0

شهید بروجردی

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

مسیح کردستان به روایت شهید همت

بعد از شهادت شهید محمد بروجردی، محمد ابراهیم همت ، فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله (ص) در خصوص ویژگی‌های شخصیتی مسیح كردستان صحبت‌هایی را مطرح كرد كه به شرح زیر است :

• نقشی كه بروجردی در كردستان داشت عظیم‌ تر از نقش‌ همه عزیزانی بود كه وارد كردستان شدند؛ هر مردی كه وارد كردستان می‌شد پس از مدتی استقامت و صبرش را در مقابل شكنجه‌ های روانی و روحی و حركت‌ های ضدانقلاب در كردستان از دست می‌داد ولی این مرد چنان صبور، پویا و با استقامت بود كه هر بار به او پیشنهادی می‌كردند می‌گفت تا من قضیه‌ كردستان را حل نكنم از كردستان پایم را بیرون نخواهم گذاشت .

شهید همت

• اینها از ویژگی‌های بروجردی بود كه واقعاً كردستان به گردن او حق دارد و البته او هم به گردن كردستان حق دارد. آنقدر مردم شیفته بروجردی بودند كه ایشان توانست سازمان پیش مرگان مسلمان كرد را تاسیس كند؛ شاید كردستان هرگز شهید بروجردی را فراموش نكند زیرا در وجود بروجردی آنقدر اخلاص، تقوا و عظمت بود كه حتی با ساده‌ ترین عناصر كردستان، از چوپان گرفته تا تحصیل كرده وقتی به بحث می‌نشست حالت خاكی و ساده خود را حفظ می‌كرد و تمام اینها واقعیت‌های فراموش نشدنی است.

• با حمله عراق به ایران ایشان بلافاصله خود را به سر پل ذهاب رساند و از عده‌ای درخواست ‌كرد كه به سمت تپه‌های قلاویز بروند و تذكر داد كه اگر قراویز سقوط كند دیگر چیزی از شهر باقی نمی‌ماند. خود شهید بروجردی به همراه چند نفر دیگر به طرف شهرک المهدی و ارتفاعاتی كه مشرف به شهر بود حركت می‌كند.در این درگیری تركشی به دست محمد برخورد می‌كند و او مجروح می‌شود و اوج ایثار در اینجاست كه مسئول غرب به عنوان تک تیرانداز از سقوط سر پل ذهاب جلوگیری كرد.

• خط فكری و نظامی این انسان مؤمن، متقی و مخلص نتیجه‌اش این ‌شد كه شهر سرپل ذهاب سقوط نكند و محمد با همان نیروهای اندک تانک ‌های عراقی را از شهر خارج كرد و در روزهایی كه ما در پاوه و مریوان با عراق درگیر بودیم حضور ایشان باعث تقویت روحی و جسمی همه افراد در كردستان و شهرهای كردنشین بود.

هر كدام از برادرانی كه خسته می‌شد با دیدن شهید بروجردی روحیه‌ می‌گرفت و همه خستگی‌ها از تنش بیرون می‌رفت؛ گرچه كسی بروجردی را نشناخت ولی همین بس، كسانی كه در كنارش بودند از وجودش لذت می‌بردند و از كلام، اخلاق و قلمش درس عبرت می‌گرفتند. خود این حقیر هم یک درس بزرگی از بروجردی گرفتم كه برایم خیلی عجیب بود :

شهید بروجردی هر وقت در ستاد مركزی می‌آید از وضعیت كردستان گلایه می‌كند ولی در منطقه از ما می‌خواهد كه پشت سر ستاد حرف نزنیم و این رفتار شهید بروجردی انسجام و پویایی خاصی را هم در سپاه و هم در منطقه به وجود آورد.

 

 

 در پاوه كه بودیم، در آن زمان هر شب به پایگاه ما حمله می‌شد و بر اثر كمبود نیرو پایگاه سقوط می‌كرد و فشار زیادی بر روی ما بود.  در آن ایام كه به شدت عصبانی بودیم وقتی محمد را می‌دیدیم با حالت تندی از مشكلات حرف می‌زدیم و مطرح می‌كردیم كه چرا مركز به كردستان توجه ندارد و نیرو در اختیارمان قرار نمی‌دهد. درچنین لحظاتی ایشان می‌گفت «غیبت نكنید، مركز هم مشكلات زیادی دارد، ما باید به هرچیزی كه در توان داریم مبارزه كنیم».

 

در همان ایام به تعدای از نیروها كه مأموریتشان تمام شده بود گفتیم كه تپه‌های شهر را رها نكنید اما هر چه تلاش كردیم نتوانستیم آنها را بالای تپه‌ها نگه داریم و آنها موقعیت مورد نظر را ترک كردند. در همین لحظات شهید بروجردی از ما سوال كرد كه شما به آنها تذكر دادید كه منطقه را ترک نكنند.

بعد از اینكه فهمید ما تمام تلاش خود را برای نگه داشتن آنها انجام داده‌ایم با لحنی ملیح و شیرین گفت «ولایت بر شما تمام شد، شما حرف خودتان را زدید».

شهید محمد بروجردی

• در یكی از سمینار‌های فرماندهان سپاه، گلایه كردستان را به شهید كلاهدوز كردم كه چرا به كردستان رسیدگی نمی‌شود؛ در حالی كه خون بچه‌های ما، مظلوم وار بر زمین ریخته می‌شود. شهید كلاهدوز با اشاره به برخی از مشكلات، گفت كه بروجردی هم هر وقت به اینجا می‌آید بر سر ما داد می‌زند كه چرا فكری به حال غرب نمی‌كنید. وقتی این مطلب را پیگیری كردم متوجه شدم كه شهید بروجردی هر وقت در ستاد مركزی می‌آید از وضعیت كردستان گلایه می‌كند ولی در منطقه از ما می‌خواهد كه پشت سر ستاد حرف نزنیم و این رفتار شهید بروجردی انسجام و پویایی خاصی را هم در سپاه و هم در منطقه به وجود آورد.

• در جوانرود منطقه‌ای به نام زولاند وجود داشت كه به واسطه حضور ضدانقلاب درگیری‌هایی بین مردم با عناصر ضد انقلاب ایجاد شده بود. در همین ایام یكی از اهالی منطقه به پیش ما آمد و گفت كه ما حاضریم جز پیش مرگان كردستان شویم فقط به یک مسئول نیازمندیم. وقتی این سخن به گوش شهید بروجردی رسید با شهامت هرچه تمام‌ تر به طرف روستایی كه پر از ضد انقلاب بود حركت می‌كند. وقتی كه عناصر ضد انقلاب دیدند كه شهید بروجردی به تنهایی به دل دشمن زده است اسلحه‌ هایشان را بر زمین ‌گذاشند و تسلیم او شدند.

• در یكی از جلساتی كه با شهید بروجردی داشتیم حاج احمد متوسلیان در حدود یک ساعت با عصبانیت زیادی از اتفاقاتی كه در یكی از عملیات ‌ها افتاده بود به شهید بروجردی گلایه ‌كرد. بعد از اینكه شهید بروجردی همه مطالب را شنید با لحن بسیار ساده و پاک كه ویژگی همیشگی‌ اش بود گفت «به این مطلب رسیدگی می‌كنیم». وقتی حاج احمد این جمله را از زبان محمد شنید با عصبانیت به سمت شهید بروجردی رفت و گفت «حاج آقا بروجردی من یک ساعت دارم به شما توضیح می‌ دهم آن وقت شما اینجوری جواب من را می‌دهید» در این لحظه ایشان گفت «حاج احمد، خیلی ببخشید ناسلامتی ما فرمانده شما هستیم». جمله این مرد آنقدر در حاج احمد اثر گذاشت كه اشک از چشمان برادر متوسلیان جاری شد و بروجردی را در آغوش گرفت.

• همزمان با عملیات فتح‌المبین برادر محسن رضایی به باختران آمد و به شهید بروجردی گفت «حاج احمد برای شناسایی به جنوب رفته و به تعداد دیگری از برادران نیازمند است، در ضمن سفارش كرده كه حاج همت نیز باید از پاوه به اینجا بیایند». این اتفاق كار را برای محمد بسیار دشوار می‌كرد ولی شهید بروجردی به محسن رضایی گفت « اشكالی ندارد، خدا كه با ما است».

در این لحظه ایشان گفت «حاج احمد، خیلی ببخشید ناسلامتی ما فرمانده شما هستیم». جمله این مرد آنقدر در حاج احمد اثر گذاشت كه اشک از چشمان برادر متوسلیان جاری شد و بروجردی را در آغوش گرفت.

 

 

جدا شدن از كردستان برایمان ناراحت كننده بود اما بر اساس تكلیفی كه بر عهده ما گذاشته شده بود برای حضور در عملیات فتح‌المبین با تعدادی از بچه‌های مریوان عازم جنوب شدیم و حاج احمد در لحظه‌ جدایی از بروجردی، به ایشان گفت «دعا كنید كه ما هم شهید بشویم».

 

• این میرزای بزرگ چهار مرتبه از دست دوستان نادان كه فشار زیادی به آنها وارد شده بود سیلی خورد كه بنده یكی از آن صحنه‌ها را به عینه دیدم. در آن لحظه‌ای كه شهید بروجردی سیلی خورد فقط خندید؛ خنده‌ی بروجردی یک دنیا درس و مشق به همراه داشت و چنان شرمی را در وجود آن فرد به وجود آورد كه چندین ماه برای عذر خواهی به پیش میرزا می‌آمد.

شهید بروجردی

• هر كجا اتفاقی می‌افتاد میرزا بلافاصله ماشین را روشن می‌كرد و با شجاعت و بی‌ باكی خاصی از محورهایی كه هر لحظه احتمال حمله ضد انقلاب وجود داشت خود را به محل حادثه می‌رساند.

مدتی پیش در سنندج تعدادی از دخترها و پسرهای كومله و چیریک فدایی به واسطه صحبت‌ هایی كه شهید بروجردی با آنها انجام داد به كلی تغییر پیدا كردند و جزء توابین شدند. ایشان پس از اینكه احساس ‌‌كردند زندانی ‌ها اصلاح شده‌اند اجازه داد در گروه پیش‌ مرگان كردستان حاضر شوند و تمام ویژگی‌ های میرزا به خاطر جذب نیروهای مردمی به انقلاب و خط ولایت بود.

• ما معتقدیم هر قطره خونی كه از بدن شهیدی بر زمین می ‌ریزد طلیعه‌ بیداری و هوشیاری انسان های در بند را به دنبال دارد. به نظر بنده شهید بروجردی مظلوم زیست، مظلوم مبارزه كرد و در مظلومیت به شهادت رسید. انسان های الهی افتخاری بالاتر از شهادت ندارند و برای آن ها بالاتر از شهادت برازنده نیست ولی آنچه كه در اینجا مطرح است این است كه شهدا امانت الهی‌ اند كه در دنیا به دست مسئولین سپرده شده‌اند كه باید به نحو احسن از این امانت استفاده شود.

• چهار روز قبل از شهادت بروجردی به برادر محسن گفتم كه بروجردی به احتمال قوی اگر در كردستان بماند شهید خواهد شد. از قضا برادر استكی نیز تشریف آوردند و همین مطلب را به برادر محسن گفتند و از او خواهش كردند كه محمد را به تهران ببرند. برادر محسن بعد از چند روز از این جریان تماسی با شمخانی گرفت و پیام داد كه بروجردی را به تهران بیاورید اما در همان لحظه خبر شهادت محمد بروجردی را دریافت كرد. با شهادت محمد، ما كتاب كردستان را از دست دادیم. كتابی كه از صفحه آغازش در آن نقش داشت و به دیگران آموخت كه چگونه باید مسائل كردستان را حل كرد و به مبارزه با ضد انقلاب پرداخت.


منبع :

پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:48 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

آشنایی با شهید بروجردی :

شهید محمد بروجردی

شهید محمد بروجردی در سال 1333 در روستای«دره گرگ» از توابع بروجرد دیده به جهان گشود. وی در شش سالگی پدرش را ازدست داد و به همراه مادر به تهران مهاجرت کرد و در تهران بنا به شرایط مادی خانواده تحصیل را با کار توأمان تجربه کرد.

شهید بروجردی در سال 1355 به همراه چند نفر به سوریه رفت و درآنجا با شخصیت روحانی برجسته لبنان «امام موسی صدر» از نزدیک آشنا شد و با گذراندن دوره های آموزش نظامی و چریکی نزد« شهید چمران»و «شهید محمد منتظری» پس از دو ماه به ایران بازگشت.

شهید بروجردی در دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی در پوشش یک جوان تشک دوز در چهار راه سیروس تهران ضمن امرار معاش فرماندهی بزرگترین گروه مسلحانه مبارز علیه رژیم طاغوت را بر عهده داشت.

وی در سال 1356 با همکاری دوستان خود فعالیت های نظامی فراوانی علیه رژیم پهلوی انجام داد و در قالب «گروه توحیدی صف» چندین قرارگاه پلیس را خلع سلاح کرد. وی هنگام بازگشت امام خمینی(ره) به وطن از سوی شهید بهشتی به عنوان مسئول حفاظت کمیته استقبال انتخاب شد و از فرودگاه تا مدرسه علوی محافظت از جان امام(ره) را برعهده گرفت.

شهید بروجردی که به گواه همرزمانش درمباحث نظامی و سیاسی دارای قوه تحلیل دقیقی بود در طول فعالیت هایش پس از پیروزی انقلاب اسلامی گمنام و بی ادعا در مسئولیت های مختلفی چون فرمانده سپاه منطقه هفت، قائم مقام قرارگاه حمزه و فرمانده تیپ ویژه سیدالشهدا(ع) که خود بنیانگذار آن بود خدمات شایسته و ارزشمندی ارائه داد و سرانجام در خرداد 1362 هنگامی که برای پاکسازی «مهاباد»می رفت در اثر انفجار مین به دیار حق شتافت.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:49 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

یکی از پیشمرگان کرد مسلمان

کردستان مدیون رشادتهای شهید بروجردی است

 

یکی از پیشمرگان کرد مسلمان: میرزا کوچک خان سردار جنگل بود اما ما شهید بروجردی را سردار کردستان می دانیم و تا روزی که ما و نوادگان مان هستیم خود را مدیون مادری می دانیم که چنین فرزندی را تربیت کرد.

مراسم سالگرد شهادت مسیح کردستان شهید سرلشکر محمد بروجردی عصر امروز با حضور جمعی از سرداران و فرماندهان و مسئولین لشکری و کشوری در تالار مرکز فرهنگی سید الشهداء (ع) برگزار شد.

حاج رحمان بهرام پور به نمایندگی از پیشمرگان کرد مسلمان شرکت کننده در این مراسم گفت: کردستان به همه سرداران افتخار می کند. کردستان جای شیرمردان و دلیرمردان است که شهید بروجردی بزرگ ترین آنها بود.

وی شهید بروجردی را چه از لحاظ سیاسی و چه از نظر فرهنگی معلم مردم کردستان دانست و افزود: شهید بروجردی بین کرد و لر و ترک و عرب و عجم فرقی نمی گذاشت بلکه برای انسانیت انسان ارزش قائل بود.

بهرام پور با بیان اینکه کردستان مدیون رشادتها و مردانگی شهید بروجردی است تصریح کرد: من دست مادر شهید بروجردی را می بوسم که چنین سرداری را پرورش داد.

این پیشمرگ کرد مسلمان خاطر نشان کرد: میرزا کوچک خان سردار جنگل بود اما ما شهید بروجردی را سردار کردستان می دانیم و تا روزی که ما و نوادگان مان هستیم خود را مدیون چنین مادری می دانیم.

وی در پایان خاطر نشان ساخت: هر قدمی که ما در کردستان بر می داریم خون پاک شهیدان و خون پاک پاسداران است که در نظر مردم کردستان این خون سرچشمه پاکی هاست و شهید بروجردی یکی از تربیت شدگان مکتب سپاه پاسداران بود.

شهید سرلشکر محمد بروجردی فرمانده قرارگاه عملیاتی غرب و شمالغرب، که به دلیل محبوبیتش دربین مردم کردستان به مسیح کردستان مشهور شد، در اول خرداد 62 هنگام پاکسازی مهاباد بر اثر انفجار مین ، به شهادت رسید.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:51 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

آلبوم تصاویر شهید محمد بروجردی(3)

شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:51 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

آلبوم تصاویر شهید محمد بروجردی (1)

شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:52 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

تولد و كودكی

تولد و كودكی

به سال 1333 ه.ش در روستای «دره گرگ» از توابع شهرستان بروجرد، در خانه‌ای محقر اما مصفا به عشق و نور الهی و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) پا به عرصه وجود گذاشت و از زمان نوزادی كه آوای حق (اذان و اقامه) در گوشش طنین افكنده بود، خود را برای مبارزه و جهاد با دشمنان خدا آماده كرد. پدر و مادرش كه انسان های مومن و زحمتكش بودند، درتربیت وی سعی و تلاش وافری داشتند.

در شش سالگی پدر بزرگوار خود را از دست داد و مادرش با همه مشكلات و سختی‌هایی كه وجود داشت، تمامی هم و غم خود را برای تربیت وی به كار بست.

محمد در هفت سالگی وارد مدرسه شد اما به دلیل شرایط مادی خانواده، تحصیل در كلاس های شبانه توام با كار و تلاش روزانه را انتخاب كرد و خانواده را در تامین زندگی شرافتمندانه، مدد رساند.

در سن هفده سالگی به رسم و سنت پیامبر (ص) با خانواده‌ای متدین و معتقد به اسلام وصلت كرد و با این كار، سنت الهی را تداوم بخشید.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:53 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

سوابق مبارزاتی

مدت كوتاهی از ازدواجش نگذشته بود كه به خدمت سربازی فراخوانده شد، اما چون مخالف خدمت در نظام ستم‌شاهی بود، از خدمت سربازی گریخت و برای دیدار حضرت امام (ره) راهی عراق شد، ولی در مرز دستگیر شد و به مدت شش ماه، در زندان ها و شكنجه‌گاه های رژیم به سر برد. پس از آن بود كه دوباره جهت خدمت سربازی به تهران آورده شد. شهید با استفاده از فرصتی كه پیش آمده بود در مدت دو سال خدمت، خود را برای مبارزه با دستگاه طاغوتی آماده كرد، به گونه‌ای كه پس از سپری شدن مدت سربازی، خود را وقف مبارزه با دشمنان خدا و اسلام نمود.

او كه قلبی مالامال از عشق به حضرت امام (ره) داشت و كینه و نفرت از نظام شاهنشاهی در وجودش موج می‌زد، با یاران حضرت امام (ره) از جمله، شهید حاج مهدی عراقی مرتبط شد و همواره سعی می‌كرد تا در تمامی مراحل مبارزه نقش خود را به عنوان یك مقلد و تابع ولی فقیه به اثبات برساند.

شهید بروجردی ضمن ارتباط با شخصیت های اسلامی و انقلابی، علاوه بر خودسازی و كسب فیض، به بعضی از امور مربوط به انقلاب، همچون تكثیر و توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام (ره) اشتغال داشت. اما به این حد قانع نبود و جنگ مسلحانه و برخورد محكم با رژیم ستم‌شاهی را سرآغاز مبارزه امت اسلامی ایران می‌دانست. به همین منظور به همراه چند تن دیگر از مبارزان به سوریه رفت و ضمن ارتباط با امام موسی صدر و شهید محمدمنتظری به فراگیری و آموزش نظامی و چریكی پرداخت تا خود را برای مرحله‌ای مهم تر آماده نماید.

در سوریه و لبنان با شهیدانی چون شهید چمران و شهید محمد منتظری آشنا شد و در كنار فراگیری مسائل نظامی، از خلق و خوی پسندیده و اخلاق وارسته و انقلابی این شهیدان نیز بهره‌های وافری برد و همین اخلاص و عشق به اسلام بود كه او را در چنین محیط‌هایی بدون تاثیرپذیری از جریانات چپی و التقاطی حفظ كرد.

شهید بروجردی برای حركت و مبارزه خود به دنبال اخذ حجیت شرعی بود و هرگونه حركت مسلحانه و بدون نظر ولی امر مسلمین را جایز نمی‌دانست. او در آن روزگار كه عوامل منافقین در زندان، عناصر خط امام را با تعابیری از قبیل فتوائی زیر سئوال می‌بردند، اظهار می‌داشت: «بدون هیچ ابائی، ما فتوائی و مقلد هستیم. خودمان كه مجتهد نیستیم.»

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:54 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

مهم ترین فعالیت های نظامی (قبل از انقلاب)

پس از قیام 19 دی ماه سال 1356 در قم با اخذ مجوز شرعی از برخی علما و روحانیون پیرو حضرت امام خمینی (ره)، عملیات نظامی علیه رژیم را شروع كرد و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی بی‌وقفه به مبارزات خود ادامه داد.

اقدامات مهمی كه شهید بروجردی به همراه تعدادی از نیروهای انقلابی در این مدت انجام داد، عبارتند از:

1 – مبارزه جدی و عملی علیه حضور آمریكا در كشور.

2 – خلع سلاح قرارگاه پلیس (تهران).

3 – عملیات نظامی 15 خرداد 1357.

4 – انفجار در نیروگاه برق و كاخ جوانان منطقه شوش.

5 – خلع سلاح كلانتری 14 در میدان خراسان.

6 – شركت در آزادسازی پادگان جمشیدیه و رادیو تلویزیون.

شهید بروجردی در رابطه با اكثر این حركت های انقلابی، مسئولیت شناسایی، جمع‌آوری اطلاعات و طرح‌ریزی عملیات را به عهده داشت و در آخرین عملیات از ناحیه پا مجروح گردید.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:54 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

 

شهید و پیروزی انقلاب اسلامی

تلاش مستمر شهید بروجردی در راه به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به عنوان یك نیروی مبارز و سردار آقا امام زمان(عج) در مراحل مختلف قبل و پس از پیروزی ادامه داشته است. او كه با ظاهر شدن نشانه‌های پیروزی مردم، سر از پا نمی‌شناخت در هر جا كه مسئولان تشخیص می‌دادند حاضر می‌شد و به عنوان كسی كه آموزش های نظامی را در دوران سربازی و مراكز آموزشی فلسطین فراگرفته و تجربیات عملی در مبارزه را نیز دارد، مورد توجه مسئولان بود. هنگامی كه بازگشت حضرت امام خمینی (ره) حتمی شد، محمد به عنوان مسئول حفاظت حضرت امام (ره) از طرف شهید بهشتی و شهید عراقی انتخاب گردید و در طول مسیر با عشق و علاقه‌ای قلبی به این كار مبادرت ورزید و در مدرسه رفاه نیز در آن دوران حساس، به عنوان مسئول حفاظت، ایفای نقش نمود.

دراین ایام او خود را در كنار امام و مراد خود می‌دید و نظاره‌گر به ثمر نشستن خون شهیدان و تحقق آرزوهای مجاهدان فی سبیل‌الله بود.

سرانجام دوران ستمشاهی و ظلم و بی‌عدالتی از كشور اسلامی ایران رخت بر بست و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. در این مقطع اقدامات و تلاش وی ابعاد گسترده‌تری یافت. و با شناختی كه از جریانهای فكری و سیاسی موجود داشت برای افشای چهره پلید منافقین و مبارزه ریشه‌ای با آنها از هیچ حركتی فروگذار نبود و به حق یكی از بازوهای حزب‌الله در جهت نابودی این جریان انحرافی بود.

پس ازمدتی سرپرستی زندان اوین را به عهده گرفت و چندی بعد او یكی از دوازده نفری بود كه در خدت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بنیانگذاری كردند.

شهید بروجردی با تلاش های شبانه‌روزی و طاقت‌فرسا، در كنار سایر برادران، از همان ابتدا در سازماندهی و نظم دادن به سپاه پاسداران شركت فعال داشت و با وجود مشكلات و نارسای یها، دلسوزانه انجام وظیفه می‌كرد.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:55 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

حركت به سوی كردستان

در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی كه عوامل داخلی ابرقدرت ها، فتنه و آشوب را در مناطق كردنشین به راه انداختند، با فرمان تاریخی حضرت امام (ره) مبنی بر مقابله و سركوب ضدانقلاب، عازم پاوه شد. حضور آن شهید در كردستان (كه تا آخرین لحظات حیاتش ادامه داشت) منشا خیرات و بركات زیادی گردید.

پس از تصویب طرح تشكیل سازمان پیشمرگان كرد مسلمان، مسئولیت این كار از طرف شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی و حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی به ایشان سپرده شد. اقدامات موثر این تشكیلات در كردستان، سازماندهی ضدانقلاب و نقشه‌های مزورانه اجنبی‌پرستان را برهم زد و آرزوی ایجاد اسرائیل دوم در كردستان را در دل آمریكا و ایادیش دفن كرد.

در كردستان تمام حركات ضدانقلاب را به عنوان فرمانده عملیات زیر نظر داشت. در جریانات پاوه، درگیری سنندج و حوادث دردناك شهرهای كردستان همواره یكه‌تاز مقابله با ضدانقلاب بود و شهرها یكی پس از دیگری با دلاوری های شهید بروجردی و یارانش آزاد شد. با این كه به او توصیه شده بود كه در خط اول نباشد، اما همیشه در پیشاپیش نیروها حركت می‌كرد. بارها و بارها در محاصره ضدانقلاب افتاد، اما هر بار با شگفتی تمام، خود و همرزمانش را از محاصره خارج ساخت.

او كه در این مدت با تشكیل یك ستاد عملیاتی در شمالغرب، فرماندهی پاسداران و بسیجیانی را كه به كردستان می‌رفتند برعهده گرفته بود، موفق شد تا اكثر مناطق آلوده را پاكسازی كند.

نقش شهید در امنیت كردستان

شهید بروجردی كار خود را در كردستان با افراد محدودی آغاز كرد. او زمانی به كردستان رفت كه در اثر سیاست سازشكارانه دولت موقت و خیانت هیئت به اصطلاح حس نیت، جوانان حزب‌اللهی در این خطه به دست ضدانقلابیون ملحد، مظلومانه به شهادت می‌رسیدند.

او در این منطقه با مشكلات فراوانی مواجه بود اما هیچگاه ناراحتی درون خود را آشكار نمی‌ساخت و با استواری و صلابت به دیگران روحیه می‌داد و با مشغله فراوان، ساعت ها می‌نشست و به صحبت های برادران گوش می‌داد.

بعد از تصدی مسئولیت در كردستان، در پاكسازی از مناطقی مانند پاوه، مریوان و جوانرود به مرز رسیدیم، پاكسازی مناطق سنندج، بوكان، مهاباد، كامیاران به فرماندهی ایشان صورت گرفت. او دوشادوش شهید كاظمی از پاوه حركت كرد و در پاكسازی بانه و سردشت، كه نقطه اتكای بسیار بزرگ ضدانقلاب به شمار می‌رفت، سهم به سزایی داشت.

شهید بروجردی پس از شهادت شهید كاظمی و شهید گنجی‌زاده مستقیماً فرماندهی عملیات بسیار سخت و صعب‌العبور مسیر پیرانشهر و سردشت را به عهده گرفت و شجاعانه در كنار رزمندگان اسلام لرزه بر اندام ضدانقلابیون انداخت.

به راستی كه او حق بزرگی بر گردن كردستان دارد. او بارها می‌گفت:

«آن كس كه مردم كردستان را دوست داشته باشد می‌تواند در كردستان كار كند.» و می‌گفت «من به این مردم محروم و ستمدیده علاقه دارم.»

شهید بروجردی با اینكه بسیار ملایم و نرم بود اما در مقابل گروهك های منحرف و عناصر خود فروخته و وابسته، با شدت عمل و بر مبنای «اَشِدّاءُ عَلَی‌الكُفّار» برخورد می‌كرد.

او معتقد بود كه لحظه‌ای نباید پاكسازی كردستان متوقف شود. گرچه به كارهای تبلیغی، فرهنگی، اقتصادی و عمرانی اعتقاد بسیار داشت، می‌گفت: ابتدا باید منطقه را پاكسازی كرد و بعد به امور دیگر پرداخت.

شهید بروجردی در مناطق جنوب، مخصوصاً در عملیات فتح‌المبین نیز نقش برجسته‌ای داشت. با اینكه مسئولیت منطقه غرب را عهده ‌دار بود، قبل ازشروع عملیات به جنوب آمد و در عملیات شركت كرد.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:55 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

خصوصیات و سجایای اخلاقی

نیروی ایمان و تعهد شهید بروجردی و علاقه قلبی او به انقلاب اسلامی و ارزش های متعالی آن باعث شده بود كه در سنگر زهد و تقوی و خدمت خالصانه از تمامی همرزمانش پیشتازتز باشد.

آن قدر با نفسانیات خود مبارزه می‌كرد كه جایی برای خودستایی در او وجود نداشت.

شهید بزرگوار حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین محلاتی در وصف وی می‌گویند:

«به قدری متواضع بود كه هیچگاه «من» نمی‌گفت و از خود تعریف نمی‌كرد و همیشه به دنبال كار بود. آنچه برای او مطرح بود، فداكاری، ایثار و مبارزه بود. جهاد و فداكاری او در حد اعلی بود و شاید كمتر برادری به قدر این شهید در غرب خدمت كرده باشد ... پاك زندگی كرد و پاك از دنیا رفت.

درمقابله با ضدانقلاب و برخورد با نارسایی های بی‌دلیل و مسامحه و سستی افراد، از خود واكنش نشان می‌داد و دارای اراده محكم و عشق به ارزشهای متعالی اسلام بود.»

سردار سرلشكر پاسدار محسن رضایی فرماندهی كل سپاه اظهار می‌دارند:

پیروزی ما در عملیات «بازی‌دراز» و همچنین «قصرشیرین» مدیون این شهید بزرگوار است.

عشق و علاقه وصف ناشدنی آن شهید به مردم كردستان تا حدی بود كه در سخت‌ترین شرایط، به مشكلات مردم می‌اندیشید و چون خود فردی زجر كشیده بود، با احساس عمیق دینی همواره به محرومان فكر می‌كرد.

او یك دوست و یاور به تمام معنا برای مردم مستضعف و محروم كردستان بود. این علاقه نه تنها در رفتار ظاهری او نمایان بود، بلكه در عمق وجودش ریشه دوانده بود.

هیچگاه در چهره او تردید و ابهام وجود نداشت. دارای روحیه‌ای قوی و بزرگ بود و در شجاعت بی‌نظیرترین فرد در كردستان بود.

تقوی، خلوص و اعتقادش به توحید، در او ایجاد آرامش می‌كرد و تحمل و صبر و استقامتی كه در او بود، نشان می‌داد كه چگونه مجاهدی است.

او هیچ‌گاه وقار و متانت خود را از دست نمی‌داد و علاوه بر ارتباط تشكیلاتی، همواره یك ارتباط معنوی با بچه‌ها داشت. نفوذش بر قلب ها به گونه‌ای بود كه حتی در رابطه با مردم كردستان نیز مصداق داشت. مردم كردستان با علاقه عجیبی او را دوست داشتند. او همواره می‌گفت: باید حساب مردم را از ضدانقلاب جدا كنیم. این برخورد گرم و صمیمی با مردم آن منطقه بود كه به او لقب مسیح كردستان داده بودند.

همواره تبسم بر لبانش نقش بسته بود. درحالی كه شكیبا بود، خروشان هم بود. او كه یك لحظه از تداوم عملیات غافل نبود، با تلاش همه جانبه و شبانه‌روزی، دیگران را برای خدمت هرچه بیشتر ترغیب می‌كرد. محمد تمام وجود خود را وقف انقلاب كرده بود. كسی نمی‌توانست زمانی را بیابد كه ایشان در حال استراحت باشد و یا وقفه‌ای در كارش ایجاد شد.

او با تمسك به روحانیت پیرو خط امام و تقوای سرشار خود، درمراحل مختلف مبارزه چه قبل و چه پس از پیروزی انقلاب از هرگونه چپ‌روی یا راست‌روی مصون ماند. او با همین اخلاق اسلامی و تواضع و فروتنی توانسته بود تبلیغات انبوه ضدانقلاب را خنثی نموده و به یك منطقه وسیع حیات دوباره بخشد.»

شهید بروجردی یك نظامی بود، ولی بشدت عاطفی و فرهنگی بود. سعی می‌كرد كه به وسیله برخوردها و بحث های اعتقادی و سیاسی، افراد را با عقاید و دیدگاه های انقلابی و اسلامی آشنا كند و این كار در كردستان كارایی خوبی داشت. با مردم‌داری و قلب مهربان خود چنان در دل نیروهای سپاهی و بسیجی و مردم كردستان نفوذ كرده بود كه هرچند ماموریت ها طولانی می‌شد، نیروها احساس خستگی نمی‌كردند.

در زندگی شهید بروجردی آثار رفاه ‌طلبی و گرایش به مادیات مشاهده نمی‌شد و در سخت‌ترین شرایط با كمترین امكانات به خدمت مشغول بود و همواره خود را مدیون انقلاب و امام می‌دانست.

در مجموع، آگاهی سیاسی و دینی او، مهارت های نظامی و عشق و ارادتش به انقلاب از او فردی ساخته بود كه خود را همواره در خدمت به نظام مقدس اسلامی می‌دید و در این راه هیچ‌گاه احساس خستگی نكرد.

بروجردی را همه می‌شناسند و خوب می‌دانند كه او به واقع منجی كردستان بود و حضورش در آن خطه، دل هر دشمنی را می‌لرزاند.

محمد با فعالیت های مخلصانه‌ای همه را مجذوب خود كرده بود. خبر شهادتش، تمامی رزمندگان مستقر در منطقه را آنچنان منقلب كرد كه گویی پدر خویش را از دست داده‌اند.

شهید بروجردی كه در حیات پربركتش منشا بسیاری از خیرات بود با تقدیر الهی پس از عمری كوتاه ولی سراسر مبارزه و تلاش و محرومیت، با قلبی آكنده از عشق به اسلام و محرومان به شهادت رسید و خصلت های بی‌شماری همچون ساده‌زیستی، تحمل مشكلات، آگاهی و بصیرت، عشق به امام و ولایت، صلابت وقاطعیت در مقابل ضدانقلاب و ستمگران را برای رهروانش به یادگار گذاشت.

سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت درمورد نفوذ كلام او چنین گفته است:

«بودند برادرانی كه در اثر فشار كار خسته شده بودند ولی بعد از چند دقیقه صحبت با شهید بروجردی، تمام مسائل آنها حل می‌شد و با دلی‌ گرم و امیدوار دوباره سراغ كارشان می‌رفتند ...

ما شاگرد او بودیم. ایشان دارای یكسری ویژگی های اخلاقی خاصی بودند كه شاید من در طول زندگیم از كمتر انسانی دیدم و ولایت‌پذیری در این انسان بزرگ، استقامت و پایداری، اخلاق حسنه، خصوصاً در برخوردهای اجتماعی از ویژگی های خاص اولیه این مرد بود.

او خیلی ساده از خطای دیگران درباره خویش می‌گذشت و به اشتباه خود اعتراف داشت و طلب عفو می‌كرد.»

او نمونه‌ای از شیران صحرای نبرد در روز و زاهدان در دل شب بود.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:56 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

نحوه شهادت

در تاریخ اول خرداد 1362 در حالی كه با عده‌ای دیگر از همرزمانش در مسیر جاده مهاباد، نقده حركت می‌كردند بر اثر انفجار مین به آرزوی دیرینه‌اش (كه سال ها در نمازها و نیایش های نیمه شبش از درگاه خداوند می‌طلبید) رسیده و به فوز عظیم شهادت نایل شد.

یكی از افرادی كه در صحنه شهادتش حضور داشت می‌گوید:

«پس از انفجار وقتی من بالای سر او رسیدم مانند همیشه تبسم بر لبانش نقش بسته بود و من احساس كردم كه او كلام مولایش را تكرار می‌كند. «فُزتُ وَ رَبّ الكَعبَه».

قسمتی از وصیتنامه   

ما كه جز تكلیف كاری دیگر نداریم، اگر ما به اجتهاد خودمان برای خودمان تعیین مسئولیت كنیم این غلط است.

وجود امام، امروز برای ما معیار است. راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنیا و آخرت است و من با تمام وجود این اعتقاد را دارم كه شناخت و مبارزه با جریانهایی كه بین مسلمین سعی در به انحراف كشیدن انقلاب از خط اصیل و مكتبی آن را دارند به مراتب حساستر و سخت‌تر از مبارزه با رژیم صدام و آمریكاست.

وصیتم به برادران این است كه سعی كنند توده مردم را كه عاشق انقلاب هستند از نظر اعتقادی و سیاسی آماده كنند كه بتوانند كادرهای صادق انقلاب را شناسایی كنند و عناصری كه جریان های انحرافی دارند را بشناسند؛ كه شناخت مردم در تداوم انقلاب امری حیاتی است.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:56 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

بوسه یک فرمانده برپای مادرشهید

فاش نیوز -  در مراسم بزرگداشت شهید بروجردی ، سردار مشایخی با ادای احترام و افتادن به پای مادر شهید...
بروجردی، صحنه‌ای ماندگار را در ادای احترام به مادر شهید بروجردی خلق كرد.
به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا» شب گذشته همسنگر‌های محمد بروجردی دور هم جمع شده بودند تا بار دیگر خاطرات دوران مجاهدت‌های خاموش را در ذهن بازنگری كنند ولی این جمع شدن در حدود یك ساعت برنامه را به تاخیر انداخت.

مادر محمد كه غم مسیح كردستان كمرش را خم كرده بود به سختی از پله‌ها بالا رفت و خود را به جایگاه رساند.


همه منتظر بودند تا خوش‌آمدگویی را از زبان مادر شهید بروجردی بشنوند كه مجری از سردار مشایخی هم‌رزم دوران مجاهدت‌های خاموش شهید بروجردی خواهش كرد كه او نیز به جایگاه بیاید. 
سردار به علت كمبود وقت از رفتن به جایگاه ممانعت می‌كرد ولی وقتی اصرار بیش از حد مجری را دید به ناچار خود را به جایگاه رساند. 
حضور هم‌رزم شهید بروجردی در كنار مادر شهید بروجردی هزاران معنا را تولید كرده بود كه ناگهان سخنان مجری سكوت را بر مجلس حكم‌فرما كرد. 
سردار مشایخی كه خلق تصاویر ماندگار را از مسیح كردستان به ارث گرفته بود با آرامش خاصی به پای مادر شهید بروجردی افتاد و بوسه‌ بر پای او زد.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:57 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

کودکی و رشد دینی

به سال 1333 شمسی در روستای کوچک «دره گرگ» از توابع شهرستان «بروجرد» در خانواده مومن و مستضعف فرزندی دیده بر جهان گشود که او را «محمد» نام نهادند.

شش ساله بود که پدر را از دست داد. با مرگ پدر و وخامت وضعیت مادی خانواده، مادر رنجدیده ، محمد و پنج فرزند دیگرش را با خود به «تهران» آورد و محله مستضعف نشین «مولوی» مقر خانواده بروجردی شد.

مادرش میگوید:

«محمد شش ساله بود که یتیم شد. از هفت سالگی روزها را در یک دکان خیاطی کار می کرد. اسمش را در یک مدرسه شبانه نوشتم و شبها درس می خواند. همه او را دوست داشتند. چه معلم چه صاحبکارش.»

چهارده ساله بود که به سال 1347 با شرکت در کلاسهای آموزش قرآن و معارف اسلامی قدم به دنیای پر تب تاب مبارزه گذاشت. خودش از آن روزها چنین حکایت می کرد:

«وقتی به این کلاسها رفتم قرآن را خواندم و مفهوم آیات را فهمیدم چشم و گوشم روی خیلی مسایل باز شد. معنای طاغوت را فهمیدم. فهمیدم امام کیست و چرا او را از کشور تبعید کرده اند».

در بند اسارت طاغوت

پس از چندی با تشکیلات مکتبی «هیات های مؤتلفه اسلامی» مرتبط شد و ضمن شرکت در جلسات نیمه مخفی سیاسی- عقیدتی، که به همت شهید بزرگوار «حاج مهدی عراقی» تشکیل می شد سطح بینش مکتبی و دانش مبارزاتی خود را بالا برد.

در سال 1350 ازدواج کرد و یکسال بعد به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد. مادرش میگوید:

«به او گفتم پسر حالا که احضارت کرده اند میخواهی چکار کنی؟ گفت : مادر من مسلمانم مطمئن باش تا جایی که بتوانم تن به چنین ذلتی نمی دهم. من از خدمت به این شاه لعنتی بیزارم.می فهمی مادر، بیزار!»

«محمد»که علاقه ای به خدمت در ارتش شاهنشاهی نداشت اندکی پس از این فراخوان به قصد دیدار با مرشد در تبعید مکتب انقلاب حضرت امام خمینی«ره» از خدمت فرارکرد اما حین عبور از مرز زمینی ایران - عراق توسط عناصر «ساواک» رژیم شناسایی و دستگیر شد. مادر محمد از این دوران می گوید :

«خبر آوردند که او را در خوزستان سر مرز گرفته اند. رفتم اهواز سازمان امنیت عکسش دستم بود و گریه میکردم... از آنجا رفتم زندان ساواک «سوسنگرد»... این پسر آنجا بود.وقتی وارد اتاق بازجویی شدم دیدم او را از پاهایش به سقف آویزان کرده اند و کتکش میزنند. همین طور مثل باران چوب و شلاق و باطوم بود که روی سر صورت بچه ام می بارد ولی حتی یک آخ هم از او نشنیدم.»

سردار شهید «حاج محمد ابراهیم همت» درباره روحیه بالا، عشق به ولایت وتعهد عمیق «محمد» به آرمانش در آن ایام سخت اسارت درسیاهچال های آریامهری می گفت :

«در زندان عوامل رجوی و سایر همپالگی های منافقین به برادرانی که معتقد به ولایت فقیه و رهبری حضرت امام بودند از روی طعنه میگفتند فتوایی !

این هم یکی از مظلومیت های مضاعف بچه های حزب اللهی در آن سالها بود. بعضی ها در برابر این انگ زدنهای رذیلانه منافقین دست و پایشان را گم کردند. ولی محمد خیلی منطقی و زیبا آنها را توجیه کرد. او بدون هیچ ابایی گفته بود:آری ما فتوایی هستیم و مقلد. خودمان که مجتهد نیستیم تا بتوانیم تا حکام را از منابع آن استخراج کنیم. بگذارید هر چه دلشان میخواهد، بگویند».

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:58 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شهید بروجردی

مجاهد فتوایی

محمد نهایتا پس از شش ماه اسارت از زندان آزاد شد. همزمان با آزادی از محبس بلافاصله او را تحویل ارتش دادند و بدین ترتیب محمد جهت خدمت اجباری سربازی به تهران آمد. پس از خاتمه دوران سربازی با تجاربی که از دوران زندان و خدمت در ارتش کسب کرده بود، این بار به طور حرفه ای قدم به میدان مبارزات سیاسی- مکتبی گذاشت. درقدم نخست در صدد برآمد تا با روحانیت متعهد پیرو خط امام تماس و ارتباط بر قرار نماید. چندی بعد در رابطه با تشکل های فرهنگی- تبلیغاتی دست بکار چاپ، تکثیر و توزیع اعلامیه ها و پیام های حضرت امام شد. مادر«محمد» از فعالیت های او در این مقطع خاطرات جالبی دارد:

     «خانه ما در «مولوی» تبدیل شد به مرکز انتشار اعلامیه ضد رژیم. محمد به همراه چند نفر از دوستانش در طبقه همکف یکی از اتاقها سه چهار دستگاه خیاطی گذاشتند و عده ای بی وقفه پشت این چرخ ها کار میکردند... این ظاهر قضایا بود. درست در زیر زمین همین اتاق آنها چاپخانه مجهزی داشتند که شبانه روز کار میکرد. سرو صدایش تمام محله را برداشته بود. البته باعث سوء ظن کسی نمی شد. هر کس به خانه می آمد فکر می کرد این همه سرو صدا مال آن چهار تا چرخ خیاطی است».

با درسهایی که فعالیتهای سیاسی- تبلیغاتی گرفته بود نهایتا به این نتیجه رسید که در راه سرنگونی دیکتاتوری آمریکایی شاه صرفا به مبارزه سیاسی نباید بسنده کرد. به روایت سردار«حاج سعید قاسمی»:

«در سال 1355 در معیت چند تن از دوستانش برای آموزش اصول و قواعد جنگ های پارتیزانی راهی سوریه شد. در سوریه حاج آقا و دوستانش به اردوگاه های نظامی «جنبش امل» معرفی و سرگرم طی دوره های رزم چریک شهری و نبرد پارتیزانی شدند. بعد از ختم دوران آموزشی شهید بروجردی و دوستانشان تصمیم می گیرند تا جهت گرفتن حکم شرعی مبارزه مسلحانه به«نجف» رفته و با حضرت امام ملاقات نمایند...اما بنابه برخی مسایل و معضلات خصوصا گرم شدن روابط رژیم بعث عراق با دیکتاتوری شاه امکان سفر آنان به عراق منتفی شد و ناچار به ایران برگشتند».                                                                  

«محمد»، خود از جمله دلایل اصلی بازگشت از سوریه را، واهمه از غلتیدن به ورطه سیاست بازیها و تزهای شبه مارکسیستی که در صفوف برخی گروههای مقاومت لبنانی – فلسطینی حاکم بود، ذکر می کرد.

پس از چاپ مقاله موهن ساواک در روزنامه «اطلاعات» و قیام خونین 19 دی ماه سال 1356، و سرکوبی خیزش روحانیت و مردم شهر «قم»، «محمد» یک رشته عملیات چریکی فشرده و ضربتی را علیه تاسیسات سیاسی – امنیتی و مراکز به ظاهر فرهنگی رژیم و حامیان آمریکایی آن، طراحی و اجراء کرد. از جمله این رشته فعالیت های مسلحانه، میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

1)انفجار رستوران خوانسالار، عشرتکده و محل تجمع و عیاشی مامورین آمریکایی ستاد آسیای جنوب غربی C.I.A در تهران.

2)انفجار اتوبوس نظامی حامل مستشاران آمریکایی، در لویزان.

3)خلع سلاح مامورین قرارگاه شهربانی شاهنشاهی در تهران.

4)عملیات نظامی علیه یک رشته از مراکز ساواک، در 15خرداد 1357.

5)انفجار تاسیسات برق مراکز رژیم، موسوم به «کاخ جوانان»، در منطقه شوش تهران و...

در رابطه با کلیه این سلسله عملیات، مسئولیت شناسایی سوژه ها، گردآوری اطلاعت لازمه، طرح و برنامه ریزی دقیق هر یورش، بر عهده «محمد» بود.

ضمن آنکه پس از طی مراحل مقدماتی مربوط به هر عملیات، محمد با رابطین خود در صفوف روحانیت مبارز پیرو خط امام تماس می گرفت و تنها پس از کسب مجوز شرعی، دست به کار اجرای عملیات می شد.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

جمعه 9 اردیبهشت 1390  6:58 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها