0

زندگی نامه بزرگان

 
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه ابن سینا 7

استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد. مهمترین آثار ابن سینا الشفاء یا به پارسی شفا: این کتاب مهمترین و جامع‌ترین اثر مولف در فلسفه مشاء و مبین آرای شخصی اوست. کتاب دانشنامه گونه‌ای است در زمینه منطق،ریاضیات، طبیعیات و الهیات که در سال 410 قمری نوشته شده است. درابتدای کتاب، سخن ابو عبید عبد الرحمن محمد جوزجانی که بیانگر هدف و میزان تبعیت مولف از آرای ارسطوست،ذکر شده است. بخش منطق در نه فن و هر فن شامل چند مقاله است. عناوین آن عبارتند از مدخل،مقولات،باری آرمنیاس،قیاس،برهان،مغالطه و شعر است.این بخش 4 جلد از مجموعه را تشکیل میدهد. اشعار ابن سینا ابن سینا در شعر نیز دستی داشته و اشعار زیادی به زبان عربی سروده است و حتی منظومه‌هایی مثل قصیده ارجوزه در مسایل علمی ساخته است. اشعاری نیز به زبان فارسی از او روایت کرده‌اند که برخی از آن‌ها به نام دیگران نیز آمده است و با توجه به اسلوب و معانی آن‌ها باید در انتساب این اشعار به ابن سینا تردید روا داشت. ما در اینجا، برای آشنایی مختصر با اشعار ابن سینا، گزیده‌ای از مستندترین آنها را می‌آوریم:  
چهارشنبه 30 بهمن 1387  7:51 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه ابن سینا 6

در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد. ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد 4 ماه در زندان بسر برد و در زندان 3 کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت.
چهارشنبه 30 بهمن 1387  7:51 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه ابن سینا 5

اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.   وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.   چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم.
چهارشنبه 30 بهمن 1387  7:51 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه ابن سینا 4

چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.   بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم
چهارشنبه 30 بهمن 1387  7:51 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه ابن سینا 3

نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم .نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.   در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.   ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.  
چهارشنبه 30 بهمن 1387  7:51 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه ابن سینا 2

«بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(اموزش و دانش در ایران، ص125)   «وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص493)     بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:     پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد.

چهارشنبه 30 بهمن 1387  7:51 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه ابن سینا 1

ابن سینا (شیخ الرئیس ابو علی سینا) یا پور سینا ابن سینا (شیخ الرئیس ابو علی سینا) یا پور سینا (980 - 1037) دانشمند, فیلسوف و پزشک ایرانی, 450 کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته است که تعداد زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتون او را مشهورترین دانشمند سرزمین‌های اسلامی می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همه ٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است. کتاب معروف او کتاب قانون است.     ابن سینا یا پورسینا حسین پسر عبدالله زاده در سال 370 هجری قمری و در گذشته در سال 428 هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف. نام او را به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة‌الحق شرف‌الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهم‌ترین کتاب‌های او عبارتند از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکی.  
چهارشنبه 30 بهمن 1387  7:53 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 40

شیخ صلاح‌الدین زركوب(درگذشته در 657)كه در بالای صندوق قبرش چنین نوشته شده: الله الباقی هذه تربة شیخنا شمس‌العارفین علم‌الهدی و الیقین ملك‌الابدال كامل‌الحال و القال امن‌القلوب الطالب المطلوب نورالله الاعظم برهان القوم سلطان البصیرة طاهرالسیرة والسرة بحرالاسرار الالهیه ترجمان الرموز لعیبة امام‌التقوی محرم عرائب‌النجوی بایزیدالعصر جنیدالزمان صلاح‌الحق والدین ابوالمفاخر فریدون‌بن یاعیبسان القونوی الذهبی قدس‌الله سره فی عرة شهرالمحرم سنة سبع و خمسین و ستمائه   شیخ كریم‌الدین بكتیمور‌اوعلو یكی از‌مریدان مولانا كه استاد‌سلطان ولد‌بود(درگذشته در691)كه بر كتیبه صندوق قبر او چنین آمده است: هذه تربة الشریفة فخرالاصحاب العارفین الفائق‌العاشق والصادق شیخ كریم‌الدین ابن‌الحاج بكتیمور المولوی رجمةالله علیه قی تاریخ شهر ذی‌الحجة سنة احدی و تسعین و ستمائه   دیگر علاءالدین چلبی پسر میانی مولانا(درگذشته در660)است كه بر كتیبه صندوق قبر او چنین نوشته شده است: الله الباقی هذه تربة الصدر المرحوم علاءالدین محمدبن شیخ‌المشایخ سلطان‌العلماء والعارفین جلا‌الحق والدین محمد ین‌محمدبن الحسین البلخی افاض‌الله بركاته علی‌المسلمین و خصص ولده بمزید كل عنایة اواخر شوال سنة ستین و ستمائه   دیگر شمس‌الدین یحیی برادر مادری(فرزند خوانده)مولانا است كه كتیبه صندوق قبر او چنین است: تربة امیر شمس‌الدین یحیی بن‌محمد شاه برادر مادری یا او لاد مولانا قدس‌الله سره العزیز در تاریخ هفتم ربیع‌الاخر سنه اثنی و تسعین و ستمائه دیگر قبور نجم‌الدین فریدون سپهسالار ،و اولو عارف چلبی ،وبیوك زاهد چلبی،و شمس‌الدین عابد چلبی ، و واجد چلبی پسر سلطان ولد و دیگر چلبیان و سایر دختران ایشان است. رویهم 65 صورت قبر در بارگاه مولانا وجود دارد كه بالای قبر مردان عمامه‌ای گذاشته‌اند،ولی قبر زنان بدون عمامه است.دورمقبره مولانا شمعها وشمعدانها واشیاء نفیس نهاده‌اندكه همه آنها توسط مشتاقان و عشاق زیارت آن بزرگوار تقدیم شده است.مقبره مولانا در قرن شانزدهم توسعه یافت و سماع‌خانه و مسجد كوچك به آن افزوده گشت.  
جمعه 2 اسفند 1387  3:18 PM
تشکرات از این پست
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 39

بالاخره قبر حسام‌الدین چلبی است كه بر صندوق قبرش چنین آمده: 1- هذه تربة شیخ‌المشایخ قدوة العارفین امام 2- الهدی والیقین مفتاح خزائن العرش امین كنزالفرش 3- جنیدالزمان بایزید الدوران ابوالفضائل ضیاءالحق 4- حسام‌الدین حسن‌بن محمدبن الحسین المعروف باخی ترك 5- رضی‌الله عنه و عنهم الارموی الاصل بماقال امیست كردیأ 6- واصبحت عربیأ قدس‌الله روحه فی تاریخ یوم‌الاربعاء 7-فی ثامن عشرمن شهر سغبان سنة ثلث و ثمانین و ستمائه   دیگر صندوق قبر نوه حسام‌الدین چلبی (درگذشته در 747) است كه بر كتیبه آن چنین آمده است: انتقل من دارالفناء الی دارالبقاء حسام‌الدین حسن‌بن صدرالدین محمد بن‌چلبی حسام‌الحق والملة والدین نورالله مضجعهم فی یوم السبت التاسع و العشرین شوال سنة سبع و اربعین و سبعمائه   قبورعده‌ای چلبیان كه ازخویشان مولانابودندودختران ایشان نیز درمعرب قبةالخضراء قرار دارد(شماره 8 در نقشه).به طرف مشرق قبةالخضرا قبور ذیل مشاهده می‌شود: بهاءالدین ولد پدر مولانا كه در عقب صندوق قبر مولانا قرار داردوبرروی صندوق قبرش این كتیبه نوشته شده‌است: الله الباقی هذه تربة مولانا و سیدنا صدرالشریعة منبع الحكمه محی‌السنة قامع‌البدعه و قدوة العالم العالم‌العامل الربانی سلطان العلماء مفتی‌الشرق و الغرب بهاءالملة والدین شیخ‌الاسلام والمسلمین محمدبن الحسین‌بن احمد البلخی رضی‌الله عنه و عن اسلافه توفی فی ضحوة یوم‌الجمعه الثامن 10- غشر شهر ربیع‌الاخر سنة ثمان عشرین و ستمائه   
جمعه 2 اسفند 1387  3:18 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 38

صندوق قبر ملكه خاتون دختر مولانا نیز در همانجا جای دارد و بر آن چنین نوشته شده است: 1ـ الله‌الباقی. 2ـ هذه تربت‌الست‌الزنانیه افتخار مخدرات. 3ـ العالم تاج مستورات بنی‌آدم مكله خاتون. 4ـ ابنة سلطان‌المشایخ والعارفین قطب‌الاوتاد. 5ـ والمحققین وارث‌الانبیاء والمرسلین. 6ـ جلال‌الحق والملة والدین قدس‌الله. 7ـ سر هما فی‌ثانی عشر شعبان سنة‌ثلث و سبعمائه.   مرقد مظفرالدین چلبی امیر عالم پسر مولانا (درگذشته در 676) نیز در آنجا قرار دارد كه كتیبه آن چنین است: 1ـ هذه تربة شمس. 2ـ مشارق‌المعالی تاج مفارق‌الاعالی. 3ـ مظفرالدین امیر عالم‌بن. 4ـ مولانا سلطان‌المحبوبین جلال. 5ـ الحق والدین محمدبن محمدبن الحسین. 6ـ البلخی قدس. 7ـ الله سر هم نقله من دارالغرور. 8ـ الی‌دارالسرور فی سادس جمادی. 9ـ الاول سنة ست و سبعین. 10ـ وستمائه غفرالله لهم.   دیگر قبر جلاله خاتون نوه مولانا كه بر كتیبه صندوق قبرش چنین نوشته شده است: هذه قبر الست الزاهدة الدار الطاهرة جلاله خاتون حفیدة سلطان العلماء والمحققین جلال‌الملة والدین قدس‌الله روحهما فی عرة محرم سنة اثنی و ثمانین و ستمائه   دیگر صندوق قبر ملكه خاتون دختر قاضی تاج‌‌الدین كه در سال 730 كشته شده قرار دارد و كتیبه آن چنین است: الله الباقی انتقلت الست المحرحومة المظلومة السعیدة الشهیدة مقتولة الاولیاء تاج‌المخدرات افتخار المستورات ملكه خاتون نور الله ضریحها ابنة اقضی القضاة مولانا تاج‌الملة والدین ادام‌الله فضائله من دارالعرور الی دارالسرور لیلة‌الاربعاء سادس عشر جمادی‌الاخر سنة ثلثین و سبعمائه  
جمعه 2 اسفند 1387  3:18 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 37

19ـ چون زبانه شمع پیش آفتاب نیست‌باشد هست باشددرحساب 20ـ می‌پرد چون آفتاب اندر افق باعروس‌صدق‌وصورت‌چون‌تتق 21ـ انهم تحت قبانی كامنون جز كه یزدانشان نداند آزمون 22ـ درخور دریا نشدجزمرغ آب ختم كن و الله اعلم بالصواب   در جبهه راست صندوق قبر مولانا دو منبت‌كاری بطورعمودی چهارضلعی درمقابل هم قرارگرفته كه به سبك رومی تزئین یافته و نام صنعتگر آن چنین آمده است: «عمل همام‌الدین محمدبن كنك‌القنوی».   كتیبه‌ای دیگر در مقابل آن است كه بر آن این عبارت به عربی آمده است: «ان وعدالله حق ولا تغرنكم حیوة‌الدنیا ولا یغرنكم بالله‌الغرور».   كتیبه‌ای در قاعده صندوق قبر مولانا به خط كوفی نوشته شده و این كلمات از آن قابل خواندن است: 1ـ واحد………… . 2ـ علیك باخوان ……… .. علینا 3ـ ان ……………… . ………… قلنا اذا اموالك من زمانك در قسمت جنوبی مرقد مولانا اطاقی ایت مه نام دایره چلبی و اكنون كتابخانه است. بر روی پنجره‌ای كه آنرا پنجره نیاز می‌خوانند این اشعار نوشته شده است: درها همه بسته‌اند الا در تو تا ره نبرد غریب الا بر تو ای دركرم عزت نورافشانی خورشیدو مه‌وستارگان چاكرتو   قبور دیگر: درمغرب قبة‌الخضراء ونزدیك بالا سرمولانا قبركراخاتون زن مولانا جای دارد كه بر صندوق قبرش چنین نوشته شده است: 1ـ الله‌الباقی. 2ـ انتقلت‌المخدره‌المصوفه ثقیة‌الذات. 3ـ مرضیة‌الصفات رفیعة‌القدر مشروحة‌الصدر. 4ـ ذی‌الهمة‌العالیه والمناقب‌المعالیه عصمة. 5ـ الدین‌المخصوصه بصفات‌العاملین مریم‌الثانی. 6ـ بحرالمعانی مقبولة‌الحق محمودة‌الخلق والخلق. 7ـ صاحبة مولانا قدس‌الله سره. 8ـ كراخاتون رضی‌الله عنها و ارخلها الی. 9ـ حظائرالقدس اواها من دارالهوان. 10ـ الی جوارالرحمن اخیر یوم‌الخمیس‌الثالث عشر. 11ـ من شهر رمضان من شهور سنة احدی و تسعون و ستمائه.   
جمعه 2 اسفند 1387  3:18 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 36

سپس این ده بیت از قسمت جلوی صندوق آغاز شده و پشت سر اشعار فوق آمده است، و آن ابیات نیز از دیوان كبیر می‌باشند: 1ـ زخاك من اگر گندم بر آید از آن گر نان پزی مستی خزاید 2ـ خمیر و نانوا دیوانه گردد تنورش بیت مستانه سراید 3ـ اگر بر گور من آیی زیارت ترا خر پشته‌ام رقصان نماید 4ـ میابی دف بگورم ای برادر كه در بزم خدا غمگین نماید 5ـ ز نخ بر بسته ودرگورخفته دهان افیون آن دلدار خاید 6ـ بدری‌زان‌كفن برسینه بندی خراباتی ز جانت در گشاید 7ـ زهرسوبانگ‌چنگ‌وچنگ‌بستان ز هر كاری بلا بد كار زاید 8ـ مراحق ازمی عشق‌آفریدست همان عشقم اگر مرگم بساید 9ـ منم مستی واصل‌من‌می‌عشق بگو از می بجز مستی چه آید 10ـ زبرج‌روح‌شمس‌الدین‌تبریز بنزد روح من یكدم بتابد   در عقب صندوق قبر مولانا در قسمت هلالی و وتر صندوق باز این ابیات از دیوان كبیر آمده است: 1ـ چون جان تو می‌ستانی چون شكرست مردن با تو ز جان شیرین شیرین ترست مردن 2ـ بر دار این طبق را زیرا خلیل حق را باغست و آب حیوان گر آرزوست مردن 3ـ این سر نشان مردن و آن سر نشان زادن   در دور تا دور قاعده صندوق مولانا ابیاتی از جابه جای مثنوی بر گزیده شده و آنها را دنبال هم نوشته‌اند: 1ـ باز سلطانم گشتم نیكو پیم فارغ از مردارم و كركس نیم 2ـ باز جانم باز صد صورت تند زخم بر ناقه نه بر صالح زند 3ـ حال صالح گر بر آرد یك شكوه صد چنان ناقه بزاید متن كوه 4ـ چشم دولت سحر مطلق می‌كند روح شد منصوراناالحق می‌كند 5ـ صورت معشوقه‌چون‌شددرنهفت رفت‌وشدبامعنی معشوق جفت 6ـ جسم ظاهرعاقبت خودرفتنیست تا ابد معنی بخواهد شادزیست 7ـ آن‌عتاب‌اررفت هم‌برپوست‌رفت دوست‌بی‌آزارسوی‌دوست‌رفت 8ـ من شدم عریان ز تن او از خیال می‌خرامم در نهایت الوصال 9ـ كارگاه گنج حق در نیستیست غره‌هستی‌چه‌دانی‌نیست‌چیست 10ـ جمله استادان پی اظهار كار نیستی جویند و جای انكسار 11ـ لا جرم استاد استادان صمد كارگاهش نیستی و لا بود 12ـ هركجااین نیستی‌افزون‌تراست كارحق و كارگاهش آن سراست 13ـ نیستی چون هست بالاتر طبق بر همه بردند درویشان سبق 14ـ زانكه كان و مخزن سر خدا نیست غیر نیستی در انجل 15ـ چون‌نه‌شیری‌هین‌منه‌توپای‌پیش كان‌اجل‌گرگست‌وجان‌تست‌میش 16ـ ور ز ابدالی و میشت شیر شد ایمن آگه گرگ تو سر زیر شد 17ـ كیست‌ابدال‌آنكه اومبدل شود خمرش‌از تبدیل یزدان خل‌شود 18ـ هست از روی بقای ذات او نیست‌گشته‌وصف اودروصف هو  
جمعه 2 اسفند 1387  3:24 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 35

  5ـ اندراس آیاتها منیر مناهیج‌الیقین بعد انطماس علاماتها مفتاح خزائن. 6ـ العرش بحاله مظهر كنوزالفرش بقاله منمم بساتین ضمائرالخلائق بازاهیرالحقائق. 7ـ نور مقلة‌الكمال مهجة صورت‌الجمال قرة‌اطباق احداق‌العشاق محلی اعناق. 8ـ عارفی الآفاق باطواق محبة‌الخلاق محیط اسرارالفرقانیه مدارالمعارف‌الربانیه.   پس ازآن كتیبه‌ای است كه درقسمت پائین آمده و نام عبدالرحمن بن سلیم معمار سازنده آن ضریح بر پایان آن آمده است: 1ـ قطب‌العالمین محیی نفوس. 2ـ العالمین جلال‌الحق والمله. 3ـ والدین وارث‌الانبیاء والمرسلین. 4ـ خاتم‌الاولیاء‌المكملین ذی‌المراتب. 5ـ والمنازل‌العلیه والمناقب والفضائل. 6ـ السنیه محمدبن محمدبن‌الحسین. 7ـ البلخی علیه تحیة‌الرحمن وسلامه. 8ـ و قد اتتقل قدس‌الله. 9ـ نفسه وروح رمسه. 10ـ فی خامس جمادی‌الآخر. 11ـ سنة اثنین و سبعین و ستمائه. 12ـ هذا ضریح من صنعة. 13ـ عبدالرحمن بن سلیم. 14ـ المعمار عفاالله عنه.   در قسمت جلوی صندوق قبر مولانا این نه بیت از دیوان كبیر او یعنی دیوان شمس آمده است: 1ـ بروز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر كه مرا درد این جهان باشد 2ـ برای من مگری و مگو دریغ دریغ بیوغ دیو در افتی دریغ آن باشد 3ـ جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق مرا وصال ملاقات آن زمان باشد 4ـ مرا بگور سپاری مگو وداع وداع كه گور پرده جمعیت جنان باشد 5ـ فرو شدن چو بدیدی بر آمدن بنگر غروب شمس وقمررا چرازیان باشد 6ـ ترا غروب نماید ولی شروق بود لحدچوبحس نمایدخلاص‌جان باشد 7ـ كدام‌دانه‌فرورفت درزمین‌كه نرست چرا بدنه انسانیت این گمان باشد 8ـ كدام دلو فرو رفت و پر برون نامد ز چاه یوسف جان را فغان آمد 9ـدهان‌چوبستی‌ازین‌سوی‌آن‌طرف‌بگشا كه های وهوی تودرجولامكان باشد   
جمعه 2 اسفند 1387  3:24 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 34

بر دیوارشرقی‌زیرپنجره‌گنبدمولاناباخط‌كوفی این عبارات‌آمده است: «اعوذبالله من‌الشیطان‌الرجیم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم نقشت‌القبة‌الخضراء فی ایام دولة‌السلطان‌المؤید بتابید الله‌المستعان بایزیدبن محمدخان علی یدالعبد الضعیف المولوی عبدالرحمن بن محمدالحلبی وانشد فی تاریخه هذین‌البیتین : هر كه خدمت كرد او مخدوم شد هر كه خود را دید او محروم شد زیر گنبد، قبر مرمرین مولانا و پسرش سلطان ولد قرار دارد. قبر مولانا پوشیده ازاطلس سیاهی است كه توسط‌سلطان عبدالحمید دوم در1894هدیه شده است. براین اطلس آیاتی از قرآن با مهر پادشاهی نقش گردیده و خطاط آن حسن سری بوده است. ضریح اصلی مولانا از چوب بود و درقرن شانزدهم آنرا ازآنجا برداشته وبر قبر پدرش بهاءالدین ولد قرار دادند. ضریح بلندمولاناشاهكاری ازمنبت‌كاری دوران سلجوقیان روم است و آن توسط دو هنرمند یكی به نام سلیم پسر عبدالواحد ودیگری به نام حسام‌الدین محمد پسر كنك كنده‌كاری شده و در پیشانی و پهلو و عقب ای ضریح آیاتی قرآنی و اشعاری عرفانی از مولانا آمده است . کتیبه ها و نوشتهای مقبره مولانا : نخست كتیبه‌ای است بر قبر مولانا كه بر آن آیة‌الكرسی را نوشته‌اند. دیگر بر جبهه صندوق قبر مولانا كتیبه‌ای است كه این عبارات به عربی بر آن نوشته شده است:‌ 1ـ بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و به نستعین والعاقبة‌للمتقین و لا عدوان الی علی‌الظالمین. 2ـ قد صعد من‌زار هذالمرقد و هو مقبل مولانا سلطان علماء‌‌المشارق والمغارب. 3ـ نورالله‌الازهر فی‌الغیاهب‌الامام بن‌الامام بن‌الامام اسطوان‌الاسلام هادی. 4ـ الانام الی حضرة عزة‌ذی‌الجلال والاكرام موضع معالم‌الدین بعد.  
جمعه 2 اسفند 1387  3:24 PM
تشکرات از این پست
tahmores
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 33

شبستان بارگاه مولانا : از در نقره‌ای به تالار مركزی بارگاه مولانا (شماره 5 در نقشه) وارد می‌شوند كه آنرا «حضور پیر»‌خوانند. این تالار با گنبدهایی پوشیده شده و قبور بسیاری برصفه بلندی درآن قراردارد. قبة‌الخضراء یا گنبدسبز مولانا برآن است (شماره 7 درنقشه). این گنبددرست بالای قبرمولانا قرارگرفته است. روی‌صفه درطرف چپ تالارزیرطاقدیسهایی كه محوطه رابه دوقسمت سماع‌خانه ومسجدتقسیم می‌كند، شش قبراست كه دردوردیف قراردارند. این قبورمتعلق به خراسانیان ودرویشانی است كه همراه مولانا وپدرش از بلخ به قونیه آمده‌اند. گنبدی كه بالای قبرمولانا است ازداخل مقرنس و به نام قبه كرسی یا پست قبسی (شماره 9 در نقشه) خوانده می‌شود. در سمت راست به طرف مقابر بزرگان خراسان وحسام‌الدین چلبی محرابی قراردارد به ارتفاع2 مترونیم كه برروی آن بر زمینه سیاه به خط طلایی نوشته شده: «ومن دخله كان آمنا»،ودومترپائین‌تركتیبه‌ای كوچكترازچوب به شكل محراب نهاده‌اندكه برروی‌آن نوشته شده: «شفاء‌الغلیل لقاء‌الخلیل». بردیوارتربت مولانا تابلویی به خط خوش وجوددارد كه برروی آن نوشته شده: «یا حضرت نعمان‌بن ثابت رحمة‌الله» كه مقصود امام ابو حنیفه است.   قبة‌الحضراء : قبة‌الخضراء یا گنبد سبز بربالای رواق مقبره مولانا قرار گرفته است. چنانكه در پیش گفتیم بارگاه مولانا در جایی بنا شده كه سابقاقسمتی ازباغ علاءالدین كیقباد بودكه آنرا به پدرمولانا بخشید و چون بهاء‌الدین ولد را در آنجا به خاك سپردند آنرا «ارم باغچه» نامیدند. ساختمان این بارگاه بعد ازوفات مولانا آغاز شد، و در سال 1274 میلادی مطابق با 673 هجری به پایان رسید. این بنا به نقطه گورجو خاتون زن سلیمان پروانه، وامیرعلاءالدین قیصر، و سلطان ولد، و به دست معماری هنرمندبه نام بدرالدین‌تبریزی ساخته شده بودویك شبستان ویك بام‌هرمی داشت. سپس در حدود سال 1396 میلادی ابنیه دیگری بر آن افزوده شد. درزمان بایزید دوم (1481ـ1512) دیوارهای شرقی و غربی آنرا بر داشته و بناهایی بر آن افرودند و گنبد خضراء را برافراشتند. امروز این بارگاه بنایی مربع و دارای 25 مترارتفاع است. گنبد اصلی این بارگاه پوشیده از كاشیهای لاجوردی است و از آنجهت آنرا گنبد سبز یا قبة‌الخضراء نامند. این گنبد در پائین به صورت استوانه و در بالا مخروطی كثیرالضلاع است كه بر عرشه آن میله‌ای از طلاوجقه‌ای هلالی نصب كرده‌اند. این گنبد به تعداد ائمه اثنی‌عشر دارای دوازده ترك است و شباهت بسیاری به كلاه صوفیان قزلباش دارد، و ظاهرا معمار آن مردی شیعی مذهب بوده است. سه مناره در طرفین این گنبد قرار گرفته كه مناره‌های چپ متعلق به مسجد سلیمیه و مناره طرف راست به مسجد كوچك تربت مولانا است.  
جمعه 2 اسفند 1387  3:24 PM
تشکرات از این پست
tahmores
دسترسی سریع به انجمن ها