0

پرورش کودکی مسئول

 
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 10633
محل سکونت : اصفهان

پرورش کودکی مسئول

 

پرورش کودکی مسئول – قسمت اول

 
 
 
 
 
پرورش کودکی مسئول – قسمت اول

در زبان لاتین واژۀ مسئول از ریشۀ واژۀ پاسخ می‌آید. کسی که برای پاسخ دهی توانایی داشته باشد، مسئول است؛ معتمد است و به آنچه از او انتظار میرود، عمل میکند. به‌عبارت دیگر، اگر از انسان مسئول درخواستی شود، به آن پاسخی میدهد.
چگونه کودکان یاد می‌گیرند به‌شیوۀ مسئولانه پاسخ دهند؟
نخستین درسهای مسئولیت‌پذیری کودکان از پدر و مادری آموخته می‌شود، که به‌نیازهای کودکانشان پاسخ داده اند. باز هم کلید موفقیت کودکان، میزان پاسخگویی پدر و مادر است.
پدر و مادری که به‌طور مناسب به‌کودکشان پاسخگو بوده‌اند، به احتمال بیشتر کودکانی مسئول بار می‌آورند.چرا؟ زیرا پاسخگویی، قانون طبیعی کودک می‌شود.
کودکانی که پدر و مادرشان نیازهای آنان را درک کرده و برآورده ساخته‌اند، با احتمال بیشتری داشتن مسئول را در برابر خود و دیگران درک میکنند. برای اینکه کودکان نسبت به‌خود احساس خوبی داشته باشند، باید مسئولانه رفتار کنند.
ما زیاد کودکانمان را بغل می‌کردیم؛ و به‌سرعت به‌گریه های وی پاسخ میدادیم؛ و همواره می‌کوشیدیم نیازهای دلبستگی او را برآورده سازیم.
بنابراین اکنون او میتواند با اعتماد به نفس خوبی بدون ما زندگی کند؛ عزت نفس خوبی دارد؛ و ما معتقدیم با اعتماد به‌اشاره‌های کودک‌مان و پاسخگویی به آن اشاره‌ها، میتوانیم به او فرصت شکوفایی دهیم، تا انسان ویژه و ارزشمندی شود؛ به‌جای اینکه باورهای خود را به او تحمیل سازیم، تا انسانی شود، که ما میخواهیم.
در ماههای نخستین دوران نوزادی، زمانی که نوزاد به‌توجه پی در پی پدر و مادر نیاز دارد، هیچ ردپایی از مسئولیت پذیری و استقلال در او دیده نمی‌شود. شاید بسیار دشوار است، که بپذیریم استقلال نوزاد پایه‌ای برای توانایی خودتنظیمی او در آینده خواهد بود؛ به‌ویژه دوستان و خویشاوندان همواره به ما می‌گویند: باید کودک را عادت دهید تنها بخوابد؛ نباید زیاد  بغلش کرد چون لوس میشود.
با وجود این، وقتی شما به‌اشاره‌ها و گریه‌های نوزاد پاسخ میدهید، به او یاری میرسانید به خودش اعتماد کند. در اینصورت شما ارزیابی او را از احساسات و نیازهایش تایید کرده‌اید.
این توانایی اعتماد به‌خود برای معتمد بودن او در آینده پایه خواهد شد. همچنین پاسخگویی به اشاره‌های نوزاد بیان میکند، که رفتارهای او بر محیط تاثیر دارند؛ یعنی او ناتوان نیست؛ و میتواند بر مسائل زندگی تاثیر بگذارد.

