0

فرهنگ دفاع مقدس

 
jalale
jalale
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 895
محل سکونت : تهران

فرهنگ دفاع مقدس

دفاع مقدس؛ فرهنگ يا تجربه

با گذشت سي سال از آغاز دومين واقعه بنيادين انقلاب اسلامي يعني شروع حمله رژيم بعث عراق به ايران و آغاز جنگ تحميلي با يك نگاه عميق به گذشته به مسائلي برمي خوريم كه لازم است آنها را واكاوي كنيم. در اين ميان دفاع مقدس به عنوان مهم ترين مسئله دهه اول انقلاب درخور توجه و بررسي است. در اين نوشته قصد داريم تا به موضوع دفاع مقدس به عنوان يك فرهنگ بپردازيم.

فرهنگ كل به هم تافته اي است از آداب، رسوم، سنن، هنرها، ادبيات، شيوه زندگي ، ابزار و لوازم و صدها مولفه ديگر از اين دست. دفاع مقدس از اين جهت كه هشت سال زندگي يك عده عمده از ايرانيان را تحت تأثير قرار داد، در سير اين زندگي تمام مولفه هاي يك فرهنگ را در خود توليد كرد؛ مولفه هايي چون ادبيات محاوره اي مخصوص، نمادها و نشانه هايي مثل چفيه، پلاك، موسيقي حماسي، اسطوره هايي چون چمران، همت، متوسليان ، بروجردي، باكري و باقري و هزاران مولفه و نماد ديگر كه آن را واجد يك استقلال فرهنگي به عنوان يك كلان فرهنگ مي كند كه در درون خود خرده فرهنگ هايي را هم دارد كه ناشي از وجود افرادي با خرده فرهنگ هاي متفاوت از شهرها و طوايف مختلف در لشكرها، تيپ ها و ... بود. به همان نسبت به ايجاد و بازآفريني فرهنگ دفاع مقدس با همان مولفه هاي كلان ولي در حوزه هاي خرد داراي تفاوت هاي غيراساسي است. با اين اوصاف و مقدمات به قاطعيت مي توان شموليت دفاع مقدس در حوزه فرهنگ سازي را يك شموليت جامع و همه جانبه ديد و در واقع فرهنگ دفاع مقدس يك مفهوم اساسي و كليدي خواهد بود. فرهنگي كه خود، خرده فرهنگي از حوزه فرهنگ شيعي و اسلامي مي باشد كه امروز محدوده اين فرهنگ نه در قسمتي از ايران بلكه در تمام آن و بسياري از نقاط دنياي اسلام گسترده و عامل اساسي هراس دشمنان و دلگرمي دوستان شده است.

نكته اساسي در حوزه اين فرهنگ بازآفريني و به روزسازي و هم افزايي آن است. تداوم فرهنگ دفاع مقدس به برخي علل از جمله برخي ناداني ها و جهل ها و بي تدبيري هايي كه از سوي عده اي از مسئولان وقت صورت گرفت تا حدودي مورد غفلت واقع شد و در اين برهه متأسفانه فرهنگ رفاه طلبي و دنياطلبي در حال رواج بود كه تا كنون نيز ادامه دارد. از دفاع مقدس تنها جانبازانش و قبور شهدا را مي شد به عينه ديد و در اثر كج خلقي مردم روزگار بي لطفي به اين فرهنگ را مي شد مشاهده كرد. بسيج و سپاه كه حيات خويش را مرهون اين فرهنگ بودند از يك طرف مورد بي مهري قرار گرفتند و از سويي ديگر آن طور كه شايد و بايد براي تعميق اين فرهنگ اقدام نشد.

از اين رهگذر و با توجه به منويات امام روح الله آن پير سفر كرده و آن سردمدار بزرگ فرهنگ عاشورايي دفاع مقدس كه انقلاب و جنگ را يك حركت بزرگ فرهنگي قلمداد كرد و جانشين خلف ايشان آن بزرگمرد بسيجي عرصه هاي دفاع و شهادت امام خامنه اي نيز در خط امام بر اين امر تأكيد فرمودند، بايد اين نكته را مورد توجه قرار داد كه ادامه اين حركت فرهنگي منوط به بازآفريني، بازيابي و هم افزايي همان فرهنگ عاشورايي، مهدوي و ولايتي دفاع مقدس است كه شايد بهترين گزينه براي مقابله با هجوم نرم و نيز آفند نرم به سمت دشمن، همان فرهنگ شهدا، جانبازان و اسرا، پدران و مادران شهدا و ... باشد.

به اميد آنكه با تحقق اين امر نسل امروز مقدمه ساز ظهور و زمينه ساز فرج امام غائب خود باشد.

با تشکر

دوشنبه 11 بهمن 1389  11:27 AM
تشکرات از این پست
jalale
jalale
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 895
محل سکونت : تهران

پاسخ به:فرهنگ دفاع مقدس

نقش روايتگري در انتقال فرهنگ دفاع مقدس

   گذر سال ها پديده اي را به نام نسل جديد، پديد مي آورد. نسلي كه با پشتوانه آنچه كه نسل قبلي بنيان نهاده و كاشته ها و داشته هاي آنها قرار است مسير را تا هدف نهايي بپيمايد. در اين ميان ممكن است مقطعي اوج فعاليت هر نسل محسوب شود كه آن نسل بايد غنيمت شمرده و براي انتقال فرهنگ مبنايي خويش كه از نسل هاي گذشته به ارمغان گرفته به نسل بعدي يا به عبارتي نسل هاي بعدي متناسب با زمان، فعاليت كند. نسل انقلاب و دفاع مقدس با توجه به مطالب اشاره شده و اين كه در يكي از مهم ترين برهه هاي زماني كه نقطه عطف تمدن شيعه در تاريخ اسلام است زندگي و جهاد كرده اند و به زعم بسياري از علما اين جبهه ها نمونه كوچكي از جامعه مهدوي است، به طور حتم وظيفه سنگين تري براي انتقال اين امر مهم و بنيادين بر دوش دارند.

   نسل اول و دوم انقلاب به عنوان نيروهاي انقلاب و دفاع مقدس مي بايست با اتخاذ شيوه هاي مناسب در حوزه فرهنگي مأموريت كليدي خويش را به انجام برسانند.

   يكي از مهم ترين راهكارهاي فرهنگي در اين مسير روايتگري است. روايتگري شفاهي و مكتوب. در يك نگاه كلان به قرآن كريم مي توان اين روايتگري را به خوبي در بيان داستان پيامبران مشاهده كرد. علاوه بر آن روايتگري و روضه خواني حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) در انتقال فرهنگ عاشورا كه ريشه دفاع مقدس است، مهر تأييدي بر اين مسئله است.

   نسل دفاع مقدس بايد به صحنه بيايد. لحظه لحظه هاي دفاع مقدس بايد روايت شود. روايت هاي شفاهي و مكتوب كه روايت هاي شفاهي را براي آن كه به سنديت تاريخي برسند بايد مكتوب كرد. در اين رهگذر علاوه بر آن كه يك برهه اساسي از تاريخ ثبت خواهد شد، يك انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر هم اتفاق خواهد افتاد. اما نكته مهم تر در نحوه روايتگري است و اين كه چه بگوييم و چگونه بگوييم يا بنويسيم.

   در «والفجر هشت» منحصر به فردترين عمليات نظامي جهان، «كربلاي پنج»، «الي بيت المقدس» و صدها نمونه از اين دست در دوران دفاع مقدس علاوه بر نحوه زندگي، مراودات و ... رزمنده ها وجود دارد كه جزيي از ابعاد وسيع اين موضوع مي باشد كه به آن؛پشت جبهه ها، اعزام ها، تفحص، گلزار شهدا، يادواره هاي شهدا، شهيد گمنام و ... را بايد افزود. يعني راويان مي بايست تمام ابعاد دفاع مقدس را به طور دقيق و كامل روايت كنند و حتي المقدور از ارائه تحليل بكاهند و عينيت ها را بگويند يا بنويسند و نسل هاي آينده با داشتن اين محتوا در ادامه مسير به توليد محصولات فرهنگي متناسب با زمان و ترويج اين فرهنگ بپردازند. فرهنگي كه حوزه هاي نظامي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي را مبتني بر فرهنگ ناب شيعه كه دو جنبه سرخ عاشورايي : حسيني و سبز مهدوي را در خود گنجانده است و در سطح كلان مقدمه سازي براي تحقق وعده هاي الهي و وعده هاي انبيا و اولياي عظام براي آماده سازي زمين جهت استقرار آخرين ولي الهي و ذخيره خداوند بر زمين است. اخلاق مداري ، خدامداري و ولايت مداري مولفه هاي كليدي چنين فرهنگي است كه در دفاع مقدس اين امر به خوبي عيان بوده است.

   بر اساس مطالب گفته شده و براساس فرمايشات رهبر فرزانه انقلاب اسلامي مبني بر ادامه دادن جهاد فرهنگي دفاع مقدس و بازكردن اين باب جديد براي مجاهدان راه حق به نظر مي رسد روايت دفاع مقدس بر نسلي كه در آن حضور داشته واجب عيني است. البته در سال هاي اخير حركت هاي مطلوبي در اين مسير صورت گرفته كه رونق كتاب هاي داستاني دفاع مقدس از آن جمله است، اما اين سرعت حركت با توجه به اين كه نسل راوي وارد برهه زماني پيري و فرتوتي مي شود، يعني از دست دادن بخشي از روايت هاي ناب كه شايد اين نسل به گمان آن كه يا ريا مي شود و يا كسي باور نمي كند سكوت اختيار كرده و بايد مجاب به روايت شود. بخشي از آينده انقلاب و اسلام در گرو ترويج اين فرهنگ است كه اميد است همگي در روايت، تدوين و ترويج اين فرهنگ همت مضاعف بگماريم.

با تشکر

دوشنبه 11 بهمن 1389  11:30 AM
تشکرات از این پست
jalale
jalale
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 895
محل سکونت : تهران

پاسخ به:فرهنگ دفاع مقدس

در آستانه سالروز كشف و خنثي سازي كودتاي نوژه

 

نوژه شهيد است نه نام كودتا!

19 تير ماه سال 59 بود كه خبر كشف و خنثي سازي يك كودتاي نظامي كه قصد براندازي نظام نوپاي جمهوري اسلامي را داشت و اتاق جنگ آن در پايگاه هوايي خلبان شهيد محمد نوژه بود، منتشر مي شود. بر اساس اين اخبار تعداد زيادي از ارتشياني كه عمدتاً نيروهاي كلاه سبز بودند و با پيروزي انقلاب از ايران گريخته و بعداً با كمك دولت عراق به صورت قاچاقي وارد كشور شده بودند، قرار بود با هماهنگي عناصري كه هنوز در ارتش ايران حضور داشتند تحت حمايت دولت ايالات متحده و دولت عراق، با حمله هوايي به بيت امام و دفتر رياست جمهوري و مجلس و چند نقطه مهم ديگر در كشور و واگذاري حكومت به شاپور بختيار دست به كودتاي نظامي بزنند. اين كودتا به خاطر آن كه فرماندهي آن در پايگاه نظامي اي با نام شهيد نوژه بود به كودتاي نوژه معروف گشت. نسل جديد شايد از اين كودتا فقط نام آن را مي شناسند و شايد ندانند كه نوژه نام يك شهيد است!

 

 

¤شهيد نوژه كيست؟

در آستانه سالروز كشف و خنثي سازي اين كودتا بر آن شديم تا پرده از اين مسئله برداريم و شهيد مظلومي چون شهيد محمد نوژه كه به حقيقت در غبار غفلت و كج سليقگي فراموش شده را معرفي كنيم.

 

شهيد محمد نوژه

محمد در سال 1324 در شهر تهران متولد شد، خانواده اش متدين و مذهبي بودند و او در ميان اين جمع مهربان و عاشق اهل بيت (ع) پرورش يافت. محمد در سن هفت سالگي به مدرسه رفت و تحصيلات خود را تا اخذ مدرك ديپلم رياضي در سال 1342 به پايان رساند و وارد دانشكده افسري شد و پس از اتمام دانشكده افسري جهت طي دوره سامانه هاي كنترل اسلحه به آمريكا رفت و به علت عشق به پرواز به دانشكده خلباني نيروي هوايي راه يافت. محمد دوره مقدماتي پرواز را در ايران و دوره عالي و تكميلي آن را در آمريكا گذراند. در سال 1351 با اخذ نشان و مدرك خلباني در جمع خلبانان (اف:4 ) قرار گرفت. وي در طول سال هاي خدمتش به عنوان افسر سامانه هاي كنترل اسلحه گردان 101 شكاري پايگاه يكم، افسر خلبان شكاري تاكتيكي گردان 31 شكاري پايگاه سوم، رياست شعبه عمليات مشترك و معاون عمليات پايگاه ششم نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي به مردم ايران خدمت كرد. نوژه در مأموريت هاي بسياري در غرب كشور حماسه آفريد و سرانجام در يكي از اين ماموريت ها كه در پي فرمان امام(ره) براي كمك به دكتر مصطفي چمران در سركوب تجزيه طلبان مسلح و در حالي كه روزه بود در (20/5/1358) به پرواز درآمد، ولي هواپيمايش در آسمان كردستان ايران ـ منطقه عمومي پاوه ـ توسط نيروهاي ضد انقلاب سقوط كرد و در سن 34 سالگي به آسمان زيباي شهادت پر كشيد و به شهادت رسيد. در پي اين واقعه و به پاس اولين شهيد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، پايگاه سوم شكاري همدان به پايگاه شهيد نوژه تغيير نام يافت.

اين پايگاه پيش از اين و در زمان طاغوت به پايگاه «شاهرخي» معروف بود كه مدتي پس از انقلاب به پايگاه«حر» تغيير نام داد. يك سال بعد از شهادت اين خلبان قهرمان، در تاريخ (19/4/1359) شبكه كودتاچيان سلطنت طلب طرفدار شاهپور بختيار موسوم به «شبكه نقاب» و تعدادي از عوامل كودتاچي در اين پايگاه دستگير شدند.

متأسفانه بر اثر عدم دقت رسانه هاي ما از كودتاي شبكه نقاب، به عنوان كودتاي نوژه ياد مي شود!

با تشکر

دوشنبه 11 بهمن 1389  11:32 AM
تشکرات از این پست
jalale
jalale
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 895
محل سکونت : تهران

پاسخ به:فرهنگ دفاع مقدس

حجاب و عفاف در آئينه وصاياي شهدا

اهميت موضوع حجاب و عفاف موجب شد كه اين بار با توسل و تمسك به شهدا، پرسه اي هم در كوچه هاي عاشقي، جهاد و شهادت بزنيم و با بررسي مهمترين اسناد معرفتي انقلاب اسلامي يعني وصيت نامه شهدا به اين موضوع ( عفاف و حجاب) بپردازيم.
در بررسي وصيت نامه شهدا مي توان در مجموع يك سري شاخصه ها را استحصال كرد. ولايتمداري، فدايي شدن براي اسلام و ميهن، حفظ انقلاب و ارزش هاي والاي آن، توجه و توسل به ائمه اطهار(عليهم السلام)، استفاده از آيات جهاد و شهادت در مدخل وصيت نامه و ... حجاب و عفاف نيز يكي از اين موارد است كه عمده شهدا كه وصيت نامه نوشته اند حداقل، توصيه اي به خواهران و خانواده خود براي حفظ حجاب داشته اند و در كنار آن، حفظ حجاب را مهمترين مسئله زنان در مسير انقلاب قلمداد كرده اند. در ادامه فراز هايي از اين موضوع را در وصايا مي خوانيم:
الف- در برخي وصاياي شهدا فضيلت حجاب و عفاف از فضيلت شهادت، برتر و ريشه تربيت شهيد، تو دهني به استكبار و ... معرفي شده است:
«و تو اي خواهر ديني ام، چادر سياهي كه تو را احاطه كرده است از خون سرخ من كوبنده تر است.»(شهيد عبدالله محمودي)
«خواهرم! محجوب باش و باتقوا، كه شماييد كه دشمن را با چادرسياهتان و تقوايتان مي كشيد.» (سردار شهيد رحيم آنجفي)
توصيه اي كه به خواهران دارم اين است كه اگر مي خواهند خون شهيدان را پايمال نكنند اين است كه حجاب خود را حفظ كنند.( شهيد آبياران)
«خواهرم! سرخي خونم را نزد سياهي چادرت به امانت مي گذارم، پس امانت دار خوبي باش.»(شهيد مصطفي رداني پور)
«خواهرم! حجاب تو مشت محكمي بر دهان منافقين و دشمنان اسلام مي زند.»(شهيد بهرام يادگاري)
«اي خواهرم قبل از هر چيز استعمار از سياهي چادر تو مي ترسد تا سرخي خون من.» (شهيد محمدحسن جعفرزاده)
«مادرم... ! من با حجاب و عزت نفس و فداكاري شما رشد پيدا كردم.» (شهيد غلامرضا عسكري)
«حجاب اسلامي خود را كاملاً حفظ كنيد چون كه حجاب تو اي مادر و اي خواهر كوبنده تر از خون من مي باشد.»(شهيد فرامرز حقگو ، شهيد ظهر عاشورا)....
ب- در برخي ديگر از وصاياي شهدا، حفظ جامعه از گزند مسائل اخلاقي با رعايت حجاب و عفاف و در برخي ديگر بر زندگي زهراگونه و زينب گونه و تأسي از اين اسوه هاي عفاف و حجاب تأكيد شده است:
«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بي اعتنايي شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهد شد.» (شهيد علي اصغر پور فرح آبادي)
«خواهرم! زينب گونه حجابت را كه كوبنده تر از خون من است حفظ كن.» (شهيد محمدعلي فرزانه)
«خواهران ما در حالي كه چادر خود را محكم برگرفته اند و خود را همچون فاطمه و زينب حفظ مي كنند... هدف دار در جامعه حاضرشده اند.» (رئيس جمهور شهيد محمدعلي رجايي)
«خواهران عزيز، حجاب خود را حفظ كنيد، شما بايد در مقابل شايعه پراكني ها و بي حجابي ها مبارزه كنيد و رسالت زينبي را در جامعه ايفا كنيد.»( شهيد علي اصغر عدالتيان)
و...
ج- در تعدادي از وصيت نامه ها هم حفظ حجاب، اصلي ترين توصيه به زنان و خواهران است كه برخي از اين فرازها را مي توان به صورت پيام كوتاه رواج داد:
«حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مي بيني و دشمن تو را نمي بيند .» (سردار شهيد رحيم آنجفي)
«خواهرم! از بي حجابي است اگر عمر گل كم است، نهفته باش و هميشه گل باش.» (شهيد حميدرضا نظام)
«يك دختر نجيب بايد باحجاب باشد.» (شهيد صادق مهدي پور)
«از تمامي خواهرانم مي خواهم كه حجاب اين لباس رزم را حافظ باشند.» (شهيد سيدمحمدتقي ميرغفوريان )
«اما پيامم به جوانان عزيز:خواهران و برادران! جبهه ها را خالي نگذاريد و جهاد اكبر را هم فراموش نكنيد، از نفسهاي شيطاني دور باشيد و به نامحرم نگاه نكنيد. خواهران، حجاب خود را حفظ كنيد.»( شهيد ميرطاهر سرمست زاده)
«خواهرم اميدوارم كه براي من گريه دشمن شاد نكنيد و در انجام فرايض ديني و حجاب اسلامي كوتاهي نكنيد.»(شهيد علي اكبر حسن بيگي)
و....
اگر بيشتر در وصاياي شهدا سير كنيم به طور قطع مسائل بيشتري را مي توانيم در حوزه عفاف و حفظ حجاب در اين وصايا دريافت كنيم. به هر صورت اين بحث ان شاء الله مدخلي باشد تا بيشتر به اين معادن معرفت و اوراق نوراني توجه و دقت نظر داشته باشيم و در روز حشر، شرمنده خون شهدا نباشيم. به اميد طلوع خورشيد آل محمد (عج).

با تشکر

دوشنبه 11 بهمن 1389  11:33 AM
تشکرات از این پست
jalale
jalale
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 895
محل سکونت : تهران

پاسخ به:فرهنگ دفاع مقدس

مناسبت سالروز عمليات غرورآفرين مرصاد

 تنگه چهار زبر «مرصاد» شد

 

پذيرش قطعنامه598 از طرف جمهوري اسلامي ايران، بالاترين شوك را به سازمان منافقين وارد كرد. در اين ايام كه منافقين در بلاتكليفي شديدي به سر مي بردند، رجوي توانست صدام را متقاعد كند كه قبل از بسته شدن كامل مرزها و اجراي قطعنامه 598 سازمان ملل، به سازمان اجازه آخرين حمله به خاك ايران را بدهد. سازمان منافقين به سرعت دست به كار شد و به تمامي هوادارانش در خارج از عراق دستور داد هرچه زودتر خود را به عراق برسانند. در روز دوشنبه سه مرداد 1367، نيروهاي منافقين از محور سرپل ذهاب وارد خاك ايران شدند و به سرعت تا نزديكي شهر كرند غرب پيش رفتند.

منافقين متشكل از 10 لشكر رزمي، شامل 53 تيپ زرهي و پشتيباني در اين عمليات شركت كردند. دولت عراق نيز در اين عمليات با ادواتي از قبيل 120دستگاه تانك، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپاره انداز هشتاد ميلي متري، هزار قبضه تيربار كلاشينكف، سي قبضه توپ 106 ميلي متري و هزار دستگاه كاميون و خودرو آنان را ياري مي كرد.

پيش از «عمليات فروغ جاويدان» منافقين دو عمليات ديگر را در مرزهاي ايران به نام هاي «آفتاب» و «چلچراغ» انجام داده بودند. كه اين دو عمليات براي منافقين هيچگونه موفقيتي را در پي نداشت.

رجوي روز قبل از حركت به سمت ايران در سخناني بدين مضمون كه فرداي آن روز، همه به سمت مرز ايران حركت و اول به كرمانشاه و سپس به تهران خواهند رفت و به يقين در اين مسير تعدادشان دهها برابر خواهد شد، زيرا مردم دسته دسته در مسير به آنها خواهند پيوست! و نهايتاً تهران به سادگي فتح خواهد شد! در اين نشست همچنين به ناتواني رژيم جمهوري اسلامي به بسيج نيرو تأكيد شده و آن را نقطه مطلق ضعف دانسته و ميدان آزادي تهران را قرار ملاقات بعدي گذاشته بودند!

به محض صدور فرمان، نيروهاي منافقين، خط مرزي را در نورديدند و وارد خاك ايران شدند. در موج اول حمله حدود 2200 نيروي مسلح زن و مرد حضور داشتند. هواپيماهاي جنگنده «ميگ 23» و «ميراژاف يك» عراقي به منظور حفاظت از نيروهاي عمل كننده در برابر دخالت احتمالي نيروي هوايي ايران، اقدام به پروازهاي گشتي مسلحانه و برقراري پشتيباني هوايي نزديك كردند. پس از ورود منافقين به مهران آنها شعار «امروز مهران، فردا تهران» سر دادند.

پيشروي اوليه سبب شد تا اين نيروها به عنوان يك نيروي كاملاً غافلگيركننده و قوي پيشروي كنند و به شهر اسلام آباد در فاصله 100كيلومتري از مرز دست يابند. نيروهاي بعدي با بهره گيري از موفقيت هاي به دست آمده، در چهارچوب برنامه تعيين شده و براي دستيابي به شهر تهران، حمله خود را از سر گرفتند و بديهي بود در پشت سر خود، از هيچ گونه اقدام دفاعي يا نيروي تأميني در جاده ها برخوردار نبودند! آنها در گردنه حسن آباد (بين اسلام آباد- كرمانشاه) سه روز متوقف شدند تا آن كه نيروهاي خودي با سازماندهي و طرح منظم و حساب شده، در روز پنج شنبه شش مرداد، عمليات «مرصاد» را با رمز« ياعلي بن ابي طالب (ع)» آغاز كردند. درگيري سختي در منطقه چهار زبر - كه به سبب اين عمليات مرصاد نام گرفت- اتفاق افتاد، بسياري از نيروهاي منافقين به هلاكت رسيدند و تمام تجهيزاتشان منهدم شد و با بسته شدن سه راه اسلام آباد - ملاوي، راه عقب نشيني آنها نيز بسته شد. طي چندين ساعت، صدها تن از منافقين به هلاكت رسيده و بقيه وادار به فرار شدند. در اين عمليات، رزمندگان از قسمت سه راهي اهواز (پشت پمپ بنزين اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زيادي به منافقين وارد كردند؛ به طوري كه در ساعت 11به منافقين دستور عقب نشيني كامل داده شد.

در حين عمليات، هوانيروز با اعزام هلي كوپترهاي كبرا و نيروي هوايي با بمباران دقيق مواضع و ادوات منافقين، تلفات فراوان و موثري بر آنان وارد ساختند. نقش شهيد صياد شيرازي كه فرماندهي نيروي زميني ارتش را در آن زمان بر عهده داشت در اين زمينه نمي توان ناديده گرفت. بعدها همين امر سبب انتقام گيري منافقين با شهادت او شد.

در اين عمليات، حدود2500 نفر از منافقين به هلاكت رسيده و حدود 1000 تن نيز مجروح شدند. تخمين زده مي شد كه حدود 500 تن نيز از منطقه متواري شده باشند كه جنازه 50تن از آنان كه زخمي بوده يا در درگيري با نيروهاي خودي كشته شده بودند، به دست آمد. همچنين ده ها تن آنها در اين عمليات به اسارت درآمدند كه در ميان آنان، برخي از فرماندهان و اعضاي رده بالاي سازمان نيز بودند.

مسعود رجوي كه در شب عمليات گفته بود: «بعد از ورود به تهران تا 84 ساعت هر كاري خواستيد بكنيد و هر كسي را كه خواستيد، بكشيد تا اينكه من فرمان عفو عمومي بدهم! » چند روز پس از عمليات فروغ جاويدان در 18 مرداد 1367 و در نشست توجيهي و جمع بندي در پايگاه اشرف، دليل شكست سازمان در اين عمليات را نداشتن بينش توحيدي پرسنل نظامي سازمان ارزيابي كرد، اما گواه تاريخ اين است كه «عاقبت تمام مزدوران شكست است.»

«ان ربك لبالمرصاد...»

با تشکر

دوشنبه 11 بهمن 1389  11:34 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها