الگوي اسلامي ايراني پيشرفت در كلام رهبر فرزانه انقلاب-9
مفهوم پيشرفت در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت
خبرگزاري فارس: در مجموعه رفتار و كارها و شكل و قواره كشورهاى توسعه يافته غربى، نكات مثبتى وجود دارد . اما از نظر ما، مجموعه اى از چيزهاى ضد ارزش هم در آن وجود دارد. لذا ما مجموعه غربى شدن، يا توسعه يافته به اصطلاحِ غربى را مطلقاً قبول نمي كنيم. پيشرفتى كه ما مي خواهيم چيز ديگرى است.
" وقتى ميگوئيم پيشرفت، نبايد توسعه ى به مفهوم رائج غربى تداعى بشود. "
ما وقتى ميگوئيم پيشرفت، نبايد توسعه ى به مفهوم رائج غربى تداعى بشود. امروز توسعه، در اصطلاحات سياسى و جهانى و بين المللى حرف رائجى است. ممكن است پيشرفتى كه ما ميگوئيم، با آن چه كه امروز از مفهوم توسعه در دنيا فهميده ميشود، وجوه مشتركى داشته باشد - كه حتماً دارد - اما در نظام واژگانى ما، كلمه ى پيشرفت معناى خاص خودش را داشته باشد كه با توسعه در نظام واژگانى امروز غرب، نبايستى اشتباه بشود. آن چه ما دنبالش هستيم، لزوماً توسعه ى غربى - با همان مختصات و با همان شاخص ها - نيست. غربى ها يك تاكتيك زيركانه ى تبليغاتى را در طول سال هاى متمادى اجرا كردند و آن اين است كه كشورهاى جهان را تقسيم كردند به توسعه يافته، در حال توسعه و توسعه نيافته. خب، در وهله ى اول انسان خيال ميكند توسعه يافته يعنى آن كشورى كه از فناورى و دانش پيشرفت هاى برخوردار است، توسعه نيافته و در حال توسعه هم به همين نسبت؛ در حالى كه قضيه اين نيست. عنوان توسعه يافته - و آن دو عنوان ديگرى كه پشت سرش مى آيد، يعنى در حال توسعه و توسعه نيافته - يك بارِ ارزشى و يك جنبه ى ارزشگذارى همراه خودش دارد. در حقيقت وقتى ميگويند كشور توسعه يافته، يعنى كشور غربى! با همه ى خصوصياتش: فرهنگش، آدابش، رفتارش و جهتگيرى سياسى اش؛ اين توسعه يافته است. در حال توسعه يعنى كشورى كه در حال غربى شدن است؛ توسعه نيافته يعنى كشورى كه غربى نشده و در حال غربى شدن هم نيست. اين جورى مي خواهند معنا كنند. در واقع در فرهنگ امروز غربى، تشويق كشورها به توسعه، تشويق كشورها به غربى شدن است! اين را بايد توجه داشته باشيد. بله، در مجموعه ى رفتار و كارها و شكل و قواره ى كشورهاى توسعه يافته ى غربى، نكات مثبتى وجود دارد - كه من ممكن است بعضى اش را هم اشاره كنم - كه اگر بناست ما اين ها را ياد هم بگيريم، ياد ميگيريم؛ اگر بناست شاگردى هم كنيم، شاگردى ميكنيم؛ اما از نظر ما، مجموعه اى از چيزهاى ضد ارزش هم در آن وجود دارد. لذا ما مجموعه ى غربى شدن، يا توسعه يافته ى به اصطلاحِ غربى را مطلقاً قبول نميكنيم. پيشرفتى كه ما ميخواهيم چيز ديگرى است .1
الف) پيشرفت در معناي مصطلح و عام
-------------------------------------------
1- پيشرفت يعني حركت به سمت اهداف
" پيشرفت، پيشرفت ظاهرى و مادى كه نيست؛ پيشرفت به سمت هدف هاست؛ يعنى يك امر معنوى، كه با بهتر شدن ما ممكن است "
نبايد دو روزمان يكسان باشد؛ روز به روز بايد بهتر بشويم؛ دولتهاى ما هم بايد روز به روز بهتر بشوند؛ مسؤولان و مأموران ما هم بايد بهتر بشوند. هر فردى از افراد ما، در هر كارى كه داريم، بايد توقع بهتر شدن را از خودمان و ديگران داشته باشيم. ما بايد پيش برويم. معناى پيشرفت، پيشرفت ظاهرى و مادى كه نيست؛ پيشرفت به سمت هدف هاست؛ يعنى يك امر معنوى، كه با بهتر شدن ما ممكن است. با بدتر شدن ما، روزبه روز از هدف دور مى شويم. پس، مجلس هم محكوم به همين حكم است؛ انتخابات هم محكوم به همين حكم است .2
2- پيشرفت يعني تكامل
تكاملى كه از آن ياد مى كنيم به چه معناست؟ اينكه انسان كامل شود، يعنى چه؟ آيا وقتى كه انسان با اختراعات و دانش ها و پيشرفت هاى علمى گوناگون مجهز شد كامل است؟ آيا يك ملت، وقتى ثروتمند شد كامل است؟ آيا وقتى زندگى يك ملت با رايانه و موشك هاى فضايى و ارتباطات از راه دور مجهز شد، مى توان گفت آن ملت كامل شده است؟ نه. كمال در منطق اديان الهى و ديد انسانهاى فرزانه، اين ها نيست. امكاناتى كه امروز كشورهاى پيشرفته ى عالم از آن برخوردارند، مايه ى قدرت آنهاست؛ اما لزوما باعث كمالشان نيست. درست است كه پول و سلاح و اختراعات و دانش و فنآورى و پيشرفت علمى، براى يك ملت قدرت مى آورد؛ اما هر قدرتمندى كامل نيست .3
3- پيشرفت يعني پر كردن نقاط خلا به بهترين وجه
تجدد چيست؟ تجدد، پيشرو بودن است. نگاه كنيد ببينيد چه كم داريد، كجا خلأ داريد و اين خلأ چگونه به بهترين وجه قابل پر شدن است؛ ذهن خلاق خودتان را به كار بيندازيد و آن خلأ را پر كنيد؛ اين مى شود پيشرفت 4..
ب)پيشرفت در معناي خاص و اسلامي
---------------------------------------------
* حيات طيبه مفهوم محوري
1- حيات طيبه يعني نيل به آرامش و آسايش
حيات اسلامى، حيات طيبه است. حيات طيبه، يعنى زندگىيى كه كام انسان را شيرين كند و انسان با آن زندگى، احساس آرامش و آسايش نمايد. ما در تشكيل نظام اسلامى و دولت و حاكميت اسلامى، به اسلام نزديك شدهايم و ارزشها را - تا آن حدى كه براى ما مقدور بود - در حكام و زمامداران رعايت كردهايم. در اين بخش، به همين اندازه زندگى شيرين شد .5
2- حيات طيبه يعني زندگي گوارا
نظام اسلامى به وعده ى قرآن كريم، مردم را به سمت حيات طيبه حركت مى دهد. آيه ى قرآن مى فرمايد: "من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤمن فلنحيينه حياة طيبة ". حيات طيبه يعنى زندگى گوارا. يك ملت آن وقتى زندگى گوارا دارد كه احساس كند و ببيند كه دنيا و آخرت او بر طبق مصلحت او به پيش مى رود و به سمت هدف هاى او حركت مى كند؛ اين زندگى گواراست؛ فقط "دنيا " نيست، فقط هم "آخرت " نيست. آن ملت هايى كه به زندگى دنيا چسبيده اند و موفق شده اند كه زندگى دنيوى را به مراتب پيشرفته يى از كمال برسانند، لزوما زندگى گوارا ندارند. زندگى گوارا وقتى است كه رفاه مادى با عدالت، معنويت و اخلاق همراه شود. و اين را فقط اديان الهى مى توانند براى بشر تأمين كنند. از طرف ديگر، حيات طيبه و زندگى گوارا فقط آخرت هم نيست. اسلام نمى گويد من مى خواهم زندگى اخروى بعد از مرگ مردم را آباد كنم، دنياى آنها هرجور شد، شد؛ اين منطق اسلام نيست. منطق اسلام اين است كه زندگى جامعه ى اسلامى بايد از مواهب الهى سرشار شود و بشر با بهره مندى هاى مادى در زندگى خود، راه معنويت را گم نكند و درست حركت كند. اگر آن زندگى به وجود آمد، آن وقت در جامعه ظلم و بى عدالتى و تبعيض ريشه كن مى شود؛ تجاوز به حقوق انسانها ريشه كن مى شود؛ جنگ ها و برادركشى ها از بين مى رود؛ ناامنى ها در زندگى بشر به صفر مى رسد. انبياء براى اين كار و مجاهدت كردند؛ بزرگان برگزيده ى خداوند در تاريخ بشر، براى اين جان دادند .6
3- حيات طيبه يعني تامين همه خيرات مورد علاقه انسان
به خاطر داشته باشيد كه اهداف مشخص ما، در اسلام خلاصه مى شود. اسلام فقط يك اعتقاد نيست؛ اسلام زندگى طيبه ى انسان هاست. وقتى از حيات و نظام اسلامى صحبت مى كنيم، منظور ما نظام و حيات طيبه ى است كه همه ى خيرات مورد علاقه ى انسان در آن وجود دارد؛ هم رفاه مادى و امنيت اجتماعى و روحى تأمين مى شود، و هم صفاى معنوى و دانش و بينش و تحقيق و تعبد و خلوص و توجه به خدا مشاهده مى گردد. اسلام اين مواهب را به ما مى دهد. اسلام نشان داده است كه مى تواند از مردمى كه به او اعتقاد دارند و براساس تعاليم او زندگى مى كنند، دفاع كند .7
4- حيات طيبه يعني سعادت دنيا و آخرت
زندگى و حيات طيبه ى اسلامى، يعنى سعادت دنيا و عقبى و رفاه مادى و تعالى معنوى. انقلاب ما اين حركت را در كشور به وجود آورد و دست قدرتمند الهى رهبر و امام بزرگوار آن را به پيش برد، و از اين جهت امروز بحمدالله در دنيا ملتى نمونه هستيم .8
اسلام ، مردم خود را خوشبخت و سعادتمند مى خواهد. اين سعادت فقط با پول به دست نمى آيد؛ فقط با ذكر و عبادت هم به دست نمى آيد. حيات طيبه ى اسلامى، زندگى يى است كه در آن، راه رسيدن به معنويت و اهداف و سرمنزل هاى نهايى اين راه، از زندگى دنيايى مردم عبور مى كند. اسلام دنياى مردم را آباد مى كند؛ منتها آبادى دنيا هدف نهايى نيست. هدف نهايى عبارت است از اينكه انسانها در زندگى دنيوى از معيشت شايسته و مناسب، از آسودگى و امنيت خاطر، و از آزادى فكر و انديشه برخوردار باشند و از اين طريق به سمت تعالى و فتوح معنوى حركت كنند. حيات طيبه ى اسلامى شامل دنيا و آخرت - هر دو - است. مسأله اين است كه زندگى دنيوى - كه به سمت اهداف الهى حركت مى كند - بايد زندگانى حقيقى و راستين عادلانه را براى مردم تأمين كند. در اسلام، عدالت مسأله ى بسيار مهمى است. ارزشى كه از نظر اسلام به هيچ وجه و در هيچ شرايطى مورد مناقشه قرار نمى گيرد، عدالت است. عدالت، هدف پيغمبران است؛ هدف انقلاب اسلامى هم بوده است. در سايه ى عدالت، زندگى مردم مى تواند با رفاه و توسعه ى مادى به سمت اهداف معنوى هم حركت كند .9
پس، حيات طيبه معنايش اين نيست كه كسانى فقط نماز بخوانند، عبادت كنند و اصلاً به فكر زندگى و مادّيات نباشند؛ نه، حيات طيبه، يعنى دنيا و آخرت را با هم داشتن. حيات طيبه، يعنى مادّه و معنا را با هم داشتن. حيات طيبه، يعنى آن ملتى كه تلاش مى كند، سازندگى مى كند، صنعت و بازرگانى و كشاورزى را به اوج مى رساند، قدرت علمى و تكنيكى پيدا مى كند، پيشرفت هاى گوناگون در همه جهت به دست مى آورد؛ اما در همه ى اين حالات، دل او هم با خداست و روزبه روز هم با خدا آشناتر مى شود. اين، هدف نظام اسلامى است. اين، آن هدفى است كه پيامبران اعلام كردند، مصلحان عالم گفتند و در اين صدوپنجاه تا دويست سال گذشته، شخصيت هاى برجسته ى اسلامى آن را اعلام كردند .10
جوان چه مى خواهد؟ جوان ما مايل است در كشورى كه خانه ى اوست، فقر و عقب افتادگى و بدبختى نباشد؛ امنيت و عزت و افتخار وجود داشته باشد؛ صفا و محبت و روشن بينى بر فضاى زندگى حاكم باشد؛ ميدان كار و تلاش و پيشرفت در برابر او باز باشد؛ احساس پوچى نكند؛ هدف روحى و معنوى و والايى كه در دل هر انسانى هست، بتواند آن را اشباع كند. اين يك ترسيم كلى از آرمان هايى است كه قاعدتاً يك جوان ايرانى دارد.
اين چيزهايى كه عرض كردم، مجموعاً در اصطلاح قرآنى حيات طيبه است؛ "فلنحيينّه حياة طيبه ". حيات طيبه يعنى زندگى در رويه ى مادى و نيازهاى جسمانى و همچنين در لايه ى نيازهاى معنوى - چه علمى، چه عملى، چه روحى - پاسخگو باشد .11
پي نوشت ...........................................................................
1.بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار استادان و دانشجويان كردستان 27/02/ 1388
2. بيانات در ديدار با وزير و مسؤولان وزارت كشور و استانداران 27/09/ 1370
3. بيانات در اجتماع مردم مشهد مقدس و زائران حضرت ثامنالحجج، علىبنموسىالرضا(ع) در روز عيد سعيد فطر 15/01/ 1371
4. بيانات در ديدار دانشجويان بسيجى 05/03/ 1384
5. سخنرانى در ديدار با جمع كثيرى از اقشار مختلف مردم قم، بهمناسبت فرا رسيدن 19 دى ماه (سالروز قيام مردم قم) 19/10/ 1368
6. بيانات در صحن جامع رضوى مشهد مقدس 02/01/ 1383
7. سخنرانى در مراسم بيعت ائمهى جمعه، روحانيون، مسؤولان، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، اقشار مختلف مردم و خانوادههاى معظم شهداى استانهاى يزد و كهكيلويه و بويراحمد 11/04/ 1368
8. سخنرانى در مراسم بيعت اقشار مختلف مردم استانهاى ايلام و فارس و گروهى از طلاب پاكستانى 12/04/ 1368
9. بيانات در اجتماع بزرگ مردم رفسنجان 18/02/ 1384
10. سخنرانى در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زايران حضرت رضا(ع) 29/01/ 1370
11. بيانات در ديدار دانشجويان و اساتيد دانشگاههاى استان كرمان 19/02/ 1384
ادامه دارد...