خودتنظیمی در کودکان نوپا
خودم انجام بدم! این جمله نشان‌دهندۀ رشد آگاهی کودک از فردیت و توانایی خود برای مراقبت از خودش است. پدر و مادر خردمند تا آنجا که ممکن است، با اجازه دادن به کودک برای تمرین مهارتهای جدید در محیطی امن از این میل خودمختاری بهره می‌برند.
نقش پدر و مادر این است، که این تمرین را برای او آسان‌تر کنید. شما قرار نیست به‌جای او کاری انجام دهید، بلکه وظیفۀ شماست وضعیت را به‌گونه‌ای برای کودک فراهم سازید، که او بتواند خودش کارش را انجام برساند.
کودک را به‌ازمودن چیزهای جدید برانگیزانید: زمین خوردن – نه به‌گونه‌ای خطرناک – و دوباره بلند شدن و تلاش کردن، درسی برای مسئولیت پذیری است.
کودک یاد میگیرد رفتارهایش پیامدهایی دارد. او بی‌فکر از جایی بالا می‌رود و زمین می‌خورد. او با ایجاد انگیزش تلاشش را ادامه می‌دهد، تا زمانی که یاد بگیرد درست‌تر و با ایمنی بیشتری از جایی بالا رود؛ یعنی مسئولیت پذیری بیشتر.
او از راه آزمون و خطا یاد می‌گیرد، که پیامد درست بالا نرفتن از جایی زمین خوردن و درد است و جلوگیری از این پیشامد، وظیفۀ خودش است.
هم‌زمان با اینکه نوزادان و نوپایان کم‌کم عملکردهای بدنشان را در کنترل خود می‌گیرند، گام‌های بزرگی به‌سوی مسئولیت‌پذیری و استقلال برمی‌دارند. آنان کم‌کم نشستن، چهار دست و پا رفتن، راه رفتن، دویدن، پریدن، غذاخوردن، لباس پوشیدن، مسواک زدن دندانها و توالت رفتن را یاد می‌گیرند.
اگرچه شما توانایی ندارید کودک را به یادگیری این مهارتها وادار سازید، میتوانید وضعیتی فراهم کنید، تا کودک را به یادگیری آنها برانگیزانید.
برای کودک به‌منظور تجربۀ این مهارتها فرصتهای بسیاری را فراهم کنید و انتظارات مناسبی از آنان داشته باشید؛ و پس از آموختن هر مهارتی به او آفرین بگویید. آنان هنگام یادگیری این مهارتها بسیار خرابکاری می‌کنند؛ آبمیوه را می‌ریزند، خمیردندان را به‌همه جای لباسشان می‌مالند؛ و از این دست کارها.
پدر و مادر کودکان موفق رشد کودک را سفری هیجان‌انگیز از دوران نوزادی تا کودکی و از آن پس تا بزرگسالی به‌شمار می‌آورند. آنان از گامها و اشتباهات کودک در گذران این راه لذت می‌برند؛ زیرا هر مرحلۀ جدید کودک را بیشتر به سوی مسئولیت‌پذیری و استقلال هدایت میکند.


منبع: دنیای کودکان موفق

پنج شنبه 16 مرداد 1399  11:41 AM
تشکرات از این پست
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 10633
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پرورش کودکی مسئول

 

پرورش کودکی مسئول – بخش دوم

 
 
پرورش کودکی مسئول – بخش دوم

بررسی‌ها روی کودکان دردسرساز نشان داد که آنان هرگز در برابر رفتارهایشان پاسخگو نبوده‌اند. آنان نمی‌دانستند مسئول بودن نسبت به رفتارهایشان یعنی چه؛ و بی مسئولیتی چه پیامدهایی دارد.
به‌سرعت از بار مسئولیت شانه خالی می‌کردند؛ و دیگران را برای اشتباهاتشان مقصر میدانستند؛ برای نمونه می‌گفتند: اون من رو عصبانی کرد. منم اون رو زدم.
اگر کودک ناچار باشد برای رفتارهایش پاسخگو باشد، یاد می‌گیرد رفتارش برای خودش و دیگران پیامدهایی دارد. همچنین می‌آموزد رفتار انسانها با هم وابستگی درونی دارند. او بخشی از سیستم اجتماعی به شمار میرود، که از خودش بزرگتر است؛ و انتخابهایش بر دیگران و خودش تاثیر می‌گذارند.
پاسخگو بودن بخش مهمی از حس دلبستگی انسان به خانواده، گروه اجتماعی و جامعه است. پس وقتی به کودکان یاد دهیم آنان بابت رفتارهایشان مسئول باشند، به آنان ابزار ارزشمندی برای زندگی یا دیگران، همچنین حس دلبستگی داده ایم.
به کودک بیاموزیم از همان آغاز مسئولیت‌پذیر باشد
امتناع از مسئولیت پذیری با بهانه‌های زیر همراه است: یادم رفت؛ منظوری نداشتم؛ منظورت رو نفهمیدم؛ نمی‌تونم؛ نشنیدم و در کل هر جمله‌ای که با واژۀ اما آغاز شود.
این بهانه‌ها نشانۀ ناپختگی کودک است و از این دست جمله‌ها بسیار میشنوید. شیوۀ پاسخ شما به کودک میفهماند، که بهانه‌هایش پذیرفته نیست.
کودک چهار ساله‌ای گلدان را می‌اندازد. وقتی از او می‌پرسید، میگوید: گربه کرده. بی‌گمان مادرش واقعیت را میداند؛ اما در نظر میگیرد اگر کودک تقصیر را گردن گربه می‌اندازد، ساده‌تر از این است، که بپذیرد اشتباه کرده و نباید در خانه میدوده است.
مادر و پدر خردمند در این وضعیت، دربارۀ اینکه چه کسی گلدان را انداخته، بحث نمی‌کنند، بلکه به یاد کودک نافرمانشان می‌آورند برای همین، قانون خانه این است، که نباید در آن دوید.
سپس به کمک او تکه‌های شکستۀ گلدان را جمع میکنند. بار دیگر – که فرزندشان تند دوید- مادر و پدر جریان این گلدان را به او یادآوری می‌کنند.
اگر کودکی فراموش کرده است به تمرینات کلاس ورزش خود برود، نمرۀ پایین آورده، پدر و مادر به کودک می‌فهمانند، این جزو مسئولیتهای اوست؛ و اهمال کاری او برایش چنین پیامدهای بدی را به همراه دارد.
پس قانون جدید این است، که پیش از به پایان رساندن تکلیف‌هایش، نمیتواند مدت زیادی پای کامپیوتر بنشیند؛ یا باید خودش برود و با مربی‌اش حرف بزند و تصدیق کند برای نرفتن سر تمریناتش دلیل خوبی ندارد.

وقتی کودک بداند که میتواند به پدر و مادرش اعتماد کند، و آنها منصفانه به او پاسخ میدهند و درکش می‌کنند، آسان‌تر میتواند اشتباهاتش را بپذیرد.
نپذیرفتن بهانه‌های کودک به این معنا نیست، که پدر و مادر باید گفتۀ کودک را یعنی گربه کرده به ریشخند بگیرند. اگر قرار است رفتار نادرست کودک را تصحیح کنید، هدف‌تان باید این باشد که او را از اشتباهاتش آگاه گردانید و به او کمک کنید تا روشی برای اصلاح آن بیابد.
نباید به شدت از او انتقاد کنید. بلکه باید به او بفهمانید میدانید او میتواند رفتار بهتری داشته باشد و به او یاری رسانید، تا دوباره این اشتباه را تکرار نکند.
قانون هایی برای خانواده تعیین کنید.
اگر برای کودکان – که در حال یادگیری مهارتهای لازم برای پذیرش مسئولیتهای خود هستند – قانون‌هایی تعیین کنیم، آسوده‌تر خواهند بود. اگر وظیفه های ویژه ای همواره به شیوه ای خاص انجام شوند، کودک آسان تر به یاد می‌آورد چگونه و چه زمانی آنها را انجام دهد.
برای نمونه، اگر قانون خانواده این است که همواره تکلیف‌های مدرسه باید به سرعت پس از خوزدن شام انجام گیرد، پس کودک کم‌کم یاد میگیرد در زمان معینی آن را انجام دهد؛ بی‌آنکه شما به او یادآوری کنید.
از کودک انتظار داشته باشید پاسخگو باشد
انتظار داشتن از کودک محرک قدرتمندی است؛ به‌ویژه انتظارات پدر و مادر و دیگر مراجع قدرت. بدین ترتیب، از همان آغاز، کودک یاد میگیرد نسبت به انجام کار درست مسئول باشد؛ و خودش در برابر پیامد اشتباهاتش پاسخ گوید.
شما باید از کودک انتظار داشته باشید کارها را به شیوۀ معمول خانواده انجام دهد. از این‌رو، این نگرش را به دیگر رفتارهای اجتماعی‌اش نیز انتقال میدهد؛ و انتظارات پدر و مادر بخشی از وجودش میشود.

پنج شنبه 16 مرداد 1399  11:42 AM
تشکرات از این پست
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 10633
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پرورش کودکی مسئول

پرورش کودکی مسئول – بخش سوم


اگر کودک کار درستی انجام داد، او را ستایش کنید.
کودکی که در حال یادگیری مسئولیت‌هایش است، اگر کار درستی انجام می‌دهد، توجه‌تان را به او نشان دهید. تشویق و ستایش، کودک را به‌تکرار رفتار پسندیده و خوش‌ایندش برمی‌انگیزاند.
وقتی به رفتار درست کودک اشاره می‌کنید، و خشنودی خود را از رفتارش نشان میدهید، مطمئن باشید باز هم آن رفتار را از او خواهید دید.
اگر کودکان تایید پدر و مادر را داشته باشند، بسیار خوشحال خواهند شد و همواره در پی آن خواهند بود. شاید گاهی از همکاری با شما روی‌گردان شوند؛ اما بدانید وقتی به رفتار خوبشان توجه می‌کنید و تشویق میشوند،به خود می‌بالند. این بالندگی به او یاری میرساند معیارهای بالایی برای خود بخواهد.
به کودک اندیشیدن و برنامه‌ریزی را بیاموزید
صبر کن! جمله‌ای است که کودکان از شنیدن آن بیزارند. وقتی کودکان آن را می‌شنوند، پایشان را بر زمین می‌کوبند و می‌گویند: نه! همین الآن میخوام.
اما بخشی از رشد احساس مسئولیت این است، که کودک یاد بگیرد بردبار باشد، تا سرانجام پاداش بزرگتری به‌دست آورد. توانایی داشتن شکیبایی برای به‌دست آوردن پاداش های ماندگارتر در زندگی بسیار مهم است.
برای به‌دست آوردن بسیاری چیزها به تلاش فراوان و تعهد بلندمدت نیاز است؛ برای نمونه، سال‌ها درس خواندن در دانشگاه برای بدست آوردن مدرک، صرفه‌جویی برای خرید اتومبیل یا خانه، کار کردن در حرفه‌های پایین برای رسیدن به مقام‌های بالای اجتماعی.
ما باید کودکانمان را آماده سازیم، تا توانایی داشته باشد برای آینده‌اش برنامه بریزد و زمان حالش را برای بدست آوردن آینده‌ای بهتر قربانی کند.
برخی راههای ساده برای ایجاد انگیزش این بردباری و شکیبایی در کودک چنین است:
- اگر به کودک مسئولیت نوشتن گزارش یا پروژه ای در مدرسه داده شده است، برای نشان دادن اندیشیدن و برنامه‌ریزی بلندمدت به او  فرصتی به دستتان میدهد.
در کنار کودک بنشینید و یا هم گامهای لازم را برای به سرانجام رسانیدن پروژه در مهلتی که دارد، تعیین کنید. برای کامل کردن نیازها و زمان انجام آنها برنامه‌ای واقع‌بینانه بریزید.
بدین ترتیب به کودکان می‌آموزید برای بدست آوردن نتیجه‌های ارزشمند باید برنامه ریزی کرد. وقتی پروژه براساس برنامه به نتیجه رسید، کودکان نتیجه‌های مشهود این رویکرد را میبینند؛ یعنی پروژه ای با موفقیت به پایان رسیده است؛ بی اینکه در لحظه های پایانی با شتاب کاری را انجام داده باشیم.
-اگر کودک به اسباب بازی جدیدی شیفته شده است و از شما میخواهد آن را برایش بخرید، به او کمک کنید، که برای پس انداز پولش به منظور خرید آن، برنامه ای مالی بریزد، تا هر زمان توانست آن را بخرد.

به کودک مدیریت زمان و مهارت‌های سازمان‌دهی را بیاموزید.
بیشتر بزرگسالان از سیستمهای برنامۀ روزانه برای یادآوری آنچه باید هر روز انجام دهند، بهره می‌برند؛ از جمله: برنامه‌های کامپیوتری، برنامه ریز روزانه و نوشتن فهرست کارهای روزانه.
نکتۀ جالب آنکه همین کسان از فرزندشان انتظار دارند وظیفه‌های روزانه، کارهای مدرسه، کلاس‌های ورزشی و دیگر کارهای فوق برنامه را بی‌هیچ وسیلۀ کمکی یادشان بماند.
وقتی فهرست کارهای کودک تمام نشده باقی می‌ماند، یادآوری دوبارۀ آنها او را آشفته میکند. هر کودک زمانی باور دارد، کنترل زندگی‌اش در دست خودش است، که خودش فهرست کارهایش را نوشته باشد. او میتواند در جایی کارهای مدرسه و دیگر وظیفه‌های روزانۀ خود را بنویسد.
شیوۀ انتخاب سیستمش نیز به شخصیت و کارهای برنامه ریزی شده‌اش بستگی دارد. بدین ترتیب، میتواند مدیریت زمان را به خوبی برای زندگی‌اش یاد بگیرد.
وقتی فرزندانمان کوچک بودند، تقویم بزرگی بر دیوار اتاقشان نصب کردیم؛ و تاریخ‌های مهم از جمله: تولدها، تعطیلات یا رویدادهای خاص را علامت زدیم. وقتی بزرگتر شدند، تکلیف‌های مدرسه و کلاسهای فوق برنامه را به آن افزودیم.
کم‌کم آنان با کمک تقویمی که خودشان آن را تنظیم کرده بودند، زمان‌شان را مدیریت کردند. اکنون که به دانشگاه میروند، یکی از مهمترین وسایل‌شان تقویمی‌ست، که بر دیوار دارند.
امتیاز مسئولیت می‌آورد
با رشد کودک بر مسئولیت‌هایش بیفزایید. کودکان دبستانی – به ویژه آنهایی که در دورۀ پیش از نوجوانی هستند – باید یاد بگیرند هرچه امتیازاتشان بیشتر شود، از آنان مسئولیت‌های بیشتری انتظار می‌رود.
اگر به آنان اجازه داده میشود خود به تنهایی به پارک بروند، از آنان انتظار میرود سر ساعت معینی به خانه باز گردند. اگر به آنان اجازه داده می‌شود از کامپیوتر مامان و بابا استفاده کنند، باید مواظب باشند به فایلهای آنان آسیبی نرسد.
نوجوانان انتظار دارند پدر و مادر از آنان برای پاسخگویی انتظار داشته باشند. هنگامی پدر و مادر این انتظارات را جدی نمی‌گیرند، فرزندان گیج میشوند؛ و به پدر و مادر کمتر حرمت می‌نهند.
نوجوان به درک روشنی از انتظارات شما نیاز دارد؛ یعنی شما باید از او انتظار داشته باشید، که به شما بگوید، کجا میرود، با کی میرود، چه کاری میکند؛ و چه ساعتی باید خانه باشد.
برای اینکه انتظارات شما را اشتباهی نگیرد، آنها را بنویسید و یک نسخه نیز برای خود نگه دارید؛ و زمانی که کودک دیر به خانه می‌آید و می‌گوید: اما من فکر کردم شما گفتین ساعت ده! میتوانید آن را به کار بندید.

پنج شنبه 16 مرداد 1399  11:43 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها