0

آفات گیاهی

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

آفتکش کاربردی شیمیایی

 
TDE (DDD)
با نام تجارتی روتان یا تتراکلرواتان است.
از مهمترین آنالوگهای د.د.ت است که در گذشته برای کنترل انواع مختلفی از آفات مورد استفاده قرار گرفته است. این سم از احیاء د.د.ت بدست می‌اید. د.د.د برای مهره‌داران کم خطر بوده و سمیت آن حدود 0.2 تا 0.1 د.د.ت می‌باشد. برای موش صحرائی میلی‌گرم بر کیلوگرم 3400=LD50می‌باشد. در حالیکه LD50د.د.ت برای موش صحرایی از طریق گوارشی برابر 250 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن است. این سم روی غدد فوق کلیوی پستانداران فوق‌العاده اثرات ناگواری دارد.
به طور کلی در سموم کلره هر اندازه تعداد اتمهای کلر کمتر شود و جای آنها را گروههای هیدرواکسی یا متیل بگیرد سمیت آن کاهش می‌یابد.
 
کنترل آفات محصولات زراعی توسط Baculoviruses
کرم های غوزه وجوانه پنبه از آفاتی هستند که به بیش از 30 محصول زراعی خوراکی وگیاهان لیفی در سراسر دنیا حمله کرده وسالانه بیش از 25/1میلیارد دلار تنها در ایالت متحده امریکا خسارت ببار می آوردند.در حال حاضر دانشمندان به منظور کنترل این آفات، بر موجودات زنده ای موسوم به baculoviruses مطالعه می کنند .
آنها ویروسهای میله ای شکل DNA هستند که چرخه تولیدمثل بیشتر آنها از درون سلول آغاز می شود.
کرمهای حشرات آلوده به baculoviruses می میرند ولی بر روی سطح برگ باقی مانده وسپس کرمهای سالم مجدداً به این ویروس مبتلا وسیکل جدید آغاز می شود .
این چرخه بطور طبیعی اتفاق می افتد اما محققان قصد دارند از baculoviruses برای کشتن آفات استفاده نمایند.اگر چه baculovirusesبرای دفع آفات به زمان بیشتری نیاز دارند ولی حشرات بخصوصی را از بین می برند ، درحالیکه حشره کشها ی شیمیایی گاهی اوقات به حشرات مفید نیز صدمه می رسانند .
مشکل دیگری که محققان با آن روبرو می باشند یافتن راهی برای زنده ماندن baculoviruses درزیر نور آفتاب است، زیرا آنها بوسیله اشعه ماوراء بنفش _B ، غیر فعال می شوند. محققان در پی یافتن راه حلهایی برای این قبیل مشکلات هستند .
تعدادی از شرکتها سعی دارند که baculoviruses را در سطح انبوه تولید نمایند زیرا معتقدند که این موجودات زنده از آنجایی که با محیط زیست سازگاری بیشتری دارند سرانجام به جای حشره کش ها مورد استفاده قرار می گیرند. دانشمندان سعی دارند ویروس را در سلول حشره تولید نمایند که این امر موجب صرفه جویی مالی وجلوگیری از آلودگی می گردد.
 
متوکسی کلر Methoxychlor
 یکی از نامهای تجارتی آن، مارلیت است.
 
با فرمول مولکولی: C16H15CL3O2 است که توسط شرکت کیکائید انترپ در سال 1945 ساخته و به بازار عرضه شده است.
 
این سم یکی از آنالوگهای مهم د.د.ت است. فرم خالص آن به شکل پودر سفید رنگ بوده و در مقایسه با د.د.ت اثر آن بر روی حشرات بیشتر و بر سایر جانواران کمتر است. خاصیت تجمعی آن در بافت چربی و شیر نیز از د.د.ت بسیار کمتر است. سمیت آن برای پستانداران یک بیست و پنجم تا یک پنجاهم د.د.ت است و LD50آن برای موش صحرایی از طریق گوارشی برابر 6000 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن می‌باشد. ملاحظه می‌شود که تقریباص غیر سمی است. در مقایسه با د.د.ت خاصیت تجمعی آن در بافت چربی بسیار ناچیز است. به طور کلی د.د.ت و مشتقات یا آنالوگهای آن به دلیل غیر قطبی بودن در چربیها حل شده و تجمع می‌یابد از طرفی در بافت چربی برای تجزیه آنها آنزیمی وجود ندارد بدین لحاظ این سموم تماماً ذخیره می‌شوند.
پاراتیون با ال‌دی ۵۰ ۳-۶ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن (L.D.۵۰=۳-۶mgkg-۱)در کشاورزی مصرف زیاد دارد و در بهداشت جهت از بین بردن مگس‌های مقاوم به ددت و همچنین لارو پشه‌ها مورد مصرف دارد. (در آب به کندی هیدرولیز می‌شود).
 پاراتیون تجارتی قهوه‌ای رنگ و مختصری بوی سیر دارد. فرآورده‌های تجارتی پاراتیون عبارتست از:
پودر مویابل و کنسانتره امولسیفیابل و در برخی از کشورها گرد پاراتیون به عنوان گردپاشی تهیه و به کار می‌ورد. (در ایران ممنوع است) در موقع استعمال پاراتیون کارگران باید لباس پلاستیکی و کلاه پلاستیکی و دستکش‌های لاستیکی و ماسک تنفسی به کار برند. پاراتیون نباید بلعیده، استنشاق و یا از راه پوست بدن جذب شود. سمیت پاراتیون برای انسان و پستانداران نسبتاً زیاد است و باید در به کار بردن آن مراقبت زیاد نمود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:22 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

سپردار شرقي مركبات

سپردار شرقی مرکبات
Aonidiella orientalis

این گونه فقط در نواحی مرکبات خیر جنوب ایران از اهواز تا چاه بهار دیده می شود به خصوص در جیرفت تراکم آن قابل توجه است.در کشور های درگیر این آفت از عراق ، عربستان سعودی ، هندوستان ، سیلان ، استرالیا ، کوبا و فلوریدا گزارش شده است.
در اکثر این مناطق جمعیت آن زیر سطح زیان اقتصادی است و به خوبی به وسیله عوامل طبیعی کنترل کننده اعم از پرداتور ها و پارازیت ها از خسارت اقتصادی آن جلوگیری می شود.
لازم به تذکر است که ضمن بازید از باغات مرکبات جیرفت بیش از 80 درصد سپردار ها در این نواحی پارازیته بودند احتمالا " هیپرپارازیت هایی هم در این منطقه هستند که مانع تاثیر کافی این پارازیت ها در حد کنترل قطعی این آفت می شوند.سپردار شرقی بیشتر در باغاتی که درختان هرس مرتب ندارند و شاخ و برگ آنها انبوه است ایجاد خسارت میکند.


مشخصات و بیولوژی :
این حشره از نظر شکل ظاهری به سپردار قهواه ای مرکبات شباهت بسیار دارد به نحویکه سابقاً در جنسchrysomphalus طبقه بندی شده بود.سپرحشره ماده گرد ، نسبتاً ضخیم و به رنگ سفید تا قهوه ای خیلی روشن دیده می شود.جلد لاروی قهوه ای رنگ است.سپر حشره نر بیضی کشیده و جلد لاروی زرد رنگ و کناریست.
بدن حشره ماده کامل ، نارنجی و تقریباً گرد است ولی در قسمت عقبی (ناحیه شکمی) فرورفتگی دارد.قسمت سرسینه در قسمت پشتی و شکمی به شدت اسکلروتینه است.
بندهای آول، دوم و سوم در قسمت پهلویی کاملاً مشخص و نسبت به سر سینه فرو رفتگی نشان می دهند.پیجیدیم مثلی شکل و به سمت خارج بیرون زده است و بدین ترتیب از نظر فرم شکم تا حدودی شبیه سایر گونه های جنس Aonidiella  به نظر می رسد. لب های L1 ، L3 ، L2 شباهت زیادی به لب های نظیر در A.Aurantii دارد ولی انتهای شانه ها و تعداد پارافیز ها با گونه مذکور متفاوت است .غده شاخکی مخروطی شکل و از سپردار قهوه ای و سپردار قرمز کاملاً متمایز است.
سپردار شرقی دوستدار شرایط آب و هوایی نیمه گرم سیری و نسبتا خشک است و رطوبت خیلی زیاد را تحمل نمی کند به علاوه به درجه حرارت نزدیک به صفر حساس است . بهمین دلیل نتوانسته است در شرایط اب و هوایی شمال ایران مستقر شود .با وجود این ، سپردار شرقی در نواحی جنوبی بیشتر در باغات انبوه و روی درختانی که هرس منطم در آنها انجام نمی گیرد شدت دارد.سپردار شرقی در قسمت های داخلی یک درخت و نزدیک سطح زمین مستقر می شود. به همین لحاظ هرس شاخه های نزدیک به سطح زمین و  تنک کردن شاخه های درخت در تقلیل انبوهی این آفت بسیار موثر است.این حشره نیز در زمستان اکثراً به صورت پوره سن 2 دیده می شود . حداقل دو گونه از زنبور های پارازیت یکی Comperiella bifasrata و دیگری Prospaltella Sp از روی این آفت در میناب و بندرعباس جمع آوری شده است.در آکثر موارد تعداد سپر های پارازیته در نواحی مرکبات خیزقابل توجه می باشد .به همین لحاظ هر گونه مبارزه شیمیای برروی این آفت باید در نهایت دقت و با در نظر گرفتن اثرات منفی آن روی عوامل طبیعی کننده این حشره انجام شود.


کنترل:
کفشدوزکهاي شکارگر  Coccinelidae:Coleoptera
1- Chilocorus bipustulatus
2- Exochomus quadripustulatus
زنبورهاي پارازيتوئيد  Aphelinidae:Hymenoptera
1- Fiscus testaceus
2- Aphytis proclia
3- Aphytis mytilaspidis
4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica
5- Aphytis maculicornis
کنترل شيميايي:
مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.
آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار
اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار
 اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار
 کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار
روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد
مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).
مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:
فرمول سم حاوی:
 مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی
دیتان یا زینب 200 سی سی
تریون یا تترادیفون 200 سی سی
روغن ولک یا سیترول 1 لیتر
2 نوبت سمپاشی در طول سال :
1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)
2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:22 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

خرطوم كوتاه چغندر قند

خرطوم کوتاه چغندرقند



Conorrhynchus brevirostris




این سرخرطومی تقریباً در کلیه مناطق چغندرقند کاری کشور وجود دارد ولی شدت شیوع آن بیشتر در خراسان، فارس،‌ میاندوآب، کرمان، کرج مشاهده می گردد. خرطوم کوتاه چغندرقند یکی از آفات اختصاصی چغندر به حساب می آید زیرا فعالتی و خسارت این آفت به جز انواع چغندر (قندی-لبوئی-علوفه ای) و علفهای هرز سلمه تره-شور-خزنه، روی دیگر محصولات زرعی مشاهده نگردیده است.



طرز خسارت:



الف-حشره کامل خرطوم کوتاه:



به محض سبز شدن چغندر در اوایل بهار در مناطق سردسیر و همزمان با رویش دو برگ اولیه (کوتیلرون) حشرات کامل خرطوم کوتاه در مزرعه ظاهر گردیده و شروع به تغذیه از برگهای جوان می کنند. طرز خسارت بدین ترتیب است که سوسک خرطوم کوتاه خود را به بوتة جوان چغندر چسبانیده و از یک طرف شروع به خوردن می کند به طوری که برگ به شکل داس در می آید.



ب- لارو:



خسارت لارو به ریشة اصلی چقدر می باشد که در نتیجه تغذیه ریشة گیاه به دو قسمت تقسیم می شود و بوته می خشکد. طرز رسیدن لارو به ریشه بدین ترتیب است که از زیر خالهای سیاه که در واقع روپوش تخم می باشد لارو زرد رنگ کوچکی از تخم خارج می گردد. پس از جویدن قسمت زیر برگ به روی زمین می افتد و به تدریج از داخل خاک به طرف ریشه چغندر می رود و شروع به خوردن این اندام می کند و در نتیجه باعث پژمردگی و زرد شدن و بالاخره خشکیدن بوته می گردد.



زیست شناسی:



زمستان را به صورت حشره کامل (در زیر کلوخه ها و خاک) و در شرایط مساعد گاهی به شکل لارو (در داخل خاک و ریشه های چغندر باقیمانده) به سر می برد. در مناطقی که شرایط جوی برای فعالیت آفت مساعد می باشد خرطوم کوتاه را به اشکال مختلف (تخم، لارو، شفیره، حشره کامل) می توان دید ولی به هر حال در مناطق سردسیری که یخبندان های زمستانی وجود دارد اکثراً این آفت زمستان را به صورت حشره کامل و در زیر کلوخه های خاک، بقایای گیاهی و داخل شکاف زمین به سر می برد. در مناطق سردسیر در اوایل بهار که هوا گرم شد، سوسکهای خرطوم کوتاه از پناهگاههای زمستانی خود بیرون می آیند و به طرف مزارع چغندری که تازه سبز گردیده و دو برگی هستند می روند. موقع ظهور حشرات کامل در بهار بسته به شرایط آب و هوائی و رویش چغندر در هر منطقه ای فرق می کند. در آب هوائی نظیر کرج ظهور خرطوم کوتاه و تقریباً از اواسط فروردین ماه می باشد ولی به هر حال موقع ظهور این آفت همزمان با سبز شدن چغندر است. حشرات کامل زمستان گذرانی کرده پس از ورود به زراعت چغندر شروع به تغذیه می کنند و تعدادی را که زمستان را به صورت لارو باقی مانده بودند تبدیل به شفیره و سپس حشره کامل گردیده و به دنبال حشرات کامل اولی، وارد زراعت چقدر می گردند و به همین جهت است که پیدایش این آفت در مزارع چغندر در بهار تدریجی و طولانی است. سوسکهای خرطوم کوتاه روزهای آفتابی و گرم فعالیت زیادتری دارند و در روزهای ابری و بارانی حرکت و تغذیه زیادی ندارند و در زیر کلوخه ها و بوته پنهان می گردند. حشرات کامل خرطوم کوتاه در بهار پس از مختصر تغذیه ای جفت گیری و سپس تخم ریزی را شروع می‌کنند. تخمها در اول بهار روی دو برگ اولیه (کوتیلدون) و دمبرگها گذاشته می شود. به این ترتیب که سوسک خرطوم کوتاه ابتدا با خرطوم خود حفره کوچکی در برگ ایجاد می کند و سپس حشره کامل ماده در داخل این حفره یک عدد تخم می گذراد، بعد روی آن را با ترشح مخصوص دهان (بزاق) خود می پوشاند به طوری که روی تخم به صورت یک پولک یا خال سیاهی در می آید. رنگ خالها ابتدا سبز و پس از چند روز در مجاورت هوا و آفتاب سیاه می گردند. تعداد خالهای سیاه روی هر بوته جوان چغندر بسته به شدت و ضعف آفت متفاوت است. حداقل یک عدد و حداکثر تا 15 عدد در هر بوته مشاهده گردیده است. دورة نشو و نمای تخم حدود 10 روز طول می کشد. سپس از داخل آن لارو کوچک زرد رنگی خارج می گردد. این لارو یکی دو روز در همان محل تخمگذاری از برگ تغذیه و قسمت زیر برگ را سوراخ می کند و به روی زمین می افتد که به داخل خاک فرو می رود و خود را به ریشه گیاه میزبان می رساند. لاروها وقتی که به ریشه چغندر رسیدند اول برای خودشان لانه ای از گل شبیه کوزه در مجاورت ریشه درست می کنند. به طوری که این لانه به ریشه چغندر چسبیده و لارو از قسمت داخل به تدریج از ریشه تغذیه می کند. در ابتدا بوته های آلوده به لارو حالت زرد و پژمردگی دارند که با قطع کامل ریشه در اثر تغذیه لاروها بوته خشکیده و از بین می رود. دورة لاروی حدود 2 ماه طول می کشد که پس از آن در همان لانه ای که لارو از ابتدا برای خود درست کرده تبدیل به شفیره می گردد. دورة شفیرگی حدود 2 هفته طول می کشد تا حشرات کامل خرطوم کوتاه خارج گردند و این موقع در آب و هوایی نظیر کرج تقریباً مصادف با اوایل تیر ماه می باشد. پس از پایان دورة شفیرگی حشرات کامل خرطوم کوتاه با شکستن لانه های گلی از زیر خاک خارج می گردند. رنگ این حشرات در ابتدا قهوه ای روشن و بدن آنها نرم می باشد که به تدریج در مجاورت آفتاب حشره به رنگ خاکی در می آید و بدن آن نیز سفت و سخت می شود. چنانچه شرایط آب و هوایی مساعد باشد (فارس) حشرات کامل مجدداً جفت گیری و تخم ریزی می کنند ولی تخمها در نسل دوم بیشتر روی دمبرگها و طوفه گیاه قرار داده می شود که لاروها پس از خروج از تخم روی خاک می افتند و به داخل ریشه فرو می روند. ضمناً تعداد آنها در یک ریشه چغندر به چند عدد هم می رسد. در صورتی که ریشه ها قوی باشند. با وجود تغذیه لارو، گیاهان مقاومت کرده و خشک نمی شود. مگر اینکه در اثر تغذیه لارو و ایجاد راه نفوذ عوامل بیماریزا چغندر بپوسد، ولی به هر حال از وزن ریشه و میزان قند چغندر به تعداد زیادی کاسته می شود. علاوه بر این ریشه های آسیب دیده خاصیت انباری خوبی نداشته و در سیلوهای کارخانه بیشتر به عارضة پوسیدگی مبتلا می گردند. آفت خرطوم کوتاه در شرایط کاملاً مساعد می تواند تا 3 نسل در سال تولید مثل کند ولی در مناطق سردسیری 1 نسل بیشتر ندارد و مهمترین خسارت این آفت در نسل اول به زراعت چغندر وارد می گردد.



کنترل



1- شخم عمیق پس از برداشت چغندر و دادن یخ آب در فصل زمستان برای از بین بردن سوسکهای خرطوم کوتاه و لاروها و شفیره های باقی مانده در زمین



2- عدم کاشت چغندر در زمینی که سال قبل به زیر کشت این محصول بوده و همچنین عدم کشت در زمینهائی که شنی هستند و آب را به خوبی نگهداری نمی کنند و در نتیجه موجب فعالیت خوب آفت می گردند.



3- آبیاری مرتب و به موقع زراعت جهت نامناسب ساختن محیط فعالیت برای افت.



4- وجین و از بین بردن علفهای هرز سلمه تره، شور، خرفه در بهار که از میزبانها و پناهگاههای این آفت می باشند.



5- در زمانی که تفریخ تخمها (خال سیاه) شروع شده باشد در صورتی که زراعت آبیاری گردد. لاروهای زیر این آفت اکثراً در گل و لای مدفون شده و از بین می روند و نمی توانند در چنین شرایطی خود را به ریشه چغندر برسانند و اگر لازم باشد می توان آبیاری را برای مرتبة دوم نیز به فاصله کوتاهی از آبیاری مرحله اول تکرار نمود.



6- کارباریل(سوین) WP85% و 3کیلوگرم



7- فوزولن EC35%و 2.5- 2 لیتر



8- اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1لیتر درهکتار



نکته: از سموم فوق در مرحله 4- 2 برگی(حقیقی) میتوان استفاده کرد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:23 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

با ابزارهای مدیریت جدید میتوان آفت جونده مدیریت کرد

با ابزارهای مدیریت جدید می توان آفت جونده ا مدیریت کرد

    1. مقدمه: اين بستة نرم افزاري جديد شرايط مناسبي را براي مديريت و رديابي بهتر جونده در مزرعه فراهم مي كند. پژوهشگران CSIRO ديسك فشرده اي (CD ) را كه كاربر پسند مي باشد و Mouser خوانده مي شود را طراحي كرده اند. در اين نرم افزار تصاوير ويدئويي، عكس ، نمودار و مطالبي دربارة روش هاي كنترل و رديابي جونده گنجانده شده است. نويسنده در اين نوشته خاطر نشان مي كند آفت جونده دائما در حاشية مزارع شرق استراليا ديده مي شود. با اين وجود سيستم هاي زراعت سنتي در طي 10 سال گذشته با افزايش بازده محصول و كاشت انواع متنوعي از محصولات و برداشت كاهبن ها و حفر چاله در اطراف مزارع تغيير كرده است. اين عوامل، شرايط مطلوبي را براي جونده از طريق دسترسي به غذاي با كيفيت بالا براي زماني طولاني فراهم مي كند و موجب توزيع كمتر جونده و لانه هاي آنها به مزارع پيراموني مي شود. البته محققين معتقدند در اين شرايط نيز احتمال طغيان جونده وجود دارد.

Print Article | E-mail Article

    
2. اثر آفت جونده
اثر موش در ابعاد آفت مي تواند براي محصولات كشاورزي خسارت زا باشد و سبب فقدان شديد محصول برداشت شده، افزايش استعمال شيميايي، سبب آسيب به ساختمان ها، ماشين آلات و هجوم به انبار غلات شوند. همچنين مي توانند موجب استرس حيوانات اهلي و كاهش توليد در سيستم هاي زراعت در سطح وسيع شوند. براي مثال آفت جونده در منطقه ويكتوريا و جنوب استراليا طي سال هاي 1993-1994 سبب بيش از 100 ميليون دلار خسارت شده است. بنابراين كليد كاهش جونده، كاهش ذخيره غذايي، پناهگاه و رديابي فعاليت موش بطور منظم است.
3. ابزار پشتيباني تصميم
محققين CSIRO Sustainable Ecosystems نرم افزار Mouser را به اين دليل طراحي كرده اند كه به كشاورزان و كارشناسان در تصميم گيري آگاه، با استفاده از نتايج پژوهشي روزآمد و اطلاعات در دسترس در امر كنترل و رديابي جونده ياري رساند. اگرچه اين نرم افزار براساس پژوهش انجام شده در منطقه ويكتوريا و جنوب ولز است، اين اصول قابل اجرا در ساير نواحي مي باشد. اين بستة نرم افزاري طوري طراحي شده است كه قابل نصب از CD روي كامپيوترهاي شخصي مي باشد.
عناويني كه نرم افزارMouser پوشش مي دهد به شرح ذيل مي باشد:
 بيولوژي و اكولوژي جونده در استراليا مانند شرايط توليد مثل، تغذيه و شرايط لانه سازي و اندازه و رنج لانه ها، فعاليت، رفتار و ديناميك جمعيت را نشان مي دهد.
 كنترل جونده مانند كجا، چه زماني و از چه روش كنترلي (شيميايي يا غيرشيميايي) بايد استفاده كرد.
 اثر آفت جونده، چرا رخ مي دهد و چه نوع خسارتي را موجب مي شود.
 روش هاي رديابي جمعيت جونده هم بطور مستقيم (تله گذاري، كارت هاي سرشماري) و هم بطور غيرمستقيم (گلوله هاي مدفوع، تعداد سوراخ ها).
 نوع خسارتي كه بوسيلة موش به ساختمان ها و محصولات وارد مي شود و چگونه آن را ارزيابي مي كنند.
 گرفتن تصميم نهايي كه استفاده كننده از طريق مطرح كردن سئوالاتي به منظور رسيدن به گزينه هاي مديريتي مؤثر در امر كنترل، مطرح مي كند. اطلاعات جمع آوري شده در اين نرم افزار براساس دو منطقة Mallee of Victoria و Murrumbidgee Irrigation Area(NSW) تهيه شده است، اما براي ساير نواحي و مزارع عملي است.
 اين نرم افزار غالبا به برخي سئوالات دربارة آفت جونده پاسخ مي دهد.
3. شبيه ساز كنترل جونده
ويژگي ايننرم افزار ، مدل اقتصادي آن است (شبيه ساز كنترل جونده) كه مي تواند براي مقايسة هزينه هاي نسبي و مزايا و نقاط ضعف روش هاي متفاوت كنترل جونده استفاده شود. گزينه هاي مديريت جمعيت موش در دو رده قرار مي گيرد، يكي كارهاي جاري و ديگري اقدامات احتياطي كه تنها وقتي تعداد جونده در حال افزايش است، انجام مي شود. اطلاعات همچنين براساس هزينه صرف شده به ازاي هر هكتار يا كيلومتر براي هر كدام از روش هاي بكار گرفته شده در كنترل جونده، اثر بخشي (درصد كاهش جونده) هر كدام از روش ها و اثر هر كدام از روش هاي بكار رفته روي ذخيره غذايي قابل دسترس (براي مثال باقي ماندة محصول روي زمين بعد از برداشت)، در دسترس مي باشد. مدل ارائه شده براساس اطلاعات جمع آوري شده از جمعيت موش در حاشية مزارع گندم منطقه Victoria Mallee مي باشد، اما اين مدل مي تواند در نواحي ديگر نيز قابل تعميم باشد. نتايج بدست آمده مقايسه اي بين، شرايطي كه كنترل موش انجام شده است، و در شرايطي كه كنترل در حدود 12 ماه انجام نشده است، را نشان مي دهد. نمودارها نيز اثر پاسخ جمعيت موش در شرايط كنترل شده و كنترل نشده، هزينه كنترل و اثر مقدار باقي مانده هاي محصول در حاشية مزارع بر تراكم موش را نشان مي دهد .

4. تعداد جونده
جمعيت جونده به سرعت تحت تأثير شرايط محيطي تغيير مي كند. بارندگي زياد در طي پاييز و زمستان شرايط مناسبي را براي موش در طي بهار فراهم مي كند. توليد مثل موش با رويش دانه ها و تشكيل گياهچه هاي جوان به ويژه علف هاي تازه تحريك مي شود. موش ها از سپتامبر تا جون (بهار و تابستان) اگر فصول مناسب باشند، مي توانند توليد مثل كنند. وقتي ذخيره غذايي محدود باشد توليد مثل در مدت زمان كوتاهتري اتفاق مي افتد. سرعت توليد مثل موش (ميزان زايش و آيا همة موش هاي ماده در حال توليد مثل هستند) بوسيلة دسترس پذيري به غذاي مناسب و شرايط مناسب حفر لانه ها تعيين مي شود. موش ها مي توانند در هفتة ششم شروع به توليد مثل كنند و ماده ها ممكن است 3 روز بعد از بچه دار شدن مجددا جفت گيري كنند، و در هر زايمان بيش از 9 تا 10 نوزاد به دنيا بياورند. دورة حاملگي موش 3 هفته مي باشد بنابراين جمعيت آنها مي تواند در يك دورة زماني كوتاه افزايش يابد. از لحاظ تئوري يك جفت موش مي توانند جمعيت خود را تنها ظرف 21 هفته به بيش از 500 برابر افزايش دهند.
5. رديابي موش ها در مزارع
رديابي فعاليت موش مي تواند به كشاورزان و كارشناسان براي آگاهي به موقع از افزايش جمعيت موش به جاي كشف فعاليت از طريق محصولي كه قبلا آسيب ديده است، كمك كند. استفاده از كارت هاي سرشماري روشي مؤثر براي فهميدن تراكم جمعيت در زماني كه رجحان غذايي كمي براي موش ها وجود دارد. بنابراين كارت ها در طي پاييز نسبت به بهار يا تابستان مؤثرتر هستند. زيرا در طي بهار و تابستان كارت هاي سرشماري تنها حضور يا عدم حضور موش ها را به جاي بررسي 100تراكم جمعيت نشان مي دهند. كارت هاي كاغذي كه به صورت مربع هاي100 ميلي متري بريده و سپس در روغن گياهي فرو برده مي شود. 20 تا از اين كارت هاي مربعي روي زمين در فواصل 10 متري در طول مسيردر حال رديابي محكم مي كنند. از اين كارت ها براي رديابي در چمنزارها نيز استفاده مي كنند.
به عنوان كليد راهنما، در طي پاييز، اگر بيشتر از 20 درصد محصول در اولين شب خورده شود، كنترل فعال جونده براي به حداقل رساندن آسيب به محصول جديد كاشته شده، ضروري مي باشد. اگر 5 تا 20 درصد محصول در بيشتر از دو شب خورده شود، تراكم جمعيت بالا است و مي تواند مسئله در بذرافشاني باشد. اگر ميانگين 0 تا 5 درصد در بيش از دو شب خورده شود، آسيب كم مي تواند مورد انتظار باشد.
در طي زمستان و بهار، خطوط حصار، كانالها و حاشية جاده ها از طريق علائم حفر لانه ها ، ردپاها و آسيب به محصول، فعاليت موش رديابي مي گردد. محصولاتي كه رسيده هستند مانند كانولا، غلات و لوپينوس از طريق آسيب نيام (غلاف) و بريده شدن نوك ساقه رديابي مي شوند.
در طي تابستان فعاليت موش را از طريق، بررسي قسمت تحتاني ساقه هاي درو شده يا كاهبن ها همچنين حفر لانه ها و مسير آسيب هاي ايجاد شده به محصول، رديابي مي كنند.
- مديريت موش در پاييز
براي حفاظت محصولات از آسيب جونده در هنگام كشت چندين اقدام انجام مي دهند. از جمله كشت عميق، كشت زود هنگام به منظور رسيدن به گياهان مقاوم، حفظ چراگاه ها و رديابي نشانه هاي فعاليت موش. اگر تراكم موش ملايم است عملكردهاي حفاظتي مانند كشت عميق و تا حد ممكن كشت با نسبت بالاتر انجام مي گيرد. همچنين سوزاندن كاهبن ها در بعضي مواقع ضروري مي باشد. صاف كردن زمين يا خرد كردن كلوخ ها بعد از كشت (غلتك زدن زمين) براي اطمينان از اينكه دانه به خوبي پوشيده شده است، مفيد مي باشد. اگر تراكم موش ها بالا است، تراكم شان را رديابي كنيد و سپس با يكي از مؤسسات خدمات كشاورزي براي تأييد اينكه آيا طعمه گذاري ضروري است، مشورت نمائيد.
- كنترل موش در زمستان و بهار
كنترل علف هاي هرز در طول حصارها، كانالها و حواشي مزارع قبل از اينكه دانه پاشيده شود، رايج است. حذف يا كاهش پوشش گياهي اطراف ساختمان ها، سيلوها، له كردن علف هاي هرز (غلتك زدن) و انبار كردن يونجه هاي خشك و مراقبت از منازل بسيار ضروري مي باشد. براي آگاهي از فعاليت موش به طور منظم اين مكان ها را كنترل كنيد. اگر تراكم بالايي از جونده در پاييز پيش بيني مي گردد، ممكن است طعمه گذاري ضروري باشد.
- كاهش باقيمانده هاي كاهبن
هدر رفتن غلات در طي برداشت براي موش ها منبع غذايي با ارزشي را فراهم مي كند. موش مي تواند به ازاي هر روز ميانگين 5/3 گرم را بخورد. استفاده از ماشين برداشت بسيار مؤثر مي باشد. البته تمام ماشين هاي برداشت موجب مقداري خسارت به غلات مي شوند. سطوح قابل قبول خسارت در هنگام برداشت بيش از 3 درصد كل محصول يا 10 تا 30 كيلوگرم به ازاي هر تن برداشت مي باشد. برداشت در بهترين زمان، براي به حداقل رساندن خسارت به غلات نيز مهم است. براي مثال براي برداشت كانولا، خشك شدن محصول زمان مناسب برداشت است در مقابل محصولاتي مانند جو و حبوبات در هنگام برداشت زياد رسيده نيستند. لازم است باقيمانده هاي غلات را از اطراف مزارع پاك كنيد. اگر تراكم بالاي موش در پاييز پيش بيني مي گردد، رديابي فعاليت موش بطور منظم، به ويژه در چراگاه هاي آسيب پذير مانند مزارع كانولا و عدس توصيه مي شود.
- پيشرفت پژوهش
گروه پژوهشي جوندگان، در واحد تحقيقاتيCSIRO جمعيت جوندگان را به طور منظم در مناطق Victoria Mallee و Murrumbidgee Irrigation Area, NSW استراليا رديابي مي كنند . اين مورد پيش بيني آيندة آفت جونده را تا 18 ماه امكان پذير مي سازد. CSIRO با همكاري برخي از مؤسسات تحقيقاتي بررسي ميداني وسيعي را براي تمرين مديريت كنترل جونده در مزارع، انجام مي دهد. همچنين فعاليت هايي در زمينه كنترل باروري جونده در مركز پژوهشي كنترل آفات جانوري صورت مي گيرد.د.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:23 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

تاثيرکاربرد صحيح آفتکشها در کاهش مقاومت آفات

 تاثيرکاربرد صحيح آفتکشها در کاهش مقاومت آفات

alt
 


از جمله روشهاي مبارزه با حشرات و کنه ها درگلخانه ها استفاده از آفت کشها مي باشد. ولي به هر حال نتايج به دليل ايجاد مقاومت بند پايان نسبت به آفت کشها هميشه آنطور که انتظار مي رود حاصل نمي شوند. و دانستن اطلاعاتي چند در اين مورد مي تواند آثار منفي مقاومت نسبت به آفت کشها را کاهش دهد


 


اغلب توليد کنندگان با نتايج مايوس کننده استفاده از آفت کشها مواجه مي شوند. و به نظر مي رسد که آفات بندپا  با استفاده آفتکشها از بين نمي روند.و دليل آن ممکن است ايجاد مقاومت جمعيت آفت نسبت به آفت کشها مي باشد. اما مقاومت چيست؟


مقاومت قدرت ژنتيکي است که بعضي از افراد يک جمعيت آفت بر اساس آن عليرغم يک يا دو بار سمپاشي با يک آفت کش زنده مي مانند. به عبارت ديگر سم يا سموم ديگر تاثير کافي براي کشتن تعدادي از افرادي از يک جمعيت آفت را نخواهند داشت. مقاومت يک موضوع مهم و قابل توجه در بيش از 526 نوع آفت و گونه حشره مي باشد که در طي 50 سال اخير در آنها ايجاد مقاومت شده است و اين منجر به ايجاد خسارت معني داري به محصولات در کل جهان شده است.


فشار براي انتقال ژنها


مقاومت يک مشکل بين المللي است  که با توزيع جهاني فراورده هاي گياهي نه تنها مي تواند باعث انتشار آفت گردد بلکه ممکن است باعث انتشار ژنهاي عامل مقاومت در بين هر آفت بند پا باشد.مقاومت در سطح جمعيت آفت توسعه يافته و  يک صفت موروثي است. آفاتي که زنده مي مانند مي توانند صفات ژنتيکي را از  نسلي به نسل  بعد منتقل نمايندو بنابراين باعث غني شدن ريخته ژني توسط ژنهاي مقاوم بشوند. ميزان فشار انتقال ژنها يا تکرار کاربرد آفت کشها  عامل اصلي موثر بر ميزان ايجاد مقاومت در يک آفت بند پا مي باشد. بنابراين مراحل مختلف زندگي آفت (مثل تخم، لاروو بالغ) ممکن است با توجه به وجود نوع مکانيزم خاص در ميزان حساسيت از نظر ايجاد مقاومت با هم متفاوت باشد.


مهم  است بفهميم که ژنها يا ژنوتيپهاي مقاومت ممکن است در جمعيت آفت قبل از به کار بردن هر گونه آفتکش وجود داشته باشند . به هر حال اين حالت خيلي معمول نيست.بنابراين يک حشره يا کنه آفت به تنهائي مقاوم نخواهد شد اما بدنبال سمپاشيهاي مکرربر عليه نسلهاي مختلف يک حشره يا کنه آفت، افراد حساس از بين خواهند رفت و افراد مقاوم باقيمانده توليد مثل مي کنند.اين حالت در جمعيت آفتي رخ مي دهد که با يک آفت کش معين قابل کنترل نيست. هر گاه جمعيت آفت با يک آفت کش تيمار بشود اين کار بر شدت انتقال ژنهاي مقاومت تاثير گذاشته و منجر به افزايش فراواني ژنهاي مقاومت در بين جمعيت آفت مي شود.


مکانيزم


مکانيزمهاي مختلفي در امر ايجاد مقاومت در جمعيتهاي آفتي وجود دارند. بعلاوه حتي در يک جمعيت آفت  نيز مکانيزمهاي مختلفي در ايجاد مقاومت دخيل مي باشند.پنج مکانيزم مقاومت عبارتند از:


        مقاومت متابوليکي که بر اثر شکستن ماده موثره سم توسط آفت رخ مي دهد.وقتي که آفت کش وارد بدن آفت مي شود آنزيمها به آن حمله کرده و سم را از حالت سميت انداخته يا اينکه ماده موثره آنرا به فرم غير سمي تغيير مي دهند


        مقاومت فيزيکي که ناشي از تغيير يا دگرگوني در پوست (کوتيکول) حشره مي باشد باعث کاهش يا تاخير نفوذ آفت کش مي شود. تاخير در نفوذ سم باعث کاهش اثر حشره کش در نقطه هدف مي شود و همچنين ممکن است امکان کاهش سيستم  سم زدائي درحشرات افزايش بيابد


        مقاومت فيزيولوژيکي زماني رخ مي دهد که آفت ، نقطه هدف آفت کش را تغيير مي دهد. اين کا ر باعث کاهش حساسيت به ماده موثره در نقطه مورد حمله مي شود. بعلاوه ممکن است حشرات داراي مقاومت ناک دان(Knockdown) باشند. در اين حالت حشرات حساسيت سيستم عصبي را نسبت به حشره کشهاي پايروترئيدي را با تغيير نقطه هدف براي تمام حشره کشها کاهش مي دهند


        مقاومت رفتاري زماني مي باشد که حشره هاي آفت با پنهان شدن د رجاهائي مثل جوانه انتهائي گياه که ممکن است نفوذ آفت کش به آنجا دشوار باشدخود را از تماس مستقيم با آفت کش دور سازند. هرگونه تغيير رفتاري ممکن است به عدم تماس حشره و کاهش نمايان شدن آن در مقابل آفت کش کمک نمايد


        مقاومت طبيعي يک نوع مقاومت عمومي است که حشره آفت يا مرحله اي از زندگي آن نسبت به آفت کش حساسيت نداشته باشد. مثلا اکثر آفتکشها روي مراحل تخم و شفيره گي تاثيري ندارند.                         بعلاوه دو مکانيزم محدود ديگر در ارتباط با مقاومت وجود دارد که عبارتند از:مقاومتهاي متقابل و چندگانه


        مقاومت متقابل زماني  در جمعيتي از آفت نسبت به  آفت کشها (چه حشره کشها و چه کنه کشها ) رخ مي دهد که از روشهاي مشابهي از نظر تاثير يا مکانيزم مقاومت بهره ببرند


        مقاومت چندگانه زماني در جمعيتي از آفت نسبت به آفت کشها (چه حشره کشها و چه کنه کشها) رخ مي دهد که از روشهاي متفاوتي از نظر تاثير يا مکانيزم مقاومت بهره ببرند


افزايش مقاومت


چندين عامل موثردر نسبت مقاومت در يک جمعيت آفت ممکن است وجود داشته باشد.بعلاوه ثبات مقاومت در يک جمعيت آفت بستگي به مهاجرت افراد حساس آن جمعيت دارد.  واين ممکن است فراواني افراد مقاوم در جمعيتهاي آفتي را کاهش دهد. عوامليکه در توسعه مقاومت نقش دارند عبارتند از :


مجموعه عملياتي که توسط توليد کنندگان انجام مي شود و باعث افزايش مقاومت مي گردند که خود شامل :


        تعداد دفعات به کار بردن آفت کش  (تعيين کننده شدت فشار)


        استفاده هميشگي از حد اکثر ميزان توصيه شده سم


        به کار بردن يک شيوه عمل مشابه در يک مدت طولاني يا اينکه چندين نسل مختلف با يک روش مبارزه کنترل شوند


        به کار بردن سموم در زماني از مراحل زندگي حشره که احتمالا مقاومت را افزايش مي دهند وجود نداشته باشند


مجموعه عوامل بيولوژيکي که مقاومت را افزايش مي دهند عبارتند از:


        سريع بودن زمان توسعه يا کوتاه بودن زمان يک نسل


        تعداد زياد زاد ولد در هر نسل


        تحرک آفت


        تغذيه آفت از منابع مختلف گياهي


مديريت مقاومت


دانستن اطلاعاتي در رابطه با مقاومت مي تواند در اجراي راهکارهاي کاهش دهنده احتمال توسعه مقاومت موثر باشد. اين به اصطلاح  مديريت مقاومت اولا شامل انتخاب عاقلانه و دقيق به کاربردن سموم و ثانيا تعامل آنها با ديگر راهکارههاي مبارزه که بر اساس مديريت آفت استوار است مي باشد. اين کار موثرترين راه اجتناب يا کاهش مقاومت مي باشد. بدليل اينکه مقاومت اساسا ژنتيکي است و تناوب مقاومت در يک جمعيت آفت شما را به عنوان يک توليد کننده وا مي دارد که براي مديريت مقاومت برنامه ريزي نمائيد.


مهمترين رهنمودها براي کاهش احتمال مقاومت براي هر آفت کش عبارتند از:


1)   بازديد منظم محصول براي تعيين زمان مناسب سمپاشي يعني زماني که آفت در مرحله حساس ميباشد


2)   انجام کارهاي زراعي مناسب همچون آبياري و کوددهي و بهداشتي همچون حذف علفهاي هرز


3)   در صورت امکان استفاده از توري در گلخانه در محل منافذ


4)   استفاده از عوامل بيولوژيک و دشمنان طبيعي


5)   در صورت امکان کاهش تکرار سمپاشيها


6)   در حد امکان جايگزيني و استفاده از سموم با شيوه تاثير متفاوت


7)   استفاده از سموم با طيف گسترده تاثير همچون تنظيم کننده هاي رشد حشرات، صابون حشره کش، روغن سمپاشي، محدود کننده هاي انتخابي تغذيه (بازد ارنده ها) و قارچها و باکتريهاي مفيد


8)   استفاده از تشديد کننده ها (سينرژيست ها)در زمان سمپاشي بدليل تاثير آنها بر آنزيمهاي  بازدارنده  در سم زدائي


در پايان مسئله مهمي که توليد کنندگان بايد رعايت کنند به کاربردن آفتکشها در زمان صحيح و با نظارت دقيق مي باشد و در ضمن بايد براي کاهش مقاومت از سموم با شيوه هاي مختلف تاثير استفاده کنند.


از اين روي،مجموعه اين کارها باعث مي شوند که سمومي که در دسترس مي باشند در مدت طولاني تري استفاده گردند و آفات نسبت به آنها سريع مقاوم نشوند.ولي به خاطر داشته باشيد که عدم موفقيت در کنترل و مديريت آفات هميشه مربوط به عامل مقاومت نمي باشد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:25 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

با ابزارهاي مديريت جديد مي توان آفت جونده را مديريت كرد

با ابزارهای مدیریت جدید می توان آفت جونده ر ا مدیریت کرد

    1. مقدمه: اين بستة نرم افزاري جديد شرايط مناسبي را براي مديريت و رديابي بهتر جونده در مزرعه فراهم مي كند. پژوهشگران CSIRO ديسك فشرده اي (CD ) را كه كاربر پسند مي باشد و Mouser خوانده مي شود را طراحي كرده اند. در اين نرم افزار تصاوير ويدئويي، عكس ، نمودار و مطالبي دربارة روش هاي كنترل و رديابي جونده گنجانده شده است. نويسنده در اين نوشته خاطر نشان مي كند آفت جونده دائما در حاشية مزارع شرق استراليا ديده مي شود. با اين وجود سيستم هاي زراعت سنتي در طي 10 سال گذشته با افزايش بازده محصول و كاشت انواع متنوعي از محصولات و برداشت كاهبن ها و حفر چاله در اطراف مزارع تغيير كرده است. اين عوامل، شرايط مطلوبي را براي جونده از طريق دسترسي به غذاي با كيفيت بالا براي زماني طولاني فراهم مي كند و موجب توزيع كمتر جونده و لانه هاي آنها به مزارع پيراموني مي شود. البته محققين معتقدند در اين شرايط نيز احتمال طغيان جونده وجود دارد.

alt

   


2. اثر آفت جونده


اثر موش در ابعاد آفت مي تواند براي محصولات كشاورزي خسارت زا باشد و سبب فقدان شديد محصول برداشت شده، افزايش استعمال شيميايي، سبب آسيب به ساختمان ها، ماشين آلات و هجوم به انبار غلات شوند. همچنين مي توانند موجب استرس حيوانات اهلي و كاهش توليد در سيستم هاي زراعت در سطح وسيع شوند. براي مثال آفت جونده در منطقه ويكتوريا و جنوب استراليا طي سال هاي 1993-1994 سبب بيش از 100 ميليون دلار خسارت شده است. بنابراين كليد كاهش جونده، كاهش ذخيره غذايي، پناهگاه و رديابي فعاليت موش بطور منظم است.


3. ابزار پشتيباني تصميم


محققين CSIRO Sustainable Ecosystems نرم افزار Mouser را به اين دليل طراحي كرده اند كه به كشاورزان و كارشناسان در تصميم گيري آگاه، با استفاده از نتايج پژوهشي روزآمد و اطلاعات در دسترس در امر كنترل و رديابي جونده ياري رساند. اگرچه اين نرم افزار براساس پژوهش انجام شده در منطقه ويكتوريا و جنوب ولز است، اين اصول قابل اجرا در ساير نواحي مي باشد. اين بستة نرم افزاري طوري طراحي شده است كه قابل نصب از CD روي كامپيوترهاي شخصي مي باشد.


عناويني كه نرم افزارMouser پوشش مي دهد به شرح ذيل مي باشد:


 بيولوژي و اكولوژي جونده در استراليا مانند شرايط توليد مثل، تغذيه و شرايط لانه سازي و اندازه و رنج لانه ها، فعاليت، رفتار و ديناميك جمعيت را نشان مي دهد.


 كنترل جونده مانند كجا، چه زماني و از چه روش كنترلي (شيميايي يا غيرشيميايي) بايد استفاده كرد.


 اثر آفت جونده، چرا رخ مي دهد و چه نوع خسارتي را موجب مي شود.


 روش هاي رديابي جمعيت جونده هم بطور مستقيم (تله گذاري، كارت هاي سرشماري) و هم بطور غيرمستقيم (گلوله هاي مدفوع، تعداد سوراخ ها).


 نوع خسارتي كه بوسيلة موش به ساختمان ها و محصولات وارد مي شود و چگونه آن را ارزيابي مي كنند.


 گرفتن تصميم نهايي كه استفاده كننده از طريق مطرح كردن سئوالاتي به منظور رسيدن به گزينه هاي مديريتي مؤثر در امر كنترل، مطرح مي كند. اطلاعات جمع آوري شده در اين نرم افزار براساس دو منطقة Mallee of Victoria و Murrumbidgee Irrigation Area(NSW) تهيه شده است، اما براي ساير نواحي و مزارع عملي است.


 اين نرم افزار غالبا به برخي سئوالات دربارة آفت جونده پاسخ مي دهد.


3. شبيه ساز كنترل جونده


ويژگي ايننرم افزار ، مدل اقتصادي آن است (شبيه ساز كنترل جونده) كه مي تواند براي مقايسة هزينه هاي نسبي و مزايا و نقاط ضعف روش هاي متفاوت كنترل جونده استفاده شود. گزينه هاي مديريت جمعيت موش در دو رده قرار مي گيرد، يكي كارهاي جاري و ديگري اقدامات احتياطي كه تنها وقتي تعداد جونده در حال افزايش است، انجام مي شود. اطلاعات همچنين براساس هزينه صرف شده به ازاي هر هكتار يا كيلومتر براي هر كدام از روش هاي بكار گرفته شده در كنترل جونده، اثر بخشي (درصد كاهش جونده) هر كدام از روش ها و اثر هر كدام از روش هاي بكار رفته روي ذخيره غذايي قابل دسترس (براي مثال باقي ماندة محصول روي زمين بعد از برداشت)، در دسترس مي باشد. مدل ارائه شده براساس اطلاعات جمع آوري شده از جمعيت موش در حاشية مزارع گندم منطقه Victoria Mallee مي باشد، اما اين مدل مي تواند در نواحي ديگر نيز قابل تعميم باشد. نتايج بدست آمده مقايسه اي بين، شرايطي كه كنترل موش انجام شده است، و در شرايطي كه كنترل در حدود 12 ماه انجام نشده است، را نشان مي دهد. نمودارها نيز اثر پاسخ جمعيت موش در شرايط كنترل شده و كنترل نشده، هزينه كنترل و اثر مقدار باقي مانده هاي محصول در حاشية مزارع بر تراكم موش را نشان مي دهد .



4. تعداد جونده


جمعيت جونده به سرعت تحت تأثير شرايط محيطي تغيير مي كند. بارندگي زياد در طي پاييز و زمستان شرايط مناسبي را براي موش در طي بهار فراهم مي كند. توليد مثل موش با رويش دانه ها و تشكيل گياهچه هاي جوان به ويژه علف هاي تازه تحريك مي شود. موش ها از سپتامبر تا جون (بهار و تابستان) اگر فصول مناسب باشند، مي توانند توليد مثل كنند. وقتي ذخيره غذايي محدود باشد توليد مثل در مدت زمان كوتاهتري اتفاق مي افتد. سرعت توليد مثل موش (ميزان زايش و آيا همة موش هاي ماده در حال توليد مثل هستند) بوسيلة دسترس پذيري به غذاي مناسب و شرايط مناسب حفر لانه ها تعيين مي شود. موش ها مي توانند در هفتة ششم شروع به توليد مثل كنند و ماده ها ممكن است 3 روز بعد از بچه دار شدن مجددا جفت گيري كنند، و در هر زايمان بيش از 9 تا 10 نوزاد به دنيا بياورند. دورة حاملگي موش 3 هفته مي باشد بنابراين جمعيت آنها مي تواند در يك دورة زماني كوتاه افزايش يابد. از لحاظ تئوري يك جفت موش مي توانند جمعيت خود را تنها ظرف 21 هفته به بيش از 500 برابر افزايش دهند.


5. رديابي موش ها در مزارع


رديابي فعاليت موش مي تواند به كشاورزان و كارشناسان براي آگاهي به موقع از افزايش جمعيت موش به جاي كشف فعاليت از طريق محصولي كه قبلا آسيب ديده است، كمك كند. استفاده از كارت هاي سرشماري روشي مؤثر براي فهميدن تراكم جمعيت در زماني كه رجحان غذايي كمي براي موش ها وجود دارد. بنابراين كارت ها در طي پاييز نسبت به بهار يا تابستان مؤثرتر هستند. زيرا در طي بهار و تابستان كارت هاي سرشماري تنها حضور يا عدم حضور موش ها را به جاي بررسي تراكم 100 ميلي متريجمعيت نشان مي دهند. كارت هاي كاغذي كه به صورت مربع هاي100 بريده و سپس در روغن گياهي فرو برده مي شود. 20 تا از اين كارت هاي مربعي روي زمين در فواصل 10 متري در طول مسيردر حال رديابي محكم مي كنند. از اين كارت ها براي رديابي در چمنزارها نيز استفاده مي كنند.


به عنوان كليد راهنما، در طي پاييز، اگر بيشتر از 20 درصد محصول در اولين شب خورده شود، كنترل فعال جونده براي به حداقل رساندن آسيب به محصول جديد كاشته شده، ضروري مي باشد. اگر 5 تا 20 درصد محصول در بيشتر از دو شب خورده شود، تراكم جمعيت بالا است و مي تواند مسئله در بذرافشاني باشد. اگر ميانگين 0 تا 5 درصد در بيش از دو شب خورده شود، آسيب كم مي تواند مورد انتظار باشد.


در طي زمستان و بهار، خطوط حصار، كانالها و حاشية جاده ها از طريق علائم حفر لانه ها ، ردپاها و آسيب به محصول، فعاليت موش رديابي مي گردد. محصولاتي كه رسيده هستند مانند كانولا، غلات و لوپينوس از طريق آسيب نيام (غلاف) و بريده شدن نوك ساقه رديابي مي شوند.


در طي تابستان فعاليت موش را از طريق، بررسي قسمت تحتاني ساقه هاي درو شده يا كاهبن ها همچنين حفر لانه ها و مسير آسيب هاي ايجاد شده به محصول، رديابي مي كنند.


- مديريت موش در پاييز


براي حفاظت محصولات از آسيب جونده در هنگام كشت چندين اقدام انجام مي دهند. از جمله كشت عميق، كشت زود هنگام به منظور رسيدن به گياهان مقاوم، حفظ چراگاه ها و رديابي نشانه هاي فعاليت موش. اگر تراكم موش ملايم است عملكردهاي حفاظتي مانند كشت عميق و تا حد ممكن كشت با نسبت بالاتر انجام مي گيرد. همچنين سوزاندن كاهبن ها در بعضي مواقع ضروري مي باشد. صاف كردن زمين يا خرد كردن كلوخ ها بعد از كشت (غلتك زدن زمين) براي اطمينان از اينكه دانه به خوبي پوشيده شده است، مفيد مي باشد. اگر تراكم موش ها بالا است، تراكم شان را رديابي كنيد و سپس با يكي از مؤسسات خدمات كشاورزي براي تأييد اينكه آيا طعمه گذاري ضروري است، مشورت نمائيد.


- كنترل موش در زمستان و بهار


كنترل علف هاي هرز در طول حصارها، كانالها و حواشي مزارع قبل از اينكه دانه پاشيده شود، رايج است. حذف يا كاهش پوشش گياهي اطراف ساختمان ها، سيلوها، له كردن علف هاي هرز (غلتك زدن) و انبار كردن يونجه هاي خشك و مراقبت از منازل بسيار ضروري مي باشد. براي آگاهي از فعاليت موش به طور منظم اين مكان ها را كنترل كنيد. اگر تراكم بالايي از جونده در پاييز پيش بيني مي گردد، ممكن است طعمه گذاري ضروري باشد.


- كاهش باقيمانده هاي كاهبن


هدر رفتن غلات در طي برداشت براي موش ها منبع غذايي با ارزشي را فراهم مي كند. موش مي تواند به ازاي هر روز ميانگين 5/3 گرم را بخورد. استفاده از ماشين برداشت بسيار مؤثر مي باشد. البته تمام ماشين هاي برداشت موجب مقداري خسارت به غلات مي شوند. سطوح قابل قبول خسارت در هنگام برداشت بيش از 3 درصد كل محصول يا 10 تا 30 كيلوگرم به ازاي هر تن برداشت مي باشد. برداشت در بهترين زمان، براي به حداقل رساندن خسارت به غلات نيز مهم است. براي مثال براي برداشت كانولا، خشك شدن محصول زمان مناسب برداشت است در مقابل محصولاتي مانند جو و حبوبات در هنگام برداشت زياد رسيده نيستند. لازم است باقيمانده هاي غلات را از اطراف مزارع پاك كنيد. اگر تراكم بالاي موش در پاييز پيش بيني مي گردد، رديابي فعاليت موش بطور منظم، به ويژه در چراگاه هاي آسيب پذير مانند مزارع كانولا و عدس توصيه مي شود.


- پيشرفت پژوهش


گروه پژوهشي جوندگان، در واحد تحقيقاتيCSIRO جمعيت جوندگان را به طور منظم در مناطق Victoria Mallee و Murrumbidgee Irrigation Area, NSW استراليا رديابي مي كنند . اين مورد پيش بيني آيندة آفت جونده را تا 18 ماه امكان پذير مي سازد. CSIRO با همكاري برخي از مؤسسات تحقيقاتي بررسي ميداني وسيعي را براي تمرين مديريت كنترل جونده در مزارع، انجام مي دهد. همچنين فعاليت هايي در زمينه كنترل باروري جونده در مركز پژوهشي كنترل آفات جانوري صورت مي گيرد.د.


امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:25 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

راهبردهاي مديريت تلفيقي آفات (IPM )دز كنترل جوندگان مضر كشاورزي

راهبردهاي مديريت تلفيقي آفات (IPM) در كنترل جوندگان مضر كشاورزي
    1. مقدمه
جوندگان در سطح وسيعي به محصولات، قبل و بعد از برداشت خسارت مي زنند. با توجه به اين برآورد مي شود در هر سال 20 درصد ذخاير غذايي جهان توسط جوندگان مصرف يا آسيب مي بيند. جدي ترين مشكلات ايجاد شده توسط جوندگان در زمين هاي كشاورزي بر سر محصولات گرمسيري كشتزارهايي مانند نيشكر، درخت خرما، كاكائو و قهوه و همچنين برنج، ساير غلات و محصولات غذايي اتفاق مي افتد. بطوري كه آب و هواي گرمسيري امكان گسترش گونه هاي زيادي از جوندگان را فراهم مي سازد و عملا جوندگان در هر شرايط آب و هوايي، به غلات و ساير محصولات در انبارها و مزارع حمله مي كنند . بررسي ها، ميزان آسيب محصولات توسط جوندگان را مشخص كرده است و سطوح قابل توجهي را در برخي نواحي نشان مي دهد. در جدول 2 نمونه هايي از محصولات مناطق ويژه و سطوح آسيب توسط گونه هاي مختلف جوندگان نشان داده شده است.

alt

2. راهبردهاي مديريت تلفيقي آفات (IPM) در كنترل جوندگان مضر كشاورزي



مؤثرترين و اقتصادي ترين راهبردهاي كنترل صحيح جوندگان استفاده از مديريت تلفيقي آفات (IPM) مي باشد. براي حفاظت محصولات از آسيب جونده در انبار، اقدامات احتياطي جلوگيري كننده براي كنترل هجوم و جلوگيري از استقرار و تثبيت در اولين مكان مفيد خواهد بود. اقدامات اصولي شامل حذف منيع غذايي و كاهش تعداد پناهگاه ها است. در صورت امكان، محصولات مي بايد در بسته هاي كاملا مقاوم در برابر جونده انبار شوند. درها، پنجره ها و ديوارها مي بايد نفوذناپذير باشد و هر سوراخي در ساختمان مسدود شود . جوندگان مي توانند به آساني وارد هر سوراخي در ساختمان( يك متر زير يا بالاي سطح زمين) شوند.


تمام راههاي ورودي بايستي مسدود شوند، زيرا جوندگان مي توانند به سوراخهايي به كوچكي 6 ميلي متر وارد شوند. سوراخ ها بايستي با پوشش آهني، ورقه هاي فلزي گالوانيزه شده يا ملات سيماني مسدود شوند. در نواحي ورودي انبار به خصوص در شرايطي كه ساختمان بيروني مسقف نشده است، كالاهاي انبار شده روي عايق هايي گذاشته شوند يا در كانتينرهاي مقاوم به موش مسدود شوند. هر ريخت و پاش در بيرون انبار بايستي بطور منظم پاكسازي شود، زيرا جوندگان را جلب خواهد كرد.


زباله هاي محوطة بيروني و به هم ريختگي، پناهگاه بالقوه اي براي جوندگان فراهم مي كند كه مي بايد برطرف شوند. علف هاي هرز و متراكم يا پوشش گياهي دائمي بلند در حدود 3 تا 10 متري محوطة بيروني انبارها قطع شده و شاخه هاي درختاني كه مشرف به انبارند هرس شوند .


آب راكد همچنين ممكن است جوندگان را جلب كند و تاحد ممكن از اطراف انبارها حذف شوند. براي كنترل جوندگان در زمين زيركشت، پيشگيري و حفاظت مشكل تر است، همچنانكه در بيشتر موارد مناطق وسيعي درگير مي شوند و ممانعت عملي نيست .


به هر حال چندين اقدام بازدارنده غيرشيميايي در دسترس هستند و ممكن است به شكل مؤثري براي محصولات و در مناطق ويژه اي استفاده شوند. هر قدر كه كنترل عملي است، اقدامات جلوگيري كننده ممكن است با كاهش وسعت پناهگاه در داخل و اطراف مزارع بوسيلة حذف بيش از حد پوشش گياهي، زباله، توده هاي ني و جگن و غيره انجام شود. ساير اقدامات از جمله سوزاندن مزارع بعد از برداشت براي كشتن يا بيرون كردن جونده، يك روش معمول به ويژه در مزارع نيشكر مي باشد. اين امكان وجود دارد، قبل از كاشت ممكن است مزارع براي كشتن يا بيرون كردن جونده غرقاب شوند. در مورد بعضي از محصولات، بعد از برداشت شخم عميق براي خراب كردن لانه ها و بيرون كردن جونده استفاده مي شود. حذف باقيمانده هاي محصول بعد از برداشت سبب خواهد شد جونده براي غذا به جاي ديگر برود و ممكن است در مورد غلات، بوسيلة چراي چهارپايان اهلي بطور موقتي يا سوزاندن به شكلي كه ذكر شده در مورد مزارع نيشكر انجام شود. همچنين شخم عميق بعد از برداشت شرايطي ايجاد خواهد كرد كه باقيمانده هاي محصول كمتر دردسترس جوندگان قرار گيرد.


در بيشتر موارد در شرايطي كه جوندگان، تهديدي اصلي براي محصولات كشاورزي مي باشند، طعمه مسموم بايد علاوه بر روشهاي ذكر شده در بالا براي ايجاد كنترل مناسب، استفاده شود. قبل از شروع يك برنامة طعمه گذاري، گزينه هاي دردسترس و نقاط قوت و ضعف شان مي بايد ارزيابي شوند.


امروزه 3 رده اصلي از سموم جونده كش وجود دارد. قديمي ترين آنها، سموم حاد هستند كه شامل تركيباتي مانند آرسنيك، استركنين، فسفيد روي، مونوفلوئوراستات سديم و غيره مي باشد. از بين اين تركيبات فسفيد روي ايمن ترين است و تنها سمي است كه هنوز در تعدادي از كشورهاي توسعه يافته استفاده اش مجاز مي باشد. از زمان قديم، سموم حاد براي خريد در فرم فعال تكنيكال دردسترس بوده اند و بطور قانوني يا به شكلي ديگر بوسيلة استفاده كنندگان نهايي براي مخلوط كردن با مواد غذايي متفاوت و ساخت طعمه هاي مورد نياز خود استفاده مي شده است. مسئله عمومي سموم حاد اين است كه بسيار سريع عمل مي كنند و جونده ظرف مدت كوتاهي بعد از خوردن طعمه آسيب خواهد ديد و پس از آن ديگر طعمه مسموم را نخواهد خورد. اين اثر به طعمه گريزي معروف مي باشد و در تمام سموم حاد رخ مي دهد.


اگر موش به ميزان كافي طعمه مسموم را در اولين تغذيه نخورد، در مرحله بعد طعمه را دوباره نخواهد خورد و درنتيجه منجر به مرگش نمي شود. به دليل وجود اثر طعمه گريزي در سموم حاد، طعمه نبايستي در كمتر از 60 روز مجددا استفاده شود و حتي با وجود اين شرايط به 100 درصد كنترل در مزرعه منتج نخواهد شد. به علت اثر طعمه گريزي و اغلب كيفيت نسبتا پايين فرمولاسيون "خانگي" نتايج كنترل با طعمه هاي حاد خانگي تا حدودي اندك هستند.


امروزه در آمريكا، فسفيد روي به علت عدم وجود مشكلات باقيمانده محصول و اثرات خطر ثانويه اش (حيوانات شكارچي ممكن است از جوندگاني كه در اثر سم از بين رفته اند، استفاده كنند و اين مورد موجب مرگ حيوانات شكارچي شود) تنها جونده كش مجاز براي طعمه گذاري در زمين هاي زير كشت است. در آمريكا فرمولاسيون پلت هاي آمادة فسفيد روي، بسيار مطبوع و خوشايند براي جوندگان هستند و براي استفاده نسبتا ايمن و ضد آب مي باشند. پلت هاي آمادة فسفيد روي براي طعمه گذاري در مزارعي مانند مزارع نيشكر بسيار مناسب هستند. اينچنين فرمولاسيوني هنوز براي استفاده كاملا اقتصادي و مقرون به صرفه هستند و به شكل هوايي قابل پاشيدن در زمين هاي كشاورزي هستند. به هر حال به علت طعمه گريزي، عموما رسيدن به 100 درصد كنترل با طعمه حاد غير ممكن است.


دومين و فراوانترين رده از جونده كش ها، سموم ضد انعقادي هستند كه با ايجاد خونريزي داخلي سبب مرگ جونده مي شوند. اين سموم جزء سموم مزمن و انباشتي هستند كه چندين روز براي كشتن وقت صرف مي شود. به علت اثر تأخيري، جونده هرگز نمي داند سم در حال مريض كردن او است، بنابراين اثر طعمه گريزي رخ نمي دهد. اين طرز عمل تأخيري و وجود يك پادزهر مؤثر (ويتامين K1) و آماده، اين گروه از تركيبات را از زمان عرضه شان در سال 1950 بطور باور نكردني عمومي و موفق ساخته است. به هر حال يك جنبة منفي با سموم ضد انعقادي وجود دارد. بدين علت كه گروهي از تركيبات اوليه كه به عنوان "سموم ضد انعقادي نسل اول" شناخته مي شوند از جمله وارفارين، كوماتتراليل، دي فاسينون، كلروفاسينون، كوماكلر و غيره گسترش يافتند. اين تركيبات بعد از استفاده مكرر در برخي مناطق غيرمؤثر بودند. اين اثر كه در آن جوندگان مقدار كشنده اي از سم را مي خوردند اما به علت مقاومت ژنتيكي و وراثتي به سم، نمي مردند. استفاده مكرر سم در يك منطقه مي تواند مقاومت و توليد مثل جوندگان را تغيير دهد. بنابراين تداخل مقاومت در ميان اولين نسل از سموم رخ داد و استفاده از دو سم متفاوت از سموم ضد انعقادي نسل اول مشكل مقاومت به اين سموم را حل نكرده است. به هر حال گفته مي شود كه هنوز سموم ضد انعقادي نسل اول در بيشتر مناطق جهان به خصوص در كشورهاي در حال توسعه كاملا مؤثر هستند.


از اواسط تا اواخر سال 1970، يك گروه از تركيبات شناخته شدند كه به عنوان "سموم ضد انعقادي نسل دوم" گسترش يافتند. اين تركيبات شامل بروماديالون، دي فناكوم، برودي فاكم (كلرات)، فلوكومافن و دي فتيالون هستند كه بطور قابل توجهي سمي ترند و جوندگاني را كه به سموم ضد انعقادي نسل اول مقاوم هستند از بين مي برند. با وجود اين تركيبات جوندگان ممكن است به اندازة كافي طعمة مسموم را در يك روز و يا در بعضي موارد در يك بار تغذيه بخورند، اما هنوز چندين روز براي تلف شدن وقت صرف شود. زماني كه اين تركيبات بسيار موفق و به ميزان وسيعي استفاده شدند، سميت بالايي براي حيوانات غيرهدف. اين دسته از سموم بعضي از مزيت هاي سموم ضد انعقادي نسل اول را ندارند. همچنين مقاومت كمي نسبت به سموم ضد انعقادي نسل دوم در برخي مناطق به اثبات رسيده است.


سومين و آخرين رده از جونده كش ها كه در حال حاضر در سطح وسيعي استفاده نمي شوند سموم نيمه مزمن هستند كه شامل كالسيفرول (ويتامين D) و برومتالين مي باشد. اين سموم نسبت به سموم ضد انعقادي سريعتر عمل مي كنند و كاملا حاد نيستند و چنان كه انتظار مي رود 1 تا 3 روز براي كشتن وقت صرف مي شود. مزيت اين تركيبات اين است كه جوندگان مقاوم به سموم ضد انعقادي را خواهند كشت، اما از آنجايي كه اينها كاملا حاد نيستند، مشكل طعمه گريزي را ندارند. همچنين اين سموم پتانسيل بسيار پاييني براي ايجاد خطرات و عوارض ثانويه دارند و عمل "توقف –تغذيه" در جوندگاني كه به ندرت بيشتر از دوز كشنده خواهند خورد، نشان مي دهند. يكي از جنبه هاي منفي اين سموم عدم وجود پادزهر براي درمان مسموميت ها و جنبة منفي ديگر آن قيمت بالاي اين سموم مي باشد. طعمه هاي ساخته شده از اين سموم به شكل سنتي تهيه مي شوند كه براي جونده نسبت به طعمه هاي سموم ضد انعقادي كمتر خوشايند تر بوده، اگر چه مسئله خوشايند بودن بيشتر وابسته به فرمولاسيون ويژه است. از طرف ديگر نوع سم به ثبت رسيده و ساير ويژگيها به ميزان زيادي در تعيين اثر بخشي يك طعمه مهم هستند. قابليت خوشايندي بسيار مهم است زيرا براي ايجاد اثر كشندگي سم، جونده بايد با وجود منبع غذايي كه ممكن است در اطرافش فراوان باشد، طعمه را با ميل و با يك نظمي بخورد براي مثال، در انبار غلات يا در يك مزرعه با محصول رسيده. همچنين طعمه ها بايد قابل پاشيدن باشند، زيرا اغلب در محيط هاي مرطوب طعمه ها مي بايد خوشايندي شان را براي مؤثر بودن حفظ كنند. بالاخره، طعمه آماده فرموله شده، تاريخ مصرفي دارد كه در طي اين زمان قابليت خوشايندي و اثر طعمه براي دوره اي كمتر از يك يا دو سال حفظ مي شود. طعمه با فرمولاسيون پيشرفته، به صورت پلت يا مكعب هاي قالب ريزي شده كاملا مقاوم به تغيير شكل در معرض هوا ساخته مي شود و چنانچه انتظار مي رود بهترين گزينه را در چارچوب قابليت خوشايندي، قابليت تغيير شكل در معرض هوا و تاريخ مصرف فراهم مي كند.



يك راهبرد عملي كنترل جوندگان در اطراف انبارها علاوه بر اقدامات جلوگيري كننده اي كه قبلا بحث شده است برنامه طعمه گذاري مي باشد. وقتي بحث طغيان جوندگان در ميان است، نحوه گذاشتن طعمه بسيار مهم است: انتظار نمي رود جوندگان بيايند و طعمه را پيدا كنند. براي مثال طعمه گذاري مستقيم در سوراخ ها براي موش قهوه اي (Rattus norvegicus) بسيار مؤثر است. همچنين براي موش سياه (Rattus rattus) و موش خانگي (Mus musculus) طعمه ها مي بايد در لانه ها قرار داده شوند و مكعب هاي قالب ريزي شده ممكن است براي جلوگيري از پخش شان با سيم كشيده شوند يا در طول تيرها و گذرگاه ها جايي كه جوندگان در حال رفت و آمد هستند، ميخكوب و ثابت شوند. اگر طعمه بايد در منطقه اي كه قابل دسترس براي چهارپايان اهلي يا كودكان مي باشد، قرار داده شود لازم است از ايستگاههاي طعمه مقاوم به دستكاري استفاده شود و اين ايستگاهها محافظت و محصور شوند. بنابراين با احداث ايستگاههاي طعمه مقاوم به دستكاري، يك برنامه طعمه گذاري دائمي با استفاده از مكعب هاي قالب ريزي شدة طعمه سموم ضد انعقادي هر 10 تا 15 متر در اطراف و بيرون انبارهايي كه مي بايد محافظت شوند، طغيان جوندگان را تحت كنترل قرار مي دهد .


در بيشتر موارد، طعمه ها را بر پاية بروماديالون قرار مي دهند كه بهترين انتخاب را در چارچوب خوشايندي، اثر بخشي و ايمني نشان مي دهد، اگر چه ساير سموم ممكن است چنين اثري داشته باشند. برنامه طعمه گذاري دائمي در دراز مدت بسيار اقتصادي تر از طغيان جوندگان براي مستقر شدن و توليد مثل كردن، مصرف كردن و آلودن محصول انبار و ساير آسيب ها است. براي محصولات زراعي، يك راهبرد طعمه گذاري براي حفاظت از طغيان جوندگان اقتصادي ترين گزينه براي كاهش خسارت محصول است. از نقطه نظر هم اقتصادي و هم مديريت مقاومت به سموم، يك شيوه تلفيقي مي تواند شامل يك برنامه نوبتي طعمه گذاري باشد. تيمار اوليه با يك پلت ضد آب فسفيد روي به عنوان يك تيمار مجاب كننده، كه بوسيلة مكعب هاي قالب ريزي شدة طعمه سموم ضد انعقادي نسل دوم دنبال مي شود، كاملا اقتصادي است. تيمار فسفيد روي بايد به دلايل اقتصادي و براي كمك به حفظ مقاومت سموم ضد انعقادي در فواصل 6 ماهه تكرار شود. براي بارها طعمه گذاري در مزرعه، قرار دادن دستي يا پاشيدن طعمه در سطوح كوچك، مؤثرترين روش ها هستند. فسفيد روي به صورت پلت هاي ضد آب بايد به مقدار 1 تا 2 گرم به ازاي هر سطح، استفاده شود و طعمة سموم ضد انعقادي نسل دوم مي بايد به صورت مكعب هاي كوچك قالب ريزي شده كه بهترين شكل انتخاب بودند به مقدار 4 تا 5 گرم به ازاي هر سطح استفاده شود. از اين گذشته، قابليت تغيير شكل در معرض هوا به ويژه در اقليم هاي گرمسيري بسيار مهم است. طعمه هاي مقاوم به تغيير شكل در معرض هوا براي استفاده اقتصادي تر هستند ولي به همان اندازه به علت تأثير ياد آور شدة اين نوع طعمه ها در مزرعه كمتر براي زمانهاي طولاني نياز مي شوند. زيرا در شرايطي كه مديريتي هماهنگ براي از بين بردن جوندگان زمين هاي زير كشت اجرا شود، نتايج كاملا خوب هستند. در فلوريداي آمريكا پلت هاي ضد آب فسفيد روي منحصرا در مزارع نيشكر براي بيشتر از 10 سال با نتايج عالي استفاده شده است. همچنين پخش طعمه بوسيلة پاشيدن هوايي با نسبت 5 كيلوگرم بر ساعت، بيش از 4 بار به ازاي هر محصول (نيشكر يك محصول يكساله در فلوريدا است)، با آخرين استعمال در كمتر از 50 روز قبل از برداشت استفاده مي شود. نمونه عالي ديگر از نتايج خوب بدست آمده از يك برنامه هماهنگ اجرا شده، باغهاي نخل خرما در مالزي است. در يك زمان 6 ماهه به ازاي هر نخل خرما طعمه هايي به شكل مكعب هاي روغني كه حاوي سموم ضد انعقادي نسل دوم مي باشد، استعمال مي شود. هم در مزارع نيشكر فلوريدا و هم در باغهاي نخل خرماي مالزي، كليد موفقيت در يك برنامه هماهنگ و منظم است، كه در آنجا استعمال ها بطور منظم براساس جدول زمان بندي انجام مي شود و مكانهاي بزرگ در يك زمان تيمار مي شوند. به راستي بزرگترين چالش در كنترل جوندگان، يافتن جونده كش مؤثر نيست، بلكه سازماندهي عملكردها در سطح جامعه است. در مناطقي كه بوسيلة خرده مالك ها اداره مي شود و در شرايطي كه فعاليتها ناهماهنگ هستند، اين مسئله بطور خاص حاد است. اغلب در چنين مواردي، برنامه كنترل واقعي اجرا نمي شود تا اينكه مسئله به سطح بحران مي رسد بطوري كه مجموعه هاي دولتي براي مبارزه در سطوح وسيع وارد عمل خواهند شد. از آنجايي كه اين اقدامات در كوتاه مدت مؤثر هستند، اما اين اقدامات اغلب پشتيباني نمي شوند و چرخه طغيان جوندگان به سادگي و خود به خود تكرار مي شود. اين برنامه هاي كنترل بحران، خود را در چارچوب افزايش مقادير سم مورد نياز و محصول كمتر نمايان خواهد كرد كه اين مورد از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نخواهد بود. اما اگر برنامة كنترل هماهنگ انجام شود، از رسيدن جوندگان به سطوح بحراني ممانعت مي كند. در هر برنامه كنترل جونده، مهم آن است كه 100 درصد جمعيت كنترل شوند. زيرا به علت توليد مثل سريع جوندگان، حتي كنترل 90 درصد تنها يك اثر كوتاه مدت بر روي كاهش آسيب خواهد داشت و اگر تنها 10 درصد جوندگان باقي بمانند به سرعت توليد مثل مي كنند. مؤثرترين برنامه كنترل، اجراي يك شيوة تلفيقي منظم است كه شامل پيشگيري، ممانعت و انتخاب راهبردي براي دامنه اي از سموم براي بهترين و اقتصادي ترين نتايج است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:26 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

سن گندم خطرناکترین افت گندم در ایران

سن گندم خطرناکترین آفت گندم در ایران
     مقدمه :
در رد پای سوابق تاریخی ونیز از منظر اهمیت اقتصادی دو آفت ملخ و سن گندم در مملکت ما همیشه مطرح بوده وقدیمی ترین نوشته ها از خسارتهای جدی این دو که گاه در مناطقی در حد قحطی میرسیده در دست است.
خشکیده باد بال و پر سن که هیچگاه       در ملک فارس کس نشنیدی گدای كاه                                   
این شعر که منسوب به محمد رفیع  مرودشتی  در حدود  یکصد سال  پیش می باشد نشان  از خسارت سن در مزارع گندم میدهد به نحوی که حتی کاه نیز برداشت نشده است .
بدیهی است که  قبل از رواج  سمپاشی بر علیه سن گندم خسارت افت غالبا  در مناطق اصلی فعالیت آفت به صورت طغیانهای دوره ای و تقریبا منظم صورت می گرفته که در این رابطه به نظر می رسد عامل غذا نقش اصلی تری بازی می کرده است .
گسترش و طغیان سن گندم   Eurygaster   integriceps  را در ایران میتوان مثا ل خوبی برای گسترش و طغیان حشرات در اثر دخا لت انسان در محیط طبیعی ذکر کرد. در گذشته های دور محیط اصلی و محل دائمی زندگی سن گندم  دامنه های نواحی  کوهستانی   بوده و پوشش  گیاهی این مناطق را گرامینه های وحشی تشکیل می داده که میزبان اصلی این حشره
به شمار می رفته است . علاوه بر این گیاهان چند سا له مثل گون Astragalus    و   درمنه
Artemisia)) و برگهای خزان کرده درختانی مثل  بلوط  پناهگاههای  زمستانه این  آفت را تشکیل می دهند. در سالهای اخیر دخا لت های انسان در محیط طبیعی نظیره چرای بی رویه دام و مصرف گیاها ن چند ساله و مصرف درختان و درختچه های جنگلی به عنوان سوخت و تخریب مراتع و کشت گندم در این منا طق با عث به هم خوردن تعادل زیستی محیط و گسترش مناطق انتشار و افزایش جمعیت این آ فت گردیده است .
 
انجام سم پاشی های  بی رویه بر علیه سن گندم و نابودی دشمنان طبیعی ان از جمله عوا ملی است که سبب گردیده است سن گندم بعنوان یکی از مهمترین آ فا ت گندم و جو مطرح شود و گفتنی است که سن گندم در ایران در اکثر منا طق خصوصا مناطق معتدل کشور انتشار دارد.
همانطور که گفته شد سن گندم مهمترین افت گندم و جو در ایران می باشد و سن های  غلات یا سن های حقیقی وابسته به زیر راسته   Heteroptera   می باشند که عمده ترین گو نه های آن متعلق 2 جنس  Eurygaster   و Aelia  می باشد .

حشره شناسی  Eurygaster    integriceps
طول حشره کامل  8/12-8 و عرض آن 8 -5 میلیمتر است و علت اصلی دامنه  نسبتا  وسیع تغییرات در اندازه حشره کامل شیوه زندگی آ فت است که بر اساس بررسیها و مشا هدات در
سراسر مناطق سن خیز کشور این حشره 2 شیوه زندگی دارد که این خود منجر به تغییراتی دراندازه آ فت شده است .
جمعیتی از این حشره که در زیستگاههای طبیعی واقع در ارتفا عات زندگی می کنند و ضمن
تغذیه از گیاهان غیره  زراعی به خصوص گندمیا ن و بدون آ نکه  پروازهای قا بل  توجهی انجام دهند , به زاد و ولد می پردازند , افراد این گروه کوچک و طول و عرض آ نها به ترتیب 5/10-8  و 8/6- 5 میلیمتر است در حالی که گروه دوم از این حشره که از  گندم و  جو تغذیه می کنند به خصوص آ نهایی  که به مزارع آ بی  حمله ور می شوند جثه ای  بزرگتر  دارند  و طول و عرض آ نها به ترتیب 8/12-8/9  و 6/8 – 2/6 میلیمترمی باشد .
رنگ حشره کامل بسیار متغیر بوده و رنگ عمومی آ نها  قهوه ای و زرد  خاکی  است که این نیزاز روشن تا تیره تغییر می کند .به علاوه نمونه هایی به رنگ  سیاه ,  قرمز  ,مسی  و  زرد کهربایی نیز دیده می شود .
سطح پشتی حشره کامل ممکن است عاری از هر گونه  لکه مشخص و یا دارای لکه های تیره با ابعاد و شکلهای مختلف به خصوص روی  سپر دیده می شود .در روی سپر و در حد فاصل آن با پیش گرده 2 لکه روشن کوچک به چشم می خورد. سر حشره مثلثی  است و نوک آن  به جلو امتداد دارد. نزدیک خط فاصل بین سر و سینه دو چشم ساده و در دو گوشه  جانبی سر دو چشم مرکب دیده می شود .
شاخک 5 بندی است که بند پنجم  آن بلندترین بند می باشد و پس از آن بند  دوم  بلند تر از بقیه است و بند سوم کوچکترین و بند اول و چهارم مساوی می باشد .پیش گرده شش ضلعی است و  پا ها رنگ کلی بدن را دارند .و هر پنجه 3 بند دارد. سپر بسیار بزرگ و رشد کرده است و به استثنای قسمت کوچکی از کوریوم , بالهای رویی و دو حا شیه جانبی شکم , همه  پشت  حشره را می پوشاند . در حاشیه جانبی شکم  که از زیر سپر بیرون می ماند   5 لکه تیره رنگ  دیده می شود که مشخص کننده مو قعیت 5 بند شکمی است .
تنها اختلاف در شکل ظاهری حشرات کامل نر و ماده مربوط به قطعات بیرونی دستگاه تناسل  آنهاست که در انتهای قسمت زیرین شکم واقع است .  این قطعه  در حشرات  نر ساده است  و هیچ گونه تقسیم بندی در آن دیده نمی شود در حالی که در  حشرات ماده به 6 قسمت  بزرگ و دو (2) قسمت کوچک تقسیم می شود .
تخم حشره کروی و قطر آن یک میلیمتر است .  رنگ تخم  تازه سبز روشن است و روی تخم سوراخهای تنفسی (MICROPYLE) واقع است . رنگ  پوره های سن اول  بلافاصله بعد از خروج از تخم سبز بسیار روشن است که پس از چند ساعت متمایل به سیاه می شود .
از سن دوم به بعد رنگ اصلی پوره ها نمایان می شود . وجه تمایز پوره ها به خصوص  پوره های سنین 4 و 5 بسیار بارز است و بدین معنی که بال از سن چهارم  پورگی جوانه می زند و در سن پنجم مشخصتر می شود.
مناطق انتشار سن گندم در حال حاضر از طرف باختر به مرز های ایران با عراق  و ترکیه و از طرف خاور به مرز های کشور با افغانستان و پاکستان می رسد , به  عبارت  دیگر از مرز های غربی تا شرقی بجز کویرهای مرکزی  فلات ایران زیر پوشش این حشره قرار دارد . در شمال کشور این حشره به  جز در نوار ساحلی  دریای  خزر در بقیه  مناطق  فعالیت  خود  را گسترش داده است و تا مرزهای ترکمنستان , آذربایجان و ارمنستان پیش رفته است در جنوب کشور نیز فقط نوار ساحلی دریای عمان و خلیج فارس و قسمتی از جلگه خوزستان از حملات این آفت مصون مانده است .
انتشار سن گندم در ایران به 3 عامل اصلی زیر بستگی دارد:
1- وجود منابع غذایی
2 - وجود اماکن مناسب جهت دوره طولانی دیاپوز
3 – وجود شرایط اقلیمی مناسب جهت فعالیت آفت 
گیاهان میزبان سن گندم 
سن  گندم  عمدتا از گرامینه ها  تغذیه می کنند  ,  بخصوص از گندم و جو و چاودار و ذرت و نازک برگان و گیاهان وحشی دیگر مثل شاهدانه و علف های پهن برگ به عنوان میزبان  دوم که عمدتا شامل خار شتر می باشد و نیز بعضی درختان خزان کننده مثل درخت بلوط .
در طول دوره زیستی سن گندم فقط 1  تا 5/2  ماه  را به عنوان یک  حشره کامل بر روی گیاه سبز به  سر  می برد و  بقیه  سال را به حالت استراحت  در زیر پوشش  گیاهی  دامنه   تپه ها می گذرانند . این دوره استراحت شامل 2 فاز است
1- تابستان گذرانی در طول ماههای گرم و خشک آخر تابستان و پا ئیز
2- زمستان گذرانی در طول ماههای خیلی سرد و زمستان
جمعیت آفت در محلهای استراحت یا زمستانگذرانی  اغلب  خیلی کپه ای و مجتمع  هستند ,  با تراکم 10 تا 60 سن در هر متر مربع .کوهستانهای مخصوص زمستا نگذرانی آفت معمولا در
حدود 10 تا 20 کیلو متر از مزارع گندم فاصله دارند .اگر چه حشره می تواند تا مسافت  150
کیلومتری دورتر نیز پرواز کند و در بهار سن های بالغ زمستانگذران به پایین به سمت مزارع مهاجرت می کنند . مهاجرت می تواند متناوب صورت گیرد و حد اکثر در طول یک ماه کامل شود. بعد از تغذیه جفت گیری صورت می گیرد و سپس تخمریزی انجام می شود   , با  تکمیل سن پورگی و در نهایت ظهور حشره کامل نسل جدید یک نسل کامل تشکیل می شود .
*قابل ذکر است که اولین پیشتازها در اولین فرودها معمولا حشرات نر هستند
سیکل زندگی :
تخم ها در دسته های کوچک , معمولا 14 تایی روی برگهای گیاه در مناطق آلوده  گذاشته می شود . دوره رشد و نمو تخم ها که در eurygaster spp سبز رنگ هستند در شرایط مزارع و
در دمای 20 درجه سانتی گراد حدودا 9 تا 10 روز طول می کشد .بعد از تفرخ تخمها پوره ها
قبل از آنکه  به سمت  خوشه ها پراکنده شوند به  صورت دسته جمعی  در اطراف  پوسته های تخمشان باقی می مانند .  قبل از تبدیل شدن  به حشره کامل پوره ها  5  بار پوست اندازی  می کنند  و 4  سن پورگی هر  کدام حدود  4  روز طول می کشد و در حالیکه آخرین مرحله  رشد طولانی تر بوده  و در حدود 10 تا 11 روز به طول می انجامد . مراحل رشد و نمو از تخم  تا
حشره کامل حداقل 35 تا 37 روز و حداکثر 50 تا 60 روز بوده که بستگی به 2 فاکتور دارد:
1- دسترسی به غذا
2- شرایط آب و هوایی
تغذیه حشره:
پوره ها بیشتر عمرشان را روی ساقه  و خوشه غلات  سپری می کنند و در صو رت  گر می هوا قادرند  تغذیه خود را در طول شب انجام دهند .  با این وجود در طول گرمای  روز بیشتر
پوره ها در جستجوی پناهگاهی در برگهای پایین و یا در خاک هستند . 5 مرحله پورگی وجود دارد و سن های بالغ نسل جدید به بیشترین وزن نیاز دارند چرا که بقای انها در آینده بستگی به
ذخایر چربی دارد که انباشته اند .
در سنین آخر پوره ها تحرک کمتری دارند و اغلب به مدت  چند  ساعت بی حر کت باقی  می مانند در این مرحله اگر گندم ها زود برداشت شده باشند ,  این حشرات قادر نخواهند بود که به میزان کافی ذخیره چربی در بدنشان بسازند و این مسئله در بقاء آنها در آینده تاثیرزیادی دارد.
تغییرات جمعیت :
جمعیت سن گندم بوسیله :
- عوامل زنده: شامل شکارچی ها و پارازیتها
- عوامل غیر زنده: شامل عوامل اقلیمی , عملیات کشاورزی , و کاربرد آفتکش ها تنظیم می شود.
عوامل زنده:
سن های غلات اگر چه مورد حمله تعداد کثیری قرار می گیرند ولی در این میان شکارچیان  بند پا مانند عنکبوتها , سوسکها از خانواده carabidae  و مگس های    tachinid کلیدی تر هستند .اگر چه حشرات شکارچی دیگری مثل زنبورها, سن های nabidae و بالتوری ها نیز
می توانند تحت شرایط خاصی مهم باشند .  سن های  گندم  همچنین  مورد حمله  پارازیتهای اختصاصی تر قرار می گیرند گه مهمترین انها از  ( Hymenoptera )   بوده و تخم سن را پارازیته می کند و عوامل زنده دیگر شامل نماتد ها و میکروارگانیسم ها هستند که درمورده
آنها مطالعات و شواهد کمتری وجود دارد .
عوامل غیر زنده در کنترل جمعیت سن گندم:
1) اقلیم و هوا ( محیط )
به عوامل مختلفی مثل در دست بودن یا نبودن غذا , شرایط اقلیمی ,  کاربر د حشره کش ها  و
غیره به عنوان عوامل غیر زنده موثر بر دینامیسم جمعیت افت اشاره کرده اند.
الف – غذا
نا کافی بودن غذا اغلب می تواند عامل اصلی مرگ ومیر باشد .این رخداد در طول طغیانهای بزرگ و یا بعد از آن روی می دهد .  یعنی وقتی که سن های مادر مزارع گندم ر ا قبل از آن که گندم به خوشه بنشیند از بین می برند . بنابراین پوره ها قبل از بلوغ به دلیل عدم وجود غذا و یا عدم توانایی در ذخیره کردن چربی کامل در مراحل زمستانگذرانی می میرند .
ب – شرایط اقلیمی :
در بهار شرایط اقلیمی  بسیار مهم است چرا که اگر هوا سرد و مرطوب باشد مانعی جدی برای تولید مثل و بقای پوره ها ی  جوان محسوب می شود .
اگر غذای فراوان وجود داشته باشد و هوا مطلوب باشد این حشرات می توانند ذخایر چربی مورد نیاز خود را در طول 10 روز و یا کمی بیشتر انباشته نمایند   , با این وجود بارانهای سنگین می تواند تغذیه را کم کند یا مانع آن شود. این ذخایر چربی است که تعیین می کند چه
مسافتی را حشره می تواند به نواحی  زمستانگزرانی  مناسبتری مهاجرت کند و یا چه مدت   می تواند در اماکن تابستان گذران یا زمستان گذران زنده  بماند .  گفتنی است  که   سن گندم
یک حشره گرما وآفتاب دوست است و تمام مراحل زیستی  از قبیل مهاجرت  بهاره ,   بلوغ جنسی , تغذیه , تخمریزی , تفرخ تخمها و رشد و نمو پورگی و... اگر هوای گرم و مرطوب
و بادهای شدید وجود نداشته باشد با موفقیت بیشتری روی می دهد .  هوای نمناک  و بادهای شدید اثر نا مطلوب بر رشد و نمو جمعیت و در نتیجه بقای آنها دارد .
 ج – دما:
مطالعات در مورد واکنش  سن گندم  به  درجه  حرارت  نشان داده است  که  بسته  به حالت فیزیولوپیکی حشره از درجه حرارت 6 تا 25 درجه سیلیسیوس بصورت افزایشی  فعال  می شوند و بین 25 تا 37 درجه فعالیتشان کاهش می یابد و این در حالی است که در فاصله   37 تا  48  درجه  افزایش  فعالیت  مجدد  وجود  دارد  که به  این مقطع فعالیت  بیماریزایی   یا
Pathologic  activity    )  ) گویند . بعد از این مرحله و در درجه حرارت  حدود   5/49
درجه سیلیسیوس حشره می میرد . در نواحی ایران سن گندم حداکثر دمای 30 درجه و حداقل
دمای5/2- تا  3 -  درجه سانتی گراد را می تواند تحمل کند .
د –آب , باران و رطوبت نسبی :
حشره کامل نسل جدید می تواند بر روی گندم خشک تغذیه کرده و  آب  مورد  نیاز خود را به
صورت آب آزاد یا از طریق شیره گیاهی تا مین کند .  در صورت وجود غذا و عدم وجود آب
حشره 9 تا 10 روز بعد می میرد . گفتنی است که بارانهای سنگین مرگ و میر تخم ها و پوره
ها را افزایش می دهد .
ه – باد:
وقتی سن های با لغ برای  پرواز آماده شدند  و  در عین حال شرایط د ر مزارع  مناسب باشد  آنها شروع به پرواز مهاجرتی می کنند , باید توجه کرد که اکثریت سن ها شروع به پرواز در جهت  باد  می کنند  و اگر این جهت انها را به نواحی  مساعد  ببر  (  کوهستانها در مهاجرت تابستانی و دشتهای زیر کشت در بهار ) پرواز موفقیت امیز خواهد بود . در غیر این صورت
مرگ ومیر زیادی در نتیجه این پروازها حادث می شود که دلیلی است بر ضرورت مهاجرت آفت .
پیشگیری و کنترل :
به منظور پیشگیری و کنترل سن گندم از کاربرد مداوم  آفت کش ها در بلند  مدت  می بایست خوداری کرد . در اغلب آفات مثل  حشرات  –  کنه ها-  نماتدها  و  بیماری ها و علفهای هرز ثابت شده است که یک مدریت تلفیقی ,  شامل بکارگیری عملیات زراعی و  کنترل بیولوزیکی
می باشد .  آفت کش ها فقط  زمانی  به  کار  گرفته  می شوند که سایر روشهای کنترل  نتواند جمعیت آفت را به زیر سطح زیان اقتصادی پایین بیاورد .  بهترین  روش  برای  کنترل  آفت روشی است که بتواند بر مبنای  محاسبات اقتصادی قابل دوام  و بی خطر برای محیط  زیست
باشد .
1- کنترل زراعی:
این روش ها شامل مجموعه اقداماتی است که می تواند از طغیانهای جدی سن گندم بدون نیاز به کاربرد آفت کش جلوگیری کند و غالبا نقش پیشگیری دارند ,متنند:
- برداشت زود هنگام
- زود کاشتن ویا کاشت واریاته های مقاوم تر
- وجین کردن کامل علفهای هرز در تمام طول فصل
- تناوب کشت با محصولاتی غیر از غلات
- به زراعی در کشت غلات که باعث می شود گیاه بهترین رشد ونمو را داشته و در نتیجه زودتر برداشت شود .
2- کنترل بیولوزیکی :
به   دلیل اثرات  فوری و آشکار بسیاری از آفت کش ها ی در دسترس  ,   استراتزی  مبارزه بیولوزیک  در مقایسه با مزایای روش های شیمیایی کاملا مورد غفلت قرار گرفته است .
3 – کنترل شیمیایی :
به صورت کلی همه آفت کش ها اثر مرگ ومیر لازم روی سن گندم را دارند ولی کاربرد آفت
کشها همیشه با عث کاهش جمعیت سن  گندم نمی شود . از سم هایی  که برای  کنترل  این آفت استفاده می شود می توان پیرتروئیدهای مصنوعی  ما نند  دلتامترین  (   دسیس-  دلتا مترین و دلتارین ) به دلیل سمیت کم برای  پستانداران به  کار گرفته می شود  و  نیز از  آفت کش های متداول دیگر می توان  هیدروکربنهای کلره,   و ارگانوفسفاتها  مرگ ومیر بالا برای  سن گندم دارند .
باید دقت شود  که  اگر  کاربرد  سموم در زمان  مناسب از  نظر شرایط  آب و هوایی صورت نگیرد اثرات لازم را نخواهد داشت و سم پاشی باید تکرار شود .
به طور کلی حشرات کوچکتر خیلی راحتر توسط  یک  حشره کش  کشته  می شوند  ,  بهترین
زمان سم پاشی در سن های غلات به خصوص سن گندم وقتی است که پوره های جوان شروع به تفرخ می کنند . باید توجه کرد که سن های بالغ زمستان گذران در صورت داشتن تراکم بالا
باید قبل از جفتگیری کنترل شوند .
منابع :
1- عبد الهی , غلام عباس , رهیافتی تحلیلی بر مدریت سن گندم در ایران , نشر آزمون کشاورزی , چاپ اول – 1383
2- رجبی , غلامرضا , اکولوزی سن های زیان آور گندم و جو در ایران , سازمان تحقیقات –آموزش و ترویج کشاورزی , چاپ اول 1379
3- افشار, جلال,  1312- نشو ونما- طرز زندکی و اکولوزی سن در ایران ,سازمان چاپ و انتشارات کیهان .
4- رجبی , غلامرضا, علل بنیادی گسترش و طغیان سن گندم در سالهای اخیر,از انتشارات موسسه تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی
www.plantpathology.mycloob.com
 

