0

زندگی نامه بزرگان

 
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 36
جمعه 2 اسفند 1387  3:24 PM

سپس این ده بیت از قسمت جلوی صندوق آغاز شده و پشت سر اشعار فوق آمده است، و آن ابیات نیز از دیوان كبیر می‌باشند: 1ـ زخاك من اگر گندم بر آید از آن گر نان پزی مستی خزاید 2ـ خمیر و نانوا دیوانه گردد تنورش بیت مستانه سراید 3ـ اگر بر گور من آیی زیارت ترا خر پشته‌ام رقصان نماید 4ـ میابی دف بگورم ای برادر كه در بزم خدا غمگین نماید 5ـ ز نخ بر بسته ودرگورخفته دهان افیون آن دلدار خاید 6ـ بدری‌زان‌كفن برسینه بندی خراباتی ز جانت در گشاید 7ـ زهرسوبانگ‌چنگ‌وچنگ‌بستان ز هر كاری بلا بد كار زاید 8ـ مراحق ازمی عشق‌آفریدست همان عشقم اگر مرگم بساید 9ـ منم مستی واصل‌من‌می‌عشق بگو از می بجز مستی چه آید 10ـ زبرج‌روح‌شمس‌الدین‌تبریز بنزد روح من یكدم بتابد   در عقب صندوق قبر مولانا در قسمت هلالی و وتر صندوق باز این ابیات از دیوان كبیر آمده است: 1ـ چون جان تو می‌ستانی چون شكرست مردن با تو ز جان شیرین شیرین ترست مردن 2ـ بر دار این طبق را زیرا خلیل حق را باغست و آب حیوان گر آرزوست مردن 3ـ این سر نشان مردن و آن سر نشان زادن   در دور تا دور قاعده صندوق مولانا ابیاتی از جابه جای مثنوی بر گزیده شده و آنها را دنبال هم نوشته‌اند: 1ـ باز سلطانم گشتم نیكو پیم فارغ از مردارم و كركس نیم 2ـ باز جانم باز صد صورت تند زخم بر ناقه نه بر صالح زند 3ـ حال صالح گر بر آرد یك شكوه صد چنان ناقه بزاید متن كوه 4ـ چشم دولت سحر مطلق می‌كند روح شد منصوراناالحق می‌كند 5ـ صورت معشوقه‌چون‌شددرنهفت رفت‌وشدبامعنی معشوق جفت 6ـ جسم ظاهرعاقبت خودرفتنیست تا ابد معنی بخواهد شادزیست 7ـ آن‌عتاب‌اررفت هم‌برپوست‌رفت دوست‌بی‌آزارسوی‌دوست‌رفت 8ـ من شدم عریان ز تن او از خیال می‌خرامم در نهایت الوصال 9ـ كارگاه گنج حق در نیستیست غره‌هستی‌چه‌دانی‌نیست‌چیست 10ـ جمله استادان پی اظهار كار نیستی جویند و جای انكسار 11ـ لا جرم استاد استادان صمد كارگاهش نیستی و لا بود 12ـ هركجااین نیستی‌افزون‌تراست كارحق و كارگاهش آن سراست 13ـ نیستی چون هست بالاتر طبق بر همه بردند درویشان سبق 14ـ زانكه كان و مخزن سر خدا نیست غیر نیستی در انجل 15ـ چون‌نه‌شیری‌هین‌منه‌توپای‌پیش كان‌اجل‌گرگست‌وجان‌تست‌میش 16ـ ور ز ابدالی و میشت شیر شد ایمن آگه گرگ تو سر زیر شد 17ـ كیست‌ابدال‌آنكه اومبدل شود خمرش‌از تبدیل یزدان خل‌شود 18ـ هست از روی بقای ذات او نیست‌گشته‌وصف اودروصف هو  
تشکرات از این پست
tahmores
دسترسی سریع به انجمن ها