خانه شیطان از جنس فولاد
خانه شيطان از جنس فولاد:
تار عنكبوت يكي از مقاوم ترين مصالح روي زمين مي باشد. هر رشته تار عنكبوت بدون آنكه پاره شود، تا 40 درصد طول خود قابل كشيده شدن مي باشد و مقاومتي مثل رشته هاي فولاد دارد. جدا از به دام انداختن و شكار حشرات، منظوري كه عنكبوت از ريسيدن تار دارد. اين رشته ها آنقدر مقاوم و محكم هستند كه مي توانند لوله هاي سريع السير را در حركت متوقف بسازند و همانند يك كمند، ماهواره اي 5 تني را بدام بياندازند.
عنكبوت تكنيكهايي را بكار مي برد كه خيلي فراتر از آنهايي مي باشند كه ماهر ترين شيميدان ها مورد استفاده قرار مي دهند. غده مايه تارعنكبوت يك كارخانه ذره بيني مي باشد كه اندازه آن از قطر يك رشته موي انسان تجاوز نمي نمايد. رطوبت ماده پروتئيني ژله اي شكل و لزج مترشحه اين غده با يك كليه مينياتوري تا حد لازم مكيده مي شود، درست مثل اين است كه عنكبوت مي خواهد خمير شيريني از آن بسازد. با اين حال عنكبوت به شكلي اين توده چسبنده و خميري را روان نگه مي دارد و با بهره گيري از علم ديناميك مايعات، آن را به شكل معجزه آسايي به تارهاي مقاوم تبديل مي نمايد. اگر پژوهشگراني مثل ويني به رازهاي عنكبوت پي ببرند، نه تنها مي توانند به سادگي ابريشم با مقاومت تارهاي عنكبوت را بريسند، بلكه مي توانند فن آوري را توسعه بدهند و انقلابي در صنعت شيمي پديد بياورند.
الياف مصنوعي نوعاً تحت شرايط شيميايي قوي ريسيده مي شوند، براي مثال، كولار، نوعي الياف مصنوعي كه از نظر مقاومت و كاربرد برنده مدال طلا شده است، از اسيد سولفوريك غليظ حرارت داده شده تا نزديكي نقطه جوش، بدست مي آيد. تفاله شيميايي باقيمانده از اين فرآيند، خطرناك و خلاص شدن از آن فوق العاده گران تمام مي شود. اما تار عنكبوت از پروتئين و آب ساده و با PH در حد متعارفي و درجه حرارت بدن انسان، ريسيده مي شود.
اگر شيميدان ها به اين شاهكار عالي شيمي دست يابند، مي توانند با ابداع شيوه هاي جديد و دوست محيط زيست، فرآورده هاي با كيفيت برتر و حتي ارزان تر توليد نمايند.
با وجود سالها مطالعه و تحقيق تار عنكبوت هنوز براي شيميدان ها، يك معما مي باشد. در زير ميكروسكپ، الياف تارعنكبوت كاملاً صاف و نرم ديده مي شوند، ليكن وقتي با يك حلال به آنها حالت داده شود و تشريح گردند، مشاهده مي شود كه هر رشته از لايه هاي ريز خيره كننده و در اندازه هاي از يك ميليارد دم متر تا يك ميكرومتر تشكيل شده اند، پيچيده گي اي كه الياف مصنوعي ساخته دست بشر در مقايسه با آنها حقير و خام جلوه مي كنند. لايه هاي ريز هم مركز كه نانو فيبريل ناميده مي شوند، مغز الياف را احاطه كرده اند. در بعضي لايه ها، نانو فيبريل ها مستقيم و در امتداد محوررشته قرار دارند، در حاليكه در برخي مثل يك پلكان پر پيچ به دور الياف پيچيده شده اند. اين شكل ساختار، به رشته ها استحكام بيشتري مي دهد و پاره شدن آنها نيروي بيشتري لازم دارد. ران ابي ازدانشگاه آكرون، در اوهايو كه براي مطالعه قدرت مقاومت تارهاي عنكبوت از نيروي اتمي ذره بيني استفاده مي كند، مي گويد: اگرهمه نانو فيبريل ها موازي محور تار مي بودند، در اثر كشيده شدن، تار زودتر به حد نهايي شكست مي رسيد و پاره مي شد. ليكن نانو فيبريل هاي متقاطع و زاويه دار، ابتدا بايستي كشيده شوند تا راست گردند و سپس با اعمال نيروي بيشتر به نقطه شكست برسند.
گره هاي مويين:
با عميق تر نگاه كردن به داخل يك نانوفيبريل، پيچيده گي شگفت انگيزتري ظاهر ميشود؛ كريستالهاي پروتئيني به اندازه چند ميليارد متر كه در سرتاسر بافت زنجيره هاي پروتئيني گره خورده اند، ديده مي شوند. به نظر مي رسد كه جاذبه قوي كريستال ها مانع مي شود كه زنجيره هاي پروتئيني به هنگام كشيده شدن بلغزند و كريستال ها از كنار هم رد شوند. لين جلينسكي، كارشناس شيمي پليمري از دانشگاه ايالتي لوئيزيانا مي گويد: ((ماده اي مثل لاستيك كه خاصيت ارتجاعي دارد و همانند يك فنركشيده مي شود، مابين كريستال ها قرار دارد. وقتي تار كشيده مي شود كه طول تار اضافه گردد و در نتيجه براي پاره شدن، نيروي كششي بيشتري لازم شود)).
با بدست آمدن اطلاعات تازه از ساختار اسرارآميز تارعنكبوت، پژوهشگران از توانايي اين حشره در توليد سريع تار و در يك فضاي محدود و تنگ ، بيشتر حيرت زده مي شوند. نفيلا كلاوي پس، عنكبوت 5/2 سانتيمتري به رنگ نارنجي و سياه با بندهاي موئين، بومي آمريكاي مركزي، تارهاي فوق العاده محكم مخصوص كشيدن را، رشته اي كه عنكبوت به آن آويزان مي شود، در هوا تاب مي خورد و از چنگ دشمنان فرار مي نمايد، از شيره مترشحه غده اي مي سازد كه به اندازه يك نخود است. اين شيره يك محلول آبكي با غلظت 50 درصد موسوم به(اسپيدروين) است. محلول اسپيدروين از ميان لوله دوكي شكل كه قطر آن فقط يك بيستم ميليمتر است مي گذرد و وارد مجراي تار مي شود. بعد از طي يك مسير 2 سانتيمتري كه در زماني كمتر از يك ثانيه طول مي كشد، عنكبوت تار قوي را از تارريس كه شبيه يك پستانك است و در انتهاي عقبي حشره قرار دارد، كامل و فرايند شده بيرون مي دهد.
ويني و همكارش ديويد كالان از مركز تحقيقات ارتش با آزمايش نور پلاريزه در زير ميكروسكپ، متوجه بافت كاملاً متمايز اسپيدروين شدند. پژوهشگران در آزمايش خود متوجه شدند كه اسپيدروين به شكل كريستال مايع مي باشد.
كريستال مايع ساختاري مانند جامدات دارد، با اين تفاوت كه مي تواند مثل مايعات جريان يابد. مولكول هاي ميله اي شكل موجود در اين كريستال ها در وقتي كه غلظت مايع پايين باشد نامنظم و مثل مولكول ها در مايعات، شناورند. اما در غلظت هاي بالا مولكول ها شروع به در يك رديف قرار گرفتن مي نمايند. مولكول هاي اسپيدروين ممكن است به شكل توده هايي در بيايند كه از زنجيره هاي پروتئين گره خورده حاصل مي شوند. ويني مي گويد: كه اين توده ها مثل مهره هاي چرتكه رويهم سوار مي شوند و نوعي ميله را مي سازند كه فقط در كريستالهاي مايع ديده مي شود. ويني و كالان عقيده دارند كه اين حالت كريستال مايع به عنكبوت كمك مي كند كه اسپيدورين را با كاستن از غلظتش عمل بياورد. غلظت اسپيدورين در غده معادل غلظت ژله مي باشد. ويني توضيح مي دهد: اين ماده ژله اي شكل نمي تواند در لوله ذره بيني جريان پيدا كند. ليكن عنكبوت با اضافه كردن آب به آن به شكلي ماده غليظ را از ميان تار ريس خود مي گذراند و آن را تبديل به تارهاي محكم می نمايد.
ويني مي گويد: كه راز كار در اين است كه ساختارهاي ميله اي شكل اسپيدورين با نيروي ضعيفي جذب يكديگر مي شوند. آنها به آساني مي توانند از كنار هم بلغزند و رد شوند. اين منطقي به نظر مي رسد. عنكبوت تار خود را با حداكثر صرفه جويي در انرژي مي سازد.
فرتيز وولرايت، استاد جانور شناسي دانشگاه آرابوس، دانمارك و استاد مدعو آكسفورد مي گويد: (عنكبوت نمي تواند اتلاف انرژي را تحمل كند. حالت كريستالي مايع، غلظت ترشحات خمير تار را پايين مي آورد و عنكبوت مجبور نمي شود براي جاري ساختن محلول از مجراي باريك تار، فعاليت زيادي بنمايد.)
حالت كريستالي مايع همچنين مولكول هاي پروتئيني را به شكلي سازمان مي دهد كه دقيقاً كنار هم رديف مي شوند و كريستال هاي پروتئيني باريكي را تشكيل مي دهند. نانو فيبريل ها كه خواص فوق العده به تار مي دهند، لوله مي شوند. بعضي از فرایندهای صنعتی در توليد الياف مصنوعی ای مثل (کولار) يک مرحله کريستال مايع را به همين منظور، مورد استفاده قرار می دهند.
اما اينکه چگونه عنکبوت مخلوط آب و پروتئين را به اليافی تبديل می نمايد که با باران شسته نمی شوند، يک معما می باشد. وينی می گويد: گلوله های اسپيدروين تازه تشکيل شده بدين سبب در آب ثابت هستند و شسته نمی شوند که بخش های جاذب آب در داخل پنهان شده اند. اما در اينجا يک رويداد استثنايی اتفاق می افتد؛ پروتئين های گلوله شده بايد باز شوند و بخش های غير جاذب آب را رو بياورند. چون اين نانو کريستال ها غير قابل حل در آب می باشند، رطوبت نمی تواند بر روی تار تأثير بگذارد. اما چه چيز می تواند اسپيدروين را به بيرون آمدن از شکل توپی ثابت خود اغوا نمايد؟
وينی می گويد: ماشه می تواند نيروی اصطکاک باشد، او گمان می برد که اصطکاک ميان گلوله های اسپيدروين و ديواره مجرای تار، نيروی لازم برای کشيده شدن ماشه تغيير حالت را تأمين می کند. اين نيرو ساختار پروتئين را تغيير می دهد و اجزا غير جاذب آب را به بخش بيرونی منتقل می سازد و تار ساخته می شود. آخرين يافته های وينی نشان می دهد که عنکبوت حتی نمی تواند حساسيت اين ماشه را با تنظيم غلظت يونهای کلسيم يا روی موجود در مجرای تار، کنترل نمايد.
وليکن وولرايت شک دارد که کريستالهای مايع به اندازه کافی غليظ باشند که بتوانند نيروی اصطکاک قابل ملاحظه ای به هنگام عبور از مجرا توليد نمايند. او شواهدی به دست آورده که گلوله های اسپيدروين در نتيجه نيروی کششی حاصل از دراز شدن جريان در عبور از بخش های مجرا که به تدريج باريک می شود، وضع خود را از دست می دهند و دچار تغيير حالت می شوند.
وولرايت عقيده دارد که تطويل شدن بالا می تواند موجب تا خوردن اسپيدروين؛ فشرده شدن آن بشود و آب را بيرون بدهد. او و همکارش ديويد نايت اندام ديگری در عنکبوت ديده اند که اين فرايند را کنترل می کند. يک پيش آمدگی ريزانگشتی شکل موسوم به ميکروويلی در داخل مجرای تار، ميکروويلی مساحت داخلی مجرا را افزايش می دهد و ميزان جذب آب را زياد می کند. اين دو پژوهشگر می گويند که مجرای تار به شکل يک کليه مينياتوری عمل می نمايد، آب اسپيدروين را می مکد و به بيرون پمپاژ می نمايد و کريستال مايع را به شکل تار درمی آورد.
در سال 1998، پژوهشگران با استفاده از دروس گرفته شده ازعنکبوت، به توليد تارهای مشابه مشغول شدند. از جمله ابی و همکارانش در انستيتو تحقيقاتی ناتيک، فنآوری ای را به نام نخ ريسی برقی مورد مطالعه قرار داده اند. با بکارگيری يک اختلاف پتانسيل 30000 ولتی در ميان يک سوزن فوق العاده ظريف و يک تور سيمی، آنها توانسته اند اسپيدروين شارژ شده را توليد کنند. همانطور که مواد به طور سيمی پاشيده می شوند، مولکول های اسپيدروين با نيروی الکتريکی کشيده می شوند و به موازات هم قرار می گيرند. ماده حلال تبخير می شود و تارهای خشک روی تور جمع می شوند.
ديگران برای مثال جلينسکی از فن آوری عنکبوت سود جسته و در تلاش است که ابريشم مصنوعی را با راندن يک محلول پروتئينی از ميان يک دستگاه ذره بينی که مشابه تارريس است، توليد نمايد. الياف ابريشمی در طرف ديگر دستگاه در يک حمام حلال دلمه و جمع می شوند.
ليکن حتی بهترين الياف ابريشمی مصنوعی مقاومتی کمتر از نصف استحکام تار عنکبوت در مقابل پاره شدن دارند. جلينسکی می گويد، اگر بتوان حالت کريستال مايع را در طول ريسندگی مصنوعی توليد نمود، وضعيت بکلی تغيير پيدا می کند. در حاليکه گروهی از پژوهشگران سرگرم تجربه توليد ابريشم با فن آوری عنکبوت هستند، گروهی ديگر با مطالعه عنکبوت به دنبال کشف شيوه هايی هستند تا خواص مواد را بهتر بسازند. الياف مصنوعی وقتی خيس شوند، آب را جذب می کنند، باد می نمايند و در فرآيندی موسوم به جمع شدگی شديد، تا حدود نصف طول خود کوتاه می شوند. اين حالت در بسياری از کاربردهای الياف يک مشکل بزرگ می باشد.
جلينسکي عقيده دارد کليه در بافت نامنظم ماده بين سلولی؛ نانوفيبريل می باشد. پروتئين ها در اسپيدروين عنکبوت در يک حالت توازن ظريف قرار دارند؛ متوازن از طريق اتصال ئيدروژنی با هر مولکول آب حاضر، به يکديگر. اما در الياف مصنوعی اضافه شدن آب توازن را به هم می زند و سبب می شود که تارها جمع شوند.
جلينسكي مي گويد: وقتي اين كنش ها، واكنش ها و تأثيرات متقابل درك و فهم شوند، مي توان ابريشم هاي مصنوعي را طوري ساخت كه استحكام آنها زياد باشد و در اثر رطوبت جمع نشوند.
پژوشگران هم اكنون تلاش مي كنند تا اسپيروين را از شير بز اصلاح شده ژنتيكي توليد نمايند. اگر محققين در كار خود توفيق پيدا كنند، مي توانند با تغيير و دستكاري يك يا دو ژن، شير را تنظيم و اسپيدروين مشابه خمير تار عنكبوت را توليد نمايند. آنها سعي دارند اين كار را حتي با جايگزين كردن بعضي اسيدهاي آمينه با اسيدهاي آمينه ديگر كه كمتر تشنه آب هستند، عملي سازند.
ويني معتقد است كه فهم شيمي تار عنكبوت در نهايت منتهي به دست آوردهاي بزرگي خواهد شد. با استفاده از فن آوري پيچيده و دوست محيط زيست عنكبوت، در صنعت اعجاز پديد مي آيد و انسان مي تواند آب ساده معمولي را به عنوان يك حلال بكار برد وموادي را بدست بياورد كه در نهايت غير قابل حل در آب باشند. ويني مي گويد: همين خاصيت تار عنكبوت است كه شيميدان ها را به هيجان آورده است.
در مقايسه، آنچه را كه عنكبوت انجام مي دهد با آنچه كه پيشرفته ترين صنايع ريسندگي الياف مصنوعي انجام مي دهند؛ توليد الياف مصنوعي با بكارگيري فرايند شيمي پيچيده، فشار بالا و اسيد سولفوريك قوي و نزديك جوش، در مقابل علم فيزيك بكار گرفته شده توسط عنكبوت باهوش، تار فوق العاده محكم، ضد رطوبت و بدون تفاله آلاينده محيط زيست، بدست مي آيد. اگر علم فيزيك بتواند سيستمي را طراحي كند و در خاصيت محلوليت در آب تغييرات مناسبي را به وجود بياورد، مي توان مواد حلال خيلي رقيق مثل آب را بكار گرفت و انقلابي در صنعت به وجود آورد. چنين سيستم هايي مي توانند، مولكول هايي را كه ميل تركيب با آب را ندارند برنامه ريزي كنند و در داخل عنصرهاي سازنده كريستال نهان بسازند. فعال كردن چنين مولكول هايي با اصطكاك و يا نيروي تطويل كننده مشكل جذب رطوبت و جمع شدگي الياف از ميان مي رود.
كاپلان هم اكنون در دانشاه تافتس در بوستون، سرگرم ساخت عناصر با خواص مشابه پروتئين اسپيدروين مي باشد تا در فرايندي مشابه فن آوري عنكبوت، تارهاي مقاومي ساخته شود. كاپلان مي گويد: ما توانسته ايم با استفاده از مكانيزم مشابه ماشه هاي عنكبوت، تشكيل نانو كريستال ها و كنترل كنيم. ماشه هاي مورد استفاده كاپلان عبارتند از اكسيداسيون شيميايي و فعال كردن آنزيمي. ماشه هاي مورد استفاده كاپلان براي پاسخگويي به هر علامتي با جريان برق، گرما يا نور، با يك طول موج معيني قابل طراحي هستند. كا پلين ماشه هاي خود را با ترتيب مناسب اتم ها و چيدن آنها در فضا، مي سازد.
مطالعه اينكه عنكبوت چگونه تارهاي خود را مي ريسد، به صنعت ريسندگي مهارت هايي را مي دهد تا بتواند از آن فن آوري در ساخت مواد طبيعي مشابه استفاده كند. عنكبوت تار خود را در درجه حرارت بالاي 30 درجه سانتيگراد مي ريسد، معدود فرايندهاي صنعتي وجود دارد كه بتواند درچنين دمايي، محصول بيرون بدهد.
ويني مي گويد: عنكبوت تار خود را در سرعت هاي متفاوت مي تند. سرعتي كه عنكبوت براي تنيدن تار شكار حشرات بكار مي برد، حدود يك دهم سرعتي است كه براي توليد تار كششي استفاده مي كند. در صنعت معدود فرايندي وجود دارد كه بتواند فرآورده را با عامل 10 تغيير دهد و در پايان محصول مطلوب را بدست بياورد.
عنكبوت ها هم چنين مي توانند چيزي درباره اينكه گياهان و بدن انسان چگونه ساخته شده اند، به ما بياموزند. كاپلان مي گويد: براي مثال، سلولز و كلان(بافت همبند) را در نظر بگيريد. شواهد قوي اي وجود دارد كه اين عناصر از مراحل مايع كريستالي كه به احتمال زياد يك ديده وسيع در بيولوژي مي باشد، ميگذرند. New scientist 24 APR.1999
درك و فراگيري فن آوري عالي عنكبوت به زمان، حداقل يك دوره 5 ساله نياز دارد. اما ويني، كاپلان و ديگران معتقدند كه تلاش هاي آنها، ثمرات با ارزشي را در پي خواهد داشت.
دكتر ويلز، جي گرش مي گويد: عنكبوت سانان موجودات ترسناكي نمي باشند. زماني كه من از استوديو آزمايشگاهي وي در پاي دامنه كوهستان((ريكلاهيو))در جنوب شرقي آريزونا ديدن كردم، او از درون تنگ شيشه اي گرفته تا روي ميزش عنكبوت و رتيل زنده جمع كرده بود. موجودات هشت پاي پشم آلود به رنگ قهوه اي مايل به خاكستري- كه اندازه مشت گره شده مي رسند- همان موجوداتي اند كه باعث بوجود آمدن خوابهاي ترسناك مي شوند.
دكترگرش مي گويد: گذشته از قيافه ترسناك اين موجودات جنگلي، نيش يك رتيل بسيار شديدتر از نيش يك زنبور عسل مي باشد. حقيقت اين است كه برخي مورچه ها و زنبورها و زنبورهاي عسل خطرناكند، اما هميشه اسم عنكبوت سانان از خود اين موجودات هم خطرناك تر بوده است، عنكبوتها-عنكبوتيان- در ميان اغلب جانداران ريز طبيعت ترسناك تر و مضرترين و در عين حال زيبا و دلرباترين مي باشند.
گونه هاي بيشماري از عنكبوت سانان در جهان زندگي مي كنند اما فقط 2 گونه يا 12 گونه از آنها براي انسان خطرناكند. از طرف ديگر عنكبوتيان حشرات موذي ومضر ديگري را شكار مي كنند و از رشد آنها جلوگيري مي كنند.
عنكبوتيان تقريباَ در هر جايي از زمين، تا 4 مايلي كوه هاي هيماليا، زير سطح درياها و بيابانها، منافذ موجود در زيرزميني و بالاي درختان استوايي يافت مي شوند. ميانگين عمرعنكبوتيان ريسنده تنها 1 سال است. اما ممكن است كه رتيل ها بيش از 3 دهه زندگي كنند و در عرض 8 تا 10 سال بالغ مي گردند. بسياري از عنكبوتها به صورت مجرد زندگي مي كنند، اما تعدادي از گونه ها در تارهاي جدا گانه و به صورت اجتماعي زندگي مي كنند.
اندازه عنكبوتيان از سنجاق سر تا سطح يك بشقاب متغيير است و اغلب مردم تصور مي كنند كه آنها جزو حشرات هستند، در حالي كه اين حيوانات ارتباط نزديكي با كنه ها عقرب ها و ارتباط دورتري با خرچنگها دارند. شگفتي عمده عنكبوتها استادي و مهارت در ريسندگي مي باشد. تارعنكبوت الگوي فعاليت توربافان در بافت دستمال، سفره هاي پارچه اي و روميزيها همانند تار بافي عنكبوتها مي باشد. اما در نهايت محصولات توليدي در مقايسه با تار عنكبوت غيرماهرانه است. با اين حال اسطوره شناسي يونان، به طور عجيب اين مهارت عنكبوتها را به انسان نسبت مي دهد. به نظر آنها بافنده ماهر به نام آرشن به شدت و با گستاخي تمام رب النوعها(آتنا) را مورد ناسزا قرار داد. بعدها با شناختي كه از آنها پيدا كرد از كارش شرمنده شد و به همين خاطر خود را به دار آويخت. الهه ها كه مظهر رحم و شفقت بودند آرشن را به صورت يك عنكبوت به اين دنيا بازگرداندند و او خانه اي از تار براي خود ايجاد كرد.
عنكبوتهاي هوايي تارهاي 3 بعدي مي تنند و درون اين تارها به سوي پايين آويزان مي شوند. خطوط بهم پيچيده و نخ هاي درهم و برهم هوايي به منظور به دام انداختن حشرات جهنده و راه رونده ايجاد مي شود. اين عنكبوت تارهاي هندسي دايره و منظم مي بافد كه كاراترين دام براي حشرات جهنده يا پرواز كننده است.
عنكبوتها با استفاده از 5 الي 6 غده ويژه اي كه در شكمشان است شيره هايي توليد مي كنند و از آنها مواد خام ايجاد مي نمايند و هرعنكبوت براي خود ابريشم مختلفي را توليد مي كند.
فعاليت تركيبي اين غده ها باعث تشكيل تارها، رشته ها و صفحات بهم پيوسته تارها و قسمت هاي خشك و چسبناك براي بدام انداختن شكار، مي گيرد.
نخهاي ابريشم حاصل از عنكبوتها نرم ومحكم است، بطوري كه بيشتر اين نخها تا 20 در صد كشيده مي شوند و گاهي قويتر از يك سيم فلزي با همان قطر ابريشم مي باشند.
اما تارهاي عنكبوت با تمام زيباييها و جذابيت هايي كه دارد قتل گاه(خانه شيطان) به حساب مي آيد. براي درك مطلب، زماني كه يك حشره بزرگ و سنگين مثل زنبور عادي و زنبورعسل درون اين تارها مي افتد براي رهايي از آن تلاش مي كنند، اما اين تارها يك شبكه غير قابل برگشت براي شكارهاي سبك تر به شمار مي آيند و با چسبيدن آنها به اين شبكه مي ميرند. زماني كه يك حشره كوچكتر تماسي را با اين تارعنكبوت پيدا مي كند فوراً به آن مي چسبد، پس عنكبوت از ميان تار بيرون مي آيد و با يك نيش شكار را فلج مي كند و به وسيله ابريشم آن را محصور مي كند، حشره بيچاره اندكي خورده مي گردد و پس در يك شيره موميايي مانند براي صرف شدن در آينده، آويزان مي گردد.
عنكبوتها حيوانات شرفي هستند كه هنوز مسايل مختلفي در مورد آنها به صورت مجهول باقي است.