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:28 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

بررسی اثر عصاره برگ گوجه فرنگی روی مراحل مختلف زندگی سوسک کلزا روی سیب زمینی

بررسي اثر عصاره برگ گوجه فرنگي(Lycopersicum sculentum L.) روی مراحل مختلف زندگي سوسك كلرادوي سيب زمي
 چکیده:
      سوسك كلرادوي سيب زميني (Leptinotarsa decemlineata.(Say))، یکی از مهمترین آفات سيب زميني در جهان بوده که از نظر ارزش کمی و کیفی، خسارت قابل توجهی به این محصول وارد می کند. روش های مختلفی برای مبارزه با این آفت وجود دارد.  یکی از روش ها، کنترل شیمیائی می باشد. که متاسفانه استفاده بی جا از سموم شیمیائی، باعث آلودگی های زیست محیطی و ظهور نژادهای مقاوم می گردد. ولی آفت كش هاي طبيعي با تجزیه پذیری و ایمنی بالائی خود، می توانند جایگزین مناسبی برای سموم شیمیائی در امر کنترل باشند. در این تحقیق اثر غلظت های مختلف عصاره برگ گوجه فرنگی (100%، 75%، 50% و شاهد) روی مراحل مختلف زندگی سوسک کلرادوی سیب زمینی (تخم، لارو سن1، لارو سن2، لارو سن3 و حشره كامل) در آزمایشی بصورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملا" تصادفی (CRD) در سه تکرار در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. براي عصاره گيري از روش تقطير استفاده شد. نتايج حاصل نشان دهنده معنی دار بودن اثرمتقابل غلظت های مختلف عصاره با مراحل مختلف زندگی آفت بود. در مرحله تخم بالاترین درصد مرگ ومیر دیده شد، طوریکه این مرحله تخم، به عنوان حساسترین مرحله شناخته شد. در سنین مختلف لاروی، درجات متفاوتی از تلفات مشاهده شد. با افزایش سن آفت و کاهش غلظت عصاره مصرفی، درصد مرگ ومیر آفت پایین آمد. حشره کامل آفت به عصاره مقاومت نشان داده و تلفاتی مشاهده نشد ولی میزان تخم ریزی آن در مقایسه با شاهد کاهش یافت. در مرحله سن لاروی 1 بالاترین درصد مرگ ومیر در غلظت 100 % مشاهده شد. در سن لاروی 3 و حشره كامل، هیچگونه مرگ و میری دیده نشد. عصاره برگ گوجه فرنگی و مواد آللوکمیکال موجود درآن ، در سنتز آفت کش های  طبیعی می تواند حائز اهمیت بوده، به عنوان وسیله ای برای کنترل این آفت در برنامه مدیریت تلفیقی آفات (IPM) استفاده گردد. 
واژه هاي كليدي : آفت كش طبيعي، سوسك كلرادو، عصاره برگ گوجه فرنگی، مدیریت  تلفیقی آفات (IPM).
 
مقدمه:
سوسك كلرادوي سيب زميني، از آفات بسيار مهم و خسارت زای این گیاه در سطح جهان (12) می باشد. این آفت یکی از آفات قرنطینه ای کشور بوده که اولین بار در سال 1363 توسط نوری قنبلانی در اردبیل گزارش شد (4). حشره كامل و سنين لاروي اين آفت، از شاخ و برگ و ساقه هاي سيب زميني تغذيه كرده و ارزش کمی و کیفی محصول را پائین می آورند. روش های مختلفی برای مبارزه با این آفت وجود دارد. یکی از این روش ها استفاده از سموم شيميائي است که متاسفانه به دلیل استفاده های بی رویه و نادرست باعث ایجاد آلودگی های زیست محیطی، ظهور نژادهاي مقاوم آفت به طیف وسیعی از حشره کش های سنتتیک از جمله سموم کلره فسفره، کاربامات ها و پایروتیروئیدها و افزایش هزینه های کنترل شده است (14). آفت کش هاي طبيعي با منشاء گياهي، به دلیل تجزیه پذیری و ایمنی بالا، سميت کمی براي دشمنان طبيعي و مهره دارن دارند. این مواد گياه سوزي ایجاد نکرده، محیط زیست را آلوده ننموده، لذا در اکوسیستم زنده تداخل ایجاد نمی کنند. از این رو  می توانند جایگزین مناسبی برای سموم شيميائي باشند در این بین بعضی از گياهان دارای تركيبات حشره كش بوده که در امر مبارزه استفاده کاربردی دارند (1 و 4). از جمله این ترکیبات گیاهی، می توان به آلکالوئیدها، گلیکوآلکالوئیدها، لپتین ها، ترپن ها و ... اشاره کرد. این مواد جزء متابولیت های ثانویه گیاهی بوده،  اثر مستقیمی روی رشد و نمو گیاه مولد خود ندارند ولی گیاه، این مواد را در پاسخ به تنش های محیطی، آسیب حشرات و سایر پاتوژن ها  به عنوان ابزار دفاعی تولید می شوند (3). ناروال (1999) و ریماندو (2001)، در گزارشات خود، به حضور آلکالوئیدهای گیاهی همچون سولانين (Solanin)، دميسين(Demissin) ، تريپسين1 (Trypsin)و توماتین (Tomatin) در شاخ و برگ  گیاه گوجه فرنگی اشاره داشتند (12 و 15). کارل (2001) و دیوید (2002)، بازدارندگی (Inhibition) و کاهش رشد و نمو سنین لاروی این آفت را ناشی از وجود سولانين و ديميسين بالا در برگ های گوجه فرنگی نسبت به برگ های سیب زمینی می دانند (5 و 6). ناروال (1999)، کاهش رشد ونمو لاروهای این آفت را به تريپسين1 نسبت داده و معتقد است این ماده، سیکل زندگی آفت را به هم می زند (12)، ریچارد کان در سال1940، توماتين موجود در گیاه گوجه فرنگی  را عامل ایجاد کننده  نوعي مقاومت زیستی (Bioressistance) دانسته طوریکه باعث باعث دفع لارو و حشره كامل آفت  ازسطح مزرعه شده و نقش دورکنندگی دارد (10 و 11). هدف از این آزمايش،  بررسی اثر غلظت های مختلف عصاره برگ گوجه فرنگی (Lycopersicum scolentum) روی مراحل مختلف زندگی سوسک کلرادوی سیب زمینی و شناسائی مراحل حساس و مقاوم آفت به این ترکیبات می باشد. امید به اینکه بتوان از عصاره برگ گوجه فرنگی به عنوان وسیله ای برای کنترل آفت مذکور در مراحل حساس و بحرانی آن در برنامه مدیریت تلفیقی آفت (IPM) بهره برده و هزینه های کنترل را پائین آورده و  آلودگی های  زیست محیطی را کاهش داد.
 
مواد و روش ها:
در این تحقیق اثرات  عصاره برگ گوجه فرنگی روی مراحل مختلف زندگی سوسک کلرادوی سیب زمینی، در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی، در دانشكده كشاورزي دانشگاه محقق اردبيلي اردبیل، طي سال هاي 82- 1381 بررسی شد. این آزمایش بصورت فاکتوریل، در قالب طرح بلوک های کاملا" تصادفی (CRD) و در سه تکرار انجام شد. فاکتور اول شامل غلظت  های مختلف عصاره برگ گوجه فرنگی (100%، 75%، 50% و یک شاهد(آب مقطر)) و فاکتور دوم شامل مراحل مختلف زندگی آفت (تخم، لارو سن1، سن2، سن3 و حشره کامل) بود. برای انجام آزمایش، تعدادی حشره کامل نر و ماده این آفت از مزارع اطراف اردبيل جمع آوری گردیده و به محیط آزمایشگاه منتقل شدند. حشرات ماده، برای تخم ریزی در داخل پتری دیش هائی (به قطر cm 9)، در داخل اتاقک رشد با شرایط دمائی 4 26 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 5 55 درصد و پریود نوری 15 ساعت (15 ساعت روشنائی و 9 ساعت تاریکی) قرار داده شدند. در داخل هر پتری به اندازه کافی برگ سیب زمینی نیز قرار داده شد تا حشره مشکل تغذیه نداشته باشد. عصاره گیری با روش تبخیر صورت گرفت. برگ های جمع آوری شده در دماي معمولي اتاق خشك شده و استخراج عصاره با روش تقطیر انجام شد. برای این کار، 10 گرم از پودر خشک شده برگ گوجه فرنگی را با 100 میلی لیتر آب مقطر مخلوط کرده به مدت 24 ساعت روي دستگاه تکان دهنده (Sheker)، با 120 دور در دقیقه (rpm120) قرار داده تا خوب خیس بخورد. در ادامه، 100گرم از محلول تهیه شده را برداشته، به مدت 2 ساعت روی آن تقطیر صورت گرفت تا اینکه مایع آبی غلیظی حاصل شد. این مایع، توسط 50 ميلي ليتر اتر استخراج گردید. مایع بدست آمده در دکانتور ريخته شده و به مدت 5 دقيقه به هم زده شد تا فاز آبي و اتري محلول از هم جدا شوند. تغلیظ نهائی عصاره با استفاده از تبخير كننده دوراني (Rotatory evaporator) صورت گرفت (1). در ادامه، با توجه به غلظت هاي آزمایشی، به آن آب مقطر اضافه شده و غلظت های100% (تماما" عصاره)، 75% (3 قسمت عصاره، 1 قسمت آب مقطر)، 50% (1 قسمت عصاره، 1 قسمت آب مقطر) و شاهد (تماما" آب مقطر) تهیه شد. برای اجرای آزمایشات زیست سنجی، از روش گوارشی (peroral) ارائه شده توسط هوگوس و وود (1981) استفاده شد (9و 8). يادداشت برداري از درصد مرگ ومیر آفت، 24 ساعت بعد از اعمال تیمارهای مختلف آزمایشی مربوط به عصاره انجام شد. داده های بدست آمده از مرگ ومیر آفت با استفاده از برنامه  MSTATC و با دستور Arcsin x  تبدیل و نرمال شدند. برای تجزيه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SAS و EXCEL  استفاده شد. مقايسه ميانگين داده ها با آزمون چند دامنه ای دانكن صورت گرفت.

 
 نتايج وبحث:
نتایج بدست آمده از تجزیه واریانس داد ها نشان داد، عصاره برگ گوجه فرنگی روی مراحل مختلف زندگی سوسک کلرادوی سیب زمینی اثرات متفاوتی داشته و غلظت های مختلف عصاره درجات متفاوتی از مرگ ومیر آفت را باعث می شوند (جدول1). غلظت های مختلف عصاره برگ گوجه فرنگی در مراحل مختلف زندگی سوسک کلرادوی سیب زمینی، اثرات متفاوتی داشت. بطوریکه در مرحله تخم، درصد مرگ و میر آفت درحد100درصد بود.
 (سطح e، شکل1). با افزایش سن حشره  اثرات بازدارندگی عصاره برگ گوجه فرنگی کاهش نشان داده و نوعی رابطه عکس مشاهده شد. در عین حال در هر مرحله از رشد حشره نیز با کاهش غلظت عصاره، درصد مرگ ومیر نیز پائین می آمد. در مرحله سن لاروی 1، غلظت 100% بالاترین درصد تلفات را به خود اختصاص داده و باعث کنترل 3/73 درصدی شده است (سطح d، شکل1)، غلظت 75% از عصاره باعث کنترل7/56 درصدی (سطحc، شکل1) و غلظت50% باعث کنترل 3/43 درصدی (سطحbc، شکل1)، شده از نظر کنترل با همدیگر تفاوت معنی داری نداشته، ولی در مقایسه با تیمار شاهد، تفاوت معنی داری نشان می دادند. در سن لاروی 2، غلظت 100% از عصاره باعث کنترل 7/36 درصدی شده و تنها غلظت تاثیر گذار روی سن لاروی 2 بوده است (درسطح b، شکل1). بین غلظت های 75%، 50% از نظر مرگ و میر با تیمار شاهد (آب مقطر) تفاوت معنی داری مشاهده نگردید (سطح a، شکل1). در مرحله لارو سن 3، تنها غلظت 100% اثر بازدارندگی داشته و باعث3/13 درصد تلفات در این مرحله از زندگی آفت شده که البته در مقایسه با تیمار شاهد تفاوت معنی داری  نشان می داد (سطح b، شکل1). در مورد حشره کامل آفت هیچکدام از غلظت های آزمایش شده اثر کشندگی نداشته و  از نظر کنترل با شاهد تفاوت معنی داری مشاهده نشد (سطح a، شکل1). بنابرین در بین مراحل مختلف زندگی سوسک کلرادو، حشره کامل از بالاترین میزان مقاومت به عصاره برگ گوجه فرنگی برخوردار بوده و کمترین تلفات را داشت. بررسی ها نشان داد،  البته، عصاره برگ گوجه فرنگی هر چند باعث مرگ ومیر حشره کامل نگردید ولی روی میران تخم ریزی آن اثرات منفی به جا گذاشت، چراکه در طول دوره آزمایش، در پتری دیش هائی که عصاره برگ گوجه فرنگی روی برگ های سیب زمینی اسپری شده بود و حشره ماده از آن تغذیه می نمود، تخم ریزی حشره در مقایسه با شاهد (پتری دیش هائی که در آنها از آب مقطر استفاده شده بود) پائین آمد، که این می تواند ناشی از تغذیه ناکافی حشره باشد. لاروهائی که از شدت گرسنگی اقدام به تغذیه از برگ های آغشته به عصاره برگ گوجه فرنگی
می نمودند نسبت به لاروهائی که در تیمار شاهد قرار داشته و از برگ سیب زمینی عاری از عصاره تغذیه می کردند، از وزن کم و طول بدن کوتاه  برخوردار بودند. اثرات کشندگی و بازدارندگی عصاره برگ گوجه فرنگی را می توان با توجه به نقش مواد آللوکمیکال موجود در آن توجیه کرد. این گیاه در برگ های خود موادی چون سولانين (Solanin)، دميسين (Demissin)، تريپسين1 (Trypsin) و توماتین  (Tomatin)دارد (12 و 13). سولانين و ديميسين از آلكالوئيد هاي گياهي بوده، مانع رشد و نمو لاروهای سوسک کلرادوی سیب زمینی شده و نقش بازدارندگی (Inhibitor) دارند (6 و 7).  در مقابل تريپسين1 رشد و نمو لاروها را كاهش داده و سیکل زندگی آفت را به هم می زند (12). توماتين نیز ترکیبی بوده که در گياه نوعي مقاومت زیستی (Bioressistance) ايجاد كرده و لارو و حشره كامل این آفت را ازسطح مزرعه دور کرده و نقش دورکنندگی ایفا می کند (11).  با استفاده از این مواد می توان هزینه های کنترل را پائین آورده و از آلودگی های زیست محیطی کم کرد و زراعتی با کمترین میزان مصرف مواد شیمیائی را داشت.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:29 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

یماری ریزوکتونیایی حبوبات Rizoctonia solani
ریزوکتونیا به انواع حبوبات خسارت میزند منتهی در هر کدام بیماری خاصی ایجاد می کند. اصولاً این قارچ بیشتر نباتات کوچک و جوان را از بین میبرد. در بعضی حبوبات مثل لوبیا سبز و باقلا. ریزوکتونیا دربلوغ هم بیماری ایجاد میکند. این قارچ همچنین قادر به تولید پوسیدگی بذر هم میباشد.

در مورد عدس آلودگی ریزوکتونیا سبب تولید رنگ بنفش در برگ میشود. روی ساقه، طوقه و کوتیلدونها نیز زخم (شانکر )ایجاد میشود. ریزوکتونیا به قسمتهای هوایی هم حمله میکند و تولید حالت تار عنکبوتی (Web blight ) مینماید که بیشتر در مناطق دارای بارندگی زیاد دیده میشود. گروه آناستو موزی ریزوکتونیاهای حبوبا ت AGl می باشد.

مبارزه:

1- ارقام مقاوم

2- ضد عفونی بذر با کاپتان (آسانترین ،مطمئن ترین وبی خطر ترین است). قبلاً سموم تراکوت وDexanole هم درایران بوده ومصرف می شده است. PCNB هم مًوثراست ولی روی پی تیوم اثر ندارد.

3- عمق بذر در کاشت مهم است. چون قارچ بیشتر به بافت جوان میزند. اگر بافت جوان کمتر در معرض قارچ واقع شود بیماری کمتر است. بنابراین هر چه عمق کمتر باشد بهتر است

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:29 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

بیماری برق زد گی نخود سفید chic-pea Ascochyta blight

این بیماری در بیشترنقاط ایران از روی نخود ایرانی و باقلا گزارش شده است که در باقلا به آن آسکوکیتای باقلا گویند. عامل بیماری در برق زدگی نخودAscochyta rabiei و در برق زدگی باقلا Ascochyta fabae میباشد. فرم جنسی قارچ Didymella rabieiiبا نام قدیمی Mycosphaerella rabie است. این قارچ یک آسکومیست است که در مرحله غیر جنسی تولید پیکنیدیوم و در فرم جنسی تولید آسکوکارپ از نوع پریتسیوم کاذب مینماید که البته فرم جنسی در شرایط ایران چندان مهم نیست. پیکنیدیوم وپیکنیدیوسپورهای دو سلولی شفاف آن در اپیدمیولوژی بیماری خیلی مهم هستند. این بیماری در مناطق نخودکاری ایران و از جمله استان فارس وجود دارد.

این بیماری در مناطق معتدل وگرمتر بیشتر دیده میشود. علایم بیماری خیلی واضح است. در مزرعه نخود قسمتی مثل این است که صاعقه زده باشد و زرد وخشک شده بنظرمی رسد. این بیماری در مزرعه بصورت لکه ای دیده می شود. بارندگی شدید سبب پخش اسپور قارچ و شیوع شدید آلودگی میشود. شرایط مساعد جهت گسترش بیماری بارندگی شدید همراه با باد میباشد.

روی برگچه وکپسول ها لکه های گرد و روی ساقه لکه های کشیده سفید رنگ که بعداً قهوه ای شده و درآنها نقاط ریز سیاهرنگی که پیکنید یوم ها هستند، تشکیل میشود. چون به کپسول میزند سبب آلودگی بذر می شود. بذرهای به شدت آلوده، لاغروچروکیده می شوند و روی آنها پیکنیدیوم تشکیل میشود. اگر بذر آلوده کشت شود و رطوبت هم بالا باشد اولین علایم آلودگی روی طوقه نباتات کوچک دیده میشود که در شرایط گرم ومرطوب قارچ از روی طوقه به قسمتهای بالایی رفته وبرگچه ها را آلوده میکند و آلودگی شیوع می یابد.

بقای قارچ در روی بقایای گیاهی وبذر انجام می گیرد . این قارچ هتروتا لیک است. احتمال دارد زمستانگذرانی قارچ در فارس بصورت آسکو کارپ در کاه وکلش باشد چون درفارس هر دو تیپ قارچ مشاهده شده است. آسکوسپورها نیز شبیه پیکنید یوسپورها هستند. مهمترین کانون آلودگی بذر آلوده است. گاهی تا 2% آلودگی بذردیده شده است. برای این قارچ 1% آلودگی بذر بسیار بالاست و کافی است که تمام مزرعه را آلوده کند. بهنیه دما 20 درجه سانتیگراد و هوای مرطوب برای اپیدمی لازم است. در آمریکا قارچ را از علفها ی هرزی مثل تاج خروس ،پیچک و حتی نوعی عدس ، یونجه و تاجریزی جدا کرده اند.

کنترل:

1- تناوب وشخم عمیق. چون سالیان دراز در خاک نمی ماند تناوب دو ساله کافی است.

2- بذر سالم. بذررا باید از جاهایی که بیماری نیست تهیه کرد.

3- آبیاری بصورت کرتی یا بارانی نباشد.

4- تنظیم تاریخ کاشت ، طوری که به بارندگی نخورد. بخصوص در زمان تشکیل غلاف.

5- سمپاشی. هم ضد عفونی بذر میتوان انجام داد وهم سمپاشی بعد از هر بارندگی موًثر بوده است. اکسی کلرورمس باعث سوختگی گیاه میشود وحتی برای ضد عفونی بذر هم مناسب نیست چون باعث مرگ جوانه میشود. دراستان فارس 3-2 سمپاشی کافی است.

6- ارقام مقاوم استفاده شود. نخودهای سیاه (لپه) تا حدود زیادی مقاومند

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:31 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

زنگ لوبیا و زنگ باقلا bean rust & broad bean

عامل زنگ لوبیا Uromyces appendiculatus است وعامل زنگ باقلاU. viciae -fabae میباشد. بیماری به صورت جوشهای قهوه ای مایل به قرمز با حاشیه کمرنگ ظاهر می شود. جوشها غالباًً روی برگ و گاهاً روی ساقه و غلاف دیده می شود.

تلیو سپورها و یورید یو سپورهای این زنگ یک سلولی هستند. یورید یو سپور در سیکل بیماری خیلی مهم است، چون در بیشتر مناطق بازیدیوسپور، پکنیوسپور وایسیدیوسپور تولید نمیشود. این زنگ یک میزبان و ماکروسیکلیک است. قارچ عامل این بیماری ممکن است در برخی علفهای هرز نیز میزبانها داشته باشد که عامل بقای قارچ هستند.اگر میزبان علف هرز در منطقه نباشد، بقا بصورت تلیوسپوردر خاک صورت میگیرد. تلیوسپور برای جوانه زنی احتیاج به دوره سرما و شکسته شدن دوره رکود دارد یعنی بلافاصله بعد از تشکیل قادر به جوانه زنی نیست. این در شرایط آب وهوایی معتدل و مرطوب حداکثر خسارت را میزند. زنگ لوبیا با بذر انتقال می یابد و دارای250نژاد فیزیولوژیکی میباشد که براساس آنها ارقام مقاوم به بیماری را مشخص میکنند.

کنترل:

1-ارقام مقاوم راه بسیار مطمئن و خوبی است.

2- با توجه به اینکه زنگ یک میزبانه است تناوب مهم است. که معمولا تناوب 3 ساله اعمال میشود.

3- کاشت حبوبات دور از زمین آلوده سال قبل.

4- شخم عمیق تا بقایا ازبین برود.

5- سمپاشی با قارچ کشهای سیستمیک و غیرسیستمیک(تیلت،....)

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:32 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus

دامنه میزبانی این ویروس خیلی زیاد است. در یونجه تولید حالت موزائیک و گاهی چروکیدگی برگ و کوتولگی بوته ها میکند. در لوبیا چشم بلبلی حالت ابلقی در برگها ایجاد میکند. در لوبیا تولید نقاط زرد در متن برگها میکند. در نخود ایرانی موجب قهوه ای شدن آوندهای آبکشی و ایجاد پژمردگی میشود. این ویروس چند پیکره ای می باشد و ژنوم تقسیم شده دارد و بعضی از پیکره ها ایزومتریک و بعضی کشیده می باشند. قطر این پیکره ها 18nmولی طول آنها متغییر از 18-58 nmاست. ژنوم در بین این پیکره ها، بجز پیکره ایزومتریک تقسیم شده است. این ویروس در لوبیا و یونجه بذرزاد میشود و همچنین به راحتی از طریق انتقال مکانیکی منتقل میشود و به علت داشتن دامنه میزبانی خیلی وسیع به راحتی قابل کنترل نیست

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:32 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

بیماری پوسیدگی ذغالی

عامل بیماری قارچ Macrophomina phaseolina میباشد. قسمتهای ازساقه را آلوده و سیاه میکند که در درون آنها اسکلروتهای ریز سیاهرنگ به تعداد زیاد یافت میشوندکه سبب سیاه شدن و پوک شدن ساقه میشود. در بعضی مناطق تولید پیکنیدیوم میکند.

این قارچ در استان فارس خیلی زیاد است وبیشتر مربوط به مناطقی است که بارندگی کم بوده وبنابراین درسالهای خشک بیماری خیلی مهمی محسوب میشود. این قارچ بعنوان ساپروفیت روی ریشه های اکثر گیا هان مرده در همه جای ایران دیده میشود. میزبانهای زیادی دارد و در دمای 35-28 درجه سانتیگراد بسیار فعال است. وقتی در گیاه تنش آبی داشته باشیم قارچ خیلی متهاجم است. مبارزه با آن خیلی مشکل است.

کنترل:

1- استفاده ازارقام مقاوم.

2- تقویت کودی وآبی نبات.

3- بذر سالم زیرا گاهی بذرزاد میشود.

پژمردگی اسکلر شیومی یا بادزدگی جنوبی

پژمردگی اسکلروشیومی گسترش وسیع داشته ،درمناطق گرم روی بسیاری از گیاهان مسأله ساز است. از جمله گیاهان میزبان قارچ ، می‌توان حبوبات ، بسیاری از درختان میوه ، سبزیجات ، غلات ، گیاهان زینتی ، علفهای هرز را نام برد .

علائم
  پژمردگی و زردی است . این حالت ممکن است در چند بوته یا بصورت لکه ای در مزرعه بروز کند . آلودگی ممکن است از مرحله پنجه زنی تا زمان رسیدن گیاه اتفاق بیفتد .مهمترین علائم مشخص در چند سانتیمتری بالای سطح خاک مشاهده می شود ، به این صورت که توده ای از میسلیومها سفید رنگ در روی ریشه ، ساقه وغلافهای برگ ، در سطح خاک یا چند سانتیمتر پایین تر ، توسعه می یابند . اندامهای باردهی (اسکلروتها ) پس از اینکه گیاه پژمرده شد ، به صورت اجسام کروی سفیدرنگ در روی میسلیومها تشکیل می شوند . اسکلروتها سپس بزرگتر شده ، رنگ آنها به خرمای ، قهوه ای روشن نهایتاً قهوه ای تیره تغییر می‌کند . اندامهای باردهی ممکن است درون خاک ،روی ریشه یا روی پایین ترین قسمت گیاه (طوقه ) تشکیل شود . قارچ Sclerotium rolfsii ,jsx توسط میسلیومهای سفید فشرده و اسکلروتهای سفید تا قهوه ای که درروی قسمتهای پایینی گیاه پژمرده تشکیل می شوند ،براحتی قابل تشخیص است .مرحله جنسی به نام Corticum rolfsii برخی اوقات روی بافت مرده گیاه دیده می شود ، ولی در بقا و انتشار قارچ نقش چندانی ندارد . قارچ یک پارازیت اختیاری قوی است ومی تواند روی بافت گیاهی در حال مرگ ، در نزدیکی سطح خاک زندگی کند . قارچ به صورت اسکلروت یا میسلیوم در بقایای گیاهی موجود در خاک زمستانگذرانی می کند . این قارچ خاکهای اسیدی را ترجیح می‌دهد .

کنترل:

 
از بین بردن قارچ S . rolfsii پس از استقرار ، بسیار مشکل است و علت آن دامنه میزبان وسیع ، قدرت ساپروفیتی زیاد و قدرت بقا به صورت اسکلروت و میسلیوم در خاک است . خارج کردن بقایای گیاهی از مزرعه ، شخم عمیق ، کنترل کامل علفهای هرز و افزایش (PH ) خاک در کنترل قارچ مؤثر است

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:32 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی


پوسیدگی خشک ریشه حبوبات (پوسیدگی فوزاریومی)

بیماری مهمی است که متاًسفانه کار چندانی روی آن صورت نگرفته است. عامل این بیماری Fusarium solani است که دارای فرمهای تخصص یافته میباشد:

روی لوبیا F.solani f .sp .phaseoli روی نخود فرنگی F.solani f.sp. pisi

و روی باقلاF.solani f.sp. fabae البته در استان فارس بیشتر پوسیدگی های ریشه مربوط بهF.oxysporum میباشد. تشخیص این دو گونه از یکدیگر به راحتی انجام میگیرد: کلنی F.oxysporum روی محیط کشت حالت گلی رنگ دارد ولی F.solani بیشتر خاکستری یا مایل به آبی است. جدار ماکروکنیدی درF.oxysporum خیلی نازک ولی در F.solani خیلی ضخیم است. در F.oxysporum ماکروکنیدی داسی شکل است ولی درF.solani دیواره دو طرف ماکروکنیدی تقریبا حالت موازی دارد و قسمت وسط حالت استوانه ای است. F.solani در محیط کشت اکثرا ماکروکنیدی تولید میکند و به ندرت میکروکنیدی میدهد ولی F.oxysporum به ندرت تولید ماکروکنیدی میکند.

فوزاریوم بر روی ریشه پوسیدگی خشک ایجاد میکند که حالت یکنواخت دارد و بر خلاف ریزوکتونیا شانکر ایجاد نمیکند. در مورد F.solani تمام ریشه های اصلی تغییر رنگ داده وقهوه ای ،خشک و پوک میشود و ریشه های فرعی هم قهوه ای میشوند. هر دو گونه تولید کلامیدوسپور میکنند که هم بین ریسه ای وهم انتهای ریسه ایست که در بقایای گیاهی باقی مانده و باعث بقای قارچ می شود.

چون قارچهای عامل این بیماری دارای نژادهای اختصاصی میباشند مهمترین روش کنترل ، از تناوب زراعی می باشد. تهیه بستر مناسب کاشت که باعث تسهیل رشد ریشه گردد نیز در کاهش میزان بیماری مًوثر است. منبع ازت نیز بسیار مهم است. بهتر است که کود ازته را به صورت سولفات و نیترات آمونیوم استفاده کنیم. چون نیترات و سولفات روی ریشه دهی، PH خاک و مبارزه بیولوژیکی اثر کرده و باعث فعالتر شدن قارچ در مبارزه میشود

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  1:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها