پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 6:07 PM
نان و پنير
جانمان را به لبمان ميرساند، تا اجازه ميداد يك لقمه نان بخوريم. كلي بايد قبل و بعد از غذا، دعا و استغاثه و توبه ميكرديم. وقتي او شهردار بود، ذرهاي هم كوتاه نميآمد، بايد دعا را تا آخر كامل ميخوانديم، حتي اگر بسيار گرسنه بوديم.
بچهها به شوخي ميگفتند: «برادر حالا اگر غذا چلومرغ يا كلهپاچه يا ماهي و گوشت بود، يك چيزي، اما نان و پنير كه ديگر دعاي سفره ندارد!؟...»
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 135