|
نياز
شب سختي بود، بايد با نوار، معبر محل عبور نيروها از ميدان مين را مشخص ميكرديم. طول معبر زيادتر از حد معمول بود، همه به يكديگر نگاه كرديم. ديگر هيچ نواري همراه خود نداشتيم، يك روحاني همراه گروه ما بود، امير خطاب به ايشان گفت: «حاج آقا عمامتان را بدهيد كه شديداً نياز است.»
روحاني با لبخند گفت: «آقا اين عمامه است.» امير پاسخ داد: «حاج آقا جان! براي انجام وظيفه، حتي از عمامه هم بايد كمك گرفت، تا به نتيجه رسيد.» با رضايت روحاني، عمامه را به عنوان نوار معبر استفاده كرديم و بچههاي گردان به سلامت از آن ناحيه گذشتند.
|
منبع :كتاب جرعه ي عطش - صفحه: 34
راوي : مهدي سعيدي