاری خانواده و مدرسه در ایجاد محیط امن و آرامش بخش به موفقیت بیشتری دست پیدا می کند.
 
نویسنده : لیلا مومنیان کارشناس ارشد مدیریت آموزشی
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  3:59 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب در کودکان و نوجوانان
اضطراب در کودکان و نوجوانانمعمولاً والدین می‌توانند آنها را تشویق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضی از کودکان در مقابل این شرایط مقاومت کرده و آنها را نمی‌پذیرند. به‌منظور کمک به کودکان در این موقعیت باید صبر و حوصله کافی داشت به‌طوریکه آنها احساس اعتماد به نفس کافی جهت مقابله با مسائلی که به نظرشان مشکل می آید را کسب کنند.
بسیاری از والدین از این احساس کودکانشان آگاه نیستند تا روزی که آنان به مشکلی برخورد می‌کنند مثل روز رفتن به مدرسه و ... منشاء این اضطراب در کودکان ناشناخته می‌باشد. اغلب ترکیبی از یک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با یک طبیعت ناشی از شرم و خجالت زمینه بسیاری از اضطراب کودکان را تشکیل می‌دهد.
بسیاری از شکایتهای کودکان در دوران ابتدائی مدرسه همچون درد معده یا سوزش سر دل و یا دردهای پراکنده دیگر، ناشی از وجود یک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانی در پدر و مادر می‌تواند از علل آن باشد که این نگرانی مستقیماً به کودک انتقال یافته و با این شکایات بروز می کند.
▪ شایعترین اختلالات اضطرابی در کودکان و نوجوانان عبارتند از:
ـ اضطراب جدایی (Separation Anxiety)
اضطراب امتحان (Exam Anxiety)
اضطراب اجتماعی (Social Anxiety)
ـ ترس از مدرسه (School Phobia)
● عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن
سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می‌شود :
تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ بخصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ بخصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی،عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن،غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی،تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش.
▪ در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:
۱) نحوه رویارویی با رنج ناشی از تغییرات جسمانی
تغییرات ناشی از دوران بلوغ را نوجوان به‌تدریج می‌پذیرد. علت اصلی نگرانی در مورد نکات دیگری همچون زودرسی و دیررسی بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغییرات جسمانی، عدم آگاهی، آگاهی ناقص یا محدود و یا اطلاعات نادرست نوجوان در زمینه های مختلف بلوغ و تغییرات جسمانی ناشی از آن است، که بهترین راه پیشگیری نیز فراهم آوردن آگاهی و بینش دقیق، صحیح و به موقع است. والدین باید قبل از پیدایش علایم ثانویه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقی، در جریان مسائلی از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پیدایش بلوغ و تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند.
والدین و مربیان با فراهم آوردن جوی آزاد و سالم باید این امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احیاناً نگرانیهای خود را صادقانه مطرح و جوابهای مناسب دریافت کند و نباید بگذارند تا نوجوانان برای یافتن پاسخ سوالات خود کسانی که صلاحیت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردی که نوجوان نمی تواند مسائل را حضوری با والدین مطرح کند، باید مربیان و اولیای مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمایی کنند و با ارائه کتابهای مناسب و بحثهای مفید، زمینه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند.
۲ ) رویارویی با اضطراب ناشی از عدم پذیرش از جانب همسالان
نتایج پژوهشی نشان داده است که ناامنی، وابستگی شدید و ناسالم نوجوان به والدین، ناتوانی یا نداشتن مهارتهای لازم در برقرار کردن روابط عاطفی، اجتماعی و اخلاقی سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذیرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسیاری از نوجوانان می شود.
برای اینکه نوجوانی که تجربه های ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شدید نشود و یا اضطراب او ادامه پیدا نکند اقدامات زیر مفید است :
ـ والدین باید گرایش فرزند خود به همسالان را بدرستی درک کنند، زیرا این یک نیاز طبیعی است که بخواهد مورد توجه و حمایت همسالان قرار گیرد.
ـ والدین با نوجوان در مورد گزینش دوست توافق نمایند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاری نیز نکند.
ـ باید سعی کنند به طور منطقی با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوی ملایم و استدلال، او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرتها کنند.
ـ والدین و مربیان برای دوستان نوجوان باید اعتبار و احترام قایل باشند.
ـ والدین و مربیان و... باید در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصیت نوجوان را حفظ کنند.
۳) رویارویی با اضطراب ناشی از دوگانگی و ترس از مستقل شدن
یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و دیگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کسانی بیشتر دیده می شود که دچار ناامنی شدید، عدم اعتماد به نفس، وابستگی ناسالم به والدین بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان اضطراب ایجاد می کند. از جمله حالاتی که در زمینه مستقل شدن دیده می شود، تضاد و دوگانگی است، یعنی نوجوان در حالیکه می خواهد و می داند که باید مستقل شود از استقلال نیز می ترسد. برای جلوگیری از این دوگانگی والدین باید وضعیتی فراهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنیت روانی و جرات تجربه کردن، بتدریج درصدد کسب استقلال برآیند.
یکی از دلایل اساسی در اضطراب ناشی از مستقل شدن، عدم آگاهی از وضعیتی است که نوجوان بعد از مستقل شدن پیدا خواهد کرد. به نوجوان باید مسئولیت و فرصت داد که در بسیاری از امور مربوط به خود اظهار عقیده کنند و تصمیم بگیرد، ولو اینکه اشتباه کند و نباید نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبیه یا تحقیر قرار داد بلکه باید به آنها این فلسفه را آموخت که زندگی سراسر تلاش و مبارزه است و آنها می توانند از خطاهای خود درسهای مفید بیاموزند. در نیاز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهای فردی وجود دارد به همین دلیل نباید آنها را مقایسه ملامت آمیز کرد زیرا گاهی باعث دلسردی، احساس نا امنی و اضطراب می شود.
۴) رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه
یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد.
▪ اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است:
ـ والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند.
ـ از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد.
ـ با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت.
ـ به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند.
ـ باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست.
ـ در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  3:59 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب سوغات زندگی امروز
اضطراب سوغات زندگی امروزواژه اضطراب در روانشناسی مقام خاصی دارد و مکرر مورد استفاده قرار می گیرد. زیرا بدون تردید در اغلب ناهنجاری های روانی اضطراب نقش مهمی ایفا می کند با وصف این نمی توان اضطراب را تنها خصوصیت واکنش عصبی نوروز دانست زیرا افرادی این حالت را احساس می کنند و عوامل مختلف زندگی ماشینی امروزی ایجاد کننده آن هستند. آدمی از هر جهت تحت فشار زندگی شهرنشینی است، حتی مسائل اجتماعی که مستقیما بر او وارد نمی شود سبب اضطراب خواهد شد.
برخی از محققین میان اضطراب جسمانی ناشی از عوامل نامناسب دستگاه های گوارشی، گردش خون و سلسله اعصاب خود مختار و اضطراب روانی که در نتیجه ترس و غمگینی و تشویق حادث می شود تفاوت می گذارند، علی رغم این تفاوت بستگی کامل میان این دو کیفیت وجود دارد. در بعضی از قبائل ابتدایی از قدرت تلقین برای از میان بردن دشمنان با افراد خاصی صورت می گرفت. مفهوم جادوی سیاه و اثرات آن در مورد ایجاد مرگ آنی در قبائل بوری استرالیا و گینه جدید مورد توجه خاص روانشناسان قرار گرفته است کامرون فیزیولوژیست معروف معقتد است: ترس شدید و اضطراب ناشی از آن موجب مرگ آنی و ناگهانی می شود پس از آن که شخص مورد غضب دیگری (مانند جادوگر یا رییس قبیله قرار گیرد به او تلقین می شود پس از مدت معینی مثلا یک هفته) فوت می کند، تغییرات ناگهانی و قابل ملا حظه ای در او به وجود خواهد آمد و دچار ترس و اضطراب شدید می شود، این اضطراب سبب تحریک دستگاه عصبی خودمختار و آزاد شدن مقدار زیادی آدرنالین از غدد فوق کلیوی می شود و مقدار زیادی آدرنالین به ماده دیگری به نام نورآدرنالین تبدیل شده و باعث انقباض مویرگ های بدن شده و در نتیجه فشار خون پایین آمده، ضربان قلب افزایش یافته بالمان مرگ عارض خواهد شد. بدین ترتیب بستگی عوامل روانی و جسمانی در اضطراب، مشخص می شود. احساس اضطراب ممکن است عادی یا غیرطبیعی باشد با اضطراب عادی همگی آشنا هستیم ولی اضطراب غیرعادی را تنها در افراد بیمار می توان ملا حظه نمود.
کامرون درباره بیماری که دچار حمله های اضطرابی می شود چنین می نویسد: این جوان پس از این که مورد تمسخر اطرافیان قرار می گرفت دچار هیجان می شد به طوری که در کوچه و خیابان دویده سرانجام به دکانی پناه می برد و در آن جا به زیرزمین رفته و در گوشه ای می نشست، بدنش به شدت به لرزه درمیآمد، از گفت و گو و داد و ستد اجتماعی پرهیز می کرد.
اضطراب و ترس از بزرگترین دشمنانی هستند که بشر مجبور است با آن رو به رو شود. اضطراب درباره آسیب پذیری خودمان و ترس برای بقای خود ما نیز در دنیای بیرون مثلا از جنگ، قحطی، مصائب دیگر در هراسیم با توجه به عدم اطمینان درباره چیزی که برای ما ممکن است اتفاق بیفتد ما مضطرب می شویم و احساس عدم امنیت می کنیم. بعضی از مردم از چیزهایی می ترسند که هر کس دیگری نیز از آن ها هراسناک است این یک میراث همگانی است ولی برخی از مردم از چیزهای می ترسند که از نظر تصبیحه دلا یل جزیی دارند و چیزهای قابل اعتنایی نیستند این افراد اشخاصی هستند که از بیماری ترس مرضی رنج می برند حتی از فکر کردن به اعمال کاملا عادی مانند خرید کردن، مسافرت کردن، سینما رفتن، غذا خوردن در رستوران، با یک گربه یا سگ در یک اتاق بودن و حتی قدم زدن در خیابان رنج می برند و دچار درماندگی بی اندازه می شوند.
● اختلالات شخصیت
اصطلا ح شخصیت به کیفیات با ثبات شخص، که در چگونگی رفتار او در موقعیت های بسیار متنوع تجلی می کند اطلا ق می شود.
همه پزشکان باید بتوانند شخصیت بیماران را ارزیابی نموده و رفتار احتمالی آن را به هنگام بیماری پیش بینی کنند. روانپزشک از این نظر با دیگر اطبا وجه مشترک دارد، اما کار او در ارزیابی شخصیت بیماران فراتر می رود، علت این است که در بیماران روانپزشکی شخصیت نه تنها در چگونگی واکنش به بیماری، بلکه در آماده سازی زمینه برای بیماری نیز اهمیت داشته و گاهی خود با بیماری اشتباه می شود.
خصوصیات شخصیتی بعضی از مردم آن ها را در مقابل اتفاقات استرسآمیز زندگی نسبت به ابتلا ی بیماری نوروتیک مستعدتر می سازد. کسی که همیشه در مورد مسائل جزیی نگرانی داشته است بیشتر مستعد ابتلا به حالت اضطراب در موقعیت هایی است که برای افراد دیگر تاثیر چندانی نخواهد داشت.
اگر آسیب پذیری شخصیت تا این حد باشد، رفتار غیرعادی فقط در واکنش نسبت به اتفاقات استرسآمیز ظاهر می شود، در شخصیت هایی که اختلا ل بیشتری دارند، رفتار غیرعادی در غیاب اتفاقات استرسآمیز نیز ظاهر می شود، گاهی این اختلا لا ت رفتاری چنان شدید است که فقط بر اساس حالت موجود بیمار، تشخیص اینکه ریشه آنها در شخصیت بیمار نهفته است یا از بیماری روانی ناشی می شود، مشکل است.
تفکیک عمومی بین شخصیت و بیماری در کار بالینی روزمره مفید بوده، اما همیشه آسان نیست.
مهمترین خصوصیت در این تفکیک، طول مدت رفتار غیر عادی مورد بحث است. اگر شخصی قبلا رفتار عادی داشته و بعدا شروع به نشان دادن رفتار غیرعادی نموده است، گفته می شود که مبتلا به بیماری است. اگر رفتار او همیشه همان قدر غیرعادی بوده است که فعلا هست، گفته می شود که شخص اختلال شخصیت دارد. تفکیک در مواردی که تغییرات به کندی صورت بگیرد تفکیک مشکل است. بعضی از روانپزشکان آلمانی یک ملاک سوم نیز افزوده و معتقدند که بیماری از علل درونی ناشی شده و واکنش درمقابل واقعیت ها نیست. این نظریه، به نوبه خود، منجر به پیدایش این فکر شد که اختلالات برانگیخته شده به وسیله اتفاقات استرس آمیز زندگی را نباید بیماری شمرد، چنین حالاتی واکنش های شخصیتی هستند.
اگرچه این نظریه شایسته توجه است، اما مورد تایید نیست چون مطالعات تازه نشان می دهد اتفاقات استرس آمیز قبل از شروع اختلالاتی نظیر اسکیزوفرنی است که پیشینیان آنها را بیماری می شمردند.
● اختلالات عاطفی
اختلالات عاطفی به دلیل آنکه یکی از خصوصیات اساسی آنها غیرعادی بودن خلق است به این نام مشهور شده اند. امروزه این اصطلاح محدود به اختلالاتی است که به صورت افسردگی یا نشئه ظاهر می شوند، اما در گذشته عده ای از مولفین حالات اضطراب را نیز در آن جای داده بودند. احساس غمگینی در موقعیت های ناجور یکی از تجارب طبیعی انسان است. علائم افسردگی جزئی از بسیاری سندرم های روان پزشکی بوده و در برخی بیماری های جسمی نیز، نظیر تب غده ای، یکی از یافته های شایع است.
علائم اساسی این سندرم ها عبارتند از: خلق افسرده، تفکر بدبینانه، ناتوانی در کسب لذت، کاهش انرژی و کندی. از این علائم خلق افسرده معمولا، البته نه همیشه، بارزترین علامت است. علائم دیگر آن قدر تغییرپذیری دارند که چندگانه بودن این سندرم را مطرح می سازند تا یگانگی آنها را.
● پیشنهادات
در مورد یک بیمار روانی توصیه می شود که درمان از سه جز تشکیل شود: طرق رفع علائم، اقدامات کمکی به منظور رفع مسائل زندگی بیمار و سعی برای بهبود بخشیدن به روابط او با دیگران. اگر علائم خفیف بوده باشد مصاحبه های حمایتی به اندازه داروهای ضداضطراب موثر است، معهذا در بسیاری از موارد بیمار به اقدامات جدی تری برای مقابله با مسائل زندگی خود احتیاج دارد. برای این منظور باید از اضطراب او کاسته شود. این کار با اطمینان دادن و مشاوره امکان پذیر است، ولی گاهی داروی ضداضطراب برای مدتی کوتاه ضرورت پیدا می کند. رفع تمام اضطراب ممکن است لازم نباشد، چرا که این حالت خود به عنوان محرکی به منظور ایجاد تغییر در زندگی بیمار عمل می کند.
اگر امکان داشته باشد، باید بیمار را تشویق نمود که شخصا مسائل خود را حل کند، اگر مناسبتی داشته باشد باید بستگان او را تشویق کرد تا نقشی در حل مشکل به عهده گیرند. وقتی مسائل ناتوان کننده باشد کمک پزشک، پرستار یا مددکار اجتماعی ممکن است مفید واقع شوند. مثلا شفرد و همکاران متوجه شدند که مددکاری اجتماعی در دوسوم موارد نوروتیک مزمن که در پزشکی عمومی مورد توجه قرار می گیرند موثر است. حتی در چنین شرایطی نیز بیمار را باید تشویق نمود که حداکثر سعی خود را به عمل آورد. مثلا با ردیف کردن مسائل خویش، طرح راه های مبارزه با آنها و تصمیم گیری در مورد تقدم و تاخر آنها. با این روش آمادگی او برای مبارزه با مشکلاتش در آینده بیشتر خواهد شد. اگر راهی برای حل مشکل به نظر نرسد، باید به بیمار کمک نمود که آن را بپذیرد.
در عین حال باید سعی شود زندگی اجتماعی بیمار بازسازی شود. خیلی از بیماران نوروتیک از داشتن دوستانی که به آنها اطمینان کنند، محرومند و اغلب از اوقات بیکاری خود استفاده ای نمی کنند. می توان آنها را تشویق نمود که عضویت باشگاهی را قبول کرده و اگر خانه دار هستند، شغل نیمه وقتی در خارج از خانه پیدا کنند. برای اکثر بیماران، اینگونه تماس های اجتماعی عادی بهتر از تماس هایی است که برخورد با افراد بیمار دیگر در بر می گیرد. معهذا برای معدودی از بیماران نیز پیوستن به کلوب اجتماعی روان پزشکی یا ملاقات هفتگی در یک مرکز روزانه، تنها تماس اجتماعی است که می توان تامین کرد.
 
نویسنده : حاجیه فتحی
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب صحبت کردن در برابر جمع
اضطراب صحبت کردن در برابر جمعیكی از شایع ترین ترس‌های بزرگسالان، اضطراب صحبت كردن در جمع است. در حالی كه درجاتی از اضطراب، جز دربرابر جمع، طبیعی صحبت كردن در جمع، حضور و یا هرگونه اجرا در برابر جمع طبیعی و مورد انتظار تلقی می‌شود؛ عده‌ای چنان مضطرب می‌شوند كه توانایی كنش‌وری آنها مختل می‌شود.
● نشانه‌ها و اثرات
روشهای چندی وجود دارد كه اضطراب اجتماعی یا عملكرد، فعالیت‌های شخص را محدود و در زندگی روزانه‌اش دخالت می‌كند. افرادی كه دورهٔ حاد اضطراب عملكرد را طی می كنند، ممكن است احساس انزوا كنند، زیرا آنها از مهمانی‌ها یا گردهمایی‌های اجتماعی می‌پرهیزند؛ چه بسا آنها از ثبت نام در كلاس‌های معینی خودداری ورزند، زیرا آن دروس مستلزم مشاركت در كلاس و صحبت كردن است؛ یا ممكن است از مشاغل معینی بپرهیزند یا حتی فرصت‌ها ونیز ارتقای شغلی رابه خاطر تماس‌های عمومی یا صحبت كردن در جمع، از دست بدهند.
نشانه‌های اضطراب عملكرد از فردی به فرد دیگر فرق دارد. تقریبا هركس نگران است مبادا در نظردیگران سراسیمه، كودن و بی خرد جلوه كند. به هنگام مواجهه با موقعیت‌های ترسناك، خواه مهمانی و خواه شركت در بحث‌های كلاسی، اغلب مردم نشانه‌های جسمانی همراه با اضطراب را تجربه می‌كنند. این نشانه‌ها مشتمل‌اند بر: لرزش، تعریق، دستان عرق كرده، افزایش ضربان قلب، كوتاهی تنفس، تنش عضلات، سرخ شدن یا گیجی، از دست دادن رشته افكار، ناراحتی گوارشی، صدای لرزان و سرگیجه.
● منابع
خبر خوب این است كه می توان به مبتلایان به اضطراب عملكرد یاری رساند. توفیق اجتماعی، تحصیلی و شغلی به طور فزاینده‌ای توانایی برقراری ارتباط كارآمد می‌طلبد؛ افراد مضطرب از موقعیت‌های لذت‌بخش دوری می جویند.
بسته به نیازها و هدف‌های فردی، شكل كمك به مبتلایان اضطراب عملكرد تفاوت دارد. با این حال، تقریبا همه مداخلات در برخی ویژگی‌ها مشتركند: اول آن كه الگوی اجتناب به تدریج شكسته می‌شود تا فرد بتواند با موقعیت ترسناك به آرامی و نظامدار مواجه شود. این بدان معنا نیست كه شخص مبتلا به اضطراب صحبت در جمع، بی درنگ سخنرانی بلندی در جمع ارائه می‌دهد، بلكه مواجهه با موقعیت‌های ترسناك، به نحوی برنامه‌ریزی شده و تدریجی صورت می‌گیرد.
مثلا، ممكن است از شخص مبتلا به اضطراب صحبت كردن در جمع بخواهند كه پرسش كوتاهی در كلاس مطرح كند و به تدریج به سمت تكالیف چالش انگیزتری سوق داده می‌شوند، ماننداظهار نظر در بحث‌های گروهی یا داوطلب شدن برای پاسخ گفتن به پرسشی. به موازات این عمل، به فرد روشهایی آموزش داده می شود تا جنبه‌های جسمانی، روانی یا شناختی اضطراب را مهار كند. روش اخیر، استفاده از راهبردهایی مانند فن مدیریت استرس، تمرین آرمیدگی، تجسم، با خود صحبت كردن و بازسازی شناختی را دربر می‌گیرد.
● كمك خواهی
اگر شما از صحبت كردن در جمع یا دیگر اشكال عملكرد دچار اضطراب می شوید و مایلید اطلاعات بیشتری از روش های غلبه بر ترس واجتناب بیاموزید ، صحبت كردن با متخصصان مجرب در زمینه بهداشت روانی ، می تواند در درك مشكلات همراه با اضطراب و غلبه بر ترس‌هایتان به شما یاری رساند. این مراكز محرم اسرار شما هستند و با ارائه خدمات رایگان در ساعات و روزهای مشخصی آماده ارائه خدمات به دانشجویان هستند.
 
مترجم :زینب اثباتی
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب کم،نتیجه مثبت هم دارد
اضطراب کم،نتیجه مثبت هم داردهمه ما انسان ها اضطراب را تجربه کرده ایم. بعضی رویدادهای زندگی به ما این باور را می دهند که در وضعیت خطرناکی قرار داریم.
در این شرایط، اضطراب واکنش طبیعی است زیرا باعث بسیج کردن نیروی دفاعی بدن می شود و به ما هشدار می دهد گوش به زنگ باشیم و خود را از خطر حفظ کنیم.
هنگامی که این ارزیابی اولیه از خطر نزدیک به وقوع، واقع بینانه و درست باشد، دراین وضعیت ضرورت دارد به دنبال یافتن پاسخ مناسبی بود.
بنابراین اضطراب داشتن، اشکالی ندارد زیرا می تواند انرژی و نیرویی در فرد ایجاد کند تا بتواند از پس آن موقعیت دشوار برآید.
اضطراب زمانی ناخوشایند است که ارزیابی اولیه از رویدادهای زندگی درست و واقع بینانه نباشد.
استرس در زندگی روزمره، امری عادی است و گاه می تواند نتایج مثبتی داشته باشد اما هنگامی که جنبه بیمارگونه پیدا کند و افکار و اعمال انسان را دائماً تحت تأثیر قرار دهد، می تواند خطرناک باشد.
میزان اضطراب در افراد گوناگون متفاوت است. ممکن است موقعیتی که برای فردی بسیار نگران کننده است، برای دیگری اصلاً استرس زا نباشد به این ترتیب شناخت عوامل افزاینده و کاهنده اضطراب می تواند در بهبود وضعیت مؤثر باشد.
ارتباط این مسئله با بیماران بستری شده در بیمارستان نیز مورد توجه قرار گرفته است بطوری که دیده شده است استرس ناشی از جراحی، فشار روانی زیادی را برای بیمار به همراه دارد.
● علل بروز اضطراب
دکتر فریبا درخشان نیا، دکترای مددکاری اجتماعی، اضطراب را اینگونه تعریف می کند: اضطراب بیشتر به حالت هیجانی و دلواپسی به علت خطری نامعلوم و مبهم مربوط می شود که می تواند مجموعه ای از علائم بدنی، فکری و احساسی به وجود آورد.
وی در مورد علل بروز اضطراب می گوید: در اثر استرس مکانیسم های دفاعی بدن برای مبارزه فعال می شوند و میزان ترشح آدرنالین از غده فوق کلیوی افزایش پیدا می کند.
همچنین موادی که از تجزیه آدرنالین در بدن جمع می شوند، نهایتاً بخش های مختلف بدن را تحت تأثیر قرار می دهند. از طرفی تلاش برای پرهیز از اضطراب، خود موجب اضطراب بیشتر می شود.
● علائم اضطراب
آگاهی از واکنش های به وجود آمده در اثر اضطراب کمک می کند تا فرد متوجه اضطراب خود و یا اطرافیان شود. روانشناسان ثابت کرده اند فشارهای روحی می تواند به تنهایی موجب بروز تغییرات هورمونی نامطلوبی در بدن شده و منجر به تصلب شرایین و اختلال در نظم عادی بدن و انبوهی ازمشکلات روحی و جسمی شود.
دکتر درخشان نیا در مورد علائم وجود اضطراب در افراد یا بیماران بستری شده در بیمارستان می گوید. در این افراد ممکن است دچار تپش قلب، تنگی نفس، تهوع، بی خوابی، بی اشتهایی، افسردگی، دلواپسی و عصبی شوند و در حافظه و تمرکز حواسشان اختلال پیش آید.
● عوامل تشدیدکننده اضطراب
نگرانی از آسیب بدنی، درد، مرگ، کمبود اطلاعات، ترس از محیط بخش های ویژه، تغییرات رفتاری وظاهری پس ازعمل، ترس از آژیرها و دستگاه های ناشناخته در بخش های ویژه، کاهش محیط خصوصی و اختلال در الگوی خواب و تغذیه مهمترین عوامل استرس زایی هستند که بیماران بستری شده را خصوصاً قبل از جراحی تحت تأثیر قرار می دهند، بطوری که دیده شده است، با افزایش دفعات بستری شدن در بیمارستان، میزان اضطراب آنها نیز کاهش یافته است.
علت آن احتمالاً با علل آشنایی قبلی بیماران با محیط، نحوه برخورد مثبت پرستاران در دفعات قبل، تجارب مثبت قبلی و افزایش آگاهی بیماران مرتبط است.
بنابراین آگاه سازی و ارائه اطلاعات صحیح می تواند در کاهش اضطراب نقش مؤثری داشته باشد.
● آگاه سازی
نسرین کاوه ییان، کارشناس مددکاری اجتماعی می گوید: «براساس تحقیقاتی که به منظور بررسی تأثیر برنامه آشنا سازی بر میزان کاهش اضطراب بیماران و اطرافیان آنها در طول اعمال جراحی قلب، انجام شده است، دیده شده که ارائه اطلاعات و آموزش روش های از عهده برآیی در برابر فشار روحی، درد و تزریقات سبب می شود سازگاری بیماران با فرآیند بستری و مداخلات پزشکی بهتر شود.
در این میان از تجهیزاتی مانند فیلم های ویدئویی، ورزش های تن آرامی و تصویرهای ذهنی نیز کمک گرفته می شود.
درگیر کردن خانواده در امر مراقبت، صحبت، همدردی و آموزش روش های سازگاری به همراه ارائه اطلاعات براساس نیاز در زمینه بیهوشی و ارتباط نزدیک با مراقبان بهداشتی سبب می شود خانواده نیز احساس بهتری نسبت به حمایت خود از بیمارشان در محیط بیمارستان داشته باشند.
براساس این پژوهش طراحی و اجرای برنامه آموزش می تواند اضطراب بیماران را کاهش داده و نهایتاً کیفیت زندگی آنها را افزایش دهد.»
● نقش مددکاران اجتماعی
با توجه به شیوع بالای بیماری های قلبی و عمل های جراحی قلب، توجه به زندگی این بیماران حائز اهمیت است.
در این میان نقش مددکاران اجتماعی در بهبود کیفیت زندگی بیماران می تواند بسیار مؤثر باشد.
دکتر درخشان نیا می افزاید: مددکاران اجتماعی به عنوان یکی از اعضای تیم درمانی می توانند نقش بسزایی در کاهش اضطراب بیماران داشته باشند.
فرایند بستری شدن در بیمارستان و اجرای مداخلات تشخیصی و درمانی منجر به بروز استرس و اضطراب در افراد می شود.
بررسی ها نشان داده است کنترل این استرس در ارتقای نتایج اعمال جراحی، کاهش طول مدت درمان و کاهش هزینه ها و مشکلات ناشی از آن نقش اساسی دارد.
به گفته دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، مددکاران اجتماعی می توانند به طرق مختلف به بیماران و همراهانشان کمک کنند.
از آنجا که پزشک، وقت زیادی برای صحبت با خانواده بیمار یا خود بیمار را ندارد، مددکاران می توانند حداقل اطلاعات راجع به علت بیماری را از پزشک دریافت کرده و به بیمار منتقل کنند.
ارتباط مستقیم مددکار با بیمار و صحبت در مورد بیماری وی بازبان ساده می تواند باعث کاهش فشار روحی و کاهش درگیری خانواده با پزشک شود.
دکتر اقلیما معتقد است: آشنایی بیشتر بیمار با نحوه عمل جراحی واحد های مختلف بخش، مزایا، عوارض و عواقب آن باعث می شود بیمار آمادگی روحی و روانی بیشتری برای جراحی پیدا کند، عمل جراحی را بهتر تحمل کرده و میزان مرگ و میر کاهش پیدا کند.
از طرفی کاهش ترس و بهبود هرچه سریع تر باعث کاهش هزینه ها، ترخیص زودهنگام از بیمارستان و انتقال کمتر میکرب های بیمارستانی می شود.
● نقش مددکار پس از جراحی
مددکار در تمام دنیا به عنوان وکیل مدافع بیمار نیز شمرده می شود، به این معنی که به دلیل اطلاع او از روند درمان، در صورت خسارت به بیمار، مددکار بهتر می تواند از بیمار دفاع کند.
دکتر اقلیما در مورد دیگر نقش های مددکاران می گوید: وجود مددکاران در مطب پزشکان می تواند مفید باشد تا بیماران ابتدا با او صحبت کرده و در صورت نیاز به پزشک مراجعه کنند زیرا برخی افراد بیمار نیستند وفقط احتیاج به کسی دارند که با آنها صحبت کرده و آنها را آرام کند.
حمایت از بیماران پس از ترخیص از دیگر وظایف مددکاران است به این ترتیب که مددکار با کار فرما در مورد حقوق و اشتغال او صحبت کرده و جایگاه او را در محل کار حفظ می کند.
همچنین با بررسی علت مراجعه بیماران یک محله به بیمارستان توسط مددکاران، می توان در صورت بروز مشکل خاص، نسبت به آن هشدار داد.
به عنوان مثال بررسی های هفته اخیر مراجعه کنندگان نشان داده است که میزان بروز بیماری قلبی در محله ای سه برابر افزایش یافته است.
 
[جوانه خانی
روزنامه ایران
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:01 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب می تواند سازنده هم باشد
اضطراب می تواند سازنده هم باشداضطراب نوعی آشفتگی، نگرانی و فشار روانی است که موجب تضعیف روحیه، کاهش مطالعه، کاهش یادگیری و در نتیجه نا موفق بودن و نتیجه مطلوب نگرفتن در بین دانش آموزان می شود.
اضطراب علاوه بر اختلال در آرامش ذهنی باعث کاهش نیروهای انسان می شود چون فرد در حالت اضطراب نمی تواند به خوبی از نیروها و استعدادهایش استفاده کند و انرژی بسیاری را تلف می کند.
● عوامل ایجاد اضطراب
۱) ترس از ناموفق بودن
۲) نداشتن مطالعه کافی
۳) نداشتن علاقه به مطالعه
۴) وسواس بیش از حد
۵) استفاده نکردن صحیح از فرصت ها و از دست دادن زمان
۶) نداشتن بهره وری صحیح از امکانات و آشنا نبودن فرد با نقاط ضعف و توانایی های شخصی
۷) تلاش ناکافی در جبران و برطرف کردن نقاط ضعف
۸) خستگی ذهنی و جسمی
بنابراین سعی کنید با شناخت دقیق خود و شناسایی عوامل اضطراب و با استفاده از تکنیک های کاهش اضطراب وضعیت روحی خود را بهبود ببخشید و تصمیم بگیرید که هرگز اجازه ندهید اضطراب و نگرانی ها انرژیتان را تلف و شما را مأیوس کند.
● اضطراب سازنده (مثبت)
این نوع اضطراب در اکثر افراد وجود دارد و موجب کوشش و پشتکار برای کسب موفقیت می شود. این اضطراب نوعی از اضطراب ملایم است که به فرد تأکید می کند از فرصت ها و توانایی های شخصی خوب استفاده کن، با انگیزه باش و بر پشتکارت بیفزا.
اضطراب سازنده چراغ هشداردهنده ای است که شما را به فعالیت فرا می خواند و از نگرانی ها و آشفتگی ها دور می سازد.
● اضطراب مخرب (منفی)
اگر به هشدارهای اضطراب سازنده (مثبت) توجهی نشود پس از مدتی این نگرانی و آشفتگی ها افزایش یافته و به صورت یک عامل مخرب و آزاردهنده خود را نشان می دهد.
● تکنیک های کاهش اضطراب
▪ برگشت به حالت آرامش ذهنی که با نفس عمیق، تصورات مثبت و تلقین روزانه به دست می آید.
▪ فعالیت و پشتکار همراه با جدیت
▪ تصویر سازی مثبت
▪ شناخت توانمندی ها و اعتماد به خود
▪ تلقین مثبت به این صورت که من از آرامش فکری خوبی برخوردارم. من توانایی آن را دارم که در هر حال به حالت آرامش ذهنی بازگردم و با وجود آرامش می توانم به خواسته ها و اهدافم دست یابم.
▪ ایمان و توکل به خداوند
● مهار پرخاشگری بچه ها
والدین گاهی به علت پرخاشگری فرزند خود عصبانی می شوند، نه فقط به این خاطر که مثلاً در مکان های عمومی با بدخلقی کودک خود مواجه می شوند، بلکه به این علت که احساس می کنند روی رفتار کودک خود و شرایط موجود کنترل ندارند. خوشبختانه کج خلقی های کودکان با رسیدن به سن مدرسه کاهش می یابد. زیرا می توانند راه حل های بهتری در مواجهه با شکست و ناکامی پیدا کنند.
روش مؤثر برای از بین بردن پرخاشگری، آن است که از ابتدا آن را مهار کنید. وقتی که در مقابل پرخاشگری کودک خود با خشم و عصبانیت عکس العمل نشان دهید، به طور غیرمستقیم به او می آموزید که عصبانیت وسیله کارسازی برای دست یافتن به اهداف است. در عوض می توانید بگویید: «وقتی از گریه کردن دست برداشتی درباره آن با هم صحبت می کنیم و راه حلی می یابیم.»
با این کار به او می فهمانید که تا آرام نشود نمی تواند توجه شما را جلب کند. در صورتی که کودک شما در یک مکان عمومی شروع به بدخلقی و پرخاشگری کرد بدون توجه به نگاه های مردم او را به گوشه ای خلوت ببرید و منتظر شوید تا آرام شود.
به او بگویید: «اینجا پیش تو می مانم تا وقتی که آرام شوی و با هم صحبت کنیم.»
اگر بعد از سه یا چهار دقیقه باز هم به فریاد و گریه خود ادامه داد، او را بردارید و از آن مکان خارج شوید.
● علل عمده پرخاشگری
پرخاشگری ها همیشه قابل پیش بینی نیستند. کودکان به علل مختلفی این کار را انجام می دهند. شروع پرخاشگری علل زیادی دارد از جمله:
۱) هنگامی که کودک شما چیزی می خواهد ولی نمی تواند آن را به دست آورد.
۲) وقتی یادگیری انجام کاری برایش دشوار باشد.
۳) وقتی که خسته شده باشد.
پس با اجتناب از عواملی که ممکن است به بهانه گیری منجر شود، می توانید از وقوع تنش جلوگیری کنید. اگر می بینید کودک خردسالتان می خواهد با پازلی که خواهر بزرگترش در حال جور کردن آن است بازی کند، یا به او در این بازی کمک کنید و یا اینکه توجهش را به بازی دیگری که بیشتر مناسب سنش باشد، جلب کنید.
از کودک خود انتظاری بیش از آنچه از عهده اش برمی آید نداشته باشید، آنان قدرت تحمل زیادی ندارند و نمی توانند خود را برای مدت طولانی سرگرم کنند. بنابراین کودک خردسال خود را در ساعات شلوغ روز به جاهایی که معطل می شوید، نبرید و اگر مجبور هستید برای سرگرمی او اسباب بازی و خوراکی همراه ببرید.

[سیما میناوند چال]
 
روزنامه ایران
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:01 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب مدرسه و نحوه مواجهه والدین با این معضل
اضطراب مدرسه و نحوه مواجهه والدین با این معضلبا شروع ماه مهر و بازگشایی مدارس، عده ای از والدین با کودکان خود دچار مشکل می شوند که یکی از این مشکلا ت بهانه گیری کودکان در مورد رفتن به مدرسه است. بسیاری از آنها از همان روزهای اول با رفتن به مدرسه مشکل دارند و عده ای دیگر پس از گذشت چند روز از بازگشایی مدارس دچار این مشکل می شوند، که باید دلا یل آنها را پیدا و سعی در رفع آن داشته باشیم.
یکی از این دلایل اضطراب کودکان هنگام رفتن به مدرسه است. دلایل متعددی وجود دارد که چرا کودکان ۶-۵ ساله از رفتن به مدرسه می گریزند، مهمترین و معمول ترین نارضایتی آنها عبارتند از: «من می خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضی کودکان در این سن به زمان بیشتری برای سازگارکردن خود با قوانین و محیط های جدید نیاز دارند.
بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، بیماری و یا مرگ یکی از اقوام می تواند باعث اضطراب و دلشوره کودک شود، حتی بچه ای که قبلا این طور نبوده ، ممکن است دچار این اضطراب ها شود. برای رفع این مشکل با فرزندتان درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کرده و روی نکات مثبت و جالب توجه تاکید بیشتری کنید. ساعات روز او را طوری برنامه ریزی کنید تا احساس رضایت بیشتری کند. استفاده از وسایل کوچک و جالبی که به طور چشمگیری باعث کاهش اضطراب و تقویت اعتماد به نفس او می شود بسیار موثر است.
عامل دیگری که سبب فرار کودکان از مدرسه می شود همان ترس از مدرسه است.
بعضی کودکان ۶ ساله به طور عجیبی از مدرسه می ترسند و مدام بهانه گیری می کنند و به مادرشان می گویند: «من به مدرسه نمی روم و در خانه می مانم». ترس این کودکان ممکن است دلایل متعددی داشته باشد از جمله ترس از سوار شدن سرویس، دعوا کردن با دوستش، توبیخ شدن توسط معلم، قادر نبودن به بستن بندهای کتانی (کفش) یا مسخره کردن او به خاطر عینکش.
برای کمک به کودک تان باید با معلم او صحبت کنید و شیوه جدیدی را برای حل مشکل کودکتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر او را مسخره می کنند، به معلمش بگویید تا با بچه های دیگر صحبت کند. اگر از سرویس مدرسه می ترسد با راننده سرویس تماس بگیرید و از او بخواهید که فرزندتان را با اسم صدا کرده و به او خوشامد گوید و اجازه دهد که او در ردیف جلو بنشیند.
عامل دیگری که کودکان را رنج می دهد و مانع از رفتن آنها به مدرسه می شود این است که کودک شما فکر می کند که مانند دیگران باهوش نیست.
هنگامی که کودکان برای سلامت جسمانی و عقلانی به مراکز سنجش سلامت مراجعه می کنند، اضطراب آنها به طور فزاینده ای زیاد می شود. در این مراکز کودکان ۵-۶ ساله ای هستند که احساس بدی درباره موفقیت شان در مقایسه با دیگر همکلاسی هایشان دارند.
راه حل این مساله این است که اگر فکر می کنید که فرزندتان به کمک بیشتری نیاز دارد، به معلمش بگویید به او توجه و کمک بیشتری کند یا یک معلم خصوصی برایش بگیرید. به جای این که سعی کنید خودتان معلم کودک تان شوید همانند یک راهنمای خوب عمل کرده و به آن کاری که فرزندتان خوب انجام می دهد، تکیه کنید. او را مطمئن سازید که در صورت اشتباه انجام دادن کاری هیچ مساله ای پیش نمیآید و تنها انتظاری که از او دارید این است که سعی کند بهترین باشد. در انتها سعی کنید که کودک را به مدرسه و محیط آن علاقه مند کنید.
این راهها را برای تشویق کودک به منظور به مدرسه رفتن بیازمایید. با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه خاصی در مدرسه وجود دارد در تقویم علامت بگذارید، مثلا به کودک بگویید: «این هفته قرار است تمام بچه های کلاس تان را برای بازدید ببرند. فکر می کنی چه چیزهای تازه ای ببینی؟ یادت باشد همه چیز را برای من تعریف کنی».
اگر دلیل خاصی برای دوست نداشتن یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و تیزبین تر باشید تا رفتن به مدرسه برای کودک تان تبدیل به یک رویداد هیجان انگیز و لذت بخش شود.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب و اثرات مخرب آن بر تن و روان
اضطراب و اثرات مخرب آن بر تن و رواناضطراب، عبارت است از ترس از یک عامل ناشناخته و نامعلوم که موجب پریشانی فکر و گاه، بروز علائم احساس خطر، از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی نیز می شود.
ذهن و روان ما انسان ها همواره گوش به زنگ علائم خطر است که پیرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهای ناخوشایند یا آسیب زننده، به ما آگاهی می دهند. فکر تمام انسان های طبیعی، مجهز به یک مکانیسم (ساز و کار) «دور اندیشی» و «پرهیز» است که تا جای ممکن، ما را از گزند عوامل گوناگون، در امان می دارد.
در روند یک حادثه ی ناخوشایند، نخستین رویداد، عبارت است از «احساس خطر» که موجب تپش قلب، افزایش فشار خون، انقباض عروق پوستی (به صورت رنگ پریدگی صورت)، تندتر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها می شود که در مجموع، بدن را برای مرحله ی دوم یعنی «گریز» یا «ستیز»، آماده می سازد.
بنا بر این در می یابیم که مکانیسم های احساس خطر که نوعی «هراس» را در آدمی برمی انگیزند، برای بقا و دوام هستی وی ضروری اند. در حقیقت، این مکانیسم ها در تمام جانوران وجود دارند؛ ولی: چرا اضطراب و نگرانی، مختص نوع بشر است؟
اضطراب، عبارت است از ترس از یک عامل ناشناخته و نامعلوم که موجب پریشانی فکر و گاه، بروز علائم احساس خطر، از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی نیز می شود. بنا بر این در فرایند اضطراب، برخلاف «ترس طبیعی و واقعی» یک عامل حقیقی ترس آور یا خطرناک یا آسیب زننده وجود ندارد؛ بلکه فقط به طور خودکار، ذهن آدمی، دچار احساس خطر می شود. نگرانی را می توان یک حالت فرض به شمار آورد که پیش درآمد اضطراب است.
در این جا داستانی فیلسوفانه از ادبیات غرب را ذکر می کنیم که به گونه ای زیبا، اضطراب و نگرانی بی مورد آدمی را توصیف می کند:
رهگذری به شخصی که در زیر درخت سالخورده ای آرمیده بود گفت: «نمی ترسی؟». شخص پاسخ داد: «از چه؟». رهگذر گفت: «شاید درخت بر روی تو فرو افتد!». و شخص پاسخ داد: «شاید هرگز درخت، فرو نیفتد!».
در این تمثیل، تفاوت دو اندیشه ی متضاد را که یکی در جهت نگرانی و اضطراب و دیگری در راستای آرامش و وارهیدگی است، به خوبی مشاهده می کنید.
در حقیقت، هر گاه ذهن ما بر اثر تنش های روانی (استرس ها) و حوادث ناخوشایند و ناگواری هایی که در زندگی، به دفعات برایمان رخ می دهد، از روال عادی خارج شود و حساسیت بیش از حد به رخدادهای آتی و احتمالی پیدا نماید، دچار اضطراب می شویم و کم کم به حالتی می رسیم که فکرمان فقط بر اتفاقات ناگوار یا بیماری های لاعلاج و کشنده گواهی می دهد و آرامش و امنیت در این میان، گم و فراموش می شود. هر چه بیشتر نگران شویم، بیشتر احساس های خطر و هراس به سراغمان می آید و در نتیجه، در جهت افکار مضطربانه می اندیشیم.
● اضطراب طبیعی
باید بدانیم که درصدی از واکنش های بدنی در برابر اضطراب، واکنش ستیز و گریز بدنی است که نشانه ی سلامت جسمی شماست؛ چون پیامی که به مغز رسیده، این است که: «من در معرض تهدید قرار گرفته ام».
بنا بر این نباید فکر کنید که بدن، دچار واکنش منفی شده است؛ بلکه بدن در صدد حفظ بقای شماست و بهتر است این نیروی اضافی و بدون استفاده را به سوی کاری هدایت کنید. بنا بر این، درصدی از اضطراب، طبیعی است و در همه ی انسان ها به عنوان واکنش طبیعی وجود دارد و باید آن را به نحوی مثبت بپذیرید.
● آثار مخرب اضطراب، بر تن و روان
الف) اثرات مخرب بر تفکر:
۱) اضطراب و نگرانی، موجب تمرکز و توقف فکر شما بر مشکلات، ناراحتی ها، بیماری ها و اتفاقات ناگوار می شود.
۲) ذهن شما را بر خویشتن متمرکز می کند.
۳) موجب می شود که فکر شما در مورد برخی چیزها بیش از حد، مشغول شود و به سایر امور، کلا بی توجه شوید.
۴) شما را بدبین می کند و همواره، رویدادها را «ناگوار» پیش بینی می کنید.
ب) اثرات مخرب بر رفتار:
۱) عملکرد شغلی و اجتماعی شما را مختل می سازد.
۲) بیش از حد، به دیگران وابسته می شوید و به آنها اعتماد و تکیه می کنید و اعتماد به نفس خود را از دست می دهید.
ج) اثرات مخرب بر احساسات:
۱) احساس گیجی، منگی و سردرگمی می کنید.
۲) احساس می کنید که توان کنترل خود را ندارید.
۳) احساس تسلیم و ناتوانی می کنید.
د) اثرات مخرب بر جسم:
۱) امکان خوابیدن راحت و آرام را از دست می دهید.
۲) احساس خستگی و کوبیدگی و ضعف جسمانی دارید.
۳) سردرد، درد قفسه ی سینه، درد پا یا دست، درد شکم و سوء هاضمه، به سراغتان می آید.
۴) تنیده و برانگیخته هستید.
● یک راه بی نظیر برای پیروزی بر اضطراب
ویلیام جیمز، استاد فلسفه ی دانشگاه هاروارد می گوید: «ایمان مذهبی بی هیچ تردیدی، عالی ترین وسیله ی دفع غم و ناراحتی هاست. دین خالص، هیجان و اضطراب و ترس و نگرانی را از انسان، دور می کند و امید و شهامت و قوت قلب به او می بخشد. دین، هدفی را در راه زندگی برای ما مشخص می کند تا در گرداب های هولناک زندگی، نقطه ی امن و راحتی را برای خود مهیا کنیم.
جدیدترین علم امروزی (یعنی روان پزشکی)، تازه همان چیزهایی را تعلیم می دهد که پیامبران به مردم خود می آموختند؛ چون روان پزشکان متوجه شده اند که ایمان مذهبی، اضطراب و نگرانی و دلهره ها را که بخش عمده ی بیماری های دائمی ما را تشکیل می دهند، از بین می برد.
عده ای از مردم در زندگی خود به مرحله ای می رسند که تمام منابع قدرتشان به پایان می رسد و دیگر هیچ نقطه ی امیدی در زندگی ندارند، حال آن که در وجودشان منابع قدرت عظیمی پنهان است که هرگز مورد استفاده قرار نگرفته اند. به راستی چه طور ممکن است که ایمان به خدا و مذهب، این قدر، آرامش و استقامت به انسان عطا نماید؟
کسی که متکی به حقایق بزرگ معنوی باشد، از تغییرات و تحولات مختصر و نشیب و فرازهای دائمی و جاری حیات، دستخوش اضطراب ونگرانی و تشویش نخواهد شد. و به قول معروف، در مقابل بد روزگار، تن به قضای الهی می دهد و با آغوش باز از مشکلات، استقبال می کند».
پس چرا در زمان اضطراب و نگرانی، به سوی خدا نرویم؟ چرا به گفته ی فیلسوف آلمانی «کانت» عمل نکنیم که می گوید: «به خدا ایمان بیاورید؛ چون به این ایمان، سخت نیازمندید».
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: خداوند سبحان ذکر (یاد) خود را صیقل دهنده و مایه ی روشنایی دل ها قرار داده است.(۱) و امام صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: «پدرم، امام باقر (علیه السلام)، هر وقت که مسأله ای او را محزون می کرد، زنان و کودکان را جمع می نمود و سپس دعا می کرد.»
قرآن کریم و روایات معصومان (علیهم السلام)، درمان تمام نگرانی ها و اضطراب ها را یاد و ذکر خدا (دعا و نیایش) معرفی می کنند و آرامش را در توجه به خدا عنوان می فرمایند.
 
پی نوشتها: ۱- نهج البلاغه منابع: ۱- درمان اضطراب، همراه با آبشار آرامش، گیلیان باتلر تونی هوپ، ترجمه: کوشیار کریمی طارمی. ۲- غلبه بر اضطراب، بیژن علیپور و علی شمیسا. ۳- آیین زندگی، دیل کارنگی. ۴- دین و روان، ویلیام جیمز، ترجمه: مهدی قائمی، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲، دوم. نویسنده:فاطمه عسگری
خبرگزاری فارس
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:03 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب و تشویش دو روی یک سکه
اضطراب و تشویش دو روی یک سکهتشویش و اضطراب دو روی یک سکه هستند. در طی سال‌های گذشته متخصصان و روانشناسان در مورد این دو اختلالات روانی مطالعات بسیاری انجام دادند
و به این نتیجه رسیدند که افسردگی و تشویش هر دو یک نوع اختلال روانی هستند و باید آنها را در یک طبقه جای داد. شما افسرده هستید یا دل‌نگران؟ در دنیای سلامت روح، تشویش و اضطراب به عنوان دو اختلال روحی تلقی می‌شود در حالی که بیشتر مردم از هر دو آنها تؤاماً رنج می‌برند. در حقیقت بیشتر اختلالات روحی تلفیقی از تشویش و اضطراب هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که ۶۰ تا ۷۰ درصد کسانی که اضطراب دارند، دچار تشویش نیز هستند و خیلی از کسانی که دچار تشویش هستند علائمی از اضطراب نیز در آنها بروز می‌کند.
وجود همزمان تشویش و اضطراب بر کار و روابط اشخاص تاثیر گذاشته و حتی احتمال خودکشی را در فرد افزایش می‌دهد. نتیجه جدید روانشناسان نشان می‌دهد که این دو را باید دو روی یک اختلال روانی در انسان به شمار آورد.
دکتر دیوید بارلو مدیر مرکز اختلالات روانی در دانشگاه بوستون در این خصوص می‌گوید: از نظر ژنتیکی ریشه هر دو اختلال یکی است. از نظر علم اعصاب نیز هر دو ریشه یکسان دارند.
علم روانشناسی و بیولوژی نیز نشان می‌دهد که این دو آسیب روحی یکسان هستند. تنها به نظر می‌رسد که برخی از افراد آسیب‌پذیر نسبت به محرک‌ها دچار تشویش می‌شوند و برخی اضطراب می‌گیرند.
وی در ادامه می‌گوید: اضطراب انتهای راه است. تشویش یعنی اینکه شخص نگران اتفاقات خطرناکی است که ممکن است در آینده اتفاق بیافتد. اضطراب یعنی شخص خود را در انتهای راه می‌بیند و به بن‌بست می‌رسد.
مکانیسم دلهره و اضطراب در بدن انسان نیز شباهت‌های بسیاری دارد. به همین دلیل متخصصان علم روانشناسی به سختی می‌توانند این دو راه را از هم تفکیک کنند.
در اکثر موارد روش‌های درمان برای افسردگی می‌تواند تشویش و دلهره را نیز درمان کند.
روش درمان شناختی رفتاری یا CBT برای هر دو مورد می‌تواند به کار برده شود. بیشتر داروهایی که برای رفع اضطراب و استرس در افراد استفاده می‌شود می‌تواند تشویش و دلهره را نیز برطرف کند. اینکه از کدام دارو و یا درمان استفاده شود بستگی به علائم بیمار دارد. پزشکان معتقدند که جدا دانستن دلهره و اضطراب یک طبقه‌بندی غلط است و صنعت داروسازی را در برابر آن به بن‌بست می‌رساند.
در بروز علائم دلهره و اضطراب سن نقش بسیار مهمی دارد. شخصی که در سنین بعد از ۴۰ سالگی دچار نخستین نشانه‌های دلهره و تشویش می‌شود، اضطراب نیز دارد. کسانی که برای نخستین بار در سن ۵۰ سالگی دچار حمله‌های روحی و وحشت می‌شوند حتما سابقه اضطراب و استرس را داشته‌اند یا آن را نیز تجربه کرده‌اند.
به طور معمول انسان قبل از اضطراب، تشویش و دلهره را تجربه می‌کند. در حال حاضر متوسط سن تجربه دلهره اواخر کودکی و اوایل دوران بلوغ است.
مایکل یاپکو دکتر روانشناس در این خصوص می‌گوید: اگر در همان سنین با دلهره و تشویش مبارزه شود می‌توان از بروز علائم اضطراب در شخص جلوگیری کرد.
ریشه‌های بروز دلهره و اضطراب اغلب کمبود مهارت‌های اجتماعی است. دکتر جرلین رایس رئیس انجمن اختلالات روانی آمریکا رابطه میان ترس اجتماعی و اضطراب را دراماتیک توصیف می‌کند و می‌گوید که این ترس باعث می‌شود که شخص در جامعه منزوی شود و نتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. بعضی اوقات تشویش و دلهره گرایشی است مثلا از والدین به کودکان منتقل می‌شود. بیشتر والدینی که نمی‌دانند چگونه با کودکانشان رفتار کنند کودکانی مضطرب بزرگ می‌کنند.
این والدین اغلب می‌خواهند کودکان و فرزندان خود را کامل تربیت کنند و به همین دلیل فشار شدیدی روی آنها می‌آورند و آنها را عصبی و مضطرب می‌کنند.
به ندرت می‌توان تشخیص داد که کدام اختلال اول به وجود آمده است. در اکثر مواقع اضطراب در بستر دلهره و تشویش به وجود می‌آید. اگر شما تشویش را درمان کنید، اضطراب و استرس شما را ترک می‌کند.
به همین دلیل نیز روش‌های درمانی اغلب هر دو را هدف می‌گیرند. روش درمانی شناختی رفتاری به خصوص برای درمان هر دو موثر هستند.
هم دارو و هم روش‌های درمانی شناختی رفتاری می‌تواند در کاهش دلهره و اضطراب موثر باشند. البته روش درمانی شناختی رفتاری معمولا موثرتر است و بیمار احساس رضایت بیشتری از آن دارد.
درمان با این روش به طور متوسط ۱۲ تا ۱۵ هفته به طول می‌کشد و از هفته ۶ به بعد بیمار می‌تواند تاثیرات مثبت روش را ببیند. به اعتقاد پزشکان روش درمانی شناختی رفتاری یک روش درمانی نیست، یک مشق، تمرین و یک تغییر شیوه زندگی است.
وقتی که بیمار متوجه می‌شود چه عوامل، احساسات، افکار، افراد و یا اتفاقاتی او را مضطرب و مشوش می‌کند می‌تواند آنها را از خود دور کند. روش درمانی شناختی درمانی همان چیزی است که بیمار به آن نیاز دارد.
 
همشهری آنلاین
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:08 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب و رابطه آن با خودکشی
تحقیقات كارشناس سوئدی نشان داد كه زنان و مردانی كه عصبی هستند بیش از دیگران دست به خودكشی می زنند و حتی آمار خودكشی این بیماران در بیمارستان ها نیز بسیار چشمگیر است. حتی پزشكان معتقدند حالت عصبی و داشتن استرس و اضطراب باعث مرگ زودرس و یا ابتلا به بیماری های لاعلاج می شوند.در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۲ میزان افراد عصبی و ناآرام ۱۰ درصد افزایش پیدا كرده است.
اما جالب است بدانید مشكلات و استرس های ناشی از زندگی سلامتی مردان را بیشتر در معرض خطر قرار می دهد. عوامل مثل عصبانیت، استرس و اضطراب باعث مشكلات روانی و درنهایت ارتكاب به خودكشی در میان افراد می شود. در سوئد ما شاهد مردانی هستیم كه برای بار نهم در اثر فشار روانی ارتكاب به خودكشی كرده اند و در حال حاضر در بیمارستان بستری هستند. مطالعات نشان می دهد دلیل مهم ارتكاب به خودكشی در زنان اغلب اطلاع از بیماری خود و یا دانستن زمان مرگ خود می باشد.
اما در مردان فشار عصبی عامل اصلی می باشد.
 
روزنامه ایران
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:09 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب و راه‌های غلبه بر آن
اضطراب و راه‌های غلبه بر آناضطراب را می‌توان ترس مبهم، ترس ناشی از ناامنی و نگرانی از رفتار خود تعریف کرد.
البته مفهوم و معانی گسترده‌تری نیز دارد از جمله:
▪ ترسی که دراثر به خطر افتادن یکی از روش‌های اصولی انسان در زندگی حاصل می‌شود.
▪ واکنش در خطری که وجود ندارد و عقلا موهوم است.
▪ حالت فشار، تشویش و نگرانی‌ای که علت آن نامعلوم است.
▪ یک حالت عاطفی که در آن عوامل مبهمی از ترس ناشی از پیش‌بینی حوادث نامطبوع وجود دارد.
▪ احساس ناگوار و هیجانی در برابر خطری احتمالی و نزدیک در راه وصول به هدف.
▪ یک ناراحتی دردناک ذهنی ناشی از پیش‌بینی‌ای در مورد یک تهدید یا یک واقعه ناخوش در آینده.
▪ دلهره‌ای مداوم و مزمن از چیزی که شناخته شده و قابل تغییر نیست و برای فرد پدیدآمده و یا در حال پدیدآمدن است.
سازمان بهداشت جهانی هم در تعریف اضطراب می‌گوید: مجموعه‌ای از تظاهرات عضوی و روانی که نتوان آن را به خط‌ مشخصی نسبت داد. حالتی است ناراحت‌کننده که در آن آدمی منتظر وقوع حادثه‌ای است ولی حادثه ظهور نمی‌کند و این انتظار او را تا دم مرگ می‌کشاند.
● انواع اضطراب کدامند؟
۱) اضطراب ناشی از مخاطرات واقعی و تهدیدکننده.
۲) اضطراب ناشی از تعارض‌های درونی امیال و غرائز که اغلب به صورت عصبی است.
۳) اضطراب اخلاقی ناشی از احساس شرم و گناه ناشی از وجدان.
● چگونه مراقب باشیم که ترس و اضطراب بر ما چیره نشوند.
▪ مراقب افکارمان باشیم، چون افکار، ترس را می‌سازد.
▪ مراقب اعمالمان باشیم تا زمینه بروز اضطراب را فراهم نکنیم.

مریم حیدری
 
همشهری آنلاین
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:09 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب و علل و راههای مقابله
اضطراب و علل و راههای مقابلههمه ما انسانها اضطراب را تجربه کرده ایم . بعضی رویدادهای زندگی به ما این باور را می دهند که در وضعیت خطرناکی هستیم . در این شرایط اضطراب واکنشی طبیعی است . چون کار اضطراب ، بسیج کردن نیروی دفاعی بدن است و به ما هشدار میدهد که گوش بزنگ باشیم وخود را از خطر حفظ کنیم . هنگامی که این ارزیابی اولیه ما از خطر نزدیک به وقوع آن ، واقع بینانه و درست باشد ، در این وضعیت ضرورت دارد که ما به دنبال یافتن پاسخ مقابله ای مناسب باشیم . بنابراین درمی یابیم که داشتن اضطراب اشکالی ندارد بلکه در طول فرایند مقابله به ما انرژی و نیرو هم می دهد تا بتوانیم از پس آن موقعیت دشوار برآئیم . اضطراب زمانی ناخوشایند است که ارزیابی اولیه از رویدادهای زندگی درست و واقع بینانه نباشد . وقتی بدون دلیل موجه ناراحت و تنیده هستید داشتن اضطراب نگران کننده است . در این حالت دچار رنج می شوید .
● اضطراب چیست ؟
اغلب اصطلاح ترس و اضطراب به صورت مترادف به کار می روند . تفاوت این دو آن است که ترس اغلب به ارزیابی اولیه از خطر واقعی بر می گردد . در حالی که اضطراب بیشتر به حالت هیجانی و دلواپسی به علت خطری نامعلوم و مبهم مربوط می شود. ترس مرضی ، ترسهای اغراق آمیز و غالبا فلج کننده از رویدادها یا اشیاء خاص هستند ( مثل ترس از سوسک ، پر ، بلندی ) وحشت زدگی ، ترس شدید و ناگهانی همراه با تلاشهای عجولانه و دیوانه وار برای یافتن ایمنی است ، برخی از علائم وحشت زدگی شامل : نفس زدن ، تپش قلب ، تعرق ،لرزش ، تنگی نفس ، درد قفسه سینه ، تهوع ، سرگیجه و احساس خفگی است .
● علائم اضطراب چیست ؟
وجود مجموعه ای از علائم بدنی ، فکری و احساسی نشانه وجود اضطراب است .
ـ علائم بدنی : تپش قلب ، تنگی نفس ، از دست دادن اشتها ، تهوع ، بی خوابی ، تکرار ادرار ، چهره برافروخته ، تعرق ، اختلال گفتار و بی قراری .
ـ علائم فکری : سردرگمی ، اختلال در حافظه و تمرکز ، حواس پرتی ، ترس از دست دادن کنترل ، کمروئی ، گوش به زنگی و افکار تکرار شونده .
ـ علائم احساسی : عصبی ، بی طالقت ، نگران شدن ، هشیار ، وحشت زده ، افسرده، دلواپسی ، در هم تنیده ، حالت ترسناک یا هیجان زده به خود گرفتن .
آگاهی از این واکنشها مهم است . برای اینکه به شما کمک می کند تا متوجه اضطراب خود یا فرزندتان شوید . وقتی متوجه این علائم شدید از خود بپرسید آیا این علائم یک واکنش طبیعی به تهدید واقعی است یا ناشی از تنش بی جاست .
آیا من دچار اضطراب طبیعی هستم یا خیر ؟ !
● ئعلل بروز این مشکل چیست ؟
بر اساس مطالعات و تحقیقات انجام شده علت اضطراب در کودکان و بزرگسالان متفاوت است . مهمترین علل اضطراب در کودکان عبارتند از :
وجود زمینه ارثی ، وجود مادر مضطرب ، داشتن مادر وسواسی و یا کمال گرا ، شکست کودک در برقراری ارتباط اجتماعی ، انتظارات بیش از حد والدین از کودک ، بیماری های جسمی حاد و بیماری های دیگر از جمله : شب ادراری ، لکنت زبان ، معلولیت جسمانی و یا نقص جسمانی و ناتوانی های حسی از جمله شنوایی و بینایی.
● میزان بروز این مشکل چقدر است ؟
اختلالات اضطرابی از شایعترین طبقات اختلالات روانی است و زنان با شیوع مادام العمر ۳۰/۵ درصد در مقایسه با مردان با شیوع مادام العمر ۱۹/۲ درصد ، بیشتر ممکن است دچار یک اختلال اضطرابی شوند و با افزایش طبقه اجتماعی – اقتصادی از شیوع آن کاسته می شود .
در مورد علل اضطراب در افراد بزرگسال نیز نظریات مختلفی مطرح است که از جمله مهمترین آنها عبارتند از :
۱) دور بودن از خود واقعی و نقش بازی کردن در صحنه های مختلف زندگی ، به این معنی که عده ای از افراد ویژگی های واقعی خود را ( اعم از ویژگیهای ظاهرب نظیر : قد، وزن ، نوع چهره و یا صفات و خصوصیات شخصیتی ) خود را نپذیرفتند و همواره در تلاشند شخصی غیر از آنچه واقعا هستند را جلوه دهند و این ماسک زدن به چهره خود منجر به افزایش نگرانی و تشویش می شود .
۲) وجود فاصله زیاد بین خود واقعی و خود آرمانی ، مطابق نظر برخی از روانشناسان هر فردی برای خود ویژگی های مطلوب و ایده آلی تصور می کند که دوست دارد آنگونه باشد و برای رسیدن به آن تلاش می کند . حال اگر این خود آرمانی فاصله زیادی با وجود ویژگیهای واقعی فرد داشته باشد و دسترسی به آن مقدور نباشد چون فرد نمی تواند آنگونه که دوست دارد باشد مضطرب می شود .
۳) گاهی اضطراب فرد به دلیل نپذیرفتن شرایط واقعی زندگی و امکانات محیطی است که سازگاری فرد را در زندگی با دشواری روبرو می سازد .
۴) ضعف و بیماری های جسمی و عدم درمان بموقع فرد را آماده ابتلا به اضطراب میکند.
۵) احساس تنهایی و نداشتن حمایت روانی – اجتماعی نیز در بروز نگرانی و اضطراب موثر است .
۶) مصائب و مشکلات و فشارهای محیطی مداوم به خصوص موقعی که فرد قدرت حل مسئله و سازگاری اش ضعیف باشد در ایجاد اضطراب نقش موثری دارد .
۷) اختلال در غده تیروئید نیز منجر به بروز علائمی شبیه بیماری اضطراب درفرد میشود .
۸) بیکاری ، نداشتن برنامه ریزی و نبود قدرت تنظیم وقت نیز در بوجود آمدن اضطراب موثر است،چون فرد هموراه احساس فشار ذهنی می کند ، اما کار مفیدی انجام نمی دهد.
۹) خیالبافی ها یا افکار غیر ارادی منفی و پیش بینی های فاجعه آمیز در مورد آینده نیز از دیگر علل ایجاد اضطراب در بزرگسالان است .
● درمان اضطراب ؟
▪ چگونه ؟
در درمان اضطراب رویکردها و شیوه های مختلفی وجود دارد. موثرترین درمان افراد ،دچار اختلال اضطراب تلفیقی از روان درمانی ، دارودرمانی و درمانهای حمایتی است .
رویکردشناختی – رفتاری ( C.B.T ) رویکرد حمایتی و رویکرد مبتنی بر بینش ،با وجود آن که مطالعات پیگیر و متعددی در این زمینه انجام گرفته است ولی هنوز اطلاعات دقیقی در مورد ارجحیت نسبی این رویکردها بر یکدیگر در دست نیست . در رویکرد شناختی فرض بر آن است که یک سلسله طرحواره های شناختی در فرد وجود دارد و او مستقیما و به طور مداوم بر مبنای همین طرحواره ها رفتار می کند . در رویکرد رفتاری مستقیما به علائم جسمانی و ظاهری فرد توجه می شود . در درمان حمایتی به فرد اطمینان بخشی و آسودگی خیال داده می شود . در رواندرمانی مبتنی بر بینش ، بر کشف تعارضهای ناخودآگاه فرد و شناسائی نقاط قوت ایگو تاکید میشود .
● آیا داروی خاصی برای درمان اضطراب وجود دارد ؟
دارو درمانی : دارو درمانی نیز از شیوه های کنترل ومهار اضطراب است . از جمله داروهایی که برای اختلال اضطراب تجویز می شود بوسپیرون ، بنزودیازپینها ، سه حلقه ای ها مثل ایمی پیرامین و داروهای ضد هیستامینی و ....
درمان موفق و کامل اضطارب ترکیبی از رواندرمانی و دارو درمانی است .
فهرست اختلالات اضطرابی به قرار زیر است :
۱) اختلال پانیک ( جمله های اضطرابی ) با و بدون آگروفوبی
۲) آگروفوبی بدون سابقه اختلال پانیک
۳) فوبی اجتماعی
۴) ترسهای مرضی معین
۵) اختلال وسواسی اجباری ( O.C.D )
۶) اختلال استرس پس از سانحه ( P.T.S.D )
۷) اختلال اضطراب فراگیر ( اضطراب منتشر )
هر یک از اختلالات اضطرابی که در بالا لیست شده است درمان تخصصی جداگانه نیاز دارد و دارای شیوع ، پیش آگهی و علل خاصی است و علائم مشخصی دارند .
● در مواقع بروز اضطراب چه کاری بهتر است انجام داد ؟
توجه به پنج اصل اساسی می تواند به شما در کنترل اضطرابتان کمک کند .
۱ ) از قدرت خلاق ذهن ناهشیار خود برای تغییر دادن خویش استفاده کنید . ( از مهارتهای معنوی یاری بجوئید .
۲) با استفاده از تصوی سازی ، تصویر ذهنی خود را تغییر دهید تا به جای ترس ، احساس اطمینان و قوت قلب بر شما حاکم شود .
۳) از اندیشه مثبت و واقع بینانه برای دیدن خود ، موقعیت دوروبر خود کمک بگیرید . یعنی آنچه را که دوست دارید وجود داشته باشد ، در ذهن خود تصویر سازی کنید.
۴) به گونه ای رفتار کنید گویا شخصیتی که می خواهید هستید .
۵) هدفهایی را برای خود مشخص کنید که واقع بینانه ، متناسب با امکانات و توانائیهایتان باشد .
 
 
پزشک آن لاین
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:10 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

اضطراب و مدیتیشن


اضطراب و مدیتیشناغلب ما متوجه نمی‌شویم که اضطراب تمام وجود ما را در بر گرفته و ممکن است بدون اینکه بدانیم اخمی روی پیشانی‌مان نقش بسته یا در حالی که به آرواره هایمان فشار می آوریم وارد محل کار می شویم. باید لحظه ای بایستیم ، نگاهی به سراپای خود بیاندازیم، قدری فکر کنیم و اضطراب را از بدن خود بیرون کنیم بهتر است در طول روز چند بار این کار را انجام دهیم.
▪ مدیتیشن روشی است که به ذهن آموزش می دهد تا بتواند روی یک شی ء ساده تمرکز کند. با این کار برای مدتی به ذهن خود استراحت داده تا بدین وسیله از فکر کردن در مورد مشکلات و نگرانی ها رها شود. در این رابطه می توانید به روی یک شیء یا یک رنگ ساده، گل یا نحوه تنفس خود تمرکز کنید.
▪ هنگامیکه در یک فروشگاه یا در صف بانک، در پشت ترافیک چراغ قرمز و یا منتظر آسانسور هستید، مثلا به جای شکایت کردن از سنگینی ترافیک و افزایش اضطراب خود با تمرکز بر روی تنفس و دم و بازدم خود به ذهنتان استراحت دهید و نگرانی ها را از خود دور کنید.
▪ یک صحنه دلنشین که می تواند موضوع مدیتیشنی خوبی باشد همانند نیلوفر آبی، رنگین کمان و یا آبشار را تصورکرده و بر روی آن تمرکز کنید.
▪ در وقت استراحت ناهار در کنار جای خواندن روزنامه و یا به هنگام بیکار نشستن، ۱۵ دقیقه مدیتیشن کنید.
▪ اجازه ندهید استرس ها هر روز بیشتر انباشته شوند و از روزی به روز بعد انتقال یابند. در پایان هر روز و یا آغاز روز بعد، زمانی را برای مدیتیشن اختصاص دهید تا اضطرابی را که در طول روز با آن مواجه بودید از میان برود.
▪ بهتر است به صورت گروهی مدیتیشن کنید زیرا مدیتیشن گروهی ساده تر است و در این حالت کمتر عوامل خارجی مزاحم شما می شود (مانند زنگ تلفن خانه).
▪ یکی از مزایای مدیتیشن افزایش آگاهی از آن چیزی است که در درون شما می گذرد. می توانید افکار منفی که در سر دارید و یا نگرانی ها و شک و تردیدی که ساخته ذهن خودتان است را شناخته و به وسیله مدیتیشن می آموزید که آنها را باور نکرده و از خود دور کنید.
▪ فراگیری نحوه مدیتیش کردن زمان می برد و اگر این کار به نظرتان خسته کننده و سخت بود از آن منصرف نشوید. اغلب مردم بعد از دوره کوتاهی از عدم توانایی خود برای ادامه مدیتیشن صحبت می کنند ولی آیا شما می توانید با یک جلسه تمرین سونات بتهوون را با پیانو بنوازید؟
▪ در خانه محل مشخصی را برای این کار انتخاب کنید و به افراد خانواده متذکر شوید تا به هنگام مدیتیشن در این محل مزاحم شما نشوند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:10 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب و نشانه‌های آن
اضطراب و نشانه‌های آناضطراب یعنی <ترس و دلهره شدید از یک موضوع، بدون فهمیدن دلیل آن>.‌
شخص مضطرب برای ترسش دلیل می‌آورد؛ اما آن دلیل فقط برای توجیه اضطرابش است، مثالاً برای اضطراب امروز درس را، برای اضطراب فردا مشکل مالی و برای اضطراب پس فردا، بیماری را بهانه می‌کند.
بنابراین فرد هر روز علتی را مطرح می‌کند؛ اما همه این علت‌ها فقط توجیه هستند و او علت اصلی اضطرابش را در واقع نمی‌داند.
تفاوت اضطراب با ترس آن است که ترس علت خاص خودش را دارد، به طور مثال ترس از حیوان درنده، مار سمّی و... که بعد از گذشتن از آن موقعیت، ترس هم از بین می‌رود، اما در افراد مضطرب سه دوره وجود دارد:
دوره اول بعد از مدتی اضطراب برطرف می‌شود؛ اما دوره دوم و سوم طولانی است.
گاهی اضطراب آن‌قدر شدید است که به سبب ضربان زیاد قلب، به شخص حالت تهوّع و سرگیجه دست می‌دهد.
در ضمن افراد مضطرب در این دوره اشتهای خود را از دست می‌دهند.
در افراد مضطرب به سبب از دست دادن آرامش، نظم خوابشان از بین می‌رود و شب‌ها چند بار از خواب بیدار می‌شوند. این افراد خواب‌های تکراری می‌بینند و در اغلب اوقات با اضطراب از خواب بیدار می‌شوند.
این اشخاص صبح‌ها احساس خواب‌آلودگی و خستگی بیشتری دارند. این خستگی روی همه کارهای آنان در طول روز، تأثیر منفی می‌گذارد.
این کم خوابی اضطراب را افزایش می‌دهد. این مشکل روحی در دختران بسیار بیشتر از پسران اتفاق می‌افتد.
اگر دوستان و نزدیکان فرد به این حالت‌ها توجه نکنند، اضطراب شخص با گذشت زمان زیادتر می‌شود.
گاهی آن‌قدر طولانی می‌شود که اضطراب جزو اخلاق و ویژگی‌ شخص می‌شود.
بهتر است به این افراد توجه بیشتر شود.
در دختران در ابتدای سن بلوغ این مشکل بسیار زیاد اتفاق می‌افتد.
یعنی عده زیادی از دختران در ابتدای سن‌ بلوغ برای مدتی این مشکل را دارند؛ اما اگر والدین‌ به آن توجه کنند، این‌ مشکل خیلی زود برطرف می‌شود.
 
روزنامه اطلاعات
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:11 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : اضطراب

 

اضطراب وجودی پس از شگفتی
اضطراب وجودی پس از شگفتیاضطراب وجودی چیست هنگامی که انسان از ساحت روزمرگی به درآید و اشتغالاتش به امور جزئی کاهش یابد و یا از بین برود، اگر به عالم و به موجودات نظر بیفکند، در او ابتدا حالت درونی «تحیر» رخ می دهد و در مرتبه ای دیگر، نوعی حالت تشویش و اضطراب بر او عارض می شود که از نوع تشویش و اضطرابی نیست که در فرد برای امور مادی روی می دهد.
این تشویش معلول درک عمیق تری از لایه های وجود است که این درک ناظر است به برخی مسائل بنیادین زندگی انسان و نسبت انسان با وجود و عالم. این حالت را که آمیخته با درک و تشویش و اضطراب است، «اضطراب وجودی» می نامیم.
تحیّر در واقع پایان روندی است که انسان از امور مادی فاصله می گیرد ـ این فاصله صرفاً فاصله ای درونی است و به معنای قطع رابطه فیزیکی و یا زمانی و مکانی با اشیاء نیست ـ و تلاش می کند در سکوت و یا به نوعی با آرامش و طمأنینه نفس، متوجه موجودات اطراف خویش شود.
در این توجه، لایه ها و وجوهی از وجود این موجودات، برای او منکشف می شود که قبلاً و درحالت پوشیدگی و غرق در روزمرگی، نه تنها به صورت بالفعل، به آنها آگاهی نداشت بلکه حتی در بعضی مواقع تصوری از آن نیز در نفس خویش حاضر نمی دید.
این درک، نوعی درک کلی و عام و وجودی است؛ کلی است چون حاوی ادراکی درباره وجود به معنای کلی و مصدری لفظ است، به گونه ای که برای فرد، پرسش هایی راجع به حقیقت وجودی موجود و جایگاه وجودی آن، در نسبت با دیگر موجودات مطرح می شود، و عام است چون این ناظر است به موجود از آن جهت که موجود است نه از آن جهت که فلان موجود متعیّن خاص است و از این رو دارای عمومیت و اطلاق است و وجودی است چون این ادراک، ادارک عمیق وجود است.
در حالت تحیّر، آنچه اولاً و بالذات در فرد حاصل می شود، حالت «اعجاب و حیرت مطلق» است نسبت به این «نحوه بودن» وجود و دلیل این حیرت آن است که فرد، تاکنون با این نحوه وجود تماسی نداشته است و زمانی که به یکباره با این نحوه بودن مواجه می شود، بی اختیار برای او حالت حیرت رخ می دهد. و حالت تحیّر، ثانیاً و بالعرض واجد اداراکاتی است که خصیصه وجودی به معنایی که گفته آمد ویژگی بارز و مشخص آنها می باشد.
در اوایل، تحیر به حدی قوی و غالب است که فرد سراسر حیرت است و شگفتی نسبت به وجود، به نحوی که حتی محتمل است از حیث زندگی روزمره دچار برخی مشکلات شود، اما در مراحل بعدی، تحیّر خود را، به صورت پرسش های مکرر وجودی که ناظرند به حاق وجود برای فرد متجلّی می کند و در مرحله بعد فرد سعی می کند در چارچوب پرسش های وجودی با وجود ارتباط برقرار کند و چون عظمت و بسط وجود را می بیند، حالت خشوع و اضطراب و تشویش بر او عارض می شود.
علت پدیداری حالت خشوع در فرد آن است که فرد به مثابه انسان از آن جهت که انسان است، خود را در مقابل عظمت و شکوه بی مانندی می بیند که در تمام موجودات عالم جاری است و از طرف دیگر، وقتی که به خویش نظر می کند خود را سراسر عجز و حقارت می بیند و طبیعی است که این موجود حقیر در مقابل چنین عظمتی راهی جز خشوع مطلق ندارد. و اما عروض اضطراب و تشویش بر فرد علل مختلفی می تواند داشته باشد، مهمترین این علل، پرسش ها و معضله های بنیادین وجودی است که ذهنیت فرد را، به خود مشغول می کند.
این پرسش ها از آنجایی که از بنیاد عالم و حاق وجود تحقیق می کنند و نیز از بنیادهای زندگی انسانی به معنای مطلق تفحص می نمایند ، به قدری سهمگین هستند که انسان را دچار اضطراب دردناک و عمیقاً رنج آوری می کنند.
آنچه در این مرحله، فرد با آن روبه رو است تجربه ای عینی و جوهری است که مفاد این تجربه، انکشاف لایه هایی از وجود برای ذات فرد می باشد و به عبارت بهتر، حقیقت وجود با ذات فرد نسبت مستقیم و بی واسطه ای برقرار می نماید که از تجربه این نسبت وجودی است که ذات انسان در عمیق ترین لایه های خود، دستخوش دگرگونی و اضطراب می شود و این اضطراب تمام وجود فرد را در بر می گیرد.
پرسش های بنیادین در مرحله ای دیگر، خود را به صورت پرسش های دقیق، در رابطه با زندگی انسانی فرد نمایان می سازند؛ در این مرحله، فرد از ذات و بودن خود در عالم پرسش می کند که این پرسش، دربرگیرنده پرسش درباره کیفیت وجود و چیستی ماهیت انسان و نیز چرایی وجود انسان و سیر و روند آن در عالم وجود و مبدأ و مقصد و منتهی آن است. اینها به مسائل و دغدغه های درونی فرد تبدیل می شوند و از آنجایی که انسان درمی یابد که این پرسش ها و پاسخ به آنها دارای جنبه حیاتی می باشند و بر عظمت آنها وقوف می یابد، دچار اضطراب و تشویش می شود.
در مرحله دیگر، کثرت ورود در لایه های وجودی ، حالت حیرت و اضطراب وجودی را نیز به تمامی سطوح مختلف حیات فردی و اجتماعی انسان می کشاند، به گونه ای که حتی امور روزمره از معنای عادی و سطحی شان تخلیه می شوند و معنای وجودی و عمیق آنها در نظر فرد پدیدار می شود.
در این مرحله اضطراب وجودی، دیگر صرف یک حالت نفسانی زودگذر نیست بلکه نحوی دید و نظر به عالم است که فرد از طریق آن، به لایه های پنهان و شگفت آور موجودات دسترسی می یابد. این تسری و سریان حالت اضطراب وجودی را می توان به عنوان مثال در تجربه یکی از اندیشمندان غربی ملاحظه نمود: « من به هنگام سفر با مترو، اغلب با نوعی ترس، متحیر می مانم که واقعیّت درونی حیات فلان کسی که در راه آهن استخدام شده است چه می تواند باشد.‎/.».
اکنون شاید سخن گفتن از شأن و مدخلیت این حالت در فلسفه و دین، بی وجه نباشد. برخی از حکما تصریح نموده اند که لازمه ورود به ساحت فلسفه، عبور از فطرت اول و رسیدن به فطرت ثانی است و این فطرت اول، روزمرگی و اشتغالات آن است و این فطرت ثانی، تحیّر است به معنای عام که شامل اضطراب وجودی نیز می شود.
از سوی دیگر، دین در معنای عام نیز نحوه نگاه به وجود است که این نحوه نگاه در شریعت حقه یعنی اسلام دارای مطابقت تام و کامل با حقیقت و وجود می باشد، و به این اعتبار، ورود در ساحت دین به معنای آن است که ذات فرد به مدد مبدأ وجود، این امکان را می یابد که با حقایق وجودی ارتباط برقرار کند و در ساحت دین، لازمه چنین ارتباطی با وجود، طی مقدماتی است که اولین آنها، تفکر در موجودات به مثابه آیات الهی است و این تفکر متوقف بر انکشاف اولی وجود در حالت حیرت و اضطراب وجودی برای فرد می باشد.
این سخن به معنای آن نیست که فلسفه و دین، امر واحدی هستند، بلکه مجرای ورود در ساحت دین و فلسفه به عنوان ساحات وجودی و معرفتی تقریباً یکی است که حیرت و اضطراب وجودی می باشد.
 
سید هادی موسوی
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 11 خرداد 1390  4:11 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها