0

آفات گیاهی

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی


پوسیدگی خشک ریشه حبوبات (پوسیدگی فوزاریومی)

بیماری مهمی است که متاًسفانه کار چندانی روی آن صورت نگرفته است. عامل این بیماری Fusarium solani است که دارای فرمهای تخصص یافته میباشد:

روی لوبیا F.solani f .sp .phaseoli روی نخود فرنگی F.solani f.sp. pisi

و روی باقلاF.solani f.sp. fabae البته در استان فارس بیشتر پوسیدگی های ریشه مربوط بهF.oxysporum میباشد. تشخیص این دو گونه از یکدیگر به راحتی انجام میگیرد: کلنی F.oxysporum روی محیط کشت حالت گلی رنگ دارد ولی F.solani بیشتر خاکستری یا مایل به آبی است. جدار ماکروکنیدی درF.oxysporum خیلی نازک ولی در F.solani خیلی ضخیم است. در F.oxysporum ماکروکنیدی داسی شکل است ولی درF.solani دیواره دو طرف ماکروکنیدی تقریبا حالت موازی دارد و قسمت وسط حالت استوانه ای است. F.solani در محیط کشت اکثرا ماکروکنیدی تولید میکند و به ندرت میکروکنیدی میدهد ولی F.oxysporum به ندرت تولید ماکروکنیدی میکند.

فوزاریوم بر روی ریشه پوسیدگی خشک ایجاد میکند که حالت یکنواخت دارد و بر خلاف ریزوکتونیا شانکر ایجاد نمیکند. در مورد F.solani تمام ریشه های اصلی تغییر رنگ داده وقهوه ای ،خشک و پوک میشود و ریشه های فرعی هم قهوه ای میشوند. هر دو گونه تولید کلامیدوسپور میکنند که هم بین ریسه ای وهم انتهای ریسه ایست که در بقایای گیاهی باقی مانده و باعث بقای قارچ می شود.

چون قارچهای عامل این بیماری دارای نژادهای اختصاصی میباشند مهمترین روش کنترل ، از تناوب زراعی می باشد. تهیه بستر مناسب کاشت که باعث تسهیل رشد ریشه گردد نیز در کاهش میزان بیماری مًوثر است. منبع ازت نیز بسیار مهم است. بهتر است که کود ازته را به صورت سولفات و نیترات آمونیوم استفاده کنیم. چون نیترات و سولفات روی ریشه دهی، PH خاک و مبارزه بیولوژیکی اثر کرده و باعث فعالتر شدن قارچ در مبارزه میشود

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:33 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی


بیماری پوسیدگی اسکروتی

عامل بیماری قارچ sclerotium rolfsii میباشد. این بیماری بخصوص در مناطق شمالی کشورکه مواد آلی خاک زیاد است، خسارت زیادی میزند. طوقه گیا هان پزمرده سفید شده وروی آن اسکلروتها ی خردلی رنگی تشکیل میشود. قارچی است گرما دوست که باعث پوسدگی ریشه و طوقه میشود. پوشش سفیدی روی ریشه و طوقه درست میشود که روی پوشش سفید دانه های کوچک قهوه ای خردلی رنگ (اسکلروتها) دیده میشود.

فرم جنسی قارچ Athelia rolfsii- است که با زید یومست است. اسکلروت برای بقاء قارچ خیلی مهم است ولی قدرت رقابتی آن کم است. اسکلروت ها در خاکها ی سرد جوانه نمی زنند و نسبت به کمبود اکسیژن خیلی حساس هستند بنابراین با غرقاب کردن خاک از بین می روند. در زمستان اگر محصول کشت کنیم خاک فعال میشود و قارچ چون هوا سرد است فعال نیست و از بین می رود

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:34 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی


بیماری آنتراکنوز لوبیا Bean anthracnose

فرم غیر جنسی عامل بیماریColletotrichum lindemuthianum و فرم جنسی آن Glomerella lindemuthiana (آسکومیت) نام دارد.

این بیماری در مناطق مرطوب خیلی رایج است و در شمال کشور به مقدار زیاد دیده میشود. ولی تا بحال از استان فارس گزارش نشده است. قارچ عامل این بیماری بذرزاد میشود. و کافی است بذر آلوده در مناطق مرطوب کشت شود تا بیماری شیوع پیدا کرده و خسارت بزند. این قارچ به خصوص به غلاف می زند و تمام غلاف را می پوشاند و پوشش گلی رنگی، که اسپورهای قارچ عامل بیماری هستند، روی آن دیده میشود. این قارچ تولید آسروول میکند. و لابه لای کنیدیوفورها خار (seta) دیده میشود. این قارچ به تمام قسمت های هوایی گیاه حمله میکند و اسپورهایی که تولید مینماید حالت لزج و چسبناک دارند بنابراین باد هیچ نقشی در انتقال آنها ندارد و حتماً بوسیله باران منتشر میشوند. پس بارندگی و آبیاری بارانی هم در شیوع بیماری موثرند. بقای قارچ در بقایای گیاهی آلوده و روی بذرها صورت میگیرد.

کنترل:

1- استفاده از بذر سالم و غیره آلوده (بذر از مناطق خشک بگیرند).

2- آیش و تناوب دو ساله.

3- استفاده نکردن از آبیاری بارانی.

4- برای اطمینان ضدعفونی بذر بابنومیل و توپسین و..

بیماری لکه شکلاتی باقلا Broad bean chocolate spot

عامل بیماری Botrytis fabae است. این بیماری بصورت لکه های کوچک و بزرگ نکروتیک و قهوه ای رنگ کرد در تمام نقاط گیاه دیده می شوند (روی برگ، ساقه و غلاف بذر). لکه ها از 10-1 mmقطر داشته و ممکن است باهم بپیوندند. البته باید توجه داشت که هر گونه صدمه مکانیکی که به باقلا وارد شود باعث ایجاد لکه های قهوه ای رنگ روی آن میشود که ممکن است با این بیماری اشتباه شود، بنابراین برای تشخیص دقیق بیماری نیاز به کشت قسمتهای آلوده وجود دارد.

این بیماری در استانهای فارس و خوزستان شایع است و شدت بیماری باعث ریزش برگ ها میشود. قارچ بوتریتیس پارازیت ضعیفی است و بیشتر به قسمتهای مسن و ضعیف گیاه حمله میکند. بنابراین برگچه های جوان گیاه به این بیماری مقاومند. شرایط بهینه بیماری رطوبت زیاد و دمای خنک (20درجه سانتیگراد) میباشد. در شرایط خشک لکه ها کوچک می مانند و هر چه رطوبت بیشتر باشد لکه ها بزرگتر میشوند.

مبارزه:

1- استفاده از ارقام مقاوم.

2- سمپاشی با کاپتان و سموم مشابه.

بیماریهای باکتریایی حبوبات

1- سوختگی معمولی لوبیا با عامل Xanthomonas compestris p.v.phaseoli

2- سوختگی هاله ای لوبیا با عامل Pseudomonas syringae p.v.phaseolicola

هر دو بیماری در مناطق مرطوبت زیاد هستند. هر دو به برگ، ساقه و غلاف حمله کرده ولی علایم کمی متفاوت است. اولی حالت نکروتیک ساده ایجاد کرده ولی در بیماری دوم دور لکه های نکروتیک را هاله ای زردرنگ می پوشاند. گونه اول گرمادوست است و در تابستان دیده میشود. (بهینه دما 32درجه سانتیگراد) ولی دومی شرایط معتدل را دوست دارد (بهینه دما 20-18).

این باکتریها تولید آلودگی بذر هم میکنند و بصورت سلول باکتری در بذر بقایای گیاهی زمستانگذاری میکنند. این باکتریها در گیاه سیستمیک شده و سبب لاغری و چروکیدگی بذر میشوند.

کنترل:

1- استفاده از بذر گواهی شده (سالم).

2- تناوب همراه با شخم عمیق خاک.

3- سمپاشی با سموم مسی

ویروس موزائیک زرد لوبیا Bean Yellow mosaic Virus

این ویروس یکی از مهمترین ویروسهای حبوبات در ایران میباشد و در تمام نقاط دنیا نیز گزارش شده است.

میزبانهای این ویروس شامل انواع حبوبات و گیاهان دیگر مثل گلایول و... میباشد که می توانند بعنوان منبع دائمی ویروس عمل کنند. علایم در لوبیا عبارتند از لکه ها و نقاط کلروتیک در برگها که حالت زردی زیادی دارند و همچنین حالتی شبیه موزائیک در برگها ایجاد می کنند. بدشکلی برگ معمولاً درلوبیا کمتر دیده می شود. این بیماری همراه با کاهش شدید محصول میباشد.

علائم در باقلا عبارتند از موزائیک و کوچک شدن برگها و پیچیدگی و بدشکلی برگها به مقدار زیاد. خسارت درباقلا در استان فارس خیلی زیاد است وگاهی خسارت هربوته از 90% نیز تجاوز می کند و بخصوص اگر آلودگی در مراحل الیه رشد (8-4 برگی) باشد ولی آلودگی در هنگام گل خسارت چندانی به محصول وارد نمی کند. میزبانهای دیگر این ویروس شامل نخود ایرانی وعدس می باشد که علائم کلی بصورت موزائیک روی آنها می باشد.

عامل بیماری یک Potyvirus با طولی در حدود 720nm می باشد که به کمک شته هایی مثل شته سیاه باقلا و شته سبزنخود فرنگی با رابطه ناپایا منتقل می شود. انتقال با بذردر لوبیا ثابت نشده ولی در باقلا با درصد خیلی کمی (کمتر ازنیم درصد) بذرزاد می شود. این ویروس از طریق انتقال مکانیکی نیز به راحتی قابل انتقال است. پایداری ویروس در میزبانهای مختلف حبوبات و نیز علفهای هرزی مثل یونجه باغی و بعضی گیاهان زینتی مثل زنبق و گلایول صورت میگیرد.

کنتـــــــــرل:

این بیماری در لوبیا با استفاده از ارقام مقاوم صورت میگیرد ولی در باقلا هنوز ارقام مقاوم پیدا نشده است. همچنین حذف منابع آلودگی، مبارزه با ناقل بخصوص در باقلا که یک گیاه زمستانه است و شته ها در زمستان در این مزارع بصورت موضعی وجود داشته و تحرک زیاد ندارند به کنترل بیماری کمک میکند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:35 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

ویروس برگ قاشقی (لوله شدن برگ) (زردی) باقلا Bean leaf roll virus

این ویروس اولین بار در اروپا توصیف شد و تحت عنوان Pea leaf roll virus نامیده شد. ولی بعدها تغییر نام یافت و به Bean leaf roll V. بدل شد.

این ویروس اولین بار توسط کایذر از ایران گزارش شد و بعد هم از نقاط دیگر جهان گزارش گردید. این ویروس دامنه میزبانی وسیعی داشته و خسارت زیادی ایجاد میکند.

علائم در باقلا عبارت است از نوعی زردی در بوته که معمولاً از نوک برگ و فاصله ی بین رگبرگها شروع شده و در نهایت تمام برگ را زرد میکند. برگهای آلوده معمولاً ضخیم تر از معمول بوده و مقداری حالت قاشقی دارند ولی کاملاً لوله نمی شوند. برگها شکننده بوده و در انتهای بوته خیلی ریز و فلس مانند هستند و ممکن است انتهای بوته حالت نکروز ایجاد شود. بوته ها کوتاه می مانند و فاصله ی بین برگها (میان گره ها) بخصوص در انتهای بوته شدیدأ کاهش می یابد و محصول یا تولید نمی شود یا خیلی کم میشود.

در بعضی دیگر از انواع حبوبات مثل نخودفرنگی، شنبلیله و نوعی علف هرز به نام باقلاموشی علائم درست مانند علائم باقلا می باشد ولی در بعضی دیگر از گیاهان مثل یونجه، نخودایرانی، عدس و لوبیا علائم مقداری فرق میکند ممکن است با بیماریهای دیگر اشتباه شود.

عامل بیماری ، ویروسی است از گروه Leuteo virus به قطر 25nmکه با شته و به طور پایا منتقل میشود. این ویروس معمولاً در بافت آبکشی قرار دارد و انتقال مکانیکی ندارد. در مزارع باقلای اطراف شیراز معمولاً اولین آلودگیها در اوایل پاییز صورت میگیرد که تشخیص آن مشکل است و در تمام طول زمستان بصورت تک وتوک در مزرعه بوته ی آلوده دیده میشود ولی در شروع بهار این آلودگیها زیاد شده و در اواسط بهار به حدود صددرصد میرسد.

ناپایداری ویروس در منابع مختلف مانند یونجه، شیرین بیان و... صورت میگیرد. برای کنترل بیماری چندین کار می توان پیشنهاد کرد:

1- حذف منابع آلودگی مانند علفهای هرز، یونجه و... .

2- مبارزه با ناقل.

3- استفاده از ارقام مقاوم. ارقام مقاوم در باقلا وجود ندارد ولی در لوبیا، نخود و نخودفرنگی وجود دارد.

4- تنظیم تاریخ کاشت. کاشت دیر باعث میشود که آلودگی پاییزه کاهش یابد

ویروس پژمردگی باقلا Broadbean wilt virus

این ویروس اولین بار در استرالیا توصیف شده و بعد از بعضی نقاط دیگر جهان نیز گزارش شد ولی تاکنون از ایران در روی باقلا گزارش نشده است ولی روی اطلسی وجود دارد.

علائم در باقلا بصورت نکروز قسمتهای انتهایی بوته وجوانه انتهایی دیده میشود که ممکن است به ساقه نیز توسعه پیدا کند. بعضی اوقات ممکن است که ساقه از طریق دمبرگ هم نکروزه شود بنابراین مقداری پژمردگی در بوته ها به وجود می آید که در نهایت سبب از بین رفتن بوته ها میشود. منتهی ممکن است از روی ریشه، شاخه های جدید ضعیفی بالا آید که علائم موزائیکی از خود نشان می دهند.

ویروس عامل بیماری ایزومتریک با حدود 30nm قطر می باشد که در طبیعت بوسیله شته و با رابطه ناپایا منتقل میشود. همچنین انتقال مکانیکی همراه با دامنه میزبانی وسیع دارد. این ویروس از گروه Faba virus است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:36 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

ویروس موزائیک توته ای نخودفرنگی Pea enation mosaic virus

این ویروس اولین بار در آمریکا توصیف شد و بعدأ به مقدار زیادی در اروپا مشاهده شد. بیماری خسارت زیادی در نخودفرنگی ایجاد میکند. علاوه برنخودفرنگی بعضی محصولات دیگر مثل نخودایرانی نیز خسارت می بیبیند. در ایران نیز هرجا که نخودفرنگی کشت شود این ویروس نیز مشاهده میشود.

علایم بیماری:

در نخود فرنگی اولین علایم بصورت روشن شدن رگبرگها در برگهای اطراف جوانه انتهایی بوته دیده می شود که بتدریج حالت موزائیکی به خود می گیرد که در بیشتر مواقع بصورت لکه های ریز کلروتیک در برگها می باشد که نسبتاً شفاف است و نور از آن عبور میکند. اصطلا حاً به آنها دریچه می گویند. نیز در پشت برگ و در روی رگبرگها برجستگی های متورمی دیده می شود که گاهی اوقات شبیه برگ هستند وبه آنها توته ((enation می گویند.

این برجستگی ها ممکن است روی ساقه و غلاف هم دیده شود. در باقلا نیز ممکن است علایم به همین صورت پدید آیند. درنخود ایرانی در قسمتهای انتهای بوته ایجاد پژمردگی می کند. این ویروس به یونجه نیز حمله کرده که گاهی اوقات علایم بارزی در آن ایجاد نمی کند. ویروس عامل این بیماری یک ویروس ایزو متریک بقطر30nm می باشد که به سختی از طریق انتقال مکانیکی منتقل میشود. ناقل طبیعی این ویروس شته سبزنخود فرنگی Acyrtosiphonpisi با رابطه پایا میباشد. ژنوم ویروس تقسیم شده است واز دو قطعه +SSRNA تشکیل شده است.

پایداری ویروس درگیاهان مختلف بخصوص یونجه صورت میگیرد.

کنترل:

1- استفاده از ارقام مقاوم 2- مبارزه با ناقل 3- از بین بردن منابع آلودگی و پایداری ویروس

ویروس موزائیک شته زاد لوبیا چشم بلبلی Cowpea aphidborne mosaic virus

این ویروس به دلیل بذرزاد بودن انتشارزیادی در جهان یافته است. درصد بذر زاد شدن این ویروس بالاست(حدود25%).

علائم:

اگر آلودگی از بذر آغاز شود علائم بصورت یک سری لکه های موزائیکی در برگهای اولیه که خیلی ملایم بوده میباشد. ولی بعد که برگهای سه برگچه ای تشکیل می شوند بصورت موزائیک شدید دیده میشوند. در مزرعه ممکن است علائم شدید بیماری بصورت موزائیکی، بدشکلی و تاولی شدن برگ دیده شود. ویروس عامل این بیماری از گروه Potyvirusها بوده که با شته بصورت ناپایا منتقل میشود.

یک ویروس عامل موزائیک دیگر نیز در لوبیا چشم بلبلی وجود دارد به نام ویروس موزائیک معمولی لوبیا چشم بلبلی کهایزومتریک بوده و با بذر و سوسک منتقل میشود و از گروه Comovirus است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:36 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

سن گندم

سن گندم (کاسه پشتک ورامینی Eurygaster integriceps HEM : Scutelleridae:
سن گندم (کاسه پشتک ورامینی Eurygaster integriceps HEM : Scutelleridae
معرفی:
یکی از آفات مهم گندم و جو است و جرو آفات عمومی می باشد.
مناطق مهم انتشار در کشور:
اغلب مناطق گندمکاری کشور
خسارت:
1-سن مادر: سنهای زمستانگذران می باشند(نر یا ماده) که ارتفاعات زمستانگذران خود را ترک نموده و در بهار به مزارع گندم و جو ریزش می نمایند.
2-پوره ها:پوره های سن اول و دوم تغذیه چندانی نداشته ولی از سن سوم به بعد تغذیه آنها رو به افزایش گذاشته و در سن 4 و 5 به حداکثر خود می رسند.
3-سن های نسل بهاره:این حشرات که همان سن های بالغ نسل جدید می باشند برای ادامه رشد و بدست آوردن قدرت پرواز به محلهای تابستانه و زمستانه خود احتیاج به تغذیه از دانه های سفت و آماده برداشت گندم دارند.
چنانچه تراکم پوره ها در متر مربع به بیشتر از 5 عدد پوره برسد مبارزه بر علیه سن گندم ضروری است.
خسارت در رابطه با گیاه میزبان:
1 -خسارت سن در مرحله پنجه زنی به تشکیل ساقه یا ابتدای تشکیل خوشه:در این مرحله حشرات نر یا ماده زمستان گذران از شیره برگ،شیره جوانه مرکزی،شیره ساقه جوان (قبل از ظهور خوشه با ابتدای نشکیل خوشه) مکیده و خوشه را خشک می نماید.این گونه خسارت خسارت کمی نام دارد و در نهایت خوشه تشکیل نمی شود.

2-خسارت در مرحله گل دادن و ابتدای تشکیل دانه:در این مرحله از رشد حشرات کامل زمستان گذران و پورهای سنین پایین خسارت زده می شود که یا شیره ساقه را می مکد و خوشه می خشکد و یاپوره های سنین 2و3 از خوشه گندم و جو در مرحله گلدهی تغذیه و در نهایت دانه پوک می شود.

3-خسارت در مرحله شیری و خمیری شدن دانه تا رسیدن گندم:در این مرحله سن های بالدار و پوره ها فقط از دانه تغذیه می کنند و به هیچ عنوان ساقه را نمی مکند.در این مرحله خسارت کیفی بیشتر مد نظر است چون سنها آنزیمهایی را برای "اینترولیز" پروتئینهای دانه گندم وارد دانه گندم میکنند که این آنزیم ها در داخل دانه باقی می مانند و در نهایت کیفیت خمیری آرد پایین آورده و اصطلاحاً خمیر ور نمی آید.

زیست شناسی:

زمستان را بصورت حشره کامل زیر پای بوته های گون یا Astrogalus و درمنهArtemesia حالت دیاپوز می گذرانند.در بهار وقتی دما به 20 درجه سانتی گراد می رسد سنها از اماکن زمستهنه خارج و بطور دسته جمعی پرواز می کنند.پرواز سنها معمولاً در اواخر اسفند و اوایل فروردین ماه شروع و در مناطق سردسیر از اواسط اردیبهشت ماه تا اوایل خردادماه ادامه دارد.در یک مزرعه 2 یا 3 بار ممکن سن است ریزش نماید.
معمولاً 5-4 روز بعد از ریزش،جفتگیری کرده و 5 روز بعد تخمریزی می کنند.تخمها 3-2 ردیفی در دسته های 14 عددی در زیر برگها قرار داده می شوند.دوره جینی تخم 2-1 هفته طول می کشد سپس پوره ها خارج می شوند و سپس حشرات کامل نسل بهاره ظاهر می شوند.حشرات کامل نسل بهاره پس از ذخیره چربی مورد نیازبدن خود برای تابستانگذرانی به ارتفاعات شمالی می روند.سنها پس از ریزش اولین بارندگی های از ارتفاعات شمالی به دامنه های جنوبی می روند و در زیر بوته های گون و درمنه زمستانگذرانی می کنند.

مبارزه:
1- مبارزه بیولوژیک:
7 گونه زنبور پارازیتوئید تخم از خانواده Hym:Scelionidae :
basalis Asolcus=Trissolcus
T.grandis
T.rufiventris
T.semistriatus
T.vassilievi
T.festiva
T.tumidus

5 گونه مگس از خانواده ( DIp:Tachinidae ) که در مرحله لاروی پارازیت داخلی حشرات کامل سن گندم هستند:
Phasia oblango
Phasia subcoleoptera
Ectophasia rubra
Chryseria helluo
Helomyia lateralis
2-مبارزه زراعی:

• کشت زود در پاییز(هراکشت) و برداشت سریع در آخر بهار
• کشت واریته های زودرس
• برداشت دو مرحله ای محصول بدین صورت که در مرحله خمیری خوشه ها را درو می کنند و با تسریع در خشک کردن آنها چند روز بعد اقدام به کوبیدن آنها می کنند.
• کشت جو در مناطق سن خیز چون زودتر از گندم برداشت می شوند.

3- مبارزه شیمیایی:

1- فنیتروتیون Ec 50%و 1 لیتر در هکتار
2-فنتیون Ec 50% و1.2 -1
3- تری کلروفن Sp 80%و 1.2 کیلو گرم درهکتار
4-دلتا مترین% EC 2.5 و 300 سی سی در هکتار
منبع:كشاورزتنها
 

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:37 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

روشهای پیشگیری از خسارات آفات در گلخانه

روشهای پیشگیری از خسارات آفات در گلخانه
شرایط ایجاد شده در گلخانه بهتــــرین وضعیت را برای استقرار انواع حشرات و کنه‌های آفت بوجود می‌آورد. افزایش سریع جمعیت آفات در گلخانه گاهی اوقات آنچنان غاقل‌گیر کننده است که تنها یک مدیریت کارآمد می‌تواند از خسارت آنها به محصول جلوگیری کند. برای کنترل آفات در گلخانه استفاده بی‌رویه از سموم دفع آفات راه حل مناسبی نیست...ادامه مطلب...
مقدمه:
شرایط ایجاد شده در گلخانه بهتــــرین وضعیت را برای استقرار انواع حشرات و کنه‌های آفت بوجود می‌آورد. افزایش سریع جمعیت آفات در گلخانه گاهی اوقات آنچنان غاقل‌گیر کننده است که تنها یک مدیریت کارآمد می‌تواند از خسارت آنها به محصول جلوگیری کند. برای کنترل آفات در گلخانه استفاده بی‌رویه از سموم دفع آفات راه حل مناسبی نیست و به هیچ وجه توصیه نمی‌شود. مدیریت صحیح آفات گلخانه بیشتر بر استفاده از روشهای پیشگیری استوار است.
زیرا این روشها به مراتب آسان تر و کم‌هزینه‌تر از روشهای مبارزه با آفات پس از ظهور آنها در گلخانه است.
پیشگیری از وقوع آفات عمدتا بر رعایت اصول بهداشت زراعی متکی است که شامل نابودی یا حذف نه تنها مواد آلوده به آفت بلکه کلیه منابع بالقوه آلودگی می‌باشد. عملیات پاکسازی می‌بایست هم در داخل گلخانه و هم در اطراف آن انجام گیرد و در هر مرحله از تولید محصول می‌بایست انجام‌پذیر باشد. رعایت اصول بهداشتی در گلخانه فرآیندی مداوم و در تمام طول سال است.
 
مراحل حفاظت و پیشگیری از آفات:
 
مرحله تولید نشاء و کاشت:
در این مرحله می‌توانید از تله‌های زرد چسبنده به ابعاد 13×8 سانتیمتر ( یک تله برای هر50 تا 100 متر مربع) برای ردیابی اولیه مگسهای سفید ، تریپس‌ها و شته‌ها استفاده کنید. این تله‌ها می‌بایست درطول راهروهای داخل گلخانه ، نزدیک در و پنجره‌ها و محلهای ورودی هوا نصب شود و حداقل هفته‌ای یکبار مورد بازدید قرا گیرد. علاوه بر بازدید تله‌ها بهتر است بوته‌های نشاء یا گیاهچه‌ها را نیز به صورت هفتگی از نظر وجود کنه یا شته بررسی کنید.
وجود کنه‌های تار عنکبوتی را می‌توانید از طریق مشاهده مستقیم کنه بر روی گیاه یا مشاهده آثار خسارت آن مشخص نمایید. بر اثر تغذیه کنه‌های دو نقطه‌ای (کنه‌های تار عنکبوتی) نقاط زرد رنگی در سطح برگ بوجود می‌آید. از آنجایی که تله‌های زرد تنها برای ردیابی حشرات بال‌دار قابل استفاده است ردیابی آفات بی‌بالی مانند کنه‌ها و یا شته‌های بی‌بال به صورت مشاهده مستقیم در نشاء یا گیاهچه بسیار مهم است.
شته‌ها بیشتر در زیر برگها یا اطراف جوانه‌های رویشی و زایشی گیاه مستقر می‌شوند و از طریق وجود پوسته‌های سفید رنگ آنها و یا ترشحات چسبنده براق آنها به نام عسلک بر روی اندامهای مختلف گیاه قابل ردیابی هستند. علفــــهای هرز می‌توانند منبع مهمـــی برای استقرار حشرات و کنه‌ها در طول سال باشند. بنـــابراین می‌بایست کلیه علفهای هرز داخل و اطراف گلخانه را نابود کنید. از قرار دادن هر گونه گیاه زینتی در اطراف نشاء‌ها یا گیاهچه‌های جوان خودداری کنید زیرا این نوع گیاهان نیز می‌توانند به صورت منبعی برای استقرار آفات عمل کنند.
 
مرحله تولید محصول:
در این مرحله عملیات توصیه شده در طی مرحله قبل می‌بایست ادامه یابد.
- کلیه بقایای گیاهی را از مسیر راهروها و مسیر آبیاری به سرعت جمع آوری کنید و هیچگونه توده زباله را داخل و یا نزدیک گلخانه به حال خود رها نکنید.
- به منظور جلوگیری از گل آلوده شدن و مرطوب شدن سطح خاک که محل مناسبی برای تکثیر مگسهای پوسیده‌خوار ایجاد می‌کند. خاک را به خوبی زهکشی کنید.
- هرگز گیاهان متفرقه مانند انواع گیاهان زینتی و درختچه‌ها را داخل گلخانه قرار ندهید چرا که اینها به عنوان پناهگاههای جایگزین برای حشرات ، کنه‌ها و سایر آفات عمل می‌کنند.
- در جاهایی که امکان‌پذیر است از توریهای محافظ استفاده کنید تا از ورود حشرات جلوگیری شود استفاده از توری یک راه موثر و ساده برای جلوگیری از ورود آفات درشت مانند انواع پروانه‌های آفت ، سوسکها ، زنبورها و سن‌ها به داخل گلخانه است.
-  حداقل یک محوطه به پهنای 10 متر فضای عاری از هر گونه گیاه یا چمن‌زنی شده در اطراف گلخانه ایجاد کنید.
مرحله پایان برداشت محصول:
در صورتی که بوته به حشرات و کنه‌های آفت آلوده شده باشد بلافاصله پس از آخرین برداشت محصول و قبل از حذف بوته‌ها اقدام به مبارزه با آفت نمایید تا جمعیت انتقالی آفت از یک دوره کشت به دوره دیگر نابوده شده یا به حداقل برسد. این کار فرصت باقی ماندن و پخش یا پنهان شدن آفت را در درزها و شکاف گلخانه و دیگر جاهای امن آن به حداقل می‌رساند.
روشهای مبارزه با آفات در این مرحله می‌تواند شیمیایی و یا غیر شیمیایی باشد. استفاده از یک آفت‌کش مناسب قبل و پس از حذف بوته‌ها از داخل گلخانه معمولا منجر به از بین رفتن بخش عظیمی از جمعیت حشرات و کنه‌ها می‌شود.
از توصیه‌های کارشناســان در این مورد استفاده کنید. پس از مصرف آفت‌کشها و قبل از ورود به داخل گلخانه از انجام تهویه مناسب و کافی در داخل گلخانه اطمینان حاصل کنید. درجه حرارتهای بالا به صورت یکنواخت و سراسری حداقل به میزان 40 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی کمتر از 50 درصد به مدت حداقل 3 تا 4 روز بطور موثری حشرات و کنه‌ها را کنترل خواهد کرد.
پس از حذف بوته‌ها این روش می‌تواند تکرار شود. این روش در ماههای گرم تابستان به آسانی و با هزینه کمتری قابل اجرا است. پس از اجرای روشهای فوق‌الذکر و حذف بوته‌ها می‌بایست با استفاده از تله‌های زرد چسبنده آفات بال‌دار احتمالی از قبیل تریپس‌ها ، مگسهای سفید و شته‌ها ردیابی شوند. بطور منظم این تـله‌ها را بازدید کنید و اگر آفتی مشاهده کردید با استفاده از یک روش مناسب ضربه دیگری به آن وارد کنید.
 
روشهای مختلف ضد عفونی بستر کشت:
ضد عفونی خاک با استفاده از بخار برای گرفتن نتیجه بهتر از این روش بهتر است خاک تا عمق 15 تا 20 سانتیمتر به خوبی زیرورو شده و رطوبت آن در حد مناسبی باشد. از دماسنجهای خاک برای اطمینان از گرم شدن خاک در حدود 80 درجه سانتیگراد و به مدت 30 دقیقه اطمینان حاصل کنید اگر درجه حرارت یا مدت زمان آن افزایش یابد ممکن است مشکلاتی از قبیل افزایش املاح یا از بین رفتن آمونیاک خاک پیش بیاید.
ضد عفونی خاک با استفاده از گازهای شیمیایی گاز متیل بروماید به عنوان مرسوم‌ترین مــاده شیمیایی جهت ضد عفونی خاک بکـــار می‌رود. گاز‌دهی می‌بایست در خاکی که حداقل تا عمق 15 سانتیمتر به خوبی زیرورو شده است و حرارت آن حداقل 15 درجه سانتیگراد بوده و از رطوبت مناسبی برخوردار است انجام شود. پس از گازدهی خاک می‌بایست به خوبی به مدت 3 تا 7 روز هوادهی شود چرا که این گاز برای گیاهان و پستانداران بسیار سمی است.
متیل بروماید نباید قبل از کشت محصولاتی که برگهای آن مورد استفاده قرار می‌گیرد مانند کلم استفاده شود. زیرا بروماید بیشتر در برگها و ساقه‌های گیاه تجمع پیدا می‌کند. برای ضد عفونی خاک بخار دادن مزیت بیشتری نسبت به گاز دهی دارد زیرا علاوه بر نابودی اکثر آفــات با این روش هیچ گونه اثر سمی پس از مصرف از خود بجای نمی‌گذارد. علاوه بر این کشت محصول می‌تواند بلافاصله پس از سرد شدن خاک و آبیاری انجام شود.
 
ضد عفونی خاک با استفاده از انرژی خورشیدی با استفاده از انرژی خورشیدی به عنوان یک منبع انرژی ارزان می‌توان تا حد بسیار زیادی آفات و عوامل بیماری‌زای خاک‌زی و همچنین بذر علفهای هرز را نابود کرد. بهترین زمان برای اینکار ماههای گرم تابستان است. مانند دو روش قبل بهتر است زمین قبل از اجرای روش به خوبی زیرورو شده و رطوبت آن در حد مناسبی باشد.
سپس سطح خاک توسط یک لایه بدون درز و روزنه از جنس پلاستیک شفاف که از آن نور عبور کند پوشانده می‌شود. برای بررسی بهتر تغییرات درجه حرارت در عمقهای مختلف می‌توان از دماسنجهای خاک استفاده کرد. توصیه می‌شود قبل از کشیدن پلاستیک روی خاک مقداری کود دامی تازه با خاک مخلوط شود تا اثر آفت‌کشی این روش افزایش یابد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:38 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

شناسایی 30 آفت خطرناک در جنگل های شمال

شناسايي۳۰ آفت خطرناك در جنگل هاي شمال


 30عامل آفت زا در جنگل هاي شمال شناسايي شد كه گروه وسيعي از درختان رادر برگرفته وبرخي گونه هاي با ارزش نظير «ملچ» و «شب خسب» را به مرز انقراض نزديك كرده است. به گفته كارشناسان با توجه به دستكاري در جنگل ها و مراتع شمال كشور در ۱۰سال اخير، آفات و بيماري هاي مهمي ظهور يافته و خسارت هاي سنگيني وارد كرده است. در جنگل هاي ۱‎/۸ ميليون هكتاري شمال كشور ۸۰گونه درختي و ۵۰گونه درختچه اي وجود دارد و اين جنگل ها نگين جنگل هاي جهان محسوب مي شوند.

    يزدانفر آهنگران سرپرست گياه پزشكي اداره كل منابع طبيعي غرب مازندران گفت : مشكلات ناشي از بروز آفات و بيماريها در جنگل زماني شروع مي شود كه انسان در آن وارد مي شود و با اقداماتي همچون برداشت بيش از حد و حذف گونه هاي بومي و بازكردن فضاي جنگل و كاشت گونه هاي غيربومي، تعادل را برهم مي زند.
    آهنگران ادامه داد: عوامل مخرب در جنگل، به دو دسته «عوامل غير زنده» نظير وضع نامساعد جوي و به هم خوردن عناصر خاك و «عوامل زنده» تقسيم مي شوند.
    وي افزود: از موارد خسارت زايي عوامل غير زنده مي توان به خشكيدگي درختان « كاج الدار» در مرزن آباد اشاره كرد كه بر اثر نامساعد بودن خاك براي اين درخت به وجود آمد. تابستان امسال نيز بر اثر كمبود باران و گرماي شديد، درختان و درختچه هاي زيادي در جنگل هاي شمال، دچار خشكيدگي و خزان زودرس شدند.
    به گفته او، برگ خواران، ريشه خواران، چوب خواران، پوست خواران، بذر خواران، جوانه خواران، گل خواران، ميوه خواران، ساقه خواران، طوقه خواران، سرشاخه خواران و شيره خواران، مهمترين گروه هاي آفت زا در جنگل هاي شمال هستند.
    به گفته اين مسئول، پروانه برگ خوار زمستانه خالدار، پروانه برگ خوار زمستانه راش، پروانه جوانه خوار بلوط، پروانه جوانه خوار كاج و پروانه هاي ابريشم باف ناجور، تخم انگشتري، دم طلايي، برگ خوار بلوط، برگ خوار داغداغان، چوب خوار فرعي، جوانه خوار و برگ خوار سفيد آمريكايي از آفات مهم سال هاي اخير در جنگل هاي شمال هستند.
    سرپرست گياه پزشكي اداره كل منابع طبيعي غرب مازندران ادامه داد: سوسك هاي برگ خوار قهوه اي توسكا، برگ خوارآبي توسكا، برگ خوار نارون(اوجا)، برگ خوار صنوبر، پوست خوار و چوب خوار بلوط از ديگر آفات رايج محسوب مي شوند. آهنگران افزود : ملخ هاي بال كوتاه البرز، بال كوتاه گورخري، برگ خوار شمشادي، كك لور، كرم سفيد ريشه، شپشك سفيد(پنبه اي) راش، سر خرطومي جهنده راش، شپشك سپردارنوئل، كنه هاي تار عنكبوتي و انواع زنبورهاي گال زاي بلوط نيز از جمله آفات جنگل هاي شمال هستند. وي درباره بيماري مهلك «مرگ نارون» درصد زيادي از درختان ملچ جنگل هاي شمال را از بين برده است، يادآور شد: اين بيماري درمان كاملي ندارد و در سفر اخير به روسيه، مشاهده كردم كه در آن كشور نيز شيوع دارد. اين بيماري، درختان اوجا و آزاد را هم مبتلا كرده است.
    آهنگران ادامه داد : بر خلاف زمين هاي كشاورزي و باغ ها، در جنگل براي مبارزه با آفات، نمي توان از سم پاشي گسترده استفاده كرد زيرا به محيط زيست آسيب مي رساند.
    كارشناس گياه پزشكي اداره كل منابع طبيعي غرب مازندران خاطرنشان كرد: در جنگل هاي شمال از روش هايي همچون تله هاي فروموني جمع آوري و نابود كردن لاروها و مبارزه بيولوژيك استفاده مي شود.
    وي در مورد روش تله هاي فروموني توضيح داد : در اين شيوه دستگاه هايي كه بوي جنس ماده آفت زا منتشر مي كند در جنگل كار گذاشته مي شود كه جنس نرآفت را به خود جذب مي كند و در قسمت چسبنده اين دستگاه، گرفتار و كشته مي شوند. آهنگران گفت : گاهي اوقات لاروهاي آفت را با دست جمع مي كنيم و مي كشيم تا به مرحله آفت زايي نرسند، يا اينكه با حرارت آتش، آنها را در مراكز تجمعشان مي كشيم.
    ابراهيم عادلي استاد جنگلداري دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات نيز در اين باره گفت : مهار كردن طغيان حشرات، مشكل تر از طغيان قارچ است و هرچه حشره اي تخم گذاري سريع تر و زيادتري داشته باشد، زودتر به مرحله طغيان مي رسد. وي افزود: نمي توان بيماريها و آفات جنگل را ناديده گرفت و بهترين كار براي بهداشت جنگل، پيشگيري است. وي تصريح كرد : كاشت هر گونه گياهي بايد متناسب با وضع آن منطقه باشد و واردات بذر و نهال بايد به خوبي كنترل شود و قرنطينه گياهان جدي گرفته شود.
    به گفته عادلي تك كشتي بودن جنگل از عوامل آسيب پذير كردن آن در برابر آفات است و بايد جنگل به صورت آميخته، يعني از گونه هاي گياهي مختلف تشكيل شود.
    اين استاد دانشگاه ادامه داد: يكي از راه هاي مبارزه با آفات، حمايت از دشمنان طبيعي آن آفت است، براي مثال از شكارپرندگان جنگل كه ازآفات تغذيه مي كنند جلوگيري كنيم و براي آنها آشيانه بسازيم. عادلي افزود: مبارزه با آفت، سه مرحله دارد كه مرحله اول آن، شناسايي و مرحله دوم پيش شناسي آفت است و در مرحله سوم نيز با آفت مبارزه مي شود.
    استاد دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات اظهار داشت : بايد نحوه زمستان گذراني و زندگي آفت معلوم شود و مشخص گردد كه دائم است يا موقت و آيا وضع بحراني دارد يا نه. وي يادآور شد: وضع و عدد بحراني براي هرآفتي، مخصوص است.براي مثال اگر در هرمتر مربع از خاك جنگل، چهاركرم سفيد ريشه ديده شود، خطرناك است ولي دو عدد، خطرناك نيست. عادلي خاطرنشان كرد: هرچه جنگل جوان ترباشد، آسيب پذيري بيشتري در برابر آفت دارد .
    اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: خاصيت آب دوستي قارچ باعث گسترش آن به نواحي پايين درخت مي شود و درنتيجه توسعه جمعيت قارچ و ريشه زايي،در انتقال آب، اخلال به وجود مي آيد و درخت بر اثر كم آبي خشك مي شود. وي درباره آثار اقتصادي آفات و بيماريها گفت: اگرآفت، سطح وسيعي را در بر بگيرد، برنامه هاي تهيه شده براي جنگل شناسي و جنگلداري و همچنين قطع و استحصال چوب، مختل مي شود.
    عادلي ادامه داد: درگذشته درارتفاعات پايين جنگل هاي شمال، درخت شب خسب زياد ديده مي شد و دامداران پوست آن را مخلوط با خوراك ديگر براي افزايش شير، به گاو مي دادند.
    اين استاد دانشگاه اظهارداشت: قطع درختاني نظير بلوط و تك كشتي شدن شب خسب، باعث آسيب پذيري اين درخت دربرابر آفت شد و پايه هاي آن تاحد زيادي از بين رفت. وي درباره روش هاي مبارزه با آفات و بيماريها گفت : راه هاي مختلفي براي مبارزه با آفات و بيماريها در جنگل وجوددارد كه مي توان به روش بيولوژيكي، روش زراعي، روش تلفيقي و روش ميكروبي اشاره كرد.
    عادلي خاطرنشان كرد : روش مكانيكي يكي از قديمي ترين روش هاست و در آن، با اقداماتي از جمله ترساندن يا كشتن آفت يا جمع آوري يا تخريب محل زيست، با آن مبارزه مي شود.
    به گفته او در سال ۱۸۸۸ميلادي، نخستين مبارزه شيميايي در آلمان آغاز شد و با تركيبات مس و آهك، بعضي از قارچ ها را از بين بردند.
    عادلي تصريح كرد: در سال ۱۹۲۱ميلادي، مبارزه شيميايي به صورت سم پاشي با هواپيما انجام شد كه بخصوص درباره آفت هاي جوانه خوار كاج و جوانه خوار بلوط بود و بيشتر از جيوه و مس و آهك استفاده مي شد.
    استاد دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تأكيد كرد: اكنون براي بردن آفات از چهار گروه استفاده مي شود. وي توضيح داد:يك گروه ازآنها، شامل باكتري كش ها، حشره كش ها، علف كش هاو موش كش ها است كه اين موادسمي براثر تماس باآفت يا تغذيه شدن، باعث به هم- خوردن ارگانيسم و كاركرد فيزيولوژيك جاندار مي شود.
    عادلي گفت : دسته دوم شامل موادي است كه مانع رشد بيماري مي شود و خطر را رفع مي كند، مانند آنتي بيوتيك ها كه براي مبارزه با قارچ ها استفاده مي شود.
    گروه سوم موادي هستند كه بر روي سلسله اعصاب و حواس آفت اثر مي كنند و سبب مي شوند آفت ازجنگل رويگردان شود.
    چهارمين گروه ازمواد ضدآفت، شامل انواعي از مواد شيميايي است كه به دليل بوي تند و زننده، مانع ورود جانوران به جنگل مي شوند.
    وي درباره شرايط تأثير سم گفت:زمان سم پاشي بايد بعد از باران و درهواي گرم و خشك و بدون باد باشد و سم، تاحد مورد نياز، غليظ باشد.
    عادلي افزود: البته دما نبايد خيلي زياد باشد و ازنظر زماني، صبح زود و عصر، براي سم پاشي مناسب تراست. استاددانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات ادامه داد : در مبارزه بيولوژيك، از دشمنان طبيعي آفت نظير مار، پرنده، قورباغه و در مبارزه فروموني، از ماده جاذب جنس نر يا ماده در يك محل استفاده مي شود.
    وي درباره پروانه ابريشم باف ناجور گفت:اين آفت خطرناك كه گاهي درجنگل هاي شمال طغيان مي كند، در حدود ۵۰۰ميزبان دارد و بسياري از پهن برگان و حتي سوزني برگان مورد حمله اش قرار مي گيرند. عادلي افزود: لاروهاي اين حشره از برگ تغذيه مي كنند و همين دوره از زندگي آن، آسيب زاست كه پس از تخم گذاري در پاييز و دوره خفته زمستاني ،از بهار آغاز مي شود.
    كارشناسان مي گويند: در سال هاي اخير در جنگل هاي شمال، ايجاد جوامع دست كاشت كاج هاي وارداتي و نيز توسعه كشت گونه هاي خارجي صنوبر در جلگه وساحل، موجب فعاليت دائم پروانه ابريشم باف ناجور در مناطق جلگه اي شمال شده است.
    آنان تصريح كردند : علت اين رويداد، در درجه اول مربوط به اقدامات افراطي گذشته، به ويژه رعايت نكردن شرط سازگاري گونه هاي غيربومي و حساسيت آنها نسبت به ابريشم باف ناجور كه آفت بومي منطقه است و به طور دائم در جنگل هاي شمال زندگي مي كند، است.
    هم اكنون اين جنگل هاي مصنوعي واقع در قسمت هاي جلگه اي و دشت تا سواحل درياي خزر، به صورت كانون آفت برگ خوار مزبور، بخصوص در استان گيلان در آمده است.
    يوسف گرجي مجري يكي از پژوهشگران مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان مازندران نيز درباره آفات درختان جنگل هاي شمال گفت: به جز «مرگ نارون» كه به گونه هاي ملچ و آزاد و اوجا خسارت مي زند، شب خسب نيز آسيب زيادي ديده است.
    «يوسف گرجي بحري» افزود: نوعي قارچ بانام علمي fusarium oxysporum در ۴۰ الي ۵۰سال اخير شيوع پيدا كرده و بسياري از درختان شب خسب رااز بين برده است. وي ادامه داد : اين قارچ به ريشه درخت حمله مي كند وآن را خشك مي كند ولي به نظر مي رسد «شب خسب» به تدريج و به طور طبيعي، در برابر اين قارچ مقاومت پيدا كرده است.
    گرجي اضافه كرد : آفت ابريشم باف ناجور در دوره لاروي به پهن برگان و سوزني برگان آسيب مي زند و لارو آن، برگ گياه را مي خورد.
    پژوهشگر مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان مازندران افزود:اين آفت به حالت بحراني در نيامد و در استان گيلان، برروي كاج ديده شد كه خيلي جدي نبود.
    به اعتقاد برخي از كارشناسان جنگل ،از آنجا كه در جنگل، برخلاف باغ و مزرعه، به دليل گستردگي سطح و پيچيدگي اكوسيستم، استفاده از روش هاي مبارزه با آفت، محدودتر و مشكل تر است، جنگل را نمي توان و نبايد سم پاشي كلي كرد.بلكه بايد پس از شناخت دقيق آفت، روش يا روش هاي مؤثر و تا حد امكان، كم هزينه و همچنين كم خطر براي طبيعت، انتخاب شود و با دقت اجرا گردد.
    بهره گيري از دشمنان طبيعي آفات، از راه هاي غيرمخرب است و باعث تعادل طبيعي در جنگل مي شود.در مواردي همچون بيماري «مرگ نارون» كه هنوز درمان كاملي ندارد، مي توان از روش مبارزه ژنتيك استفاده كرد.
    يعني با گرفتن بذراز پايه هايي كه مبتلا به اين آفت نشده و سالم مانده اند، نهال هايي مقاوم توليد و وارد جنگل كرد.
    همچنين بايد از اقداماتي كه زمينه ساز طغيان آفت است، خودداري كرد، مانند قطع گسترده بلوط و تنها ماندن شب خسب يا ورود گسترده سوزني برگان غيربومي كه به آفات جنگل هاي شمال مقاوم نيستند. ازسوي ديگر چون پشتوانه هر كارعملي بايد تحقيقي علمي باشد، رابطه مراكز پژوهشي و دانشگاهي با مراكز اجرايي نيازمند تحكيم بيشتر است.
    كمبود نيروي متخصص در بخش هاي اجرايي، شناسايي و مبارزه با آفات جنگل را مشكل مي كند.در زمينه شناخت آفات و بيماريها درجنگل هاي شمال،افراد بسيار معدودي اطلاعات كافي و به روز دارند و پژوهشگراني كه خواهان تحقيقات كاربردي باشند، اغلب به دليل دشواري هاي فراوان، ترجيح مي دهند درمحدوده اي كوچك، نظير نهالستان كار كنند كه تفاوت زيادي با جنگل دارد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:39 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

معرفی برخی از سموم حشره کش و کنه کش و علف کش

معرفی برخی از سموم حشره کش و کنه کش و علف کش:
 
دلتامترین Deltamethrin:
حشره کشی است از گروه پایروترئیدها که با تاثیر تماسی و گوارشی عمل می کند.مهمترین مزیت دلتامترین مصرف کم اثر ضربه ای شدید است.برای مبارزه با لارو پروانه ها سوسکهاو مگس هاوسن هاوزنجرک ها و تریپس مورد استفاده قرار میگیرد.
 
آمیتراز Amitraz:
حشره کش-کنه کشی است غیر سیستماتیک با اثر تماسی-تنفسی در مبارزه تلفیقی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.برای انسان و دام کم خطر و زنبور عسل را نیز نابود نمی کند.برای کنه های تارتن-پسیل-پسته-مگس های سفید و عسلک پنبه مورد استفاده قرار می گیرد.
 
پرمترین  permethrin:
حشره کش غیر سیستماتیک تماسی-گوارشی که خاصیت دورکنندگی دارد.بمحض مشاهده آفت سمپاشی صورت گیرد.برای بسیاری از حشرات از جمله :لارو پروانه ها-حشرات خانگی-آفات مینوزکابرد دارد.از آفات مهم آن برگخوار مصری-کرم ساقه خوار و مینوز برگ است.
 
دیازینون Diazinon :
حشره کش-کنه کش فسفره با اثر تماسی گوارشی-تنفسی است که برای مبارزه با آفاتی مثل سوسک سیاه گندم-کرک ساقه خوار-سن گلابی-کرم سفید ریشه-شپشکهای سفید-شته خونی و آگروتیس مورد استفاده است.
 
کلرپیریفوس  Chlorpyrifos:
حشره کشی است غیر سیستمیک با نحوه اثر تماسی گوارشی و تنفسی.در لایه های واکسی بافتهای گیاهی نفوذ می کند وتمامی آفات روی گیاهان و داخل نسوخ گیاهی (مینوز ها و ساقه خوارها)را کنترل می کند.
 
اندوسولفان Endosulfan :
حشره کشی است غیرسیستمیک با اثر تماسی و گوارشی که بسیاری از آفات جونده و مکنده از جمله:لارو پروانه ها-سوسکها-مگسها-آلئوردها .کنه ها را کنترل می کند.یکی از سموم مهم در برنامه مبارزه تلفیقی است بیشترین استفاده آن برای آفات پنبه نظیر کرم قوزه عسلک و.....می باشد.
 
اکسی دیمتون متیل Oxydemeton-Methyl :
حشره کش-کنه کشی است سیستمیک که بصورت تماسی-گوارشی و تنفسی اثر می کند توسط بافت های سبز گیاه جذب می شود و توسط شیره گیاه به تمام قسمتهای آن برده می شود.بیشتر برای مبارزه با کنه ها-سر تپس ها-شته ها و شپشکها مورد استفاده قرار می گیرد مثل شته سبز هلو.
 
ساپیرمترین  Cypermethrin :
حشره کشی غیر سیستمیک از گروه پایروتروئیدهای مصنوعی است که با نحوه اثر تماسی و گوارشی و هم چنین خاصیت ابقایی بالایی که روی گیاهان سم پاشی شده دارد طیف وسیعی از آفات جونده و مکنده را کنترل می کند.
 
کلرپیریفوس  Chlorpyrifos:
حشره کش و کنه کشی است غیر سیستمیک که با نحوه اثر تماسی گوارشی و تنفسی طیف وسیعی از آفات جونده و مکنده را کنترل می کند.
 
فن پیروکسی میت  Fanpyroxymate:
کنه کشی است با خاصیت تماسی و نفوذی بسیار بالا که برای مبارزه با سنین مختلف پوره-کنه بالغ و تخم کنه در انواع محصولات زراعی و درختان میوه و مرکبات بکار می رود.
 
فن پروپاترین  Fenpropathrin :
حشره کش-کنه کشی گوارشی است که علاوه بر کشندگی اثر دور کنندگی نیز دارد و یا جلوگیری از تغذیه کنه های بالغ و کاهش اعمال حیاتی باعث کاهش تخم آنها می شود.
 
فن والریت  Fanvalerate :
حشره کش-کنه کشی است تماسی و گوارشی که دارای طیف وسیع بوده  برای بسیاری از حشرات مانند مینوز ها که در نسج گیاه به سر می برند موثر است.بیشتر برای کنترل حشرات آفت پنبه مورد استفاده قرار میگیرد مانند کرم قوزه پنبه-عسلک پنبه و برگخوار مصری
 
گلایفوزیت  Glyphosate :
علف کشی سیستمیک است که برای از بین بردن علف های هرز یک ساله یا چند ساله پهن برگ و کشیده برگ مورد استفاده قرار می گیرد.توسط برگ و ساقه گیاه جدب شده و ار طریق شیره به تمام قسمت های گیاه برده می شود و علف هرز را از بین می برد.
 
پاراکوات  Paraquat:
علف کشی است تماسی برای مبارزه با علف های هرز باریک پهن برگ که به سرعت توسط قسمتهای سبز گیاه جذب می شود و آنها را از بین می برد بیشتر برای علفهای هرزی است که دوره رویش طولانی دارند.و در باغات در زیر درختان و در بین ردیف های کشت مصرف می شود.
 
روغن امولسیون شونده  Petrolium oil :
روغن امولسیون شونده برای مبارزه پیش بهاره-بهاره و تابستانه با شپشک ها و بعضی از کنه ها و همچنین برای همراهی بعضی از سموم به عنوان مویان کاربرد دارد.

منبع : کشاورز تنها www.Alonefarmer.blogfa.com

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:40 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

مقاومت علف کش یک چالش جدید در کنترل شیمیایی

  مقاومت به علف كش یك چالش جدید در كنترل شیمیایی:
 
مقدمه:
علف كشها یكی از مؤثرترین ابزارهای كشاورزان اند كه می توانند درجنگ با علفها از آن استفاده كنند.
استفاده از این مواد شیمیایی كشاورزی بطور قابل توجهی در سال های اخیر بویژه در كشورهایی كه دارای سیستم كشاورزی پیشرفته تری هستند، افزایش یافته است.
ورود جمعیتهای علفی مقاوم به علف كشهای یكسان كه بطور موثر درگذشته آنها را كنترل می كرد. یك مسأله جدی برای صنعت علف كش و برای استفاده كنندگان این محصولات است. این مرور به بررسی مختصری بربررسی تاریخی بر روی تكامل تدریجی مقاومت به علف كشها،اهمیت و گسترش مشكل، عناصری كه ورودجمعیتهای مقاوم را تحت تاثیر قرار می دهد، مكانیسم های فیزیولوژی مسئول این پدیده و چند پیشنهاد برای جلوگیری یا كاهش ایجاد مقاومت علفی به این مواد شیمیایی كشاورزی، می پردازد.
مقاومت، توانایی یك جمعیت گیاهی در عدم تاثیر پذیری از یك علف كش در نتیجه استفاده مداوم و پیوسته ازعلف كش برای مدتی طولانی است. این نوع مقاومت متفاوت از مقاومتی است كه یك گونه هرگز توسط علف كشی كه درمعرض آن قرار نگرفته است كنترل نمی شود (مقاومت طبیعی).
بنابراین مقاومت به جمعیتی از گونه ها بر می گردد كه قبلاً حساس بوده است و سپس از استفاده از علف كش دیگر نمی توان آنرا با همان میزان علف كش یا روزهای بالاتر كنترل كرد.
اولین گزارش در مورد مقاومت به علف كش از سال ۱۹۷۰است یعنی زمانی كه ریان ۱۹۷۰ نشان داد كه جمعیتهای خاصی از Senecio Vulgaris در ایالت واشنگتن آمریكا را حتی با روزهای زیاد سیمازین دیگر نمی توان كنترل كرد. بررسی های پیونیرر همراه باریان وراد و سویچ نشان داد كه اینجمعیتها نه تنها به سیمازین مقاوم اند بلكه به سایر تریازینها نیز مقاوم اند.
در سال ۱۹۸۰، حدود ۲۵۰۰۰۰ هكتار در واشنگتن برآوردشد كه تحت پوشش جمعیتهای Senecio مقاوم به تریازین ها هستند. پس از آن گزارشهای مربوط به مقاومت به تریازین ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است. درمجارستان كه بزرگترین تولید كننده ذرت بلوك سوسیالیستی است، استفاده از تریازین ها متوقف شده است (بجز بصورت مخلوط با سایر علف كشها) و این بدلیل این است كه بیش از ۷۵% زمینهای در نظر گرفته شده برای كشاورزی مورد هجوم گونه های مقاوم آمارانتوس قرار گرفته اند. حداقل ۵۵ گونه علف در بیش از ۲۰كشور برآورد می شود كه به این گروه از علف كشهامقاوم اند.
 
علفهایی كه بخصوص به همه خانواده های علف كشهای مهم مقاوم اند در جدول یك ذكر شده است. حتی این زمان كه تعدادی از موارد مقاوم به علف كش افزایش یافته است.
زنگ خطر به اندازه آفت كشها به صدا در نیامده است.در ۱۹۸۰، جمعیتهای حداقل ۴۲۸ گونه از حشرات و كرم های مقاوم به آفت كش شناسایی شده اند. این جمعیتها متعلق به ۱۴ راسته و ۸۳ خانواده مهم كشاورزی و دامپزشكی بود.
 
فاكتورهای تعیین كننده انتخاب بیوتیپهای مقاوم به علف كشها:
اجزاء اصلی كه باعث ظهور مقاومت بیوتیپها به علف كشها می شود به طور مفصل توسط گرسل ۱۹۷۸ و گرسل وبعل۱۹۸۲ شرح داده شده است.
 
مهمترین این فاكتورهاعبارتند از:
۱) فشار انتخاب
:فشار انتخاب نتیجه مرگ و میر موثر است. میزان مرگ و میر از لحاظ دانه ها یا عوامل انتشاری در انتهای دوره رشد می باشد و بلافاصله پس از استفاده از علف كشها نیست. اگر ژنهای مقاومت بزودی در جمعیت یافت شود، مرگ و میر موثر باعث احتمال انتخاب افراد مقاوم منتخب تر و بیشتر می شود. بایستی توجه داشت كه ژنهای كمك كننده مقاومت علف كش معمولاً در جمعیت علفهای حتی قبل از استفاده از علف كش وجود دارد و به دلیل ورود نمونه های مقاوم از سایر نواحی یا ایجاد توسط علف كش نمی باشد. این فقط فشار انتخابی است كه توسط علف كش تحمیل می شود و باعث بسط و توسعه جمعیت مقاوم می گردد.
 
۲) وجود علف كش در خاك:
علف كشهایی كه اثر رسوبی طولانی دارند باعث می شوندكه بر روی جمعیت علفی بیش از علف كشهایی كه به آسانی در خاك پراكنده شده و با باد برده می شوند، فشار انتخابی داشته باشند. این احتمالاً یكی از دلایلی است كه چرا مقاوم جمعیت علفی به گروهی از علف كشهابتازگی در سولفو نیلو راز كشف شده است. اگر علف كش زیاد پایا نیست، بانك دانه در خاك احتمال تكثیر بیوتیپهای مقاوم را با حفظ یك جمعیت زیادی از افراد و حساس كه بلافاصله پس از اینكه علف كش اثربیولوژیكی است را از دست داد رشد و تولید مثل می كنند، كاهش می دهد. علف كشهایی كه بلافاصله در خاك غیر فعال می شوند لزوماً عاری و بری از مسأله مقاومت نیستند. برای مثال، علف هایی مقاوم به پاراكوت وجود دارد. این بیوتیپهای مقاوم اغلب بر اثر استفاده منظم و پیوسته پاراكوت بوجود می آیند یعنی شرایطی كه معادل با فشار انتخابی بالا است.
 
۳) فاكتورهای بیولوژیكی:
برخی از خصوصیات علفها باعث تاخیر در بسط و توسعه مقاومت به علف كش می شوند. همانطور كه قبلاً ذكر شد.اگر چه مسأله مقاومت به علف كش در سالهای اخیر بدترشده است، اصولاً به بدی مقاومت به قارچ كشها و حشره كشها نیست. علفها معمولاً قدرت تولید مثل بالایی دارند، كه حتی در شرایط محیطی كه برای رشد گیاه ایده آل نیست حفظ می شود. وقتی كه به دلیل برخی از استراتژیهای كنترل جمعیت علفها در منطقه كاهش می یابد، تعداد اندكی كه از دست علف كشها فرار می كنند مادر به تولید دانه های كافی هستند كه می توانند بقاء بانك دانه را در خااك تضمین كند و اجازه جاودان سازی گونه ها را بدهد. این انعطاف جمعیتها به شدت رقت (یعنی اندكی و كمی) دانه های مقاوم كه با استفاده مداوم از یك علف كش خاص انتخاب شده اند را تحت تاثیر قرار می دهد. عمر طولانی و خواب دانه در خاك نیز انتخاب بیوتیپهای مقاوم به علف كشها را به تاخیر می اندازد.
در پایان، عدم تطابق یا توانایی رقابتی كم علفهای مقاوم، در مقایسه با علفهای حساس، فاكتور دیگری است كه بسط و توسعه مقاومت علف كش را به تاخیر می اندازد. وقتی كه ژنی (كه باعث مقاومت می شود) جانشین ژن دیگری (كه مسول حساسیت است) در جمعیت شود، فرد جدید معمولاً شایستگی كمتری دارد چرا كه در مقایسه با نوع اولیه دارای معایب فیزیولوژیكی است. این معایبها ژن جدید را در فركانس (یعنی تكرار و میزان پراكندگی) بسیار پایینی در جمعیت نگه می دارد. بناراین، منطقی است كه نتیجه بگیریم كه اگر افراد مقاوم شایستگی بیشتری داشتند، در غیاب فشار انتخابی(علف كش)، آنها نوع غالب جمعیت شوند، و علف كش هرگز بطور موثر گونه های علفی را در اولین مكان كنترل نمی كند. پس شایستگی یعنی موفقیت تولید مثل یا آن بخش از ژنهایی كه یك فرد در بانك ژنتیكی جمعیت باقی می گذارد. دو جزء اصلی آن بقاء تولیدمثل است.در بررسی های اولیه كه توسط كونارد و رادوسوویچ(۱۹۷۹)، رادوسویچ و هولت (۱۹۸۲)، انجام گرفت، این موضوع ذكر شد كه بیوتیپهای مقاوم به تریازین نسبت به بیوتیپهای حساس ماده خشك كمتری تولید میكنند،كه این حالت هم در شرایط رقابتی و هم غیر رقابتی صادق است. بیوتیپهای مقاوم همچنین بیش از آنكه با رقابت در بین خودشان تحت تاثیر قرار گیرند ، تحت تاثیر رقابت با بیوتیپهای حساس قرار می گیرند.
مشاهدات مشابهی نیز از مقاومت علفها به سایر علف كشها مثل Eleusine india مقاوم به دینیتر و آینلین بدست آمد. این كاهش در توانایی رقابت از لحاظ عدم توانایی علفهای مقاوم در انجام فرایندهای فیزیولوژیكی اساسی است، كه در مناطقی كه تحت تاثیر علف كشها می باشند بوجود می آید و علت مقاومت آنها نسبت به علف كشها است. بهر حال بررسی های اخیر نشان می دهد كه مقاومت تریازین همیشه همراه با كاهش قدرت گیاه نیست.
 
اساس بیوشیمیایی مقاومت علف كش:
تفاوت در جذب علف كش، جابجایی و متابولیسم ممكن است به عنوان مكانیسم های احتمالی ذكر شود كه تكامل تدریجی مقاومت علف كش را توضیح می دهد. بهر حال موارد مستند بهتری، شیوعی از تعییرات در محل عمل به عنوان مسئول این پدیده ذكر می كند. در مورد تریازین ها، مكانیسم عملكردشان شامل سركوب فتوسنتز است كه آنها مانع از انتقال الكترونها در فوتوسیستم (PSII) . II می شوند. این توقف و *** بین اولین پذیرنده الكترون (Q)وپلاستوكوئینون (PQ) است. در این ناحیه از غشاء تیلاكوئیدی یك پروتئینی با وزن مولكولی KD۳۲به عنوان پروتئین B یا QB است كه تریازینها و پلاستوكوئیدی بر سر پیوند با آن با هم رقابت میكنند.
جانشینی یك اسید آمینه (سرین بجای گلسین) در این پروتئین كلروپلاستی مانع از اتصال تریازین ها می شود و باعث مقاومت به این گروه از علف كشها می شود.
همچنین حداقل یك مورد مقاومت به تریازینها گزارش شدكه به دلیل توانایی سم زدایی زیاد علف كش توسط بیوتیپ مقاوم ایجاد گردیده است. تغییرات محل اتصال علف كشها نیز به عنوان مسئول مقاومت به سولفونیلوراز ذكر می شود. در چنین شرایطی آنزیم استولاكتات سنتتاز حساسیتش را از دست می دهد و در مورد مقاومت به دی نیترونیاین ها ظاهراً یك توبولین تغییر یافته باعث ایجاد مقاومت درEleusine india می شود. برای توضیح مقاومت به پاراكوات، دو مكانیسم فرض شده است. پاراكوات عمل فیتوتو كسیك خود را با ایجاد رادیكال های آزاد انجام می دهد. با مداخله در فوتوسیستم I، دیكاتیونیك پاراكوات به یك مونوكاتیون احیاء می گردد كه باعث احیاء مولكول اكسیژن CD۲ به یك رادیكال سوپراكسیدآنیون (O۲) می گردد. پس باعث تجدید دیكاتیونیك پاراكوات می شود. در مقابل رادیكال O۲ تولید پراكسید هیدروژن (H۲O۲) و رادیكال هیدروكسید(OH) می كند.
 رادیكال های سوپراكسید و هیدروكسیل با پراكسید كردن اسیدهای چرب، غشاهای سلولی را تضریب می كنند. اولین مكانیسم مقاومت فرض شده كه مربوط به برخی از گونه ها و بیوتیپهای مقاوم است، بررسی سطح آنزیم هایی (مثل سوپراكسید دسیموتاز) كه قادر به از بین بردن رادیكال های آزاد تولید شده توسط پاراكوات در حضور نور هستند، می باشد. در بیوتیپهای مقاوم برخی از گونه ها مثل Hardeumglaucum وconyza boneriensis به نظر می آید كه پاراكوات از محل فعالیتش در كلروپلاست محدود می شود (خارج می شود) اگر چه محل نهایی اش هنوز روشن نشده است. برای مثال در H گلاكوم هیچ تفاوتی در فعالیت آنزیم های سوپراكسید دسیموتاز، كاتالازو پراكسیداز بین بیوتیپهای مقاوم و حساس دیده نشد. هر دو بیوتیپ از لحاظ نفوذپذیری پاراكوات به غشاء پلاسمایی یا به غشاءهای پوشش كلروپلاست نشان مشابه اند. نفوذ پذیری كوتیكل به پاراكوات در هر بیوتیپ یكسان است، بهر حال، انتقال علف كش از سطح برگ در بیوتیپ مقاوم در مقایسه با درجه انتقال خاصی كه در بیوتیپ حساس وجود دارد، نامشخص است (كم اهمیت است). بر اساس این نتایج فرض شده، است كه مكانیسم مقاومت بر اساس جلوگیری از دخول پاراكوات از سیتوپلاسم بوسیله حبس در گزینم اپوپلاست، دیواره های سلولی و فضای داخل سلولی اتفاق می افتد.
 جلوگیری و كنترل مقاومت یك سخن مشهور است كه بهترین راه حل مواجه با علف كش پیشگیری است. بایستی از آن اعمال كشاورزی كه باعث فشار انتخابی بالا می شود جلوگیری كرد. مثل: استفاده از علف كشهای بسیار مقاوم و ماندگار، دوزهای بالا، استفاده مداوم از تنها یك علف كش و استفاده از یك كشت كه تنها بسته به روشهای شیمیایی حذف علفها دارد.
بایستی خاطر نشان شد كه استفاده گردشی از علف كشها با مكانیسم های عملكردی متفاوت مثل استفاده از مخلوطی از آنها توصیه می گردد.
در انتخاب مخلوط، علف كشها بایستی دارای مكانیسم های متفاوت عملكردی باشند. وقتی كه ظهور جمعیتهای مقاوم در سطح زمین اثبات شد، مراحل لازم بایستی انجام گیرد تا مانع از انتشار آنها شود، دقت لازم مبذول گردد تا مانع از تولید دانه و انتشار آن شود. استفاده از علف كش و سایر مكانیسم ها بایستی با دقت كافی انجام گیرد بطور كلی بایستی در نظر داشت كه هر علف كشی دارای مقاومت متقابل با علف كشهای همان خانواده شیمیایی و یا حتی با علف كشهایی كه رابطه شیمیایی ندارد، دارد.
كشاورز بایستی همیشه برچسب محصولات را بخواند و عاقلانه علف كش مورد نظرش را انتخاب كند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:41 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

خانه شیطان از جنس فولاد

خانه شيطان از جنس فولاد:


تار عنكبوت يكي از مقاوم ترين مصالح روي زمين مي باشد. هر رشته تار عنكبوت بدون آنكه پاره شود، تا 40 درصد طول خود قابل كشيده شدن مي باشد و مقاومتي مثل رشته هاي فولاد دارد. جدا از به دام انداختن و شكار حشرات، منظوري كه عنكبوت از ريسيدن تار دارد. اين رشته ها آنقدر مقاوم و محكم هستند كه مي توانند لوله هاي سريع السير را در حركت متوقف بسازند و همانند يك كمند، ماهواره اي 5 تني را بدام بياندازند.


عنكبوت تكنيكهايي را بكار مي برد كه خيلي فراتر از آنهايي مي باشند كه ماهر ترين شيميدان ها مورد استفاده قرار مي دهند. غده مايه تارعنكبوت يك كارخانه ذره بيني مي باشد كه اندازه آن از قطر يك رشته موي انسان تجاوز نمي نمايد. رطوبت ماده پروتئيني ژله اي شكل و لزج مترشحه اين غده با يك كليه مينياتوري تا حد لازم مكيده مي شود، درست مثل اين است كه عنكبوت مي خواهد خمير شيريني از آن بسازد. با اين حال عنكبوت به شكلي اين توده چسبنده و خميري را روان نگه مي دارد و با بهره گيري از علم ديناميك مايعات، آن را به شكل معجزه آسايي به تارهاي مقاوم تبديل مي نمايد. اگر پژوهشگراني مثل ويني به رازهاي عنكبوت پي ببرند، نه تنها مي توانند به سادگي ابريشم با مقاومت تارهاي عنكبوت را بريسند، بلكه مي توانند فن آوري را توسعه بدهند و انقلابي در صنعت شيمي پديد بياورند.


الياف مصنوعي نوعاً تحت شرايط شيميايي قوي ريسيده مي شوند، براي مثال، كولار، نوعي الياف مصنوعي كه از نظر مقاومت و كاربرد برنده مدال طلا شده است، از اسيد سولفوريك غليظ حرارت داده شده تا نزديكي نقطه جوش، بدست مي آيد. تفاله شيميايي باقيمانده از اين فرآيند، خطرناك و خلاص شدن از آن فوق العاده گران تمام مي شود. اما تار عنكبوت از پروتئين و آب ساده و با PH در حد متعارفي و درجه حرارت بدن انسان، ريسيده مي شود.


اگر شيميدان ها به اين شاهكار عالي شيمي دست يابند، مي توانند با ابداع شيوه هاي جديد و دوست محيط زيست، فرآورده هاي با كيفيت برتر و حتي ارزان تر توليد نمايند.


با وجود سالها مطالعه و تحقيق تار عنكبوت هنوز براي شيميدان ها، يك معما مي باشد. در زير ميكروسكپ، الياف تارعنكبوت كاملاً صاف و نرم ديده مي شوند، ليكن وقتي با يك حلال به آنها حالت داده شود و تشريح گردند، مشاهده مي شود كه هر رشته از لايه هاي ريز خيره كننده و در اندازه هاي از يك ميليارد دم متر تا يك ميكرومتر تشكيل شده اند، پيچيده گي اي كه الياف مصنوعي ساخته دست بشر در مقايسه با آنها حقير و خام جلوه مي كنند. لايه هاي ريز هم مركز كه نانو فيبريل ناميده مي شوند، مغز الياف را احاطه كرده اند. در بعضي لايه ها، نانو فيبريل ها مستقيم و در امتداد محوررشته قرار دارند، در حاليكه در برخي مثل يك پلكان پر پيچ به دور الياف پيچيده شده اند. اين شكل ساختار، به رشته ها استحكام بيشتري مي دهد و پاره شدن آنها نيروي بيشتري لازم دارد. ران ابي ازدانشگاه آكرون، در اوهايو كه براي مطالعه قدرت مقاومت تارهاي عنكبوت از نيروي اتمي ذره بيني استفاده مي كند، مي گويد: اگرهمه نانو فيبريل ها موازي محور تار مي بودند، در اثر كشيده شدن، تار زودتر به حد نهايي شكست مي رسيد و پاره مي شد. ليكن نانو فيبريل هاي متقاطع و زاويه دار، ابتدا بايستي كشيده شوند تا راست گردند و سپس با اعمال نيروي بيشتر به نقطه شكست برسند.


 گره هاي مويين:


با عميق تر نگاه كردن به داخل يك نانوفيبريل، پيچيده گي شگفت انگيزتري ظاهر ميشود؛ كريستالهاي پروتئيني به اندازه چند ميليارد متر كه در سرتاسر بافت زنجيره هاي پروتئيني گره خورده اند، ديده مي شوند. به نظر مي رسد كه جاذبه قوي كريستال ها مانع مي شود كه زنجيره هاي پروتئيني به هنگام كشيده شدن بلغزند و كريستال ها از كنار هم رد شوند. لين جلينسكي، كارشناس شيمي پليمري از دانشگاه ايالتي لوئيزيانا مي گويد: ((ماده اي مثل لاستيك كه خاصيت ارتجاعي دارد و همانند يك فنركشيده مي شود، مابين كريستال ها قرار دارد. وقتي تار كشيده مي شود كه طول تار اضافه گردد و در نتيجه براي پاره شدن، نيروي كششي بيشتري لازم شود)).


با بدست آمدن اطلاعات تازه از ساختار اسرارآميز تارعنكبوت، پژوهشگران از توانايي اين حشره در توليد سريع تار و در يك فضاي محدود و تنگ ، بيشتر حيرت زده مي شوند. نفيلا كلاوي پس، عنكبوت 5/2 سانتيمتري به رنگ نارنجي و سياه با  بندهاي موئين، بومي آمريكاي مركزي، تارهاي فوق العاده محكم مخصوص كشيدن را، رشته اي كه عنكبوت به آن آويزان مي شود، در هوا تاب مي خورد و از چنگ دشمنان فرار مي نمايد، از شيره مترشحه غده اي مي سازد كه به اندازه يك نخود است. اين شيره يك محلول آبكي با غلظت 50 درصد موسوم به(اسپيدروين) است. محلول اسپيدروين از ميان لوله دوكي شكل كه قطر آن فقط يك بيستم ميليمتر است مي گذرد و وارد مجراي تار مي شود. بعد از طي يك مسير 2 سانتيمتري كه در زماني كمتر از يك ثانيه طول مي كشد، عنكبوت تار قوي را از تارريس كه شبيه يك پستانك است و در انتهاي عقبي حشره قرار دارد، كامل و فرايند شده بيرون مي دهد.


ويني و همكارش ديويد كالان از مركز تحقيقات ارتش با آزمايش نور پلاريزه در زير ميكروسكپ، متوجه بافت كاملاً متمايز اسپيدروين شدند. پژوهشگران در آزمايش خود متوجه شدند كه اسپيدروين به شكل كريستال مايع مي باشد.


كريستال مايع ساختاري مانند جامدات دارد، با اين تفاوت كه مي تواند مثل مايعات جريان يابد. مولكول هاي ميله اي شكل موجود در اين كريستال ها در وقتي كه غلظت مايع پايين باشد نامنظم و مثل مولكول ها در مايعات، شناورند. اما در غلظت هاي بالا مولكول ها شروع به در يك رديف قرار گرفتن مي نمايند. مولكول هاي اسپيدروين ممكن است به شكل توده هايي در بيايند كه از زنجيره هاي پروتئين گره خورده حاصل مي شوند. ويني مي گويد: كه اين توده ها مثل مهره هاي چرتكه رويهم سوار مي شوند و نوعي ميله را مي سازند كه فقط در كريستالهاي مايع ديده مي شود. ويني و كالان عقيده دارند كه اين حالت كريستال مايع به عنكبوت  كمك مي كند كه اسپيدورين را با كاستن از غلظتش عمل بياورد. غلظت اسپيدورين در غده معادل غلظت ژله مي باشد. ويني توضيح مي دهد: اين ماده ژله اي شكل نمي تواند در لوله ذره بيني جريان پيدا كند. ليكن عنكبوت با اضافه كردن آب به آن به شكلي ماده غليظ را از ميان تار ريس خود مي گذراند و آن را تبديل به تارهاي محكم می نمايد.


ويني مي گويد: كه راز كار در اين است كه ساختارهاي ميله اي شكل اسپيدورين با  نيروي ضعيفي جذب يكديگر مي شوند. آنها به آساني مي توانند از كنار هم بلغزند و رد شوند. اين منطقي به نظر مي رسد. عنكبوت تار خود را با حداكثر صرفه جويي در انرژي مي سازد.


فرتيز وولرايت، استاد جانور شناسي دانشگاه آرابوس، دانمارك و استاد مدعو آكسفورد مي گويد: (عنكبوت  نمي تواند اتلاف انرژي را تحمل كند. حالت كريستالي مايع، غلظت ترشحات خمير تار را پايين مي آورد و عنكبوت مجبور نمي شود براي جاري ساختن محلول از مجراي باريك تار، فعاليت زيادي بنمايد.)


حالت كريستالي مايع همچنين مولكول هاي پروتئيني را به شكلي سازمان مي دهد كه دقيقاً كنار هم رديف مي شوند و كريستال هاي پروتئيني باريكي را تشكيل مي دهند. نانو فيبريل ها كه خواص فوق العده به تار مي دهند، لوله مي شوند. بعضي از فرایندهای صنعتی در توليد الياف مصنوعی ای مثل (کولار) يک مرحله کريستال مايع را به همين منظور، مورد استفاده قرار می دهند.


اما اينکه چگونه عنکبوت مخلوط آب و پروتئين را به اليافی تبديل می نمايد که با باران شسته نمی شوند، يک معما می باشد. وينی می گويد: گلوله های اسپيدروين تازه تشکيل شده بدين سبب در آب ثابت هستند و شسته نمی شوند که بخش های جاذب آب در داخل پنهان شده اند. اما در اينجا يک رويداد استثنايی اتفاق می افتد؛ پروتئين های گلوله شده بايد باز شوند و بخش های غير جاذب آب را رو بياورند. چون اين نانو کريستال ها غير قابل حل در آب می باشند، رطوبت نمی تواند بر روی تار تأثير بگذارد. اما چه چيز می تواند اسپيدروين را به بيرون آمدن از شکل توپی ثابت خود اغوا نمايد؟


وينی می گويد: ماشه می تواند نيروی اصطکاک باشد، او گمان می برد که اصطکاک ميان گلوله های اسپيدروين و ديواره مجرای تار، نيروی لازم برای کشيده شدن ماشه تغيير حالت را تأمين می کند. اين نيرو ساختار پروتئين را تغيير می دهد و اجزا غير جاذب آب را به بخش بيرونی منتقل می سازد و تار ساخته می شود. آخرين يافته های وينی نشان می دهد که عنکبوت حتی نمی تواند حساسيت اين ماشه را با تنظيم غلظت يونهای کلسيم يا روی موجود در مجرای تار، کنترل نمايد.


وليکن وولرايت شک دارد که کريستالهای مايع به اندازه کافی غليظ باشند که بتوانند نيروی اصطکاک قابل ملاحظه ای به هنگام عبور از مجرا توليد نمايند. او شواهدی به دست آورده که گلوله های اسپيدروين در نتيجه نيروی کششی حاصل از دراز شدن جريان در عبور از بخش های مجرا که به تدريج باريک می شود، وضع  خود را از دست می دهند و دچار تغيير حالت می شوند.


وولرايت عقيده دارد که تطويل شدن بالا می تواند موجب تا خوردن اسپيدروين؛ فشرده شدن آن بشود و آب را بيرون بدهد. او و همکارش ديويد نايت اندام ديگری در عنکبوت ديده اند که  اين فرايند را کنترل می کند. يک پيش آمدگی ريزانگشتی شکل موسوم به ميکروويلی در داخل مجرای تار، ميکروويلی مساحت داخلی مجرا را افزايش می دهد و ميزان جذب آب را زياد می کند. اين دو پژوهشگر می گويند که مجرای تار به شکل يک کليه مينياتوری عمل می نمايد، آب اسپيدروين را می مکد و به بيرون پمپاژ می نمايد و کريستال مايع را به شکل تار درمی آورد.


در سال  1998، پژوهشگران با استفاده از دروس گرفته شده ازعنکبوت، به توليد تارهای مشابه مشغول شدند. از جمله ابی و همکارانش در انستيتو تحقيقاتی ناتيک، فنآوری ای را  به نام نخ ريسی برقی مورد مطالعه قرار داده اند. با بکارگيری يک اختلاف پتانسيل 30000 ولتی در ميان يک سوزن فوق العاده ظريف و يک  تور سيمی، آنها توانسته اند اسپيدروين شارژ شده را توليد کنند. همانطور که مواد به طور سيمی پاشيده می شوند، مولکول های اسپيدروين با نيروی الکتريکی کشيده می شوند و به موازات  هم قرار می گيرند. ماده حلال تبخير می شود و تارهای خشک روی تور جمع می شوند.


ديگران برای مثال جلينسکی از فن آوری عنکبوت سود جسته و در تلاش است که ابريشم مصنوعی را با راندن يک محلول پروتئينی از ميان يک دستگاه ذره بينی که مشابه تارريس است، توليد نمايد. الياف ابريشمی در طرف ديگر دستگاه در يک حمام حلال دلمه و جمع می شوند.


ليکن حتی بهترين الياف ابريشمی مصنوعی مقاومتی کمتر از نصف استحکام تار عنکبوت در مقابل پاره شدن دارند. جلينسکی می گويد، اگر بتوان حالت کريستال مايع را در طول ريسندگی مصنوعی توليد نمود، وضعيت بکلی تغيير پيدا می کند. در حاليکه گروهی از پژوهشگران سرگرم تجربه توليد ابريشم با فن آوری عنکبوت هستند، گروهی ديگر با مطالعه عنکبوت به دنبال کشف شيوه هايی هستند تا خواص مواد را بهتر بسازند. الياف مصنوعی وقتی خيس شوند، آب را  جذب می کنند، باد می نمايند و در فرآيندی موسوم به جمع شدگی  شديد، تا حدود نصف طول خود کوتاه می شوند. اين حالت در بسياری از کاربردهای الياف يک مشکل بزرگ می باشد.


جلينسکي عقيده دارد کليه در بافت نامنظم  ماده بين سلولی؛ نانوفيبريل می باشد. پروتئين ها در اسپيدروين عنکبوت در يک حالت توازن ظريف قرار دارند؛ متوازن از طريق اتصال ئيدروژنی با هر مولکول آب حاضر، به يکديگر. اما در الياف مصنوعی اضافه شدن آب توازن را به هم می زند و سبب می شود که تارها جمع شوند.


جلينسكي مي گويد: وقتي اين كنش ها، واكنش ها و تأثيرات متقابل درك و فهم شوند، مي توان ابريشم هاي مصنوعي را طوري ساخت كه استحكام آنها زياد باشد و در اثر رطوبت جمع نشوند.


پژوشگران هم اكنون تلاش مي كنند تا اسپيروين را از شير بز اصلاح شده ژنتيكي توليد نمايند. اگر محققين در كار خود توفيق پيدا كنند، مي توانند با تغيير و دستكاري يك يا دو ژن، شير را تنظيم و اسپيدروين مشابه خمير تار عنكبوت را توليد نمايند. آنها سعي دارند اين كار را حتي با جايگزين كردن بعضي اسيدهاي آمينه با اسيدهاي آمينه ديگر كه كمتر تشنه آب هستند، عملي سازند.


 ويني معتقد است كه فهم شيمي تار عنكبوت در نهايت منتهي به دست آوردهاي بزرگي خواهد شد. با استفاده از فن آوري پيچيده و دوست محيط زيست عنكبوت، در صنعت اعجاز پديد مي آيد و انسان مي تواند آب ساده معمولي را به عنوان يك حلال بكار برد وموادي را بدست بياورد كه در نهايت غير قابل حل در آب باشند. ويني مي گويد: همين خاصيت تار عنكبوت است كه شيميدان ها را به هيجان آورده است.


در مقايسه، آنچه را كه عنكبوت انجام مي دهد با آنچه كه پيشرفته ترين صنايع ريسندگي الياف مصنوعي انجام مي دهند؛ توليد الياف مصنوعي با بكارگيري فرايند شيمي پيچيده، فشار بالا و اسيد سولفوريك قوي و نزديك جوش، در مقابل علم فيزيك بكار گرفته شده توسط عنكبوت باهوش، تار فوق العاده محكم، ضد رطوبت و بدون تفاله آلاينده محيط زيست، بدست مي آيد. اگر علم فيزيك بتواند سيستمي را طراحي كند و در خاصيت محلوليت در آب تغييرات مناسبي را به وجود بياورد، مي توان مواد حلال خيلي رقيق مثل آب را بكار گرفت و انقلابي در صنعت به وجود آورد. چنين سيستم هايي مي توانند، مولكول هايي را كه ميل تركيب با آب را ندارند برنامه ريزي كنند و در داخل عنصرهاي سازنده كريستال نهان بسازند. فعال كردن چنين مولكول هايي با اصطكاك و يا نيروي تطويل كننده مشكل جذب رطوبت و جمع شدگي الياف از ميان مي رود.


كاپلان هم اكنون در دانشاه تافتس در بوستون، سرگرم ساخت عناصر با خواص مشابه پروتئين اسپيدروين مي باشد تا در فرايندي مشابه فن آوري عنكبوت، تارهاي مقاومي ساخته شود. كاپلان مي گويد: ما توانسته ايم با استفاده از مكانيزم مشابه ماشه هاي عنكبوت، تشكيل نانو كريستال ها  و كنترل كنيم. ماشه هاي مورد استفاده كاپلان عبارتند از اكسيداسيون شيميايي و فعال كردن آنزيمي. ماشه هاي مورد  استفاده كاپلان براي پاسخگويي به هر علامتي با جريان برق، گرما يا نور، با يك طول موج معيني قابل طراحي هستند. كا پلين ماشه هاي خود را با ترتيب مناسب اتم ها و چيدن آنها در فضا، مي سازد.


مطالعه اينكه عنكبوت چگونه تارهاي خود را مي ريسد، به صنعت ريسندگي مهارت هايي را مي دهد تا بتواند از آن فن آوري در ساخت مواد طبيعي مشابه استفاده كند. عنكبوت تار خود را در درجه حرارت بالاي 30 درجه سانتيگراد مي ريسد، معدود فرايندهاي صنعتي وجود دارد كه بتواند درچنين دمايي، محصول بيرون بدهد.


 ويني مي گويد: عنكبوت تار خود را در سرعت هاي متفاوت مي تند. سرعتي كه عنكبوت براي تنيدن تار شكار حشرات بكار مي برد، حدود يك دهم سرعتي است كه براي توليد تار كششي استفاده مي كند. در صنعت معدود فرايندي وجود دارد كه بتواند فرآورده را با عامل 10 تغيير دهد و در پايان محصول مطلوب را بدست بياورد.


عنكبوت ها هم چنين مي توانند چيزي درباره اينكه گياهان و بدن انسان چگونه ساخته شده اند، به ما بياموزند. كاپلان مي گويد: براي مثال، سلولز و كلان(بافت همبند) را در نظر بگيريد. شواهد قوي اي وجود دارد كه اين عناصر از مراحل مايع كريستالي كه به احتمال زياد يك ديده وسيع در بيولوژي  مي     باشد، ميگذرند. New scientist 24 APR.1999                                                        


درك و فراگيري فن آوري عالي عنكبوت به زمان، حداقل يك دوره 5 ساله نياز دارد. اما ويني، كاپلان و ديگران معتقدند كه تلاش هاي آنها، ثمرات با ارزشي را در پي خواهد داشت.


دكتر ويلز، جي گرش مي گويد: عنكبوت سانان موجودات ترسناكي نمي باشند. زماني كه من از استوديو آزمايشگاهي وي در پاي دامنه كوهستان((ريكلاهيو))در جنوب شرقي آريزونا ديدن كردم، او از درون تنگ  شيشه اي گرفته تا روي ميزش عنكبوت و رتيل زنده جمع كرده بود. موجودات هشت پاي پشم آلود به رنگ قهوه اي مايل به خاكستري- كه اندازه مشت گره شده مي رسند- همان موجوداتي اند كه باعث بوجود آمدن خوابهاي ترسناك مي شوند.


دكترگرش مي گويد: گذشته از قيافه ترسناك اين موجودات جنگلي، نيش يك رتيل بسيار شديدتر از نيش يك زنبور عسل مي باشد. حقيقت اين است كه برخي مورچه ها و زنبورها و زنبورهاي عسل خطرناكند، اما هميشه اسم عنكبوت سانان از خود اين موجودات هم خطرناك تر بوده است، عنكبوتها-عنكبوتيان- در ميان اغلب جانداران ريز طبيعت ترسناك تر و مضرترين و در عين حال زيبا و دلرباترين مي باشند.


گونه هاي بيشماري از عنكبوت سانان در جهان زندگي مي كنند اما فقط 2 گونه يا 12 گونه از آنها براي انسان خطرناكند. از طرف ديگر عنكبوتيان حشرات موذي ومضر ديگري را شكار مي كنند و از رشد آنها جلوگيري مي كنند.


عنكبوتيان تقريباَ در هر جايي از زمين، تا 4 مايلي كوه هاي هيماليا، زير سطح درياها و بيابانها، منافذ موجود در زيرزميني و بالاي درختان استوايي يافت مي شوند. ميانگين عمرعنكبوتيان ريسنده تنها 1 سال است. اما ممكن است كه رتيل ها بيش از 3 دهه زندگي كنند و در عرض 8 تا 10 سال بالغ مي گردند. بسياري از عنكبوتها به صورت مجرد زندگي مي كنند، اما تعدادي از گونه ها در تارهاي جدا گانه و به صورت اجتماعي زندگي مي كنند.


اندازه عنكبوتيان از سنجاق سر تا سطح يك بشقاب متغيير است و اغلب مردم تصور مي كنند كه آنها جزو حشرات هستند، در حالي كه اين حيوانات ارتباط نزديكي با كنه ها عقرب ها و ارتباط دورتري با خرچنگها دارند. شگفتي عمده عنكبوتها استادي و مهارت در ريسندگي مي باشد. تارعنكبوت الگوي فعاليت توربافان در بافت دستمال، سفره هاي پارچه اي و روميزيها همانند تار بافي عنكبوتها مي باشد. اما در نهايت محصولات توليدي در مقايسه با تار عنكبوت غيرماهرانه است. با اين حال اسطوره شناسي يونان، به طور عجيب اين مهارت عنكبوتها را به انسان نسبت مي دهد. به نظر آنها بافنده ماهر به نام آرشن به شدت و با گستاخي تمام رب النوعها(آتنا) را مورد ناسزا قرار داد. بعدها با شناختي كه از آنها پيدا كرد از كارش شرمنده شد و به همين خاطر خود را به دار آويخت. الهه ها كه مظهر رحم و شفقت بودند آرشن را به صورت يك عنكبوت به اين دنيا بازگرداندند و او خانه اي از تار براي خود ايجاد كرد.


عنكبوتهاي هوايي تارهاي 3 بعدي مي تنند و درون اين تارها به سوي پايين آويزان مي شوند. خطوط بهم پيچيده و نخ هاي درهم و برهم هوايي به منظور به دام انداختن حشرات جهنده  و راه رونده ايجاد مي شود. اين عنكبوت تارهاي هندسي دايره و منظم مي بافد كه كاراترين دام براي حشرات جهنده يا پرواز كننده است.


عنكبوتها با استفاده از 5 الي 6 غده ويژه اي كه در شكمشان است شيره هايي توليد مي كنند و از آنها مواد خام ايجاد مي نمايند و هرعنكبوت براي خود ابريشم مختلفي را توليد مي كند.


فعاليت تركيبي اين غده ها باعث تشكيل تارها، رشته ها و صفحات بهم پيوسته تارها و قسمت هاي خشك و چسبناك براي بدام انداختن شكار، مي گيرد.


نخهاي ابريشم حاصل از عنكبوتها نرم ومحكم است، بطوري كه بيشتر اين نخها تا 20 در صد كشيده مي شوند و گاهي قويتر از يك سيم فلزي با همان قطر ابريشم مي باشند.


اما تارهاي عنكبوت با تمام زيباييها و جذابيت هايي كه دارد قتل گاه(خانه شيطان) به حساب مي آيد. براي درك مطلب، زماني كه يك حشره بزرگ و سنگين مثل زنبور عادي و زنبورعسل درون اين تارها مي افتد براي رهايي از آن تلاش مي كنند، اما اين تارها يك شبكه غير قابل برگشت براي شكارهاي سبك تر به شمار مي آيند و با چسبيدن آنها به اين شبكه مي ميرند. زماني كه يك حشره كوچكتر تماسي را با اين تارعنكبوت پيدا مي كند فوراً به آن مي چسبد، پس عنكبوت از ميان تار بيرون مي آيد و با يك نيش شكار را فلج مي كند و به وسيله ابريشم آن را محصور مي كند، حشره بيچاره اندكي خورده مي گردد و پس در يك شيره موميايي مانند براي صرف شدن در آينده، آويزان مي گردد.


عنكبوتها حيوانات شرفي هستند كه هنوز مسايل مختلفي در مورد آنها به صورت مجهول باقي است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:41 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

راهبردهای مدیریت تلفیقی آفات در کنترل جوندگان مضر کشاورزی

راهبردهاي مديريت تلفيقي آفات (IPM) در كنترل جوندگان مضر كشاورزي

    1. مقدمه


جوندگان در سطح وسيعي به محصولات، قبل و بعد از برداشت خسارت مي زنند. با توجه به اين برآورد مي شود در هر سال 20 درصد ذخاير غذايي جهان توسط جوندگان مصرف يا آسيب مي بيند. جدي ترين مشكلات ايجاد شده توسط جوندگان در زمين هاي كشاورزي بر سر محصولات گرمسيري كشتزارهايي مانند نيشكر، درخت خرما، كاكائو و قهوه و همچنين برنج، ساير غلات و محصولات غذايي اتفاق مي افتد. بطوري كه آب و هواي گرمسيري امكان گسترش گونه هاي زيادي از جوندگان را فراهم مي سازد و عملا جوندگان در هر شرايط آب و هوايي، به غلات و ساير محصولات در انبارها و مزارع حمله مي كنند . بررسي ها، ميزان آسيب محصولات توسط جوندگان را مشخص كرده است و سطوح قابل توجهي را در برخي نواحي نشان مي دهد. در جدول 2 نمونه هايي از محصولات مناطق ويژه و سطوح آسيب توسط گونه هاي مختلف جوندگان نشان داده شده است.




2. راهبردهاي مديريت تلفيقي آفات (IPM) در كنترل جوندگان مضر كشاورزي



مؤثرترين و اقتصادي ترين راهبردهاي كنترل صحيح جوندگان استفاده از مديريت تلفيقي آفات (IPM) مي باشد. براي حفاظت محصولات از آسيب جونده در انبار، اقدامات احتياطي جلوگيري كننده براي كنترل هجوم و جلوگيري از استقرار و تثبيت در اولين مكان مفيد خواهد بود. اقدامات اصولي شامل حذف منيع غذايي و كاهش تعداد پناهگاه ها است. در صورت امكان، محصولات مي بايد در بسته هاي كاملا مقاوم در برابر جونده انبار شوند. درها، پنجره ها و ديوارها مي بايد نفوذناپذير باشد و هر سوراخي در ساختمان مسدود شود . جوندگان مي توانند به آساني وارد هر سوراخي در ساختمان( يك متر زير يا بالاي سطح زمين) شوند.


تمام راههاي ورودي بايستي مسدود شوند، زيرا جوندگان مي توانند به سوراخهايي به كوچكي 6 ميلي متر وارد شوند. سوراخ ها بايستي با پوشش آهني، ورقه هاي فلزي گالوانيزه شده يا ملات سيماني مسدود شوند. در نواحي ورودي انبار به خصوص در شرايطي كه ساختمان بيروني مسقف نشده است، كالاهاي انبار شده روي عايق هايي گذاشته شوند يا در كانتينرهاي مقاوم به موش مسدود شوند. هر ريخت و پاش در بيرون انبار بايستي بطور منظم پاكسازي شود، زيرا جوندگان را جلب خواهد كرد.


زباله هاي محوطة بيروني و به هم ريختگي، پناهگاه بالقوه اي براي جوندگان فراهم مي كند كه مي بايد برطرف شوند. علف هاي هرز و متراكم يا پوشش گياهي دائمي بلند در حدود 3 تا 10 متري محوطة بيروني انبارها قطع شده و شاخه هاي درختاني كه مشرف به انبارند هرس شوند .


آب راكد همچنين ممكن است جوندگان را جلب كند و تاحد ممكن از اطراف انبارها حذف شوند. براي كنترل جوندگان در زمين زيركشت، پيشگيري و حفاظت مشكل تر است، همچنانكه در بيشتر موارد مناطق وسيعي درگير مي شوند و ممانعت عملي نيست .


به هر حال چندين اقدام بازدارنده غيرشيميايي در دسترس هستند و ممكن است به شكل مؤثري براي محصولات و در مناطق ويژه اي استفاده شوند. هر قدر كه كنترل عملي است، اقدامات جلوگيري كننده ممكن است با كاهش وسعت پناهگاه در داخل و اطراف مزارع بوسيلة حذف بيش از حد پوشش گياهي، زباله، توده هاي ني و جگن و غيره انجام شود. ساير اقدامات از جمله سوزاندن مزارع بعد از برداشت براي كشتن يا بيرون كردن جونده، يك روش معمول به ويژه در مزارع نيشكر مي باشد. اين امكان وجود دارد، قبل از كاشت ممكن است مزارع براي كشتن يا بيرون كردن جونده غرقاب شوند. در مورد بعضي از محصولات، بعد از برداشت شخم عميق براي خراب كردن لانه ها و بيرون كردن جونده استفاده مي شود. حذف باقيمانده هاي محصول بعد از برداشت سبب خواهد شد جونده براي غذا به جاي ديگر برود و ممكن است در مورد غلات، بوسيلة چراي چهارپايان اهلي بطور موقتي يا سوزاندن به شكلي كه ذكر شده در مورد مزارع نيشكر انجام شود. همچنين شخم عميق بعد از برداشت شرايطي ايجاد خواهد كرد كه باقيمانده هاي محصول كمتر دردسترس جوندگان قرار گيرد.


در بيشتر موارد در شرايطي كه جوندگان، تهديدي اصلي براي محصولات كشاورزي مي باشند، طعمه مسموم بايد علاوه بر روشهاي ذكر شده در بالا براي ايجاد كنترل مناسب، استفاده شود. قبل از شروع يك برنامة طعمه گذاري، گزينه هاي دردسترس و نقاط قوت و ضعف شان مي بايد ارزيابي شوند.


امروزه 3 رده اصلي از سموم جونده كش وجود دارد. قديمي ترين آنها، سموم حاد هستند كه شامل تركيباتي مانند آرسنيك، استركنين، فسفيد روي، مونوفلوئوراستات سديم و غيره مي باشد. از بين اين تركيبات فسفيد روي ايمن ترين است و تنها سمي است كه هنوز در تعدادي از كشورهاي توسعه يافته استفاده اش مجاز مي باشد. از زمان قديم، سموم حاد براي خريد در فرم فعال تكنيكال دردسترس بوده اند و بطور قانوني يا به شكلي ديگر بوسيلة استفاده كنندگان نهايي براي مخلوط كردن با مواد غذايي متفاوت و ساخت طعمه هاي مورد نياز خود استفاده مي شده است. مسئله عمومي سموم حاد اين است كه بسيار سريع عمل مي كنند و جونده ظرف مدت كوتاهي بعد از خوردن طعمه آسيب خواهد ديد و پس از آن ديگر طعمه مسموم را نخواهد خورد. اين اثر به طعمه گريزي معروف مي باشد و در تمام سموم حاد رخ مي دهد.


اگر موش به ميزان كافي طعمه مسموم را در اولين تغذيه نخورد، در مرحله بعد طعمه را دوباره نخواهد خورد و درنتيجه منجر به مرگش نمي شود. به دليل وجود اثر طعمه گريزي در سموم حاد، طعمه نبايستي در كمتر از 60 روز مجددا استفاده شود و حتي با وجود اين شرايط به 100 درصد كنترل در مزرعه منتج نخواهد شد. به علت اثر طعمه گريزي و اغلب كيفيت نسبتا پايين فرمولاسيون "خانگي" نتايج كنترل با طعمه هاي حاد خانگي تا حدودي اندك هستند.


امروزه در آمريكا، فسفيد روي به علت عدم وجود مشكلات باقيمانده محصول و اثرات خطر ثانويه اش (حيوانات شكارچي ممكن است از جوندگاني كه در اثر سم از بين رفته اند، استفاده كنند و اين مورد موجب مرگ حيوانات شكارچي شود) تنها جونده كش مجاز براي طعمه گذاري در زمين هاي زير كشت است. در آمريكا فرمولاسيون پلت هاي آمادة فسفيد روي، بسيار مطبوع و خوشايند براي جوندگان هستند و براي استفاده نسبتا ايمن و ضد آب مي باشند. پلت هاي آمادة فسفيد روي براي طعمه گذاري در مزارعي مانند مزارع نيشكر بسيار مناسب هستند. اينچنين فرمولاسيوني هنوز براي استفاده كاملا اقتصادي و مقرون به صرفه هستند و به شكل هوايي قابل پاشيدن در زمين هاي كشاورزي هستند. به هر حال به علت طعمه گريزي، عموما رسيدن به 100 درصد كنترل با طعمه حاد غير ممكن است.


دومين و فراوانترين رده از جونده كش ها، سموم ضد انعقادي هستند كه با ايجاد خونريزي داخلي سبب مرگ جونده مي شوند. اين سموم جزء سموم مزمن و انباشتي هستند كه چندين روز براي كشتن وقت صرف مي شود. به علت اثر تأخيري، جونده هرگز نمي داند سم در حال مريض كردن او است، بنابراين اثر طعمه گريزي رخ نمي دهد. اين طرز عمل تأخيري و وجود يك پادزهر مؤثر (ويتامين K1) و آماده، اين گروه از تركيبات را از زمان عرضه شان در سال 1950 بطور باور نكردني عمومي و موفق ساخته است. به هر حال يك جنبة منفي با سموم ضد انعقادي وجود دارد. بدين علت كه گروهي از تركيبات اوليه كه به عنوان "سموم ضد انعقادي نسل اول" شناخته مي شوند از جمله وارفارين، كوماتتراليل، دي فاسينون، كلروفاسينون، كوماكلر و غيره گسترش يافتند. اين تركيبات بعد از استفاده مكرر در برخي مناطق غيرمؤثر بودند. اين اثر كه در آن جوندگان مقدار كشنده اي از سم را مي خوردند اما به علت مقاومت ژنتيكي و وراثتي به سم، نمي مردند. استفاده مكرر سم در يك منطقه مي تواند مقاومت و توليد مثل جوندگان را تغيير دهد. بنابراين تداخل مقاومت در ميان اولين نسل از سموم رخ داد و استفاده از دو سم متفاوت از سموم ضد انعقادي نسل اول مشكل مقاومت به اين سموم را حل نكرده است. به هر حال گفته مي شود كه هنوز سموم ضد انعقادي نسل اول در بيشتر مناطق جهان به خصوص در كشورهاي در حال توسعه كاملا مؤثر هستند.


از اواسط تا اواخر سال 1970، يك گروه از تركيبات شناخته شدند كه به عنوان "سموم ضد انعقادي نسل دوم" گسترش يافتند. اين تركيبات شامل بروماديالون، دي فناكوم، برودي فاكم (كلرات)، فلوكومافن و دي فتيالون هستند كه بطور قابل توجهي سمي ترند و جوندگاني را كه به سموم ضد انعقادي نسل اول مقاوم هستند از بين مي برند. با وجود اين تركيبات جوندگان ممكن است به اندازة كافي طعمة مسموم را در يك روز و يا در بعضي موارد در يك بار تغذيه بخورند، اما هنوز چندين روز براي تلف شدن وقت صرف شود. زماني كه اين تركيبات بسيار موفق و به ميزان وسيعي استفاده شدند، سميت بالايي براي حيوانات غيرهدف. اين دسته از سموم بعضي از مزيت هاي سموم ضد انعقادي نسل اول را ندارند. همچنين مقاومت كمي نسبت به سموم ضد انعقادي نسل دوم در برخي مناطق به اثبات رسيده است.


سومين و آخرين رده از جونده كش ها كه در حال حاضر در سطح وسيعي استفاده نمي شوند سموم نيمه مزمن هستند كه شامل كالسيفرول (ويتامين D) و برومتالين مي باشد. اين سموم نسبت به سموم ضد انعقادي سريعتر عمل مي كنند و كاملا حاد نيستند و چنان كه انتظار مي رود 1 تا 3 روز براي كشتن وقت صرف مي شود. مزيت اين تركيبات اين است كه جوندگان مقاوم به سموم ضد انعقادي را خواهند كشت، اما از آنجايي كه اينها كاملا حاد نيستند، مشكل طعمه گريزي را ندارند. همچنين اين سموم پتانسيل بسيار پاييني براي ايجاد خطرات و عوارض ثانويه دارند و عمل "توقف –تغذيه" در جوندگاني كه به ندرت بيشتر از دوز كشنده خواهند خورد، نشان مي دهند. يكي از جنبه هاي منفي اين سموم عدم وجود پادزهر براي درمان مسموميت ها و جنبة منفي ديگر آن قيمت بالاي اين سموم مي باشد. طعمه هاي ساخته شده از اين سموم به شكل سنتي تهيه مي شوند كه براي جونده نسبت به طعمه هاي سموم ضد انعقادي كمتر خوشايند تر بوده، اگر چه مسئله خوشايند بودن بيشتر وابسته به فرمولاسيون ويژه است. از طرف ديگر نوع سم به ثبت رسيده و ساير ويژگيها به ميزان زيادي در تعيين اثر بخشي يك طعمه مهم هستند. قابليت خوشايندي بسيار مهم است زيرا براي ايجاد اثر كشندگي سم، جونده بايد با وجود منبع غذايي كه ممكن است در اطرافش فراوان باشد، طعمه را با ميل و با يك نظمي بخورد براي مثال، در انبار غلات يا در يك مزرعه با محصول رسيده. همچنين طعمه ها بايد قابل پاشيدن باشند، زيرا اغلب در محيط هاي مرطوب طعمه ها مي بايد خوشايندي شان را براي مؤثر بودن حفظ كنند. بالاخره، طعمه آماده فرموله شده، تاريخ مصرفي دارد كه در طي اين زمان قابليت خوشايندي و اثر طعمه براي دوره اي كمتر از يك يا دو سال حفظ مي شود. طعمه با فرمولاسيون پيشرفته، به صورت پلت يا مكعب هاي قالب ريزي شده كاملا مقاوم به تغيير شكل در معرض هوا ساخته مي شود و چنانچه انتظار مي رود بهترين گزينه را در چارچوب قابليت خوشايندي، قابليت تغيير شكل در معرض هوا و تاريخ مصرف فراهم مي كند.



يك راهبرد عملي كنترل جوندگان در اطراف انبارها علاوه بر اقدامات جلوگيري كننده اي كه قبلا بحث شده است برنامه طعمه گذاري مي باشد. وقتي بحث طغيان جوندگان در ميان است، نحوه گذاشتن طعمه بسيار مهم است: انتظار نمي رود جوندگان بيايند و طعمه را پيدا كنند. براي مثال طعمه گذاري مستقيم در سوراخ ها براي موش قهوه اي (Rattus norvegicus) بسيار مؤثر است. همچنين براي موش سياه (Rattus rattus) و موش خانگي (Mus musculus) طعمه ها مي بايد در لانه ها قرار داده شوند و مكعب هاي قالب ريزي شده ممكن است براي جلوگيري از پخش شان با سيم كشيده شوند يا در طول تيرها و گذرگاه ها جايي كه جوندگان در حال رفت و آمد هستند، ميخكوب و ثابت شوند. اگر طعمه بايد در منطقه اي كه قابل دسترس براي چهارپايان اهلي يا كودكان مي باشد، قرار داده شود لازم است از ايستگاههاي طعمه مقاوم به دستكاري استفاده شود و اين ايستگاهها محافظت و محصور شوند. بنابراين با احداث ايستگاههاي طعمه مقاوم به دستكاري، يك برنامه طعمه گذاري دائمي با استفاده از مكعب هاي قالب ريزي شدة طعمه سموم ضد انعقادي هر 10 تا 15 متر در اطراف و بيرون انبارهايي كه مي بايد محافظت شوند، طغيان جوندگان را تحت كنترل قرار مي دهد .


در بيشتر موارد، طعمه ها را بر پاية بروماديالون قرار مي دهند كه بهترين انتخاب را در چارچوب خوشايندي، اثر بخشي و ايمني نشان مي دهد، اگر چه ساير سموم ممكن است چنين اثري داشته باشند. برنامه طعمه گذاري دائمي در دراز مدت بسيار اقتصادي تر از طغيان جوندگان براي مستقر شدن و توليد مثل كردن، مصرف كردن و آلودن محصول انبار و ساير آسيب ها است. براي محصولات زراعي، يك راهبرد طعمه گذاري براي حفاظت از طغيان جوندگان اقتصادي ترين گزينه براي كاهش خسارت محصول است. از نقطه نظر هم اقتصادي و هم مديريت مقاومت به سموم، يك شيوه تلفيقي مي تواند شامل يك برنامه نوبتي طعمه گذاري باشد. تيمار اوليه با يك پلت ضد آب فسفيد روي به عنوان يك تيمار مجاب كننده، كه بوسيلة مكعب هاي قالب ريزي شدة طعمه سموم ضد انعقادي نسل دوم دنبال مي شود، كاملا اقتصادي است. تيمار فسفيد روي بايد به دلايل اقتصادي و براي كمك به حفظ مقاومت سموم ضد انعقادي در فواصل 6 ماهه تكرار شود. براي بارها طعمه گذاري در مزرعه، قرار دادن دستي يا پاشيدن طعمه در سطوح كوچك، مؤثرترين روش ها هستند. فسفيد روي به صورت پلت هاي ضد آب بايد به مقدار 1 تا 2 گرم به ازاي هر سطح، استفاده شود و طعمة سموم ضد انعقادي نسل دوم مي بايد به صورت مكعب هاي كوچك قالب ريزي شده كه بهترين شكل انتخاب بودند به مقدار 4 تا 5 گرم به ازاي هر سطح استفاده شود. از اين گذشته، قابليت تغيير شكل در معرض هوا به ويژه در اقليم هاي گرمسيري بسيار مهم است. طعمه هاي مقاوم به تغيير شكل در معرض هوا براي استفاده اقتصادي تر هستند ولي به همان اندازه به علت تأثير ياد آور شدة اين نوع طعمه ها در مزرعه كمتر براي زمانهاي طولاني نياز مي شوند. زيرا در شرايطي كه مديريتي هماهنگ براي از بين بردن جوندگان زمين هاي زير كشت اجرا شود، نتايج كاملا خوب هستند. در فلوريداي آمريكا پلت هاي ضد آب فسفيد روي منحصرا در مزارع نيشكر براي بيشتر از 10 سال با نتايج عالي استفاده شده است. همچنين پخش طعمه بوسيلة پاشيدن هوايي با نسبت 5 كيلوگرم بر ساعت، بيش از 4 بار به ازاي هر محصول (نيشكر يك محصول يكساله در فلوريدا است)، با آخرين استعمال در كمتر از 50 روز قبل از برداشت استفاده مي شود. نمونه عالي ديگر از نتايج خوب بدست آمده از يك برنامه هماهنگ اجرا شده، باغهاي نخل خرما در مالزي است. در يك زمان 6 ماهه به ازاي هر نخل خرما طعمه هايي به شكل مكعب هاي روغني كه حاوي سموم ضد انعقادي نسل دوم مي باشد، استعمال مي شود. هم در مزارع نيشكر فلوريدا و هم در باغهاي نخل خرماي مالزي، كليد موفقيت در يك برنامه هماهنگ و منظم است، كه در آنجا استعمال ها بطور منظم براساس جدول زمان بندي انجام مي شود و مكانهاي بزرگ در يك زمان تيمار مي شوند. به راستي بزرگترين چالش در كنترل جوندگان، يافتن جونده كش مؤثر نيست، بلكه سازماندهي عملكردها در سطح جامعه است. در مناطقي كه بوسيلة خرده مالك ها اداره مي شود و در شرايطي كه فعاليتها ناهماهنگ هستند، اين مسئله بطور خاص حاد است. اغلب در چنين مواردي، برنامه كنترل واقعي اجرا نمي شود تا اينكه مسئله به سطح بحران مي رسد بطوري كه مجموعه هاي دولتي براي مبارزه در سطوح وسيع وارد عمل خواهند شد. از آنجايي كه اين اقدامات در كوتاه مدت مؤثر هستند، اما اين اقدامات اغلب پشتيباني نمي شوند و چرخه طغيان جوندگان به سادگي و خود به خود تكرار مي شود. اين برنامه هاي كنترل بحران، خود را در چارچوب افزايش مقادير سم مورد نياز و محصول كمتر نمايان خواهد كرد كه اين مورد از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نخواهد بود. اما اگر برنامة كنترل هماهنگ انجام شود، از رسيدن جوندگان به سطوح بحراني ممانعت مي كند. در هر برنامه كنترل جونده، مهم آن است كه 100 درصد جمعيت كنترل شوند. زيرا به علت توليد مثل سريع جوندگان، حتي كنترل 90 درصد تنها يك اثر كوتاه مدت بر روي كاهش آسيب خواهد داشت و اگر تنها 10 درصد جوندگان باقي بمانند به سرعت توليد مثل مي كنند. مؤثرترين برنامه كنترل، اجراي يك شيوة تلفيقي منظم است كه شامل پيشگيري، ممانعت و انتخاب راهبردي براي دامنه اي از سموم براي بهترين و اقتصادي ترين نتايج است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:42 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

سوسک برگخوار درختان
سوسک برگخوار درختان میوه           Adoretus persicus
(Col.: Scarabaeidae)
این حشره در مناطق خراسان، تهران، مرکزی، همدان، لرستان، باختران، کردستان، اصفهان، فارس، یزد و کرمان فعال می‌باشد. از آفات درجه دوم باغات میوه محسوب می‌شود. حشره کامل از برگ درختان مثمر نظیر گلابی، سیب، به، گیلاس، گوجه، آلو، بادام، زردآلو و هلو، همچنین از برگ درختان غیر مثمر نظیر بید و صنوبر تغذیه می‌نماید و در تراکم بالا فقط رگبرگ اصلی را به جا می‌گذارد.
زیست‌شناسی
حشرات کامل معمولاً در اواخر خردادماه و اوایل تیرماه ظاهر می‌شوند. ظهور آنها بسته به شرایط آب و هوایی مخصوصاص درجه حرارت فصل از منطقه‌ای به منطقه دیگر متفاوت می‌باشد. حشره بالغ شب پرواز بوده و موقعی که هوا تاریک می‌شود از پناهگاه‌های خود خارج شده و شروع به پرواز می‌نماید. این حشره از نظر فعالیت و رژیم غذایی معمولاً زندگی دسته جمعی دارد. حشرات بالغ به صورت دستجات 10 تا 20 تایی گاهی بیشتر در مجاورت هم زندگی می‌کنند. تغذیه معمولاً ابتدا از کناره برگ شروع شده و تا رگبرگ اصلی ادامه پیدا می‌کند و مسیر خورده شده کاملاً مضرس است. در حمله شدید حتی رگبرگهای فرعی را نیز خرده و فقط رگبرگ اصلی را باقی می‌گذارد. فعالیت تغذیه‌ای حشره در تمام مدت شب ادامه داشته و صبح در پای همان درخت در زیر خاک یا کلوخه‌ها پنهان می‌شوند و یا در زیر پوستک و شکاف تنه درختان به سر می‌برند.
این حشرات پس از مدتی تغذیه جفت‌گیری کرده و افراد ماده تخم‌های خو را در داخل توده‌های کود دامی و مواد پوسیده گیاهی قرار می‌دهند. این تخم‌ها به فاصله 2 تا 3 هفته باز می‌شوند و لاروها از مواد پوسیده گیاهی تغذیه می‌کنند. در مرحله لاروی به هیچ وجه زیانی وارد نمی‌کنند. این لاروها تا اواسط بهار سال بعد دوران تغذیه خود را پایان داده و در داخل خاک در میان محفظه بیضی شکل گلی تبدیل به شفیره می‌شوند. یک نسل در سال دارد اما در برخی مواقع یک نسل در دو سال طی می‌شود.
کنترل:
1ـ مبارزه مکانیکی:
الف‌ـ چون حشره نسبت به نور کشش مثبت دارد می‌توان توسط تله‌های نوری و نظایر آن در شب آنها را جمع‌آوری نمود.
ب‌ـ در حالت خاص می‌توان حشرات کامل را شبها از روی برگها جمع‌آوری و معدوم نمود و در هنگام روز در مناطق آلوده از زیر خاک و کلوخه‌های اطراف درختان آنها را جمع نموده و از بین برد.
2ـ استفاده از گیاهان تله: این حشره تمایل زیادی به تغذیه از برگ درختان تبریزی دارد. می‌توان با کشت این گیاه به عنوان تله در اطراف باغ تا اندازه‌ای از خسارت و صدمه آن به درختان میوه جلوگیری نمود. به علاوه سم‌پاشی را روی همین درختان منحصر کرده و از انبوهی آفت کاست

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:45 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

ملخ بال کوتاه بلوط       Esphandiaria obesa
در استان¬های کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان انتشار دارد. حشره نو عمدتاً خاکی رنگ است. طول بدن 22-26 میلیمتر طول ران 14-15 میلیمتر – طول بال رویی 10-9 میلیمتر شاخک 24 مفصلی است. حشره ماده به رنگ سبز روشن یک دست، طول بدن 40-35 میلیمتر – طول ران 17-18 میلیمتر و طول بال رویی 15-14 میلیمتر می-باشد.
اصولاً آفت برگخوار درختان بلوط می¬باشد ولی روی درخت کیکم نیز خسارت می¬رساند. در شرایط آب و هوای استان کهگیلویه و بویراحمد این آفت یک نسلی است و زمستان گذرانی بیشتر به صورت تخم درون کپسول در عمق 15-10 سانتیمتری خاک و به ندرت به صورت ملخ ماده می¬باشد. تفریخ تخم¬ها دهه اول خرداد آغاز و اولین حشرات مانع در دهه سوم تیر ماه مشاهده شده، بنابراین طول مدت پورگی حدود 50 روز است. ملخ¬های ماده جهت تخم ریزی خاکهای مرطوب نرم و سبک را که زیر تخت سنگ¬ها و یا ریشه¬های اصلی درخت است ترجیح می¬دهند.
در استان خوزستان نیز این ملخ سالیانه بیش از 5000 هکتار از جنگل¬های بلوط تنگ شلال مسجدسلیمان را مورد حمله قرار می¬دهد. این آفت یک نسل در سال دارد و از اواخر شهریور لغایت آبان ماه در زیر تخته سنگها و نزدیکی تنه درخت که از رطوبت کافی برخوردار است تخمریزی می¬نماید. حشرت کامل پس از تخم ریزی می-میرند.
مدت زمان دیاپوز تخم 6 تا 7 ماه است (از آبان لغایت اردیبهشت سال بعد) طول کشیده و پوره¬های نئوفات از اردیبهشت ماه سال بعد از تخم خارج شده و ابتدا از علف¬های کف جنگل تغذیه کرده و پس از خشک و غیرقابل تغذیه شدن این علف¬ها، از نیمه اول خرداد تا اوایل مرداد، از تنه¬های درختان بلوط بالا رفته و به شدت از برگها تغذیه می¬نمایند. مدت زمان پورگی حدود 4 ماه (از اوایل اردیبهشت لغایت اواخر مرداد) بوده و حشرات کامل از اواخر مرداد لغایت اوایل مهر ماه جفت گیری و سپس تخمریزی می¬نمایند. درختان بلوط در آبان و آذر ماه مجدداً تمدید حیات می¬نمایند. تخمریزی آفات به صورت دسته¬ای است. تعداد تخم¬ها در هر دسته 39 تا 84 عدد می-باشد. بهترین زمان مبارزی با این آفت با توجه به شرایط کلیمائی منطقه مورد مطالعه در نیمه دوم اردیبهشت بوده که پوره¬های سنین 1 و 2 در حال تغذیه از علفهای کف جنگل و بالا رفتن از تنه¬های درخت بلوط می¬باشد. جنگل¬های مناطق دشت و کوهپایه که دارای ارتفاع کم هستند دارای آلودگی بیشتری نسبت به مناطق مرتفع می¬باشند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:45 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

زوال گلابی   Decline Pear
بیماریهای خطرناک گلابی است که موجب زیان به میوه،توقف رشد و مرگ درختان گلابی پیوند شده روی پایه های حساس می شود. به سبب مشکل بودن تشخیص بیماری مناطق انتشار آن به طور کامل شناسایی نشده است ولی از آمریکا، اروپا، استرالیا و اسرائیل گزارش شده است.
علائم:
 سه نشانه اصلی در این بیماری دیده می شود: زوال سریع، زوال تدریجی و قرمز شدن برگها که گاهی همراه با پیچیدگی برگ است هیچ یک از نشانه های مذکور برای تشخیص اطمینان بخش نیست و برای تشخیص قطعی بایستی از آزمونهای الایزا، میکروسکوپ الکترونی، میکروسکوپ فلورسنس و انتقال با پیوند به گیاه معرف استفاده کرد.در زوال سریع که بیشتر در تابستان یا پائیز رخ می دهد، در خلال چند روز یا چند هفته درخت ناگهان پژمرده و می میرد.هنگامی که درخت در تنش گرمایی یا هوای خشک باشد بیماری بیشتر دیده می شود. درمحل اتصال پیوندک به پایه(خصوصاً پایه های شرقی) یک خط مشخص قهوه ای دیده می شود.زوال تدریجی عبارت از ضعف پیش رونده درخت که شدت آن فرق می کند وقتی زوال تدریجی رخ می دهد رشد شاخه های انتهایی کم و یا به کلی متوقف می شود: برگها تعدادشان کاهش یافته، کوچک، چرمی و سبز کم رنگ شده و حاشیه آنها به سمت بالا برمی گردد درخت بعد از ابتلا ممکن است سالها ادامه حیات دهد ویا طی چند سال از پای درآید. قرمز شدن شاخساره در اواخر تابستان و در پائیز، حالت ملایم زوال تدریجی است که در درختان پیوند شده روی پایه های متحمل تر بروز می کند. میزان محصول و اندازه میوه کاهش می یابد بعضی مواقع برگهای قرمز شده پیچ می خورند در این حالت انتهای برگها به سمت پائین می پیچد و لبه ها در طولی به سمت بالا برمی گردند. برگ درختان آلوده زودتر از درختان سالم خزان می کنند.
عامل بیماری:
 یک شبه مایکوپلاسما Mycoplasma Like Organism (Phytoplasma=(MLO است که تاکنون موفق به کشت آن در شرایط آزمایشگاهی نشده اند.این ارگانیسم فاقد اسپور، بدون دیواره سلولی و غیر متحرک است به شکل کروی تا رشته ای است که شکل رشته ای آن در اوایل فصل در مراحل اولیه بیماری دیده می شود و به آنتی بیوتیک پنی سیلین مقاوم است(به خاطر عدم وجود دیواره سلولی).آلودگیهای شبه مایکوپلاسمایی در بافت های گیاهی عموماً با تولید و تجمع بافت پینه ای(Callose)همراه است که پیدایش این پدیده در سلولهای آبکشی موجب پدید آمدن نوعی فلورسانت غیر عادی می شود که در شناسایی MLO بسیار مؤثر است مشاهده پدیده فوق به دو صورت امکان پذیر است
 1- از دمبرگ آلوده گیاه مقطع گیری نموده و برشهای بسیار نازک از آن تهیه می شود(بوسیله میکروتوم)و سپس با رنگ آنیلین بلو رنگ آمیزی و در زیر نورw 200جیوه، حالت فلورسان بافت پینه ای را دید.
 2- می توان برشهای مذکور را با محلول از سافرانین به مدت 5 دقیقه رنگ آمیزی کرد و سپس با استفاده از میکروسکوپ معمولی با نور شفاف یا نور پلاریزه حالت فلورسان بافت پینه ای را مشاهده نمود.
 چرخه بیماری:
عامل زوال گلابی با پیوند منتقل می شود ولی با بذر منتقل نمی شود و به طور طبیعی با پسیل گلابی(Psylla pyricola) منتقل می شود پسیل گلابی پس از چند دقیقه تغذیه از گیاه بیمار، برای تمام عمر می تواند بیماری را منتقل کند. علائم بیماری بعد از تغذیه حشره و انتقال عامل در همان سال یا سال بعد بروز می کند در درختان پیرتر دوره کمون بیماری طولانی تر است پسیل گلابی هر سال 5-3 نسل دارد و به شکل حشره کامل زمستانگذرانی می کند. در اواخر پائیز و اوایل زمستان وقتی حرکت مواد در آوندهای آبکش تحلیل می رود. عامل بیماری نیز در تنه درختان در زمستان از بین می رود در اوایل بهار دوباره MLO از ریشه درخت بالا می آید و تنه را در محل تماس با آوندهای چوبی اشغال می کند و برای تمام سال در آنجا می ماند، اشغال دوباره تنه در سالهای اولیه آلودگی هر ساله روی می دهد ولی با افزایش سن درخت این نظم به هم می خورد. بقای آلودگی در درختان گلابی بیمار پیوند شده روی پایه Pyrus Communis ، از طریق ریشه است.
مبارزه:
 1ـ برای احداث باغهای جدید،انتخاب درختان سالم بسیار مهم است
 2ـ درختان بیمار در نهالستان و تا 5 سال بعد از کاشت در محل اصلی باید از بین برده شوند.
3ـ تزریق تتراسایکلین به تنه درختان بیمار در فاصله برداشت میوه تا خزان برگها علائم بیماری را به طور موقتی از بین می برد، این تزریق هر سال باید تکرار شود این روش مبارزه قطعی با بیماری نیست چرا که آنتی بیوتیک در حد لازم به ریشه ها نمی رسد.
 4ـ بهترین روش کاهش خسارت بالقوه بیماری زوال گلابی استفاده از پایه های مقاوم یا متحمل به بیماری است مقاوم ترین پایه ها: نهالهای بذری Pyrus Betulaefolia ، به دو رقم دو آنژو، بارتلت، اولدهام و هیبریدهای اولدهام × فارمینگ دایل هستند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها